Nimrooz
Vol.18, No. 977, April 25, 2008
سال هيجدهم - شماره ۹۷۷ - جمعه ۶ ارديبهشت ۱۳۸۷
تهيه و تنظيم: پژواك- از لابلاى متون
دغدغه مرگ در آثار هدايت و بررسى علل خودكشى او (بخش ۲)
به انگيزه پنجاه و هفتمين سالگرد خودكشى صادق هدايت- فروردين ۱۳۳۰)
در مورد علل روانى- اجتماعى افسردگى نظريه امروزى عبارت است از يك نوع عدم تعادل بينِ انتظارات و آرزوها (كه بسيار بلند پروازانه اند) و واقعيتِ موجود. در اشخاص افسرده معمولاً يك «مدينه فاضله»ى ذهنى وجود دارد كه آنها در ابتدا همه كوشش خود را مصروف تحقق آن مى كنند. افسردگى زمانى آغاز مى شود كه بر اثر تجربه هاى زندگى روزمره آن مدينه ذهنى ارزش خود را در ذهن شخص از دست مى دهد و واقعيت چندش آور حضور قطعى خود را نشان مى دهد. در داستان زيباى «مردى كه نفسش را كشت» اين موضوع به بهترين وجهى بازگو شده است.
«ميرزا حسينعلى در سراسر عمرش شيفته اشعار متصوفين و فلسفه آنها بود و حتى به سبك آنها شعر مى گفت. تنها دوست و در حقيقت مراد او شيخ ابوالفضل معلم عربى بود كه ميرزا با او مباحثات شورانگيز و عوالم زيبائى داشت. ميرزا دائماً مشغول رياضت كشيدن و شكنجه جسمش بود تا از اين طريق آلايش هاى روحش را پاك كند. سرانجام بر او آشكار مى شود كه شيخ ابوالفضل يك نفر آدم خيلى معمولى است كه اين دفتر و دستك را براى فريب خلق الله علم كرده است.»
بدون شك خودكشى هدايت در طبقه بندى دوركهايم از نوع Egoistic و ناشى از گسيختن پيوندهاى خانوادگى و اجتماعى است. شواهد زيادى در دست است كه نشان مى دهند هدايت اختلافات عميقى با خاندان اشرافى خود داشته است و هيچگاه نقش يك فرزند سر به راه و موفق را بازى نكرده است. سالها اقامت در فرنگ، بدون آن كه هيچ رشته اى را به پايان برساند و متعاقباً تصدى مشاغلى كه با شئون خانوادگى او هيچگونه سنخيتى نداشت همواره او را در معرض كنايه و تحقير خانواده قرار مى داد. در اشخاص افسرده يك «عزت نفس زخمى» يا زخم Narcissistic وجود دارد كه در اثر اينگونه برخوردها به شدت متأثر مى شود و التيام نمى پذيرد.
در اين جا تذكر اين نكته ضرورى است كه قضاوت ما در مورد عكس العمل هاى روانى ديگران معمولاً از زاويه ديد خودمان صورت مى گيرد كه نادرست است. بايد جهان را از دريچه نگاه افسردگى «پاتولوژيك» (مرضى) ديد تا بتوان عواقب و آثار رخدادهاى مختلف را در ذهن آنها تجسم نمود.
در خانواده اى كه برادر بزرگتر سرلشگر عيسى هدايت و برادر بعدى معاون نخست وزير و همشيره ها همسران رجال درجه اول مملكت هستند صادق خان، كارمند دون پايه اين اداره و آن بانك، هيچگونه همخوانى با آن ندارد.
ضمناً اينها در شرايطى است كه او مثلاً از نظر دوستان و دوستدارانش در قله رفيع ادبيات معاصر فارسى جاى گرفته است. همه اين عوامل در ايجاد و تشديد آن زخم Narcissistic كه نقش مهمى در تكوين افكار و خيالبافى هاى Suicidal دارد دخالت دارند. از نظر اجتماعى نيز هدايت كمترين پيوندها را با جامعه پيرامونش دارد. از ديدگاه فرهنگى، عقايد او را در مورد ايران پيش از اسلام و حمله اعراب و نتايج آن مى دانيم و در نوشته هايش مانند «پروين دختر ساسان» و «البعثت» و «توپ مروارى» منعكس است.
در جامعه ادبى آن روزِ ايران، كه ادباى رسمى دربارى- دانشگاهى آن را به صورت يك «مونوپول» فرهنگى- ادبى اداره مى كردند، هدايت چندان محلى از اعراب نداشت و همواره با كم توجهى و قدرناشناسى دستگاه ها و سازمان هاى فرهنگى رسمى مواجه مى شد. كوته بينى و انحصارطلبى قوى ترين تشكيلات سياسى «اُپوزيسيون» آن روز، يعنى حزب توده، باعث شده بود كه آنها كليه روشنفكران مملكت را به دو گروه توده اى و دشمن حزب تقسيم كنند و در اين ميان جايگاه روشنفكر اصيل و مستقلى مانند هدايت از نظر آنان روشن نبود.
انتشار مقاله «روشنفكر مأيوس» به قلم احسان طبرى، كه در حقيقت نوعى اهانت و انتقام جوئى سياسى از هدايت بود، سخت او را آزرده خاطر ساخت. او كه با بلندنظرى تمام و على رغم ميل باطنيش اجازه مى داد جلسات گروهى از اعضاى كميته مركزى حزب در اتاق كوچكش در خانه پدرى تشكيل شود سزاوار چنين برخورد غيردوستانه اى بود. درك او حتى براى دوستان بسيار نزديكش در «گروه ربعه» نيز دشوار بود. شاهكار او بوف كور به وسيله دوستش مينوى نقد مى شود و او از چند غلط املائى و انشائى سخن مى گويد و اين كه در روزگارِ آن داستان، ترياك و عينك و تنباكو نبوده است؛ در حالى كه از ذات داستان و آن همه زيبائى در مضمون و كلام كه به قولى «با شعر ناب پهلو مى زد» سخنى به ميان نمى آيد. بنابراين، اين گسيخته شدن تدريجى پيوندهاى خانوادگى و اجتماعى است كه زمينه هاى خودكشى Egoistic را در هدايت فراهم مى كند.
آنطور كه گفته اند هدايت در سه سال آخر زندگى به كلى دل مرده و از همه چيز و همه كس بيزار بود و به قول خودش «به قتل عام روزها و شب هايش» مى پرداخت. اين مرحله يك «فاز» افسردگى بسيار عميق بود كه هدايت از آن هرگز خارج نشد. او كه على رغم فقر مالى از عزت نفس ذاتى فوق العاده اى برخوردار بود، سرانجام با فروش آثارش سرمايه مختصرى فراهم كرد و به مصداق «سعديا حب وطن گرچه حديثى است شريف» جلايِ وطن مى كند. در پاريس مجبور است براى تمديد ويزايش هر هفته به اداره مربوطه مراجعه كند و سرمايه مختصرش نيز رو به اتمام است.
اميدوار بود به كمك دوست بسيار عزيزش شهيد نورائى شغلى، به عنوان منشى، در دم و دستگاه او پيدا كند اما از بد حادثه شهيد نورائى در بستر مرگ است. اميدوار بود در مدرسه زبان هاى شرقى پاريس كارى پيدا كند؛ براى مصاحبه مى رود، اما از او مدرك تحصيلى معتبر مى خواهند كه ندارد. از ايران به او گفته بودند اگر زبانش را نگه دارد و شئون دولت ابدمدت شاهنشاهى را رعايت كند به او شغلى، به عنوان وابسته فرهنگى در يكى از سفارت خانه هاى اروپائى، خواهند داد؛ اما او كسى نيست كه زير بار چنين شرايطى برود و در سراسر زندگيش چنين نكرده است. به فكر گرفتن ويزاى سوئيس مى افتد و اميد دارد شغلى در دفاتر سازمان ملل در ژنو به كمك دوست عزيزش جمال زاده بيابد، باز هم از بدِ حادثه جمال زاده در يك سفر شغلى است و در تهران به سر مى برد؛ روابط ايران و سوئيس هم تيره شده و ويزا به ايرانيان نمى دهند. در همين اثنا رزم آرا در تهران ترور مى شود و خواهر بيوه اش انورالملوك و همه اعضاى خانواده در وحشت و اندوه فرو رفته اند. ديگر كسى به فكر هدايت نمى تواند باشد. اكنون كه او بيش از هر وقتى نياز به كمك دارد خانواده اش در مشكلات خود غرق شده اند.
شمارش معكوس آغاز مى شود. بازگشت به ايران منتفى است. در فرنگ هم راهى براى امرار معاش وجود ندارد. عزت نفس به او اجازه نمى دهد از هيچ احدى تقاضاى كمك كند. او حتى هزينه خاكسپارى خود را در «پرلاشز» به دقت محاسبه كرده و ده هزار فرانك كنار گذاشته است. در چنين شرايطى با مشخصاتى كه ما از هدايت سراغ داريم طبيعى ترين واكنش او، كه ضمناً تحقق بسيارى از آثارش نيز هست، خودكشى است. به اين ترتيب او آگاهانه به زندگيش خاتمه مى دهد تا اجازه ندهد حتى يك سطرِ سياه، پايان بخش خطوط زرين زندگى درخشانش باشد. (پايان)
(برگرفته از كتاب «شناخت نامه هدايت» مجموعه مقالات درباره صادق هدايت، نشر قطره- تهران).

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
خواندنيها
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
يك زندگى
انگليس
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
افغانستان
ورزش
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
علمى
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   خواندنيها   •   اقتصادى   • 
•   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   يك زندگى   •   انگليس   •   مقاله ها   • 
•   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   •   جهان   •   افغانستان   •   ورزش   • 
•   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   •   علمى   • 
•   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •