Nimrooz
Vol.18, No. 977, April 25, 2008
سال هيجدهم - شماره ۹۷۷ - جمعه ۶ ارديبهشت ۱۳۸۷
مختار زارعى
فعاليت علنى سلفى ها در گفت و گو با فعالان كرد
اينها ادامه القاعده در ايران هستند
در سفرى كه دو سال پيش به سنندج داشتم، مردان نسبتاً جوانى رادر پياده روها مى ديدم كه لباسشان شبيه افغانيها بود؛ ريش بلند داشتند و دسته دسته با هم در خيابان راه مى رفتند.يكدست، از كفش گرفته تا كلاه، سفيد پوش بودند. اول فكر كردم مسافرند و از كشورهاى ديگر آمده اند؛ اما بعد كه درباره آنها پرسيدم، فهميدم كه مهمان نيستند و بيشترشان كُردند و مردم سنندج آنها را «سلفى» خطاب مى كنند. اين بار كه به سنندج رفتم، حضور «سلفى ها» چشمگيرتراز پيش بود و همزمان در گوشه و كنارهم، بحثها پيرامون آنان بيشتر و جدى تر بود.ته همه حرفها از يك نگرانى توام با ترس حكايت داشت. ترس از نفوذ، موجوديت و قدرت يافتن «سلفى ها» . ترسى شبيه ترس مردم عراق از القاعده. 
------
اساسا ماهيت جريان «سلفى» چيست و چرا وجود آنها ايجاد نگرانى كرده است؟ اين پرسش و پرسشهايى از اين دست را با مختار زارعى، فعال دانشجويى ساكن سنندج كه در اين زمينه تحقيقاتى انجام داده است، و بهزاد خوشحالى، روزنامه نگار و نويسنده سنندجى در ميان گذاشته ايم. 
------
مختار زارعى در گفتگو با روزمى گويد: جريان «سلفى» مجموعه اى از پيروان احياى اسلام بر طبق افكار «سلف صالح» هستند. براساس رأى اين گروهها، مسلمانان دو دسته اند: سلف و خلف. مسلمانان سلف، مسلمانان عصر پيغمبر و شاگردان و اصحاب وى هستند و مسلمانان خلف هم جريانات بعد از پيامبر است. سلفى ها اعتقادشان اين است كه اسلام واقعى، اسلامى است كه «سلف صالح» به آن اعتقاد داشته است؛ اين مبانى انديشه آنان است، اما عملا در پروسه اى تاريخى به دو شيوه بروز پيدا كرده اند: سلف جهادى و سلف غير جهادى؛ سلف غير جهادى در عمل اعتقاد ضعيفى به جهاد دارند، اما جهاديها نظرى عكس دارند. در هر دو جريان، اعتقاد به جهاد وجود دارد اما در مورد زمان و نحوه جهاد با يكديگر اختلاف دارند. سلف جهادى در مصر فعال و «ايمن الظواهرى» رهبر آنان بود. بعدها «بن لادن» و گروههاى موسوم به عرب- افغانى، به دنبال حمله شوروى به افغانستان به جهاد پرداختند واعلام كردند كه جهاد با شوروى، اولويت مسلمانان است وبه اين ترتيب فرمان جهاد دادند. 
------
اين جريان چرا و از چه طريق به كردستان ايران رسيد؟
 ------
در جريان درست شدن سلف جهادى بالاخص در افغانستان، شمارى از كردهاى عراقى به رهبريت «ملا كريكار» به اين گروه، يعنى گروه موسوم به عرب- افغانى پيوستند.[به اين لحاظ به آنها عرب-افغانى مى گفتند چون زبان رسمى آنان عربى بود ودر كنار تاجيكها و افغانها و مليتهاى ديگر، عربها اكثريت داشتند.] حتى «ملا كريكار» و جريان «حركه اسلامى» در عراق به رهبريت «ملا عثمان» ، از القاعده در جريان جنگ افغانستان حمايت مى كرد و به آنها يارى مى رساند. آشنايى يا نقطه شروع همكارى كردهاى بنياد گرا با جريان سلفى از اينجا شروع شد. ارتباط كردهاى بنياد گرا يا سلفى با جريان بنياد گرايى در جهان از افغانستان آغاز مى شود.وقتى جنگ افغانستان و شوروى تمام شد، اعضاى كُرد القاعده به كردستان عراق باز گشتند، اين بازگشت مقارن بود با عقب نشينى بعثى ها از كردستان عراق. لذا در مجموع با توجه به آزاديهايى كه در كردستان وجود داشت، اين گروهها مجددا به سازماندهى خود پرداختند اما اين بار سيستماتيك و پخته تر از قبل. بعد از آن با توجه به مرز مشترك كردستان عراق با ايران و روابط طايفه اى، قومى، فرهنگى و تاريخى بين كردهاى ايران و عراق، و همچنين ارتباط علوم فقهى حوزه هاى كردستان ايران و عراق، اين ارتباط با بخشى از كردهاى ايران در شهرهاى مرزى بانه، جوانرود و مريوان هم به وجود آمد و چون اين جريان، جريانى مذهبى بود، فقهاى ايرانى به راحتى به رفت و آمد بين دو منطقه پرداختند؛ بدون اينكه مرزها مانعى جدى باشند. 
------
اكنون شيوه سازماندهى «سلفى هاى جهادى» در ميان مردم ايران به چه شيوه اى است؟
------
«حركه اسلامى» تشكيلاتى سياسى ونظامى بود كه حتى مدتى با اتحاديه ميهنى كردستان عراق هم درگير شدند وشهر حلبجه را هم گرفتند. از طريق همين افراد بود كه جريان سلف جهادى وارد ايران شد. به ويژه بعد از حمله آمريكا به افغانستان و بعد هم به عراق، باز اين جريانات مذهبى تحت اين انديشه كه مثلاً بايد با كفر جنگيد، به رويارويى با آمريكا پرداختند. اينبار نه شوروى بلكه آمريكا هدف قرار گرفت. «الزرقاوى» رهبر اين گروه در عراق بود و كردهايى كه جذب اين جريان شده بودند از الزرقاوى دستور مى گرفتند. افرادى مثل «دكتر عمر» هم كه پزشكى عراقى و از رهبران القاعده بود، در مريوان دستگير شد و الان هم در زندان مريوان است.در واقع مى توان از جريان سلفى جهادى، به عنوان «القاعده ايران» ياد كرد.افرادى هم كه با شاخه ايرانى القاعده همكارى جدى داشتند اينها بودند: «حميد عالى» ، «ملا محمد علوى» ، «ملا احمد» ، «ابوعبدالله شافعى» . 
------
اين افراد از چه كانالى با القاعده پيوند خوردند و چه پيشينه اى دارند؟
------
«حميد عالى» مريوانى است و در آغاز، عضو اخوان المسلمين بود و بعدها با القاعده آشنا شد و حتى با بن لادن و الزرقاوى هم بيعت كرد؛ يا «ملا محمد علوى» ، كه متولد بوكان است، هم اكنون در سنندج از رهبران القاعده است. ملا محمد علوى كسى است كه جوانان يا كسانى كه تازه به القاعده مى پيوندند به نمايندگى از «بن لادن» با او در كردستان بيعت مى كنند. يا «ملا احمد» ، كه البته اسمى مستعار است. اينها كردهاى ايرانى هستند كه با القاعده آشنا شده اند و الان هم از رهبران القاعده در ايران هستند. «ابوعبدالله شافعى» هم كه به «وريا رش» مشهور است و از لحاظ تشكيلاتى تجربه زيادى دارد و در افغانستان جهاد كرده، رهبر نظامى اين گروه است. 
------
چه عوامل ديگرى براى فعاليت القاعده در ايران بستر ساز بوده اند؟
------
بستر و زمينه آن در كردستان ايران تا حدودى مهيا بوده است. چرا كه دو جريان مذهبى «مكتب قرآن» يا پيروان مرحوم مفتى زاده وهمچنين «اخوان المسلمين» قبلاً در ايران فعاليت داشته اند. هر چند اخوان المسلمين از لحاظ رفتار سياسى و نه از لحاظ انديشه سياسى كمى ميانه رو تر از القاعده است.اين دو جريان از لحاظ انديشه و فكر، زمينه ساز و بستر ساز القاعده در ايران بوده اند. حتى «دكتر قرزاوى» كه پدر معنوى و فكرى اخوان المسلمين در جهان است، به عمليات انتحارى مشروعيت داد و در اين باره فتوا صادر كرد.همه اينها از يكسو و حضور كردهايى مثل ملا محمد و چندين نخبه مذهبى ديگر، براى نفوذ القاعده در ايران كافى بود. بيشتر افراد القاعده در ايران پيشتر با مكتب قرآنى ها واخوان المسلمين ارتباط داشته و از كلاسهاى آموزشى و دينى اين دو جريان برخاسته اند. هر چند همكارى مستقيم بين مكتب قرآن و اخوان المسلمين با القاعده، مثلاً ائتلاف يا اتحادى وجود ندارد؛ اما روحيه همكارى و پناه دادن به القاعده در ميان همه آنها وجود دارد. مثلاً كسى كه با اخوان يا مكتب قران همفكرى دارد، يك قدم تا جريان سلفى فاصله دارد كه اين يك قدم را هم معمولاً به سادگى طى مى كنند. 
------
چرا با همه اين موارد، جمهورى اسلامى برخوردى جدى و سخت براى مقابله با اين جريان افراطى در پيش نمى گيرد؟
------
جمهورى اسلامى طبيعتا مى بايست با آنان برخورد كندو حساسيت به خرج دهد، اما اينطور نبوده. حتى عملا در مساجدى مانند «قبا» و «جامع» سنندج، سى دى آنان در حاشيه پياده روها منتشر مى شود. تعقيب يا برخورد با اين جريان براى جمهورى اسلامى، سخت نيست اما اينكه تسامحى در برابر اينها است، جاى تامل دارد. آنان در سى دى هايشان مى گويند كه اساسا، شيعه ها كافرند؛ يا با جسارت مى گويند رهبران جمهورى اسلامى كافر هستند و خطوط قرمز را مى شكنند و بى باكانه از مشرك بودن و كافر بودن اهل تشيع سخن مى گويند.از جهاد مى گويند و اين و آن را تهديد به مرگ مى كنند اما با اين وجود برخوردى جدى با آنها نمى شود و اين جاى سوال دارد. 
------
سلفى هاى جهادى در دراز مدت چه خطراتى مى توانند داشته باشند؟
------
اساساموجوديت آنان خطرناك است.آنان معتقدند كه از دو راه مى توان به خدا رسيد: يا از راه پلكان، يا از راه آسانسور و مقصود آنان از آسانسور، همان عمليات انتحارى است. بعلاوه آنها معتقد به حقوق بشر نيستند و معتقدند انسان غير مسلمان حق حيات ندارد و بايد كشته شود؛ بدون اينكه مشخص باشد معيار مسلمان بودن يا نبودن از ديدگاه آنان چيست. اگر امروز تشخيص دهند كه مثلاً شما كافريد، حكم مرگ شما را صادر مى كنند. چندين بار ليست هائى منتشر كرده اند كه در آنها به اسامى افرادى اشاره شده كه از ديدگاه آنان كافر هستند. حتى در دفتر حزب دموكرات كردستان عراق در مريوان يك نفر را ترور كردند؛ يا مسئوليت يك رشته بمب گذاريهايى را كه در سنندج شده بود اينها بر عهده گرفته اند.مدتى قبل يكى از آنها با موتور سيكلت بمبى را حمل مى كرد تا در مكان نامشخصى آن را كار بگذارد اما موتور سيكلتش منفجر شد و در اين ميان خود او كشته شد. از سوى ديگر مثلاً خيابانهاى شش بهمن و ميدان اقبال سنندج تا حدودى براى نسل جوان جذابيت دارد و جوانها براى قدم زدن به آنجا مى روند. اين جريان بنيادگرا و خطرناك چند بار در اعلاميه هائى تذكر داده بودند كه افرادى كه به اين خيابانها مى روند به دليل نوع پوششان كافرند و تهديد به مرگ شده بودند. جالب اينجاست كه بمب گذاريهايى كه در سنندج شده، منتسب به القاعده هستند اما چندين فعال مدنى سكولار به جرم دست داشتن در آنها بازداشت شده اند. آنها درمريوان، پاوه، جوانرود وبوكان و در برخى شهرهاى ديگر فعاليت دارند. اساسا انديشه آنان تروريستى است.انديشه اى كه به كشتن ديگرى به دليل تفاوت فكر، اعتقاد دارد؛ آن هم براساس معيارى يكسويه.در يكى از سى دى ها، آقاى حميد عالى مى گويد: انسان مسلمان بايد هميشه مسلح باشد.در هر حال موجوديت آنان امنيت عمومى و ملى را تهديد مى كند. 
------
پس به اين ترتيب راههاى مقابله با آنها كدامها هستند؟
------
اين جريانات فقط در فضاهاى غيردموكراتيك رشد مى كنند.هر چه جريانات مدنى و دموكراتيك توسعه پيدا كنند، خود به خود تضعيف مى شوند. ترويج و تبليغ دموكراسى در ميان مردم وظيفه فعالان مدنى است و در نبود اين مفاهيم، اين جريانات تندرو، شانس بيشترى براى رشد و نفوذ در ميان مردم دارند. از طرف ديگر، اين احتمال هم وجود دارد كه بخشى از حاكميت (و نه همه آن) معتقد باشند كه در برهه اى از زمان منافعشان با اين گروهها در يك راستا باشد؛ مثلاً در جهت مقابله با آمريكا. اين را همه بايد بدانند كه اين گروهها به سادگى به وجود مى آيند اما به سادگى از بين نمى روند و تسامح و نرمش با آنان، يك شوخى خطرناك است. 
------
مى دانيد كه در روزهاى گذشته «ايوب گنجى» امام جماعت مسجد قباى سنندج بازداشت شده و برخى از فعالان مدنى از ارتباط و گرايش وى به جريانات افراطى سخن مى گويند. نظر شما چيست؟
------
آقاى گنجى كتابى دارد به نام «جهاد: و درآن كتاب آمده كه جهاد، يگانه راه موفقيت و پيروزى مسلمانان است و بر روى جلد كتابش هم تصوير چندين قبضه اسلحه ديده مى شود.وى به نوعى رابطه انديشه اى و تشكيلاتى با» سلفى هاى جهادى «دارد. اينها حتى در نماز جماعت براى القاعده و بن لادن دعا مى كردند و رسماً جنگ القاعده با امريكا را جنگ اسلام و كفر معرفى مى نمودند. بازداشت آقاى گنجى و چند روحانى ديگر درروزهاى گذشته شايد به نوعى تضعيف ارتباط جهادى ها با آن بخشى از حاكميت باشد كه براى رويارويى با آمريكا از اين گروهها حمايت مى كنند.مذاكره ايران و امريكا درباره وضع امنيتى عراق و تعهد لفظى ايران به استقرار آرامش در عراق، احتمالا از دلايل به سردى گراييدن روابط بين اين دو طيف باشد. 
------
اما نظر» بهزاد خوشحالى «، نويسنده و روزنامه نگار سنندجى چيست؟ از او هم در خصوص چرايى برخورد نكردن جمهورى اسلامى با شاخه ايرانى القاعده مى پرسيم. پاسخ مى دهد: 
------
يكسرى وجوه ايجابى و سلبى در اين ارتباط وجود دارند. وجه ايجابى اين است كه حكومت به نوعى نمى خواهد جبهه تازه اى عليه خودش بگشايد؛ آنهم جبهه اى از نوع اسلامى-مذهبى و ايدئولوژيك. اساسا سيستم براساس مبانى ايدئولوژيكى كه براى خودش تعريف كرده، اگر زمانى با اينها روبرو شود مجبور است وجه ايدئولوژيكش را كنار بگذارد. مسئله ديگر اين است كه افراطيون جناح راست در جمهورى اسلامى راحتتر با نئومحافظه كاران آمريكايى وارد معامله مى شوند چون خط الرسم هر دوجناح يكى است.مشخصا براى ارتباط گروههاى تندروى سنى با جمهورى اسلامى هم مى توان اين استدلال را به ميان آورد. چرا كه دربسيارى موارد عملا همسو هستند؛ اگر چه آنها سنى افراطى هستند و دولت شيعه را در نقطه مقابل ايدئولوژى خود مى دانند. 
------
بهزاد خوشحالى مانند بسيارى از صاحبنظران ديگر، از بكارگيرى يك تاكتيك از سوى جمهورى اسلامى سخن مى گويد: نخست استفاده ابزارى از القاعده و در مراحل بعدى برخورد با آن. 
------
وى مى گويد: سيستم فعلا مى تواند به عنوان ابزارى از آنها استفاده كند تا منافع امريكا را در منطقه به خطر بياندازد؛ اما براساس نظر» فرانسوا توال «محقق فرانسوى، در كتاب» ژئوپولتيك شيعه «، جمهورى اسلامى براى رويارويى با دشمنانش يكسرى اولويت بندى دارد؛ دشمنان ايدئولوژيكش را در اولويتهاى آخرش قرار داده و الان بيشتر با جريانات سياسى و اپوزيسيون درگير است. جرياناتى كه بنيادهاى مشروعيت نظام جمهورى اسلامى را به رسميت نمى شناسند وآنرا قبول ندارند. اگر توانست اولويتهاى نخست را مهار كند، در مراحل بعدى تلاش خواهد كرد كه دشمنان ايدولوژيكش را مهار كند. بعلاوه جمهورى اسلامى، اساسا ابزار و سلاحى ندارد كه با سلفى ها و وهابيون روبرو شود.فعلا تا اندازه اى سلفيها عليه مردمند و نه عليه حكومت. لذا در حال حاضر خطرى جدى براى جمهورى اسلامى ايجاد نكرده اند. 
------
آيا در صورتى كه جمهورى اسلامى لازم ببيند، در آينده اين توان را خواهد
داشت كه با القاعده اى نيرومند و سازمان يافته در داخل ايران مقابله كند؟
------
يكى از بحثها اين است كه اين گروههاى اسلامى سنى، از لحاظ ساختارى، باجريانات ديگر متفاوتند.يعنى بى شكل هستند و ساختارى نرم دارند واز قواعد سازماندهى كلاسيك استفاده نمى كنند. اتفاقا جمهورى اسلامى خود يكى از مبدعين چنين ساختارهاى بى شكلى است. اما با اين وجود در آينده، برخورد با القاعده در داخل ايران كار آسانى نخواهد بود.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
خواندنيها
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
يك زندگى
انگليس
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
افغانستان
ورزش
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
علمى
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   خواندنيها   •   اقتصادى   • 
•   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   يك زندگى   •   انگليس   •   مقاله ها   • 
•   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   •   جهان   •   افغانستان   •   ورزش   • 
•   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   •   علمى   • 
•   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •