اختصاصى نيمروز
گزارشى از بخت برگشته هاى ايرانى در تركيه
مدتى است ايرانيانى كه براى ورود به اروپا در تركيه بسر ميبرند براى ادامه و تمديد اقامت خود بعد از شش ماه در تركيه با مشكلات زيادى مواجه شده اند. اين هم وطنان در سالهاى گذشته به راحتى از مرز تركيه گذشته به بلغارستان ميرفتند تا موفق شوند مهر ورود و خروج تركيه را در گذرنامه خود بگيرند.
از بدو ورود بلغارستان به اتحاديه اروپا و عضويت در آن، اين كشور براى ورود ايرانيان و اتباع ديگر كشورهاى غير اروپايى مشكل تراشى ميكند. از اين رو اين ايرانيان كه در منطقه شرق تركيه، شهر وان و دوبوبوگايزيد و بيشترين آنها در استانبول با مشكل اقامت در تركيه مواجه شده اند.
اين هفته براى تهيه اين گزارش كوچك ما به تركيه رفتيم تا اطلاعات بيشترى كسب كنيم.
متأسفانه در تركيه هيچ يك از ادارات و مسئولين دولتى حاضر نشدند به سئوالات ما پيرامون مشكل مزبور جواب دهند.
ناگزير به سراغ ايرانيان در وهله نخست در شهر استانبول رفتيم. ايرانيان سرگردان در اين شهر حدود دو هزار نفرند و شرايط زندگى آنها در حقيقت با تصميمات قاچاقچيان آدم تغيير مى كند، بسيار از وضع فعلى ناراضى هستند.
حال بلغارستان هم ما را راه نميدهد
يكى از ايرانيان كه مدت پنج سال است در استانبول در شرايط بلاتكليفى بسر ميبرد در جواب به سئوال ما در زمينه مشكل اقامت در تركيه بعد از پيوستن بلغارستان به اتحاديه اروپا گفت:
در گذشته مى توانستم با مهر خروج و ورود تركيه در مرز بلغارستان به اقامت خود بصورت توريست در اين كشور ادامه دهم. اكنون ورق برگشته و دولت بلغارستان به ما اجازه ورود حتى براى مدت يك ساعت نميدهد. مشكل اقامت من در تركيه مرتب در حال افزايش است. نه ميتوانم به ايران باز گردم و نه قادر هستم به يك كشور اروپايى رفته تقاضاى پناهندگى كنم.
پولدارها ميتوانند با خريد يك آپارتمان و يا خانه در بلغارستان از اين كشور اقامت بگيرند. در تركيه شايع شده كه در آينده نزديك بلغارستان بعلت عضويت در اتحاديه اروپا به ايرانيان نيز اقامت نخواهد داد.
به وى گفتم اكثر ايرانيان با كمك قاچاقچيان آدم به اروپا ميآيند و تقاضاى پناهندگى مى كنند.
سرى تكان داد و با صداى گرفته اى كه مانند ناله بگوش مى رسيد اظهار داشت: نه آقا اصلاً چنين چيزى نيست. قاچاقچيان نيز در حال حاظر وحشت از شناسايى شدن از سوى پليس اتحاديه اروپا و پليس بين المللى دارند. اين انسانهاى بى رحم تاكنون بيش از ۲۰ هزار يورو پول من را در سه نوبت بالا كشيده اند و من را در شرايطى كه مى بينى رها كرده اند.
وى از ما خواهش كرد به سراغ چند ايرانى بخت برگشته ديگر برويم و از درد دل آنها نيز باخبر شويم.
خطر اقامت ايرانيان بلاتكليف در تركيه
اين فرد ايرانى در يك اتاق بسيار كثيف، حدود ۲۰ متر مربع بدون موكت، بدون آب گرم، بدون وسايل حتى معمولى زندگى كه كف آنرا سنگفرش سردى پوشانيده بود، زندگى ميكرد.
نخست به وى گفتم نام اش را در گزارش قيد نخواهم كرد، گرچه از ته قلب اميدوار بود اسم اش را بنويسم، موافقت كرد.
از او پرسيدم شما فكر ميكنيد چند ايرانى در شرايطى مانند شما در استانبول زندگى ميكنند؟
وى گفت من جز با آقايى كه شما را همراهى كرده با هيچ ايرانى در اين شهر تماس ندارم.
چرا؟
موقعيت خطرناك است ما نميدانيم چه كسى براى چه سازمانى و دولتى كار ميكند و يا احياناً به آنها گزارش ميدهد. طى سالهاى اخير ما شاهد دزدى ها و ناحقى هاى باورنكردنى در اين كشور بوده و در حال حاضر هستيم. مشكل ما مشكل اقامت است كه اگر بدهند ميتوانيم كار كنيم. فقط آنهايى كه در دستگاه جمهورى اسلامى كارميكنند و توانسته اند در اين كشور سرمايه گذارى كلان بكنند، اقامت دارند و آزادانه به ايران رفته و باز ميگردند.
به سراغ ايرانى ديگرى كه آنهم طبق گفته خودش شش سال است كه بلاتكليف در استانبول بسر ميبرد رفتيم.
از وى سئوال كردم چرا طى اين مدت براى خروج از تركيه و تقاضاى پناهندگى در يك كشور اروپائى استفاده نكرده است؟
مى گفت: در گذشته نه چندان دور قاچاقچيان با گرفتن چهار تا شش هزار يورو قول ميدادند پناهجويان را از طريق دريا با قايق به سواحل يونان برسانند. ورود به يونان بمفهوم ورود به اتحاديه اروپا بود. ليكن طى اين مدت چندين قايق غرق شدند و تعداد زيادى از مردم بيگناه بلاتكليف از جمله ايرانيان در آب خفه شدند. اين نوع ارتباط در حال حاضر چندان اعتبارى ندارد و ايرانيان ميترسند اين راه را انتخاب كنند.
بعد از شنيدن مشكلات اين دونفر مايل بودم با ايرانيان ديگرى نيز گفتگوى كوچكى داشته باشم. نزد دوستم كه وى نيز چون نويسنده مترجم رسمى منتهى در تركيه است رفتم و از او كمك خواستم.
تلفن كوتاهى كرد و بعد از چند دقيقه اى يك ايرانى به دفتر همكارم آمد و خود را معرفى كرد. همكار مترجم من اظهار داشت براى وى چند بار به سفارت آمريكا رفته و براى اخذ ويزا نامه ها و گفته هاى او راترجمه كرده است كه تمام كوشش ها بى نتيجه مانده بود.
انتظار مرگ نشستن در كشور بيگانه
سئوال كردم شما حدود پنج سال است در تركيه بسر ميبريد، تاكنون موفق به رفتن به آمريكا نشده ايد؟
گفت: نه آقاى عزيز، نه. زيرا دولت آمريكا با ايرانيان به جز آن گروهى كه از ايران و يا اروپا تقاضاى مهاجرت ميكنند، رابطه چندان خوبى ندارد. در حال حاضر اين رابطه بعلت كارهاى احمدى نژاد بد تر نيز شده است. در سفارت آمريكا به من گفتند، دستور از وزارت امور خارجه آمريكا آمده و ما فقط مجرى دستور هستيم. به ما گفته شده براى ايرانيان و اتباع ديگر كشورهاى دشمن آمريكا ويزا صادر نكنيم. اگر ويزاى آمريكا مى خواهيد اول به ايران برويد، از كشور خودتان تقاضاى مهاجرت به آمريكا بدهيد، شايد شانس شما برسد و بتوانيد به آمريكا برويد.
من دراين كشور بيگانه در نهايت غربت در انتظار مرگ هستم شايد تنها شانس من مرگ باشد.
مردى بود حدود ۴۵ ساله گريه ميكرد و زير زبان با خود حرف ميزد. در شرايطى نبود تا بيشتر از او سئوال كنم. ترجيح دادم دفتر كار همكارم را ترك كنم.
شنيده بودم تعدادى از ايرانيان به شهر هاى توريستى تركيه رفته اند تا با پليس مشكل نداشته باشند. در اين شهر ها مانند آنتاليا و آناليا تعداد زيادى ايرانى ويلا و خانه خريده اند و چنانچه ايرانى بلاتكليف در اين شهر ها باشد، امكان بهتربراى فرار از مشكل رويارويى با پليس دارند.
گرفتن تصميم براى رفتن به اين دوشهر براى من ساده نبود، زيرا در آلمان مشكلات كارى داشتم. براى پايان كار تهيه اين گزارش و رسيدن به نتيجه بهتر راهى دو شهر مزبور در جنوب تركيه در سواحل زيباى درياى مديترانه شدم.
نخست به آنتاليا رفتم در اين شهر يك ايرانى را ميشناسم كه سالها است به كار فروش نقره جات تزئينى مانند دستبند و گردن بند مشغول است.
وى بسيار گله داشت و ميگفت بازار فروش اجناسى كه من توليد ميكنم كساد است، زيرا بعد از نطق احمدى نژاد و اعلام اين نكته از سوى وى كه ايرانيان براى قر دادن و رقصيدن با مردان به آنتاليا مى آيند، از ورود ايرانيان به اين شهر كاسته شده است. بعد از خواهش من با يك ايرانى تماس گرفت، قرار شد براى ديدن من به فروشگاه وى بيآيد.
مردى بود حدود ۶۰ ساله با چهره اى كه گوئى رنگ خنده بخود نديده بود و چشمانى به گود نشسته.
مشكل ورود به قبرس ترك
نميدانستم از كجا آغاز و چه سئوالى مطرح كنم. دوست نقره فروش با اشاره به هدف و كار من از وى خواست به سئوالاتم جواب دهد و اضافه كرد ميتواند به من اعتماد كند.
قبل از مطرح كردن سئوال خودش شروع كرد. همه ايرانيانى كه در شرايط بلاتكليفى در تركيه بسر ميبرند شرايطى چون من دارند و اگر احياناً در سنين بالا مثل من باشند، درمان بيمارى، پزشك و جراحى نيز به آن اضافه ميشود. هيچيك از ما بيمه درمانى نيستيم و دارو در تركيه بسيار گران است. من با خرج چهار هزار يورو، دو هزار يورو براى قاچاقچى و دو هزار يورو براى جراحى مثانه قاچاقى به ارمنستان رفتم و عمل كردم. دار و ندارم را همسرم در ايران فروخت تا هزينه جراحى وسفر را بپردازد.
مشكل ديگر مهر ورود و خروج تركيه در مرز براى تمديد اقامت توريستى است. چندى است دولت قبرس ترك به ايرانيانى كه بخواهند براى اخذ مهر ورود به تركيه يك ساعت در اين كشور بمانند، اگر با قايق آمده باشند، اجازه ورود نميدهد. به كليه ايرانيانى كه طى چند ماه اخير قصد داشتند براى تمديد اقامت توريستى و اخذ مهر ورود با قايق از آنتاليا به قبرس ترك بروند (زيرا ارزان و نزديك است) اجازه ورود داده نشده است. ايرانيان اجازه دارند فقط با هواپيما به اين كشور وارد و با همان هواپيما خارج شوند تا مهر ورود به قبرس ترك را دريافت كنند. بليط هواپيما گران است و هر كسى نمى تواند بپردازد. من يكبار از اين فرصت استفاده كردم بار دوم نخواهم توانست زيرا قادر به پرداخت هزينه سفر حتى براى يك ساعت نيستم.
مدتى است ايرانيان از راههاى ديگر كه هزينه زيادى دارد براى خروج از تركيه استفاده ميكنند. اين ايرانيان با رفتن به ارمنستان، آذربايجان، ازبكستان، تاجيكستان و ديگر كشورهاى همسايه و نزديك مهر ورود به تركيه را بدست مى آورند.
بعد از تحقيقات ما معلوم شد تعداد زيادى از ايرانيان بلاتكليف در تركيه قصد دارند در اين كشور با يك زن ترك ازدواج كنند تا بتوانند اقامت بگيرند. اين گروه از ايرانيان براى اجراى عقد اسلامى كه در تركيه خيلى رواج دارد با يك روحانى صحبت كرده اند وى حاضر شده مراسم عقد را بر اساس دين اسلام بعمل آورد. سپس معلوم شد به اين نوع عقد، عقد اسلامى اقامت براى مرد و يا زن خارجى تعلق نميگيرد. ازدواج بايد حتماً رسمى و با اجازه اداره ثبت باشد. دولت تركيه براى فرزندان تولد يافته از اينگونه ازدواجها هرگز شناسنامه صادر نميكند. اين كودكان كه تعداد آنها در تركيه به هزاران نفر ميرسد و بيش از نيمى از آنها بالاى سى سال دارند، بدون شناسنامه و تحصيلات حتى ابتدائى، در تركيه زندگى ميكنند.
وزير سابق كشور و مشكل مالياتى
اوتو شيلى وزير سابق كشور در كابينه گرهارد شرودر اولين نماينده مجلس بوندس تاگ آلمان است كه به جرم عدم اجراى قانون ماليات در كشور جريمه وشايد هم به زندان تعليقى محكوم شود. دادستان كشور در گزارش خود عنوان كرده كه وزير سابق كشور ميزان درآمد خود را از دفتر و كالتش به اداره ماليات اطلاع نداده است.
وزير سابق كشور به مبارز سر سخت بر عليه ورود پناهجو به آلمان و اجراى قانون جديد اقامت معروف است وى كه خود ساليان دراز وكيل چپگرايان و حتى در جريان رسيدگى به پرونده ميكونوس سر وكيل گروه وكيلان آلمان بود هنگام تصدى شغل وزارت كشور در زمان دولت شرودر تغيير روش داد و از جمله سياستمداران اروپايى بود كه با ورود پناهجو شديداً مخالفت ميكرد.
اداره تجسس وزارت دارايى پس از بررسى پرونده وى طى گزارشى نوشته است كه وى مقدار معتنابهى پول از موكلين خود دريافت كرده ولى آن را براى اداره ماليات عنوان نكرده است.
اوتو شيلى هنوز نماينده مجلس بوندس تاگ است و مصونيت پارلمانى دارد. هنوز معلوم نيست وزارت دارايى و پليس آگاهى چه تصميمى براى اوتو شيلى خواهند گرفت.
نكته جالب اين است كه وزير فعلى امور دارايى كشور در كابينه خانم مركل آقاى اشتاين ماير از حزب سوسيال دموكرات است.
آبروريزى در سازمان يونيسف آلمان
بعلت پرداخت هاى نامعلوم به افراد، يونيسف آلمان وحشت دارد كه ۲۰ هزار نفرى كه مرتب به اين سازمان كمك ميكرده اند از ادامه كمك خوددارى كنند.
در آخرين بررسى سازمان كنترل مركزى كمك آلمان كه يك سازمان كنترل كننده انجمن ها و سازمانهاى غير انتفاعى براى كمك به مردم است، معلوم شد كه سازمان يونيسف اين كشور ميزان حق الزحمه افراد ارتباطى رابراى دريافت كمك به سازمان اعلام نكرده و بهمين علت براى دريافت پول و ديگر كمك ها براى سازمان مزبور در آينده با مشكل مواجه خواهد شد.
خانم هلگا كوهن سخنگوى سازمان يونيسف كمك به كودكان جهان در اين زمينه اظهار داشت: ادامه كار ما با مهر ويژه اعتبارى سازمان كنترل بسيار مهم است و در حال حاضر با از دست دادن مهر كمك بايد در سال ۲۰۱۰ تقاضاى مهر جديد اعتبارى كنيم. يونيسف آلمان موفق شد در سال ۱۹۹۵ مهر اعتبارى را براى دريافت كمك بدست آورد. اين مهر نمونه اى است از همكارى متقابل و سندى است كه ثابت ميكند سازمانهاى وابسته از طريق رشوه دادن و يا كارگزاران كمك دريافت نكرده اند. با تحقيقات سازمان كنترل مزبور بين سالهاى ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۷ مشخص شد افرادى كه براى كمك به يونيسف تبليغ كرده و مشترى كمك معرفى ميكنند، از يونيسف پورسانتاژ گرفته اند. بهمين دليل اين سازمان مهر اعتبارى خود را از يونيسف پس گرفت.
سازمان يونيسف آلمان دويست و سى و يكمين سازمان خيريه ايست كه از مهر اعتبارى كنترل ويژه استفاده ميكرد. از آغاز كار سازمان كنترل ويژه امور خيريه در شانزده سا پيش اين اولين بارى است كه يك سازمان خيريه مانند اونيسف مهر اعتبارى خود را بايد پس بدهد.
شهبانو فرح از اعضاء و نمايندگان سازمان يونيسف است. اين سازمان تا كنون به بسيارى از سازمان جهانى كمك مهر ويژه خود را داده است.
Iradj.rabii@freenet.de
www.djar.eu