Nimrooz
Vol.18, No. 977, April 25, 2008
سال هيجدهم - شماره ۹۷۷ - جمعه ۶ ارديبهشت ۱۳۸۷
دكتر منوچهر جواهركلام (عضو انجمنهاى سلطنتى بهزيستى و طب انگلستان)
در حاشيه يك گزارش
در هفته نامه محبوب نيمروز شماره ۹۷۴ گزارشى زير عنوان «پخش فيلمهاى خصوصى افراد در ايران» درج گرديده بود كه با تشكر از تهيه كننده اين گزارش بايستى بگويم كه هم از ديدگاه اجتماعى و اخلاقى و هم از ديدگاه آسيب شناسى جنسى يا sexual pathology در خور نقد و بررسى است.
البته آنچه در اين نوشتار و در رابطه با اين پديده نوپاى اجتماعى مطمح نظر است پرداختن به ريشه هاى اخلاقى و اجتماعى آن نيست بلكه تجزيه و تحليل اين پديده از نظرگاه آسيب شناسى جنسى است.
قبل از پرداختن به اين تجزيه و تحليل مى بايست مطلبى را كه در طول نوشتارهاى گذشته به آن اشاره كرده ام يادآورى نمايم و آن اينكه چون سكسواليتى در انسان بر خلاف ديگر جانداران با احساس و عواطف آميخته گشته است و يا به عبارتى ديگر زير كنترل مغز و روان قرار گرفته است بنابر اين صاحب يك بعد انحصارى شده است كه آن بعد روانى است. يعنى اينكه سكسواليتى در انسان را ميبايست هم از نظر روانى و هم از نظر جسمانى زير نظر داشت.
پس وقتى صحبت از آسب شناسى جنسى ميكنيم خواه ناخواه به دو فرم از آسيبها برخورد ميكنيم يكى آسيبهائى كه ريشه روانى دارند و ديگرى آسيبهائى كه علت و ريشه آنها جسمانى است. در آسيبهاى جسمانى الزامآ وجه مشتركى نمى يابيم چون از نظر فيزيوآناتومى با يكديگر تفاوت دارند. مثلآ براى ناتوانى نعوظ يا Erectile Dysfunction و يا آسيب ديگرى مثل انزال ديررس يا Delayed ejaculation نميتوانيم يك عامل مشترك پيدا كنيم. اما در آسيبهاى جنسى با ريشه روانى هميشه يك وجه اشتراك وجود دارد و آن ساختار الگوئى است بنام الگوى روان -جنسى يا psychosexual pattern. اين الگو هم نشاندهنده كيفيت غريزه جنسى طبيعى در يك انسان است و هم نمايانگر برداشت ذهنى و كيفيت بازتابهاى روانى او نسبت به اين غريزه يا در واژه اى متداول «سكس» .
مسلم است توان توليد انرژى جنسى در ما يك قابليت فطرى و طبيعى است كه از آغاز حيات خارج از رحمى در ما وجود دارد و بعد از گذشت بيش از يكدهه يعنى زمانى كه به بلوغ جنسى ميرسيم در ما فعال ميشود.
پس هر انسانى در هر شرايطى خواه ناخواه به شرط سلامت بودن آرايش ژنتيكى و فعاليت هورمونال در او به محض پاى گذاردن در گذرگاه بلوغ از تحرك جنسى برخوردار ميشود.
اين يك اصل مسلم در باره بخش غريزى يا جنسى در اين الگو است. اما اگر بپرسيد كه در كنار و به موازات رشد غريزى آيا بخش روانى اين الگو نيز رشد ميكند خواهم گفت خير مگر اينكه آموزش و فراگيرى در زمينه اين غريزه به او داده شده باشد.
بنابر اين وجه اشتراك آسيبهاى جنسى با ريشه روانى در كيفيت فراگيريهائى است كه بخش روانى در اين الگو را شكل ميدهند. مثلآ وقتى دو مورد از ناتوانى نعوظ با ريشه روانى را با يكديگر مقايسه ميكنيم مى بينيم كه در هر دو فراگيرهاى غلط و گمراه كننده در باره سكس وجود دارد. اين فراگيريها كه از دوران كودكى آغاز ميشود و تا بعد از بلوغ ادامه دارد ميتواند هم بصورت فراگيريهاى غير كلاسيك و به اصطلاح ديمى باشد يعنى فراگيرى و تجربه اى از اين در و آن در و يا فراگيريهائى كلاسيك باشد كه در چهارچوب يك برنامه ريزى آموزشى صحيح به نوجوانان و جوانان داده ميشود. اين نوع از فراگيريها را sex education يا آموزش جنسى ناميده اند كه امروزه نه تنها در كشورهاى غربى بلكه در برخى از كشورهاى شرقى نيز از آن براى راهنمائى
نوجوانان در مواجهه با پديده سكس و عوارض و عواقب ناآگاهى و بى مبالاتى در اين زمينه استفاده ميشود مثلآ در هندوستان / اندونزى / مغولستان / كره جنوبى و سريلانكا.
به هرحال و قتى با پيدايش مشگلى اجتماعى مثل همين موضوعى كه زير عنوان «پخش فيلمهاى خصوصى افراد در ايران» توسط اين نويسنده عزيز نگاشته و حلاجى شده است مواجه ميشويم مى بينيم اگرچه ميتوان براى اين پديده نوپاى آزار دهنده دلائل و جهاتى بيشتر اخلاقى و اجتماعى ارائه كنيم اما نميتوانيم آسيب شناسى جنسى در اين پديده را كه اين نويسنده محترم نيز زير عنوان «بيمارى» به آن اشاره كرده است ناديده بگيريم.
به نظر من ريشه الگوهاى رفتار ضد اجتماعى از ايندست و همراه با بازتابهاى جنسى فردى و اجتماعى بويژه در جامعه اى محروم از آموزش جنسى را ميتوان در كاتگورى erotic symbolism كه من آن را نشانه گرائى جنسى ناميده ام قرار داد.
مثلآ وقتى موارد گزارش شده از نشانه گرائى جنسى را مطالعه ميكنيم مى بينيم مثلآ در يك مورد مردى مبادرت به پاچيدن جوهر به لباس سفيد زنان در معابر عمومى ميكند و يا اينكه در موردى ديگر مى بينيم كه مردى به كرات به عمل قيچى كردن موى زنان مبادرت مينمايد.
در هيچكدام از اين دو مورد و از ديدگاه من و شما عاملى كه تحريك كننده جنسى باشد وجود ندارد و در نتيجه آن را يك رفتار ضد اجتماعى يا antisocial behaviour در رديف اعمالى از ايندست مثل graffito و vandalism قرار ميدهيم. اما برخلاف تصور ما انجام چنين اعمالى درشخص مبتلى به اين عمل موجب هيجان جنسى ميگردد. عامل ايجاد كننده هيجان جنسى در مواردى مثل پاچيدن جوهر به لباس زنان و يا قيچى كردن موى زنان مشاهده شوك وارده از اين عمل درقربانيان چنين رفتارى است.
به كلامى ديگر لباس زن و يا موى زن و يا همچنين عكس و يا ويديوئى از زن در حقيت چيزهاى متعلق به زن هستند كه بر آنها احساس مالكيت شديد ميكند به همانگونه كه چنين احساسى را بر موجوديت جسمانى خودش دارد. بنابر اين تجاوز به اين متعلقات و هتك حرمت از آنها در چشم فرد مبتلا همطراز تجاوز جنسى است و موجب هيجانى آنچنانى ميگردد كه گاه به انزال مى انجامد.
بعلاوه تصور و تخيل شوك حاصل از اين عمل در زنى كه مثلآ عكس و يا فيلم خود را در دسترس ديگران مى بيند نيز عامل ديگرى در توليد هيجان جنسى در اين بيماران است. متاسفانه اين خلافكاران جنسى هم قادر به كنترل كردن عمل خلاف در خود نيستند مگر اينكه تحت درمانهاى روان- جنسى قرار گيرند. دليلش هم اينست كه در بافت رفتارى اشان نشانه اى از sexual obsession يا وسواس جنسى به چشم ميخورد. ماهيت اين وسواس جنسى مثل وسواس در ديگر زمينه ها است يعنى انجام هر بار عمل بر روى يك حلقه تقويت مثبت يا positive feedback انجام عمل در مرحله بعدى را باعث ميشود و بنابر اين قابل كنترل نيست.
حالا ممكنست كسى بگويد كه با توجه به بحران مالى و اقتصادى در آن جامعه ارتكاب چنين رفتارهائى ميتواند ريشه در سودجوئى و منافع مالى داشته باشد.
در پاسخ به اين انتقاد احتمالى بايستى همانطور كه در آغاز اين نوشتار اشاره كردم مجددآ يادآورى كنم كه علل اجتماعى و اخلاقى را نيز ميتوان در نظر داشت به شرطى كه آسيب شناسى جنسى را فراموش نكرد. در جامعه اى كه آموزش جنسى به نوجوانان وجود ندارد ضمن اينكه تلقينات اخلاقى و موعظه هاى مذهبى در زمينه ستيز با غريزه اى طبيعى رواج دارد نميتوان رفتارهاى جنسى از ايندست را از ديدگاه تكنيكى و آسيب شناسى ناديده گرفت و خوشبينانه به ساير عوامل توجه كرد.
اگر نخواهيم راهى دور برويم ميتوانيم بگوئيم كه چهار يا پنج دهه پيش در آن جامعه همين تلفينات و معيارها وجود داشت و غريزه جنسى هم در چهار چوبى كه امروز در يك نوجوان منبلور ميشود شكوفا ميشد و هيچ يك از اين رفتارهاى جنسى بيمارگونه هم در معيارى كه امروز ديده ميشود ديده نميشد. پس سئوال اينست كه مگر چه اتفاقى از ديروز تا به امروز افتاده است كه چنين رفتارهائى از كنترل خارج شده است. بى ترديد همه ميدانيم كه چه اتفاقى از ديروز تا به امروز رويداده است و آن تولد تكنولوژى مدرن است.
امروز تكنولوژى همه حصارها را شكسته است و ديگر درب بسته اى وجود ندارد كه بتوان نوجوانان را در پشت آن پنهان ساخت. امروز نوجوانان در جوامعى نظير جامعه من و شما دچار سر در گمى روانى هستند. از يكسو آنچه را كه ديروز نمى شنيدند و نمى ديدند مى شنوند و مى بينند و از سوئى ديگر بالاجبار تظاهر به نديدن و نشنيدن ميكنند.
مسلماً اين تكنولوژى مدرن سوغات و ره آوردى نيست كه فقط نصيب ما شده باشد بلكه جوامعى كه فروشنده آن هستند براى محافظت در برابر آسيب هاى احتمالى آن بويژه در نسل جوان چاره اندبشيدند و مى انديشند و اما امروز ما خريداران از اين تكنولوژى مدرن در شرايط ديروز استفاده ميكنيم. بارها در همين هفته نامه و در همين صفحه به ارزش و اهميت آموزش جنسى به نوجوانان در آن جامعه اشاره كردم اما اينكه چه وقت فرزندان ما نيز مثل فرزندان ديگران در اين محيط آلوده واكسينه خواهند شد سئوالى است كه جوابش را نميدانم.
dr_javaherkalam@yahoo. co. uk

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
خواندنيها
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
يك زندگى
انگليس
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
افغانستان
ورزش
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
علمى
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   خواندنيها   •   اقتصادى   • 
•   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   يك زندگى   •   انگليس   •   مقاله ها   • 
•   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   •   جهان   •   افغانستان   •   ورزش   • 
•   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   •   علمى   • 
•   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •