اختلاف ايران با اروپا و آمريكا نيست، با تمام جهان است
روز يكشنبه، دوم مارس، كميته روابط خارجى پارلمان بريتانيا گزارشى درباره ايران و امنيت جهانى منتشر كرد كه در آن راه حل مشكل جامعه جهانى با ايران را در ارتباط بين ايران و آمريكا دانسته است.
گزارش كميته روابط خارجى مجلس بريتانيا كه اعضاء آن سال گذشته به ايران سفر كرده بودند از دولت خود خواسته است نكات طرح شده در اين گزارش را در برقرارى ارتباط بين ايران و امريكا مدنظر قرار دهد.
مايك گيپس، رئيس اين كميته درباره چگونگى اين ارتباط و مسائل ديگر به پرسش هاى راديو فردا پاسخ مى دهد.
آقاى گيپس شما بارها به برقرارى ارتباط بين ايران و آمريكا اشاره كرده ايد، آيا منظورتان مذاكره بين اين دو كشور است؟
مايك گيپس: نه، ما در اين گزارش صحبت از مذاكره نمى كنيم. ما مى گوييم آمريكا بايد در مورد مسئله هسته اى با ايران وارد تعامل شود به همان ترتيبى كه با كره شمالى به تعامل پرداخت.
آمريكا با وجودى كه با كره شمالى مانند ايران روابط ديپلماتيك نداشت اما راه هائى براى تعامل يا گفت و گو با آنها پيدا كرد و توانست مسائل را پيش برد.
من فكر مى كنم دولت آمريكا و سخنان اخير خانم رايس، وزير امور خارجه اين كشور نشانه اى است از اينكه آمريكا حاضر است تا حدى با ايران به گفت و گو بپردازد. اما هم در آمريكا و هم در ايران موانعى در اين زمينه وجود دارد. ما فكر مى كنيم تا اين موانع برداشته نشوند نتيجه اى در اين زمينه حاصل نخواهد شد.
آمريكا كوشيد از طريق اروپا با ايران وارد تعامل شود اما شما در گزارش تان مى گوييد اروپا موفق نشد. درست است؟
بله درست است. اتحاديه اروپا و سه كشور اروپايى سعى خود را كردند اما ايران از غنى سازى اورانيوم صرفنظر نكرد: موضوعى كه مى تواند در نهايتا منجر به توليد بمب هسته اى از سوى ايران شود. به همين خاطر ما بايد راه جديدى براى اين مشكل پيدا كنيم و همان طور كه گفتم فكر مى كنم كليد اصلى براى گشودن در اين مشكل، ايجاد ارتباط بين ايران و آمريكا باشد.
اين هفته رئيس جمهورى ايران به عراق سفر كرد كه اولين سفر يك مقام ايرانى در اين سطح به عراق پس از چندين دهه به شمار مى رود. فكر مى كنيد كه عراق بتواند پلى بين ايران و آمريكا باشد و نقشى را كه شما در نظر داريد ايفا كند؟
نه من فكر نمى كنم كه اين كار از طريق عراق ممكن باشد. مهم آن است كه ايران و آمريكا در باره موضوع هسته اى به گفت و گو بپردازند، چرا كه روشن است ايران فكر مى كند جامعه بين المللى به نوعى آنها را مجازات كرده است.
به نظر من بايد با قاطعيت به ايران گفت كه اگر مفاد قطعنامه سازمان ملل را رعايت نكند آن وقت با واكنش بسيار شديدى از سوى جامعه جهانى روبرو خواهد شد.
در گزارش تان گفته ايد تحريم ها تاكنون موثر نبوده و از اين پس هم مى تواند فقط به آقاى احمدى نژاد كمك كند، چرا كه او شكست برنامه هاى اقتصادى خود را به گردن تحريم ها مى اندازد ولى مى بينيم كه بار ديگر روز سوم مارس دور سوم تحريم هاى سازمان ملل تصويب شد.
نه ما گفتيم كه كارى كه او مى كند يعنى رئيس جمهورى ايران، اين است كه از تحريم ها براى مقصر شناساندن تمام جهان استفاده مى كند.
بنابر اين وقتى تحريم ها صورت مى گيرد بايد خيلى آگاهانه و دقيق باشد. من فكر مى كنم اين قطعنامه جديد سازمان ملل كه تصويب شد همانطور بود كه ما مى خواستيم. چرا كه فقط برخى افراد درون نظام ايران و همچنين تكنولوژى خاصى را هدف قرار مى دهد و طورى تنظيم شده كه به مردم ايران و اقتصاد آنها صدمه نزند.
با اين حال فكر نمى كنيد كه اين تحريم هاى جديد باز هم نزديكى ايران و آمريكا را يك قدم ديگر به عقب اندازد؟
من فكر مى كنم آنچه باعث دلسردى شديد ايران شده اين است كه جامعه جهانى در اين مورد با وحدت كامل رأى داده است. ايران اميدوار بود كه چنين وحدتى حاصل نشود، در حالى كه نه تنها تمام اعضاء دائمى شوراى امنيت از جمله چين و روسيه به اين قطعنامه سوم رأى مثبت دادند بلكه تمام اعضاء غير دائم نيز به اتفاق آراء به آن رأى مثبت دادند.
اين يك وحدت بسيار بسيار محكمى از سوى جامعه جهانى است و ايران بايد بداند كه اختلافش فقط با اروپا و آمريكا نيست بلكه با تمامى جامعه جهانى است.
ايران بر اساس قوانين بين الملل مسئوليت دارد كه به اين قطعنامه پاسخ مساعد دهد.
مصاحبه اختصاصى رضا رحيم پور (نويسنده و عضوانجمن قلم دانمارك) با برنده صلح نوبل سال ،۲۰۰۳ خانم شيرين عبادى در كپنهاگ
پاى صحبت بانوى صلح
رضا رحيم پور: خانم شيرين عبادى؛ با سپاس بابت وقتى كه دراختيارمن قرارگذاشته ايد، پيشاپيش ازسوى انجمن قلم دانمارك، ازاينكه شما دعوتمان را قبول وبه كپنهاگ قدم رنجه فرموده ايد بينهايت سپاسگزارى ميكنم.
دراين روزگارى كه مردان ايرانى همچورئيس جمهورايران، آقاى احمدى نژاد، چهره اى ناشايست ازايران نشان ميدهد، خيلى خوشحال هستم كه شما، شيرزنى ازاكباتان وفرزند خلف كوروش كبيربا پيامهاى صلح و دوستى تان دراين سه روزاخير دانمارك را تسخيرنموديد.
نخستين پرسش من ازشما، بعنوان يك روشنفكر، اينست كه شما خودتان را يك روشنفكرلائيك ميدانيد يا يك روشنفكرمذهبى؟
شيرين عبادى: ببينيد، روشنفكريعنى روشنفكروديگرلائيك ومذهبى ندارد. روشنفكريعنى كسيكه مشكلات امروز را باعقل پيشينيان نميخواهد حل كند. روشنفكريعنى كسى كه مشكلات جامعه اش را تجزيه و تحليل كرده وآينده را نشان ميدهد. روشنفكركسى است كه ازجهت فكرى يك قدم جلوتراز ديگران است. بنا براين، اين تعريف روشنفكراست. حالا اين روشنفكرممكن است درقلبش به خدا اعتقاد داشته ويا نداشته باشد واين تاثيرى درخود مسئله ندارد واساساً اين چنين خط كشيها بين انسانها، آنها راازهم دورميكند. ما تمام تلاشمان اين است كه انسانها بهم نزديك شوند.
رضا رحيم پور: خانم شيرين عبادى؛ شما درمصاحبه اى با اشپيگل در۲۰ فروردين ماه ۱۳۸۳ فرموده ايد كه اسلام با دمكراسى درسازگاراست. پرسش من دراين رابطه اين است كه اصولا نه تنها اسلام، بلكه تمامى مذاهب وهمچنين ايده لوژيها ذاتاً نميتوانند با دمكراسى در سازگار باشند، چرا كه تمامى مذاهب وايده لوژيها بنابر تعريف خودشان، معتقدند كه تنها خودشان حقيقت را كشف كرده اند وبقول دانماركيها «جوازوحق اختراع حقيقت» تنها دردست آنهاست، در حاليكه در نظام دمكراسى حقيقتى يكتا ويگانه وجود ندارد وكلا ًهمه چيز، حتى حقيقت، بُعدى نسبى دارد.
شيرين عبادى: كاملاً درست است. دمكراسى يعنى حكومت اكثريت. يعنى ما بايد ببينيم اكثريت جامعه چه ميخواهد، بدون اينكه ازقبل پيشداورى داشته باشيم. حكومتى كه برپايه ايده لوژى بنا شده باشد با دمكراسى همخوانى ندارد. حال اين ايده لوژى مذهبى باشد ويا سكولار. من بهمين دليل مثلاً كشورهاى كمونيستى را دررديف كشورهاى دمكرات نميدانم، چرا كه اين كشورها ازقبل يك چهارچوب معينى تعيين كرده اند وبه مردم حق نميدهند كه ازاين چهارچوب فراترروند وفرقى با كشورى صرفِ مذهبى مثل عربستان ندارند. اصولا من با اين چهارچوبها مخالف هستم. مسئله خواست خود مردم است.
اما ببينيد مسئله سراين است، كه متاسفانه اكثركشورهاى اسلامى غيردمكراتيك هستند ووقتيكه مردم به حكومت اعتراض ميكنند كه چرا دمكراسى را رعايت نمى كنيد وبه عقايد ما احترام نميگذاريد، حكومت فوراًجواب ميدهد كه دمكراسى با اسلام سازگارنيست! دمكراسى زايده فرهنگ غرب است واگرشما بخواهيد دمكرات باشيد، [ديگر] نميتوانيد مسلمان باشيد. بدين ترتيب مردم را دردوراهى قرارميدهند كه يا اسلام و يا دمكراسى را بايد قبول كنند. طبيعى است كه نتيجه اين سئوال هم مشخص است. زيرا اگر[افرادى] بگويند كه ما اسلام را نميخواهيم ودمكراسى را ميخواهيم، دراين صورت حكومت ميتواند آنان را بعنوان مرتد ازميان بردارد. بنابراين افراد دمكرات بايستى دنبال راه حل ديگرى بگردند وآن راه حل اينست كه [آنان] ثابت بكنند كه [ميان] اسلام ودمكراسى مخالفتى وجود ندارد، بلكه اين حكومتهاى كشورهاى غيردمكراتيك اسلامى هستند كه مخالف دمكراسى هستند. با اين ترتيب آنان هم مشروعيت اين حكومتهاى غيردمكراتيك اسلامى را ازبين ميبرند براى اينكه آنها ثابت ميكنند كه نمايندگان خدا نيستند وبرخلاف اصول اسلام تصميم ميگيرند وهم اينكه مردم بيشترى را به عرصه دمكراسى وآزاديخواهى ميكشند، زيرا مردم براى مبارزه با حكام زمينى راحت تر به ميدان ميآيند تا براى مخالفت با دين ابا واجدادى شان. اشتباهى كه روشنفكران ايرانى ميكردند اين است كه يكسره خط بطلان برروى مذهب ميكشيدند. من با اين نظريه نه مخالفم و نه موافق. براى اينكه هركس ميتواند نظريه خودش را داشته باشد. اين هم حرفى است بهرحال وآنهاهم حتما دلايلى دارند. اما اين حرف توى كتابخانه ها باقى ماند و نتيجه آن راهم ديديم كه نتوانست بين مردم نفوذ كند. براى اينكه مردم عادى دلشان ميخواست كه دين ابا واجدادى خودشان را داشته باشند وطرف كسانى كه به دين ابا واجدادى آنان فحاشى ميكردند، كمتررفتند.
اما من گفتم، شما بياييد اين قضيه را ازسوى ديگرشيشه نگاه كنند. بگويد كه هركس ميتواند دين خودش را داشته باشد واصلا مهم نيست. اما اينكارهايى كه حكومت هاى اسلامى بنام اسلام مى كنند، اسلام نيست واسلام ميتواند تفسيرهاى مختلفى داشته باشد. چراما بايستى حتماً تفسيرى را انتخاب كنيم كه ضد دمكراسى باشد؟ اسلام مانند هردينى ميتواند تفسيرها مختلفى داشته باشد. مگركوبا همانطوراداره ميشود كه چين اداره ميشود؟ مگر نه اينكه دراروپا يك كليسا براى همجنس بازان خطبه عقد ميخواند، درصورتيكه [يك] كليساى ديگرآنان را تكفيرميكند؟ درصورتيكه زيربناى همه اينها يك مذهب و ايده لوژى هستند. اسلام هم همينطور. اسلام ميتواند تفسيرهاى مختلفى داشته باشد. درعربستان سعودى زنان اجازه رانندگى ندارند، درصورتيكه دراندونزى كه ازمهمترين كشورهاى اسلامى است چرا كه دويست ميليون مسلمان درخود جاى داده است رئيس جمهورزن داريم. پس بنابراين موضوع برميگردد كه چه تفسيرى ازاسلام و اينكه حكومتها چگونه اسلام را تفسيرميكنند. متاسفانه وغالباً، حكومتها، اسلام را طورى تفسيرميكنند كه با دمكراسى همخوانى ندارد و ظلم خودشان را بنام اسلام به خورد مردم ميدهند. برخى ازروشنفكران ما هم دراين دام پا ميگذارند و يكسره روى مذهب مردمِ خط بطلان ميكشند. من نميگوييم كه تمام مردم جهان بايد مسلمان باشند، اما روشنفكران كشورهاى اسلامى اگرهم اعتقادى به مذهب نداشته باشند، بايستى به مذهبِ اكثريت مردم احترام بگذارند و راه حل را ازتوى دل آن مذهب بيرون دربياورند.
خوشبختانه اسلام چيزى است كه اين راه حل را باز گذاشته است. ببينيد ما وقتى به تاريخ اسلام نگاه ميكنيم، ميبينيم كه رسول خدا بعد ازاينكه مكه را فتح كرد، حكومت تشكيل داد. يعنى درواقع حضرت محمد دو وجه دارد: يك، پيامبر خداست، ودو، اولين حاكم بعد ازاسلام. [ايشان] بعنوان خليفه و حاكم با مردم بيعت كردند. بيعت كردن بمعناى رأى دادن است. حتى يهوديان ومسيحيانى كه درشبه جزيره عربستان زندگى ميكردند با حضرت بيعت كردند، درحالتى كه دين خودشان راحفظ كردند ونكته جالبتراينكه حضرت رسول گفت كه تنها بيعت مردان با من كافى نيست ومن ميخواهم با زنها نيزبيعت كنم. براى اينكه هرچند من پيامبرشما هستم وليكن حكومت ميكنم، يعنى بين شما قضاوت ميكنم وبرشما حكمفرمايى ميكنم وبه رأى همه شما احتياج دارم. چون به عرف آن زمان دست دادن زن و مرد جايز نبود، عرف وسنت زمان نمى پسنديد، [پس]حضرت گفتند يك طشت پرازآب بياورند ودست خود را درآن گذاشت وبه زنان گفت كه هركس كه ميخواهد با من بيعت كند، دست خود را درطشت آب فرو كند وزنان به آنصورت رأى دادند. يعنى حق رأى ازآنجا شروع شد. در ضمن به شما بگوييم كسانى هم بودند كه [با وى] بيعت هم نكردند وبازهم آزادانه زندگى ميكردند. نتيجتاً درچنين دينى ما چگونه ميتوانيم حرف افرادى را قبول كنيم كه ميگويند كه اسلام و دمكراسى با يكديگرهمخوانى ندارند و شما بايد يا اسلام را انتخاب كنيم يا دمكراسى را.
رضا رحيم پور: ولى خانم عبادى پس در اينصورت شما معتقد يد كه اسلام بايستى يك رفرم را از سر بگذاراند، چرا كه ما درهمين ايران خودمان مى بينيم كه مسلمانان سنى ما وديگراقليتهاى مذهبى همچو زرتشتيان، كليميها ومسيحيان حق ندارند رئيس جمهورشوند و يا انتخاب زنان ايرانى بعنوان قاضى وحتى رئيس جمهورى امكانپذير نيست. آيا شما فكر نميكنيد كه يك رفرم دراسلام ضرورى باشد؟
شيرين عبادى: ما مطلقا يك رفرم دراسلام را احتياج نداريم. من چند نكته تاريخى ازاسلام را براى شما گفتم. ما به رفرم دراسلام احتياج نداريم، بلكه رفرم درطرزتفكرمتوليان مذهب [را] احتياج داريم. يعنى ما درحقيقت به تفاسيرجديدى ازمذهب نيازمنديم كه متقضيات زمان را پاسخگو باشد و متقضيات اين زمان ما دمكراسى وحقوق بشراست. ضمناً آنچه كه شما بدان اشاره كرديد مربوط است به قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران وهمانطويكه گفتم اصلاً ارتباطى با اسلام ندارد. من با اين نكات قانون اساسى موافق نيستم، زيرا كه معتقدم كه ايران مال همه ايرانيهاست و همه مردم دنيا صرفنظرازجنسيت ومذهب باهم برابرند. امااگر[ما] اين مسئله راعوض بكنيم، اسمش رفرم دراسلام نيست، بلكه بازنگرى واصلاح قانون اساسى [جمهورى اسلامى] است.
رضا رحيم پور: خانم عبادى شما در مصاحبه اى با سرويس سياسى رفاه فرموديد كه اهميت كرامت انسان در اسلام بيشتر ازمنزلت آن در «اعلاميه حقوق بشر» است و درجاى ديگرى فرموده ايد كه قرآن كريم خيلى تكميل ترازحقوق بشراست. آيا ميشود شما دراين دوباب، يك مثال از قرآن مجيد بياوريد؟
شيرين عبادى: جملا ت زيادى ازمن درجاهاى مختلف نقل شده است كه دقيقاً حرف من نيست. اما اجازه بدهيد اين مسئله را به اين صورت بازبكنم. اعلاميه جهانى حقوق بشركه همه ما قبولش داريم و[بدان] معتقديم، استانداردى است بين المللى براى چگونه زيستن واختصاصى به مذهب خاصى ندارد. خاص غرب نيست ودرهمه جاى دنيا وبا هرمذهب وتمدنى قابليت اجرائى دارد. اين اعلاميه درسال ۱۹۴۸به تصويب رسيد واسلام مربوط است به پانزده قرن قبل! درپانزده قرن قبل، دنيا راجع به بشريت ورفتار با انسانها چگونه ميانديشيد؟ درپانزده قرن قبل آيا زنها حق رأى داشتند؟ من به شما گفتم حضرت رسول درمقام پيامبراززنان بيعت گرفت، يعنى اينكه به آنها حق رأى داد. البته درخودِ اسلام هم يك نكاتى هست كه با امروزوحقوق امروزهمخوانى ندارد. اين نكات احتياج به تفسير جديد دارد. ببينيد من مثالى ميزنم: ربا. ميگويند ربا دراسلام حرام است. خيلى خوب. اما سابقاً داد و ستد با جنس، طلا ونقره بود. شما احتياج داشتيد. مثلاً چهارمثقال طلا ازمن قرض ميگرفتيد كه رفع نيازتان را بكند. يا يك گونى برنج [قرض] ميگرفتيد. اسلام ميگوييد من حق ندارم ازاضطرار شما سوءاستفاده بكنم واگريك گونى برنج به شما داده ام، [پس] ازشما يك گونى ونيم طلب كنم. اين معناى رباست. اما اساساً درحال حاضر با توجه به [قوانين] بانكدارى وبا توجه به تورم موجود، ربا اساساً وموضوعاً منتفى وتغييركرده است. من اگرامروزبه شما صد هزارتومان بدهم و شما سال ديگراين صد هزار تومان را به من پس بدهيد، قدرت خريد من كاهش يافته است. درحقيقت يك گونى برنج تبديل به نصف گونى برنج شده است. پس اساساً موضوع عوض شده است. بسيارى ازمسائل هم به اينصورت است. يعنى ما بايستى روح اسلام را بگيريم وبا توجه به روح اسلام كه برمبناى عدالت دراجتماع وكرامت انسانى است، آنوقت آن قواعد را تفسيركنيم وآنوقت ميبينيد كه هيچ اشكالى براى اجراى ضوابط حقوق بشرودمكراسى نداريم. تكرارميكنم، اسلام با دمكراسى مخالف نيست. حكومتهاى اسلامى هستند كه با دمكراسى مخالفند.
رضا رحيم پور: خانم عبادى شما درجائى فرموده ايد كه ازانقلاب اسلامى درسال ۵۷ تا كنون وضعيت حقوق بشر درجمهورى اسلامى نسبت به قبل ازانقلاب بهبود يافته است واين چيزى بود كه تعجب بسيارى ازجمله من و دوستانم را برانگيخته است، كه چطورامكان دارد شما، سنگسارزنان و يا اعدامهاى هزار نفرى مرداد وشهريور۶۷ را با اعدامهاى بيژن جزنى وده تن ازرفقايش، مقايسه كنيد؟ هرچند كه هردوعمل ازنظرما از بيخ و ُبن محكوم هستند، ولى منظورم اين است كه بنظرمن وضعيت حقوق بشر درايران بدترازپيش هم شده است.
شيرين عبادى: ببينيد مثلى است معروف كه ميگويد «آنكه خواب است را ميتوان بيدارش كرد، ولى آن كه خودش را به خواب زده ديگرچاره ندارد.» بعضى ازما خودمان رابه خواب زده ايم. سخن من همانطوريكه عنوان كرديد، اين بود كه ازمن سئوال شد كه وضعيت حقوق بشر درايران درطول زمان چطور است. [من] گفتم به نسبت سالهاى اول انقلاب، سالهاى ۸۳ و ۸۴ وضعيت ما بهتر شده است و من الان هم همين را ميگوييم. شما يادتان رفته است كه درسالهاى۶۰ چه اتفاقاتى مى افتاد؟ يادتان رفته است كه در سالهاى ۵۸ چه تيرباران هائى ميشد؟ يادتان رفته است كه درسالهاى۶۲ چطورخانه هاى تيمى، يعنى مخالفان را به اسم خانه هاى تيمى، ميگرفتند؟ يادتان رفته است آن مسائلى كه اتفاق افتاد؟ شما يادتان رفته است كه چگونه وزارت اطلاعات مخالفان را ميكشد؟ خيلى خوب سالهاى ۸۳ و۸۴ نسبت به سالهاى قبل بهتراست. اما درهمان مصاحبه اين جمله اضافه شده كه شما بايد دقت كنيد. اين دليل نيست كه وضعيت حقوق بشرما كامل است. ما هنوزمشكلات زيادى داريم كه بايد حل بشود. هركس معتقد است كه سالهاى حقوق بشردرسالهاى ۸۳ و۸۴ ازسالهاى ۱۳۶۱ و۱۳۶۲ بدتراست، بايستى درقضاوتش كمى شك كرد!
رضا رحيم پور: خانم عبادى، پرسش من ديگردررابطه با كاريكاتورهاى بنياد گذاردين اسلام، محمد، است كه شما نيزدرجلسه ديروزهم آنرا مطرح كرديد. مسئله اى كه برايم بسيارمهم است اينكه شما ميفرماييد كه بايستى به اديان ديگر احترام گذاشت، كه بى شك بايد اينكاررا كرد، ولى با ديگرايدئولوژيها چه؟ براى نمونه، خوب افرادى هستند كه حتماً ازكاريكاتورهاى كارل ماركس و لنين ناراحت ميشوند، دراينصورت نمى شود هرگروهى بيايد وبگويد ما ازكاريكاتوركشيده شدن رهبرمان ناراحت ميشويم، پس بنابراين ما بايستى ازانتقاد و كرتيك از آنان صرف نظر كنيم؟
شيرين عبادى: من درابتدا بگوييم كه بيست سال است كه براى آزادى بيان مبارزه ميكنم و معتقد م كه هيچ چيزى نبايد جلوى خلاقيت يك هنرمند را بگيرد. اما موضوع كاريكاتورچيزديگرى است. در شرايطى كه مسلمانان دراروپا اينچنين مورد تهاجم وبى حرمتى قرا گرفته اند. يعنى مسلمانانى كه از ظلم حكومتهاى اسلامى فراركرده اند وآمده اند اروپا، مورد قبول اروپائيان قرارنگرفته اند و اينچنين طرد شده اند وبه گوشه بى پناهى پناه برده اند. دراين شرايط يك روزنامه، كاريكاتور حضرت محمد را به مسابقه ميگذارد. اين ديگرخلاقيت هنرى نيست ومسلمانان ازاين مسئله عصبى ميشوند. اگراين روزنامه مذاهب ديگرالهى همطرازاسلام رابه مسابقه ميگذاشت، بنابراين مسلمانان حق نداشتند عصبانى بشونند. براى اينكه درهمان صفحه كه كاريكاتور پيامبراسلام هست و درهمان قطع بايستى كاريكاتورهاى مسيح، موسى وبودا، يعنى چهار دين بزرگ، كشيده بشود وآنوقت به مسلمانان بگويند كه منظورازاين مسابقه توهين به شما نبوده است. منظورازاين مسابقه، يك برداشت كلى مردم ازمذاهب بوده است. ولى سياست اين روزنامه بگونه اى بود كه دراين شرايط حساس كنونى كه مسلمانان اروپا، مثل يهودان قبل ازجنگ جهانى دوم اينچنين مورد ستم قرارگرفته اند، سياست درستى نيست و به همين مبنا درهمان جلسه گفتم وآلان هم تكرارميكنم كه روزنامه مذكور، به مناسبت سياست غلطى كه دارد بايد ازمسلمانان جهان عذرخواهى كند واين ارتباطى با خلاقيت هنرى ندارد.
برهمين مبنا اگريك روزنامه بيايد وكاريكاتوركارل ماركس را به مسابقه بگذارد وبگويد كه بيايد فقط درباره كارل ماركس كاريكاتوربكشيد، آنموقع خيلى طبيعى است كه كسانى كه به اين آدم علاقه دارند، ممكن است برنجاند كه چرا فقط وى را به مسابقه گذاشته ايد. براى اينكه اين مسئله پيش نيايد مثلاً درمقابلش كاريكاتورعمو سام راهم ميبايستى به مسابقه بگذارند. يعنى بگويند كه مسابقه اى هست كه كاريكاتورعمو سام و ماركس را بكشيد. خوب دراينصورت نه اين ور ناراحت ميشود نه آن ور. يا حتى عكس آن. مثلا شماً يك مسابقه بگذاريد وبه مردم بگوييد كه كاريكاتورعمو سام را به تنهايى بكشيد. خوب يك آمريكايى ممكن است بگوييد كه به چه مناسبت فقط ما؟! اين است كه من به خلاقيتهاى هنرى ارزش ميگذارم، ولى سياست[اين] روزنامه كاملاً غلط بوده است.
رضا رحيم پور: خانم عبادى، متاسفانه وقت بسيارى باقى نمانده است ومن اين بحث را در اينجا به پايان ميبرم. حال ازشما سه پرسش دارم. يك پرسش از گذشته، يكى از آينده ويك پرسش پايانى از زمان حال.
پرسش نخست من درباره گذشته اين است كه بسيارى ازايرانيان معتقدهستند كه اگرايرانيان در زمستان ،۵۷ بقول معروف روى دكتر شاهپور بختيار سرمايه گذارى ميكردند و دنبال راه او مى بودند، شايد ايران ما بسيار، بسيارجلوترازايران كنونى ميبود. يعنى بدين شكل مردم ايران ميتوانستند اين تجربه انقلاب اسلامى را ميان ُبربزنند. نظر شما در اينمورد چيست؟
شيرين عبادى: ببينيد شما نميتوانيد جاى مردم ايران تصميم بگيريد. مردم آن زمان تصميم گرفتند. بنابراين من حق ندارم بگوييم كه مردم نبايد وحق نداشتند چنين تصميمى بگيرند. اميدوارم كه اين مسئله را همه ما مردم ياد بگيريم كه حق نداريم جاى مردم تصميم بگيريم وحرف بزنيم. من خودم به شخصه معتقد به بختيار نبودم، زيرا كه بختيارنخست وزيرشاه بود واگرقراربود بختيار، بختيار باقى بماند، باز[او] نخست وزير شاه بود وبعد به محض اينكه اوضاع آرام ميشد، مجدداً شاه برميگشت وهمان اش بود وهمان كاسه.
رضا رحيم پور: پرسش دوم درباره آينده: خانم عبادى، نسبت به آينده ايران درپنج، ده سال آتى، خوشبين هستيد يا بدبين؟
شيرين عبادى: من به شما بگويم كه من بارها اعلام كرده ام كه من نه رهبراپوزيسيون هستم ونه ليدرحزب ونه سياستمدار. من يك وكيلى هستم كه عمرش را درراه حقوق بشرصرف كرده است. بنابراين پيش بينى وتجزيه وتحليل وقايع سياسى در آينده جزء تخصص من نيست. اما بعنوان يك شهروند ايرانى به شما بگوييم كه اين مسئله به موضوعات متعددى ارتباط دارد. يعنى عوامل چند باعث تغييرخواهد شد، ازجمله مسائل بين المللى. آلان ديگرهيچ كشورى نميتواند ديوارى دور خودش بكشد وبگويد كه من بى اعتنا نسبت به افكار بين المللى و يا بى اعتنا به سازمان ملل متحد خواهم بود. وضعيت عراق و افغانستان و خيلى ازمسائل ديگردرآينده بر[روى] ايران موثرخواهد بود. چون عوامل متغييرزياد است، [پس] پيش بينى آينده هم دقيقاً ممكن نيست. اما من به عنوان يك فعال حقوق بشربه آينده خوش بين هستم. يعنى مجبورم كه خوش بين باشم، زيرا روزى كه اميد خودم را از دست بدهم ديگر نميتوانم فعاليت بكنم. آيا شما دونده اى را سراغ داريد كه با علم به اينكه حتماً بازنده ميشود، وارد يك مسابقه دوشده باشد؟ وضعيت ما هم به همين صورت ميباشد. ما بايد اميدوار باشيم وبايد تلاش خودمان را براى ساختن ايرانى بهترانجام بدهيم.
رضا رحيم پور: پرسش پايانى من دررابطه با تضاد موجود درنظام كنونى ايران ميباشد. بسيارى، از لحاظ قانونى در نظام جمهورى اسلامى يك نوع تضاد ميبينند. چرا كه اگرشما «جمهورى اسلامى» را كلمه به كلمه تفسيركنيد، ميبينيد كه خودِِ كلمه نخست آن، جمهوريت، بمعناى حكومت مردم بر مردم است ولى كلمه دوم، اسلام، يعنى يك نوع حكومت خليفه اى با يك ايده لوژى مشخص شده ازپيش. بسيارى ازصاحبنظران نيز كه آينده ايران پيش بينى ميكنند، براين اعتقادند كه بالاخره اين تضاد با پيروزى يكى ازاين دو برديگرى بپايان خواهد رسيد. نظر شما در اين باره چيست؟
شيرين عبادى: من فكرميكنم كه معناى درست حكومت جمهورى اسلامى، حكومت جمهورى «مردم مسلمان» است ومن قبلاً به تفسيرتوضيح دادم كه اسلام با دمكراسى مغايرت ندارد. بنابراين وقتى ما ميگوييم حكومت جمهورى اسلامى، ازديد من بايد اينطو تفسير بشود كه حكومت جمهورى، حكومت دمكراسى در كشورى كه مردم آن مسلمان هستند. اكثريتى كه [دراين كشورها] به قدرت ميرسند حق ندارند كه هرگونه كه ميخواهند عمل كنند. حق ندارند كه حقوق اقليتها را ناديده بگيرند و به زنان ستم روا دارند. بنابراين وقتى ميگوييم جمهورى مردم مسلمان، فراموش نكنيم كه چارچوب دمكراسى وضوابط حقوق بشراست. يعنى دريك جامعه اى كه اكثريت آن مسلمان هستند، طبيعى است كه قوانين هم ازايمان مردم نشئت ميگيرد. به عنوان مثال اگردريك جامعه لائيك مثل فرانسه، لخت رفتن به پلاژ يك امرطبيعى وقانونى باشد، طبيعى است كه دريك جامعه اى كه اكثريت [آن] مسلمان هستند، اين مسئله را نمى پسندند. اما اكثريت مسلمانى كه به قدرت رسيدند، حق ندارند مجازات سنگساريا قطع دست را تصويب برسانند، چرا كه اينها مغايربا حقوق بشرهستند. پس به عنوان خلاصه بگوييم: قوانين دركشورى كه اكثريت آن مسلمان است، نشئت گرفته ازايمان مردم است، اما الزاماً نبايستى باهمان ايمان همخوانى داشته باشد. اين همخوانى بايد با ضوابط حقوق بشر باشد و بس.
رضا رحيم پور: خانم عبادى ازسوى انجمن قلم دانمارك يك دنيا از شما سپاسگزارى ميكنم كه قدم رنجه كرده و اين سه روز را مهمان ما دردانمارك بوديد. به اميد ديدارمجدد با شما.
شيرين عبادى: خيلى ممنونم. خوشحالم كه دربين اعضاى پن (PEN)، يعنى بين اعضاى خانواده ِخودم بودم. نويسندگان درهرجاى دنيا كه باشند، خانواده واحدى هستند. ازاينكه تعداد جديدى ازافراد خانواده ام را ديدم مسرورم. ازمهمان نوازى مردم مهربان دانمارك سپاسگزارم. وممنون ازشما.
رضا رحيم پور: سپاسگزارم خا نم عبادى.
-------------
خانم شيرين عبادى به مدت سه روز (از پنجم تا هفتم نوامبر ۲۰۰۵) مهمان رسمى «انجمن قلم دانمارك» بودند. رضا رحيم پور خبرنگارآزاد، نويسنده وازسال ۱۹۹۷عضوانجمن قلم دانمارك ميباشد. اين مصاحبه اختصاصى با خانم شيرين عبادى دركپنهاگ و به تاريخ ۷ نوامبر۲۰۰۵ انجام شده است.