Nimrooz
Vol. 18, No. 971, February 29, 2008
سال هيجدهم - شماره ۹۷۱ - جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۸۶
دكتر كاظم وديعى
پديده خرد و ريز كردن كشورها
محافظه كاران جديد اروپا
بازار نيروگاه هاى اتمى
003834.jpg
وديعى
شعارى به وام گرفته از چين بعد مائو:
-در نيمه اول سال هاى ۱۹۸۰ دولت كمونيست چين شعارى داشت به اين مضمون: «كار بيشتر، درآمد بيشتر» و با اين شعار كارگران را به امضاى پيمان كار كشانيد و جرايد آن زمان نوشتند كه: «اين است سوسياليزم، بيشتر كار مى كنيم و بيشتر درآمد خواهيم داشت». اين شعار در آن روزگار نماسيد. زيرا به هر حال ساعت كار آدمى در يك شبانه روز محدود است پس كار بيشتر از آن ميسر نيست و چون كار بيشتر ميسر نيست درآمد بيشتر هم ميسر نمى تواند باشد و البته استثنائى هم هست درباره معدودى از كارگران معادن كه به جان مى زدند و از خود قهرمانكى در مكتبى بنام استخانويسم شوروى مى ساختند (۱).

دام...
-با وجود اين تجربه ناموفق، رئيس جمهور فرانسه اين شعار را عيناً از صندوقچه چپ درهم شكسته سال ها و سال هاى پيش بيرون آورده و در دستور كار و برنامه خود نهاده است. نيكلا سركوزى سياستمدارى است دست راستى و طرز فكرى گرفته از محافظه كاران جديد آمريكاى عهد پرزيدنت واكر بوش دارد.(۲). ايشان با همكارانى كه از طيف راست و چپ دارند بى اعتناء به رابطه قدرت خريد و دستمزد در نظر دارند موتور اقتصاد پس پس رونده فرانسه را به راه اندازند و عجيب است كه در دام شعار خويش افتاده اند. به همين دليل است كه محبوبيت ايشان ظرف ماه هاى اخير از بالاى ۶۰ درصد به زير ۴۰ درصد رسيده است.

توسعه طلبى كاذب نظامى:
-اما خوب كه بنگريد مى بينيد از بعد اعلام ايجاد يك پايگاه نظامى در خليج فارس و نيز اظهاراتى در باب اعزام قشون به افغانستان، مردم سرايت ويروس جنگ آورى را به سرزمين فرانسه حس كرده اند و در يأس به سر مى برند. كيست كه نداند كه فرانسه بدهكار است و در تجارت خارجى و ميزان رشد سالانه مورد ملامت بروكسل يعنى اتحاديه اروپا هم واقع شده است؟ در يك كلمه بخشى از برنامه هاى فرانسه فعلى بوى مشاركت در «اشغال» سرزمين ها دارد و دخالت اين دولت در دفاع از دولت منحط چاد نشانى است بر آن.

ويروس محافظه كاران جديد در اروپا:
-سرايت بيمارى هاى سياسى دوره بوش به اتحاديه اروپا با توجه به اين كه فرانسه به زودى براى مدت شش ماه بر اتحاديه اروپا رياست خواهد كرد نگران كننده است و اگر وقايع منتهى به استقلال اعلام شده كوسووو و عكس العمل مردم و دولت صربى را بر آن اضافه كنيم و بشنويم صداى روسيه و مخالفان تجزيه يوگسلاوى سابق به اين نتيجه مى رسيم كه:
۱-وحشت از چين محافظه كاران را دائماً به اشتباه مى برد.
۲-اتحاديه اروپا از خرد و كوچك ساختن كشورهاى سابقاً وابسته به شوروى به واقع سود مى برند.
۳-فرانسه، انگلستان و آلمان در رابطه با ديگر كشورهاى عضو دموكراتيك عمل نمى كنند و روسيه هم از قدرت غرب اروپا بيمناك است (۳).
در بررسى آخرين اتفاق در اتحاديه اروپا يعنى اعلام استقلال كوزوو دو نكته قابل توجه است. نخست آن كه يوگسلاوى به عهد تيتو كشورى بود فدرال كه در آن بخش هاى از هم جدا شده امروزى آن (مقدونى، صربى، سلوونى، بسنى، هرزگوين، كرواسى، مونتگرو و كوزوو...) در همزيستى همراه با استقلال داخلى به سر مى بردند. بعد سقوط شوروى ميلونويج به اتكاء تعصب ملى صرب ها از هرگونه نرمش سياسى در قبال شرايط زمان سر باز زد و كشور خود را ويران و جداسرى ملل تابع بلگراد را تسريع كرد. دوم آن كه بعد اعلام استقلال كوزوو، مردم بلگراد در تظاهرات خود حمله بسيار به دولت آمريكا كردند و تا پاى حمله به سفارت آمريكا در بلگراد پيش رفتند و نشان دادند كه سرايت اراده محافظه كاران نو به اروپا از بيخ و بن اشتباه است. به حدى كه در آينده صرب ها كه پراكندگى وسيعى در كوزوو دارند ممكن است در همه جا به مقاومت هائى سخت عليه سياست آمريكا دست زنند و مسلماً روسيه از اين بابت از كمك به نهضت هاى مقاومت احتمالى مضايقه ندارد.

معضل ركود اقتصادى:
-همه اين ها سر در ركود اقتصادى غرب دارد كه به چين و ديگر دول نوخاسته عظيم مثل هند فرصت رشد بيشتر مى دهد و به هر حال بر نگرانى هاى آمريكا و اروپا افزوده مى شود. نفت بالاى صد دلارى فعلى كمرچين و هند را نمى شكند و كمر دول نفت دار را راست نگهميدارد زيرا در هر دو گروه از كشورهاى مزبور كارگر ارزان و فراوان وجود دارد. برعكس در كشورهاى بزرگ صنعتى كه خريدار عمده نفت اند به دليل نياز به نفت و دستمزدگران ايجاد بحران هاى ريز و درشتى خواهد كرد.

عامل تأثيرگذار جنگ عراق و كويت و ايران:
-وضع فعلى عراق اشغال شده وسيله آمريكا واقعاً كمكى به اقتصاد آمريكا نكرد. عراق به عهد صدام سالانه ۴۴ ميليون تن به بازار نفت جهان عرضه مى كرد و بهاى نفت خاورميانه بعد انقلاب اسلامى ايران سالى چند هر بشكه بين ۸ و ۱۰ دلار نوسان داشت. بدون ترديد جنگ موسوم به خليج GOLF عراق را ضعيف كرد و توليد نفت را نكاست و جنگ تحميلى عراق با ايران باز عراق را ضعيف كرد، نه توليد نفت آن را «برنامه توليد نفت- در برابر موادغذائى براى عراقيان وارد اين بحث نمى شود.» ولى اشغال عراق وسيله آمريكا و مؤتلفان (-منهاى حذف صدام كه در اين محاسبه نيست)، عراق و آمريكا هر دو را ضعيف كرد و علل آن روشن است. يك مثال از عراق به درك مسئله كمك مى كند. روزنامه صبّاح چاپ بغداد مى نويسد دولت در آينده (۲۰۱۴- ۲۰۱۳ به بعد) صاحب ۴۰ فروند هواپيماى تجارتى خواهد شد به بهاى ۶ ميليارد دلار و از نوع بوئينگ. يعنى انحصاراً از آمريكا و البته چند هواپيما هم از كانادا مى خرد به پاداش وفادارى كانادا در امر اعزام قشون به عراق و افغانستان كه در مقالات پيشين از وفادارى عقاب هاى ارتش كانادا به كاخ سفيد نوشتيم. ولى امروز كشور عراق تنها داراى دو فروند هواپيماى مسافربرى مستعمل است.
پس عراق طرفى نبسته از اين هجوم و مشت نمونه خروار است و تا سال هاى سال كه مسلماً زودتر از سال ۲۰۲۰ نيست قدرت اقتصادى و امنيت اجتماعى و استقلال سياسى اش قابل اعتناء نيست و غرامت دادن اين كشور از پول نفت به تك تك مؤتلفان حتمى است. به عبارت ديگر ضعف اقتصادى امروز آمريكا به عهده عراق افتاده است لااقل براى يك دوره ۲۵ ساله.
خواهيد گفت اوباما؟! پاسخ آن است كه حرف آن را به سال ۲۰۰۹ آن هم اگر در قدرت باشد خواهيم زد كه: به دشت آهوى ناگرفته مبخش.

فقر آشكار در كشورى غنى:
-با اين همه بحران اقتصادى كه حرفش را مى زنند و شاهد وفور كالا و مصرف زياد و بهاى جهنده مواد مصرفى هستيم دنياى غرب و شرق در ولعى به سر مى برند حيرت آور. مثال ملموس آن غيرعادى اشياء لوكس است. توجه كنيم به اين كه در سال ۲۰۰۷ در كشور پر كسر بودجه فرانسه فروش به قول معروف بازار تهران طلاآلات رشدى برابر ۵۲ درصد و فروش ساعت هاى تزئينى رشدى برابر ۵/۲۲ درصد داشته است.
بارى در كشورى كه پنجمين و يا ششمين قدرت جهان است در همين ايام تظاهرات شبانه بى خان و مان ها كه در اين زمستان در كوچه ها و بر پنجره حرارت بخش سوراخ مترو مى خوابند برپاست آن هم در ميدان باستيل آنجا كه بنامش انقلاب خونبارى شد تا فقرا از فقر رها شوند، ولى هيچيك از انقلاب ها مشكل گشا نبوده و نيست.
مراد آن است كه با دو مثال فوق دريابيم كه جامعه بشرى غنى شده ولى بيداد بجاست چرا كه از نظر اقتصادى جهان سرمايه دارى با خصلتى كه دارد از بحرانى به بحران ديگر مى رود. (۵)

چاره جوئى غربيان سرمايه دار:
-غرب چه در سر دارد تا درمان بحران كند؟ در گذشته اى نه چندان دور، غرب با سر و صدا اسلحه به نفت داران مى فروخت و اينك نه تنها غرب بلكه تمام دول بزرگ از جمله روسيه و چين همان كار را مى كنند ولى بى سر و صدا. ولى اين تجارت كافى آنها نيست بنابراين متوجه فروش نيروگاه هاى اتمى شده اند. همان صنعتى كه به خاطر زباله هاى از بين نرفتنى اش در سال هاى ارزانى و فراوانى نفت مورد ايراد بود و حتى در سال هاى هشتاد كه عراق و كويت و ايران به خود ويرانگى افتادند و نيز به سبب آن انفجار مشئوم چرنوبيل به كسادى بازار مبتلا شد و همه جا در سالنامه هاى اقتصادى در فصول مربوط به «نفت و زغال و اتم» مى خوانديم: «آيا انرژى هسته اى آينده اى دارد؟» و با وجود آن كه تنها ده دوازده كشور در باشگاه اتم حضور داشتند صدها مقاله و كتاب در خطر ابرهاى هسته اى منتشر شد (۷) و شايد باور نشود كه صاحبنظران سال هاى ۱۹۸۰ چه قلم ها كه در فضيلت زغال سنگ و زغال چوب نفرسودند.
همان زغالى كه دودش برلن و لندن و پاريس را سيه چرده داشته بود.
گفتنى است كه محققانى چون شواليه و باربه و بن زونى مى گفتند در نهايت نيروگاه هاى اتمى جز ۷ درصد انرژى مورد نياز را تأمين نخواهند كرد و بد نيست بدانيم كه از ۶۰۰۰۰۰ مگاوات پيش بينى شده براى سال ۱۹۷۰ تنها ۲۲۰۰۰۰ مگاوات در ۱۹۸۶ توليد مى شد (۸).

در ستايش اتم:
-اما امروز در سراسر جهان سرمايه دار شاهد مدح و ستايش انرژى هسته اى هستيم. بى آن كه ترقيات فنى و فناورى هاى به كار گرفته در اين صنعت را منكر باشيم. از آنجا كه مسئله زباله هاى اتمى حل نشده است، نگاه پر ترديد ما در حسن نيت مبلغان بجاست. به ويژه آن كه مبلغين و بازاريابان اين كالا بيشتر همان رؤساى ممالكى اند كه در حال حاضر با انواع بحران دست به گريبان اند در جوامع سرمايه دار و صنعتى.
شگفت اينجاست كه در حال حاضر در هيچ رسانه اعم از نوشتارى و صوتى يا تصويرى و حتى در بلوك ها هيچكس يك كلمه عليه انرژى هسته اى و نيروگاه هاى اتمى نشر نمى دهد و ايران ولائى البته تمام هم خود را در تحسين آن (۹) نهاده و گرچه يك چراغ از هيچ نيروگاه ما هنوز روشنى نگرفته واله و شيداى آن هستيم و چشم حسود كور. به چند رقم توجه نمائيم:

آمارى چند از نيروگاه ها:
-در حال حاضر ۴۳۸ نيروگاه اتمى در سراسر جهان مشغول بكارند و سفار تنها به ۶۱ واحد ديگر بالغ است. اما حدود ۱۵۹ طرح نيروگاه اتمى در دست تهيه و ۳۰ واحد در دست ساختمان اند. بنابرين قريباً با عوارض مثبت و منفى ۶۸۸ نيروگاه اتمى در سراسر جهان روبرو خواهيم بود. اين نيروگاه ها هميشه براى رفع نياز داخلى هر كشور نيستند و گاه هدف اصلى فروش نيرو به همسايگان است. پس تجارتى است سودآور براى دارنده آن (۱۰).
منتهى سوخت اين نيروگاه ها هم هميشه دست كشور دارنده نيست و بديهى است در چنين حالت كل اين نيروگاه هاى خريدارى شده از كشورهاى بزرگ صنعتى در گرو همان كشورهاى بزرگ صنعتى خواهند ماند.
تقاضا در اين زمينه به حدى است كه كشورهاى بزرگ فروشنده دچار كمبود مهندسين خبره اين صنعت اند و عرضه اين كالا از سوى كشورهاى صنعتى نيز به حدى است كه فروش آن را تنها عامل خروج از بحران اقتصادى و كسر بودجه دولت ها مى دانند. (۱۱).
اين كه كشورهاى بزرگ كالاى صنعتى خود را به كشورهاى نوكيسه نفت يكصد دلارى بفروشند و آنها هم با سر فرازى ملى به بهانه تأمين انرژى و ورود به جرگه ملل صاحب علم هسته اى بخرند البته امرى است طبيعى. چرا كه قانون عرضه و تقاضا از نفس نمى افتد. اما اين كه كشورهاى نوكيسه به عوارض آن كم توجه و تنها به داشتن آن سرفرازى كنند (۱۲). محل تأمل است. اين عوارض عبارتند از: ۱-تأمين كادر متخصص. ۲-تدارك دفن زباله هاى اتمى. ۳-وابستگى شديد به فروشندگان (۱۳). ۴-اينكه گاهى در نصب و استقرار يك نيروگاه كشور خريدار نه با يك كمپانى و يك كشور خارجى بلكه با چند كمپانى و كشور خارجى سر و كار دارد. يعنى كه هر يك او را به سوئى مى كشند و در نهايت دربند و عقد و گرو چند قدرت است.

هدف ديگر غرب:
-اما هدف غرب از ارائه سريع اين كالا تنها كسب سودآنى نيست. هدف برتر غرب كاستن نياز به نفت و دربند داشتن كشورهاى دارنده آن است تا امكان هر نوع تعرض از سوى نوكيسه ها رفع يا مهار شود و البته با درآمدى كه از فروش اين نيروگاه ها به دست مى آورد غرب بحران موجود را مهار و تا حدى مسئله رابطه دستمزد و قدرت خريد را حل مى كند.
در كمال احتياط از پيشداورى بايد خاطرنشان كرد كه اين بار با كالا و صنعتى پر رشد روبروئيم كه گستردگى بازار آن بيمناك است زيرا اين تنها صنعتى است كه كليدش به هر حال در دست فروشنده عالم بر دقايق فنى و سوخت و زباله هاى اتمى خواهد ماند.

دور باطل بحران و خرد و ريز كردن كشورها به بهانه قوم گرائى:
-امكان دارد كه غرب در اين فروش كلان نيروگاه هاى اتمى بحران فعلى را از سر رد كند زيرا سه كالاى ابزار جنگ و هواپيما و نيروگاه اتمى در شرايط جهان امروز بازارى عطشان و پر اشتها دارد ولى آن بيمارى ناشى از رابطه سالم ميان دستمزد و قدرت خريد و آن جاذبه سودآنى جهان سرمايه دارى (كه در حال جهانى شدن است) او را از حل آن مسئله پيوسته غافل نگهميدارد. پس به بحرانى تازه مى رسد كه منتهى مى شود به دورى باطل و همين غفلت و قبول دور باطل است كه غرب يا هر كشور جا افتاده در چهارچوب سرمايه دارى را به تعدى و تجاور و طمع بر دارو ندار ديگرى واميدارد و در شكل امروز خود تن درمى دهد عالماً و عامداً به خرد و ريز كردن كشورها به بهانه بومى گرائى، قوم بازى و حتى مذهب و دين. زيرا كشورها هر چه كوچك تر مطيع تر و رام ترند.
رامسفلد وقتى سر كار بود روزى در مورد ايران گفت: ايران كشور بزرگى است از لحاظ مساحت... و در خلوت ذهن خود شكستن و خرد و ريز كردن آن را زمزمه مى كرد و چه كنفرانس ها كه در مؤسسه ENTEREPRISE وابسته به كاخ سفيد در باب قوم گرائى در ايران برپا شد و از بعد آن زمزمه هاى كوتاه و بلند از سوى هواداران ايرانى اين نظريه كه ريشه آن در دور باطل بحران هاى اقتصادى است به گوش همگان رسيد.

افتتاح سفارت كوزوو قبل از اعلام استقلال:
-محافظه كاران نو اين خرد و ريز كردن كشورهاى ناسازگار را مى جويند و چون ويروسى اين نظريه به اروپا رسيده به بهانه كوزوو كه هشت سال است آمريكاى بوش بر آن كار مى كند بحران خشونت بارى در اروپا ظهور كرده است.
آقاى ژان پير شوونمان (۱۴) رجل سياسى پر سابقه فرانسه معتقد است كه شناختن استقلال سه خطاى بزرگ را در بردارد نخست آن كه اين منطقه هميشه خودمختارى را مى جسته اند نه استقلال را و در قطعنامه شماره ۱۲۴۴ مورخ دهم جون ۱۹۹۹ اين نكته با موافقت صرب ها، روس ها، اتحاديه اروپا و آمريكا آمده است و صراحت هم دارد دوم آن كه در باب تماميت ارضى جمهورى فدرال يوگسلاوى و در قرارداد صلح هلسينكى هم آمده است كه اين مهم ضامن صلح و دافع جنگ است. بدون شك مى توان قطعنامه ديگرى صادر كرد ولى اين كار نشد و اعلام استقلال با زعامت و تشويق و مشاركت فرانسه و انگليس صورت گرفت و اين خطائى است از خارج تحميل بر اتحاديه اروپا هم به بروكسل و نيز سيماى اروپا لطمه خورده است و چگونه ممكن است قبل از تصويب شوراى اتحاديه اروپا فرانسه سفارتى بنام كوزوو داشته باشد. به هر حال و سوم آن كه صلح اروپا با اين اقدام متزلزل شده است.
خطا آنجا برملا مى شود كه دول پيشتار محافظه كار جديد اروپا طورى از فرهنگ و دين صرب اسلاو حرف مى زنند كه گوئى اينها مقيم اروپا نيستند و يا اروپائى نمى باشند (۱۵).

خطر تسّرى به ايران:
با همه حرمتى كه بر استقلال مردمان سرزمين ها داريم از ديد ژئو پولتيك نمى توانيم بر نظريه رامسفلدها را كه در نهايت تجزيه كشورهاى تاريخى مقاوم در برابر جهانگشائى هاى جور واجور ابرقدرت ها دارند بى اعتناء بمانيم. آنچه در ذهن اين ابرقدرت ها در باب كردستان بزرگ است و آنچه از تحريكات در ايالات مرزى ايران در اين سال ها ديده شده است با بود ايران در تضاد است. هوشيارى بسيار لازم است تا مردم ما از هر طبقه و گروه و سنخ و با هر درجه از آگاهى هاى سياسى در دام موسعاً گسترده هواداران نظريه رامسفلد نيفتند و اين ربطى ندارد با انواع نظام ها كه به هر حال رفتنى اند و ايران ماندنى است.

پانويس:
۱-رجوع كنيد به بيلان اقتصادى و اجتماعى سال ۱۹۸۶- چاپ لوموند «پرونده و اسناد».
۲-نك: تمامى برنامه انتخاباتى ايشان- نطق هاى تكرارى در اين ۹ ماهه.
۳-وجود چهارصد هزار كلاشنيكف روسى در دست مردم صرب مقيم كوزوو به استناد برنامه تلويزيون۵ فرانسه موسوم به C'EST DANS L'AIR حتمى است و مردم مخالف استقلال كوزوو هنوز هيچ نشده اين كشور را اسرائيل اروپا مى دانند كه پايگاه هاى مهمى به آمريكا خواهد داد. (با قيد احتياط).
۴-منبع آمارها CPDHBTO و گزارش بررسى بازار فلورانتن كولولمپ مورد استناد است.
۵-اين خصلت در اين نوشته از زاويه عدم رابطه بين دستمزد و قدرت خريد مورد بحث است و البته خدمات علمى و فنى جهان غرب ارزش والاى خود را دارند.
۶-نك: سالنامه هاى اقتصادى لوموند و ATLASCO سال هاى ۱۹۸۰.
۷-از جمله كتاب: اقتصاد و انرژى بنياد ملى علوم سياسى و نشر DALLOZ است به سال ۱۹۳۸ و از جمله مقالات نوشته و رونيك موروس به سال ۱۹۸۶ و همكاران سالنامه اقتصادى لوموند همان سال.
۸-در همين سال سخت ترين انتقادات از سوى غرب و اپوزيسيون به برنامه انرژى اتمى ايران قبل از انقلاب اسلامى به نظام برنامه ريز گذشته وارد شد.
۹-نيروگاه اتمى بوشهر ۳۰ سال است در حال به ثمر رسيدن است و هزينه واقعى آن نشر نمى شود.
۱۰-نك به آمار CEA- AREVA- PHOTOS.
۱۱-نك فيگارو اقتصادى ۱۸/۲/۲۰۰۸.
۱۲-كار اين سرفرازى ها به آنجا كشيده است كه حضرت خامنه اى رهبر ولائى مى گويد: خدا مردم را مواخذه مى كند اگر دست از فعاليت اتمى بكشند. اين ميزان شيفتگى در تاريخ اين صنعت بى سابقه است. بايد ديد چه ميزان از آن ناشى از تبليغات غرب است.
۱۳-براى دريافت اين عوارض در صورت لزوم رجوع كنيد به «مقدمه بر محيط شناسى» از نگارنده- چاپ انتشارات بهبهانى- ۱۳۷۲.
۱۴-نك فيگارو ۲۲ فوريه.
۱۵-مورخ و اقتصاددان معروف بنام SERGE MAITAIS اهل آلبانى معتقد است حاكميت صربى بر كوزوو شدنى نشد. مردم رأى دادند و اين براى استقلال كافى است. ولى نظام دولت- ملت نبايد بر كوزوو حكومت كند و حقوق صربى ها به تمام و كمال بايد رعايت شود براساس حقوق بشر. ولى ايشان به پديده سارى و جارى خرد و زير كردن دول مقاوم در برابر غرب و آمريكا اشاره اى ندارند (همانجا).

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
طنز
از آنچه گفته اند
انگليس
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
علمى
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   طنز   •   از آنچه گفته اند   • 
•   انگليس   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   •   جهان   • 
•   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   •   علمى   • 
•   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •