دكتر صمد رحمان زاده، محقق، نويسنده، مترجم و ژورناليست برجسته سه شنبه گذشته در پى ايست قلبى ناگهانى در لندن درگذشت.
شادروان رحمان زاده يكى از پيشروان مدرنيته، يكى از فعالترين نويسندگان در تاريخ معاصر ايران بود. مردى كه با وجود كهولت نسبى و بيمارى تا آخرين روز حيات قلم را بر زمين نگذاشت و آخرين مقاله او در تأكيد بر لزوم يكپارچگى ايران، سرزمينى كه به آن عشق بى انتهائى داشت، نا تمام ماند.
شادروان رحمان زاده در سال ۱۳۱۰ در تبريز و در آغوش يك خانواده اصيل آذربايجانى و از پيشروان و پشتيبانان عصر تجدد و بيدارى ايرانيان چشم بر جهان گشود. تحصيلات ابتدائى را در تبريز و شبستر، تحصيلات متوسطه را در شهر رشت و تحصيلات دانشگاهى را در دانشكده حقوق تهران در اوائل دهه ۱۳۳۰ به پايان رسانيد. دورانى كه جامعه جوان ايران در تب و تاب سياست دست و پنجه نرم مى كرد و سياسى بودن بخش جدا ناپذيرى از زندگى روزمره جوانان آن دوران بود.
عشق و علاقه وافر رحمان زاده به سياست، ابتدا پاى او را به دنياى آشفته سياسى اوائل دهه ۱۳۳۰ كشانيد و با پيوستن به حلقه پيروان افكار و انديشه هاى خليل ملكى، از همين پله وارد گود مطبوعات تهران شد. در آن واحد، با اسامى متفاوت و مستعار براى گلچينى از نشريات آن زمان مقاله مى نوشت و درپى چند سال قلم زنى در اواخر دهه ۱۳۳۰ ابتدا به جمع نويسندگان كيهان و سپس در اوائل دهه ۱۳۴۰ به تحريريه اطلاعات پيوست. ابتدا در مقام سردبيرى سرويس سياسى- اجتماعى اطلاعات و سپس سردبيرى سرويس خارجى. او در هر دو مقام، ذكاوت و مهارت بى مانندى در دوباره نويسى گزارش هاى خبرنگاران و خبرگزارى هاى خارجى از خود نشان داد. دوران سردبيرى او در سرويس اجتماعى- سياسى اطلاعات مقارن بود با زمامدارى دولت دكتر على امينى و وزارت كشاورزى ارسنجانى و اوج رفرم اصلاحات ارضى. او از اين توانائى برخوردار بود كه سخنرانى هاى چند ساعته و چندين هزار كلمه اى دكتر امينى و يا ارسنجانى را در قالبى نه متجاوز از ۲۰۰ تا ۳۰۰ كلمه با تيترى گيرا جاى دهد و البته فرداى آن روز شجاعانه پاسخگوى گله هاى صدراعظم نزد شادروان عباس مسعودى، بنيانگذار اطلاعات نيز باشد.
شادروان رحمان زاده در سال ۱۳۴۶ براى ادامه تحصيل به انگلستان رفت و دكتراى خود را در رشته اقتصاد و با پايان نامه اى بحث انگيز پيرامون فقر و بيسوادى در كشورهاى جهان سوم با درجه عالى كسب كرد. هنگام تحصيل در لندن، او همزمان، با بخش فارسى بى بى سى همكارى داشت.
رحمان زاده در بازگشت به ايران در اوائل دهه ۱۳۵۰ جذب دولت شد و زمانى با پست مدير كلى در نخست وزيرى و سپس به وزارت اطلاعات و جهانگردى پيوست. چند صباحى در پى توفان ۵۷ پا به غربت لندن گذاشت و همزمان با اشتغال در بخش فارسى بى بى سى با نشريات برون مرزى، از جمله كيهان لندن و نيمروز همكارى بى اجرت و مواجبى تا آخرين روزهاى حيات داشت. زمانى كه به سن ۶۵ سالگى رسيد و منطبق با قوانين بى بى سى بازنشسته شد، آن روز، روز عزاى او بود. با اين وجود سر پر شور خود را در نويسندگى و نگارش مقالات تحقيقى در هر مبحثى از مسائل تاريخى، سياسى، اقتصادى و اجتماعى و تاريخ سياست در ايران (به ويژه در مورد تاريخ آذربايجان) حفظ كرد. اطاق محقر و بيست متر مربعى او گنجينه اى بود از صدها كتاب بر چهار ديوار، روى و زير تختخواب و بر ميز نسبتاً بزرگى كه نيمى از اطاق او را اشغال كرده بود، همواره هزاران اوراق دست نبشته از مقالاتى وجود داشت كه اگر هم قصد انتشار آن ها را نداشت، تسكينى بود بر انبوه آلام او در دورى از وطن و خطه آزادى بخش آذربايجان او.
آخرين وداع صمد رحمان زاده با دوستان بيشمارش عصر شنبه ۱۱ اسفند در مجلس يادبود شادروان عزيز اثنى عشرى در لندن بود كه با وجود بيمارى مشتاقانه در آن حضور يافت.
سه شنبه ۱۴ اسفند حوالى ظهر با دو تن از دوستان در كافه اى در ق€œگلاستررودق€ لندن قهوه مى نوشيد، درباره نتايج احتمالى مبارزات درون حزبى دموكرات ها براى گزينش نامزد انتخابات نوامبر آتى آمريكا به حدس و گمان سرگرم؛ در انتخاب ميان هيلرى كلينتون و بارك اوباما مردد بود كه قلب اش از حركت باز ايستاد.
روانش شاد و خاطره پربارش جاودان.
محمد پورداد
لندن- مارس ۲۰۰۸