Nimrooz
Vol.18, No. 972, March 7, 2008
سال هيجدهم - شماره ۹۷۲ - جمعه ۱۷ اسفند ۱۳۸۶
دكتر منوچهر جواهركلام (عضو انجمنهاى سلطنتى بهزيستى و طب انگلستان)
مردبودن و زن بودن
بيمارى ديابت در موش آزمايشگاهى درمان شد

دكتر منوچهر جواهركلام (عضو انجمنهاى سلطنتى بهزيستى و طب انگلستان)
مردبودن و زن بودن
هويت جنسى يا sexual identity يعنى پديدار شدن احساس مرد بودن و يا زن بودن كه زير اثر فعاليت مداوم هورمونهاى جنسى و در چهارچوب آرايش ژنتيكى خاصى صورت ميگيرد. فراموش نشود كه هويت جنسى با هويت روان- حنسى كه متعاقبآ به آن اشاره خواهم داشت كلاً تفاوت دارد. به هرحال درپيدايش و تكامل هويت جنسى به شرط سالم بودن هورمونها و ژنها عواملى مثل رشد ذهنى و فكرى / عواطف / و تجربه هاى جنسى نقشى اساسى بازى ميكنند.
انسان در روند رشد و در تماس با اطلاعات حسى متفاوتى كه تجربه ميكند به تدريج هويت جنسى خودش را در ذهن ثبت و ضبط مينمايد بگونه اى كه دختر و يا پسرى خردسال به همان انداره بر جنسيت خودش آگاه است كه انسانى بالغ خواه مرد و يا زن بر اين هويت واقف است.
اين آگاهى در روند رشد و بر اثر تكرار در تجربه از محركهائى كه اين هويت را متبادر به ذهن ميسازند بصورت صفتى غالب تجلى ميكند. به همين دليل هم مراجع علمى و تخصصى معتقدند كه در صورت وجود داشتن نقصى در ساختار سيستم جنسى مثلآ در كيفيت تشريحى بيضه ها و يا تخمدانها و يا حتى اذختلالهاى هورمونى عاقلانه خواهد بود كه اين نقيصه را در سالهاى اوليه زندگى ترميم نمايند تا اينكه به تعويق افتد. اين ترميم مانع از اين خواهد شد كه در شخص حالتى از هويت جنسى دو گانه بوجود ايد و به برخورد دو احساس متضاد بيانجامد. اين حالت را در اصطلاح تكنيكى intersexuality ميگويند.
و اما هويت روان- جنسى را من در كتابى كه در دست تحرير دارم در مقابل واژه gender identity قرار داده ام. دليلش اينست كه متاسفانه در جامعه سنتى من و شما هيچ ديالوگ و گفتگوئى درمقوله سكسواليتى وجود ندارد و ناگزير در اين زمينه دچار كمبود واژه ها هستيم.
ولى در هر حال با توجه به ماهيت gender identity بكار بردن (هويت روان- جنسى) گوياى معنا خواهد بود. جالب است كه همه در آن سرزمين از سيستم جنسى در خود بهره بردارى ميكنند و اما كسى هم حق ندارد كه بداند اين سيستم كه در بدنش تعبيه شده است چيست و چگونه كار ميكند.
اين نقص در الگوى روان- جنسى آن جامعه هم يكشبه سر بر نيآورده است چرا كه ديروز هم همين بود كه امروز هست با اين تفاوت كه ديروز اين فرصت را داشتيم كه اين الگو را اصلاح كنيم و امروز چنين فرصتى خواب و خيال است.
چه ميشود گفت انگار سر نوشت ما و جوامعى نظير ما در آن گوشه از دنيا اينطور رقم خورده است كه هميشه بين بد و بد تر در گردش باشيم و گاهى از بد به بدتر رسيم و فرياد برداريم و زمانى دوباره به بد بازگرديم و آن را د ست آورد بخوانيم و موقتآ آرام شويم. بگذريم هويت روان- جنسى به معناى ارائه نشانه ها و صفات جنسى است كه مرد و زن چه از نظر جسمانى و چه از نظر روانى دارا ميباشند.
اين هويت همانطور كه قبلآ اشاره كردم با هويت جنسى تفاوت دارد و آن به اين دليل است كه هويت جنسى عبارتست از آگاهى شخص بر موجوديت جنسى خودش در قالب جسمانى در حاليكه هويت روان- جنسى آگاهى شخص بر هر دو بخش جسمانى و روانى او را شامل ميشود. به كلامى ديگر مردى است كه هم آگاه بر جنسيت خودش است و هم خصيصه هاى مردانگى يا masculinity را دارا است و يا همچنين زنى است كه جنسيت جسمانى خود را ميداند ضمن اينكه صفات و خصيصه هاى زنانه يا femininity را نيز ارائه ميدهد.
به اين ترتيب مى بينيم پسر و يا دخترى خردسال هم واقف بر جنسيت خودشان هستند اما هنوزالگوى روان- جنسى اشان شكل نگرفته و هويت روان- جنسى يا gender identity در ايشان تثبيت نشده است. ميتوان گفت هويت روان- جنسى به اينترتيب بوجود مى ايد كه شخص در كنار موجوديت جسمانى خودش در قالب مرد و يا زن يك موجوديت روانى نيز بوجود مى آورد كه منعكس كننده صفات جنسى مرد و يا زن ميباشد. در شكل دادن به اين الگو عواملى مانند كيفيت پرورش / معيارهاى اخلاقى در خانواده و
جامعه هر دو / باورهاى مدهبى / و بالاخره آموزش و آگاهى در باره سيستم جنسى و حقايق بيولوژيكى آن نقشى بسيار مهمى بازى ميكنند. به كلامى ديگر كيفيت الگوى روان- جنسى شخص و نهايتآ هويت جنسى در او در گرو اين عوامل است.
فراموش نشود كه اگر چه فعاليت هورمونهاى جنسى در چهارچوب ساختار كروموزومهاى جنسى سالم غريزه جنسى طبيعى را به نمايش ميگذارند اما چون انسان به بركت مغزى تكامل يافته از فراگيريها و آموزش در اين زمينه نيز سود مى جويد در نتيجه سكسواليتى با personality يا شخصيت در هم ادغام شده اند و جدا ناشدنى هستند. به اينترتيب نقش آموزش و فراگيريها كه الگوى روان- جنسى او را شكل ميدهند به مراتب ارزنده تر از نقشى است كه هورمونهاى جنسى بازى ميكنند.
به همين دليل هم مواردى را ميتوان يافت كه در آنها مردان يا زنانى بدون داشتن نقصى در ساختار كروموزمى و يا هورمونى مع الوصف قادر به ارائه كردن هويت روان- جنسى خود نيستند و نميتوانند خصيصه هاى يك مرد يا زن كامل را نشان دهند.
در اين مردان و زنان همانطور كه قبلآ اشاره شد يك الگوى شخصيتى متفاوت با ديگر مردان و زنان ميتوان ديد. اين تفاوت به سبب كيفيت الگوى روان- جنسى در ايشان است كه زير اثر عواملى كه اشاره گرديد الگوى خاصى را بوجود آورده است.
به كلامى ديگر نقص در الگوى روان- جنسى موجب ميشود كه شخص نتواند هويت روان- جنسى خودش را بصورت مرد يا زن ارائه نمايد. به عبارتى ديگر چنين مرد و يا زنى دچار سردرگمى در هويت روان- جنسى خودش ميشود و به حالتى مى انجامد كه به آن transsexuality ميگويند كه به معناى جابجائى هويت روان- جنسى شخص است. اين افراد هم بيشتر مردانى هستند كه داراى هويت روان- جنسى زنانه هستند و آن بدين معنا كه چنين مردى خود را زنى ميداند كه در پشت قالب جنسى مرد پنهان شده است. آسيب در الگوى روان- جنسى بركيفيت عناصر سازنده شخصيت تأثير ميگذارد و به انحرافهاى حنسى نيز مى انجامد.
مثلآ مردى است كه به جاى پوشيدن لباس مردانه به البسه زنانه گرايش دارد كه به آن transvestitism ميگويند و يا همچنين مواردى از وسواس و خرافات جنسى يا fetishism و يا عريان گرائى و خود نماياندن جنسى يا exhibitionism.
چون در چند جاى اين نوشتار به خصيصه هاى جنسى زن و مرد اشاره كردم نا گزير براى روشنتر شدن مطلب ميبايست اضافه كنم كه تفاوت در ساختار كرو موزومى و هورمونال در زن و مرد اختلافهائى را در اين دو بوجود آورده است كه به صفات اوليه و صفات ثانويه جنسى معروفند. John Hunterاولين كسى بود كه خصيصه هاى جنسى را به اوليه و ثانويه تقسيم نمود.
در اين طبقه بندى خصيصه هاى اوليه به تفاوتهاى موجود بين ساختار دستگاه تناسلى در مرد و زن اشاره ميكند مثل تخمدانها در زن و بيضه ها در مرد و همچنين شكل دستگاه تناسلى و غيره. اما صفات ثانويه جنسى عبارت از تفاوتهائى است كه بر مبناء آن زن و مرد در دو الگوى كاملاً متفاوت به چشم مى آيند. اين تفاوتها عبارتند از ساختمان و شمايل بدنى / رشد موها / رشد عضلات / و كيفيت صوت و صدا. يكى از تفاوتهاى آشكار در شكل و اندازه لگن خاصره يا آنچه كه باسن ميگوئيم و همچنين در اندازه شانه ها است. انداره حفره لگن در زنان وسيعتر از مردان است و آن براى اينست كه بهنگام حاملگى بتواند رحم بزرگى را كه حاوى جنين است در خود جاى دهد.
اما اين بزرگتر بودن خود سبب اختلاف ديگرى هم بين زن و مرد شده است و آن اينكه بزرگتر بودن لگن باعث شده است كه زانوها نسبت به لگن در وضعيت متقارب قرار گيرند و اين متمايل شدن لگن به سمت زانوها الگوى راه رفتن در زنان را در فرم خاصى در آورده است كه با الگوى راه رفتن مردان تفاوت دارد.
از تفاوتهاى ديگر جسمانى يكى هم تجمع چربى ها است كه در زنان در ناحيه پستانها / در بخش پائينى شكم / در اطراف لگن و بخش جلوئى رانها است.
تفاوتهاى ديگر در كيفيت و رشد موهاى بدن و صورت است كه اليته امتيازى را كه به زنان داده است اينست كه طاسى در زنان به ندرت مشاهده ميشود. چون رشد حنجره در زنان در مقايسه با مردان در حالت hypo-evolutionary باقى مانده است بنابر اين كيفيت صوت و صدا نيز تفاوتى آشكار دارد. حال كه اين دو موجود يعنى مرد و زن را از نظر جسمانى و روانى با يكديگر مقايسه كرده ايم به جا خواهد بود كه اشاره اى كوتاه نيز به مواردى از به اصطلاح دو جنسى بودن يا
Hermaphrodite نيز داشته باشيم. هرمافروديت يك واژه يونانى است كه بنابر يك افسانه يونانى اشاره به پسر Hermes اسطوره مردانگى و Aphrodite الهه عشق و زيبائى ميكند كه روزى در دريا خود را مى شست و بدن يك حورى دريائى به بدن او پيوند خورد و يكى شدند.
از نظر تكنيكى هرمافروديت به كسى ميگويند كه غدد تناسلى در او هم داراى نسج بيضه و هم نسج تخمدان است. گاهى ميتواند نسج بيضه و تخمدان با هم مخلوط باشند كه به آن ovotestes ميگويند و يا ميتواند تخمدان در يكطرف و بيضه در طرف ديگر قرار داشته باشد.
در اين افراد دستگاه تناسلى خارجى ميتواند بصورتى نه مرد و نه زن و يا در فرم طبيعى مرد يا زن وجود داشته باشد. در گروهى ديگر كه به آنها (شبه هرمافروديت) يا pseudo-hermaphrodite ميگويند غدد تناسلى در فرم طبيعى يا بصورت تخمدان است و يا به شكل بيضه اما ساختمان دستگاه تناسلى معكوس اين دو حالت است. يعنى اگر داراى تخمدان است دستگاه تناسلى مرد را دارا است و اگر داراى بيضه است دستگاه تناسلى زن وجود دارد.
براى تشخيص اين دو از يكديگر معمولآ اگر داراى بيضه باشد به او (شبه هرمافروديت نر) ميگويند و اگر داراى تخمدان باشد (شبه هرمافروديت ماده است). تحقيقات علمى نشان داده است كه نقص ژنتيكى مانع از توليد آنزيمى بنام آنزيم ۵ alpha reductase كه مسئول تبديل كردن تستوسترن به دى هايدرو تستوسترن است ميشود.
دى هايدرو تستوسترن در دوره جنينى موجب تشكيل دستگاه تناسلى مرد ميگردد. حالا تصور كنيد نوزادى متولد ميشود كه داراى بيضه است ولى دستگاه تناسلى او به شكل دستگاه تناسلى مرد نيست.
چنين نوزادانى معمولآ به سبب نداشتن دستگاه تناسلى نر جنس ماده به حساب مى آيند و چه بسا كه از تولد تا بلوغ بعنوان دختر رشد و تعليم و تربيت مى يابند. اما به محض شروع دوره بلوغ جون داراى بيضه هاى سالم هستند بنابر اين توليد تسوتسترن موجب رشد دستگاه تناسلى مرد در ايشان ميشود و صفات ثانويه جنسى نيز نمايان ميگردد.
موارد دو جنسى همه در كاتگورى intersexuality هستند. عوامل مختلفى ميتوانند موجب پيدايش دو جنسى بشوند كه پرداختن به آنها از ظرفيت اين نوشتار خارج است.
dr_javaherkalam@yahoo. co. uk

بيمارى ديابت در موش آزمايشگاهى درمان شد
دانشمندان موفق شده اند موش آزمايشگاهى مبتلا به ديابت را با استفاده از مجموعه اى از داروها از كليه عوارض اين بيمارى برهانند.
موشى كه مبتلا به ديابت نوع يك بود پس از دريافت تركيبى از چهار نوع دارو شروع به توليد انسولين در بدن كرد.
قبلا همين تيم از پژوهشگران در دانشگاه هاروارد آمريكا موفق شده بود نابودى سلول هاى سازنده انسولين را متوقف كند اما نتوانسته بود آنها را به مرحله بازتوليد انسولين برساند.
اما در مطالعه اى كه نتايج آن در نشريه «نيو ساينتيست» منتشر شد، آنها گفتند كه افزودن يك دارو به تركيب اوليه براى اين كار كافى بود.
آنها اكنون اميدوارند بتوانند آزمايش هاى انسانى را شروع كنند.
تنها راه مهار ديابت تزريق منظم انسولين به بدن است و تا به امروز، تحقيقات درباره درمان بر پيوند زدن سلول هاى بتا لوزالمعده به بدن بيمار كه باعث توليد اين هورمون مى شود متمركز بوده است.
با اين حال اين كار پيچيده است- هم به دليل مشكل در يافتن اهداكننده و هم مشكل طرد سلول هاى پيوندى از طرف بدن- بنابراين بازآفرينى سلول هاى بدن بيمار گزينه بسيار بهترى به حساب مى آيد.
آنزيم اضافى
سال گذشته دكتر ترى استروم و تيم او نشان دادند كه مى توانند روند نابودى سلول هاى بتا كه مسئول توليد انسولين است را در موش متوقف كنند. آنها از تركيبى از سه دارو استفاده كردند.
اما وقتى آنها عنصرى اضافى به اين تركيب افزودند- آنزيمى به نام آلفا ۱ آنتى تريپسين- افزايش قابل توجه شمار سلول هاى بتا مشاهده شد.
گمان مى رود اين داروى اضافى باعث تخفيف التهاب لوزالمعده كه از شاخص هاى بيمارى است شود.
دكتر استروم گفت: «به نظر مى رسد كه با تغيير وضعيت التهابى اين بيمارى سيستم دفاعى بدن، مى توان محيطى ايجاد كرد كه گسترش سلول هاى بتا را ممكن كند.»
وى افزود هنوز خيلى زود است كه بتوان گفت همان سلول هاى بتايى كه توليد انسولين را متوقف كرده اند سلامت خود را بازيافته اند يا اينكه سلول هاى تازه اى توليد شده است.
دكتر ايان فريم، مدير تحقيقات موسسه ديابت بريتانيا گفت: «اين به طور بالقوه مى تواند تحقيقات خيلى مهمى در يافتن يك معالجه بهتر براى ديابت باشد.»
«تحقيقات بيشترى لازم است زيرا مطالعه اوليه تنها به روى موش انجام شده، اما موسسه ديابت بريتانيا خوشحال است كه اكنون براى آزمايش هاى كلينيكى (به روى انسان) برنامه ريزى شده و چشم انتظار شنيدن نتايج هستيم.»

ايران
صفحه اول
داستان
جدول
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
ورزش
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
علمى
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   صفحه اول   •   داستان   •   جدول   •   طنز   •   از شما چه پنهان   • 
•   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   •   جهان   • 
•   ورزش   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   • 
•   علمى   •   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •