در دفاع از سگ ها
سگ كه در قرآن حيوانى پاك شناخته شده است چرا توسط برخى از فقها نجس خوانده شده است؟
عباسى
از هنگامى كه سازمان و گروه و تشكيلات روحانيت در اسلام شكل گرفت، روحانيون دو نوع برخورد و برداشت از اسلام وفقه اسلامى داشته اند. يكى برخورد با مسائل از نگاه خطيب و ديگرى از نگاه آيت الله و از سوئى هر روحانى و ملائى ملبس به لباس آخوندى تا وقتى كه به مرحله آيت اللهى نرسيده است و براى خود رساله اى (توضيح المسائل) منتشر نكرده است و مريد و مكتبى داير ننموده است، در برابر مردم به عنوان خطيب سخنران و روضه خوان مطرح بوده و سعى در تغيير و تحول آفرينى در افكار و انديشه هاى مردم دارد اما وقتى همين روحانى به درجه آيت اللهى مى رسد، موعظه و نصيحت و... تمام مى شود و اين شخص آيت الله است كه مريد مردم مى شود و كتاب توضيح المسائل كه پاسخى به صدها پرسش عاميانه است كلاً در جهت ارضاء توده هاى مردم است و بس! يعنى به حساسيت هاى متعصبانه مردم مهر فقهى مى خورد.
از اين صدها مسئله، در اين نوشته ما فقط به «سگ» و نجس بودن و يا نبودن آن خواهيم پرداخت زيرا كه امروز اين مسئله نيز در داخل كشور براى مردم مظلوم و ستمديده ما يك حالت درگيرى و برخورد دوگانه پيدا كرده است.
كلاً از روزگاران كهن در هر سرزمينى و در ميان هر قدم و ملت و مردمى سگ يكى از باوفاترين حيوانات و خادمترين براى انسان ها بوده است آن هم در ميدان هاى مختلف از شكار و گله دارى گرفته تا پاسدارى و جستجوگرى و همراهى و همدمى با بچه ها و بزرگان و راهنمائى نابينايان...
سگ شايد تنها حيوانى باشد كه بيش از ۳۰ نژاد و نوع در جهان دارد چون دوبرمن، گريت دن، مينياتور پينجر، دالمنش، شى هوا هوا، پاك شيپرد، باكستر، ژرمن شيپرد و....
به ويژه سگ گله در تمامى روزگاران و در تمامى اديان و اقوام و مليت ها به عنوان يك حيوان خدمتكار و وفادار شناخته شده است. پس چرا و چگونه به ناگاه در فقه و شريعت اسلامى و در ميان رساله توضيح المسائل برخى از مراجع تقليد، سگ نجس خوانده شده است.
در صورتى كه در خود قرآن سگ حيوانى محترم و مفيد و پاك محسوب شده است. در سال هاى نه چندان دور، من با پنج آيت الله درجه يك پيرامون مسئله نجس و يا پاك بودن سگ بحث كردم كه وقتى به آيات قرآن استناد كردم هر پنج آيت الله پذيرفتند كه نجس خواندن سگ به طور قاطع كار نادرستى است و اگر سگ زير پوشش بهداشتى قرار بگيرد و شناسنامه و دفترچه بهداشتى داشته باشد نجس محسوب نمى شود و مى توان از آنها در كانون هاى خانوادگى و ارگان هاى دولتى و خصوصى استفاده كرد.
حال بايد ديد چرا هنوز كه هنوز است برخى از ارگان هاى انتظامى و عوامل قدرت در داخل كشور، مزاحم كسانى مى شوند كه با سگ هاى خود به كوچه و خيابان مى روند و يا آنها را در اتومبيل هاى خود جابجا مى كنند؟
به ويژه اين كه سال گذشته دولت احمدى نژاد در پى خريدارى چند سگ پليس در پى اعتراضات همان ارگان هاى عوام زده پاسخ داد كه سگ هاى آموزشى براى جستجوى مواد مخدر و مواد منفجره و حفاظت و غيره اشكال شرعى ندارند و ما مجوز شرعى را از مراجع تقليد گرفته ايم! اينها سگ هائى بودند كه براساس اخبار منتشر شده هر يك به مبلغ ۱۵۰ ميليون تومان خريدارى شده بودند.
پس آنگاه كه رئيس جمهور مى تواند براى حفظ امنيت خودش از سگ هاى ۱۵۰ ميليونى استفاده كند، چرا ملت ايران، زن و مرد و دختر و پسر و پير و جوان و نابينا و غيره نتوانند براى رفاه خود و زيستن آسوده، از سگ اين حيوان وفادار استفاده كنند؟
در قرآن كه اصلى ترين سند فقهى و شريعت اسلامى است شش بار از سگ اين حيوان باوفا ياد شده است كه هر شش بار به نيكى و خوبى و به عنوان يك حيوان مفيد و وفادار به انسان نام سگ و يا سگ ها آمده است.
وقتى از اصحاب كهف ياد مى كند، يكى از آن گروه چند نفره سگ آنهاست كه به عنوان يك همراه و همدم از او ياد مى كند. (سوره كهف آيه ۲۲).
در سوره مائده آيه چهارم سند قاطع ديگرى از پاك بودن سگ آن هم در ۱۴ قرن پيش كه بهداشت شبه جزيره عربى شاهد اين همه شكوفائى قرن ۲۱ نبوده است به طور واضح و شيوائى آمده است:
يسأ لونك مانرا احل لهم
قل اهل لكم الطيبات و ما علمّهم من
الجوارح مكلبين تعلمونهن
مما علمكم الله فكلوا مما امسكن عليكم (آيه ۴ سوره مائده)
«از تو مى پرسند كه بر آنها چه چيز حلال شده؟ بگو هر چه پاكيزه باشد برايتان حلال است. صيدى كه به سگان شكارى آموخته ايد، پس از صيدى كه آن سگ ها با دهان خويش براى شما نگاه داشته اند بخوريد.»
توجه بفرمائيد، شكارى را كه سگ به دهان خود گرفته است با آن كف و آب دهن و غيره، خوردنش حلال است و توسط قرآن دستور داده شده است. حال چگونه سگ هاى پاك و پاكيزه شكارى امروز، خانگى امروز، پاسدار و جستجوگر امروز كه مرتب زير پوشش پزشكى هستند نجس خوانده مى شوند و جابجائى آنها در ايران با تمدن هفت هزار ساله ممنوع باشد.
اما علت نجس خواندن سگ به زمان بنى اميه بازمى گردد كه تازيان هنگام دستبرد زدن به خانه ها و خانمان ها و نواميس ايرانى با هجوم سگ هاى وفادار مواجه مى شدند و در پى اين مسئله بود كه تازيان سگ هاى وفادار ايرانى را مانع اصلى تجاوزات خود به حريم مردم ما دانستند و دستور نجس بودن دادند تا آسوده تر آنها را قتل عام كنند و اين خيانت و جهالت بنى اميه ندانسته تا به امروز در فقه و شريعت برخى (نه تمامى) فقها و ملاهاى جاهل مانده است.
www.awesta.net