Nimrooz
Vol.18, No. 973, March 14, 2008
سال هيجدهم - شماره ۹۷۳ - جمعه ۲۴ اسفند ۱۳۸۶
از: بهرام معصومى
چنان كن كه هر روز، نوروزباد
004074.jpg
معصومى
نوروز، اين نماد همبستگى ملى ايرانيان كه با شوقى وصف ناپذير به پيشباز آن مى رويم، جشن مهربانى و تحكيم پيوندها بوده و مهمترين جشن ايرانيان است. اين جشن كه با شگفتن شكوفه هاى بهارى و نوزائى طبيعت همراه است، از توفان رويدادهاى ضد ايرانى و خصمانه بسيارى گذر نموده و در طى قرون و اعصار يكى از نشانه هاى مليت و افتخار ايرانيان به شمار مى رود. نوروز همچنان روز ملى و ميهنى همه مردمى است كه از كوه هاى پامير و بدخشان تا انتهاى كوه هاى كردستان سوريه و از قفقاز تا رود سند و منطقه خليج فارس سكونت دارند.
اين پيام آور نو شدگى سال نه تنها از برجسته ترين و با شكوهترين يادگار نياكان ما ايرانيان است، بلكه يكى از كهن ترين جشن هاى جهان نيز به شمار مى رود.
در مورد پيدايش اين جشن خجسته، افسانه ها و روايت هاى بسيار رواج دارد. گروهى از پژوهشگران و تاريخ نگاران بر اين باورند كه جشن نوروز را جمشيد بنيان نهاده است. وى در داستان هاى ملى ايران يكى از بزرگترين پادشاهان سلسله پيشداديان، جانشين تهمورس، مخترع برخى ابزار و آلات جنگى، بانى شهر استخر است.
گويند شراب در زمان او تصادفى كشف شده است. فارس را كه بر طبق روايات ايرانى پايتخت جمشيد داستانى بود، تخت جمشيد، تختگاه سليمان و پادشاهان فارس را قائم مقام سليمان و وارث ملك سليمان و حتى آرامگاه كورش بزرگ را مشهد مادر سليمان ناميدند. جام كيخسرو و يا جام جهان نما را كه ظاهراً به سبب مزيد شهرت جمشيد، جام جم خوانده اند، در ادبيات فارسى گاه به سليمان نسبت داده اند و انگشترى مشهور سليمان را نيز از آن جم مى دانند. تازيان جمشيد را «منو شلخ» مى گويند. او در آغاز يمه (جم) يعنى سلطان و پادشاه بزرگ نام داشت. در اثر ارزشمند «برهان قاطع» كه به كوشش شادروان دكتر محمد معين تدوين گرديده است، اين چنين مى خوانيم: سبب جمشيد گفتنى آن شد كه او سير عالم مى كرد، چون به آذربايجان رسيد، روزى بود كه آفتاب به نقطه اول حمل آمده بود، فرمود كه تخت مرصعى را در جاى بلند گذاشتند و تاج مرصعى بر سر نهاد. بر آن تخت نشست، چون آفتاب طلوع كرد، شعاع و پرتو آفتاب بر آن تاج و تخت افتاد، شعاعى در غايت روشنى پديد آمد و چون به پهلوى «شعاع» راشيد مى گويند، اين لفظ را بر «جم» افزوده و وى را جشميد يعنى پادشاه روشن گفتند و در آن روز جشنى عظيم كردند و آن روز را نوروز نام نهادند.
جمشيد در اوستا، كتاب مقدس زرتشتيان «يئيم خشئت» آمده است. در بندهاى ۳۳ و ۴۰ زامياديشت در سخن از داستان جمشيد چنين آمده است:
«در هنگام پادشاهى جمشيد نه سرما بود و نه گرما، نه پيرى بود و نه مرگ و نه رشگ ديو آفريده. اين چنين بود پيش از آن كه او دروغ گويد و به گفتار نادرست پردازند.»
جشن در اوستا به معنى ستايش است و امروزه به معنى عيد و عيش و كامرانى و مجلس نشاط و مهمانى است. در نزد زرتشتيان در طول سال، جشن هاى زيادى برگزار مى شود. ايرانيان باستان بر پايه آموزش هاى پيامبر خود «اشوزرتشت» بر اين باور بودند كه شادى از جلوه هاى نيك اهورائى و همساز با زندگى است و پيوسته بر آن بودند كه اندوه و سوگوارى را از خود دور سازند. تقريباً در هر ماهى چندين جشن ديده مى شود. براى نمونه در نخستين ماه فروردين (فروشى) سواى جشن نوروز، جشن هاى زادروز اشوزرتشت (ششم فروردين ماه)، مراسم نيايشگاه هريشت، مراسم سيزده نوروز و جشن فروردين گاه ارج و گرامى داشته مى شود. آئين هاى برگزارى اين رويداد مهم سال خوشبختانه در عصر حاضر نيز با هزاره ها قبل تفاوت چشمگيرى نكرده و به همين دليل عامل وحدت بخش فرهنگى ساكنان ايران زمين به شمار مى رود. وجه تسميه نوروز و هدف هاى آن و نيز وقايعى كه در طول قرون و اعصار در اين روز روى داده است، همگى در خور توجه و اهميت فراوان است. ترويج و اشاعه آموزش هاى اشوزرتشت به نوروز جنبه معنوى ترى بخشيد، زيرا زرتشت بر كردار، گفتار و پندار نيك تأكيدى فراوان داشت و هر عمل خلاف عدالت را نفى مى نمود و تحولات تاريخ را نتيجه كشمكش پليدى و نيكى مى دانست كه سرانجام با شكست قطعى پليدى، آرامش، صفا، شادى و صميميت و عدالت براى جهانيان تأمين خواهد شد. نوروز فرصت خوبى براى زدودن افكار پليد و زشت، پايان دشمنى و كدورت از طريق تجديد ديدارها و نيز شاد نمودن دوستان، آشنايان و بستگان به ويژه سالمندان و بيماران و مبادله هديه است. نوروز با آئين هاى ويژه اى همراه است كه هر يك زيبائى خاص خود را دارند و مى توان از خريدهاى نوروزى، سبزه كاشتن، چهارشنبه سورى، مراسم تحويل سال، سفره هفت سين، ديد و بازديدهاى نوروزى، سيزده بدر و... نام برد. پيش از تحويل سال نو بايد سفره نوروزى آماده گردد. سبزه از اشيائى است كه وجودش در سفره هفت سين ضرورت دارد. زرتشتيان يزد به سبزه «ششه» مى گويند دليل سبز كردن نوعى غلّه در منازل به هنگام نوروز آن است كه جان گرفتن دانه ها و رويش گياهان را در اين جشن و تازه شدن زندگى را در بهار تداعى مى نمايد.
معمولاً حدود دو هفته قبل از تحويل سال به سبز نمودن سبزه مبادرت مى كنند. دانه هائى مانند گندم، عدس، تره تيزك (شاهى) و... را يك شبانه روز در آب مى خيسانند و سپس آنها را در ظروف مناسب و معمولاً به تعداد سه عدد و در جاى گرمى قرار مى دهند، تا جوانه بزند.
در زمان تحويل سال (پنجشنبه ۲۰/۳/۲۰۰۸) ميلادى برابر با ازار ۱۳۸۷ خورشيدى (۳۷۴۶ زرتشتى)، همه اعضاى خانواده گردهم آمده و در كنار خوان نوروزى ساعتى قبل از موعد مقرر مى نشينند. شمع هاى شمعدان ها و يا چراغ هاى روى خوان نوروزى را روشن نموده و همه چشم به آب و ظرف ماهى قرمز كوچولو دوخته و گوش به اعلام ساعت و دقيقه و ثانيه تحويل سال از طريق رسانه هاى همگانى صوتى مى باشند. در ميان زرتشتيان رسم است كه پس از تحويل سال، بزرگ خانواده از پاى خوان نوروزى برمى خيزد و به هر يك از اعضاى خانواده برابر سنت گذشته سه دانه شيرينى يا سه عدد ميوه خشك و يا سه سكه همراه سه برگ سبز داده و نوروز را به آنها شادباش مى گويد و سپس همگى به طور ايستاده سطورى از كتاب مقدس اوستا را خوانده و از خداوند بزرگ براى همه زندگى طولانى و تندرستى و شادكامى و روزى فراخ آرزو مى كنند.
در خوان نوروزى، سفره هفت سين كه از سمنو، سكه، سركه، سير، سنجد، سماق و سيب تشكيل شده است، جاى ويژه اى را به خود اختصاص مى دهد. عدد هفت يكى از اعداد مقدس در باور ايرانيان باستان است، كه اهورامزدا و شش فروزه امشاسپندان را يادآورى مى كند. هفت سين در مراسم نوروزى به روايت هاى گوناگون به وجود آمده است. گروهى از پژوهندگان از جمله دانشمند فرزانه بهرام فره وشى بر اين باور است كه در زمان ساسانيان، بشقاب هاى منقوش بسيار زيبائى را از سرزمين چين به ايران مى آوردند كه به تدريج به نام اين سرزمين «چينى» نام گرفته اند و واژه چينى بعدها به «سينى» تبديل شده است. در جشن نوروز آن زمان، ميوه ها و شيرينى ها و خوراكى هاى ديگر را در هفت عدد از اين سينى ها مى چيدند و بر سر سفره نوروزى مى نهادند و آن را هفت چينى يا هفت سينى مى گفتند كه بعدها در طول زمان به هفت سين تبديل شده است. گروهى ديگر را عقيده بر آن است كه در زمان هاى پيش هفت شين بر سر سفره مى گذاشتند، مانند شراب، شير، شكر، شيرينى، شهد، شمع و شمشاد، كه اين نيز به دلائلى كه از هجوم تازيان و دشمنى تازى پرستان نشأت گرفته، تغيير نموده است.
از نخستين روز آغاز نوروز تا روز دوازدهم فروردين ماه را اكثر مردم به رفت و آمد به منازل بزرگان، آشنايان، دوستان و اقوام و شادباش گوئى اختصاص مى دهند. اين سنت پسنديده از زمان هاى بسيار دور در ميان گروه ها، قشرها و طبقات مختلف اجتماعى در شهر و روستا مرسوم بوده است. پولاك در توصيف ديد و بازديد عيد در دوره قاجار مى نويسد:
«... جشنى كه با نوروز آغاز مى گردد، تا سيزدهم دوام مى آورد.»
در طول اين روز تقريباً همه كسب و كارها تعطيل است و مردم از زن و مرد و پير و جوان به تفريح مى پردازند. در شهرها و دهات افرادى كه پايه و شأن اجتماعى بالائى در جامعه دارند، روزى را در خانه مى مانند و يا به اصطلاح مى نشينند، تا ديگران براى عيد مباركى به ديدنشان بروند. در اين ديد و بازديدها مردم به همه دست مى دهند و اغلب روى هم را مى بوسند و به هم عيد مباركى مى گويند. كودكان و نوجوانان نيز بعد از تحويل سال به ديدن اقوام به ويژه پدر و مادربزرگ ها رفته و معمولاً هديه اى نيز كه بيشتر به صورت پول نقد (اسكناس) است، دريافت مى دارند.
همانطور كه قبلاً متذكر شديم، از پيدائى اين جشن زيبا و باشكوه اطلاعات دقيقى در دست نيست. فقط مى دانيم كه كوروش كه از مادر، ماد و از پدر فارس بود، نخستين حكمرانى بود كه به نوروز جنبه رسمى داد و از سال ۵۳۶ پيش از ميلاد دستورالعملى براى آن تدوين نمود، كه شامل ترفيع نظاميان، ابلاغ انتصابات تازه، سان ديدن از سربازان، عفو مجرمين پشيمان، ايجاد فضاى سبز و پاك سازى محيط زيست از منازل شخصى گرفته تا اماكن بود. چند سال پيش از آن، كوروش پس از تصرف بابل، نوروز را در آنجا جشن گرفته بود و به اين سبب برخى از مورخان زمان اعلام رسمى و عمومى شدن نوروز را به عنوان عيد ملى به سال ۵۲۸ قبل از ميلاد نوشته اند.
بابل در ۲۹ اكتبر سال ۵۲۹ پيش از ميلاد به تصرف ايران درآمد. در دوران هخامنشيان يازده روز اول فروردين ويژه انجام مراسم نوروز بود. سران دولت هخامنشى در آداب و رسوم و قوانين سرزمين هاى غير آريائى نشين كمتر مداخله مى كردند، ولى در مصر كه بيش از يك قرن يكى از ايالات ايران به شمار مى رفت، آئين هاى نوروزى رواج داشت و با اعزام سفير به حبشه (اتيوپى) از شاه انتخابى اين كشور خواسته بودند كه نوروز را به رسميت بشناسد و برگزار نمايد. آلودن محيط زيست را منع و براى دروغ گفتن و سوءنيت مجازات در نظر بگيرد. داريوش كه در گسترش آئين هاى نوروزى در ميان متصرفات غير آريائى ايران سعى فراوان داشت، در مراسم نوروز ۵۱۵ قبل از ميلاد تصميم خود را در زمينه ايجاد سنگ نبشته بيستون، حاوى آرزوها، اندرزها و شرح قلمرو ايران اعلام نمود كه مورخان با توجه به اين سنگ نبشته گفته اند كه ايران تنها كشور جهان است كه سند مالكيت دارد. بزرگترين آرزوى داريوش در اين كتيبه آن است كه خداوند ايران را از آفت، دروغ و خشكسالى مصون سازد.
پس از تكميل ساختمان عظيم و زيباى تخت جمشيد در پارس و گشايش آن، آئين هاى رسمى نوروز، باشكوه بى مانندى در آنجا برگزار مى شد. مراسم نخستين نوروز در تخت جمشيد دو هفته به درازا مى كشيد. مردم عادى در تالار صد ستون و سران ايالات و مقامات تراز اول در تالارهاى ديگر كاخ حضور مى يافتند.
كار ساختن تخت جمشيد كه يونانى ها آن را پرسپوليس به معنى شهر پارس خوانده اند، ۵۱ سال طول كشيد. كاخ سلطنتى بيستون نيز شاهد برگزارى جشن نوروز بوده است، در دوران نسبتاً طولانى انوشيروان ساسانى تماس مستقيم مردم با شاه افزايش يافت و شاه شخصاً به برخى شكايات رسيدگى مى كرد و در مراسم نوروزى كاخ سلطنتى عده بيشترى از مردم عادى شركت مى نمودند. به همين سبب انوشيروان در سال ۵۴۹ ميلادى پس از برگزارى مراسم نوروز، دستور ساختن تالار بزرگى را به ضميمه كاخ سلطنتى تيسفون كه از دجله فاصله زيادى نداشت، صادر نمود. تالار و ساختمان صفه آن در نهم ماه مارس ۵۵۱ ميلادى آماده بهره بردارى شده است.
در جنگ مدائن در خلافت عمر كه اين كاخ به دست اعراب افتاد، خزائن گرانبهاى آن از جمله فرش معروف بهارستان به دست آنان تاراج شد. نوشته اند كه به هر يك از ۶۰ هزار تن پابرهنه تازى دوازده درهم كه در آن زمان پول زيادى بود، رسيده است. ايوان كسرى (خسرو) از بناهاى مشهور آنجاست، خرابه هاى تيسفون در ۳۲ كيلومترى جنوب شرقى بغداد واقع است. در زمان منصور خليفه عباسى با تخريب كاخ سلطنتى و عمارت بزرگ تيسفون مصالح لازم را براى تكميل عمارتى در شهر بغداد، منتقل نمودند. با وجود اين، بقاياى تالار انوشيروان كه به طاق كسرى و ايوان مدائن مشهور شده است، همچنان باقى و پايدار مانده و از آثار تاريخى مهم جهان است.
هشتصد سال پيش، خاقانى سخن سراى بزرگ پارسى به زيارت طاق كسرى، بازمانده خاموش قرن ها شكوه و بزرگى شتافت و از اين زيارت، ارمغانى همراه آورد كه در ادب پارسى ارزشى همچون بهارستان تيسفون و ابديتى چون طاق كسرى دارد و شگفت آور است كه هشت قرن پس از آفرينش اين شاهكار، شرائط روزگار جهان به ويژه آنچه امروزه در ميهن مقدسمان مى گذرد، گوئى كه سخنور نامى ما مى توانست امروزه نيز همان گويد كه هشتصد سال پيش آن را سروده است، كه سه بيت نخستين آن چنين است:
هان اى دل عبرت بين، از ديده نظر كن هان
ايوان مدائن را، آئينه عبرت دان
يك ره به ره دجله، منزل به مدائن كن
وز ديده دوم دجله، بر خاك مدائن ران
از آتش حسرت بين بريان جگر دجله
خود آب شنيدستى، كآتش كندش بريان
پيرامون جشن نوروز و مراسم آن نه تنها شعرا و نويسندگان عصر سامانيان و غزنويان مطالب بسيار گفته و نوشته اند، بلكه در آثار شعرا تا عصر حاضر نيز اشاراتى به اين عيد و مراسم آن شده است، دكتر اميرجاهد در بهمن ماه ۳۷۳۴ زرتشتى سروده اى به يادگار گذاشته است كه ذيلاً با هم مى خوانيم:

نيايش نوروزى
خدايا به نام تو امروز را
سپاس آورم بخت پيروز را
بيارايم آئين نوروز را
*
خدايا كه تنها توانا توئى
كه داناى پنهان و پيدا توئى
كه بخشنده زشت و زيبا توئى
*
خدايا مرا بخش پندار نيك
روان خردمند و گفتار نيك
توان برومند و كردار نيك
*
مرا بخش از فرّه ايزدى
بزرگى و فرزانگى و ردى
همه زندگى شادى و بخردى
*
مرا بخش انديشه بارور
به تن تندرستى به دستان هنر
به دل مهربانى به گنجينه زر
*
به بخت و به بينش بدارم بلند
به كار و به كوشش دلير و نوند
به اورنگ نامى به نام ارجمند
*
در اين گردش سال هنگام نيك
بدين سال نو بخش فرجام نيك
به آغاز نيك و به انجام نيك
*
چنان كن كه هر روز، نوروز باد
كه فردا نكوتر ز ديروز باد
كه همواره نوروز پيروز باد
***
پس از آنچه امروزه به اصطلاح انقلاب اسلامى نام گرفته است، نوروز و آئين هاى زيباى آن همواره با دشمنى هاى كوردلان و تازى پرستان روبرو بوده و اگر همچنان زنده و جاودان است، مديون زنان و مردان شجاع و دلاورى است كه در راستاى پاسدارى از هويت و تاريخ پر افتخار ايران زمين كوچكترين اغماضى ننمودند.
در نخستين نوروز پس از استقرار رژيم ترور و وحشت كه گلوله باران نمودن ميهن پرستان و ايراندوستان لحظه اى آرام نداشت، عمله ها و مزدوران نظام فقاهتى تلاش بسيار كردند كه با تبليغات مزورانه و تازى پسند در رسانه هاى گروهى با تأكيد فزاينده بر اعياد غير ايرانى كه فقط حكام و مشايخ بعضى از كشورهاى عربى را خوش مى آمد، با نوروز و آئين هاى آن به عنوان يك پديده ايرانى مقابله نمايند، كه خوشبختانه اين خواسته نيز همانطور كه بارها با شكستى خفت بار مواجه گرديده بود، روبرو شد. آنهائى كه آن سال و سال هاى ديگر دوران سياه و نكبت بار اين نظام پوسيده قرون وسطائى را به ياد دارند، به چشم خود ديده كه چگونه نقشه هاى پليد اين تازى پرستان نقش بر آب شده و مردمى كه تا آن روز هرگز در مراسمى مانند چهارشنبه سورى و يا سيزده بدر شركت ننموده بودند، دست از بى تفاوتى كشيده و با ذوق و شوقى بى نظير و تلاشى گسترده با برگزارى هر چه باشكوهتر اين مراسم كه ملاها و آخوندهاى متحجر و تازى پرست آن را آداب و سنن زرتشتى و گبرى مى نامند، به ياوه سرائى هاى آنان كه در اصل دشمنان ملت و مليت ايرانى هستند، پاسخ دندانشكنى دادند.
حال بيائيم هر چه باشكوهتر اين جشن ملى و ميهنى خود را ارج و گرامى بداريم و نگذاريم كه اين يادگار گرانبهاى اجدادمان به دست فراموشى سپرده شود. ايمان راسخ داريم كه تا ايران و ايرانى هست، نوروز و آئين هاى پسنديده و مردمى آن نيز جاودان هستند در اين فرصت فرا رسيدن نوروز جمشيدى را به همه كسانى كه نوروز را ارج مى نهند و آئين هاى آن را گرامى مى دارند، به ويژه خوانندگان گرانمايه نيمروز شادباش مى گوئيم و اميدواريم كه به زودى اين جشن هاى ملى و ميهنى را در كشور عزيزمان و در كنار خانواده جشن بگيريم.
هر روزتان نوروز
نوروزتان پيروز

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
جدول
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
يك زندگى
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
افغانستان
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
علمى
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   جدول   •   طنز   • 
•   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   يك زندگى   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   • 
•   بازتاب   •   جهان   •   افغانستان   •   تاريخ   •   شعر   •   خاطرات   • 
•   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   •   علمى   •   فال هفته   •   از رسانه ها   • 
•   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •