Nimrooz
Vol.20, No. 982, May 30, 2008
سال بيستم - شماره ۹۸۲ - جمعه ۱۰ خرداد ۱۳۸۷
دكتر كاظم وديعى
غرور كاذب و تحقير
مانع مذاكره مستقيم و شفاف شده است
003834.jpg
وديعى
بعضى پيروزى هاى جنگى به ملت هاى فاتح غرورى كاذب مى بخشد. از آنجمله است پيروزى مصريان به عهد ناصر بر فرانسه و انگليس در ماجراى ملى شدن ترعه سوئز و نيز پيروزى اسرائيليان بر مصر در جنگ موسوم به جنگ شش روزه (۲) و بالاخره پيروزى نسبى حزب الله در جنگ اخير با اسرائيل كه برترى موشك هاى اهدائى ايران و سوريه (۳) بر تانك هاى اسرائيل طى آن مسلم شد تا غرور حز ب الله در بيروت تا به حال حاضر ادامه پيدا كند. در هر سه مورد غرور كاذب صاحبان آنها را كور داشت و نه تنها آن پيروزى ها را بى فايده ساخت بلكه گره ها بر گره ها زده شد.
ايران اسلامى هم از اين غرور كاذب به بهانه هاى افتضاح لشكركشى جيمى كارتر به بيابان هاى طبس و يا گروگانگيرى ديپلمات ها و نقش تند انقلاب و دفع حمله حمله صدام و در حال حاضر هم «معجز هسته اى» بركنار نيست و البته ناسازگارى هاى اعراب و ايرانيان سرمست از عوايد نفت روزبروز گران تر هم بر اين غرور كاذب افزوده است و نمى توان پيروزى آمريكا را بر صدام كه منتهى شد به اشغال عراق از اين بلاى غرور كاذب برى دانست. زيرا كه مثل ديگر موارد بالا گره بر گره زد و موجب شد تا استيلاى بنيادگرايان در ايران و سوريه و متحدان آنها را در بيروت و غزه محرز گردد و اينك ايران و عربستان را در آستانه رقابتى سهمگين به بهانه تشيع و تسنن كشاند و كردها و اعراب را در همين راستا به بهانه قوميت به كشمكشى فعلاً قدرى نامرئى برساند.
به هر حال سيماى خاورميانه قرن بيستم درهم ريخته و بند از پاى دين ورزان كه قرنى در تبعيت از متجددان و دولت هاى ترقيخواه بودند برداشته شده است و اگر غريبان فرض كنند كه دموكراسى نوپائى در عراق اشغالى پا گرفته است بايد قبول هم بكنند كه خدمتشان در بركشيدن شيعه بنيادگراى ولايت فقيه به تمام است زيرا ايران اسلامى در جو اكثريت شيعوى عراقى خود را بهتر از هميشه جاى افتاده حس مى كند پس از رقابت تا پاى جنگ با عربستان بيمى ندارد.
شايد تجربه تركيه براى صلح درونى به مدد اسلام و قبوليت كردها به مدد مذاكره و دورى از جنگ و در نتيجه رواج مشاركت همگانى موجب تعديلى در خاورميانه اسلامى شود. ولى اگر تركيه در اتحاديه كشورهاى پيرامون مديترانه جذب شود آيا قادر است درسى به ايران يا سوريه دور از مديترانه دهد؟ اينجاست كه حزب الله مى خواهد مانع اروپائى شدن لبنان گردد.
اگر بمب احتمالى ايران به يقين تبديل شود آن وقت مسابقه اتمى در كشورهاى ثروتمند عرب شروع نخواهد شد؟ و آيا اين مهم فرصتى براى رفتن و دور شدن از خرده جنگ ها و كلان جنگ ها ايجاد مى كند؟
يوشكا فيشر وزيرخارجه اسبق آلمان در سال هاى ۲۰۰۵- ۱۹۹۸ بعد از دو سال سكوت را شكسته و معتقد است خاورميانه ديگر آن خاورميانه خيالى جرج بوش نخواهد شد. (۴) وى مى خواهد بگويد كه جنگ آمريكا با عراق صدام موجب ظهور خاورميانه جديدى شده و اين صفت «جديد» به معناى خوب و بهتر نيست و البته توصيه مى كند به مذاكرات علنى و شفاف با همه گروه ها و همكارى با همه آنها.
آقاى فيشر جنگ نمى جويد زيرا جنگ را مى بيند كه وجود دارد. برعكس سود غرب را مى خواهد چون قدرى تا بيشترى به خطر افتاده است. همچنين است كه دم از حقوق بشر نمى زند زيرا با برآمدن بنيادگرايان امر منتفى است. اما آنچه آقاى فيشر از آن ابدا و ابدا حرف نمى زند نقش مردم سراسر خاورميانه و گرايشهاى سياسى آنهاست. طبيعى است رهبران غرب همه جا و همه چيز را ساخته و پرداخته ديپلماسى خود مى دانند و به ياد نمى آورند كه مردم ايران و حتى عراق سابقه بسيار در پاره كردن زنجيرهاى اسارت خودى و بيگانه دارند و فرصت از دست نمى دهند و اگر غرب فرض مى كند كه اين مردم دربند قيود دين سالارى دولت خويش اند در اشتباه است. آنها از دين ابزارى عليه دخالت بيگانه ساخته اند و همين است كه دولت اسلامى ايران را مقابل آنها واداشته است. اما اين نظام هم تحول پذير است. بدبينى غربيان به ظواهر و خرافات يك نظام دينى مانع آن شده تا مقاومت ها را بسنجند. تنها چيز سنجيدنى در خاورميانه نفت يا بازار اسلحه آن نيست. تا غرب عمق مقاومت ها را درنيابد در مذاكره ها- حتى از نوع شفاف آن- در موضع ضعف قرار دارد.

وحشت از اسلام
مانع مذاكره و باعث
مهاجرت ها شده است
ماشين اجتماعى تجارى غرب كه با سوخت سود آنى كار مى كند ناشكيباست. بحران مالى اخير قريب ۱۰۰۰ ميليارد خسران به بار آورده است. (۵) جبران اين زيان ناشى از بحران مالى ممكن است كار جنگ را آسان كند و دو سه دهه طول كشد (۶) تا به تعادلى تازه رسند، پس در اين جوّ، وحشت از اسلام عمداً دامن زده مى شود. مثال دم دست توقيف هاى بى اساس و تنها مبتنى بر سوءظن است كه منتهى شده است به زندانى شدن مسلمين كه ابدا ربطى به حركات سياسى اسلام بنيادگرا ندارد. اين وحشت به درون كشورهاى اسلامى نفوذ داده شده همه جا اصلاح طلبى نشانه قيام عليه نظام شده است (۷) كه عكس العمل غرب وحشت زده از اسلام است.
اما در كل مسأله وحشت از اسلام و مسلمان ها منتهى شده است به اين كه مثلاً در كشورى مثل فرانسه ۶۰ تا ۷۰ درصد زندانيان مسلمانان هستند و يا منشائى اسلامى دارند و البته در اين كشور پنج شش ميليون مسلمان وجود دارد كه مهاجرتشان به دليل استعمار و نياز به بازوى كار ابتدا آسان شد همراه با احترامات ولى فرزندان آنها امروز دچار بيكارى و در معرض سوءظنى اند كه بر اسلام مى رود. طبيعى كه اين امر مسلمان عادى را با همه تسلطى كه بر فرهنگ و قانون فرانسه دارد خود به خود به كشور فرانسه بدبين سازد. در انگلستان ۱۱ درصد زندانيان مسلمان اند. در هلند ۲۰ درصدند و در بلژيك ۱۶ درصد زندانى ها مسلمان اند (۸). ريشه اين نابسامانى را بايد در فقر مهاجران و غرور غربيان جستجو كرد و اين غرور موجب بدرفتارى ها و تبعيضات هم هست و امروز با آن كه ۳۷ ميليون عرب مسلمان در غرب زندگى مى كند وداد و وفاقى بين مهمان و ميزبان نيست مگر آن كه پرنسى با كوله بارى از پترو دلار از راه رسد. شرايط مهاجرت و سفر را شاهديم كه روزبروز سخت تر مى شود و اين منتهى به تحقير شخص مسلمان مهاجر شده خود به خود غرب ستيزى را مى پذيرد.
نقش رسانه هاى غرب در تحقير مسلمين كم نيست كار به آنجا كشيده كه در بعض كشورهاى غربى مثل دانمارك كاريكاتوريست هاى ضد اسلام را به دادگاه فرستند.
اينها همه مى رساند كه جوّسازى از سوى غرب ستيزان و از سوى غربى ها وجود دارد. به بهانه تروريسم اسلامى و همچنين بهانه رفتار بد غرب در قبال سكنه مسلمان يا مهاجران.
همه جا كشورهاى اسلامى در فشار بنيادگرايان اند و در عين حال در تحقير ديگران. اين وضع مهاجرت را دامن مى زند ولى مهاجر به جائى راه ندارد.
همه جا مهاجران متهم اند به اين كه مشاغل بوميان را مى ربايند پس حتى در كشورهاى آفريقا خشونتى صريح عليه مهاجران ديده مى شود. مثال سودان چشم گير است. مردم به ستوه و آماده ترك وطن اند، كجا بروند. هيچ كشور پذيراى آنها نيست (۹). مهاجران سودان تلفات سنگين داده و مى دهند.

مذاكره مستقيم مورد
قبول همگان شده چرا؟
كمتر سياستمدارى است كه در شرايط امروزى جهان طرفدار مذاكره مستقيم نباشد. دو استثناء در دو بلوك در اين زمينه داريم يكى پرزيدنت بوش كه مى گويد: بدون تغيير رفتار سران ايران مذاكره مستقيم مورد ندارد. ديگرى آقاى احمدى نژاد كه عين همين حرف را در جملاتى سبك بيان مى كند. هر دو بر رفتار و گفتار يكديگر ايراد دارند. ايران تحقير شده اكثريتى خاموش و نظامى انتقام جو دارد و آمريكا هم تعهداتى دارد از باب آرمان هاى نومحافظه كاران.
اما قبول مذاكره مستقيم ريشه در فرسودگى هاى ناشى از جنگ دارد و نامزدان انتخابات رياست جمهورى آمريكا هم آن را بهانه تبليغ خود كرده اند و اروپا نيز در اين خط است. فردا كه اين نامزدان (هر كدام) به قدرت رسند به محظورات و موانع آقاى بوش پى خواهند برد.
بيكارى، تورم، هزينه جنگ، افزايش قاچاق و اعتياد (۱۰) آدم ها را در هر لحظه به جهات روحى مختلف مى كشاند اين است كه بار ماليات ها سنگين و كمپانى ها در مقاومت با دولت ها هستند (۱۱). پس مذاكرات مستقيم مد روز شده زيرا در شرايطى كه جنگ شدنى نباشد وعده به مذاكره پنجره اى است بر كاهش نارضايتى ها. اما قدرت ها باور ندارند كه روزى جنگ آدمى با آدمى بايد لغو گردد و در ذهن بنيادگرايان مسلمان هم جنگ و حذف آدم ها افتخارى است عليه كفار. بنابراين ريشه ها در بنيادگرائى ها است چه در مشرق و چه در مغرب جهان سياسى و مقتدر امروز.
در دنياى اسلام در اين سى ساله به مدد كسب آسان پترو دلار عمران و آبادى بسيار شده است. دوبى در تجارت و قطر در رفتن به تجدد مثال عمده اند. همه جا در اميرنشين هاى خليج فارس آسمانخراش ها را مى بينيد و مظاهرى عظيم از توسعه و عمران مادى ولى از روحيات و فرهنگ مساوات و مردمسالارى خبرى نيست. منتهى اين تجدد و تجارت آنها را آماده داد و ستد و مذاكره مى دارد. اينجاست كه مى شود باور كرد كه حتى حماس آمادگى براى مذاكره را دارد و در نظام ايران و در مزاج حزب الله هم اين تمناى مذاكره مستقيم وجود دارد زيرا بيروت قطر و شارجه و منامه و دوحه و ابوظبى قطب ثروت اند و حماس با زبان بى زبانى طالب برادرى اسلامى يعنى تسهيم ثروت است و چون فعلاً از اين تسهيم خبرى نيست به خشونت مى پردازد و اگر روزى برسيم به اين كه از سلام وحشت نكرده قدرى از تحقيرات به نفع مردم معترض در اين كشورهاى اسلامى بكاهيم يعنى تغيير رفتار سياسى دهيم حتماً با ميان بُرى به سمت درك همه جانبه خواهيم رفت. دميدن در شيپور جنگ در تضاد است با مذاكرات مستقيم و شفاف و هر چه بيشتر در اين شيپور بدميد. جهاد را تيزتر مى داريد. جهان اسلام در تحقير استعمار بوده و مايل است خود شود. آرمان هاى كشورهاى اسلامى الزاماً اسلام نيست آنها مى دانند كه احكام شرع معلق به زمان اند ولى تا از تحقير و عرفه كاذب نرهند مى ايستند. به ياد آوريم ملل اروپاى غربى را كه تا پنجاه سال قبل در همين حال بودند و اگر امروز اروپا و حتى آمريكاى شمالى و جنوبى در صلح مى زيند علت آن است كه از آن حقارت و خرافه هاى دينى در سطح دولت ها رهيده اند و با هم از سر غرور كاذب رفتار ندارند. به ياد آوريم ناسازگارى هاى فرانسه را با آلمان و آلمان را با انگلستان و انگلستان را با هر دو كه جز با دورى از تحقيرات سياسى و زدودن غرور كاذب رفع نشدند.
خواننده درمى يابد كه مراد ما اين است كه برسانيم كه اين آشفتگى و ذلت در خاورميانه ريشه در تحقيرات و روى در زايش تروريسم دارد و آن غرور كاذب موجود در هر دو طرف مانع مذاكرات مستقيم و شفاف است و اين درست نيست كه به بهانه هاى مختلف به بحث در سختى و صلابت اسلام پردازيم و فراموش كنيم كه همه اديان به همين صفت دچارند و هيچ سياستى قادر به هتك حرمت اديان نيست و اين خود بحثى است جدا.
برگرديم به صحبت آغازى در اين نوشته و ببينيم چه بايست كرد تا اين غرور كاذب يا اين عزت نفس زخمى ما ايرانيان و شايد همه مردم اسير خرافات تاريخى ذوب شود؟ اينك همه ما شاهديم كه حكومت مبتنى بر مظاهرات اسلامى در قالب ولايت فقيه گره از كار مردم در عمل نگشوده است هيچ گره بر گره زده است. اين نظام اگر بر سر كار نمى آمد اين اندازه كه امروز ما آن را از هر جهت مى شناسيم نمى شناختيم. پس سركار آمد به دليل اراده انقلابى مردم و روياها و خيال ورزى ها در مديريت و استقرار عدالت و رفاه اجتماعى و دست ها رو شد. پس روياها فرو نشستند و امروز مردم قضاوتى بهتر دارند از گذشته و حال.

مثال ديگر:
در ديگر موارد مثل لبنان و حزب الله نيز دست ها باز شد در جريان كودتاى نامرئى حزب الله در بيروت. قضيه اين بود كه ژنرال سليمان ارتش را عليه حزب الله بسيج نكرد تا حزب الله ماهيت خود را نشان دهد و اسلحه روى مردم لبنان كشد و مردم ببينند به چشم خود فرداى حكومت سراسرى حزب الله را. در اين ماجرا آمريكا عقب نشست و خوب كرد كه عقب نشست و غرور كاذب حزب الله ذوب شد و مردم هم سر عقل آمدند و فرانسه هم دست خالى دور كشيد و اروپا همچنين. پس عدم دخالت بيگانه موجب شد تا مردم لبنان خود حزب الله را بشناسند و نه تصوير آن را از زبان بيگانه ببينند. در كار خاورميانه بايد هميشه ملاحظه غرور زخمى و عزت نفس ملت هاى تاريخى را كرد و دست از اشغال و قيموميت ها برداشت. حزب الله هميشه مدعى مقاومت ملى لبنان در برابر هجوم اسرائيل بود اينك گرچه نيمچه كودتائى كرده ولى مشت او باز شده است و ارتش لبنان به حق مى تواند بخواهد تا حزب الله اگر مدعى مردم لبنان نيست اسلحه ها را زمين نهد (۱۲).
و اما رشد نفوذ حركات افراطى سياسى اسلامى در تدابير كمك هاى اجتماعى است. توفيق همه آنها در رابطه تنگاتنگ آنهاست با مردم فقيرو محروم و اين را غرب نفت جو و اسلحه فروش درنمى يابد زيرا فكر سود آنى است. غرب در محاسبات خود كار و صلاح خود را مى جويد دولت ها و احزاب مخالف خاورميانه اسلامى و غيراسلامى نيز بايد خود را وقف مردم و نفع مردم خود كنند. متأسفانه هميشه اينطور نيست يعنى اين صاحبان دنيا و عقبى خود را در مسائلى از سر بزرگنمانى (غرور كاذب) وارد مى كنند و از عهده آن هم برنمى آيند. وگرنه ايران اين همه متعهد حل مشكل ديگران نمى شد.
در جائى ديدم آقاى پير روسلن عدم دخالت آمريكا و فرانسه و اروپا را در كل موجب اقدام اخير حزب الله دانسته است. مسلماً تجزيه و تحليل ايشان يك طرفه است چون نقش و بازى خود مردم لبنان را نمى بيند و اعزام هيأت هاى نامسئول را اصل قرار مى دهد (۱۳). بايد گذارد مردم خاورميانه «آقا بالاسر»! و اشغالگران و قيم ها را دور و دور كنند تا عزت نفس خرد شده آنها ترميم شود. يعنى در خاورميانه بايد سر راست و صميم و ساده عمل كرد و سخن با مردم و مسئولان از سر داد و ستد سودآورى براى هر دو طرف باشد تا مذاكرات مستقيم و شفاف شدنى شود. امكان ندارد غرب بتواند به «رفورم در اسلام» به بهانه حقوق بشر دست يابد. ولى وقتى پس بكشد، دخالت ناشى از سود آنى نكند همين مردم مسلمان اسلام را در مدار تاريخى خود اصلاح مى كنند چنانكه بارها كرده اند و اينها كه عرض شد نصيحت نيست و عين سياست است.
دگرگونى هاى بزرگى در پيش است. اگر در افق تنگ و تارى كه گذشته به ما تحميل كرده است. ادامه دهيم ناگزير، آن دگرگونى ها را نمى بينيم و آن دگرگونى ها بر ما باز تحميل مى شوند پس در آن دگرگونى ها سهيم و شريك نمى شويم. اين بود كه ما را به دليل كوربينى ها از قافله فناورى و تمدن عقب انداخت. عقل ساده به از غرور كاذب است. پس اگر در جستجوى تغييرى هستيم به از نوبينى هاى مسأله و به دور از سود آنى و غرور كاذب بايد متوسل شد.

مثالى ديگر و بسيار متفاوت
فرانسه و عربستان سعودى مدتى است بر سر ملايم داشتن مسلمانان مقيم فرانسه كه در گذشته تحت تأثير مدارس قرآنى بودند همكارى مى كنند. تلاش ملك عبدالله در اين رهگذر بسيار سنگين است زيرا بايد كشته و رشته هاى پيشينيان را جبران كند.
اخيراً با ابتكار عبدالعزيز بن فهد نبيره مؤسس سعوديان به مدت سه ماه هفتاد و سه مجلس درس و بحث در پاريس برگزار شد و جمعاً پنجاه هزار زن و مرد مسلمان با نظم تمام ارشاد به اعتدال اسلامى شدند.
در اين واقعه سرژ داسو صاحب كمپانى عظيم ائرونوتيك فرانسه از نقش كارگران مسلمان فرانسه سخن براند و براى توسعه مسجد شهرك كارخانه سه ميليون يورو كمك كرد و نترسيد از اين اظهار كه او مديون مسلمانان فرانسه است (۱۴). اين گام درست برداشته شد و يقيناً گستردگى در افق رفتارى پديد خواهد آورد و روزى برسد كه وحشت از اسلام در فرانسه بميرد و تحقير برافتد و غرور كاذب بعض سران سياسى فرانسه در كوره درك متقابل ذوب و نكبت از روابط شسته گردد. چنين باد. ممكن است فرض شود كه از يك گل بهار نمى شود ولى به ياد آريم كه گل حامل بذر است.


پانويس:
۱-اين ملى شدن ترعه، سوئز به سال ۱۹۵۶ بود و پيروزى مصريان به مدد حمايت شوروى و اتمام حجت خروشف به ثمر رسيد.
۲-اين جنگ به سال ۱۹۶۷ روى داد و اين پيروزى بر اثر سلاح هاى داده يا فروخته شده فرانسويان به اسرائيل حاصل شد كه شيمون پرز رئيس جمهور كنونى اسرائيل اخيراً در مصاحبه اى به مناسبت شصت سالگى كشورش صريحاً بدان معترف شد.
۳-مراد موشك KATIOUCHA است كه معلوم است ساخت كجاست.
۴-فيشر- رئيس حزب سبز آلمان هم بود و از باب ايران امروز از مطلعان است كه ضمن تنقيد بوش در كار اشغال عراق توجه خاص به منافع آلمان در رابطه با ايران اسلامى هم دارد. نك آخرين مقاله او در جرايد بزرگ و به مناسبت گزارش PROJECT SYNDICATE- INSTITUTE FOR HUMAN SCIENCE 2008.
۵-گزارش صندوق پول بين المللى- نك: رمان واقعى بحران مالى- نوشته: J.M. SYLVESTRE نشر PERRIN- ۲۰۰۸.
۶-فيگارو اقتصادى در مورد بهاى مواد خوراكى كل گزارش بانك جهانى را بسيار بدبينانه وصف مى كند. شماره ۲۲ مى ۲۰۰۸.
۷-توقيف متروك الفالح در عربستان سعودى- و آخرين بيانات آقاى خاتمى در ايران.
۸-بررسى هاى بسيار در اين باره وسيله جامعه شناسان از همه گرايشها انجام شده است از جمله وسيله .OPEN SOCIETY INSTITUTE
۹-نك: MAIL, AND CARDIAN به قلم و گزارش آقاى رايس.
۱۰-گفتنى است كه سالانه ۶ ميليون آمريكائى كوكائين مصرف مى كنند و البته ۹۰ درصد اين ۶ ميليون نفر مكزيكى هاى مهاجرند. اين پديده سه هزار نفر را در سال مى كشد. نك: TIME ۰۸/۵/۲۶.
۱۱-پاتريك كندى اخيراً گفت بدون كمپانى هاى حفاظتى بايد از عراق برويم. اشاره به سر و صداها عليه BLACKWATER LICSENCE معروف است.
۱۲-مسأله حركت اخير حزب الله بحث روز است. مفسران در سراسر جهان به بررسى ها دست زده اند. واقعه ظاهرى دارد شوم و باطنى دارد افشاگر نيات حزب الله. نقش ژنرال سليمان مهم است گرچه انتقاد بر او هم از سرناشكيبائى ها وارد شده است ولى او هم امروز خواهان وحدت ملى لبنان شد. «شنبه ۲۵ ماه مى ۲۰۰۸».
۱۳-اشاره به اعزام هيأت ديپلماتيك غير رسمى از سوى فرانسه به آن مناطق است. (جرايد مهم).
۱۴-نك: مقاله القرنى در شرق ميانه، به نقل از كوريه انترناسيونال شماره ۱۴ ماه مى ۲۰۰۸.

ايران
صفحه اول
داستان
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
يك زندگى
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
ورزش
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
علمى
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   صفحه اول   •   داستان   •   اقتصادى   •   طنز   •   از شما چه پنهان   • 
•   از آنچه گفته اند   •   يك زندگى   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   • 
•   جهان   •   ورزش   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   • 
•   علمى   •   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •