چند روز پس از آن كه محمود احمدى نژاد، رئيس جمهورى ايران، از نصب شش هزار سانتريفوژ جديد در ايران خبر داد، معاون اول موسسه امنيت و استراتژى چين در مقاله اى نوشته است: «اين تحولات بى شك احتمال حمله نظامى آمريكا به ايران را تقويت مى كند.»
وى در اين مقاله كه در روزنامه چاينا ديلى China Daily- ارگان حزب كمونيست چين به زبان انگليسى- منتشر شده است، مى نويسد: «نصب شش هزار سانتريفيوژ جديد در تاسيسات اتمى ايران مغاير با خواسته هاى جهان غرب است و اين امر چشم انداز حمله نظامى آمريكا به ايران را پررنگ تر كرده است.»
گاوو زوگوئه، معاون اول «موسسه امنيت و استراتژى» چين در روزنامه چاينا ديلى كه مهم ترين روزنامه انگليسى زبان چين است، مى نويسد: «با نزديك شدن به انتهاى دوره رياست جمهورى جرج بوش احتمال درگيرى نظامى بين ايران و آمريكا بيش از هر زمان ديگرى وجود دارد و اين حمله ممكن است نتيجه قضاوت نادرستى باشد كه تهران و واشينگتن از استراتژى هاى يكديگر دارند.»
اين مقام ارشد وزارت امنيت چين معتقد است كه كابينه جرج بوش بيش از گذشته نسبت به ادامه فعاليت هاى اتمى جمهورى اسلامى حساس شده و به اين باور رسيده كه ايران بيش از هر كشور ديگرى از سقوط حكومت صدام حسين سود مى برد.
به اعتقاد اين كارشناس امور سياسى و امنيتى، نفوذ بيش از پيش ايران در عراق، افغانستان، لبنان، و ساير كشورهاى اسلامى، و به ويژه دخالت ايران در تنش هاى موجود بين فلسطين و اسراييل، ايالات متحده آمريكا را به شدت رنج مى دهد.
گاوو معتقد است كه در اين شرايط- ادامه برنامه هاى اتمى ايران بدون شك صحنه را به سوى جنگ متمايل مى كند.
معاون اول «موسسه امنيت و استراتژى چين» در مقاله تحليلى خود مى نويسد: «مقامات ايرانى جامعه جهانى را به دو بخش تقسيم مى كنند. در اين تقسيم بندى، آمريكا و هم پيمانانش در يك طرف قرار دارند كه مى خواهند دنيا را تحت كنترل خود در آورند و در سوى ديگر كشورهايى نظير ايران و ونزوئلا هستند كه مى كوشند در برابر قدرت آمريكا بايستند.»
وى مى گويد: «به باور دولتمردان ايران، آمريكا به خاطر مشكلاتش در عراق در ضعيف ترين شرايط ممكن قرار دارد و كشورهايى نظير فرانسه، بريتانيا و ساير قدرتهاى مطرح دنيا به خاطر منافعى كه در تجارت با ايران دارند به طور جدى از قطعنامه هاى پيشنهادى واشينگتن عليه تهران حمايت نخواهند كرد.»
گاوو در ادامه با اشاره به اين كه تهران همچنين در صدد جلب حمايت كشورهاى عربى است مى نويسد: «ايران با تكيه بر اين سياست كه آمريكا براى حل بحران هاى موجود در عراق و افغانستان به همكارى جمهورى اسلامى نياز دارد مى كوشد بين قدرتهاى غربى شكاف ايجاد كند و در تلاش است حمايت آژانس بين المللى انرژى اتمى را نيز به دست آورد.»
وى اين طرز تفكر مقام هاى جمهورى اسلامى را عامل اصلى تداوم سياست هاى خصمانه ايران در برابر آمريكا معرفى مى كند.
اين مقام ارشد وزارت امنيت چين، در نتيجه گيرى نهايى خود سه احتمال را مورد بررسى قرار مى دهد:
احتمال اول اين است كه آمريكا با ايران از در مصالحه در ايد و جمهورى اسلامى را به عنوان قدرت مطرحى در خاور ميانه بپذيرد. اما اين احتمال به گفته وى بسيار دور از انتظار است.
احتمال دوم اين است كه آمريكا با منزوى نگه داشتن ايران بكوشد مشكل هسته اى تهران را از طريق گفت و گو حل كند.
به باور اين كارشناس هر چند اين احتمال واقع بينانه تر به نظر مى رسد ولى سرسختى ايران براى ادامه برنامه هاى اتمى، درهاى مذاكره را در عمل مسدود كرده است.
معاون اول «موسسه امنيت و استراتژى» چين در پايان به احتمال سوم اشاره مى كند و مى نويسد: «سومين راه حلى كه مى تواند در نزديكترين زمان ممكن به اين تنش هسته اى پايان دهد حمله نظامى آمريكا به ايران است.»