Nimrooz
Vol. 18, No. 971, February 29, 2008
سال هيجدهم - شماره ۹۷۱ - جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۸۶
(تهيه و تنظيم: پژواك)
از لابلاى متون
حزب واحد رستاخيز چگونه تشكيل شد؟
و چه شد كه اعليحضرت فقيد اقرار كرد: تشكيل حزب رستاخيز اشتباه بود؟
(به انگيزه سى و سومين سالگرد تأسيس حزب واحد رستاخيز در ايران- ۱۱ اسفند ۱۳۵۳)
«صبح روز يازدهم اسفند ماه ۱۳۵۳ شاه در يك اجتماع مهم كه با شركت اميرعباس هويدا نخست وزير و هيأت دولت، مهندس جعفر شريف امامى رئيس مجلس سنا، مهندس عبدالله رياضى رئيس مجلس شوراى ملى، نمايندگان دو مجلس، رهبران احزاب قانونى زمان و روزنامه نگاران تشكيل شده بود تأسيس حزب واحد رستاخيز را اعلام كرد. اين تصميم غير منتظره كه تا آن روز از همه مخفى نگاه داشته شده بود باعث حيرت مردم حتى رجال سياسى شد. شاه، درگذشته همواره خود را طرفدار تعدد احزاب معرفى كرده و بارها از جمال عبدالناصر، ژنرال حسن البكر، فيدل كاسترو و آن دسته از رهبران جهان سوم كه كشور خود را با سيستم تك حزبى اداره مى كردند انتقاد كرده بود بعد از ۲۸ مرداد و به دست آوردن قدرت، هميشه وجود حزب هاى «مليّون» و «مردم» و بعد از آن حزب «ايران نوين» و «مردم» را به حساب علاقه خود به سيستم دموكراسى غربى مى گذاشت. او آن روز درباره اين تغيير عقيده چنين گفت:
-«كارها را ما مى كنيم، حزب اكثريت (ايران نوين) آنها را به حساب خودش مى گذارد. با اين وضع، حزب اقليت (مردم) هرگز شانس آن را نخواهد داشت كه توجه رأى دهندگان را به سوى خودش جلب كند و دولت تشكيل بدهد. به اين سبب تصميم گرفتيم يك حزب واحد تأسيس كنيم كه همه مردم كشور در آن عضو شوند.»
شاه درباره اصول اعتقادى اين حزب گفت:
-«همه كسانى كه به نظام شاهنشاهى، به قانون اساسى و به انقلاب شاه و مردم عقيده دارند مى توانند عضو اين حزب بشوند.»
آنگاه در خاتمه سخنان خود اضافه كرد:
-«ما با كسانى كه با اين اصول مخالف هستند كارى نداريم، اما آنها هم نبايد از ما توقع شغل و مقام داشته باشند. آنها اگر خواستند مى توانند گذرنامه بگيرند و از اين كشور بروند!»
در همان روز شاه نام «رستاخيز» را براى حزب واحد پيشنهاد كرد ولى انتخاب آن را به تصويب سران حزب موكول كرد كه همان نام مورد تصويب رهبران حزب قرار گرفت، اما به جاى «حزب واحد» اصطلاح «حزب فراگير» را انتخاب كردند، زيرا براى نخستين بار در ايران نيروهاى مسلح و قضات كه طبق قانون از شركت در احزاب منع شده بودند اجازه يافتند به اين حزب بپيوندند.
در همان روز يازدهم اسفند رهبران احزاب «ايران نوين» و «مردم» فى المجلس انحلال اين حزب ها را اعلام كردند و طى مصاحبه هائى كه در پايان همان جلسه ترتيب دادند اظهار داشتند كه به حزب واحد مى پيوندند. (حزب پان ايرانيست محسن پزشكپور و جمعيت ناسيوناليست هاى دكتر فضل الله صدر كه علاوه بر اين احزاب دولتى مشغول فعاليت بودند، با آن كه در جلسه حضور داشتند اعلام انحلال نكردند و بعد از آن هم كم و بيش به كار خود ادامه مى دادند.)
آن روز شاه اميرعباس هويدا را براى «مدتى» به دبيركلى حزب جديد انتخاب كرد و از همان روز و همان ساعت تلگراف هاى تبريك و ابراز شادمانى از تأسيس حزب واحد و اعلام پيوستگى گروه ها، جمعيت ها و افراد از سراسر كشور مخابره شد و راديوها و تلويزيون ها آنها را پخش كردند و عصر همان روز روزنامه هاى كثيرالانتشار تهران ضمن انتشار متن سخنرانى شاه درباره تأسيس حزب رستاخيز و مصاحبه با رجال حاضر در كنفرانس، در تائيد و تحسين اين اقدام مقاله هاى مفصلى چاپ كردند و فرستنده هاى راديو تلويزيون هم درباره استقبال مردم سراسر كشور از حزب واحد و اظهارنظرهاى طبقات مختلف درباره محاسن و مزاياى سيستم تك حزبى و هجوم مردم براى نام نويسى گزارش هاى زنده پخش كردند.»
(نقل از كتاب شبه خاطرات، تأليف دكتر على بهزادى- جلد سوم).
***
و اما پس از گذشت نزديك به يك دهه كه رژيم سلطنتى جاى خود را به نظام جمهورى اسلامى داد و پادشاه فقيد دوران سياه و غم انگيز تبعيد را مى گذرانيد در كتاب «پاسخ به تاريخ» تشكيل حزب رستاخيز را «يكى از اشتباهات دوران سلطنت خود» خواند و نوشت:
«هدف من از اين پيشنهاد آن بود كه همه گروه هاى صنعتى و اجتماعى بتوانند آزادانه در اين حزب عقايد و نظرات و انتقادهاى سازنده خود را ابراز دارند و از طريق اين حزب همگان در اداره امور مملكتى شريك و سهيم شوند و امكان شناسائى استعدادها فراهم شود.
ميل داشتم حزب رستاخيز ملت ايران يك مكتب آموزش سياسى و تربيت استعدادها و گسترش حس مسئوليت اجتماعى باشد. تشكيل اين حزب به موازات اجراى سياست عدم تمركز ادارى صورت گرفت. هدف من آن بود كه رستاخيز عامل تحكيم مبانى وحدت ملى و در حقيقت مكمل سياست عدم تمركز باشد. آرزو داشتم زنان و مردان ايرانى با حس تحرك و دلبستگى خود به ايران زمين، از حزب رستاخيز سازمانى فعال و فراگير و مؤثر به وجود آورند.
متأسفانه اين تجربه با ناكامى روبرو شد. پرزيدنت انورالسادات نيز در مصر ناچار شد، حزب واحد را از ميان بردارد و كشورش را به نظام چند حزبى برگرداند.
قدر مسلم اين است كه حزب رستاخيز ملت ايران در تحقق هدف هاى خود توفيق نيافت و نتوانست به آرمان همكارى و گفت و شنود ملى و بسيج همه نيروهاى جامعه در راه ترقى وطن جامه عمل بپوشاند. ناگفته نماند كه زنان و مردان بسيارى به خصوص در ميان جوانان، با شور و شوق در اين حزب فعاليت كردند.
ناكامى ديگر سياست ما، آن بود كه در آماده سازى و تربيت كادر لازم براى اداره امور مملكت توفيق كامل به دست نياورديم...». (پاسخ به تاريخ، صص ۲۲۹ و ۲۳۰).

پانويس:
در كتاب «پاسخ به تاريخ» زمان تأسيس و اعلام حزب رستاخيز، از زبان اعليحضرت فقيد اسفند ۱۳۵۲ (چهارم مارس ۱۹۷۴) ذكر شده است، در حالى كه تاريخ اعلام تشكيل اين حزب به اصطلاح «فراگير»، يازدهم اسفند ۱۳۵۳ برابر با چهارم مارس ۱۹۷۵ بود و روز بعد از آن پادشاه براى شركت در كنفرانس سران كشورهاى عضو اوپك رهسپار الجزيره شد و با صدام حسين ملاقات نمود و توافق الجزيره در مورد رفع اختلافات ارضى و مرزى ايران و عراق تحقق يافت.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
طنز
از آنچه گفته اند
انگليس
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
علمى
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   طنز   •   از آنچه گفته اند   • 
•   انگليس   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   •   جهان   • 
•   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   •   علمى   • 
•   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •