Nimrooz
Vol.20, No. 980, May 16, 2008
سال بيستم - شماره ۹۸۰ - جمعه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۷
(تهيه و تنظيم: پژواك)
از لابلاى متون
نگاهى به اندرون ناصرالدين شاه
وقتى ناصرالدينشاه به قتل رسيد هشتاد و پنج زن عقدى و صيغه داشت!
شاه از مردن زنانش خشنود مى شد چون زنان جوان ديگرى جاى آنها را مى گرفتند!
(به انگيزه يكصد و دوازدهمين سالگرد قتل ناصرالدينشاه- ۱۲ ارديبهشت ۱۲۷۵ خورشيدى برابر با دوم ماه مى ۱۸۹۶ ميلادى).
«... بساط اندرون شاه پس از قتل اميركبير روزبروز رونق بيشترى گرفت و عمده كار شاه پرداختن به امور حرمسراى رو به توسعه گرديد. زن هاى عقدى و صيغه اى از اينجا و آنجا روانه دربار مى شدند به طورى كه شاه مجبور شد مكان بزرگترى را جهت زنانش سفارش دهد.
در اوائل سلطنت، اندرون ناصرالدينشاه همان اندرون خاقان بود. اين بنا در زمان فتحعليشاه ساخته شده بود و چندان وسعت نداشت، اما سبك معمارى آن چشمگير و زيبا بود. ايوان ها و تالارها به طرز باشكوهى با نقاشى هاى ماهرانه تزئين گشته و گچ برى هاى ظريف و طلاكارى آن بسيار جلب توجه مى كرد. در قسمتى از عمارت تالار آئينه اى با شاه نشين ها، طاقچه ها به طور استادانه اى مزين شده بود.
به اين تالار «تالار منظر» مى گفتند. اما كم كم زن هاى شاه زياد شده و با كمبود جا مواجه شدند، لذا ناصرالدينشاه به فكر گسترش اندرون افتاد. وى در سال ۱۳۰۱ قمرى به قصد زيارت به مشهد رفت و دستور داد در غيابش اندرونى بزرگى بنا كنند. آقا ابراهيم امين السلطان، پدر ميرزا على اصغرخان اتابك مأمور اين كار شد. معمارها و بناهاى ماهر فراوانى با شتاب جهت برپائى اين بنا دست به كار شدند تا در غياب شاه بناى مورد نظر را آماده نمايند. شاه در بازگشت خود را در بناى جديد و بزرگى ديد.
فضاى اندرون مستطيل شكل بود و در چهار طرف آن بناهاى دو طبقه، اما نه چندان زيبا با تالارهاى بزرگ بنا گرديد. اتاق ها از يك سو به فضاى وسيع محصور بين بناها و از طرفى ديگر به حياط هائى كه هر يك متعلق به يكى از زن هاى شاه و نام مخصوصى مانند سروستان، انارستان داشتند راه داشت. در وسط محوطه عمارت دو طبقه زيبائى، برخلاف بناهاى ديگر به تقليد از كاخ «دلمه باغچه» سلطان عثمانى (۱) ساخته شده بود كه خوابگاه ناميده مى شد... (۲) تغييراتى كه بعداً در آن صورت گرفت مربوط به دوران مظفرالدينشاه است. اتاق هاى انيس الدوله (ملكه ايران در آن زمان) مشرف به حياطى بود كه به آن «حياط طنبى» (۳) مى گفتند و تالارى داشت به همين نام كه ميدان هاى جنگ فتحعليشاه با روس ها به ديوارهاى آن نقش شده بود.
در اندرون دو چنار كهنسال بود كه هنگام بناى ساختمان جديد آنها را آوردند. يكى از آنها به چنار عباسعلى معروف بود كه دور آن را نرده اى سبز رنگ نصب كرده و درى براى ورود در قسمت شرقى آن قرار داده بودند. زيارتنامه هائى بر تنه چنار آويخته بودند و هر شب جمعه اهل اندرون در اطراف آن شمع روشن مى كردند و بنابر عقيدت خود به شاخه هاى درخت دخيل مى بستند. نهرى هم در اطراف درخت جريان داشت. (۴)
ناصرالدينشاه روزى كه كشته شد هشتاد و پنج زن داشت. صيغه هاى زيادى هم در اندرون نگاهدارى مى شدند. اين تعداد زنان و خواجه سرايان كه تعدادشان از سفيد و سياه بالغ بر حدود ۹۰ تن مى شد تشكيلات جداگانه اى داشتند. دو آغاباشى (رئيس خواجه سرايان) يعنى جوهرخان معتمدالحرم و سرورخان اعتمادالحرم براى خود برو بيائى داشتند.
حاج سرورخان اهل حبشه بود با اندامى باريك و بلند. هنگام حركت لنگر مخصوصى به خود مى داد و تمام خواجه سرايان پشت سرش حركت مى كردند. شخص شاه داراى هفت خواجه سراى مخصوص بود... زن هاى بزرگ شاه را هر يك سه تا چهار خواجه سرا بود. ديگران از يك تا دو خواجه داشتند.
تاج السلطنه دختر ناصرالدينشاه در خاطرات خود مى نويسد:
«پدر تاجدار من تقريباً هشتاد زن داشت كه هر كدام ده تا بيست كلفت و مستخدم داشتند. عده زن هاى حرمسرا به پانصد بلكه ششصد نفر مى رسيد و همه روزه هم يا خانم ها يا كلفت ها و خدمه از اقوام و عشاير خود جمعى را مى پذيرفتند و هر روز در حرمسرا بالاستمرار تقريباً هشتصد، نهصد زن موجود بود...»!
اندرون، دالان بزرگ و طويلى داشت كه به اصطلاح، باباها و قاپوچى ها در انجا مى نشستند. اين عده كه تعدادشان به بيست نفر مى رسيد همگى از شصت سال به بالا داشتند و نظافت باغ و حياط هاى اندرون به عهده آنان بود. دالان مزبور به حياط اندرون منتهى مى شد كه چندين اتاق داشت و حاج سرورخان اعتمادالحرم در آنجا به سر مى برد...
حرمخانه مخارج هنگفتى داشت. اين مبلغ حواله گمرك بود كه هر ماه تحويل اعتمادالحرم مى شد و او براى زن هاى شاه مى فرستاد. اين كار براى او سود هم داشت. زيرا از حقوق هر يك از زنان مبلغى برمى داشت و در كيسه خود مى انداخت!
زن هاى عقدى و درجه اول شاه ماهى هفتصد و پنجاه تومان، زنان درجه دوم ماهى پانصد تومان تا دويست تومان و صيغه هاى درجه سوم از يكصد تا يكصد و پنجاه تومان مى گرفتند. دخترهاى بزرگ شاه سالى چهار هزارتومان دريافت مى كردند.
(توجه شود كه اين اقلام در آن زمان كه نان يك من دهشاهى تا ۱۵ شاهى بود چه مبالغ درشتى را تشكيل مى داد كه درآمد گمرك متعهد پرداخت آنها بود!).
گاهگاه حرمسرا كانونى از بيمارى هاى واگيردار مى شد و عده اى از زنان يكى پس از ديگرى جان مى سپردند و اين خود موجب خشنودى شاه را فراهم مى كرد چون تعدادى زن جوان ديگر جاى قديمى ها را پر مى كردند. شاه فقط مى شنيد كه كدام زن فوت كرده و از مراسم ترحيم يا تدفين خبرى نداشت تنها جمله اى كه پس از شنيدن خبر فوت زنانش از دهان او شنيده مى شد اين بود كه: خدا او را رحمت كند، زن باوفائى بود...!» (ادامه دارد)
(برگرفته از كتاب سلطان صاحبقران و مليجك تأليف بهرام افراسيابى)

پانويس:
۱-دلمه در زبان تركى به معناى پر شده است. قصر دلمه باغچه در استانبول توسط سلاطين عثمانى روى تنگه بسفور (تنگه اى كه درياى مرمره را به درياى سياه مى پيوندد) با پر كردن سطح تنگه با سنگ مرمر ساخته شده و طورى بنا گرديده كه زنان حرم سلطان براى فرار راهى جز سقوط از پنجره و سپردن خود به امواج بسفور نداشتند. اين قصر يكى از بناهاى تاريخى و بسيار زيباى تركيه است. آتاتورك نخستين رئيس جمهور تركيه كه به علت كسالت براى استراحت به اين قصرآمده بود در يكى از اتاق هاى آن ساعت ۹ و پنج دقيقه بامداد يكى از روزهاى سال ۱۹۳۸ ميلادى درگذشت. وسائل آن اتاق را به همان صورت لحظه مرگ آتاتورك حفظ كرده اند.
۲-عمارت خوابگاه تا شهريور ۱۳۳۹ كه سرلشگر على اكبر ضرغام در كابينه شريف امامى به وزارت دارائى منصوب شد برقرار بود. اين بنده كه تا سال ۱۳۴۱ در وزارت دارائى خدمت مى كردم بارها به عمارت خوابگاه كه محل دفتر وزير و معاونين وزارت دارائى و دبيرخانه وزير بود تردد مى كردم. عمارتى بسيار زيبا و جالب بود كه حالت كلاه فرنگى داشت. طورى ساخته شده بود كه در گرماى تابستان از چهار طرف پذيراى نسيم خنك بود و اتاق ها نيازى به كولر و وسائل خنك كننده نداشت.
اتاق خوابگاه ناصرالدينشاه كه به همان صورت حفظ شده بود دفتر كار وزير دارائى بود و اتاق امين اقدس زن سوگلى شاه و خزانه دار او و چند اتاق مجاور آن كه زنان عقدى شاه در اختيار داشتند دفتر معاونين و مديران كل وزارت دارائى بود و آبدارخانه و حمام زنان دوران قاجار و زيرزمين ها به همان صورت حفظ شده بود. سرلشگر ضرغام اين وزير بى تدبير نظامى در انديشه تخريب اين بناى تاريخى افتاد. مرحوم علاء رئيس انجمن آثار ملى كه از نقشه ضرغام آگاه شده بود طى نامه اى او را از اين اقدام برحذر داشت ولى ضرغام كه اطلاع يافته بود چنين نامه اى در راه است فوراً دستور تخريب اين بنا را داد و شبانه آن را درهم كوبيدند و به جاى آن ساختمانى بى قواره از سنگ و آجر بنا كردند. معلوم نشد كه با آن درهاى خاتم كارى و ساير آثار هنرى اين عمارت چه كردند؟ ملاحظه مى شود كه انديشه تخريب بناهاى تاريخى منحصر به اين دوران نيست. اگر اين ساختمان در يك كشور متمدن اروپائى يا حتى آسيائى قرار داشت آن را حفظ مى كردند و به عنوان موزه وسيله جلب سياحان قرار مى دادند اما در كشور ما متأسفانه در به پاشنه ديگرى مى چرخد!
(۳- «طنبى» به فتح طاء به معناى تالار و شاه نشين است.)
۴-ناصرالدينشاه مخصوصاً اين تدبير را به كار برده بود كه زنان حرم او فكر رفتن به زيارت حضرت عبدالعظيم و امامزاده عبدالله و امامزاده داوود به سرشان نزند و از اندرون بيرون نروند و اگر نذر و نيازى دارند در پاى اين درخت ها كه شايع كرده بود «نظر كرده»اند ابراز كنند و دخيل ببندند! (پژواك)

ايران
تحقيق
صفحه اول
آگهى
داستان
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
افغانستان
احزاب
ورزش
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
علمى
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   آگهى   •   داستان   •   اقتصادى   • 
•   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   • 
•   جهان   •   افغانستان   •   احزاب   •   ورزش   •   شعر   •   خاطرات   • 
•   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   •   علمى   •   فال هفته   •   از رسانه ها   • 
•   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •