Nimrooz
Vol.20, No. 985, June 20, 2008
سال بيستم - شماره ۹۸۵ - جمعه ۳۱ خرداد ۱۳۸۷
تهران داغ داغ داغ- على مستعلى زاده- تهران
خدا چرا اميراعلم را دوست داشت
فرمانده پليس: خوشبختانه آمار تجاوز به عنف افزايش دارد!
پيشنهاد تشكيل پليس نهى از منكر براى پائيدن جهانگردهاى ايرانى در رم
فرمانده ناجا: در تعطيلى ديگر مردم در ماشين ها ميمانند
از كجا به كجا رسيديم، فقط موگابه با احمدى نژاد ماند
آمار گرانى را اعدام يا تعويض كنيد
جوك المپيك در تهران ۲۰۱۶
رابطه قطع برق و گرماى محيط خانواده
تهران داغ و بى برق و با دروغ، تهران كثيف كه شهردارش بالاآورده از سياست بازى ولى خودش را آماده كشتى با يك احمق به نام رئيس جمهور مى كند. اين هفته ديگر از هميشه جالب تر بود چون كه بعد از ماجراى پاليزدار كه دولتى ها علمش كردند اما زيرش زائيدند و شروع كردن برائت جستن، بعد از اين كه سفر تبليغاتى هاشمى رفسنجانى به رياض براى شركت در يك مراسم آخوندى تبديل شد به بزرگ ترين حادثه مسلمانان و رفتن او به يك زمين خالى تبديل شد به شورشى كه ايشان به وجود آورد و گورستان بقيع باز شد درش به روى شيعيان كه انشاله صد سال باز نمى شد. حالا ديگر كار به جائى رسيده كه براى پيروزى در وطن احمدى نژاد آويزان موگابه شده و هاشمى رفسنجانى آويزان ملك عبدالله. اين يكى وزير جهادكشاورزى و مشاور مخصوص و همه بچه محل ها را همراه برده اما ناگزير شده مترجم ببرد چون هيچ كدامشان هيچ زبانى جز همان زبان محلاتشان را نمى دانند. آن يكى هم محسن رضائى و نوبخت و دانش جعفرى و ديگران را برده كه از خوان نعمت ملك عبدالله بهره مند شوند و گاه گاهى يك نعم يا ملك نعم يا ملك ميگفته يعنى كه من خيلى بلدم و اين است وضع مملكت كه بر سر بسته پيشنهادى اروپا هم كه آمريكا جمهورى اسلامى را به دام انداخت، چون هر چه اروپائى ها گفتند ما مى خواهيم صلح جوئى كنيم گفت بكن اما خودش را آماده كرد براى روزى كه سولانا دست از پا دراز تر از تهران برگردد. و خلاصه على لاريجانى هم نتوانست به وعده اش عمل كند و كارى براى سولانا بكند كه قبلاً مجيزش را هم گفته بود و تلگرام تبريك برايش فرستاده بود اما وقتى به تهران رسيد او حتى موفق به ديدارش نشد و تلفنى با كمك مترجم معذرت خواست كه هوا خيلى پس است. پس هم بود تا زمانى كه يك خيكى به نام دكتر فيروزآبادى اعلام داشت كه حرف شريعتمدارى درست نيست و در بسته چيزهاى خوب هم هست. كمى اوضاع تغيير كرد وگرنه همه داشتند مانند پايان جنگ به هم تعارف مى كردند.

خجالت دانشجو
يكى از دانشجويان رشته روزنامه نگارى در دانشگاه آزاد جنوب تهران [يا شهرى ديگر مطمئن نيستم] بعد از بازگشت احمدى نژاد از ايتاليا مطلبى نوشته است به شرح زير:
به عنوان يك شهروند ايرانى سفر چند روز پيش محمود احمدى نژاد به ايتاليا براى شركت در نشست اضطرارى سازمان خوار و بار جهانى (فائو) برايم بسيار عذاب آور، تأسف آور و تحقير آميز بود. اگر به عنوان خبرنگار در تيم خبرى همراه رئيس جمهور در ايتاليا بودم بى درنگ آن كشور را ترك و به ايران بازميگشتم تا بيش از اين شاهد تحقير ايران و ايرانى نميشدم!
بخاطر نبود رسانه هاى آزاد در ايران بسيارى از مردم كه بصورت آزادانه به اخبار رسانه هاى دنيا دسترسى ندارند خبر سفر رئيس جمهور ايران به ايتاليا را از طريق صدا و سيماى جمهورى اسلامى و برخى مطبوعات دنبال كرده اند. البته صدا و سيماى ايران نيز هيچگاه آنچه كه در ايتاليا اتفاق افتاد را منعكس نكرد و طبق معمول با وارونه جلوه دادن اخبار، دستاوردهاى اين سفر را مثبت ارزيابى كرد. در حالى كه:
۱- هيچكدام از مقامات رسمى دولت ايتاليا حاضر نشدند از رئيس جمهور ايران استقبال رسمى به عمل آورند و در فرودگاه نيز سرود رسمى جمهورى اسلامى نواخته نشد.
۲- هيچ يك از مقامات رسمى دولت ايتاليا حاضر به ديدار با رئيس جمهور ايران نشدند.
۳- پاپ بنديكت شانزدهم، رهبر كاتوليكهاى جهان و رئيس جمهور ايتاليا درخواست ملاقات احمدى نژاد را رد كردند.
۴- بجز رهبران چند كشور آفريقايى هيچ يك از مقامات كشورهاى اروپايى حاضر به ملاقات با رئيس جمهور ايران نشدند.
۵- تنها فردى در ايتاليا كه حاضر به ملاقات با احمدى نژاد شد، فيوره رهبر نئو فاشيستهاى ايتاليا بود. رسانه هاى ايتاليا از فيوره به عنوان چهره سياسى غيرموجه و منفور در ايتاليا ياد ميكنند. برخى رسانه ها و مقامات ايتاليا نيز درباره اين ديدار ضرب المثلى ايتاليايى را بكار بردند كه معادل آن در فارسى اين ضرب المثل است: «كبوتر با كبوتر، باز با باز»
۶- نام محمود احمدى نژاد و رابرت موگابه رئيس جمهور خودكامه زيمبابوه كه مردم كشورش را به بدبختى و فلاكت كشانده است از ضيافت شام سيلويو برلوسكونى حذف شد.
۷- دقايقى قبل از سخنرانى احمدى نژاد در اجلاس فائو، برلوسكونى و برخى ديگر از مقامات ديگر كشورها سالن اجلاس را ترك كردند.
۸- به هنگام سخنرانى رئيس جمهور ايران، شهردار رم در اعتراض به حضور احمدى نژاد در ايتاليا دستور قطع برق سالن محل اجلاس را صادر كرد.
۹- بدون استثنا تمامى رسانه هاى دولتى و غيردولتى ايتاليا به حضور احمدى نژاد و رابرت موگابه در كشورشان اعتراض كردند و روزنامه «ال رفورميستا» در اقدامى تحقير آميز صفحه اول خود را با رنگ سياه كه جمله «VA DIETRO» تيتر يك آنرا تشكيل ميداد منتشر كرد.
۱۰- خيابان منتهى به محل اجلاس فائو در اعتراض به حضور محمود احمدى نژاد شاهد تظاهرات بود. در اين تظاهرات كه حدود شصت نفر از نمايندگان مجلس ايتاليا، برخى مقامات و گروههاى مدافع حقوق بشر به همراه مردم عادى در آن حضور داشتند بر ضد سياستهاى احمدى نژاد شعارهايى داده شد.
۱۱- برخى رسانه ها در ايتاليا حضور احمدى نژاد در كشورشان را عزاى عمومى براى دموكراسى عنوان كردند و به همين خاطر سرتاسر خيابان منتهى به محل اجلاس با پارچه هاى سياه تزيين شد.
۱۲- درخواست محمود احمدى نژاد براى ممانعت از حضور يك خبرنگار ايرانى الاصل در كنفرانس مطبوعاتى اش خشم رسانه ها و نهادهاى مدنى مرتبط با مطبوعات را موجب شد. مطبوعات ايتاليا در اين باره نوشتند كه رئيس جمهور ايران قصد دارد در ايتاليا نيز همچون ايران سانسور بر مطبوعات را اعمال نمايد. درخواست احمدى نژاد براى ممانعت از حضور خبرنگار صداى آمريكا باعث شد تا بيش از ۲۴۰ روزنامه و راديو و تلويزيون ايتاليا و ديگر كشورهاى اروپايى بر عليه اين اقدام وى مقاله و گزارش بنويسند. در حالى كه اگر اين خبرنگار اجازه حضور در كنفرانس خبرى و طرح سئوالش را مى يافت هيچ اتفاق خاصى نمى افتاد.
به چند نكته توجه كنيد اين در كشورى اتفاق مى افتد كه شاهش تا آخرين روزهائى كه در دفترش بود دست كم سى پادشاه و رئيس جمهور جهان در صف انتظار بودند كه به ديدارش بروند. و تا سايه منحوس انقلاب اسلامى نيفتاده بود، پادشاه در هر كشورى در جهان در صف اول مى ايستاد. در مناسبت هاى ويژه جهانى مانند كنفرانس بين المللى كار و مجمع عمومى سازمان ملل مانند وقتى كه بوش به سازمان ملل مى رود براى شاه ايران صندلى جدا مى گذاشتند. در مراسم عمده اى مانند تشييع جنازه دوگل نگاه كنيد كه سومين فرد جهان بوده است. حالا آن وضعيت را مقايسه كنيد با ترتيبى كه جهان با ميمونى به اسم رئيس جمهور ايران روبرو مى شود كه در ايتاليا فقط رابرت موگابه بدنام ترين رئيس دولت جهان با وى ديده بوسى مى كند چون كه هر دو آنان را به ضيافت نخست وزير دعوت نكرده اند. اگر كسانى به شما گفتند خوب شاه هم در عوض به اروپائى ها نفت مى فروخت بايد بهش بگوييد كه در گذشته هرگز به اندازه امروز نفت صادر نميشد و تخفيف داده نميشد و از سر ناچارى التماس نميشد. نگاه كنيد به فهرست بخشش هاى جنتى و هاشمى رفسنجانى و خامنه اى به بوسنى و سوريه و فلسطين و لبنان آن وقت درود بفرستيد به مردى كه ملت ايران قدرش را ندانست.
در عين حال به يادتان باشد كه ايتاليا در ميان كشورهاى اروپايى تنها كشورى است كه بيشترين روابط سياسى و اقتصادى را با ايران دارد و همواره بخاطر نزديكى ارتباطاتش با ايران مورد انتقاد ديگر كشورهاى عضو اتحاديه اروپا است. تمام خيابان هاى تهران پرست از ماشين رختشوئى و دستگاه هاى برقى ايتاليائى كه هيچ جاى ديگر دنيا اين همه فروش ندارد.
تازه بعضى ها ميگويند ياد همين آخوند قبلى به خير يعنى محمد خاتمى. بسيارى از سران كشورهاى اروپايى در دعوت از خاتمى براى سفر به كشورشان با يكديگر رقابت ميكردند. وقتى به ايتاليا سفر كرد نه تنها افكار عمومى و رسانه هاى ايتاليا از سفر خاتمى استقبال كردند بلكه نخست وزير ايتاليا نيز به همراه خانواده اش شخصاً به استقبال خاتمى رفت. خاتمى توانسته بود با طرح ايده گفتگوى تمدنها نه تنها تحولى در سياست خارجى ايران و نحوه ارتباط با كشورهاى اروپايى بوجود آورد بلكه مهمتر از آن توانست چهره اى مطلوب به همراه عزت و احترام براى ايران و ايرانى را به ارمغان بياورد. اما اكنون به حال خودمان بايد متأسف باشيم. وقتى رئيس جمهور ايران، آنهم كشورى با اين پيشينه عظيم تاريخى و فرهنگى به يك كشور اروپايى سفر ميكند نه تنها مورد احترام و استقبال قرار نميگيرد بلكه برخى مقامات ميزبان و مسئولان ديگر كشورها ترجيح ميدهند از كنار رئيس جمهورمان عبور نكنند تا مبادا مجبور به دست دادن با او شوند.

نامه به رئيس
اين نوشته يك دانشجوست بعد از ديدن عكس احمدى نژاد و موگابه.
آقاى احمدى نژاد! اين روزها خبرهاى خوشى از سقوط تدريجى موگابه به گوش مى رسد و من مى خواهم «همين حالا» آلبوم عكسهاى رئيس جمهور ايران را ورق بزنم! عكس بالا را همان موقع كه رابرت موگابه، «مثلا» رئيس جمهور زيمبابوه، را گرم بغل كردى و مليح خنديدى، براى خودم نگهداشتم...
حس خيلى بدى سراغم مى ايد وقتى مى بينم رئيس جمهور كشورى مفلوك توسط رئيس جمهور كشورم چنين گرم و صميمانه در آغوش گرفته ميشود. بعيد مى دانم كه ندانيد انسداد سياسى و تمركز ۲۸ ساله قدرت در دستان موگابه اينك كار را به آنجا كشانده كه اقتصاد زيمبابوه زمين گير شده، بيش از سه ميليون از جمعيت جوان كشور راه مهاجرت در پيش گرفته اند، ايدز گريبانگير بيست و چهار تا سى و پنج درصد جمعيت سيزده ميليونى كشور است و متوسط عمر ظرف بيست سال از پنجاه و پنج به سى و پنج سال سقوط كرده است! ... آقا! دست بشوى از در آغوش گرفتن موگابه ها كه حتى سايه شان بوى تعفن مى دهد؛ نام ايران و ايرانى را چنين آلوده نكنيد، لطفا! ... من اين عكس را براى خودم نگهداشتم تا آن حس بد را هميشه تكثير كنم، ما نبايد به نشست و برخاست با بدنام ها عادت كنيم...

پيشنهاد نهى از منكر جهانى:
اين گزارشى است كه در يكى از روزنامه هاى جمهورى اسلامى چاپ شده اصلا ساخته و پرداخته ما نيست. روزنامه متعلق به ارث پدرى رئيس جمهور كه فعلاً از بودجه نفت اداره ميشود نوشته است:
نقشه داخل هواپيما كه نشان مى دهد از مرز خارج شديم، يكى دو نفر از خانم ها كه با تور ما به سفر آمده اند از صندلى هايشان بلند مى شوند و با آرامش روسرى و مانتوهايشان را در مى آورند.
اولين بار است كه چنين چيزى مى بينم. كمى بعد چند خانم ديگر به تبعيت از اولين نفرات مانتوها و سپس روسرى يشان را در مى آورند. اين تقليد تا جايى ادامه پيدا مى كند كه ديگر تنها تعداد كمى از افراد گروه حجابشان را حفظ كرده اند.
كمى بعد متوجه مى شوم كه رفت وآمد خانم ها به سمت دست شويى هواپيما بيشتر شده است. حالا كه حدود نيم ساعت است از مرز ايران خارج شده ايم، چهره ها برايم ناآشنا است. انگار نه انگار اين ها همان افرادى هستند كه با هم در تور ثبت نام كرديم.
به مسئولان تور كه نگاه مى كنم عين خيالشان نيست. حتى يك نفرشان كنار يكى از خانم ها كه چهره اش زير آرايش پنهان شده، نشسته و گرم گفت وگو و خنده است.
هرچه بى توجهى و بى ثباتى خانم هاى هموطن را مى بينم كه چطور روسرى هاشان را مثل يك تكه پارچه بى ارزش برمى دارند و توى كيف هايشان مى چپانند، به گره روسرى ام بيشتر علاقه پيدا مى كنم.
هواپيما كه در خاك مالزى نشست، زنان و مردانى كه به نظر مى آمد در طول راه با يكديگر آشنا شده اند، دست در دست هم از پله هاى هواپيما پائين آمدند. مسئول تور بى توجه تر از همه با زنى كه آرايش غليظ داشت و در تمام طول پرواز كنارش نشسته بود همراه شد.
از پله هاى هواپيما پائين آمديم. يك زن مالزيايى يك تكه مقوا را كه روى آن به زبان فارسى خوشامد نوشته شده بود جلوى خودش گرفته و مى گويد: «سلام، خوش آمديد». لبخندى بر لب دارد و به تك تك مسافران سلام مى كند. زنان و مردان تور، يكى يكى از جلويش رد مى شوند و هر كدام براى بامزگى چيزى مى گويند. خجالت مى كشم به همراه كسانى سفر كرده ام كه بدون توجه به هم ميهنانشان نام ايران را در كشورهاى ديگر لكه دار مى كنند. تازه فهميدم كه تورهاى مسافرتى راهى براى ترويج فساد اخلاقى است و نبود نظارت دقيق بر تورهاى تفريحى خارج از كشور باعث شده تا در برخى از آنها، به ويژه تورهاى دبى، تايلند، مالزى و چين شاهد انواع فسادهاى اخلاقى باشيم كه گاه اين مسائل پس از بازگشت به كشور هم ادامه پيدا مى كند و دامنه آشنايى ها روزبروز گسترش مى يابد علاوه بر اين وجود شرايط و امكانات پيش بينى شده در كشورهاى مقصد و نبود نظارت موثر باعث شده است تا در بسيارى از اين كشورها افراد به راحتى در مكان هائى حضور يابند كه ناخواسته منجر به تأثير پذيرى آنها از الگوهاى نامناسب فرهنگ بيگانه شود.
يك راهنماى تورهاى خارجى در اين رابطه به ما مى گويد: تورهاى تفريحى خارجى كه اين روزها با آغاز تابستان تبليغات بسيارى را در مطبوعات به خود اختصاص مى دهند، همواره قابل اطمينان نيستند و گاه فساد اخلاقى رايج در آن ها به ضرر تمام افراد حاضر در تور مى شود.
اين منبع آگاه ادامه مى دهد: برخى از تورها مانند تورهاى تايلند، مالزى، دبى چين و روسيه فساد اخلاقى بسيارى را در مقصد به همراه دارد و گاه چندين نفر حاضران بى بند و بار در اين تورها، وجهه ايرانيان را در برابر افراد كشورهاى ديگر نامناسب جلوه مى دهند و از آنجا كه نظارت دقيقى بر كار تورها نيست اين روش همچنان ادامه پيدا مى كند.
به گفته وى راهنماهاى تور و مسئولان برگزارى هم با دريافت مبالغى از تمام اين موارد چشم پوشى مى كنند و در واقع به جز دريافت وجه كار ديگرى با مشتريان تور ندارند.
به گفته اين منبع آگاه البته تمام تورها به اين شكل نيستند و برخى از آن ها به خاطر داشتن ليدرهاى متعهد، از وضعيت مناسبى برخوردار و كاملاً قابل اطمينان هستند.
وى ضعف در نظارت بر تورهاى داخلى و بويژه سفرهاى جمعى خارجى را از مهمترين عوامل بروز چنين رفتارهايى دانسته و مى گويد: متأسفانه با وجود برگزارى طرح هاى ارتقاء امنيت اجتماعى و اخلاقى در كشور هيچگونه توجهى به اين موارد نمى شود و از اين طريق به نوعى راه اشاعه فساد و بى بندو بارى براى افراد بخصوص صاحبان ثروت بازگذاشته مى شود. پيشنهاد مشخص اين است كه براى تورها در خارج از كشور هم طرح هاى تأمين امنيت ايجاد شود. اين پيشنهاد در طرحى به حضور حضرت آيت الله مكارم هم داده شده كه تأييد فرموده اند و معلوم نيست كه چرا وزارت خارجه و نيروى انتظامى ترتيبش را نميدهند در حالى كه صدها نفر به عناوين مختلف در سفارت جمهورى اسلامى در رم و شهرهاى بزرگ جهان استقرار دارند چطور نميتوان چند نفر مأمور نهى از منكر زن و مرد هم فرستاد كه در خيابان هاى پر رفت و آمد و مراكز تردد توريست ها به جهانگردان ايرانى تذكر بدهند كه آبروى جمهورى اسلامى را نبرند و رئيس جمهور و امام زمان را ناخشنود نكنند.
چون كه به گفته مسئولان بيشترين تقاضا براى مسافرت هاى خارجى سفر به آنتاليا است و چنين سفرهايى در ميان جوانان بيشترين متقاضيان را دارد زيرا انجام برخى رفتارهايى كه در داخل كشور جرم محسوب مى شود انگيزه قوى براى بسيارى از آنها است. رواج چنين مناسبت ها و رفتارهايى درحالى در تورهاى خارجى شايع مى شود كه حدود ۷۰ درصد تبليغات روزنامه ها و رسانه هاى مكتوب در خصوص سفرهاى برون مرزى به اين كشورها از جمله آنتاليا در تركيه است كه ميگويند مركز خوشگذارانى هاست و حتماً نياز به نهى از منكر دارد.
بيشترين ميزان استقبال مردم براى مسافرت به كشورهاى خارجى را از آنتاليا ذكر مى كنند و علتش را سواحل دريايى و خنك بودن هوا مى دانند و مى گويند: مردم آنتاليا را در فصل تابستان بيشتر به علت سواحل دريائى و امكان شنا در آن انتخاب مى كنند. همچنين دليل ديگر استقبال مردم، عدم نياز به داشتن ويزا براى سفر به كشور تركيه است. كمترين هزينه سفر به اين مكان سيصد و ۷۰ الى ۸۰ هزار تومان بوده و بيشترين هزينه آن نيز حدود يك ميليون و ۴۰۰ هزار تومان است.
مدير عامل يك آژانس مسافرتى گفته افراد مراجعه كننده براى سفر به آنتاليا گروه سنى جوان هستند انگيزه تعداد زياد از اين افراد انجام برخى رفتارهايى است كه در داخل كشور جرم تلقى مى شود و نبود نظارت بر اين تورها وقوع چنين مواردى را تقويت مى كند.
در پيشنهادى كه به حضور مراجع تقديم شده آمده است نداشتن الگوى مناسب يا يكسرى از ويژگى هاى مشترك پايدار فرهنگى باعث عدم مصونيت در مقابل عارضه و آسيب ها در تورهاى تفريحى مى شود ضمن اينكه اشاعه چنين مواردى نقش بازدارنده اى را در رابطه با گسترش فرهنگ خودى و تأثير پذيرى از ويژگى هاى مثبت ساير ملل ايفا مى كند. با اين وجود تاكنون سازمان و نهاد خاصى مسووليت نظارت بر اين موارد را بر عهده نگرفته است. اين در حالى است كه نظارت بر شركت هاى خصوصى و دولتى از چندى پيش در دستور كار نيروى انتظامى قرار گرفته است اما همچنان ما شاهد تيليغات گسترده برگزارى اين سفرها و اشاعه رفتارهاى نامناسب در آنها هستيم.

جوك المپيك در تهران
حالا در كشورى كه مى خواهند براى كسانى كه از داخل فرار مى كنند و از جمهورى جهنمى دور شوند هم پليس بگذارند كه در خيابانهاى انتاليا و رم دنيال ايرانى ها بگردند، نگاه كنيد كه كه مسئولانش براى فريب دادن مردم چه وعده ها ميدهند. رئيس سازمان ترتيب بدنى در جمعى گفته در سال ۲۰۱۲ ممكن است تهران ميزبان المپيك باشد. فقط يكى لازم بوده است كه شيشكى ببندد و مسئوليتش را به عهده بگيرد. تجسم كنيد كه لندن بعد از خرج كردن حدود دويست ميليارد دلار هنوز ميگويند معلوم نيست به برنامه هاى المپيك آن سال برسد. كسى كه هنوز نمى داند كه حتى ميزبان دوره بعدى المپيك هم معلوم شد و شهرهائى مانند مسكو و سن پترزبورك و مونيخ و پاريس در صف انتظار هستند، آدمى كه هنوز نميداند اگر تهران بتواند- كه نميتواند ركورد گذشته را در مورد برگزارى بازى هاى اسيائى تكرار كند كار مهمى كرده است. نميدانند كه سى و دو سال قبل در تهران استاديوم صدهزار نفره توسط پيمانكاران ايرانى ساخته شد و هنوز در كل خاورميانه به چنين بزرگى استاديومى نيست. و اين تنها چيزى است كه ورزش ايران دارد و هنوز آقاى على آبادى نتوانسته از بينش ببرد.
حالا به يك پاسخ محترمانه به دروغ آقاى نايب رئيس جمهور كه دزد بزرگى هم هست توجه كنيد كه درست هم نوشته گرچه همه واقعيت را ننوشته است.
از سال ۱۹۴۸ كه دوره جديد بازى هاى المپيك آغاز شد تا امروز فقط ۳ شهر آسيايى توانسته اند ميزبان باشند. چهارمين شهر هم پكن است كه از مردادماه امسال ميزبان شانزدهمين دوره بازى ها است. در سال هاى اخير برگزارى المپيك بى ترديد يكى از بزرگ ترين دستاوردهاى كشورهاى ميزبان در عرصه بين المللى بوده است. كشورى كه بتواند المپيك را سربلند ميزبانى كند، توسعه يافتگى همه جانبه اش را نشان مى دهد؛ از مديريت نيروى انسانى گرفته تا توسعه اقتصادى و توسعه در ابعاد مختلف اجتماعى.
نمى توان بدون داشتن ناوگان پيشرفته حمل و نقل، بدون داشتن هتل ها و ورزشگاه هاى مجهز و امروزى و بالا تر از آنها بدون حمايت تضمين شده وزارتخانه ها و دستگاه هاى ديگر ميزبانى بازى هاى المپيك را تصور كرد. برگزارى المپيك نتيجه عزم جدى يك كشور است نه سازمان يا وزارتخانه ورزش و نه يك فرد مشخص. لا زم است مثلاً وزارت راه و ترابرى با بالا ترين كيفيت، جابه جايى ميليون ها نفر آدم؛ وزارت كشور، امنيت ورزشگاه ها، هتل ها و هر جايى كه به المپيك ربط دارد؛ وزارت نيرو، تأمين برق و آب كافى؛ وزارت ارتباطات، اينترنت، فاكس و تلفن را تضمين كند. حتى همه اينها هم كافى نيست، اگر كشور ميزبان از سال ها پيش نيروى انسانى متخصص براى برگزارى چنين بازى هائى را آموزش نداده باشد.
در كشورى كه به هر دليلى موانعى بر راه اقتصاد آزاد وجود دارد، جذب حاميان مالى و درآمدزايى بازى هائى چون المپيك غيرممكن به نظر مى رسد و حكايت همين خواهد بود اگر تاكنون در هيچ مسابقه اى در اين كشور مكانيسم فروش اينترنتى بليت ها آزمايش نشده باشد.
تازه امكان فروش حق پخش تلويزيونى مسابقه ها، آزادى فعاليت هاى رسانه اى و جزئياتى ديگر از اين دست هم هست. ميزبانى بازى هاى المپيك امروز ديگر نه يك تفنن كه پيروزى سياسى كشورها در لا بى هاى قدرت است. بدون آشنايى با اين لا بى ها حتى نمى توان به المپيك فكر كرد. آخرين مثال هم رقابت انگليس، فرانسه، آلمان و روسيه براى گرفتن ميزبانى المپيك ۲۰۱۲ بود. پس از چند روز رايزنى بالا ترين مقام هاى تصميم گيرنده اين كشورها با صاحبان راى، در نهايت تونى بلر نخست وزير انگليس و هيأت همراهش دست پر به لندن برگشتند. با توجه به چنين واقعياتى حرف هاى محمد على آبادى، رئيس سازمان تربيت بدنى كه مى گويد تا پايان سال ۱۳۸۸ ايران مى تواند المپيك را برگزار كند، به شوخى مى ماند. ميزبانى المپيك، بازى هاى آسيايى و حتى جام ملت هاى فوتبال آسيا جدى تر از شعارها و شوخى هاى ما است.پس از ميزبانى موفق بازى هاى آسيايى ،۲۰۰۶ كشور قطر اين روزها به دنبال ميزبانى جام جهانى فوتبال و حتى بازى هاى المپيك است. آنها سخت درتلا شند و ما سخت شعار مى دهيم و شوخى مى كنيم.

اما گرانى
فرياد ايرانى ها ازدست گرانى بلند است، اما شايد كمتركسى توجه داشته باشد كه همه آتش ها ازگوربانك مركزى بلند مى شود.
اگراين بانك اعلام نكرده بود كه قيمت برنج ازفروردين تا ارديبهشت امسال، يعنى ظرف يك ماه، ۸۰ درصد گرانترشده است مردم ازكجا مى فهميدند كه برنج گران شده است؟! بيخود نيست كه احمدى نژاد گفته مظاهرى رئيس بانك مركزى بايد استعفا بدهد.
واقعاً هم مگر رئيس بانك مركزى كار و زندگى و زن و بچه ندارد؟ براى چه دم به ساعت نرخ اجناس و تورم را اعلام مى كند و مردم را توى فكر و خيال مى اندازدو سر و صداى آنها را بلند مى كند؟
جالب است كه رئيس اين بانك نه تنها نرخ تورم را اعلام كرده و مرتكب يك جرم آشكار شده! بلكه جلوى رئيس خودش، يعنى آقاى رئيس جمهور هم ايستاده و گفته است استعفا نمى دهم، بركنارم كنيد.
اين بانك همين هفته پيش علاوه بر اعلام نرخ خوراكى ها، حتى اعلام كرد كه نرخ مسكن نيز ظرف همان يك ماه، ۳۲ درصد اضافه تر شده است.
انصافاً اگر شما صاحبخانه بوديد، هوس نمى كرديد بر اساس چنين نرخ مستندى فوراًً كرايه خانه مستاجرتان را اضافه كنيد؟ اگر بقالى داشتيد هوس نميكرديد جنس را گران كنيد. اگر سنگ بود بر سر خود نميزديد و اگر طناب بود خودتان را دار نميزديد.
بنابراين تشخيص آقاى احمدى نژاد كاملاً درست است. اگر رئيس بانك مركزى استعفا بدهد، مشكل گرانى و تورم برطرف مى شود. همچنانكه از روزى كه شهرام جزايرى را دستگيركردند ديگر نه كسى رشوه داده است و نه كسى رشوه گرفته است!
بلند شدن سر و صداى مردم ازگرانى، يك دليل ديگر هم دارد.
مى دانيد كه در ايران بعضى چيزها كيلوئى است و بعضى چيزها دانه اى. مثلاً اگر بخواهى شتر بخرى و به عنوان ديه به خانواده مقتول بدهى، بايد دانه اى پول بدهى، اما اگر بخواهى گوشت همان شتر را بخرى و كباب بره درست كنى، بايد كيلوئى پول بدهى.
شاخص اندازه گيرى يا فروش بعضى چيزها هم طى اين سالها تغييركرده است. مثلاً خيار يك وقتى دانه اى بود و فعلا كيلوئى است. (شايد هم برعكس؟)
روزى كه تلويزيون اعلام كرد كه قيمت برنج مرغوب به پنج هزار تومان رسيده است، مردم به تصور اينكه واحد خريد اين كالا هم تغيير كرده و برنج دانه اى پنج هزار تومان شده است، به خيابانها ريختند و به گرانى اين كالا كه يكى از غذاهاى اصلى ايرانى هاست اعتراض كردند.
به دنبال اعتراض مردم، سخنگوى دولت آمد توى بالكن و گفت خانمها، آقايان، ساكت. كى گفته است كه برنج دانه اى پنج هزارتومان شده است؟ اينها تماماً شايعه و دروغ است. واحد خريد برنج هيچگونه تغييرى نكرده و برنج همچنان كيلوئى خريد و فروش مى شود بنا بر اين مواظب باشيد دانه اى ۵ هزار تومان با شما حساب نكنند!
اين سخنگو افزود: بديهى است ما مسئول حكومت هاى آينده نيستيم و اگر تا چند سال ديگر برنج دانه اى پنج هزارتومان يا بيشتر شد، گناهش را به گردن ما نيندازيد، مسئوليت آن متوجه دولت هاى بعدى است و به همين دليل هم گفته اند: الخير و فى ما وقع!

كانون گرمتر خانوادگى
گزارش كرده اند كه به علت كمبود برق در خوزستان، اصناف از ساعت ۷ شب ناچار به تعطيل مغازه هاى خود مى شوند و اين به درآمد و زندگى آنها لطمه مى زند و از اين حرف ها...
تا آنجائى كه من اطلاع دارم كاسب اگر كاسب باشد توى تاريكى وگرماى ۵۵ درجه هم مى تواند بنشيند توى مغازه اش و كاسبى اش را بكند! مگر چند هزار سال پيش و در دوران غارنشينى برقى وجود داشت وكولرى كار مى كرد؟ پس مغازه هاى آن زمان چه مى كردند؟
مشترى هر وقت شب يا روز كه دلش مى خواست يك شيشه شير بخرد مى آمد دم غار صدا مى كرد مشدحسن شير دارى؟ و مشدحسن گاوش را از ته غار مى آورد دم در مغازه همانجا جلوى مشترى شير را مى دوشيد توى يك پوست هندوانه و مى داد دست طرف: تازه، پاستوريزه و مطمئن!
اين ادا و اصول ها مال مردم اين زمانه است كه تا برق قطع مى شود غرولند كنان كركره ها راپائين مى كشند و با اوقات تلخ راه مى افتند به طرف منزل.
شايد برايتان جالب باشد كه بدانيد براساس اطلاعى كه من كسب كرده ام، قطع برق در خوزستان آنهم هنگام شب، نه به خاطر كمبود برق بلكه به درخواست انجمن حمايت از خانواده است!
مردان خوزستانى به بهانه اينكه روزها گرم است و مردم شب ها براى خريد از منزل بيرون مى آيند، زن و بچه را تا نصف شب تنها مى گذاشتند و پشت دخل مى ايستادند و مى گفتند اگر شب هم صنارسه شاهى كاسبى نكنيم پس چگونه اجاره خانه مان را جوركنيم و حريف گرانى موجود بشويم؟
خانمها كه مى دانستند اين حرف ها بهانه است! دست به دامان انجمن حمايت از خانواده شدند كه پس ما شوهرمان را كى ببينيم؟
انجمن حمايت از خانواده پس از مدتها فكر و بررسى با سازمان برق صحبت كرد و قرار گذاشتند غروب به غروب برق شهر را قطع كنند كه از طرفى مغازه دارها نتوانند به بهانه كاسبى در مغازه بمانند و از طرف ديگر در نور شمع محيطى گرم و شاعرانه براى يك زندگى شيرين، فراهم شود! ملاحظه ميكنيد وقتى برق قطع ميشود و جمهورى اسلامى هم هست و رئيس جمهور هم ميرود بغل موگابه من هم طنزنويس شدم چكار كنم ديگر.

افزايش تجاوز به عنف
هفته گذشته كه مردم سه روز تعطيلى به دست آوردند چنان جهنمى در جاده ها برپا شد كه فغان از مردم برخاست و ديگر جاى پرده پوشى نبود. چون يك هلى كوپتر هست به اسم هلى كوپتر نيروى انتظامى كه مردم ديده اند كه خانواده احمدى نژاد و احمدى مقدم باجناق هاى به آب و نان رسيده را به شمال ميبرده اما هر وقت شلوغ ميشود صدا و سيما اين هليكوپتر را نشان ميدهد كه دارد مجروح از جاده ها برميدارد و ميبرد به بيمارستان. صحنه اى كه هيچ كس نديده و همين امسال در تصادف هراز هجده نفر به علت راه بندان و خونريزى در جاده تلف شدند. اما حالا توجه كنيد كه فرمانده غيرتمند نيروى انتظامى جمهورى اسلامى چه گفت.
خبرهاى رسمى نشان داد كه فرمانده نيروى انتظامى هشدار داد: افرادى كه در روزهاى آخر هفته، بخصوص در محورهاى شمال كشور قصد سفر كنند، مطمئن باشند كه دو روز آخر هفته خود را در خودروهايشان سپرى خواهند كرد!
سردار اسماعيل احمدى مقدم در جمع خبرنگاران به باجناق خودش پيام داد كه براى اين كه گره سنگين ترافيكى جاده ها در آينده تكرار نشود پيشنهاد مى كنيم كه روزهاى بين تعطيلات را تعطيل نكنند. فرمايشات ايشان گهربار بود چونكه گفت در تعطيلات اخير پليس غافلگير شد، توان پليس راه در كشور براى اداره شرايط جارى جاده ها كافى است و اگر قرار است شرايط خاصى مانند تعطيلات و نوروز پيش ايد بايد از واحدهاى ديگر كمك بگيريم. اما ديگر يكطرفه كردن هم به دليل عدم تناسب حجم خودروها و معابر جواب نمى دهد.
سردار احمدى مقدم اذعان كرد: با توجه به اين كه ۲۰ روز از ماه مبارك رمضان، در فصل تابستان امسال قرار دارد حجم سفرها در تابستان فشرده تر خواهد شد؛ لذا از مردم مى خواهيم كه اگر قصد سفر در تابستان دارند، به صورت تدريجى به مسافرت بروند و سفرهايشان را موكول به روزهاى پنجشنبه و جمعه نكنند.
اما جالبترين بخش فرمايشات فرمانده ناجا آن جا بود كه در پاسخ به سؤال خبرنگارى مبنى بر اين كه سرانجام پرونده هاى تشكيل شده براى متجاوزان به عنف چه شده و چه تعداد از محكومان اعدام شده اند، به اين نكته گفت خوشبختانه ثبت پرونده هاى جرايم تجاوز به عنف در جامعه رو به افزايش است. تعجب نكنيد همين درست است ايشان فرموده «خوشبختانه» پرونده هاى تجاوز به عنف در جامعه رو به افزايش است و هيچ تصور نكيند كه اين جمله ساختگى است. يا غلط چاپى است.
علت اين خوشحالى را از زبان سردار كه گفته ميشود خودش چهار دختر دارد بشنويد: افزايش ثبت و گزارش جرايم تجاوز به عنف به دليل آن است كه مردم به خاطر آبروى خود به پليس مراجعه نمى كردند ولى در حال حاضر نيز اگر برخورد بيشترى با اين مجرمين صورت مى گيرد به دليل اعتمادى است كه پس از اجراى طرح امنيت اجتماعى بوجود آمده و مراجعه به پليس بيشتر شده است. وقتى كسى را دستگير مى كنيم در مرحله اتهام است و ممكن است اين اتهام در دستگاههاى قضائى ثابت نشود و اگر آمارى درباره اين افراد به رسانه ها داده شود، ممكن است ذهن جامعه را مشوش كند.
فرمانده ناجا با بيان اين كه در حال حاضر آمارها صحيح تراز گذشته است، گفت: در مجازاتى كه دادگاه براى مجرمان تجاوزات به عنف در نظر مى گيرد هميشه اعدام نيست و ممكن است به شلاق، زندان و جزاى نقدى منجر شود، همچنين در بسيارى از موارد اين اتهامات در دادگاه به عنوان تجاوز به عنف ثابت نمى شود و اثبات اين مسأله تا حدى پيچيده و سخت است، در نتيجه مجازاتهاى پيش بينى شده نيز مجازاتهاى قابل انتظار در براى اين جرايم نيست.
فرمانده فقط همين ها را نگفته به بقيه گفته هايش توجه كنيد كه با اشاره به اين كه امنيت بانوان در سال جارى مورد توجه پليس قرار گرفته است، يادآورشد: هدف اصلى متجاوزان به عنف، بانوان و دختران جوان هستند در حالى كه گام اول را خودشان بر مى دارند و چون نمى دانند چه بلايى سرشان خواهد آمد در دام مى افتند كه در اين زمينه بايد كار فرهنگى در جامعه صورت گيرد.
سردار احمدى مقدم با بيان اين كه عمده كلاهبرداريهاى اين شركت ها از سوى شركت هائى است كه هيچ گونه تابلويى ندارند صورت مى گيرد، بيان كرد: بعضى از شركتها كه به ظاهر مجوز دارند و قانونى هستند نيز دختران را اغفال كرده و فريب مى دهند.
به گفته وى براى داشتن اقتصادى سالم. نيازمند پالايش و نظارت در فعاليتهاى اقتصادى هستيم و بايد زمينه اين سوء استفاده ها در جامعه كه هم آسيبهاى اجتماعى محسوب مى شود و هم اقتصادى، كنترل شود.
به گزارش خبرگزارى رسمى ايسنا، رئيس پليس كشور از گسترش جرايم زورگيرى و كيف قاپى نسبت به جرايم ديگر در پايتخت خبر داد، البته اين بار كلمه «خوشبختانه» را به كار نبرد و اضافه كرد: برخورد با جرايم زورگيرى در اولويت كار پليس استان تهران قرار دارد. حالا توجه كنيد كه اگر اين آمار كاهش پيدا كرده بود چه ميكردند.
سردار احمدى مقدم درباره هزينه هاى كشور در مبارزه با موادمخدر نيز گفت: در سال جارى ۶۰۰ هزار ميليارد تومان در حوزه مرزبانى، پليسى، درمانى و آسيبهاى اجتماعى در امر مبارزه با مواد مخدر هزينه شده كه اين گزارش در مجامع جهانى نيز منعكس شده است. توجه كنيد كه اين مبلغ عظيم توسط باجناق فقط براى مبارزه با مواد مخدر به باجناق داده شده است و نه كل بودجه و توجه داشته باشيد كه در آخرين سال پادشاهى كه جمعيت كشور ۳۵ ميليون بود و دلار هفت تومان و عزت ايرانى شبيه نداشت كل بودجه كشور چهارهزار ميليارد تومان بود و حالا فقط بودجه مواد مخدر نيروى انتظامى پانزده برابر بودجه كل كشور در آن زمان است.
وى همچنين درباره تعطيلات اخير كشور، ابراز كرد: ما بايد به تعطيلات فراتر از رفاه مردم نگاه كنيم، زمانى كه جاده ها كشش اين ميزان خودرو را نداشته و تناسبى هم بين راه و خودروى موجود وجود ندارد، مأموران راه بايد چه كار كنند؟ البته سفر شاخص رفاه است، اما كيفيت آن هم بسيار مهم است.

خدا اميراعلم را دوست داشت
در زنجان كه در آن معاون حزب اللهى دانشگاه كه در بى سر و دست كردن و گرفتن و بستن دانشجويان يد طولائى داشت با دكمه باز شلوار و چهره عرق كرده در حال هدايت دختر دانشجوئى گير افتاد و در يوتيوب رسوا شد در همان شهر بايد خون گريست از گريه مادر و پدرى چنين.
مى دانيد اولين كسى كه در المپياد جهانى رياضى براى ايران مدال (نقره) گرفت، چه كسى بود؟ ... او كجاست؟ ... مى خواست چه كاره شود؟
دكتر اميراعلم غضنفريان ۲۵ بهمن ۱۳۵۰ در شهر زنجان متولد شد. پدرش دبير رياضيات مدارس زنجان بود. خود او دوران تحصيل پيش از دانشگاه را با درخششى خيره كننده سپرى كرد. ديپلم را از دبيرستان امير كبير زنجان گرفت. در سال ۱۳۶۷ موفق به اخذ اولين مدال نقره براى ايران از المپياد جهانى رياضيات در استراليا و همان سال وارد دانشكده برق دانشگاه صنعتى شريف شد. به عنوان شاگرد ممتاز ليسانس گرفت- معدل بالاى نوزده. همان سال به عنوان دانشجوى نمونه كل دانشگاه صنعتى شريف انتخاب و معرفى شد. بلافاصله در مقطع فوق ليسانس صنعتى شريف هم پذيرفته شد. او در مدت يك سال و سه ماه فوق ليسانس الكترونيك خود را از شريف گرفت: با معدل چهار و دو دهم از چهار! سراسر دوران دانشجويى را در خوابگاه گذراند. سپس در سال ۷۳ جذب دانشگاه استانفورد آمريكا شد. دكترا را در كمتر از سه سال گرفت با معدل چهار از چهار! اميراعلم غضنفريان بيش از هفت مقاله علمى در مجلات و كنفرانس هاى بين المللى معتبر منتشر كرد.
سال ۷۷ علائم بيمارى سرطان در وى مشاهده شد و بعد از حدود نه ماه در ميانه پاييز ۷۸ درگذشت.
استادش در مراسم بزرگداشتش در آمريكا گفت: من مدت ده سال بود كه در جستجوى چنين دانشجويى بودم... در تمام دوران تدريس در دانشگاه و تحقبقات علمى خود، دانشجويى مانند ايشان نديدم و شايد تا آخر عمر نيز ديگر دانشجويى مانند ايشان نداشته باشم... اكنون خيابانى در زنجان به نام اميراعلم غضنفريان وجود دارد:
دوستان عزيز! با نهايت تأسف بايد بگويم كه سرطان امير دوباره برگشته است. دراين مرحله از بيمارى، پزشكان معتقدند راهى براى درمان وى وجود ندارد. پيش بينى مى شود او حداكثر دو هفته ديگر زنده بماند. بر خلاف خبرهاى بد درباره جسم وى، روحيه امير بسيار بزرگ است به طورى كه مقاومت وى در مقابل بيمارى، غير قابل تصور است. او از من خواسته كه از همه شما سپاسگزارى كنم كه در اين ماه ها او را كمك كرديد. اين شانس وجود دارد تا دو سه روز بعد قبل از اين كه حال امير بدتر شود، امير بيمارستان را ترك كند و به ايران برگردد- نامه يكى از دوستان امير اعلم به بقيه دوستانش
*
يكى از دانشجويان زنجانى در نشريه آن دانشگاه نوشته با يكى دو نفراز دانشجويان دانشگاه زنجان رفتيم خانه اميراعلم غضنفريان، خانه اى در شهرك كارمندان زنجان. قفسه كتابهاى اميراعلم را دست نخورده نگه داشته بودند و بعضى وسايل شخصى ديگرش مثل عينك را. پدرش بود و مادرش. پدر از دانايى پسر گفت: از تواضع و از هنرهايش. از خيرگى پى در پى اساتيدش در برابر چشمه هميشه جوشان فهم اين دردانه. مى گفت: يك بار يكى از دبيران رياضى اش به من مى گفت كه من ديگر نمى دانم چه چيرى را بايد به او ياد بدهم، او خيلى بالاتر از اين كلاس هاست. يك بار هم در مسير خوابگاه طرشت، دانشجويى با او همراه مى شود و مى گويد مى خواهم بروم دانشجويى را ببينم كه اسمش غضنفريان است. امير اعلم مى گويد: براى چه؟ از او چه مى دانى؟ و او همه تعريف و تمجيد مى كند. امير اعلم بدون آنكه بگوبد او همانى است كه به دنبالش مى گردد، مى گويد: فكر نمى كنم همه اين چيزهايى كه درباره او گفتى درست باشد! ... با همه اين «ستاره وار بودن» ، اما پدر وقتى از آرزوى امير اعلم گفت: يخ كردم! ... اميراعلم آرزو داشت شهردار زنجان شود و... شهردارى در ايران، مثل همه چيز تا خرخره غرق دنياى بده بستان و باند و سياست است. اميراعلم اگر مانده بود با اين آرزويش، مگر كوتوله ها مى توانستند او را بپذيرند؟
شوراى شهر زنجان و خيلى از مصادر كشور را كوتوله ها اشغال كرده اند.... خدا امير اعلم را خيلى خيلى دوست داشت.

ايران
صفحه اول
آگهى
داستان
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
انگليس
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
ورزش
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
مقاله هاى ايران
آخر هفته
حوادث
علمى
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   صفحه اول   •   آگهى   •   داستان   •   اقتصادى   •   طنز   • 
•   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   انگليس   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   • 
•   بازتاب   •   جهان   •   ورزش   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   • 
•   مقاله هاى ايران   •   آخر هفته   •   حوادث   •   علمى   •   فال هفته   •   از رسانه ها   • 
•   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •