Nimrooz
Vol.18, No. 973, March 14, 2008
سال هيجدهم - شماره ۹۷۳ - جمعه ۲۴ اسفند ۱۳۸۶
دكتر منوچهر جواهركلام (عضو انجمنهاى سلطنتى بهزيستى و طب انگلستان)
سهميه بندى جنسيتى
در هفته نامه محبوب نيمروز شماره ۹۷۱ عنوان اين خبر كه پذيرش دختران در دانشگاهها محدود شد توجهم را جلب كرد بويژه اينكه در متن خبر اين عبارت از قول مراجع مسئول آمده بود كه از سال آينده سهميه بندى جنسيتى براى پسران و دختران در نظر گرفته خواهد شد. با خواندن اين خبر به خود گفتم كه عجبا اين اختلاف در شكل دستگاه تناسلى دوباره دسته گلى به آب داد. اينكه ميگويم اختلاف در شكل دستگاه تناسلى براى اينست كه اين تفاوت از آغاز تا به امروز شاخص ترين تفاوت ميان اين دو موجود بوده است. امروز هم هنوز به محض تولد نوزادى با يك نگاه به شكل دستگاه تناسلى اش مژده ميدهند كه نور چشم از راه رسيده «پسر» است.
اين تفاوت در شكل بيرونى دستگاه تناسلى همچنين سبب شده است كه يك سرى واژه هائى براى مرزبندى ميان اين دو انسان بكار گرفته شوند مثل دختر/ پسر/ زن/ مرد/ آقا/ خانم و الى آخر. عجبا كه در طول قرنها هم اين مرز بندى و اين واژه ها سبب شده بوده است تا يكى از اين دو انسان را يعنى مرد بر سكوى اول قرار دهند و ديگرى را بر سكوى دوم. به كلامى ديگر شكل دستگاه تناسلى و آن در فرم مرد ارجحيت و برترى به حساب آمده بوده است و مسلماً صاحب چنين دستگاهى نه تنها تافته جدا بافته اى بوده بلكه افتخارى را نيز نصيب مادر مى ساخته است.
زنان را به گيتى بس است يك هنر
نشينند و زايند شيران نر
اين نر زائيدن بزرگترين هنر زن بوده است. البته ميبايست قبول كرد كه در زمان و در شرايطى كه شيران نر همه كاره مى بوده اند و تاريخ را فقط شيران نر رقم ميزدند مسلماًً شيرى نر بر رقم شيران نر افزودن مى توانسته است هنر به حساب آيد.
تا اينجا و اينهمه با استناد به ظاهر قضيه و قضاوت كردن بر پايه مشهودات بوده است و نه معقولات. اما امروز در قرن بيست و يكم در عصر تكنولوژى و در زمانى كه دانش و تجربه تحقيقى بشر ساختار فيزيوآناتوميك و آرايش ژنتيكى انسان را مو به مو كاويده است جاى بسى تأسف و تحسر است كه بى خبر از حقايق بيولوژيكى در كوچه و پسكوچه جهل و نادانى قدم زد و آنچه را باور داشت كه ديده ديده است و نه چيزى جز آن. به همين دليل هم قابليتها و توانائيها چون ناديدنى است پس ناديده گرفته ميشود و صورت ظاهر ملاك عمل قرار ميگيرد و حجت ميشود. براستى نميدانم اين فاصله موجود بين زن و مرد در آن جامعه و جوامعى از اندست براى چيست. اين تفاوت و اختلاف در همه جوانب به چشم ميخورد درجنبه حقوق مدنى در جنبه هاى استخدامى و ادارى درمسئله ازدواج و طلاق و تنها جنبه آموزشى را كم داشتيم كه آن نيز به بركت اين دستور جديد تكميل شد.
نميدانم اگر به آن مقام مسئول و يا پيشنهاد كننده چنين طرحى كه به داشتن دستگاه تناسلى در شكل مرد به خود ميبالد بگوئيم كه اگر لحظه اى قبل از اينكه حضرتعالى پاى در جهان پر هياهو گذاريد فعاليت كروموزوم X يعنى كروموزوم جنسى ماده را در بدن شما متوقف ميساختند شما با وجود داشتن كروموزوم Y يعنى كروموزوم جنسى نر در الگوى (YO) مرده به دنيا مى آمديد عكس العملش چه ميتوانست باشد. آيا ميداند و يا اينكه مبخواهد بداند كه فعاليت هاى بيولوژيكى ما در گرو كروموزوم X است كه در لحظه انعقاد نطفه از مادر دريافت ميكنيم. آيا حاضر به اين اعتراف خواهد شد كه موجوديت ما مديون كروموزومى است كه نهايتاً دستگاه تناسلى ماده را شكل ميدهد يعنى همان دستگاهى كه صاحبش در آن جامعه مجبور به قبول اجحاف و تحقير است. نميدانم ميتواند بپذيرد كه در مقايسه بين ساختار كروموزومى او در الگوى ،۴۶ XY و ساختار كروموزومى موجودى كه بنام جنس ماده يعنى ،۴۶ XX برايش سهميه جنسيتى پيشنهاد ميكند وجه اشتراك در كروموزوم X است يعنى كروموزومى كه ادامه حيات بستگى به آن دارد واگرنه كروموزوم Y فقط دستگاه تناسلى نر را به او پيشكش كرده است ولو اگر در قالبى بى جان و مرده زائيده شود. نميدانم چرا نميخواهد بداند كه خالق يا طراح و او كه اين طرح شگرف را درانداخته است تا بدانجا كه ما را دستى در آن نيست چه به قول خيام:
در گوش دلم گفت فلك پنهانى
حكمى كه قضا بود زمن ميدانى
در گردش خود اگر مرا دست بدى
خود را برهاندمى ز سرگردانى
قانون مساوات را در مورد اسپرماتوزوئيد ها نيزبكار گرفته است چرا كه نيمى از اسپرماتوزوئيدها نر يعنى داراى كروموزوم Y و نيمى اسپرماتوزوئيدها ماده يعنى داراى كروموزوم X هستند. از طرفى تخمك زن نيز داراى يك كروموزوم X است و به اين ترتيب مى بينيم كه اين طرح بر منطقى بيولوژيكى استوار است و آن اينكه چه تخمك توسط اسپرماتوزوئيد ماده گشنيده يا fertilized شود و چه توسط اسپرماتوزوئيد نر نهايتاً حيات و بقاء جنين به بركت وجود كروموزوم X تضمين گرديده است. يعنى كروموزوم X است كه به سبب دارا بودن ژنهائى با ظرفيت بيولوژيكى گسترده به كروموزوم Y اين شانس را ميدهد كه دوام آورد و يا به اصطلاح survive كند.
كروموزوم Y تنها به سبب داشتن ژن SRY موجب توليد فاكتور TDF ميشود كه مخفف Testes Determining Factor ميباشد و اين فاكتور بعد از تركيب با DNA موجب تشكيل دستگاه تناسلى در فرم نر ميشود بى آنكه قادر به ادامه حيات بدون وجود كروموزوم X باشد.
تازه وقتى به آرايش ژنتيكى مرد و زن نگاه ميكنيم مى بينيم كه وجود دو كروموزوم X در زن بصورت ،۴۶ XX ظرفيت بيولوژيكى مضاعف و گسترده ترى را نسبت به مرد با لگوى ،۴۶ XY بوجود آورده است. حالا جاى تعجب و تأسف است كه بى خبرى از حقايق بيولوژيكى ساختار انسان سبب گرديده است تا موجودى با اين قابليت ژنتيكى هنوز از ديدگاه بى خبران «ضعيفه» قلمداد شود و از حقوقى كه در خور اوست محروم گردد و به اصطلاح در چهارچوب قوانين يك جامعه شهروند درجه دوم محسوب شود.
آرى با استناد به مدارك و شواهد علمى به جرأت ميتوان گفت كه موجودى با جنسيتى مخالف جنسيت ما مردان باوجود طره پر شكن و افسون نگاه و قيامت قامت از نظر خصائص انسانى و قابليتهاى ذهنى هرگز كمتر از مردان نيست و نميتواند باشد. وقتى افلاطون نظريه فلسفى خود را در باره جاذبه طبيعى بين زن و مرد ارائه داد و گفت اين دو موجود درآغاز يك تن واحد بوده اند كه بر اثر خشم خداوند به دو نيمه تبديل شده اند تا پيوسته در طيف جاذبه يگديگر براى يكى شدن باشند قرنها بعد از اين انديشه فلسفى خداوند سخن سعدى فرمود:
بنى ادم اعضاء يك پيكرند‎/ كه در آفرينش ز يك گوهرند
يعنى وقتى گوهر آفرينش يكى بود پس ديگر نه جنسيت نه رنگ نه نژاد و نه مذهب هيچكدام نميتوانند انسانى را ارجح بر انسانى ديگر قرار دهند. سالها گذشت تا لكه ننگ تبعيض رنگ و نژاد از دامن جامعه بشرى پاك شد. امروز در همه جوامع پيشرفته يعنى جائى كه پند گهروار سعدى ما خريدار دارد ميليونها انسان چه مذكريا مونث مبتلى به عقب افتادگى ذهنى مادرزادى و نقيصه هاى جسمانى وجود دارند كه از همه تسهيلات رفاهى جامعه اشان برخوردار هستند بى آنكه عضو سالمى از آن جامعه پشت به ايشان كند و يا آنان را به صرف داشتن رفتارى متفاوت و شكل و اندامى ناموزون از خود براند. بايستى بپذيريم كه انسان منهاى زيبائى/ دانش/ ثروت/ شهرت و قدرت هنوز انسان است و تفاوتى نميكند كه مرد باشد و يا زن. چندى پيش كتابى را ميخواندم كه در بخشى از آن به مصاحبه يك مصاحبه گر سرشناس اروپائى با شخص صاحب نام و مشهورى از وطن ما اشاره شده بود.
اگر در اينجا اشاره اى به نام طرفين مصاحبه نميكنم براى اينست كه در اين مصاحبه سياسى كه متجاوز از سه دهه پيش صورت گرفته است تنها يك نكته در رابطه با موضوع اين نوشتار چشمگير است وگرنه بقيه سئوالها و جوابها كه نمايانگر برداشت سياسى مصاحبه شونده است مورد استناد ما نيست. بنابر اين اشاره به اسامى ممكنست سبب برانگيختن احساسات له و عليه شود و در نتيجه بازده بحث ما را كه بالنفسه نميتواند سياسى باشد تحت الشعاع قرار دهد. در جائى از اين مصاحبه مصاحبه شونده در مقايسه بين قابليت و توانائى زن با مرد ميگويد «مثلاً از بين زنان ميكل آنژ يا باخ برنخاسته و حتى يك آشپز بزرگ بين زنان نديده ام.»
شنيدن چنين مطالبى آنهم از زبان مرد يا مردان جهان ديده اى كه شاهد رنسانس در كيفيت قابليتهاى زنان قرن خود بوده اند ممكنست بتواند غرور كاذبى در برخى از مردان بر انگيزد اما مسلماً نميتواند نفى واقعيت كند. بعلاوه زنان همعصر ميكل آنژ يا باخ برخوردار ازتساوى حقوقى كه زنان همعصر ما از آن بهره مندند نبوده اند.
امروزه زنان همپاى مردان در همه شئون اجتماعى مشاركت دارند و همدوش مردان در بزرگترين پروژه هاى تحقيقاتى به تفحص و بررسى مشغولند.
به هرحال آنچه سبب شد تا اشاره اى به اين پاسخ در متن آن مصاحبه بكنم نكته نهفته در آن بود. زيرا براى اينكه بدانيم چرا ميكل آنژ/ باخ/ پاستور و اينشتين و غيره از ميان زنان بر نخاستند مجبور به اين اعتراف تلخ هستيم كه در طول قرنها ما مردان زنان را در تاريكى زندان خود خواهى خود قرار داديم و هرگز اجازه نداديم قابليت خودشان را به اثبات رسانند.
اگر امروززنان ظرفيت بيولوژيكى برتر خودشان را كه به آن اشاره كردم در بسيارى از جهات به اثبات رسانده اند ديروز يك پارامتر بدون علامت بودند كه نه در اينسوى و نه در آنسوى معادله به حساب مى آمدند. حالا براستى جاى تأسف نيست كه در چنين زمان و شرايطى شاهد باشيم كه راه ورود دختران مستعد و يا هوش جامعه ما را به دانشگاه به بهانه سهميه جنسيتى سد كنند و همانطور كه گفتم شكل دستگاه تناسلى را معيار اين سهميه بندى قرار دهند.
dr_javaherkalam@yahoo.co.uk

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
جدول
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
يك زندگى
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
افغانستان
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
علمى
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   جدول   •   طنز   • 
•   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   يك زندگى   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   • 
•   بازتاب   •   جهان   •   افغانستان   •   تاريخ   •   شعر   •   خاطرات   • 
•   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   •   علمى   •   فال هفته   •   از رسانه ها   • 
•   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •