Nimrooz
Vol.18, No. 972, March 7, 2008
سال هيجدهم - شماره ۹۷۲ - جمعه ۱۷ اسفند ۱۳۸۶
... و ناگهان على دايى
آن مرد كه بدون خداحافظى رفت، بدون سلام بازآمده بود.
على دايى به شكلى غافلگيركننده اما رسمى از سوى على كفاشيان به سرمربيگرى تيمى منصوب شد كه هرگز به عنوان بازيكن از آن خداحافظى نكرده بود.
حتى پس از اينكه او در روز قهرمانى با سايپا رسماً از فوتبال خداحافظى كرد و مقامات ورزش ايران بحث برپايى بازى خداحافظى براى بهترين گلزن ملى جهان را جدى تر از هر زمان ديگر مطرح كردند دايى از خداحافظى با پيراهن تيم ملى امتناع كرد و پاسخ داد؛ «مگر من با سلام و صلوات به تيم ملى آمدم كه بخواهم با خداحافظى بروم.»
حالا دايى بدون سلام بر داغ ترين نيمكت فوتبال ايران مى نشيند و اين بزرگ ترين انتقام ممكن از آخرين سرمربى ملى است كه او را در آخرين سال بازى اش به تيم ملى دعوت نكرد. گرچه على دايى ظاهراً جايگزين منصور ابراهيم زاده مى شود كه عمر سرمربيگرى ملى و باشگاهى اش به همان بازى هاى نااميدكننده رسمى و دوستانه مقابل قطر، سوريه و هانزاروشتوك محدود شد اما در حقيقت سرمربى سايپا جاى امير قلعه نويى را مى گيرد كه آخرين زمامدار تمام عيار نيمكت تيم ملى و در عين حال گزينه اصلى سازمان ورزش پيش از اعلان ديروز عصر كفاشيان محسوب مى شد. قلعه نويى با عدم دعوت از دايى طى يك سال حكومتش بر فوتبال ملى، ابتدا او را در مصيبت هاى پس از جام جهانى ۲۰۰۶ تنها گذاشت اما ناخواسته بزرگ ترين انگيزه ممكن را براى بازگشت قهرمانانه اسطوره در قالب بازيكن- سرمربى سايپا به وجود آورد. على دايى ديروز يكشنبه ۱۲ اسفند، اين بخت را پيدا كرد كه به صد و پنجاهمين بازى ملى اش البته به عنوان سرمربى پا بگذارد. او كه همزمان با اعلام سال نو پارسى ۳۹ساله مى شود، در همان هفته نخست عيد، احتمالاً در قامت جوان ترين سرمربى تاريخ فوتبال ملى پس از جلال چراغ پور كه در ۲۸سالگى در قحط الرجال دهه ۶۰ فوتبال ايران سرمربى تيم ملى شده بود، مقابل كويت عرض اندام خواهد كرد، آن هم با مجموعه اى از شيرهاى بى يال و كوپال كه شش ماه است گل نزده اند و پيشتر كاپيتان آنها مهدى مهدوى كيا در جام ملت هاى آسيا ۲۰۰۷ در توجيه تلاش زايدالوصفش در تركيب ايران گفته بود؛ «اگر اين همه تقلا مى كنم براى اين است كه مبادا تيم قلعه نويى نتيجه نگيرد و على دايى بيايد.» اما على كريمى ديگر مخالف جدى على دايى كه تضادش با كاپيتان سابق تيم ملى در جام جهانى ۲۰۰۶ به مهم ترين بحران تيم برانكو انجاميد، روشى سياستمدارانه در پيش گرفته. او كه مى داند با «مارادوناى آسيا» فاصله اى نجومى پيدا كرده چندى پيش مقدم احتمالى دايى به نيمكت تيم ملى را گرامى داشته بود. شايد هم لژيونر ايرانى «القطر» همين روزها عبارت معروف «خدا بعضى ها را بغل كرده و يك ماچشان هم كرده» را كه سال ها پيش در يك هفته نامه به كار برده به شكل مثبت تر در رسانه ها تكرار كند. وحيد هاشميان كه بار ديگر ساز جدايى از تيم ملى را سر مى دهد، گرچه هميشه در ظاهر احترام دايى را نگاه داشته ولى بعيد نيست او در مقطع حساس فعلى سرمربى جديد را در حسرت برخوردارى از مهاجمى مثل خود بگذارد. مسأله ديگر در رابطه با نشستن دايى بر نيمكت ايران، نگرانى هائى است كه نسبت به فقدان يك مشاور باتجربه و مسلط به فوتبال ايران در كادر فنى آينده به چشم مى خورد. آيا منصور ابراهيم زاده مى تواند با دايى ادامه دهد و آيا سرمربى ۳۹ ساله كه پاييز گذشته دورهlisense-Bآسيا را در كلاس هاى فشرده فدراسيون زير نظر مرتضى محصص پشت سر گذاشته است، افرادى مثل مرتضى محصص يا مجيد جلالى را به عنوان دستيار يا مشاور ترجيح نمى دهد؟ زمانى كه يورگن كلينزمن به سرمربيگرى تيم ملى آلمان رسيد، كمبود تجربه اش را با برگزيدن «يواخيم لو» يك آناليزور مشرف به تمامى جزئيات فوتبال باشگاهى و ملى ژرمن ها جبران كرد.
ديگر انتقادى كه به دايى وارد مى شود، نتايج نه چندان درخشان او به عنوان مربى صرف و مرد روى نيمكت در سايپا است. او فصل گذشته هر بار كه تيمش از نظر فنى كم مى آورد در زمين از خود مايه مى گذاشت ولى اين فصل سايپا از چنين مزيتى محروم مانده و در نيمه پايين جدول قرار گرفته. با تصريح كفاشيان در قرارداد يك ساله دايى با فدراسيون، او بايد يك شغله باشد، پس مى توان فرض گرفت كه سايپا همزمان بدون سرمربى مانده و مهرداد هاشمى مديرعامل ابقا شده باشگاه نارنجى كرجى تنها تا ۲۲ اسفند يعنى روز نخستين نمايش سايپا در ليگ قهرمانان آسيا فرصت دارد جايگزينى براى دايى بيابد. البته در آن روز در كيلومتر ۷ جاده مخصوص تهران- كرج نه تنها نشانى از اضطراب شرايط اضطرارى به چشم نمى خورد بلكه شايد در هيچ كجاى ايران چنين جشنى براى انتصاب على دايى به سرمربيگرى تيم ملى برپا نشد.
مديران باشگاه سايپا طى ماه هاى اخير در سه مقطع مختلف رويكرد خود را نسبت به ماندن يا رفتن دايى تغيير داده بودند.
ابتدا آنها پس از نتايج بسيار ضعيف ابتداى فصل مدافع عنوان قهرمانى ليگ برتر به طور پنهانى براى بدرقه دايى و جايگزينى يك مربى بزرگ خارجى تلاش كردند ولى بعد با جدى شدن شايعه انتخاب «مهرداد بذرپاش» يار نزديك رئيس جمهور به جاى «احمد قلعه بانى» در رأس كارخانه سايپا، «مهرداد هاشمى» به حضور دايى بر نيمكت تيمش به چشم موهبتى بزرگ نگريسته كه از ادامه سير تحولات كارخانه سايپا به داخل باشگاه سايپا جلوگيرى مى كرد. سرانجام دو هفته پيش، پيش از قطعى شدن ابقاى مديريت فعلى باشگاه نارنجى، آنها تمام تلاش خود را براى رايزنى به منظور رساندن دايى به تيم ملى و خالى كردن نيمكت سايپا براى سرمربى مناسب تر در ليگ قهرمانان آسيا انجام دادند.
بخشى از اين تلاش پشت پرده را مى توان در حضور پررنگ رسانه اى دايى طى هفته گذشته مشاهده كرد. به ويژه وقتى دايى به فاصله ۴۸ ساعت در دو برنامه پربيننده شبانگاهى ۹۰ (شبكه سوم) و دو قدم مانده به صبح (شبكه چهارم) حاضر شد و فارغ از نزاع رسانه اى ميان طرفداران قطبى و قلعه نويى به طور غيرمستقيم به افكار عمومى و نيمكت تيم ملى سلام داد و سرانجام ديروز حوالى ساعت چهار بعدازظهر پيش از آنكه خبر بازگشتش در شهر بپيچد براى دوستانش در بازار پيغامك فرستاد؛ «بدون خداحافظى رفتم، بدون سلام بازآمدم...»





پشت پرده انتخاب دايى
حمايت سازمان، موافقت فدراسيون
مهدى اميرپور
«در ماجراى انتخاب سرمربى تيم ملى هر كسى كه لابى قوى ترى داشته باشد، انتخاب مى شود.» وقتى على دايى دوشنبه شب هفته گذشته در تماس تلفنى با «نود» با اين موضع گيرى تند پروسه انتخاب سرمربى تيم ملى را زير سوال برد، اصلاً نمى توانست پيش بينى كند كه چند روز بعد همين لابى ها به كمك او مى آيند تا نيمكت سرمربيگرى تيم ملى را مال خود كند.
«در ماجراى انتخاب سرمربى تيم ملى هر كسى كه لابى قوى ترى داشته باشد، انتخاب مى شود.» وقتى على دايى دوشنبه شب هفته گذشته در تماس تلفنى با «نود» با اين موضع گيرى تند پروسه انتخاب سرمربى تيم ملى را زير سوال برد، اصلاً نمى توانست پيش بينى كند كه چند روز بعد همين لابى ها به كمك او مى آيند تا نيمكت سرمربيگرى تيم ملى را مال خود كند. على دايى تنها ۲۴ ساعت پس از اينكه افشين قطبى به همراه مهدى تاج به دفتر كيومرث هاشمى در ساختمان سازمان تربيت بدنى رفت و در وضعى كه در پانزده روز گذشته هيچ وقت نامى از او در بين گزينه هاى هدايت تيم ملى نبود، سرمربى تيم ملى ايران شد. البته رسيدن او به نيمكت ايران خروجى اتفاقات عجيبى است كه طى ۲۴ ساعت در پشت پرده فوتبال ايران افتاد. وقتى دو روز پيش مهدى تاج افشين قطبى را براى معارفه ابتدايى به سازمان تربيت بدنى برد، با مخالفت كيومرث هاشمى روبه رو شد. على آبادى و معاونانش از روزى كه شايعه سرمربيگرى قطبى در تيم ملى مطرح شده بود، نارضايتى خود را با اين انتخاب بروز داده بودند.
اختلاف على آبادى با حبيب كاشانى مانع از نشستن قطبى روى نيمكت تيم ملى ايران مى شد چرا كه اگر قطبى به اين جايگاه مى رسيد، كاشانى برنده رقابت چندماهه على آبادى- كاشانى لقب مى گرفت. از سوى ديگر على آبادى از روزى كه بحث انتخاب «سرمربى ايرانى» براى تيم ملى ايران باز شده بود، نام «امير قلعه نويى» را به عنوان گزينه سازمان تربيت بدنى به فدراسيون فوتبال پيشنهاد داده بود اما على كفاشيان از روز ابتدايى با اين پيشنهاد مخالفت مى كرد. وجهه نه چندان محبوب قلعه نويى در كنار عملكرد نه چندان جالب او در جام ملت هاى آسيا عملاً او را به يك گزينه سوخته در فدراسيون فوتبال تبديل كرده بود. البته حتى تا ۲۴ ساعت پيش كه قطبى همراه تاج به ساختمان سازمان رفته بود، كيومرث هاشمى معاون توسعه ورزش همگانى على آبادى با مخالفت با قطبى، به دنبال مشروعيت بخشيدن به قلعه نويى بود. اما با وجود اين باز هم كفاشيان با اين پيشنهاد مخالفت كرد و حتى شنيده مى شود او در گفت وگو با دوستان خود تهديد كرد اگر سازمان بخواهد باز هم روى انتخاب قلعه نويى پافشارى كند، او از رياست فدراسيون فوتبال كنار مى كشد با اين سناريو، معامله سازمان تربيت بدنى با فدراسيون فوتبال برسر انتخاب سرمربى تيم ملى به فاز جديدى رسيد؛ به جايى كه سازمان تربيت بدنى گزينه اى را به فدراسيون پيشنهاد داد كه على كفاشيان چندان روى آن موضع منفى نداشت.
او كسى نبود غير از «على دايى» ؛ كسى كه تنها يك روز پس از ثبت نام محمد على آبادى در انتخابات ۲۳ مهرماه رياست فدراسيون فوتبال با حضور غيرمترقبه در اتاق على آبادى در ساختمان سازمان تربيت بدنى همه را انگشت به دهان كرده بود. از آن روز همه فهميدند على دايى ديگر از حمايت على آبادى برخوردار خواهد بود و با اين حساب اصلاً عجيب نبود كه پس از حذف نام امير قلعه نويى در منوى پيشنهادى سازمان تربيت بدنى به فدراسيون فوتبال، اين مرتبه نام على دايى به ميان بيايد. كسى كه تنها چند روز پيش از اين اتفاقات به لابى هاى پشت پرده گزينه سرمربيگرى تيم ملى براى رسيدن به نيمكت انتقاد تندى را وارد كرده بود و پس از آخرين ديدار تيم ملى در جام جهانى ۲۰۰۶ با آنگولا حتى بدون ديدار خداحافظى از بازى در تيم ملى هم كنار كشيد.
به هر حال اين اتفاق شايد به نوعى آخرين قمار دايى به حساب بيايد. او در خداحافظى از مسابقات ملى آنقدر تعلل كرد كه ديگر پس از پايان جام جهانى در آلمان، همه او را مقصر اصلى ناكامى تيم ملى مى دانستند و حتى يكى از پيام كوتاه هائى كه عليه او بين تلفن همراه مردم مى چرخيد، توانست جايزه طنز هجده كلمه اى سال ۸۵ را ببرد. البته او با نشستن روى نيمكت سرمربيگرى سايپا يك قمار ديگر را آغاز كرد كه به قهرمانى تيم اش ختم شد و حالا نوبت به بزرگ ترين قمار او در زندگى رسيده؛ «سرمربيگرى تيم ملى» .
البته در اين بين باز هم بايد يك نكته ديگر را پيش كشيد و آن هم نقش تاثيرگذار سازمان تربيت بدنى در اين انتخاب بود. اگر روز گذشته محمدرضا آخوندى در يك گفت وگوى بلند خبرى به دنبال رفع اتهام «دخالت سازمان در پروسه استخدام سرمربى تيم ملى» بود ولى چند ساعت پس از آن باز هم نقش پررنگ سازمان در انتخاب على دايى براى سرمربيگرى تيم ملى غيرقابل كتمان بود.

ايران
صفحه اول
داستان
جدول
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
ورزش
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
علمى
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   صفحه اول   •   داستان   •   جدول   •   طنز   •   از شما چه پنهان   • 
•   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   •   جهان   • 
•   ورزش   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   • 
•   علمى   •   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •