بخشى از كتيبه شالوف در موزه لوور
مجسمه داريوش به هنگام اكتشاف در شوش
نشانى از خداى هاپى روى مجسمه
هيروگليف هاى مصرى بر پايه مجسمه
هنرمندان، صدرنشين فهرست برترين ها
نشريه معتبر «فوربس» بنا بر سنت هرساله اش، فهرستى صد نفرى از چهره هاى تاثيرگذار و در عين حال ثروتمند جهان را ارائه كرد تا بار ديگر در كنار هم قرار گرفتن اين اسامى به ما يادآورى كند كه مسأله اقتصاد تا چه اندازه مى تواند ساير جنبه هاى فرهنگى، ورزشى و سياسى را تحت تأثير خود قرار دهد. اين نكته را مى توان در تك تك اين انتخاب ها مشاهده كرد.
به عنوان نمونه اگر نام آنجلينا جولى در رده سوم اين فهرست قرار گرفته دلايلى از قبيل حضور او در فعاليت هاى صلح دوستانه، تولد فرزندش و حضور در چند فيلم و حتى صداپيشگى اش در يك انيميشن باشد كه به نظر قابل قبول مى رسد، اما حضور چهره اى چون جانى دپ در رده ششم، تنها به دليل نقش متفاوتش در فيلم «دزدان دريايى كارائيب» و بازى در فيلم «سوئينى تاد» عنوان شده و مسأله فروش مناسب اين دو فيلم.
در توضيح كوتاهى كه سايت «فوربس» ذيل نام جانى دپ آورده، هيچ دليلى به جز اين موجود نيست و اين نشان از آن دارد كه علاوه بر شهرت جانى دپ، تنها دليل حضور او در فهرست ده گانه فوربس درآمدزايى او در سينماست.
اپرا وينفرى در اين فهرست در جايگاه اول قرار دارد و اين دومين سال متوالى است كه اين رتبه به او رسيده است. برنامه نمايشى «اپرا وينفرى» در چند سال اخير تعداد زيادى از تماشاگران تلويزيونى را معطوف به خود كرده است. اهميت اين برنامه كه به صورت گفت وگو با چهره هاى مشهور دنيا اجرا مى شود در سه سال اخير ميليون ها نفر را پاى تلويزيون كشانده و از سويى سبب شده تا شبكه هاى بسيارى در سراسر جهان اقدام به ساخت برنامه هائى مشابه كنند.
آنجلينا جولى نفر سوم اين فهرست است و نام او پس از تايگر وودز آمده كه از بازيكنان نامدار گلف در امريكاست. پس از آن نام بيانسه نولز (خواننده موسيقى پاپ)، ديويد بكام، جانى دپ، جى- زد (گروه موسيقى رپ)، گروه موسيقى دهه هفتادى پليس و جى كى رولينگ قرار دارند.
حضور رولينگ در جمع ۱۰ نفره چهره هاى تاثيرگذار جهان از اين حيث داراى اهميت است كه او تنها نويسنده در حوزه ادبيات به شمار مى ايد كه در چند ساله اخير همواره در رتبه هاى بالاى تاثيرگذارى «فوربس» حضور داشته است.
رولينگ در حالى به اين رتبه دست يافت كه تا چندى پيش از چاپ جلد اول «هرى پاتر» در خانه هاى متعلق به شهردارى و در شرايط بد اقتصادى به سر مى برد اما در شرايط فعلى وضع مالى و تاثيرگذارى او حتى از ملكه بريتانيا نيز فراتر رفته است.
به نوشته «فوربس» ؛ «هرى پاتر با جادوى خود، نويسنده اش را يك شبه به ثروت رساند.» البته در اين فهرست نام چند نويسنده ديگر نيز وجود دارد كه ازجمله آنها مى توان به استفن كينگ (نفر ۳۴) و جيمز پاترسون (نفر ۵۸) اشاره كرد.
در اين ميان نام جيمز پاترسون بار ديگر اهميت اقتصاد هنر را در انتخاب فوربس تأييد مى كند. برد پيت كه در فعاليت هاى صلح دوستانه همواره همراه آنجلينا جولى بود در جايگاه دهم قرار دارد و پس از او مى توان چهره بسيارى از هنرمندان ديگر ازجمله ويل اسميت (۱۱)، استيون اسپيلبرگ (۱۳)، كامرون دياز (۱۴)، جنيفر آنيستون، همسر سابق برد پيت (۱۷)، مدونا (۲۱)، سلين ديون (۲۸)، بروس ويليس (۲۹)، تام كروز (۳۱)، لئوناردو دى كاپريو (۴۴)، جرج لوكاس (۴۶)، نيكلاس كيج (۴۹)، مت ديمون (۵۱)، بان جوى (۵۳)، جنيفر لوپز (۵۴)، بن استيلر (۵۵)، نيكول كيدمن (۵۷)، كاترين هيگل (۷۳)، كيت بلانشت (۷۷) و ونسا ويليامز (۹۸) را يافت.
دژ ايرانى در مصر
بخشى از كتيبه شالوف در موزه لوور
مجسمه داريوش به هنگام اكتشاف در شوش
نشانى از خداى هاپى روى مجسمه
هيروگليف هاى مصرى بر پايه مجسمه
باستان شناسان مصرى به تازگى موفق به كشف دو قلعه باستانى در نقاط مختلف مصر شدند. بنابر گزارش سايت اطلاع رسانى مصر ( (Egypt state Information Service زاهى هواس، مدير كل شوراى عالى آثار باستانى مصر و از باستان شناسان برجسته اين كشور، يكى از اين قلعه ها را متعلق به سلسله هاى هجدهم و نوزدهم فراعنه اعلام كرده است.
اما محوطه تازه اكتشاف شده ديگر، بنابر اظهار نظر آقاى هواس، باقى مانده قلعه يا دژى است، مربوط به دوران حضور هخامنشيان در مصر. اين قلعه در سى كيلومترى شرق كانال سوئز قرار دارد. اما هنوز اطلاعات دقيق و كاملى از ساختار و شيوه معمارى آن منتشر نشده و تنها خبر كشف آن مورد تأييد باستان شناسان قرار گرفته است.
حضور هخامنشيان در مصر به دوران كمبوجيه پسر كوروش باز مى گردد. او درسال ۵۲۵ پيش از ميلاد، در لشكر كشى به مصر توانست مقابل فرعون پسامتيخ سوم (Psammetichus III) از سلسله بيست و ششم فراعنه مصر پيروز شود و آن كشور را به يكى از ساتراپى ها يا ايالات هخامنشى تبديل كرد.
پس از كمبوجيه داريوش اول نيز بر مصر حكومت كرد. اولين دوره تسلط هخامنشيان بر مصر حدود هفتاد و هفت سال طول كشيد.
طبيعتاً حضور هخامنشيان در مصر سبب تاثيرگذارى هنر، معمارى و مهندسى مصرى و هخامنشى بر يكديگر شده كه اكنون نشانه هاى مختصرى از آن به جاى مانده است.
از جمله كارهايى كه در مصر توسط داريوش صورت گرفت، ادامه دادن و اتمام راه يا كانال دريايى ميان رودخانه نيل و درياى سرخ است. طرح ايجاد راه آبى يا كانال سوئز كه اكنون درياى مديترانه را به درياى سرخ متصل مى كند، از دوران باستان در سر فراعنه مصرى وجود داشته است.
بار اول يكى از فراعنه مصرى، حدود سه هزار و هشتصد سال پيش چنين طرحى را به اجرا در آورد. اين كانال ظاهرا در دوره رامسس (۱۳۰۳ پيش از ميلاد)، فرعون مشهور مصرى نيز وجود داشته است اما بعدها از ميان مى رود و پر مى شود. داريوش به منظور دسترسى آسان تر از راه دريا به مصر كه ديگر جزو قلمرو او محسوب مى شد، اين راه آبى را دوباره برقرار كرد.
او به مناسبت بازگشايى اين كانال، در چند كتيبه به توصيف كار خويش مى پردازد. از جمله معروف ترين اين كتيبه ها، كتيبه اى است به نام شالوف. اين كتيبه روى سنگ گرانيت صورتى حكاكى شده است. داريوش در اين كتيبه پس از معرفى خود به نام پادشاه ايران مى گويد: «من مصر را فتح كردم. من دستور دادم آب راهى از رودخانه اى كه نيل ناميده مى شود تا دريايى كه از پارس آغاز مى شود، حفر شود. بنابراين زمانى كه اين آب راه همان طور كه من دستور داده بودم ساخته شد، كشتى ها از مصر به سوى پارس رفتند.»
كتيبه شالوف در سال ۱۸۶۶ در محلى در ۱۳۰ كيلومترى كانال سوئز كشف شد. گرچه داريوش تنها به بازگشايى اين كانال باستانى اقدام كرده بود، اما اين عمل او سبب آسان شدن ارتباط دريايى ميان رودخانه نيل، درياى سرخ و خليج فارس شد.
نشانه ديگرى از حضور داريوش در مصر، مجسمه اى از او با خطوط و علائم هيروگليف مصرى است كه اكنون در موزه ملى ايران نگهدارى مى شود. در سال ۱۹۷۲ ميلادى و در جريان حفارى هاى باستان شناسى در شوش، يك مجسمه سنگى بدون سر از داريوش اول به دست آمد. روى پايه اين مجسمه علاوه بر استفاده از خط ميخى (به پارسى باستان، ايلامى و آكدى) از خط هيروگليف مصرى نيز استفاده شده است.
به اعتقاد برشانى (Bresciani) اين مجسمه استفاده از متون چند زبانى را به عنوان ابزارى سياسى تأييد كرده و همچنين نشان آن است كه داريوش اهميت مصر و فرهنگ آن را به خوبى مى شناخته است.
در چند جاى اين مجسمه با استفاده از علائم هيروگليف نام داريوش تكرار شده است. مجسمه كه پيكر پادشاه را در جامه پارسى، با خنجرى حمايل كمر و دستى مشت شده روى سينه نشان مى دهد، از قسمت سينه به بالا شكسته است.
نوشته هاى ميخى روى مجسمه نشان مى دهد كه داريوش خود دستور ساختن مجسمه را داده است تا آيندگان بدانند كه «مرد پارسى» فاتح مصر بوده است.
تحقيقات هيأت فرانسوى نيز روى جنس سنگ به كار رفته در تنديس نشان داد كه از نوعى سنگ كه در معادن سنگ وادى حمامات مصر يافت مى شود، ساخته شده است و سپس به ايران و به شوش انتقال پيدا كرده و در كنار دروازه ورودى كاخ سلطنتى نصب شده است.
با اين حال نوشته هاى روى مجسمه، نشانگر اين است كه قرار بوده مجسمه در مصر باقى بماند، اما مشخص نيست به چه دليل به ايران آورده شده است.
روى پايه مجسمه نمادهايى از ملل تحت تسلط داريوش حكاكى و نام آن ها نيز با هيروگليف درج شده است. در بخش مركزى اين قسمت نماد «هاپى» خداى رودخانه نيل تصوير شده است.
برخى باستان شناسان احتمال مى دهند مجسمه از راه دريايى و از طريق همان كانالى كه داريوش دستور حفر آن را صادر كرد به ايران آورده شده باشد.
اما تاثيرات و تبادلات فرهنگى هخامنشى ها و مصرى ها محدود به اين موارد نيست و مى توان نشانى از آن ها را در عناصر معمارى مانند سرستون ها و همچنين نقوش نمادين ديگرى نيز نشان داد كه در آينده به آن اشاره خواهيم كرد.