Nimrooz
Vol.18, No. 976, April 18, 2008
سال هيجدهم - شماره ۹۷۶ - جمعه ۳۰ فروردين ۱۳۸۷
عباس كاتوزيان نقاش ايرانى درگذشت
درگذشت مهندس صفى اصفيا
پروين دولت آبادى، شاعر شعر كودك درگذشت

عباس كاتوزيان نقاش ايرانى درگذشت
عباس كاتوزيان نقاش ايرانى شامگاه جمعه ۲۳ فروردين بر اثر كهولت سن، در سن ۸۵ سالگى در منزلش درتهران درگذشت.
اين در حالى است كه پنج شنبه ۲۲ فروردين ۸۷ پس از ۹ سال دورى از فضاى هنر ايران، نمايشگاهى از آثار او در نگارخانه اصلى فرهنگسراى نياوران داير شده بود.
اين نمايشگاه ۵۰ سال نقاشى هاى عباس كاتوزيان نام دارد و دربرگيرنده نزديك به صد اثر از نقاشى ها و طراحى هاى او است كه برخى از اين آثار براى نخستين بار به نمايش درآمدند.
عباس كاتوزيان در سال ۱۳۰۲ در تهران متولد شد و چنانكه خود مى گفت: «تا آنجا كه ياد دارم نقاشى كردم و نقاش بودم. هميشه در تار و پود طراحى تلاش كردم و غرق در رنگ ها بوده ام.»
اوهنرجوى هنرستان كمال الملك بود و بعدها در سال ۱۳۲۲ نايب رئيس اين هنرستان نيز شد. استاد حسين و استاد اوليا، از جمله معلمان او در اين هنرستان بودند.
عباس كاتوزيان تنها نقاش ايرانى است كه در سال ۱۳۵۲ آثارش در كنار آثار استاد كمال الملك در مجلس شوراى ملى به معرض تماشا قرار گرفت.
عباس كاتوزيان ۵ نمايشگاه در آمريكا، دو نمايشگاه در پاريس، يك نمايشگاه در لندن، ۲۷ نمايشگاه انفرادى در تهران و ۹ نمايشگاه در آبادان برپا كرد.
برخى از آثار اين نقاش در موزه هاى آستان قدس رضوى، موزه بوداپست و چند موزه اروپايى برجاى مانده است.
«دختر كردى» ، يكى از معروف ترين نقاشى هاى او به شمار مى رفت.
شهرت عباس كاتوزيان به نقاشى رئال و فيگوراتيو است و خود اعتقاد داشت كه پايبند سبك خاصى در نقاشى نيست.
زرتشت، شهريار، اعتياد، فقر و جنگ ايران وعراق موضوع تعدادى از آثار او را تشكيل مى دهند كه پيش از به اتمام رسيدن زندگى اش خلق كرد.
نمايشگاه نقاشى هاى آقاى كاتوزيان تا سوم ارديبهشت ۸۷ در فرهنگسراى نياوران داير خواهد بود.

درگذشت مهندس صفى اصفيا
يكى از برجسته ترين مهندسين و تكنوكرات هاى ايران كه خيلى خوب درس خواند و در مشاغل مختلف از خود شايستگى و لياقت به خرج داد، مهندس صفى اصفيا بود.
صفى اصفيا در سال ۱۲۹۵ شمسى در تهران متولد شد، از شاگردان برجسته اى بود كه در پانزده سالگى ديپلم گرفت و در امتحانات سراسرى كشور شاگرد اول شد و در مسابقه اعزام محصل به اروپا شركت كرد و قبول شد ولى چون سنش كم بود مدت سه سال در انتظار ماند تا به فرانسه اعزام گردد، وى از اعضاء چهارمين گروه اعزامى دانشجويان ايرانى به فرنگ در عصر رضاشاهى است كه دوران تحصيل خود را در فرانسه گذراند. او به دستور رضاشاه و اهتمام على اكبر داور و محمد على فروغى در ۱۳۱۱ شمسى به همراه ۵۲ تن از دانشجويان ايرانى از جمله محسن هشترودى، يدالله سحابى، مصطفى قريب، حسين پيرنيا، محمود اعتماد زاده (م. ا. به آذين) و حسين جودت عازم فرنگ شد ودوره پلى تكنيك را كه معمولاً هشت سال طول مى كشد در پنج سال تمام كرد و در ۱۳۱۵ شمسى در رشته مهندسى معدن دانشگاه پلى تكنيك پاريس به اخذ مدرك دكترى نائل شد و در بازگشت به ايران از سال ۱۳۱۸ يعنى از ۲۳ سالگى به تدريس در دانشكده فنى پرداخت كه از جوان ترين استادان زمان خود محسوب مى شد و تا سال ۱۳۴۷ به عنوان استاد گروه مهندسى معدن در اين دانشكده به تدريس پرداخت و در اين سال بازنشسته شد.
اصفياء، در روزهاى اخير، لحظات بسيار دشوار و توانفرسائى را در بيمارستان ايرانمهر تهران سپرى مى كرد. او كه سال ها سكاندار اقتصاد و عمران ايران بود، در حالى روزهاى پايانى زندگى خود را مى گذراند كه در ميان نسل جديدى از ايرانيان و نيز دولتمردان كنونى نامى آشنا نبود، ولى نسل سالهاى پيش از انقلاب، نسل سالهاى سازندگى و پيشرفت، نام او را با حروف طلائى در ضمير خاطر و تاريخ پربار خود ثبت كرده است.
صفى اصفياء در كنار دولتمردان گذشته همچون امير عباس هويدا، منصور روحانى، عبدالله رياضى، عباسعلى خلعتبرى كه در روزهاى نخست انقلاب به جوخه هاى آتش سپرده شده بودند، از معدود دولتمردان عصر پهلوى دوم بود كه پس از گذراندن دوران حبسى حدود يكسال و نيم و به قولى به كوشش مهندس بازرگان كه در دانشكده فنى با وى همكار بود از سوى دادگاه انقلاب تبرئه و از زندان آزاد شد.
او يكى از مهمترين رجال سياسى صد سال تاريخ معاصر ايران است كه مورد اعتماد و وثوق تمام گروه ها و دسته بندى هاى رايج زمانه خود بود و هرگز نامش به خبث طينت و يا سياسى كارى رذيلانه آلوده نشد. اصفياء در سال هاى دهه ۴۰ با تدبير، كمال طلبى و عمق دوربينى كه ذاتا در او نهفته بود موفق به تغييرات مثبتى در سازمان برنامه و به تبع آن اقتصاد ايران شد. از سوى ديگر، علينقى عاليخانى وزير وقت اقتصاد اين سال ها نيز همسو با او بستر مساعدى براى سرمايه گذارى خارجى و نيز سازوكار بهينه اى براى كارآفرينان اقتصاد ايران در سال هاى دهه ۴۰ فراهم كرد. ستون نويس معروف نشريه فرانسوى فيگارو چند روز پس از پايان دوران رياست اصفياء از سازمان برنامه، او و علينقى عاليخانى را «دو استوانه اساسى اقتصاد ايران پس از جنگ بين الملل دوم» ناميد.
اصفياء كه در جوانى عضو حزب ايران بود، هيچ علاقه اى به كار دولتى نداشت، ولى در سال ۱۳۳۴ به دعوت ابوالحسن ابتهاج و با سمت مشاور، فعاليت خود را در سازمان برنامه و بودجه آغاز كرد و در سال هاى اقتدار و رياست ابوالحسن ابتهاج بر سازمان برنامه سمت معاونت او را بر عهده گرفت و پس از او نيز از سال هاى ۱۳۴۷ -1341 رسماً رياست سازمان برنامه را بر عهده داشت و تدريجاً مشاور و نايب نخست وزير در امور عمرانى شد و كليه كارهاى عمرانى آن زمان مملكت را زير نظر داشت ومدت سيزده سال معاون نخست وزير در امور عمرانى، كارها را اداره ميكرد. وى در حقيقت نقش تدوين گر و مجرى برنامه سوم توسعه اجتماعى، اقتصادى و سياسى عصر پهلوى (۱۳۴۶- ۱۳۴۱) را داشت و در طى ۶۰ سال عمر سازمان برنامه يكى از كسانى بود كه طولانى ترين زمان رياست سازمان برنامه را بر عهده داشتند.
همكارانش معتقد بودند كه از نظر فنى كمتر كسى در ايران به پاى اصفيا مى رسد و در جلسات مربوط به مسائل عمران و آبادانى كشور، هر وقت پادشاه شركت مى كرد و مطالبى درباره عمران كشور مطرح مى شد، محمدرضاشاه پهلوى نظريات اصفيا را جويا مى شد و به آن عمل مى كرد.
مهندس اصفيا در كنار مشاغل دولتى به مطالعه و تحقيق درباره فرهنگ اصطلاحات جغرافيائى و فنى ايران پرداخت كه نتيجه همكارى او با گروهى از دانشمندان وقت بود.
او در تهيه چند دانشنامه و فرهنگنامه فعالانه شركت داشت كه فرهنگ فارسى مصاحب يكى از آنها است.
وى با خواهر دكتر طاهر و دكتر محمود ضيائى ازدواج كرد و صاحب چند فرزند شد كه يكى از دخترانش چند سال قبل در اثر ابتلا به سرطان زندگى را بدرود گفت و همچنين همسر او نيز پس از مرگ فرزندش درگذشت.
مهندس اصفيا بعد از انقلاب به زندان افتاد و در آنجا توانست امور فنى زندان را سر و صورتى بدهد و به همين جهت در زندان هم مورد احترام خاص زندانيان و زندانبانان بود و با كمك مهندس مهدى بازرگان از اعدام نجات يافت و بعد از آزادى از زندان مدتى از كشور ممنوع الخروج بوده و دوره انزوا پيش گرفت. ولى در جشن هفتادمين سالگرد دانشكده فنى از او تجليل شد. وى كه سفرى هم به پاريس داشت هفته پيش در ۹۲ سالگى در تهران درگذشت. انسان بزرگ و شايسته و لايقى بوده و درگذشت او توليد تأسف فراوان كرد.

پروين دولت آبادى، شاعر شعر كودك درگذشت
پروين دولت آبادى شاعر نام آشناى كودكان ايران صبح روز سه شنبه بيست و هفت فروردين درگذشت.
پروين كه ۸۴ سال داشت از پيشگامان شعر كودك ايران محسوب مى شود و نامش در كنار نام محمود دولت آبادى و عباس يمينى شريف قرار دارد، اما از نظر قوت ادبى به محمود كيانوش نزديك تر است.
او اگر چه پيش از كيانوش هم شعر كودك سروده بود، اما وقتى كيانوش شعر كودك را هم در كنار فعاليت هاى ديگر ادبى اش برگزيد و با خود راه و رسم تازه اى را وارد ادبيات كودك كرد، دولت آبادى در شعرهايش از اين راه و رسم تازه تأثير پذيرفت.
او و كيانوش از جمله شاعرانى بودند كه شعر كودكان را از زبان نصيحتى و پند و اندرزى رايج دور كردند و شعرهايى براى لذت بردن بچه ها سرودند.
پروين دولت آبادى در شعرهايش نيز حضورى مادرانه دارد و از نگاه يك مادر شعر گفته است. او با توجه به تسلطش به ادبيات كهن، شعرش با اين كه كمى رنگ كهنگى دارد، اما بر خلاف بسيارى از شاعران كودك و نوجوان از زبان و بيانى محكم برخوردار است.
پروين علاوه بر شعر كودك براى بزرگسالان نيز شعرهاى بسيارى سروده است كه به صورت كتاب و در برخى از مطبوعات منتشر شده است و آخرين شعرهاى او در مجله بخارا چاپ شده است. او هم چنين گاهى به نقد و پژوهش نيز پرداخته و در اين زمينه نيز آثارى دارد كه از آن جمله مى توان به «منظور خردمند» درباره شعر حافظ اشاره كرد.
پروين دولت آبادى با اين كه به شعر كهن علاقه دارد، اما در ميان شعرهايش شعر نيمايى نيز مى توان يافت.
او كه داراى دكترى آموزش پيش دبستانى از آمريكا بود، مجموعه هاى زيادى را براى كودكان منتشر كرد كه از آن جمله مى توان به «بر قايق ابرها» ، «شوراب» ، «هلال نقره سا» ، «آتش و آب» ، «باز مى ايد پرستو نغمه خوان» ، «گنجشك و وزغ،» شهر سنگ «،» در بلورين جامه انگور «و» جمجمك برگ خزان «اشاره كرد.
پروين بيشتر شعرهايش را پيش از انقلاب سروده است و در سال هاى اخير كم تر كار كرده است. كارهاى او در مجلات پيك وابسته به آموزش و پرورش منتشر مى شد و هم چنين از معدود شاعرانى است كه شعرش به كتاب هاى درسى راه يافت.
او در شعرهايش زبانى ساده و روان دارد. از نمونه شعرهاى او براى كودكان مى توان به اين شعر اشاره كرد:
پروانه رنگ رنگ زيبا باز آمده اى به خانه ما
در گوشه پنجره نشينى تا باغ قشنگ را ببينى
مهمان قشنگ رنگ رنگم همبازى كوچك قشنگم
امروز كه غنچه هاى زيبا لبخند زند به صورت ما
من مى كنم اين دريچه را باز پروانه من در آ به پرواز
او سال ۱۳۰۳ در اصفهان به دنيا آمد، در خانواده اى كه بيشتر آن ها به شغل معلمى مشغول بودند و تأثير همين خانواده بود كه به ادبيات كودكان روى آورد. تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در زادگاهش و سپس تهران به پايان برد. او شاگرد مدرسه آمريكايى بود.
از فعاليت هاى او مى توان به همكارى اش با ليلى ايمن در گردآورى گنجينه ادبيات كودكان و عضويت در گروه ويراستاران بخش كتاب هاى كودكان انتشارات فرانكلين اشاره كرد.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
يك زندگى
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
افغانستان
ورزش
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
با نيمروز
حوادث
علمى
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   طنز   •   از شما چه پنهان   • 
•   از آنچه گفته اند   •   يك زندگى   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   • 
•   جهان   •   افغانستان   •   ورزش   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   • 
•   با نيمروز   •   حوادث   •   علمى   •   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •