|
دكتر منوچهر جواهركلام (عضو انجمنهاى سلطنتى بهزيستى و طب انگلستان)
اثر مومياى شفابخش قرن بر
ناتوانى نعوظ با ريشه روانى و جسمانى
ناتوانى نعوظ يا Erectile Dysfunction پديده اى نوظهور و غير معمول نيست كما اينكه بررسيهاى آمارى نشان داده است كه در ميان هر ده مرد يكنفراز ناتوانى نعوظ يا در اصطلاحى بيشتر متداول از ناتوانى جنسى شكايت دارد. فراموش نشود كه پنهانكارى در زمينه مشكلات جنسى و آن بيشتر متأثر از ارزشهاى اخلاقى در مقياسى وسيع وجود دارد كه اين خود دامنه مثبت منحنى آمارى را در حد زيادى كاهش ميدهد. به كلامى ديگر رقم دقيق مبتلايان به اين عارضه آن نيست كه نمودارهاى آمارى نشان ميدهد. بعلاوه اين بررسى آمارى از جامعه اى به جامعه اى ديگر نيز تفاوت چشمگير دارد چرا كه مثلاً در جوامع فناتيك وآنجا كه آموزش جنسى معنا و مفهومى ندارد در نتيجه نمودار آمارى بر فرض اينكه وجود داشته باشد نمودارى صحيح نخواهد بود.
بارها در طول نوشتارهاى پيشين در اين زمينه به اين نكته اشاره كرده ام كه سكسواليتى در انسان زير كنترل مغز و روان قرار گرفته است و در نتيجه با عواطف و احساس ها آميخته شده است. به عبارت ديگر اگرچه اين غريزه به منظور بقاء حيات در جانداران تعبيه گرديده است اما در انسان قصه اين قابليت فطرى قصه ديگرى است. بنابر اين ارزيابى توان جنسى در انسان را ميبايست در چهارچوب الگوى روان- جنسى يا psychosexual pattern مورد بررسى قرار داد. به اينترتيب اختلالهاى جنسى دو ريشه متفاوت پيدا ميكنند كه يكى جسمانى است و ديگرى روانى. چون موضوع اين نوشتاراثر دارو بر ناتوانى نعوظ است وبايستى ريشه روانى و جسمانى اين عارضه را مورد بحث و گفتگو قرار دهيم در نتيجه لازم است اشاره اى به كيفيت فيزيولوژيكى اين پديده داشته باشيم.
پديده نعوظ يا Erection در انسان مراحل مختلفى را طى ميكند تا از آلتى شل، عضوى سخت و نفوذ كننده تشكيل شود. در ميان اين مراحل مختلف فيزيولوژيكى، اصلى ترين و مهم ترين مرحله را Tumescence phase يا مرحله بزرگ شدن آلت تناسلى مينامند. در اين مرحله است كه تحريك جنسى سبب آزاد شدن ماده نيتريك اكسايد از رشته هاى عصبى ميگردد كه آن را neuronal Nitric Oxide ميگويند و اختصاراً بصورت nNO نشان ميدهند. علاوه بر اين از آستر داخلى عروق آلت تناسلى نيز نيتريك اكسايد توليد ميشود كه آن را endothelial Nitric Oxide ميگويند و بصورت eNO نشان ميدهند.
وقتى نيتريك اكسايد آزاد شد آنوقت موجب فعال شدن آنزيمى ميگردد بنام Guanylate Cyclase كه در روند فعل و انفعالهاى شيميائى تبديل به ماده اى ميگردد بنام cyclic Guanosine Mono Phosphate كه با علامت اختصارى cGMP نشان ميدهند. در حقيقت راز موفقيت در توليد نعوظ در اين فرآورده يعنى cGMP نهفته است چرا كه موجب شل شدن عضلات در برگيرنده آلت و همچنين باز شدن عروق شريانى در آلت تناسلى و افزايش فشار داخل اجسام نعوظى و بالاخره نعوظ ميگردد. كما اينكه آنزيم ديگرى بنام PDE5 كه ميتواند اثر cGMP را تضعيف و يا حتى خنثى نمايد سبب اختلال در اين مكانيسم ميشود و ناتوانى نعوظ را بوجود مى آورد.
حالا با وجودى كه پديده نعوظ وابسته به يك مكانيسم جسمانى و فعاليت فيزيولوژيكى است مع الوصف اين پديده در انسان آنچنان زير تأثير عوامل روانى قرار گرفته است كه اين عوامل مى توانند در انسانى برخوردار از سلامت سيستم عروقى- عصبى دستگاه تناسلى مع الوصف ناتوانى نعوظ ايجاد نمايند. معمولاً در چنين حالتى يعنى وقتى كه ناتوانى جنسى در مرد متأثر از عوامل روانى است. اختلال در نعوظ بطور غير منتظره و احياناً متناوب بروز مينمايد. اين دو يافته كلينيكى يكى بروز ناگهانى ناتوانى نعوظ و ديگرى تناوب در پيدايش آن به سود تشخيص در جهت عوامل روانى است.
عوامل جسمانى نمى توانند به يكباره و آنهم به تناوب و يا به اصطلاح هر از گاه موجب اختلالهاى عروقى- عصبى شوند. البته همه مردان مبتلا به ناتوانى جنسى با ريشه روانى الزاماً آگاه بر اينكه عامل مزاحم روانى چيست و يا در كجاست نيستند. به همين دليل هم براى يافتن علت و برطرف ساختن آن احتياج به جلسات مكرر psychosexual therapy دارند. در مقابل اين گروه گاه مردانى يافت ميشوند كه يا عامل روانى را يافته اند و يا با حدس نزديك به يقين به آن اشاره ميكنند. در اين گروه از مردان تناوب در قطع و وصل مكانيسم نعوظ بگونه اى روشن است كه غالبآ دورى جستن از عامل محرك سبب بازگشت مكانيسم نعوط به وضعيت طبيعى ميگردد. من در مسير حرفه تخصصى خود گهگاه در مواردى از ايندست به صحبت مراجعينى گوش داده ام كه به سبب عدم توافق اخلاقى و يا ناهمآهنگى جنسى با همسرانشان دچار ناتوانى جنسى كه من آن را sexual withdrawal syndrome يا وازدگى جنسى مينامم شده اند.
برخى از ايشان بنابر اظهار خودشان از توان جنسى ايده آلى در خارج از رابطه زناشوئى برخوردار بوده اند. به اينترتيب ميتوان گفت كه ناتوانى نعوظ با ريشه روانى الزاماً يك اختلال ثابت نيست بلكه وابسته به شرايطى است كه به هر علت اثرى منفى بر مكانيسم نعوظ القاء ميكنند. در اينجا براى روشن تر شدن موضوع به برخى از عوامل روانى تضعيف كننده توان جنسى در مردان اشاره ميكنم.
فشار و استرس حاصل از محيط كار و يا محيط خانواده / ناهمآهنگى و اختلاف در روابط زناشوئى / نارضائى و اعتراض همپاى جنسى به سبب انزال زودرس و غيره / افسردگيهاى شديد / بى حوصلگى جنسى يا sexual boredom / كج خوئى جنسى / نارسائيهاى عاطفى در روابط فيمابين / و بالاخره ضعف رشد الگوى روان- جنسى. و اما شايعترين عوامل فيزيكى كه موجب ناتوانى نعوظ ميشوند عبارتند از:
نارسائى ميزان خون شريانى در عروق آلت تناسلى / نشت خون از جدار وريدهاى آلت تناسلى / آسيب اعصاب ورودى و خروجى در آلت / آسيب بافت نعوظى در آلت / بيماريهاى سيستم عصبى مركزى و نخاع مثل stroke و بيمارى MS يا Multiple Sclerosis / اختلال هورمونال / بيمارى قند / بالابودن كلسترل / بالا بودن فشار خون / نارسائى مزمن كليه و كبد / اعتياد به الكل و مصرف زياد دخانيات.
حالا بعد از اين مقدمه ببينيم كه اين معجون شفابخشى كه در قرن بيستم كشف شد و همچنان در معيارى وسيع مورد استفاده قرار ميگيرد در ترميم ناتوانى نعوظ اثرى مثبت دارد يا خير؟ اثر اين مومياى شفابخش يعنى داروئى كه اولين بار زير نام تجارتى وياگرا به بازار آمد بر ناتوانى نعوظ با ريشه جسمانى به روشنى اثبات گرديده است. ماده فعال و يا active ingredient در وياگرا ماده ايست بنام sildenafil كه موجب تضعيف اثر PDE5 ميشود. قبلاً اشاره شد كه PDE5 سبب تضعيف cGMP كه ماده اصلى براى بوجود آوردن نعوظ است ميشود. پس مكانيسم كار وياگرا بدينگونه است كه فعاليت ماده مزاحم يعنى PDE5 را خنثى ميكند و به همين دليل هم تركيباتى نظير وياگرا مثل Cialis و يا Levitra را در كلاس داروهائى بنام PDE5 inhibitors قرار داده اند.
حالا سئوال اينست كه آيا اين دارو موجب ترميم ناتوانى نعوظ با ريشه روانى ميشود يا خير. براى پاسخ به اين سئوال مى بايست دو خصيصه ناتوانى نعوظ با ريشه روانى را به ياد آوريم كه يكى بروز ناگهانى عارضه است و ديگرى تناوب در كيفيت آن يعنى شخص از نعوظ برخوردار ميشود اما نه هميشه. اين خصيصه به اضافه اينكه چنين شخصى از نعوظ صبحگاهى نيز برخوردار است و همچنين داراى نعوظ بهنگام انجام عمل استمناء ميباشد نشان ميدهد كه سيستم عصبى- عروقى در آلت تناسلى سالم است ضمن اينكه مكانيسم نعوظ هم اگر نه هميشه اما در شرايطى دلخواه فعاليت طبيعى دارد يعنى اينكه cGMP به اندازه كافى توليد ميشود.
اينجا سئوال ديگرى به ميان مى ايد و آن اينكه بدانيم پس چرا نعوظ طبيعى گاه گاه وجود دارد و نه هميشه. دليل چنين حالتى در مردى مبتلا به ناتوانى نعوظ با ريشه روانى دو چيز ميتواند باشد- يكى اينكه عوامل روانى در حالات و شرايطى سبب نارسائى در توليد cGMP ميشوند و يا اينكه موجب افزايش فعاليت PDE5 ميگردند ودر نتيجه اثر cGMP را خنثى ميكنند. به نظز من حالت اول قابل قبولتر است چرا كه در حالات روانى غير طبيعى مثلاَ افسردگى / استرس / اضطراب و غيره ميل و تنش جنسى كافى وجود ندارد و در نتيجه كانال NO باز نميشود تا cGMP تولد نمايد. در حالت اول استفاده از داروئى مثل وياگرا الزاماً اثرى مثبت نخواهد داشت چون اين دارو نميتواند نارسائى توليد cGMP را جبران كند اما در حالت دوم وياگرا مفيد فايده خواهد بود چون PDE5 را خنثى ميكند و اجازه ميدهد كه cGMP فعال شود و نعوظ بوجود آيد. به هرحال به نظر من در موارد ناتوانى نعوظ با علل روانى صلاح است كه به ريشه يابى و شناخت علت پرداخت و سعى در اصلاح آن نمود. استفاده از اين دارو در برخى از موارد ناتوانى با علل روانى اثر مثبت داشته است اما نه در همه موارد. فراموش نشود كه گاه ناتوانى نعوظ ميتواند به سبب مخلوطى از عوامل روانى و جسمانى باشد.
dr_javaherkalam@yahoo.co.uk
|