Nimrooz
Vol.20, No. 980, May 16, 2008
سال بيستم - شماره ۹۸۰ - جمعه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۷
اركسترى از پخمگان
اينها همه طرف چه كسى هستند؟
ايران و آمريكا در عراق

اركسترى از پخمگان
محمد نورى زاد، كارگردان تلويزيون ايران وبلاگى دارد به نام «گاه نوشت». در آخرين پست مفصل اين وبلاگ مطلبى مى خوانيم تحت عنوان «سمفونى پخمگان يا پخمه هاى فرهنگى» كه در بخشى از آن آمده است:
آنچه پخمگان فرهنگى ما مرتب از آن دم مى زنند، وجاهت هائى همچون امام و انقلاب و مردم و بيت المال و آبروى نظام و اينجور واژگان است. همين كه آثار در هم شكستگى و قمر در عقربى اوضاع كارشناسان ظاهر مى شود، مخاطبان پرسشگر خود را به ضرب الفاظى چون امامت امت، مقام معظم رهبرى، حيثيت نظام و بيت المال مسلمين منكوب مى كنند. مهم اينكه پخمگان فرهنگى درست مثل پخمگان ساير حوزه ها، نه تنها به پخمگى خود معترف نيستند، بلكه خود را نادرترين پديده هستى مى دانند و كار كشته مسئوليتى كه پذيرفته اند.
پخمگان فرهنگى به كارهاى دم دستى راضى نيستند و مرتب در تلاشند تا به منصب هاى بالاتر دست ببرند. به محض قرار گرفتن بر يك منصب، به آراستين اوضاع تحت مديريت خويش مى پردازند و برجستگان و كارشناسان و آموختگان آن حوزه را پايين مى كشند و دوستان خود را بر سر كارها مى گمارند. پخمگان فرهنگى اصلاً تاب تحمل كسى را كه حتى يك بند انگشت از آنها قد بلندتر باشد، ندارند.

برنج هم از سفره مردمان حذف شد!
«زيتون» راوى بحرانى ست كه در سايه افزايش بى سابقه ماليات بر ورود برنج ايجاد شد:
چقدر به اين سى با گفتم سى با جان، سعيدآقا شوهر ليداخانوم دويست كيلو برنج خريده، اكبر آقا پونصد كيلو، حسن آقا سيصد و پنجاه، حتى آقا رضا صدو پنجاه كيلو خريده. به جان تو حتماً خبريه. عيد كه رفتيم شمال، نديدى تموم شاليزارها رو خشكوندن و دارن مى فروشن براى ساخت ويلا. خوب برنج كجا عمل مياد؟ تو شاليزار ديگه. چرا اقلا يه پنجاه كيلو نمى خرى؟
سى با بى خيال گفت براى چى حرص مى زنى زيتون جان، برنج مى خواهيم چكار، جونت سلامت! كمبود برنج بيشتر به خاطر جو روانى و شايعه خشكساليه كه درست كردن. همه رفتن يه عالمه خريدن و انبار كردن، بقيه شو هم خود مغازه دارها بردن انبار احتكار. به جان تو، يه بارون بياد قيمتش مى افته. مى گم آخه تا حالا قيمت چى بالا رفته كه بعد افتاده پايين؟ زمين و خونه و آپارتمان تو اين يه سال دوسه برابر نشد؟
توى راه از يه مغازه رد مى شديم ديدم برنج گلستان داره، هر كيسه پنج كيلويى دوازده هزار و پونصد تومن. يه عالمه هم داشت. گفتم بدون ماشين كه نمى شه. بعداً با ماشين ميام. چشمتون روز بد نبينه. امروز كه رفتم، نه اونجا و نه جاهاى ديگه از برنج خبرى نبود. فقط يه جا برنج نه چندان مرغوب داشت كيلويى سه هزارو هفتصد تومن.

يا على. يا فاطمه زهرا
سيد مصطفى حسينى در «بازى» راوى لحظات اعتراض يك جانباز جنگ عليه نابسامانى هاى اقتصادى و چپاولگرى رانت خواران در برابر دانشگاه تهران است كه خود شاهد آن بوده:
دو ساعت تمام ته گلويم داشت مى سوخت. يكى نبود به آقا بگويد: «ساكت شو ديگه!» به كل مشاعرش را از دست داده بود. آخر آدم عاقل جلوى در شونزده آذر -آن هم جلوى در شونزده آذر- با اركان نظام شوخى مى كند؟ حالا گيرم جانباز هفتاد درصد هم باشى و توى جبهه هاى نبرد حق عليه باطل موجى هم شده باشى. اينكه دليل نمى شود بيايى و بخواهى عليه مشكلات اقتصادى شعار تند بدهى. همين ديگر؛ اين چيزها را نمى فهمى و آن وقت يك ماشين كلانترى محل مى فرستند تا تحقيرت كنند. مأمور پليس به هيكل نحيف تو نگاه نمى كند. شايد خيال مى كند تو هنوز همان دلاور پشت كانال ماهى هستى.
نمى گذارد نفس بكشى. اسپرى فلفل را مى چپاند توى چشم هايت و تو هم كه ديگر ماسكى ندارى. فقط از ته دل داد مى زنى: يا على! يا حسين! يا فاطمه زهرا! مأمور كلانترى را در قامت افسر بعثى مى بينم كه با خشونت دستت را مى پيچاند تا دست بند به دستت كند و تو هم حالا ديگر اسير دست هاى اويى. مأمور ديگر انگار اسپرى اش را نذر چشم هايت كرده. تو فرياد يا زهرا مى كشى و چشم هايت مى سوزد. من كه از دو مترى تو مى گذرم، من كه اصلا ً نمى ايستم چون طاقت ندارم، من كه خبرنگار درونم را مى كشم تا با ديدن فرياد تو كشته نشوم، تا به در پايين دانشگاه برسم، چشم هايم مى سوزد و اشك مى آورم.

تازيانه زدن به دريا
محمدهادى صباغ در «بودن و مجازى بودن» راوى صحنه ديگرى در خيابان هاى تهران است. راوى خريد فيلم «آخرين تانگو در پاريس» توسط زنى عابر از يك دستفروش فيلم:
در اين اثنا فروشنده رسيده به محل بساطش و احتمالا آماده است كه مرا در مورد فيلم ها راهنمايى كند. يك خانم گل به دست هم پديدار مى شود، و سوالى مى كند مثل اينكه «فيلم دارين؟» يا «فيلم هاتون چطوريه؟» سمت چپ من ايستاده و من نمى بينمش. از روى ادب فيلم هائى راكه بررسى كرده ام به او رد مى كنم كه معطل نماند.
از چند فيلم مى پرسد تا مى رسد به آخرين تانگو در پاريس برتولوچى، تصوير جلد كمابيش نشان مى دهد كه فضاى فيلم در چه مايه است. با اين همه سوال مى كند، فروشنده مى گويد عشقى است و با احتياط اضافه مى كند: «صحنه زياد داره». زن هم بدون مكث و رودربايستى فيلم را انتخاب مى كند براى خريد. منتظر باقى ماجرا نمى مانم، حسابم را مى دهم و گوشى اى پاد را در گوش مى گذارم و راه مى افتم. با خودم فكر مى كنم كه چيزهايى به شدت در حال زير و رو شدن است اما گروهى همچنان دارند غيرت مندانه به دريا شلاق مى زنند.

قرار بود رسانه اى نشود اما...
«تهرانشهر» روايت مى كند كه چطور خبر كمك سه ميليارد تومانى شوراى شهر تهران به مردم لبنان به سرعت خبر يك رسانه ها وموجب اعتراض تهرانيها شد:
ديروز شوراى شهر بودم و هنوز تلفن هاى روابط عمومى شورا زنگ مى خورد و مردم با عصبانيت و حتى با گريه نسبت به كمك ۳ ميليارد تومانى شهردارى تهران به لبنانى ها اعتراض مى كردند. خبرى كه قرار نبود خبرى بشه!!
روز يكشنبه مثل همه يكشنبه ها سخنگوى شورا به روابط عمومى در طبقه دوم ساختمان شورا آمد و يك يك دستور جلساتى كه در جلسه پشت درها بسته مطرح شده بود را به خبرنگاران اعلام كرد.بعد از اتمام سخنانش، يك خبرنگار حاشيه نويس در همكارى با يك خبرنگار ديگر كه خيلى خيلى اتفاقى از موضوعى خبردار شده بود از دانشجو پرسيد كه ديگر اتفاقى در جلسه امروز نيافتاد؟

دانشجو هم گفت: نه.
خبرنگار حاشيه نويس پرسيده پس اين ماجراى كمك شهردارى به لبنان چى بوده؟ كه سخنگو مجبور شده دستور جلسه اى كه قرار بود رسانه اى نشود را اعلام كند.
مردان، مدافعان ارزش هاى جهان قديم
فاطمه ظريف جلالى در «زن و جامعه» معتقد است كه پاره اى از مردان ايرانى همچنان نتوانسته اند خود را با مقتضيات زندگى معاصر وفق دهند:
مدتها است كه با مقايسه و دقت در رفتارها به اين نتيجه رسيده ام كه بايد اعتراف كرد كه در ميان اكثريت افراد جامعه شهرى ما سطح استقلال، توقعات و تفكرات زنان تغيير نموده و بالاتر رفته. حال آنكه مردان بر حفظ وضعيت گذشته اصرار دارند اما همچنان منافعى را هم در وضعيت فعلى دنبال مى كنند. مردان از يك سو خواهان برقرارى روابط در سطوح مختلف با جنس مخالف هستند اما از سوى ديگر در زمان ازدواج ترجيحا به دنبال دختران به اصطلاح آفتاب و مهتاب نديده اند.
در غالب موارد دوست دارند همسرشان كار كند اما نمى خواهند بپذيرند كه اگر هر دو طرف در بيرون از منزل كار مى كنند ديگر زن به تنهايى مسئول انجام كارهاى خانگى نيست. غالب مردان زنان تحصيل كرده مى خواهند اما در كنارش حساب نمى كنند كه به دخترى كه تحصيلات عاليه دارد و به حقوق انسانى خود آگاه است نمى توان به راحتى دستور داد و از او خواست كه تحت اوامر باقى بماند و به اصطلاح تمكين كند. اكثر مردان زنان فعال علمى را تحسين مى كنند اما همين كه پاى اين زنان به زندگى خانوادگى باز مى شود در مى يابند كه بخشى از وجود اين زن با كار و حرفه و تحصيلاتش پيوند خورده و اين براى غالب مردان اصلا خوشايند نيست!

حاكم نامشروع اما با كفايت
«آق بهمن» مينويسد اطلاعات ما درباره دوران خلافت خلفاى راشدين بسيار كم است و بايد به نحوى آن را جبران كرد:
دو سه ماه پيش داشتم بعد از مدت ها يكى از سخنرانى هاى شريعتى را گوش مى كردم. يكى شان كه درباره على بود. از لابلاى حرف هايش فكرم رفت به اينكه چقدر درباره دوره حكومت سه خليفه، يعنى فاصله فوت پيامبر تا حكومت على، كم مى دانم. هر چه هم كه از آن ۲۵ سال مى دانم محدود است به دوره هاى تغيير خليفه. اولش كه سقيفه و ماجراهاى بعدش، بعد هم خيلى كوتاه درباره زمان فوت ابوبكر و كمى بيشتر درباره فوت عثمان و شوراى شش نفره تعيين خليفه. بعد هم مى رسيم به آن جايى كه سريال امام على ازش شروع مى شود. ماجراى وليد بن عقبه و شورش ها بر عثمان و باقى ماجرا.
ديدم كه درباره اينكه پيامبر و بعد على چطور جامعه اسلامى را اداره مى كردند چيزهايى مى دانم، ولى اصلاً نمى دانم اين سه خليفه چطور حاكمانى بودند. اين قدر بهمان گفته اند كه خلافت اين سه نامشروع بوده، كه اصلاً درباره كفايتشان صحبتى نشده. خب مى شود يك حاكم نامشروع باشد، ولى حاكم خوبى باشد.

اشتباه مى كردم!
«اعليحضرت حاج آقا» نوشته است كه ديگر مثل سابق فكر نميكند وبلاگ نويسى كمكى به حل مشكلات مان بكند:
يك زمانى بود كه شديداً فكر مى كردم كه وبلاگ نويسى مى تواند تأثير گذار باشدض۴ فكر مى كردم كه مى تواند ماها رو به هم نزديك كند. فكر مى كردم كه مى تواند تابو ها را بشكند و آزاد انديشى را ترويج دهدض۴
ولى اين روز ها به اين نتيجه رسيده ام كه اشتباه مى كردمض۴ شايد فردا دوباره نظرم عوض شودض۴ مگر انسان از همين تغييرات فكرى و تجربيات نيست كه درس زندگى ياد مى گيرد؟ اين رو نوشتم كه علت كم صدا شدن اين جا رو بهتون بگمض۴من حالم خوبست، زندگى همچنان زيباست ولى سوداى سر، سوداى ديگريست.

شورشيان مشروطه خواه
على بزرگيان در «سوته دلان» معرفى كتابى تحت عنوان «شورشيان مشروطه خواه» را چنين آغاز كرده است:
درباره انقلاب مشروطه سخن ها و كتاب هاى بسيارى گفته و چاپ شده است. هر يك از زاويه و ديد مختلفى عوامل چگونگى پيدايش چنين واقعه اى را برشمردند و عصر پس از آن را توصيف كردند كه اين، نشان دهنده اهميت اين جريان در گذشته، حال و آينده ايرانيان است. تعدادى از پژوهشگران تاريخ معاصر ايران بر اين نظرند كه دلايل شكل گيرى هسته مركزى اين جريان ريشه در انقلاب ۱۹۰۵روسيه دارد و تأثير انديشه هاى ماركسيستى و انقلابى بر جريان هاى سياسى كشور و از جمله بر خاستگاه مشروطيت مشاهده مى شود.
بى ترديد نوشته هاى پژوهشگران شوروى يكى از منابع تاريخ انقلاب مشروطه است. در اغلب اين نوشته ها تاثيرپذيرى انقلاب مشروطه ايران از انقلاب روسيه و ارتباطى كه ميان انقلابيون ايران و انقلابيون روسيه بوده، بيان شده است. آنچه كه بيش از همه در اين كتاب ها ديده مى شود تحليل و تبيين اين واقعه به شيوه ماركسيستى است.

مرز بين واقعيت و خيال، كجاست؟
آخرين پست همايون خيرى در «آزادنويس» درباره آن است كه مرز واقعيت وخيال، گاه چنان مغشوش مى شود كه درك آدمى را از موقعيت اش دشوار ميكند:
گاهى آدم نمى فهمد مرز واقعيت و خيال كجاست. همين جمله را مى توانيد از زبان يك دانشمند بشنويد يا مى توانيد از زبان يك شاعر بشنويد. مى توانيد از زبان يك عاشق بشنويد يا از زبان يك آدمى كه عقلش زايل شده. و خيلى خيلى دردآورترش اين است كه همين جمله را مى توانيد از زبان يك شكنجه گر يا يك شكنجه شده بشنويد.
چطور مى شود اين حرف را ثابت كرد كه تا كجاى درك ما از حيات واقعى ست و از كجا به بعدش خيال. مثل همين حرفى كه امروز به يكى از دوستانم گفتم كه چطور مى شود به يك ماهى گفت بيرون از آب هم زندگى جريان دارد؟ سخت ترين كار ممكن اين است كه جهان هاى متفاوت را به همديگر مربوط كرد و تصوير دقيق ترى از واقعيات و خيالات به دست آورد.

كانديداى دوم خردادى ها كيست؟
«اكبر منتجبى» با توجه به بازنشستگى خاتمى و نيامدن ميرحسين موسوى، يك نظر سنجى اينترنتى راه انداخته است تا از نظر خوانندگان در مورد بهترين گزينه براى دوم خردادى ها مطلع شود:
خيلى زوده؛ اما شنيدم كه گروههاى سياسى در جمع خودشان بحث انتخابات رياست جمهورى را آغاز كرده اند و به دنبال كانديداها هستند. طبيعتا اولين نگاه سيد محمد خاتمى است چون به عقيده بسيارى، تنها كسى كه مى تواند مقابل احمدى نژاد بايستد خاتمى است. اين بحث را قبول ندارم. نفر دوم مير حسين موسوى است. اما به رسم گذشته او همه را سركار مى گذارد و نمى آيد. خاتمى هم نمى آيد. مطمئنم. بايد ديد كه حالا چه كسى مى تواند. در كنار اين صفحه، يك نظر سنجى گذاشتم درباره اينكه درشرايط جديد به چه كسى احتياج داريم. اسامى برخى افراد را از دو جناح نوشتم. فكر مى كنيد چه كسى به درد رياست جمهورى آينده ما مى خورد. و چه كسى بايد كانديدا شود؟

اينها همه طرف چه كسى هستند؟
ايران و آمريكا در عراق
هفته نامه اكونوميست، چاپ لندن، در مقاله اى كه در شماره ۱۰ مه اين نشريه منتشر شده به موضوع روابط ايران و آمريكا و اختلاف دو كشور در مورد عراق پرداخته است.
اين مقاله با عنوان «اينها همه طرف چه كسى هستند؟- درك ابهامات سياست ايران در مورد عراق براى آمريكاييان و عراقى ها دشوار است» چاپ شده و در آن آمده است كه هوشيار زيبارى، وزير خارجه عراق، در خلال پنج سال تصدى اين سمت بارها ابراز نگرانى كرده است كه مبادا كشور او به آوردگاهى براى مبارزه قدرت بين آمريكاييان و دشمنان منطقه اى آنان، يعنى ايران و سوريه، تبديل شود.
اكونوميست مى نويسد كه آقاى زيبارى، كه يك كرد خوش مشرب است و بيش از هر وزير عراقى از زمان سقوط صدام حسين در مقام خود باقى مانده، از طرف هاى اين مناقشه مى خواهد كه نزاع خود را از عراق دور نگاه دارند زيرا معتقد است كه بدون اين مرافعه نيز كشور او با مشكلات فراوانى مواجه است.
اين نشريه مى افزايد كه در هفته هاى اخير، نيروهاى آمريكايى و عراقى نخست در بصره در جنوب عراق و در حال حاضر در محله شهرك صدر بغداد با شبه نظاميان شيعه كه دولت عراق آنان را «باندهاى جنايتكار» مى خواند و با ايران ارتباط دارند، در نبرد بوده اند.
به نوشته اكونوميست، در حاليكه اوضاع در بصره كمابيش آرام شده اما نبرد در شهرك صدر، محل سكونت حدود دو ميليون تن از شيعيان عراق و حاميان مقتدى صدر، روحانى تندرو شيعه، و سپاه مهدى وابسته به اوست، همچنان ادامه دارد.
هفته نامه بريتانيايى به نقل از مقامات بهدارى عراق مى نويسد كه از آغاز اين درگيرى ها در ماه مارس تا كنون بيش از يكهزار تن كشته شده اند و در مقابل، شبه نظاميان صدر منطقه سبز امنيتى واقع در غرب روز دجله و محل ساختمان هاى دولتى و همچنين سفارتخانه هاى بريتانيا و آمريكا را هدف موشك و گلوله خمپاره قرار داده اند.
اكونوميست مى افزايد كه نورى المالكى، نخست وزير شيعه عراق، بارها تأكيد ورزيده كه مبارزه نظامى عليه شبه نظاميان، كه با حمايت نيروهاى بريتانيايى و آمريكايى در جريان بوده، جناح خاصى، مثلاً سپاه مهدى را هدف قرار نداده بلكه اين اقدام به منزله تلاش براى برقرارى حكومت قانون است.
اين نشريه يادآور مى شود كه دولت عراق به انتخابات محلى كه براى پائيز سال جارى برنامه ريزى شده اميد فراوان بسته و آقاى مالكى مايل است تا قبل از آغاز انتخابات، تمامى گروه هاى شبه نظامى خلع سلاح شده باشند.
نگرانى از درگيرى ايران و آمريكا
به نوشته اكونوميست عمليات عليه اين گروه ها باعث شده است تا آقاى مالكى، كه تا همين اواخر فردى ضعيف و جناح گرا شناخته مى شد، بتواند حمايت اكثر احزاب و گروه هاى سياسى عمده- كرد، سنى و شيعه- را به دست آورد اما طرفداران مقتدى صدر دست به اعتراض زده و باعث بروز نگرانى هواداران آقاى مالكى در اين مورد شده اند كه ممكن است ادامه اين وضعيت باعث شود پاى ايران و آمريكا به اين درگيرى كشانده شود در حاليكه اكثر عراقى ها، مانند آقاى زيبارى، مايلند مسأله را بدون چنين مداخلاتى حل و فصل كنند.
هفته نامه بريتانيايى مى نويسد كه در حاليكه حملات لفظى متقابل آمريكا و ايران، يعنى دو حامى اصلى آقاى مالكى، خصمانه تر مى شود، نخست وزير عراق و دولت او خود را بر سر يك دوراهى مى يابند.
اكونوميست به نقل از يك ديپلمات اروپايى مى نويسد كه «توفانى واقعى» در راه است كه نتيجه آن ويرانى بيشتر صحنه سياست عراق به دليل جنگ ميان دو نيروى خارجى است و تنش فعلى به طور مستقيم و به سرعت بر عراق تأثير خواهد گذاشت.
اين نشريه مى نويسد كه دشوار مى توان به نيات واقعى ايران در عراق پى برد و كسى نمى تواند با اطمينان بگويد كه نفوذ واقعى ايران بر گروه هاى سياسى مهم، از جمله هواداران مقتدى صدر كه دولت ايران ظاهرا روابطى متلون با آن دارد، تا چه اندازه است و معلوم نيست كه به چه دليل مقادير قابل توجهى اسلحه ساخت ايران به دست شبه نظاميان شيعه مى رسد تا آنها را براى تضعيف دولتى به كار گيرند كه ظاهرا ايران در صدد تقويت آن است.
اكونوميست مى افزايد كه هفته گذشته تلويزيون دولتى عراق تصاوير يك ژنرال عراقى را در كنار مقاديرى موشك هاى به دست آمده از شبه نظاميان عراق نشان داد كه به گفته وى ارتش ايران آنها را در اختيار اين گروه ها قرار داده بود و در مقابل، يكى از دستياران ارشد مقتدى صدر گفت كه احتمالا اين تسليحات متعلق به گروه هاى قاچاق اسلحه است كه سالهاست در منطقه فعاليت دارند و افزود كه همه، حتى نيروهاى طرفدار دولت، اسلحه ساخت ايران در اختيار دارند.
به نوشته اين هفته نامه، نيروهاى آمريكايى و عراقى كوشيده اند بين واحدهاى اصلى سپاه مهدى و كسانى كه فرماندهان آمريكايى آنان را «گروه هاى ويژه» مى خوانند تفاوت قايل شوند، يعنى گروه هائى كه گفته مى شود توسط ايران آموزش ديده و تامين مالى مى شوند و با وجود اعلام آتش بس از سوى آقاى صدر، همچنان به عمليات نظامى خود ادامه مى دهند.
اكونوميست يادآور مى شود كه دولت ايران اين اتهامات را رد كرده و گفته است كه تا زمانى كه نيروهاى آمريكايى از كشتن مردم بيگناه در شهرك صدر دست برندارند، در دور بعدى مذاكرات با مقامات آمريكايى در مورد امنيت عراق شركت نخواهد كرد و اين هفته نيز يكى از اعضاى ارشد مجلس اعلاى اسلامى عراق، كه از احزاب اصلى عضو ائتلاف دولتى است، با ابراز اين نظر كه شواهد كافى از مداخله مستقيم ايران در عراق در دست نيست باعث ناخرسندى آقاى مالكى شد.
اتهام دخالت ايران در عراق
در همانحال، ايران همواره تأكيد داشته كه حضور نظامى آمريكا در عراق مسبب بى ثباتى اين كشور و منطقه است اما در عين حال، دولت ايران مبارزه آقاى مالكى را تأييد كرده در حاليكه اين عمليات با حمايت آمريكاييان و با هدف تحميل اراده دولت بر شبه نظاميان شيعه در جريان است و علت اصلى درگيرى هاى شهرك صدر به شمار مى رود.
به نوشته اكونوميست، با پيچيده تر شدن اوضاع سياسى، چند عضو ائتلاف شيعى حاكم بر عراق كه ضمنا از ايران حمايت مى كنند اين هفته به تهران عزيمت كردند تا شواهدى از دخالت جمهورى اسلامى در نبردهاى اخير عراق را در اختيار مقامات ايرانى قرار دهد اما اين سفر نتيجه چندانى در پى نداشت و آيت الله خامنه اى، رهبر جمهورى اسلامى، حاضر به ملاقات با اعضاى اين هيأت نشد.
به نوشته اين هفته نامه، در عين حال، افراد نزديك به مراكز قدرت در عراق و ايران در راستاى دستيابى به تفاهم تلاش هائى كرده اند و در هفته هاى اخير، جلال طالبان، رئيس جمهور كرد عراق، دوبار به مرز مشترك ايران و عراق رفت تا با قاسم سليمانى، فرمانده منطقه اى نيروى قدس سپاه پاسداران ملاقات كند، يعنى نهادى كه به اسلامگرايان انقلابى از جمله گروه حزب الله لبنان كمك مى كند.
اكونوميست مى افزايد كه آقاى طالبانى از زمان تبعيد در ايران در دوره حكومت صدام حسين با آقاى سليمانى آشنايى داشته و در اين ملاقات ها خواستار اقدام او براى كاهش تنش بين گروه هاى مختلف شبه نظامى در عراق شده است و ظاهرا آقاى سليمانى هم، ضمن قبول اين درخواست، مقاديرى ناسزا را هم نثار آقاى صدر كرده است.
اكونوميست مى پرسد: آيا ايرانيان دشمن آقاى صدر شده اند و يا اينكه بخش هاى مختلف دستگاه حكومتى جمهورى اسلامى هدف هاى متفاوتى را دنبال مى كنند؟ و در پاسخ مى نويسد كه به نظر منابع اطلاعاتى در عراق، جمهورى اسلامى زمانى در صدد بود آقاى صدر را، كه بخش اعظم سال گذشته را در ايران سپرى كرده، به نسخه عراقى سيد حسن نصرالله (دبيركل حزب الله لبنان) تبديل كند كه ضمنا با خانواده صدر نسبت خويشاوندى دارد و به يك شخصيت موثر و محبوب در منطقه مبدل شده است.
در همانحال، به نوشته اكونوميست، اكثر طرفداران مقتدى صدر داراى تمايلات ملى گرايانه تند هستند و به شدت با هر نوع اقدامى كه باعث افزايش نفوذ ايران در عراق شود مخالفت مى ورزند و به عنوان مثال، در همين هفته حسن الربيعى، يكى از اعضاى برجسته گروه صدر در پارلمان عراق، در اعتراض به درگيرى در شهرك صدر جلسه پارلمان را ترك كرد در حاليكه به يك ميزان آمريكاييان و ايرانيان را مورد شماتت قرار مى داد.

ايران
تحقيق
صفحه اول
آگهى
داستان
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
افغانستان
احزاب
ورزش
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
علمى
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   آگهى   •   داستان   •   اقتصادى   • 
•   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   • 
•   جهان   •   افغانستان   •   احزاب   •   ورزش   •   شعر   •   خاطرات   • 
•   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   •   علمى   •   فال هفته   •   از رسانه ها   • 
•   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •