Nimrooz
Vol.18, No. 972, March 7, 2008
سال هيجدهم - شماره ۹۷۲ - جمعه ۱۷ اسفند ۱۳۸۶
درباره لغت نامه
*پيش از اين نيز درباره فرهنگمرد بزرگ ايران، على اكبر دهخدا، صحبت كرده ايم (از جمله در نيمروز ۸۸۱) و گفته ايم كه آن چه دهخدا را از بسيارى از فرهنگمردان برجسته ديگر متمايز مى سازد، گذشته از گونه گونى زمينه هاى فرهنگى كه در آنها كار كرده، احساس تعهد، مسئوليت و نيروى پايدارى او در عرصه هاى سياسى و اجتماعى است.
اين روزها كه اظهارات يكى از مقامات رسمى درباره «لغت نامه دهخدا» بحث هائى را در محافل فرهنگى برانگيخته، بى مناسبت ندانستيم كه در پنجاه و دومين سالگرد درگذشت او، نگاهى ديگر به مهمترين دستاوردش كه همين لغت نامه باشد بيفكنيم. آخرين شماره نقد و بررسى كتاب تهران (۲۱) ما را در اين كار يارى خواهد داد.
-ابوالفضل خطيبى معاون گروه فرهنگ نويسى فرهنگستان زبان فرموده است «در حال حاضر لغت نامه دهخدا لغت نامه كاملى براى زبان فارسى نيست» و براى اين ادعاى خود دلائلى عرضه مى كند كه مهمترين آنها، عبارت است از اين كه «اكنون شيوه هاى نوين فرهنگ نويسى، مطرح شده... و اصولاً شيوه اين كار عوض شده است» و «اصلاً زبان امروز ايران با زبانى كه دهخدا فرهنگش را نوشت، تغيير كرده است» و «بسيارى از واژه ها... در روزنامه ها، مجله ها، رُمان ها و داستان ها رواج يافته... كه در لغت نامه دهخدا وجود ندارد.» حضرت معاون فرهنگستان پس از اين حرف ها و اشاره ها، نتيجه گرفته، لغت نامه دهخدا به خاطر اشكالات ساختارى كه دارد حتى نمى تواند مبناى فرهنگ جامع زبان فارسى قرار گيرد. پس فرهنگستان بايد اساس استوارى را براى فرهنگ جامع فارسى بريزد.... منظور اين است كه گروه فرهنگ نويسى، هيچ زمانى نبايد تعطيل بشود...»
-و اما، «حسن حاج سيد جوادى»، روزنامه نگار قديمى و از پيشكسوتان مؤسسه اطلاعات، در دفاع از ارزش هاى مبنائى لغت نامه دهخدا، پاسخ مبسوطى به حرف هاى معاون فرهنگستانى داده است كه حاوى نكته هاى قابل تأملى است.
سيدجوادى در آغاز از ارزش هاى ويژه لغت نامه مى گويد كه دهخدا آن را به تنهائى در ۵۰ جلد تأليف كرده است. به گفته او اين تأليف از حدّ «لغت نامه» درمى گذرد و به حيطه «دائرة المعارف» گام مى گذارد. ولى مشابه ساير دائرة المعارف ها هم نيست. «دهخدا در شرح معنى و مفهوم هر واژه» علاوه بر آن كه «به نقل آن چه در ساير لغت نامه هاى معروف آمده» مى پردازد، «خود نيز معنا و مفهوم واژه را شرح مى دهد» و باز افزوده بر آن «به عنوان شاهد مثال قطعات برجسته اى از آثار نثر فارسى و اشعار گويندگان بنام ايران را نقل مى كند در اين كار به اختصار» هم نمى گرايد. «گاه ده ها بيت شعر در مورد يك لغت شاهد مثال مى آورد و پژوهشگران را از مراجعه به ديوان هاى مختلف بى نياز مى كند.»
نويسنده مى افزايد: «كار دهخدا... كارى است ابتكارى و بدعتى است بى سابقه در لغت نامه نويسى كه مى تواند الگوئى براى ساير زبان هاى دنيا باشد.»
-«علامه محمد قزوينى» كه همه جزوه هاى لغت نامه را پيش از به پايان رسيدن مطالعه كرده بوده، در نامه كوتاهى به دهخدا نوشته است: «توفيق حضرتعالى را در تمام اين «شاهكار»ى كه از بعد از اسلام تاكنون براى زبان پارسى... نظير آن بلكه چيزى كه در جزو هزارم نيز شبيه آن باشد، از هيچكس و هيچ جا سراغ داده نشده از خداوند با كمال ضراعت مسئلت مى نمايم...»
-«على اكبر سياسى» كار دهخدا را با كار فردوسى برابر دانسته و نوشته است «از مطالعه لغت- يك قوم مى توان به پايه تمدن و فرهنگ آن قوم پى برد. لغت نامه دهخدا گذشته از جهات ديگر از اين نظر نيز خدمت گرانبهائى به قوم ايرانى انجام داده است... اين بناى رفيع چون اثر حكيم طوس... از باد و باران گزند نخواهد يافت...»
-«قاسم غنى» گفته است، «هر وقت براى هر حاجتى به لغت نامه دهخدا رجوع مى كنم، حاجتم ناروا نمى ماند.»
و حرف آخر را «محمد معين» بر زبان آورده است: لغت نامه دهخدا، قرآن دوم من است»!

آنچه كم داريم
*حسن حاج سيدجوادى سپس به حرف هاى معاون فرهنگستانى يك به يك پاسخ مى گويد. در مورد تغيير زبان از زمان دهخدا تا امروز مى گويد «از آن زمان تا امروز حتى به زحمت ۱۰۰ واژه صحيح و درست به زبان فارسى اضافه شده است. همه آثار داستان نويسان ايرانى از جمال زاده گرفته تا آل احمد، حتى «چرند و پرند» دهخدا در سال هاى پس از انقلاب بارها تجديد چاپ شده... به فرض اگر چند لغت جديد هم وارد زبان شده باشد، سبب بى اعتبارى لغت هاى لغت نامه دهخدا نمى شود... جز چند واژه خارجى يا ترجمه آنها مانند فاكس، هليكوپتر و ترمينال... و نيز اصطلاحاتى كه در اين سال ها ظهور كرده مثل گفتمان، هجمه و لحاظ كردن... كه يا نادرست هستند و يا نامأنوس... واژه اى در روزنامه ها و كتاب ها نديده ايم... كه اين ها هم تعدادشان از انگشتان يك دست تجاوز نمى كند»!
-سيدجوادى به زبان بى زبانى معتقد است كه معاون فرهنگستانى، به خاطر گرم كردن بازار سرد و ساكت خودش، گريبان لغت نامه دهخدا را گرفته و از آنجا كه دشمنى پنهانى ملايان را با دهخدا مى داند خواسته است آبى براى خود گرم كند. وگرنه چرا در ميان ۲۰۰ عنوان موجود لغت نامه فارسى كه به يقين هيچكدام آنها هم جامع و كامل نيست، سخن از نقص هاى لغت نامه دهخدا به ميان مى آورد، با آن كه مى داند كه هزاران پژوهشگر و معلم و مترجم و دانشجو، هر روز بارها به اين لغت نامه رجوع مى كنند.
سيدجوادى مى گويد هيچ لغت نامه و دائرة المعارفى در جهان نمى تواند در معناى دقيق كلمه، جامع باشد حتى دائرة المعارف بزرگ لاروس نيز ادعاى جامعيت در اين معنا را ندارد ولى مى تواند مبناى استوار و امينى براى تأليف دائرة المعارف هاى ديگر باشد. همين وضعيت را لغت نامه دهخدا هم دارد.
نويسنده سپس مى افزايد آن چه كشور ما امروز كم دارد لغت نامه نيست. با وجود لغت نامه هائى چون دهخدا، فرهنگ معين، بُرهان قاطع و فرهنگ نفيسى، نيازهاى همه پژوهشگران، معلمان مترجمان و دانشجويان برآورده مى شود. آنچه كه ما كم داريم دائرة المعارف جامع و كامل فارسى است. زيرا آنچه كه موجود داريم، ناتمام و غير جامع است. دائرة المعارف بزرگ اسلامى كه پس از سال ها كار شايد تازه به پايان حرف الف رسيده باشد، اگر هم در پنجاه سال آينده به پايان برسد يك دائرة المعارف اسلامى است كه فقط نياز پژوهشگران معارف اسلامى را برآورده مى سازد. تازه تهيه آن براى همه علاقمندان ۵۰ سال بعد- به سبب مجلدات متعدد و هزينه سنگين- ميسر نخواهد بود! «دائرة المعارف شيعه» هم كه هنوز به پايان نرسيده، به پايان هم كه برسد تنها به كار مطالعات شيعى خواهد آمد و دائرة المعارف زبان فارسى نيست. مى ماند «دائرة المعارف مصاحب» كه امروز تنها مرجع مورد استفاده به شمار مى آيد.
جلد سوم اين دائرة المعارف هم به سبب عدم حضور دكتر مصاحب در تهيه و تدوين آن «به اختصار گرائيده و فاقد بسيارى از اطلاعات است.»
-نويسنده در پايان بررسى خود نتيجه مى گيرد كه اين خلاء دائرة المعارفى را همين فرهنگستان زبان بايد پر كند. براى بنيادى كه از امكانات مادى و معنوى به حد كافى برخوردار است، تهيه يك دوره دائرة المعارف جامع و كامل، كار دشوارى نيست. اگر گروه فرهنگ نويسى فرهنگستان هيچ زمانى نبايد تعطيل گردد، پس بايد گامى نيز پيش بگذارد، دامن همت ببندد و «دست از دامن دهخدا بركشند و دائرة المعارف تازه اى تهيه كنند و...»
حسن سيدجوادى، مطلب خود را با چند بيتى در «مدحت» دهخدا از «ناصر سمينو»، كه او را «شاعرى گرانمايه» ناميده است به پايان مى برد:
-«رخشنده شد ز لوءلوء لالاى دهخدا‎/ فرهنگ ما به همت والاى دهخدا‎/ گنجينه اى چو گنج لغت نامه كس نديد‎/ الحق كه اين شد از يد بيضاى دهخدا‎/... عمرى به كف نهاد و مرارت به جان خريد‎/ سوداگرى نگر تو به دنياى دهخدا!...»*
*

تلاش تازه
*مسئله «سكولاريسم» و جدائى دين از حكومت، اگر چه از مشروطيت به اين سو، از مهمترين مسائل مورد بحث در محافل فرهنگى و سياسى ايران به شمار مى رفته، ولى با استقرار نظام اسلامى از اهميت و حساسيت بيشترى برخوردار شده است. از زمان زنده ياد بختيار كه مى خواست «واتيكانى» براى «آقايان» در قم درست كند، تا امروز «جدائى دين از حكومت»، هدف اصلى همه گروه هاى سياسى در مبارزه با نظام موجود بوده است. از همين روى در درون ايران پيروى از آن سال هاى سال جزء «اتهامات» و «منكرات» به شمار مى رفت. اخيراً ولى دامنه شمول «رحمت و عطوفت» حكومت اسلامى آنچنان گسترده شده كه گريبان خودى ها را نيز گرفته و آنها را به تأمل بيشتر در مزاياى «جدائى» برانگيخته و همين بر اهميت مسئله افزوده است.
-نشريه تلاش كه هفت سالى است به همت «فرخنده مدرس» و «على كشگر» در هامبورگ (آلمان) منتشر مى شود، اهميت اين فرايند را دريافته و در شماره ۲۹ خود، نگاهى افكنده است بر «فراز و فرود جدائى دين از حكومت» در ايران. تكه هائى از آن را مرور مى كنيم.
-سردبير تلاش، در مقدمه اين ويژه نامه، از «حضور پر آوازه جريان نوانديشى دينى و برخى از بلندپايگان مذهبى» در «مبارزه عليه حكومت اسلامى فقها» ياد مى كند كه «برجسته ترين وجه خود را درخواست جدائى دين از حكومت مى نماياند»، اگر چه برخى از «جريانات عرضى گرا» بر سر «اصالت اين حضور» با يكديگر اختلاف نظر دارند. «جان كلام» اين است كه اگر جدائى دين از حكومت، به معناى به رسميت شناختن حق حاكميت مردم باشد، نو انديشان دينى چگونه با آن كنار مى آيند؟
-دكتر محمدرضا خوبروى پاك، كوشيده است تا در گفتگوى مبسوطى «گذر از قانون فقهى» تا رسيدن به «نظام عرف قانونى» را با نگاهى تاريخى بررسى كند. او در آغاز از دوره هاى پيش از صفويه مى گويد كه ايران داراى حكومت متمركز نبود و «نظام قضائى براساس فقه اهل سنت قرار داشت. در دوره صفويه هم برخلاف آن چه كه به نظر مى آيد، نه فقه شيعه كه فقه اماميه رسميت داشت. جالب است كه شاه اسماعيل خود را على، مهدى و حتى خدا مى خوانده است! و جانشينانش خود را نماينده امام غايب مى دانستند!
-در زمان نادرشاه بود كه «قدرت دولت» برقرار شد. او موقوفه هاى دوره صفويه را مصادره كرد. به جاى آن كه درآمدهاى آنها را به «دين ورزان» بدهد، صرف هزينه هاى ارتش خود كرد!
-با روى كار آمدن كريم خان زند، دوباره «دين ورزان» موقعيت خود را تثبيت كردند. آنهائى هم كه به عراق مهاجرت كرده بودند، بازگشتند!
و در زمان قاجاريه بود كه «تدوين اصول فقه حاوى اصول استدلال عقلى استنباط احكام شرعى فرعى (؟) رونق گرفت» و «اصولى ها به اخبارى ها برترى يافتند». نكته جالب و براى خيلى ها ناشنيده ديگر اين است كه فتحعلى شاه قاجار با همه خِست و مال دوستى «بانى و سازنده مدرسه فيضيه قم بوده است و در زمان اوست كه ملايان «فتواى جنگ با روسيان» را صادر كردند و به شاه اجازه دريافت «خراج» دادند! بعد هم مى رسيم به دوره مشروطيت كه داستان برخورد مشروطه طلبان و مشروطه خواهان را كمابيش همگان مى دانند.
- «خوبروى پاك» سپس علل بى توجهى سرآمدان را به اهميت نظام قانونى برمى شمارد كه در رأس آنها «ريشه دار بودن خرافات در فرهنگ جامعه» قرار دارد. «آندره مالرو مى گويد خرافات ريشه دارتر از مذهب است... ما از خرافات رهائى نيافتيم و اين يكى از دلائل نرسيدن به آزادى بود...»
*

گفتن كافى نيست!
-در گفتگوى مبسوط ديگرى كه در تلاش تازه آمده، على اصغر حقدار، پس از بررسى دين گرائى در جنبش مشروطيت و نتايج منفى برآمده از آن، به اين نتيجه مى رسد كه «راندن اعتقادات دينى به حوزه شخص و دين زدائى از سياست و اجتماع و بنيان اخلاقيات بر عقلانيت كه در سكولاريسم انسجام يافته بر هر چيز ديگرى اولويت دارد. ديگر اختراعاتى چون تحريف تاريخى «علماى مشروطه خواه»، پارادوكس، «روشنفكرى دينى»، ياوه هاى «هرمنوتيك اسلامى» يا «حكومت دموكرات دينى»... به بن بست هاى جدى معرفتى برخورد كرده است... و توان مقابله يا تجددگرائى و مدرنيزاسيون را ندارد.»
*
-تلاش در گفتگوئى ديگر پاى صحبت «حسن يوسفى اشكورى» يكى از به اصطلاح نوانديشان دينى نشسته كه ظاهراً از طرد شدگان جمهورى اسلامى است. او نيز اينك دين را جدا از سياست مى خواهد. مى گويد: «نوانديشان مسلمان... اعتقادى به حكومت مذهبى و فقهى ندارند.. و حكومت و قانون را... يكسره در قلمرو عرف زمانه مى دانند... اگر برخى از مقررات دينى عملاً مفيد تشخيص داده شود، مى تواند از طريق دموكراتيك تبديل به قانون شود. هيچ حق ويژه اى در عرصه حكومت و قانون براى هيچكس و نهادى وجود ندارد.»
-حسن شريعتمدارى، از جمهوريخواهان ملى، گفته هاى نوانديشان دينى را به تنهائى كافى نمى داند. «تا هنگامى كه يك نيروى مذهبى- سياسى، رسماً جدائى دين از دولت را قبول نكرده و آن را به صراحت اعلام نكند، تفاوت چندانى نخواهد داشت كه چه مى گويد...!
*
-محمد منصور هاشمى به انديشه هاى «آرامش دوستدار» درباره دين خوئى ايرانيان پرداخته است. او وجه مثبت انديشه هاى دوستدار را در پرهيز او از خلط مباحث و مسائل فرهنگ هاى دوره هاى مختلف مى داند. ولى او را انتقاد مى كند كه «با تحليل هاى انتزاعى عقل گرائى هاى موجود در فرهنگ گذشته ايران را ناديده مى گيرد.»
*
-«مهدى استعدادى شاد» نيز زير عنوان گسترده تر «انديشه ورزى ايرانيان» راه به انديشه هاى «دوستدار» مى برد و در عين حال به برخى از نظرات حسين نصر، داريوش آشورى و... نيز مى پردازد.
-طرف گفتگوى ديگر تلاش در زمينه دين و سياست، «محمد امينى» است كه مى گويد موضوع اصلى «حكومت اسلامى اين است كه اساساً بيرون از حوزه شرع، هيچ حكومتى نمى تواند وجود داشته باشد!
-و آخرين مطلب نشريه از آن «سپهر آريا» است كه رابطه آئين بهائى را با سياست بررسيده است.
*

خطا كردم!
*مهدى استعدادى شاد در آخرين پانويس مطلب خود تكه هائى از شعرى تأمل برانگيز را از «اسماعيل خوئى» آورده كه با نقل ابياتى از آن، بازتاب اين هفته را به پايان مى بريم:
-«نخستين درد را، دين يافتم‎/ خود در مثل اما‎/ به درد ديگرى‎/ درد نخستين را دوا كردم‎/ كه يعنى با خطاى ديگرى نفى خطا گفتم‎/ كه يعنى با بلاى ديگرى دفع بلا كردم‎/ ز بى دينى، چو دين كردى‎/ زدين بدتر گزين كردى‎/ بدا بنياد دينى كه من دين آزما كردم؟‎/ خدا را، ز آسمان دين‎/ كشانيدم به خاك كين‎/ نخستين نامش اين پائين‎/ پرولتاريا كردم! خطا ناكردنى نه كس نه آئين است، نه حزبى‎/ جز اين گر گفتم و كردم، غلط گفتم، خطا كردم!...»

ايران
صفحه اول
داستان
جدول
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
ورزش
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
علمى
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   صفحه اول   •   داستان   •   جدول   •   طنز   •   از شما چه پنهان   • 
•   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   •   جهان   • 
•   ورزش   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   • 
•   علمى   •   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •