Nimrooz
Vol.20, No. 981, May 23, 2008
سال بيستم - شماره ۹۸۱ - جمعه ۳ خرداد ۱۳۸۷
تهران داغ داغ- على مستعلى زاده- تهران
بيست ميليارد دلار درآمد نفت گم شده است
تجاوز جنسى مأموران حراست به دانشجويان
دختران از شرم و ترس خانواده ناگزير به سكوت شده اند
گفتگو با خدا: چه تقصير كرده بوديم خدايا!
چنان ميگويند مافيا هست انگار مردم ايران آوردند
هاشمى و احمدى نژاد براى مردم چه فرق دارند همه دزدند
بچه هاى تئاتر بندرعباس آخوندك را هو كردند
تهران كه از زور گرمى و آلودگى هوا نميتواند نفس بكشد اين هفته بعد از چند سال شادمانى را تجربه كرد آن هم به دليل آن بود كه حكومت كارى نداشت و مردم تيم فوتبال محبوب خود را كه برنده جام باشگاه ها شد تشويق كردند و گرچه آخرش باز عده اى پليس خودشان را لوس كردند و به هواى آن كه دختر چرا در ورزشگاه ها هست به مردم حمله بردند اما واقعيت آن است كه تا نيمه هاى شب مردم زدند و رقصيدند و كيف كردند و گوششان هم به تذكرات مأموران بدهكار نبود كه در اين جور مواقع ناگهان انسان دوست شده نگران پيران مريض ميشوند. جوانى در هفت حوض خطاب به افسرى كه همين حرف را ميزد گفت ميدانى آن كه خوابيده از چى ناراحت است از اين كه پدرش را كشته ايد نه اين كه چرا ما داريم شادى ميكنيم. چند جا مردم خودرو پليس را اتش زدند و چند جا هم انداختند در آب استخر يا حوض مانند وسط هفت حوض نارمك.
اما درد اين ها نيست درد آن است كه بچه هاى خيابانى چند برابر شده اند و پيداست كه ابرومند هستند و هر بار كه آن ها را ميگيرند مأموران بى خيال و كشان كشان آنها را ميبرند اما دختر ها و پسرها با پوشاندن روى خود سعى مى كنند اگر دوست و آشنائى گذر كرد شناخته نشوند. منتهى نيروى انتظامى جمهورى اسلامى ابرو چه مى فهمد.

دعاو گفتگو با خدا
اين دعا را از نشريه دانشجوئى جامعه نوآموز وابسته به مركز آموزشى كهريزك بخوانيد:
خدايا اون پيرزنه كه از دست و پا افتاده كنار خيابون نشسته داره ليف ميفروشه- داره درد ميكشه ميبينى؟
خدايا اون مستاجره كه اجاره اش سراومده نداشته به اجاره اش اضافه كنه حالا كنار خيابون نشسته اثاثيه شم كنارشه داره درد ميكشه ميبينى؟
خدايا اون بچه ايكه سرطان داره نفساى آخرشه داره درد ميكشه ميبينى؟
خدايا اون جانبازه كه شيميايى شده داره درد ميكشه ميبينى؟
خدايا اون جوونه كه بيكاره دنبال كار ميگرده داره درد ميكشه ميبينى؟
خدايا اون بيماره كه پول دوا درمون نداره داره درد ميكشه ميبينى؟
خدايا اون زنه كه شوهرش مرده مونده حالا چطورى بايد خرج بچه هاشو در بياره داره درد ميكشه ميبينى؟
خدايا اون دختر تن فروش كه مونده چطورى خودشو ازين وضع نجات بده داره درد ميكشه ميبينى؟
خدايا اون مظلومه كه ظالما حقش رو خوردن داره درد ميكشه ميبينى؟
خدايا اون عاقله كه بين جاهلا گرفتار شده داره درد ميكشه ميبينى؟
خدايا اون عاشقه كه از عشقش دور افتاده داره درد ميكشه ميبينى؟
خدايا اون آدم پاك و بيگناهى كه خوبى همه آدما رو ميخواد با ديدن بديهاييكه آدما به هم ميكنن داره درد ميكشه ميبينى؟
خدايا ازت ميخوام منو همدرد همه دردمنداى عالم قرار بدى- دوست دارم برم بشينم كنارشون و باهاشون همدرد بشم
چرا كه
مرد را دردى اگر باشد خوش است
درد بى دردى علاجش آتشست

گرانى فرياد گرانى
و آن چه مردم را آزار ميدهد گرانى است. گران شدن برنج تا دو برابر. تا تا دانه اى هزار و دويست و تومان و مسكن تا جائى كه امكان خريدش براى مردم نيست و همين طور. و اين وسط كه مردم دارند كباب ميشوند دارودسته احمدى نژاد دارودسته هاشمى را متهم ميكنند كه مافيا درست كرده اند و آن ها اين ها را متهم ميكنند كه خودتان دزد هستيد. نميدانند كه از نظر مردم همه اينها با هم تفاوتى ندارند. همه شان يكى هستند. اينها يك مشت غارتگرند كه به اسم اسلام و با تظاهر و دروغگوئى سوار مردم شده و فرصت تاريخى آنها و ثروت آنها را به باد داده اند، بعد بالاسريشان فكر ميكند همه مردم حمارند كه به اين جنگ ها توجه كنند. البته كه بايد گفت خيلى ها هم توجه ميكنند و اين حرفها را جدى ميگيرند. مانند آن طلبه اى كه در قم هفته گذشته خودش را از بالاى ساختمان مركز پژوهش هاى امام خمينى كه همان لانه زنبور مصباح يزدى باشد پائين انداخت تا ثابت كند كه هاشمى به اسلام خيانت كرده. مردم ميگفتند بدبخت چرا خودت را كشتى اينرا همه ميدانند ولى آن كه تو نميدانى اين است كه احمدى نژاد عزيز تو هم دست كمى ندارد گيرم هنوز بچه هايش بزرگ نشده اند كه وارد بازى شوند.
نگاه كنيد به اين خبر رسمى خودشان:
مشاور مطبوعاتى رئيس جمهورى در پاسخ به سخنان وزير سابق اقتصاد در يك برنامه تلويزيونى مبنى بر اين كه «پديده مافيا در كشور ما سازمان يافته نيست كه عده اى نشسته باشند و با فعاليت هاى خاصى بخواهند به كشور ضربه بزنند» ، گفت: «شبكه هاى انحصار به حدى قدرتمند هستند كه حتى در مراجع تصميم گيرى و قانون گذارى نيز قدرت مانور دارند و قانون و مقررات را به نحوى كه مطلوب نظرشان باشد به تصويب مى رسانند. فردى كه با استفاده از رانت ارتباط و نفوذ در اركان قدرت، انحصار واردات سيگار را در يد اختيار خود گرفته و ديگران را براى پرداخت باج سبيل چند ميليارد تومانى تحت فشار قرار مى دهد و حتى رئيس دخانيات ايران را تهديد به برخورد مى كند، اگر رفتار مافيايى ندارد، چه چيزى را نشانه گرفته است و در جست و جوى چيست؟ يك شبكه ديگر انحصار كه قادر است ابزار رسانه اى را با هدف تحريك احساسات و تهييج افكار عمومى به خدمت بگيرد تا دولت را براى موافقت با توزيع يك داروى وارداتى ميان بيماران تحت فشار قرار دهد و از اين طريق پول گزافى را به جيب بزند، اگر سرگرم انجام يك كار مافيايى نيست، پس مشغول چه كارى است؟»
مشاور مطبوعاتى رئيس جمهورى در ادامه مى افزايد: «دولت احمدى نژاد نه فقط يك دولت مهندسى و كارگرى بلكه يك دولت علمى و دانشگاهى است و با استدلال و منطق بر اين نكته تأكيد مى كند كه منابع پولى بايد در تمام كشور توزيع بشود و از تكرار روندهاى گذشته كه سبب بلوكه شدن منابع بانكى در دست يك عده خاص شده بود، جلوگيرى شود. دولت نهم با هدف ايجاد اشتغال براى جوانان، اقدام به حمايت و راه اندازى بنگاه هاى كوچك توليدى كرد و شش هزار ميليارد تومان از وام هاى بانكى را در قالب اعتبارات زودبازده در اختيار آن ها قرار داد. فريادها از همه سو بلند شد كه اين كار تورم زاست، اين در حالى است كه مجموعه وام هاى بانكى به بيش از ۲۰۰ هزار ميليارد تومان مى رسد، چگونه است كه آن ۱۹۴ هزار ميليارد تومان تورم زا نيست و اين شش هزار ميليارد تومان كه سبب توليد و اشتغال در كشور شده است، تورم زاست؟ آيا مى توان روى مافياى رسانه اى چشم فرو بست و نقش مخرب و سازمان دهى شده آن ها را براى مختل كردن تصميمات و اقدامات اصولى و تاثيرگذار دولت نهم ناديده گرفت؟ مافياى ايران با بهره گرفتن از ابزار تبليغات، آن چنان استادانه عمل مى كند كه جبهه مقابل خود را در افكار عمومى به جاى متهم مافيا مى نشاند.
وى در پايان آورده است:» رئيس جمهورى تاكنون در چند نوبت، سرنخ هائى از فعاليت باندهاى مافيايى را فاش كرده است و اينك نوبت اصحاب رسانه است تا براى تنوير افكار عمومى به تحقيق، پژوهش و پرسشگرى بپردازد و پرده از فعاليت باندهاى مافيايى بردارد؛ اما در اين جا نيز مشاهده مى كنيم كه مافياى رسانه اى با رفتار ماهرانه و هنرمندانه خود، مانع از ريشه يابى موضوع، در فضاى رسانه اى كشور مى شود و اذهان دست اندركاران و فعالان عرصه رسانه اى را آن چنان دستكارى مى كند كه آن ها نيز دچار ترديد، ابهام و شبهه مى شوند و نه تنها، تحقيق و بررسى پيرامون عملكرد مافيا كه بيش از هميشه ضرورت يافته است، به فراموشى سپرده مى شود، بلكه رئيس جمهورى نيز نسبت به اصل وجود مافيا در معرض پرسش خبرنگاران قرار مى گيرد.
كه بايد گفت چشم نه نه تان كه همان رهبرتان باشد روشن كه مملكت را به اين روز درآورد و هنوز معتقدست كه انقلاب دستاوردهاى بزرگ داشته است. اين دستاوردش كه مشاور رئيس جمهور ميگويد.

جوانان و تحجر
اما چشمه اى از آنچه بچه هاى كشور از تحجر ميكشند.
هفته گذشته جشن روز جهانى تئاتر بود و دستگاه ارشاد با پول ملت فقير ده ها جلسه تبليغاتى درست كرد كه چه ها كرديم و چه گل ها بر سر فرهنگ كشور زديم اما از آن سو تمام هنرمندان نامى كشور خانه نشين شده اند و يك عده حزب اللهى كه در عمرشان نه سينما رفته اند و نه تئاتر شده اند اختياردار فرهنگ كشور يك نمونه را بخوانيد كه در هرمزگان رخ داده است، در بندرعباس كه در روز دوم اين جشن ها با اعتراض به سياست هاى اداره كل فرهنگ و ارشاد هرمزگان با حضور هنرمندان تئاتر در بالاى صحنه در هنگام سخنرانى مدير كل ارشاد شكل جالبى به خود گرفت.
قرار بر اين بود در اين مراسم كه در ادامه ارديبهشت تئاتر ايران برگزار مى شد نمايش «اورينب، اورينب تو رو خدا تو يه چيزى بگو» به صحنه برود كه مسئولان ارشاد هرمزگان با بهانه هاى واهى از اجراى آن در آخرين لحظات جلوگيرى كردند. و يك حزب اللهى آمد و از گروه ياد شده خواست تمام موسيقى تئاتر را حذف كنند اما ابراهيم پشت كوهى كارگردان نمايش عنوان كرد كه موسيقى سنتى مبناى نمايش است و با حذف آن كل كار آسيب مى بيند. گروه نمايش بعد در يك رفتار مدنى به روى صحنه رفتند و با توضيح نمايش و شرايط موجود از جماعت بى شمارى كه در سالن فرهنگ براى ديدن كار آمده بودند عذر خواهى كردند و از سالن بيرون رفتند. در حمايت از گروه نمايش و در اعتراض به اعمال سليقه شخصى مدير كل ارشاد هرمزگان و يك آخوندبچه قمى كه به عنوان مشاور خودش آورده بسيارى از هنرمندان و مردم سالن را ترك كردند.
خواستند بى اعتنائى كنند و به دستور آخوندك كه پشت صحنه كارگردان بود مراسم را با سخنرانى و وعده هاى مدير كل ادامه دهند اما هنرمندان هرمزگان به سالن بازگشتند و در اعتراض به سياست هاى غلط و حذفى مدير كل به روى صحنه رفتند. مجيد سرنى زاده رئيس انجمن نمايش بندرعباس با اعلام موضع هنرمندان دليل اين حركت را بى حرمتى به ساحت تئاتر دانست و افزود: هنرمندان را بايد روى صحنه باشند نه مسئولان.
در حالى كه سن سالن فرهنگ بندرعباس مملو از بچه هاى هنرمند شده بود، مدير كل به حرف هاى خود ادامه داد. اين حركت هنرمندان با تشويق شديد حاضران روبرو شد. هرگاه مدير كل فرهنگ و ارشاد هرمزگان سعى در وارونه جلوه دادن رويدادهاى گذشته داشت يكى از هنرمندان حاضر بر صحنه به او پاسخ مى داد. در ادامه سياوش تهمورث كه به همراه حميد ابراهيمى به عنوان مهمان حضور داشت به روى صحنه آمد كه با تشويق جمعيت حاضر روبرو گرديد.
حاضران به احترام تهمورث برخاستند و جمعيت معترض به احترام او عقب تر نشستند. سياوش تهمورث در ابتدا از حركت هنرمندان حمايت كرد و از اين كه هنرمندان تئاتر بى واسطه و بدون واهمه حرف خود را با عمل نشان دادند ابراز خرسندى كرد و سپس در حالى كه صحنه تئاتر مملو از جمعيت بود به قرائت بيانيه روز جهانى تئاتر پرداخت كه با تشويق شديد حاضران روبرو گرديد. و بعد از آنان خواست كه صحنه را خالى كنند كه مردم بتوانند نمايش ها را ببينند.
همه نظر ميهمان را قبول كردند اما هيجان چنان بود كه مديركل و آخوندك در ميان آنها گم شدند. در اين ميان فاطمه حسن زاده اولين نمايش نامه نويس زن هرمزگان با ستايش از زحمات ابراهيم پشت كوهى، او را استاد خود دانست و افزود كه با راهنمايى و حمايت پشت كوهى بود كه من توانستم به عنوان اولين نمايش نامه نويس زن بعد از انقلاب هرمزگان دست به قلم ببرم و متن هاى خود را به صحنه بياورم. بابك با فهم يكى ديگر از هنرمندان تئاتر بود كه پشت تريبون قرار گرفت وى خود را يك تازه كار معرفى كرد كه دو سال بيش تر از حضورش در تئاتر بندرعباس نمى گذرد اما در همين مدت كم تبعيض را با پوست و گوشت خود احساس كرده است.
وى ادامه داد: چرا پسر عموى من كه در قم زندگى مى كند مى تواند همين امروز يك نمايش فرم و موزيكال اجرا كند اما هنرمندان هرمزگان از اجراى يك كار ۱۵ دقيقه اى معذور باشند؟ چرا هر چه از پايتخت دورتر مى شويم تبعيض و سخت گيرى بيشتر مى شود اما حمايت و توجه كم تر!
در ميان تشويق بى امان حاضران در جلسه سياوش تهمورث ميهمان تهرانى دوباره پشت تريبون رفت و از جمعيت حاضر خواست به احترام پيشكسوتان حاضر در سالن از صحنه پايين بيايند و اين اتحاد و يكدلى را بزرگترين جشن تئاتر خواند. هنرمندان تئاتر با احترام به وى و بزرگان تئاتر هرمزگان صحنه را ترك نمودند و برنامه با تقدير از سياوش تهمورث و حميد ابراهيمى پايان يافت.
گفتنى است در روز اول جشن تئاتر هرمزگان كه بدون حضور مدير كل فرهنگ و ارشاد برگزار گرديد نمايش هاى «تعمير شب» به نويسندگى ابراهيم پشت كوهى و كار برگزيده مقطع متوسطه پسران هرمزگان، «كمد ايرانى» به نويسندگى اميرحسينى كار برگزيده دانش آموزان دختر هرمزگان. «فرمول ثابت» كار رضا غريب زاده با اجراى معلولين بندرعباس، «داستان زال و سيمرغ» به كارگردانى حسن سبحانى از ميناب، نمايش «درخت مقدس» از جزيره هرمز، اجرا گرديد. همچنين پنج نمايش نامه نيز در برنامه نمايش نامه خوانى اين جشن از شهرهاى بندرعباس، بندرلنگه، قشم، ميناب اجرا شد كه مورد استقبال عموم قرار گرفت.
و روزنامه هاى تهران جرأت نميكنند از ترس سگ هارى كه احمدى نژاد در وزارت ارشاد بسته است حرفى بزنند و حتى اعتراض آرام بچه هاى شهرستانى را مطرح كنند. و اين بچه ها دست گرگ وزارت اطلاعات هستند كه نفسشان را ميگيرند و كسى هم حرفى نمى تواند زد.

بى شرمى حراست
حتماً خبرش را شنيده ايد كه سه دانشجوى دختر دانشگاهى در آذربايجان شرقى كه مورد تعرض مسوولان دانشگاه قرار گرفته بودند به علت ترس از بى آبرويى و تهديد مسوولان حراست دانشگاه حاضر به شكايت از مسببان اين حادثه نيستند
. در دوران رياست جمهورى خاتمى اگر چند تار موى دانشجوى دخترى در تجمعى دانشجويى بيرون بود، ادمهاى همين مسوولان دولت نهم كفن به تن مى پوشيدند و سراسر شهر فرياد وااسلاما سر مى دادند كه اسلام و قرآنمان به باد رفت كه دولت خاتمى توجهى به شوونات اسلامى ندارد. اما در دوران خاتمى دانشگاهها امن تر بود، نه استاد دانشگاهى اخراج يا به اجبار بازنشسته مى شد.ونه مأموران حراست اين مقدار گستاخ بودند تا به دستشويى هاى دخترانه سرك بكشند و در وقت مقتضى به نيات پليد خود عمل كنند..
بحث امروز جامعه ايران فاصله ميان شعار و عمل مسوولان نيست بلكه حكايت غريبى است كه از آن مى توان با عناوينى چون «دروغ هاى بزرگ و قلب حقايق» نام برد. در حالى كه مأموران گشت هاى ارشاد در خيابان هاى شهرهاى كوچك و بزرگ آستين اندازه مى زنند، مانتو متر مى كنند و از زنان و شوهرانشان و از برادرها خواهرانشان درخواست اسناد محرميت مى كنند، اخبارى از بازداشت رئيسشان به خاطر سكس گروهى منتشر مى شود. در حالى كه تورم و گرانى گلوى مردم را مى فشارد، رئيس جمهور از قدرت خريد بالاى آنان سخن مى گويد. در حالى كه دولت از مديريت كشور ايران ناتوان است، رئيس جمهور از مديريت جهان دم مى زنند. نه، اينها فاصله ميان عمل و شعار نيست، مقايسه عملكرد اين دولت و آن دولت هم نيست، صداى فرو ريختن شرم و حيا در جامعه ايران است.

فرصت فرياد
يك شادى كوچك رسيد كه همان تيم فوتبال بود. نه اين كه چون پرسپوليس از تيم خوب شهرستانى برد. نه به دليل اين كه بچه هاى تهرانى و شهرستانى فرصتى پيدا كردند كه فرياد بزنند. پس...
پرسپوليس برد و ما مرديم از خوشى و بى اختيار ريختيم تو خيابونا.... زن و مرد... همين كه ماشين هاى حامل اونايى كه از ورزشگاه اومده بودن به شهر رسيد غوغايى شد. هر گوشه حلقه اى درست شد و د بزن برقص. سوت و كف... با پرچم هائى قرمز در اهتزاز. وسط ميدونا و خيابونا. ماشينا بوق بوق مى زدن و با برف پاك كن هاشون مى رقصيدن!
خبر به نيروى انتظامى رسيد كه چه نشسته ايد كه ملت خوشحالن و تازه قر هم مى دن!
اين دفعه پليس ريخت تو خيابونا. مردم ايرانو چه به خوشى و رقص! چه غلطا! چه جسارتا!
هر شهرى براى خودش يه منطقه مخصوص خوشى داره. معمولاً اين مناطق رو بلنديه. مردم دوست دارن شهر زير پاشون باشه اينجور وقتا و همه يواش يواش ميرن اونجا. تا شايد كمتر مزاحم ديگران باشن و تا نزديكى هاى صبح بخونن و برقصن..
اما پليس فكر اينجاشم كرده.
جلوى تموم خيابونايى كه به منطقه شاد ختم مى شه يه اتوبوس به صورت عمودى قرار داده!
همه بعد از يه شادى كوچولو نيم بند رفتن خونه و با خودشون نقل و شيرينى و فشفشه و پرچم آوردن. اما مى بينن راه ها بسته ست. حتى اونائى را كه خونه شون اون وراست راه نمى دن.
شادى تبديل به عصبانيت مى شه. يعنى چه؟!
انرژى كه مى رفت براى شادى صرف بشه صرف فحش دادن مى شه!
آخه شما چرا با شادى بى آزار مردم هم مخالفيد!
يه امشب مى خواستيم تا صبح شاد باشيم! و فراموش كنيم آنچه شما بر سرمون آورديد...

كجاست اين ميلياردها
مدتى پيش خبرى منتشر شد مبنى بر اينكه شركت نفت صددرصد درآمد حاصل از فروش نفت به روش هاى مختلف را به خزانه واريز مى كند.
رئيس ديوان محاسبات كه از بزرگترين متقلب هاست و احمدى نژاد ميخواست او را وزير كشور كند خامنه اى نگذاشت و پيام فرستاد كه به محض چنين انتخابى به دليل پرونده اش به دادگاه جلب ميشود و اين براى دولت خوب نيست. همين ادم بر خلاف نظر مجلس گفته نه خير همه درآمدهاى نفت به خزانه واريز شده است.
به گفته رحيمى شارلاتان از سال ۸۴ به بعد درآمدهاى حاصل از فروش نفت به خزانه واريز شده است. اين در حالى است كه مطابق گزارش تفريغ بودجه ۶ 83 ميليارد دلار از درآمدهاى نفتى به خزانه واريز نشده است.
در همين زمان با اجازه خامنه اى مركز پزوهش هاى مجلس گزارش داد كه بر خلاف گفته مسئولان در حال حاضر درآمد حاصل از فروش نفت به شيوه هاى مختلف به بانكهاى خارجى واريز مى شود و فقط شصت درصد آن به خزانه ميرود. ميدانيد اين يعنى چى. يعنى چهل در صد درآمد نفت بدون هيچ محاسبه و كنترلى خرج جيب دوستان و يا دادن به تروريستهاى لبنان و عراق ميشود به قول خامنه اى خرج اسلام مى شود!
براساس گزارش بانك تسويه حسابهاى بين المللى كه به بانك مركزى جهانى معروف است دارايى هاى ارزى ايران در بانكهاى خارجى در سال ۸۴ نزديك به ۲۵ ميليارد دلار است كه عمده اين دارائى ها درآمد حاصل از فروش نفت و گاز است. اين رقم در گزارش صندوق بين المللى پول نيز تأييد شده است. در همين حال به گزارش اداره بررسى ها و سياست هاى اقتصادى بانك مركزى دارائى هاى ارزى ايران در بانكهاى خارجى در سال ۸۴ بايد بالغ بر ۳۹ ميليارد دلار باشد.
بنابراين اختلاف موجود در خصوص ميزان دارائى هاى ارزى ايران در بانكهاى خارجى نزديك به ۱۴ ميليارد دلار است. با اين حساب سئوال اين است كه اين ۱۴ ميليارد دلار كجاست ۳ احتمال در اين «اختلاف ۱۴ ميليارد دلارى» وجود دارد.
احتمال اول اينكه بانك تسويه حسابهاى بين المللى در خصوص دارائى هاى ارزى كشور ايران دچار اشتباه است. در اين رابطه حيثيت دهها ساله اين بانك معتبر جهانى زير سئوال رفته است. البته اين احتمال تقريبا بعيد است مگر اينكه پشت پرده اين كم گويى سياست ضدايرانى خوابيده باشد. گرچه روشن نيست پائين نشان دادن دارائى هاى ارزى ايران دربانكهاى خارجى چه نفع سياسى را نصيب اين نهاد بين المللى مى كند.
احتمال دوم اينكه بانك مركزى در گزارش دارائى هاى ارزى ايران در بانكهاى خارجى دچار خطاى برآورد است. از آنجائى كه اين خطاى فاحش از اين نهاد ارشد پولى نه قابل قبول است و نه قابل باور.
اما احتمال سوم خيلى ساده و روشن است. دلارهاى نفتى احتمالا به حجم ۱۴ ميليارد دلار به بانكهاى خارجى واريز نشده است و به جاهاى ديگرى رفته است.
به عبارت ديگر اين ۱۴ ميليارد دلار كه اكثرا نيز حاصل از فروش نفت به طرق مختلف است اگرچه در گزارش هاى بانك مركزى ثبت شده اما به حساب هاى معرفى شده از سوى بانك مركزى در خارج از كشور واريز نشده است. اين در حالى است كه مدير امور بين الملل شركت ملى نفت در پاسخ به اعتراض نمايندگان مجلس در خصوص اضافه برداشت از دلارهاى نفتى به درآمدهايى اشاره كرد كه شركت نفت با استفاده از آن ها بنزين اضافه وارد كرده است. وى توضيح داد كه اين درآمدهاى متمركز ناشى از فروش نفت به شيوه هاى مختلف است.
در اين وسط يك آخوندى كه رئيس كميسيون اقتصادى مجلس شوراى اسلامى است آمد كه دفاع كند گفت: كليه برداشت هاى دولت از حساب ذخيره ارزى با مجوز مجلس صورت گرفته است و موضوع برداشت بدون مجوز را تكذيب مى كنيم.
حجت الاسلام محمد شاهى عربلو اما چند گام جلوتنر كه گير يك خبرنگار اقتصادى افتاد درباره ميزان برداشت دولت ازحساب ذخيره ارزى گفت: بر اساس برنامه چهارم توسعه دولت بايد تا سقف ۱۴ ميليارد دلار از محل درآمدهاى نفتى براى تأمين بودجه كشور استفاده مى كرد ولى متأسفانه ميزان برداشت هاى دولت در سال ۸۶ تا سقف ۳۴ ميليارد دلار بوده است.
نماينده رباط كريم در مجلس با بيان اين كه با رأى مجلس ۳۴ ميليارد دلار از حساب ذخيره ارزى برداشت شده گفت: يعنى ۲۰ ميليارد دلار بالاتر از سقف برنامه در سال ۸۶ از اين حساب برداشت شده است؛ كه قطعا بخشى از تورم موجود نشات گرفته از اين برداشت اضافه است.
به اين ترتيب او هم نه كه كم نكرد بلكه مبلغ مجهول را از ۱۴ ميليارد به ۲۰ ميليارد دلار بالا برد!

ايران
تحقيق
صفحه اول
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
انگليس
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
افغانستان
ورزش
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
علمى
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   اقتصادى   •   طنز   •   از شما چه پنهان   • 
•   از آنچه گفته اند   •   انگليس   •   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   • 
•   افغانستان   •   ورزش   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   • 
•   علمى   •   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •