Nimrooz
Vol.18, No. 973, March 14, 2008
سال هيجدهم - شماره ۹۷۳ - جمعه ۲۴ اسفند ۱۳۸۶
دكتر كاظم وديعى
حركتى تازه در اپوزيسيون درونمرزى
003834.jpg
وديعى
آن باد فتنه كه خاورميانه را روبيد حاصل انقلابى بود بى ثمر و به قولى «ربوده» و نيز بازتاب اشغالى بود بى دليل و ماجراجويانه كه اشغالگر هم در ازاى آن بسوخت و تروريسم را دامن زد و دود آن به چشم جهانيان رفت و كيست كه امروز از اين ها همه مشغله اى ذهنى نداشته باشد؟

كوربينى در غرب:
-غرب، شرق را نمى شناخت و به عادت بر فرهنگ سياسى جهان اسلام مى تاخت، غرب خاورميانه را ميدان ذخاير نفتى مى ديد، نه مركز تجمعات انسانى با گذشته اى غنى در تاريخ تمدن و در تاريخ صرفاً سياسى و به غير از نفت شيفتگى به كاوش هاى باستانشناسى غرب را به خاورميانه راغب كرد ولى اين رغبت به كاوش هاى علمى كه مى توانست چشم غرب را به ريشه هاى فرهنگ و تمدن خاورميانه باز كند كارش به عتيقه بازى كشيد كه در دست گروه هائى خاص افتاد و سدّ و مانعى شد سر راه شرقشناسى زيرا قاچاق اشياء عتيقه وسعت بسيار گرفت و بگذريم كه بعضى موزه ها شريك دزد و رفيق قافله اند.

زخم عميق:
-اما اشغال عراق نقطه عطفى است در روابط شرق و غرب كه مبارزه با تروريسم هم نتوانست كراهت سياسى آن را بپوشاند. آن زخم عميق كه خاورميانه از استعمار برداشت با اين اشغال، عميق شد و مردم كشورهاى اسلامى دريافتند كه خانه و لانه و وطن آنها از چنگ آن گرگ هاى سبع كه امپراطورى هاى غربى را جهانى اعلام مى كردند و مى گفتند در پهنه تسلط اين امپراطورى خورشيد غروب نمى كند رها شده اند، پس برايشان تسلط روسيه يا چين يا آمريكا يكى شد و اين شد كه هيچ نهضت مقاومت بعدى واقعى پا نگرفت و در ايران ديديم كه «كله پز برخاست و سگ جايش نشست» كه ورد زبان مردم تهران است در قبال رفتن و جا خالى دادن غربى ها و آمدن و جاگيرى كردن هاى روسيه و چين و ديگران.
پس اگر امروز الجزيره قرارداد حسن روابط را با فرانسه امضاء نمى كند و درخواست «پوزش» فرانسه را دارد به خاطر آن دو قرن اشغال و استعمار است و اين امرى است طبيعى و جزئى است يا مثالى است بر روحيات مردم سرزمين هاى اسلامى.
و اگر افغانستانى ها به طعنه مى گويند: «غربى ها ساعت دارند و ما وقت» اين حرفى است پر معنا و يادآور تجاوز انگليس ها و روس هاست در گذشته و با همه اشتباهى كه طالبان ها در كار خود دارند وقتى حضور چهل هزار سپاه بيگانه را به ياد آوريم اشتباه طالبان ها توجيه مى شود. يك بار براى هميشه بايد كراهت و زيان اشغال سرزمين ديگرى مفهوم غربيان گردد. زيرا به بهانه همين اشغال است كه آقاى احمدى نژاد مى گويد: «اين ابلهانه است كه آنها كه قشونى ۱۶۰۰۰۰ نفرى در عراق دارند ما را به دخالت در امور عراق متهم مى دارند (تايم- ۱۷/۳/۲۰۰۸) و اگر مثال عوامفريبانه ترى را مى جوئيد رجوع كنيد به داستان پرنس هارى و رفتن او را به جبهه هيلمند در افغانستان از زبان بانو كاترين ماير در همان مجله تايم بخوانيد تا دريابيد ميزان بى ملاحظه كارى هاى غرب شيفته به خود را.

اسرائيل و فرانسه
-آقاى شيمون پرز رئيس جمهور كشور اسرائيل در مصاحبه اى اخيراً در فيگارو مورخ ۸/۳/۲۰۰۸ چنان اظهار عشق عميقى به فرانسه مى كند كه اگر يك دهم آن را نسبت به جوامع مسلمان همسايه اسرائيل اظهار مى داشت كار صلح با فلسطينان به سامان رسيده بود. اما اين همه دلبرى از فرانسه به خاطر همدلى هاى آقاى سركوزى است با پرزيدنت بوش وگرنه وقتى به عهد ژاك شيراك فرانسه با جنگ عراق مخالفت كرد چنين عشق ورزى ها وجود نداشت يعنى كه شيمون پرز، مستقل از حضرت بوش حرفى نمى زند، پس كشورهاى مسلمان نه تنها به ترديد مى افتند بلكه ابداً سخن او را باور نمى كنند. به همين سياق نمايشگاه كتاب پاريس امسال مورد تحريم اعراب قرار گرفت.
اما اين ابراز عشق رئيس جمهور اسرائيل به فرانسه و رئيس جمهور فعلى آن بى دليل و رايگان نيست زيرا به قول خود ايشان و در همان مصاحبه به اين سبب است كه:
۱-ناپلئون به مدد آنها شتافته است به عهد گذشته.
۲-در دوره جنگ دوم جهانى فرانسه كه خود در اشغال آلمان نازى بود بسيارى از يهوديان را پناه داد.
۳-فرانسه در تشكيل و تأسيس كشور اسرائيل مساعدت بسيار كرد.
۴-فرانسه به اسرائيل اسلحه و ساز و برگ كافى براى دفاع از بود خود داد.
۵-فرانسه به اسرائيل در ايجاد و بهره ورى از صنايع هسته اى كمك اساسى كرد.
۶-فرانسه در كمك هاى فنى هسته اى به اسرائيل تا آنجا رفت كه اين كشور صاحب بمب اتمى شد.

مشرف و بمب
پرز و بمب
-شيمون پرز در مورد بمب اتمى ديگران مى گويد بدگمانى ما جزء اصلى از سياست منصرف دارنده ماست و بيش از اين توضيح نمى دهد. همين جا بايد به مصاحبه پرزيدنت مشرف رئيس جمهور پاكستان بنگريم كه مى گويد:
[نك: مجله LE POINT- مورخ ۲۴ ژانويه): غرب هنوز داشتن سلاح اتمى ما را نپذيرفته است. همه جا حرف بمب اتمى مسلمان ها سر زبان است و هيچكس از بمب اتمى يهوديان حرف نمى زند. همچنين هيچكس از بمب اتمى مسيحيان نمى گويد و نيز از بمب اتمى هندوها نمى گويند اما از لحاظ جنبه امنيتى اگر اسرائيل و هند قادر به مهار كردن سلاح اتمى خويش اند چرا ما قادر به آن نباشيم؟» به خصوص كه ما صاحب يك سيستم حفاظت مطمئنى هستيم. در ادامه اين بيانات رئيس جمهور پاكستان مى گويد: در سال ۲۰۰۰ من سازمان خودگردانى براى كنترل كليه امر توليد بمب ها ايجاد كردم. همچنين ما فرماندهى استراتژيك را تحت نظارت داريم.
پرويز مشرف در باب فروش ابزار و مواد و مصالح هسته اى مى گويد: پاكستان را با يك كشور آفريقائى مقايسه نكنيد اگر سوء عملى رخ دهد دولت بر آن آگاهى دارد.

مقايسه و نتيجه:
-وقتى به سخنان ابن دو رئيس جمهور صاحب بمب اتمى توجه كنيم و توجه كنيم كه هر دو دوست آمريكا هستند، مشكل ايران و صنايع هسته اى ايران بهتر درك مى شود و اگر اين مشكل روش خصمانه هر دو نسبت به هم باشد پس آشتى آن دو به سود صنايع هسته اى ايران هم هست زيرا ايران از هر دو كشور اسرائيل و پاكستان نيرومندتر است. ولى اين هم هست كه قدرت و قدرت طلبى ايران شناخته شده غربيان نيست كه اين هم بعد ترك شيوه هاى خصمانه هر دو طرف تأمين خواهد شد. مى ماند اين كه آيا نظامى كه تكيه بر «اين است و جز اين نيست» دارد قادر به نرمش سياسى در عين حفظ اقتدارات خود هست يا نه؟

نشانه هاى اميد:
-نشانه هائى در دست است كه خوش و بش هاى ديپلماتيك بى ثمر نبوده است. از جمله اين كه بعد آن دعوت ملك عبدالله از آقاى احمدى نژاد، دعوت عراق از رئيس جمهور ايران اسلامى از اهميت بسيار برخوردار است. به اين شرح:
۱-آمريكائى ها مى توانستند مانع سفر آقاى احمدى نژاد به عراق شوند و نشدند.
۲-آقاى احمدى نژاد مى توانست در امنيت اين سفر شك كند و نكرد.
۳-دولت عراق مى توانست ممانعتى براى جابجا شدن آقاى احمدى نژاد بتراشد و چنين نكرد.
۴-آمريكا و عراق مى توانستند شروطى بر اين سفر بنهند و چنين نكردند.
۵-آقاى احمدى نژاد طى سفر خود از آزادى بيان برخوردار بود و رسانه ها در نقل سخنان ايشان مضايقه نكردند. تا آنجا كه گفته او «مردم عراق، آمريكا را دوست ندارند» در جرايد آمريكا با سادگى نقل شد.
۶-شيمون پرز هم اطمينان داد كه اسرائيل تنها و بدون همكارى و موافقت جهانى به ايران حمله نمى كند «در همان مصاحبه».
اينها همه نشانه تمايل به مذاكره است. ولى آقاى احمدى نژاد در اين سفر طعم مخالفت آيت الله سيستانى را به ديدار چشيد و در اين مورد آمريكا و عراق كارى از دستشان برنمى آمد. آيت الله سيستانى سال هاست كه اعلام داشته است كه ولايت فقيه از لحاظ اسلام نظريه اى است باطل. ايشان كارهاى مقتداصدر را هم تائيد نكرد. پس ايران شيعه يك دست و يك پارچه نيست و اين از جمله مشكلات آقاى خامنه اى است و مسلماً محدوديتى در عمليات و روابط با عراق و عراقيان شيعه به بار مى آورد.

آغازى بر انجامى:
-اين مسئله فعلاً تا آنجا پيش نمى رود كه انشعابى در ميان پيروان نظريه ولايت فقيه پيش آورد. بسيارى از اسلام شناسان سال هاى اخير در درون مرز ايران فداى آن شدند كه گفتند و نوشتند كه ما را با مسائل فلسطين و لبنان چكار؟ ولى اگر نظام بر اثر فشار اصلاحات (نه فقط اصلاحات مربوط به اصلاح گران) قدرى پوست اندازد بعيد نيست كه نظرات آيت الله سيستانى را از دهان بسيارى از آيت الله هاى درون مرز بشنويم كه البته آغازى خواهد بود بر انجامى.

شرط دوم:
-شرط پيشرفت مذاكرات بين ايران و آمريكا را معمولاً به امر توقف در غنى سازى نهاده اند. در اين باره اين آمريكاست كه پيشرو است ولى شرط واقعى تحمل يك ايران مقتدر در دل يك خاورميانه مسلمان و مضطرب كنار كشيدن از امر حماس و حزب الله و مانند آن است. يك ايران ولايت فقيهى با اقتدار يا توسعه طلب قابل هضم براى بيست و چهار كشور مسلمان عرب نيست مگر آن كه جنون قدرت موجود در طبع پرخاشگر امثال او كه گفت: «ايران قدرتمندترين كشور جهان است» ادامه يابد.

حركتى ديگر:
-به هر حال حركات داخلى از جمله پس كشيدن آقاى على اشراقى از انتخاب شدن براى مجلس و يا آن اظهارات آقاى حسن خمينى در پس راندن قواى انتظامى و منع نظامى گرى هاى سياسى به استناد بيانات آيت الله خمينى نشان از آن دارد كه حرف بر سر ولايت فقيه نيست حرف بر سر معمم ها و معنون هائى است كه از آغاز انقلاب تا به امروز خوش نشينى انقلابى را با نشستن در تهران و دست نهادن بر امور مالى پيشه كرده اند و هيچ طرح واقعى وافى به نيازمندى هاى مردم دور و نزديك تهران ارائه نداده اند. اين صداها براى آن بلند مى شود كه بگويند و بفهمانند كه مردم ناراضى اند و دولت دچار چه كنم؟ است. شهردار تهران قاليباف و آقاى لاريجانى و آقاى اشراقى و حسن خمينى نه تنها در رابطه با اپوزيسيون رفسنجانى و خاتمى بلكه به خودى خود معرف يك حركت اصلاحى تر و تازه اند.
در برابر احمدى نژاد كه صرفاً به نظريه هاى برگرفته از خمينى مى نازد و روزبروز از واقعيت ها دورتر مى رود موضع آقاى على اشراقى و حسن خمينى بسيار دور نگرانه و عمل گرا است. جمهورى اسلامى ايران مى داند و حس مى كند كه نسيمى ديگر در آمريكا مى وزد و بايد به فكر رهبرانى از قماشى ديگر باشد و همين حكم در رابطه با اتحاديه اروپا صادق است.
آنچه مردان جمهورى اسلامى را ترسانده و به حق هم ترسانيده است سياست خرد و ريز كردن كشورهاى مقابله خوى بنيادگرا است در قبال غرب. مثال روشن يوگسلاوى سابق است كه به سبب بنيادگرائى ناسيونال كمونيستى امروز به ۶ پاره تقسيم شده است و اين همه به بهانه بوم گرائى صربى به ظاهر مستقل امروز محتاج و بدهكار غرب است و بدون ۱۹۵ ميليون يوروى غرب سرپا نيست. همچنين است كرواسى با ۱۵۱ ميليون و بوسنى با ۹۸ ميليون و مونته نگرو با ۳۳ و كوزوو با ۶۶ و مقدونى با ۸۱ و حتى آلبانى با ۸۱ ميليون يورو.
كشورها را به بهانه بومى گراى نخست تقسيم و تجزيه مى كنند و سپس اين كشورها كوچك مستقل فقير را بدهكار مى سازند و علاوه بر آن به بهانه حراست از استقلال آنها از سمت ناتو به آنها قشون مى فرستند. گفتنى است كه كوزوو اين كشور تازه مستقل شده هشت سال است ۱۸۰۰۰ قشون بيگانه در خود مستقر دارد. آيا با حضور قشون بيگانه استقلال وطن معنى دارد؟! ايران هم در معرض چنين خطرى هست. خطر بومى گرائى.
مى نويسند كه كردهاى اسلامبول در صدد پيوستن به كردهاى P.K.K. اند. آيا وضع كردستان كه جمهورى اسلامى در آغاز انقلاب آن را خوب تنبيه كرد و بعد هم تسليم كرد در رابطه با حوادث اخير كردهاى تركيه نگران كننده نيست؟ خستگى مردم مرزنشين و محروميت آنها از وسائل رفاهى موجب و وسيله اى است در دست اخلالگر خارجى تا بومى گراها را به تمرد تشويق كند و دولتى كه همه را در انتظار امام زمان مى نهد غافل است از اين كه گاهى در امور سياسى تا كله چرخ داده اى بردت.

نفت و گاز سياسى:
-نفت گران يا ارزان هم مسئله اى شده است. ايران نفت خود را ملى يعنى دولتى كرده و تمام عايدى آن در دست دولت است و دولت هاى بنيادگرا همه جا از آن، اسلحه اى سياسى ساخته اند. آقاى چاوز رئيس جمهور ونزوئلا تهديد مى كند كه بهاى نفت را تا ۲۰۰ دلار هم بالا خواهد برد تنها براى زدن آمريكا. احمدى نژاد به مدد اين پول نفت، جهان را مى خواهد عليه آمريكا بشوراند. يعنى كه از چاه نفت مثل چاه جمكران در جهت آرمان هاى سياسى خود بهره مى كشد. روسيه با همين نفت سياسى است كه اوكراين و حتى اروپا را گاه به گاه تهديد مى كند و اين دول اقتدار طلب و يا بنيادگرا با سخاوت تمام به ياغيان سراسر جهان مدد مى رسانند تا حس قدرت طلبى خود را ارضاء كنند نه اين كه به عمران و رفاه مردم كمك دهند.
سيزده درصد از كل توليد نفت خام در دست احمدى نژاد و چاوز است اگر اين مردان از سياستى مردمى و عمران گرا دفاع مى كردند و نه تنها از سياست ضد آمريكائى و اسرائيلى، قدرى قابل تحمل مى شدند ولى اين بزرگواران متعصب كه جز نفرت نمى كارند بيمار ايدئولوژى هاى يكسويه خودند و نمى بينند كه بى پول نفت يكشبه دود مى شود و هوا مى رود. نمى بينند كه اين سوء مصرف درآمد نفتى رفته رفته مردم را به فكر انداخته است كه چرا نفتى كه از آن همه است تنها از آن دولت شده است؟
مخالفان تازه نفس اپوزيسيون درون مرز از اين سياست نفتى دولت احمدى نژاد واهمه دارند و از خود مى پرسند چرا نفت فقط دولتى باشد و چرا مردم سهامدار شركت نفت ملى نباشند؟ وقتى قدرت سياسى زياده نفتى باشد ناگزير جاذب دخالت ابرقدرت ها خواهد شد پس خطر دور از ايران نيست. اين مخالفان تازه نفس مى بينند كه دنيا به يك استراتژى كلى رسيده است در باب نفت و دير يا زود نفت جهان زير نظر نظامى اشتراكى اداره خواهد شد و چرا به فكر آن نباشيم كه ضعف اوپك در سياسى شدن نفت نطفه گرفته است.
چاوز و احمدى نژاد به بالا كشاندن بهاى نفت، خود را غرّه مى دارند و نمى بينند كه نفت گران و گرانتر به غرب لطمه نمى زند زيرا غرب مادر اقتصاد سرمايه دارى است و بازى قيمت ها را خوب مى شناسد. نگاه كنيد به رشد قيمت ها در همين يكساله مواد اوليه در سراسر جهان و نيز رشد قيمت فرآورده هاى صنعتى، در مواردى حتى شاهد اين پديده ايم كه قيمت مواد اوليه سريع تر از تقاضاها بالا مى رود در اين صورت حتى تورم هم مهار مى شود و بالاخره مى بينيم كه رشد صنايع در حال حاضر از هر زمان ديگر تضمين يافته تر است. پس اسلحه نفتى موجب برترى قدرت سياسى نيست و جلسات اوپك بى اثرتر از هر زمان اند.
جهل بنيادگرايان آنجاست كه نيروهاى سازنده را ازاثر مى اندازند. ايرانيان در وضعى قرار گرفته اند كه در برابر قدرت هاى جهانى بايد به سائقه حس ميهنى، خود را پشت سر دولت بنيادگرا قرار دهند. ايرانيان در وضعى اند كه بهترين آنها فرصت مخالفت با بيگانه ندارد مگر از مجراى دولت بنيادگراى وطنش و اين وضع بدى است و عرصه را بر مبارزان تنگ داشته است. مردم فقير، مردم بيكار به سبب عقايد مذهبى خود مجبور به ماندن در فقر و سكوت اند و در حالى كه در جهان غرب امر آزادى ميدان را بر هر استعداد و خلاقيتى گشوده است در ايران عدم آزادى راه بر هر كار و كوششى مى بندد.
اگر فردا فرانسه از پايگاه نظامى جديدالتأسيس خود در ابوظبى به دليلى به دو جزيره تنب كوچك و بزرگ حمله كرد چه خواهد شد. آيا واقعاً ايران نمى بيند فرانسه چه مى جويد؟ آيا مردم دست و پا بسته ايران بهنگام خطر قادرند با دست خالى و دل پر به سود نظام عمل كنند.

دست بستگى متفكران ايرانى:
-نويسندگان ايرانى امروز قادر نيستند در مورد ستم ابرقدرت ها و فقرى كه بر اكثريت مردم جهان نشسته حرف بزنند يا از ديواركشى اسرائيل در فلسطين و ديواركشى هاى آمريكا در بغداد حرف بزنند زيرا در كشور خودشان با انواع محدوديت ها و تبعيضات اجتماعى روبرويند. هرگز در جهان تعداد ميلياردرها به قدر امروز نبوده است و هيچوقت هم فاصله بين دستمزدها و قدرت خريد اين همه زياد نبوده است. ولى چه كس و كدام ايرانى مى تواند ديگران را انتقاد كند و چشم بر جامعه ايرانى خود ببندد؟ انقلاب اسلامى و نظام ولائى كل جامعه را از درست انديشى باز داشته است.
نه با بمب اتمى نوع ايرانى و نه با نفت بالاى صد دلار آقاى احمدى نژاد ديگر نمى توان كسى را تهديد كرد و نيز حربه مذهبى، ديگر مردم را از عاقبت كار نمى هراساند. زيرا وسائل ارتباطى هر قدر هم سانسور شوند روشنگرى مى كنند و مردم بى اندك تلاش، روزبروز روشن تر قضايا را درك مى كند.

تكمله:
-جرج بوش براى كسب محبوبيت از دست رفته در سفر آفريقا خواننده محبوب رواندائى را با خود همراه كرد و او تحت تأثير اين دعوت رئيس جمهورانه در دو شماره پيماپى مجله تايم در وصف نيات خوب حضرت بوش قلم فرسود اما نوشته هاى آقاى BAB GELDOF خواننده با همه شهرتش سر سوزنى در افكار عمومى اثر نكرد. در اين صورت مردم سكوت مى كنند ولى فريب نمى خورند.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
جدول
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
يك زندگى
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
افغانستان
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
علمى
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   جدول   •   طنز   • 
•   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   يك زندگى   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   • 
•   بازتاب   •   جهان   •   افغانستان   •   تاريخ   •   شعر   •   خاطرات   • 
•   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   •   علمى   •   فال هفته   •   از رسانه ها   • 
•   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •