بعد از انتشار خبر ريسك تغيير نوع اقامت براى آن گروه از پناهجويانى كه طبق قانون جديد اقامت از مواد ۶۰ تبطره يك و ۶۰ تبصره هاى ۲ تا ۷ و پنج استفاده ميكنند بويژه كسانى كه ترك دين كرده و مواد مذكور به آنها تعلق گرفته است، تعداد زيادى از هموطنان از طريق پست الكترونيكى و تلفن از ما تقاضاى توضيح بيشترى كرده اند.
بنابر اين نكات مهم زير را يادآور ميشويم و از خوانندگان تقاضا ميكنيم چنانچه با مشكلى مواجه شدند ما را مطلع سازند زيرا نويسنده روى خط آلمان اين امكان را دارد از طريق تماس با وزارت كشور و وكلاى ويژه پناهندگى به سئوالات آنها جواب دهد.
نكته مهم ريسك تقاضاى تبديل نوع اقامت از ماده ۶۰ تبصره هاى ۲ تا ۷ و تبصره پنج است كه خوانندگان ما درخواست تحقيق بيشترى در اين زمينه كرده اند.
ما طى تمايس با اداره بوندس آمت شهرههاى دوسلدورف و بيله فلد به اين نتيجه رسيديم.
۱- اكثر ايرانيان تقاضاى تبديل نوع اقامت ميكنند زيرا قادر نيستند گذرنامه ايرانى به ادارات خارجيان تحويل دهند. ادارات امور خارجيان شهر ها كه همه مستقلاً تصميم ميگيرند، طبق قانون ميتوانند از كسانى كه از ماده ۶۰ تبصره هاى ۲ تا ۷ و يا تبصره پنج كه ويژه آن گروه از پناهجويانى است كه ترك دين كرده اند استفاده ميكنند، بخواهند براى صدور اقامت گذرنامه ايرانى تحويل اين ادارات بدهند.
چون ايرانيان يا قادر به تهيه گذرنامه ايرانى نيستند و يا وحشت دارند بعد از ارائه گذرنامه ايرانى ترك خاك بگيرند، تصميم ميگيرند تقاضاى تغيير نوع اقامت بدهند.
ما نوشتيم تقاضاى تغيير اقامت باريسك تغيير موقعيت متقاضى از اقامت معمولى ميتواند به اقامت تحملى تبديل شود زيرا قضات اداره پناهندگى و مهاجرت نميتوانند به اينگونه پرونده ها بعلت مشغله زياد سريع جواب بدهند. در چنين موقعيتى امكان بازگشت به نوع اقامت تحملى وجود دارد زيرا ادارات اقامت تصميم گيرنده نهايى هستند. اين ادارات معمولآ مايل نيستند براى طول مدت زمان تصميم گيرى اداره بوندس آمت به پناهجويانى كه تقاضاى تبديل اقامت كرده اند (حدود يك تا چهار ماه) اقامت بدهند. مشكل همين جا است. اين همان ريسكى است كه ما از آن نام برديم.
ما بعد از تماس با بوندس آمت شهر هائى كه نام برده شد به اين نتيجه رسيديم چنانچه قضات اين اداره بخواهند ميتوانند در صورت جلسه از ادارات اقامت بخواهند به صدور اقامت براى اينگونه پناهجويان، ماده ۶۰ تبصره هاى ۲ تا ۷ ويا پنج ادامه بدهند.
براساس اطلاعاتى كه ما در دست داريم تاكنون در موارد نادر قضات بوندس آمت اقامت قبلى متقاضى تبديل اقامت را گرفته اند. تنها موردى كه روشن نشده است عكس العمل ادارات امور خارجيان و اقامت است. اين ادارات اگر بخواهند توانايى پس گرفتن اقامت و تبديل آن به اقامت تحملى را دارند.
اقدام مورد لزوم در چنين شرايطى: در شماه دو هفته گذشته نوشتيم اگر متقاضى گذرنامه براساس ماده ۶۰ تبصرهاى ۲ تا ۷ و يا پنج گرفته بهتر است اقدام ديگرى نكند.
اگر اين متفاضيان تصميم جدى براى تقاضاى تبديل نوع اقامت كنند بايد حتماً با مشورت وكيل از بوندس آمت اطلاعات لازم را كسب كنند.
طى دوهفته اى كه گذشت اطلاع يافتيم شعبه هاى اداره بوندس آمت در شهر هاى مختلف خيلى سريع به افرادى كه تقاضاى تبديل نوع اقامت كرده بودند وقت مصاحبه داده و اكثر آنها را قبول كرده اند. اين ادارات عقيده دارند اقامت قبلى بجاى خود باقى ميماند، اما چنانچه گفته شد ادارات امور خارجيان دست بردار نيستند و اقامت متقاضيان را به اقامت تحملى تا جواب اداره بوندس آمت تبديل ميكنند.
۲- اداره بوندس آمت از ماه ژانويه به متقاضيان ماده ۶۰ تبصره آ داده اند. ما در آمار پناهجويان ماه ژانويه افزايش فوق العاده تعداد قبولى با ماده ۶۰ آ را نوشتيم.
پيرامون اين ماده سئوالات زيادى شده كه مهمترين آنها شروع به كار فردى ويا خودكفايى است. كسانى كه داراى دونوع اقامت مزبور هستند، نميتوانند در آلمان بصورت خودكفا زندگى كنند مگر بتوانند با ارائه دليل و برنامه دقيق كار مورد علاقه و ميزان سرمايه ثابت كنند قدرت خودكفايى را در اين كشور دارند. براى شروع نخست بايد اداره اقامت را در جريان گذاشت سپس برنامه كار خود را به آژانس كار ارائه دهند. بهتر است برنامه و هدف اصلى متقاضى را يك مشاور مالياتى نوشته بصورت كونسپت (Konzept) طرح كلى، چارچوب بنويسد.
تقاضاى حق فرزند به اداره كار بدهيد
ايرانيانى كه طبق قانون جديد مهاجرت و پناهندگى و يا قانون (موارد قديمى) ماده ۱۰۴ اقامت تعلق ميگيرد، ميتوانند بر اساس ماده ۶۲ (EstG) تقاضاى حق فرند خود را به اداره كار (صندوق خانواده) (Familienkasse) بدهند. اين درخواست شامل كسانى ميشود كه اقامت و اجازه كار داشته باشند.
در قانون كار و تبصره هاى الحاقى آن كه يكى از آنها حق فرزند است آمده، حتى به كسانى كه از اقامت تحملى استفاده ميكنند چنانچه اجازه كار داشته باشند و كار كنند، حق فرزند تعلق ميگيرد.
ميزان حق فرزند براى هريك از فرزندان از ۱۳۴ يورو در ماه به بالا است.
صندوق خانواده طى نامه اى كه براى ما ارسال كرده ياد آور شده به كسانى كه داراى اقامت محدود و يا اقامت براى آموزش هستند، حق فرزند تعلق نميگيرد.
كليه كسانى كه طى مدت دو ماه گذشته قبول شده اند بايد از صندوق خانواده تقاضاى حق فرزند كنند. اگر تقاضاى آنها قبول نشود بايد در طول مدت يك ماه به آن اعتراض كنند. عدم اعتراض طى مدت معلوم شده باعث مشكلات بعدى در آينده براى خانواده ها خواهد شد.
اگر صندوق خانواده به اعتراض جواب رد بدهد بايد با يك وكيل متخصص امور كارى مشاوره كنيد و اگر وى اعتراض را وارد بداند بايد به دادگاه سوسيال شكايت شود. در هر صورت لازم است بعد از جواب منفى از سوى اداره كار، صندوق خانواده نسبت به آن اعتراض شود تا مهلت تعيين شده از دست نرود.
جنگ فرهنگ ها در برلين
برلين يك شهر اسلامى است
يك گالرى نقاشى مدرن بنام گالرى نورد در بخش كارگر نشين برلين، منطقه موآبيت به علت به نمايش گذاشتن چند اثر مدرن از مكه و خانه كعبه مورد حمله مسلمانان قرار گرفت. بيشتر ساكنين اين بخش از برلين را مسلمانان بويژه تركها تشكيل ميدهند. در هفته گذشته يك گروه از نقاشان مدرن دانماركى بنام گروه سورند (Surrend) در گالرى مزبور آثار انتقادى خود را به نمايش گذاشتند.
در پلاكاردى كه نقاشان براى عموم در گالرى نصب كرده اند، خانه كعبه با تعداد زيادى مسلمان كه دور آن ميگردند كشيده شده و روى آن نوشته شده (سنگ احمقانه). هم چنين در پلاكارد ديگرى نقش يك كليمى با كلاه كشيده شده و روى آن جمله (كلاه احمقانه) نوشته شده است.
دو جوان مسلمان ترك كه براى ديدن گالرى رفته بودند متوجه پلاكات خانه كعبه شده و از نقاش دانماركى ميخواهند آن را از ديوار بردارد. بعد از اينكه نقاش دانماركى قبول نمى كند با تلفن موبايل خود چند عكس از اثر مزبور گرفته آن را به مغازه (دونر كباب فروشى) جنب گالرى ميبرند و به تركها خبر مى دهند به اسلام توهين شده است. در نتيجه كار درگيرى بالا مى گيرد و صاحب گالرى پلاكارد را پائين آورده براى جلوگيرى از خطر احتمالى براى كاركنان دستور تعطيل گالرى را تا اطلاع ثانوى ميدهد.
در گزارش مفصلى كه پيرامون توهين به اسلام و آزادى هنر و مطبوعات منتشر شده آمده است، پليس آگاهى براى رسيدگى به اين مشكل دخالت كرده و اين خود نشانه اى از اهميت مسئله است.
مسلمانان برلين نصب اين پلاكارد در گالرى مزبور را كه در تاريخ ۲۲ فوريه افتتاح شده است، تحريك مسلمانان و توهين به اسلام ميدانند. تركهاى مسلمان از صاحب گالرى خواسته اند پلاكارد را از ديوار بردارد در غير اينصورت گالرى سنگسار خواهد شد.
آندره اشميت دبير اجرايى فرهنگ و هنر در منطقه ميانى برلين، محلى كه گالرى نورد است در گفتگويى اظهار داشت فرهنگ حتى توهين آميز باشد، بخشى از آزادى فكرى است و قانون اساسى از آن حمايت ميكند.
بعد از انتشار خبر حمله احتمالى مسلمانان به گالرى، آكادمى هنرهاى برلين با هنرمندان دانماركى اعلام همبستگى كرد. آكادمى مزبور عمل مسلمانان و تحريك آنها را كاملاً غير قابل قبول خواند و از مطبوعات خواست از انسانهايى كه داراى تفكرات و عقايد ديگرى هستند حمايت كنند.
طى اين هفته پليس آگاهى و هنرمندان در برلين پيرامون اين مشكل و جلوگيرى از هرگونه جنگ فرهنگ ها مذاكره ميكنند. گفته ميشود دولت شهر برلين و هنرمندان اجازه نخواهند داد مسلمانان آزادى هنر را مورد هدف قرار دهند. هنرمندان دانماركى طى مصاحبه اى اظهار داشتند، ما به دين اهانت نكرده ايم. كار ما نقاشى و هنر است.
چند تن از مسلمانان برلين در جواب به هنرمندان دانماركى گفتند، مردم و همه مردم آلمان بايد بدانند، برلين يك شهر اسلامى است.
نام گروه نقاشان دانماركى سورند است كه به آلمانى (Omen) معنى و مفهوم شگون و فال و پيشگويى دارد.
در پنجمين ماده قانون اساسى آلمان آمده است: هنر، تحقيقات و علم آزاد است.
ما وآوارگان بيوطن
خانم ثريا حريرى يكى از خوانندگان نيمروز طى نامه اى از طريق اينترنت پيرامون مشكل ايرانيان در تركيه و گزارش نيمروز از زندگى آنها در اين كشور براى ما ارسال كرده كه ما عين آنرا با تشكر از اين خواننده محترم منتشر ميكنيم.
ما وآوارگان بيوطن
تو توانايى بخشش دارى
دستهاى تو توانايى آنرا دارد
كه مرا؛ زندگى بخشد
پس چرا؟ بيگانه نشسته اى؟؟
دو مطلب تكان دهنده؛ از وضعيت آوارگان و پناهندگان ايرانى در سراسر دنيا كه به همت آقاى دكتر ايرج ربيعى در نشريه نيمروز در دسترس عموم قرار گرفته؛ دل هر آدمى را به درد مياورد (به غيراز دلهاى سنگ شده خودمان) كه هيچكدام در هيچ مرحله اى حاضر نيستيم دستى بعنوان كمك ويا پشتيبانى از آنها دراز كنيم؛ كسانيكه مرگ شيرين را به زندگى ترجيح ميدهند؛ هيچ مجمعى؛ هيچ كانونى، هيچ مرجعى به كمك آنها نميرسد واگر هم احيانا موسساتى دست حمايت بسوى آنها دراز كنند در ميان هياهوى بسيار براى هيچ گم ميشود.
همه (حافظ ونگهدار) فرهنگ سرزمينمان مى باشند كه مبادا فرار كند!! لكن كسى بفكر اين نيست كه جايى را براى حمايت وپشتيبانى از اين گروه؛ حال به هرعلتى كه وطن خودرا ترك كرده اند وبه كمك قاچاقچيان مزدور به دور دنيا آورده شده اند؛ دستى برساند. خانواده ها زير نور چراغ در اطاقهاى ناهار خورى خود گرد هم نشسته وبى خبراز مردى كه در يك سرزمين بيگانه در انتظار (مرگ) شيرين خود ميباشد.
زهى تاسف. ومن بفكر اين هستم كه اگر آنها به آزوى خود برسند ومرگ شيرين را درآغوش بكشند چه كسى خاك بر روى پيكر آنها خواهد ريخت؟ وچه دستى اشك يتيم آنها را پاك خواهد كرد؟.
با آرزوى آنكه روزى از اين خواب گران بيدارشويم تا دير نشده است.
ثريا حريرى / اسپانيا ۱/۳/۲۰۰۸
پشت در سفارت
انتشار خبر مشكل ايرانيانى كه مقيم آلمان هستند و با يك خانم و يا يك آقاى ايرانى در ايران ازدواج كرده و يا تصميم به ازدواج دارند، بازتاب زيادى بين خوانندگان داشت. ما در خبر دو هفته گذشته طى مصاحبه اى با مدير كل و سخنگوى وزارت امور خارجه آلمان از وى تقاضا كرديم به اين مسئله رسيدگى كند. وى به ما جواب داد كه در نيمروز منتشر شد.
بعد از انتشار جواب سخنگو و مدير كل وزارت امور خارجه آلمان چند تن از خانمها و آقايانى كه در آلمان اقامت دارند و يا تابعيت اين كشور را پذيرفته اند در تماس هاى تلفنى و اينترنتى از آلمان و ايران از وضعيت توهين آميز سفارت آلمان در تهران در رابطه با صدور ويزا براى كسانى كه ازدواج كرده و حال تصميم دارند در آلمان به همسرشان بپيوندند، شكايت كرده و تقاضا كرده اند وزارت امور خارجه آلمان را در جريان بگذاريم.
اين هموطنان مدتها از وقت خود را پشت در سفارت آلمان در انتظار ورود به سفارت و تقاضاى ويزا ميگذرانند و چنانچه همه آنها اظهار داشته اند با توهين غير قابل تصورى از سوى دربان سفارت روبرو ميشوند.
يكى از هم وطنان در آلمان كه چند روزى است از تهران آمده به نويسنده روى خط آلمان اظهار داشت، دربان سفارت آلمان در تهران خدا است. در حقيقت آن خدايى كه براى همه چيز و همه كس تصميم ميگيرد، او است. اما اين خدا تنها خدايى است كه مردم را خوار ميشمارد و به آنها توهين ميكند.
مرد ديگرى كه با يك خانم ايرانى تبار آلمانى ازدواج كرده و در انتظار صدور ويزا روز شمارى ميكند از تهران با ما تماس گرفت و گفت: تا آنجا كه ما ميدانيم با ورود آقاى خمينى به ايران و اظهاراتش در بهشت زهرا كاپيتولاسيون در ايران از بدو ورود ايشان از بين رفته است و وجود خارجى ندارد، برويد جلوى در سفارت آلمان در تهران تا مفهوم كاپيتولاسيون را بهتر درك كنيد. كار به جايى رسيده كه متقاضيان ويزا به اين آقاى دربان (صاحب) بگويند.
خانمى از تهران طى تماس كوتاه تلفنى خواهش كرد، به وزارت امور خارجه اطلاع بدهيم كه اكثر ايرانيانى كه با ازدواج ميخواهند به آلمان بيآيند تحصيلكرده و در سطح فرهنگ بالايى قرار دارند. چگونه دربان سفارت بخود اجازه ميدهد به آنها توهين كرده و حتى با خشونت با آنها رفتار كند؟
طبق قانون جديد مهاجرت و اقامت افرادى كه ميخواهند براى كار ويا ازدواج به آلمان بيايند بايد زبان آلمانى بدانند و تا حدودى به قوانين اين كشور آشنا باشند.
متأسفانه در حال حاضر اين قانون فقط براى كشورهاى مسلمان و آفريقا اجراء ميشود. احزاب مخالف دولت مانند حزب سبز ها و چپ هاى جديد با تصميم اخير دولت شديدآ مخالفت كرده اند، آنرا مخالف قانون حقوق بشر خوانده و نوعى خوار شمارى انسانها ميدانند ولى تاكنون به نتيجه اى نرسيده اند. اين احزاب به دولت پيشنهاد كرده اند اول به اين افراد اجازه ورود به آلمان داده شود تا آنها بتوانند در محيط آلمان زبان آلمانى فرا گيرند. دولت تا كنون با طرح اين احزاب مخالفت كرده و احتمال نميرود در آينده آنرا بمورد اجراء گذارد.
مهمترين نكته ايكه مورد توجه دولت آلمان و كشورهاى عضو اتحاديه اروپا قرار گرفته، ورود مسلمانان به آلمان و در نهايت به اروپا است. فردى كه از يكى از كشورهاى اتحاديه اروپا اقامت ميگيرد، طبق قانون اتحاديه اروپا اجازه دارد به ۲۶ كشور عضو، غير از انگليس بدون مشكل سفر كرده در اين كشورها كار كند.
Iradj.rabii@freenet.de
www.djar.eu