Nimrooz
Vol.20, No. 980, May 16, 2008
سال بيستم - شماره ۹۸۰ - جمعه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۷
دكتر منوچهر جواهركلام (عضو انجمنهاى سلطنتى بهزيستى و طب انگلستان)
اراده و تصميم
عاليترين بازده عصبى-روانى در انسان
مغز انسان بهنگام تصميمگيرى و به بركت برخوردار بودن از قابليتهائى مثل فراگيرى/ فراخوانى/ جستجو و پرورش اطلاعات قادر است كه انديشه و آگاهيهاى متفاوتى را بازخوانى و سبك و سنگين نمايد قبل از اينكه نتيجه نهائى يا به اصطلاح خلاصه وضعيتى از هر محرك را در اختيار قرار دهد.
اينجاست كه تفاوت ميان بازتاب تصميم و بازتاب ترديد و دودلى مشخص ميشود و آن اينكه در بازتاب ترديد و دو دلى برخورد دو انديشه يا آگاهى متضاد از آغاز تا به انجام وجود دارد ضمن اينكه مدار اين دو انديشه بطور متناوب در حال قطع و وصل هستند. اما در حالت تصميم گيرى در باره هر چيزى اگرچه مدارهائى از انديشه هاى متفاوت در مغز روشن ميشوند اما در نهايت خلاصه وضعيتى از آن چيزى را كه ميبايست در باره اش تصميم گرفت در اختيار قرار دارد.
در حقيقت اين خلاصه وضعيت يا برآيند است كه ضرورت يك بازتاب نهائى مثبت و يا منفى را ايجاب مينمايد. به كلامى ديگر يا عكس العمل شخص نسبت به اين خلاصه وضعيت مثبت است كه آن به نشانه تصميم و اراده شخص است و يا منفى است كه نشان ميدهد هنوز اين خلاصه وضعيت نتوانسته است بازتابى مثبت در او را موجب شود.
در چنين حالتى هم مغز آگاهى و انديشه هاى متفاوتى را ولواگر قبلاً مرور كرده باشد دوباره خوانى ميكند ضمن اينكه اطلاعات جديد دريافت شده را نيز در اين بررسى منظور ميدارد.
همه ما به تجربه دريافته ايم كه وقتى ميخواهيم در باره چيزى تصميم بگيريم چه بسا مدتها مدار انديشه در باره آن چيز در ذهنمان فعال و روشن ياقى ميماند. و يا باز تجربه كرده ايم كه وقتى نميتوانيم زود در باره چيزى تصميم بگيريم شنيده ايم كه ميگويند برو و در باره اش فكر كن.
اين فكر كردن ممكنست زمانى كوتاه و يا زمانى بلند را در بر گيرد ولى در هر حال مدار انديشه ما در باره آن چيزى كه نياز به تصميم ما دارد فعال باقى ميماند. در اينجا تفاوت بين ترديد و تصميم بهتر ديده ميشود چونكه در بازتاب ترديد قطع و وصل مدار انديشه وجود دارد يعنى اينكه مغز يكبار انديشه اى را بازخوانى ميكند كه عكس العمل شخص نسبت به آن مثبت است و بلافاصله اين مدار قطع ميشود و مدار ديگرى از انديشه روشن ميشود كه عكس اتلعمل نسبت به آن منفى است. در تصميم گيرى چنين حالت قطع و وصلى وجود ندارد.
فراموش نشود كه ذات يا نفس تصميم يك واكنش مثبت است چرا كه شما تصميم ميگيريد كه كارى را انجام دهيد و يا برعكس تصميم ميگيريد كه آن كار را انجام ندهيد. در هر دو حالت واكنش شما يك واكنش مثبت تلقى ميشود چونكه مثبت بودن در ذات تصميم مستطر است.
انسانى را مصمم و با اراده ميخوانيد و اين صفت بدان معنا است كه چنين انسانى مثبت مى انديشد اما اين مثبت انديشيدن الزاماً معناى اين را نميدهد كه تصميمش هميشه در جهتى مثبت باشد چون همينكه تصميم خودش را ولو اگر براى انجام ندادن كارى باشد ابراز كند اين خود دليل مثبت بودن انديشه و اراده اوست. به نظر من تصميم به منزله پارامتر مثبتى است كه چه بر پارامتر ديگرى بيافزايد و يا از آن بكاهد در نهايت پارامترى مثبت باقى ميماند.
حالا ممكنست بپرسيد وقتى شخصى نميتواند در باره چيزى تصميم بگيرد آيا اين خود به معناى ترديد و دودلى نيست؟
در پاسخ به اين سئوال و از ديدگاه تكنيكى بايستى بگويم خير. چون در ترديد و دودلى شخص بين دوانديشه متضاد كه در حال قطع و وصلند سرگردان است. بازده يك انديشه مركز شادى در او را تحريك ميكند و يازده انديشه ديگر مركز ناخرسندى و حتى درد را و هيچ يك از اين دو بطور مستمر ادامه نمى يابند تا بازتاب ثابتى را ارائه كند كه بتواند در باره اش تصميم بگيرد.
اگر مراكز درد و شادى در مغز را به مثابه دو طرف يك ميز بازى پينگ پونگ فرض كنيم آنوقت انديشه مثل توپ اين بازى خواهد بود كه گاه در اينطرف و گاه در آنطرف فرود مى ايد و احساس درد و شادى را به تناوب در شخص القاء مينمايد.
اما در حالت تصميم گيرى مثل اينست كه توپ در يكطرف فرود آمده و ثابت مانده است و آن احساس شادى و رضايت ميباشد و يا در طرفى ديگر ثابت مانده است و آن احساس ناخرسندى و نارضايتى است.
مسلمآ خواهيد گفت كه در چنين وضعيتى تصميم گيرى ساده است و آن اينكه انسان به سوى بازده اى شادى بخش گرايش دارد و نه به طرف بازده اى آزاردهنده.
اما متأسفانه ساختار عصبى روانى انسان اين حالت ساده را بس پيچيده و مشگل ساخته است. اينجاست كه تفاوت فاحشى بين انسان و جانوران ديده ميشود چراكه آگاهى در جانوران يك آگاهى و يا ميتوان گفت يك انديشه دوبعدى است كه بر پايه عمل و عكس العمل قرار گرفته است.
به همين دليل هم وقتى حيوان مواجه با محركى آزار دهنده ميشود يك سرى علائمى كه مخلوطى از نشانه هاى ترس و خشم و دفاع است در او بوجود مى ايد كه به نشانه هاى Hess معروفند و بلافاصله تصميم حيوان براى جنگ و يا گريز گرفته ميشود كه اصطلاحآ به آن fight or flight ميگويند.
اما آگاهى و شعور در انسان كه در نوشتار پيشين مورد بررسى قرار داديم بر سه پايه عمل/ عكس العمل و دليل قرار دارد. بعلاوه انسان به بركت دو مكانيسم عصبى يكى يادگيرى و ديگرى ياد آورى توانسته است كه يك ساختار عاطفى در مقابل محركهاى غير حقيقى يعنى اندسته از محركهائى كه الزاماً گيرنده هاى محيطى و مركزى در او را تحريك نكرده اند در خود بوجود آورد. كما اينكه به همانگونه كه تماس سوزنى با بدن او موجب درد و آزار ميشود مى بينيم كه واژه اى دشنامگونه نيز همان درد و آزار را در او مى آفريند و چه بسا با شدتى بيشتر و گاه براى مدت زمانى طولانى تر.
قدر مسلم اينست كه اين قابليتها و خصيصه ها در انسان سبب گرديده است تا بر خلاف جانوران تصميم گيرى اش به سادگى عملى نباشد. به كلامى ديگر هميشه و الزاماً يك واكنش سريع و مثبت نسبت به آنچه موجب شادى اش ميشود و يا بك بازتاب منفى نسبت به آنچه سبب آزار و درد در او ميشود نشان ندهد.
اين امتياز هم به بركت وسعت آگاهى اش نسبت به خود وديگران و دنياى اطرافش و بر پايه دليلى است كه مغزش جسته است و خط انديشه اش را از حال به آينده متصل ساخته است.
براى مثال هيچ انسان عاقل و سالمى اجازه نخواهد داد كه فرضآ سوزنى وارد در بدن او كنند اما وقتى شرايط دگرگون ميشود و اين انسان دچار بيمارى ميگردد هيچ واكنش منفى در برابر طبيب براى تزريق داروئى در بدنش نشان نميدهد و درد و آزار سوزن را بنابر ميل و تصميم خود پذيرا ميشود. چرا براى اينكه لذت بهبودى فردا را درتحمل درد سوزن و تلخى طعم داروى امروز مى بيند.
به اينترتيب آگاهى انسان بر پايه بعد سومى كه همان (دليل) باشد تفاوت آشكارى بين الگوى رفتارى او و جانوران بوجود آورده است و بازتاب عصبى- روانى تصميم گيرى در او را وابسته به دليل ساخته است كه مغز به او ارائه كرده است.
اما فراموش نشود كه ويژگى ساختار عاطفى انسان در داد و ستد عواطف با يكديگر است. يعنى اينكه ياد گرفته است كه در درد و شادى ديگران نيز سهيم باشد و آن را احساس و درك كند.
اين اشتراك عواطف در انسان فاكتور بازدارنده ديگرى است كه مانع از اين ميشود كه انسان تصميمى فقط و فقط بر مبناء سود و ضرر شخصى و بدون در نظر گرفتن سود و ضرر ديگران اتخاذ كند.
خلاصه كيفيت همزيستى اجتماعى و برقرارى روابط عاطفى فيما بين انسانها بازتاب عصبى- روانى تصميم و اراده را در چهارچوب روابط و ضوابط حالا خواه خانواده باشد و يا اجتماع محدود ساخته است تا در مقابل بازتاب ديگرى بنام خود خواهى و خودپسندى مجال رشد و گسترش در جامعه انسانى نداشته باشد. در نوشتار آينده بازتاب خودخواهى و خودپسندى را مورد بحث و تجزيه و تحليل قرار خواهم داد.
dr_javaherkalam@yahoo.co.uk

ايران
تحقيق
صفحه اول
آگهى
داستان
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
افغانستان
احزاب
ورزش
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
علمى
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   آگهى   •   داستان   •   اقتصادى   • 
•   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   • 
•   جهان   •   افغانستان   •   احزاب   •   ورزش   •   شعر   •   خاطرات   • 
•   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   •   علمى   •   فال هفته   •   از رسانه ها   • 
•   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •