|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
حكومت ايران اشتباهات شاه را تكرار مى كند
يكى از استثنايى ترين وقايع در طول تاريخ تلاش هاى بشرى براى كسب حق تعيين سرنوشت در ۱۱ فوريه ۱۹۷۹ اتفاق افتاد، زمانى كه ملت ايران با كمك انقلاب اسلامى خود موفق به سرنگونى حكومت فاسد سلطنتى شاه شد. در زمان پيروزى، رهبران انقلاب ايران كارهايى را انجام دادند كه كمتر كسى كه زمامدارى يك كشور را بدست گرفته است، تاكنون انجام داده است: آنها قدرت خود را كه تازه بدست آورده بودند، به مردم برگرداندند. پس از گذشت دو ماه از آن روز تاريخى (۲۲ بهمن)، رهبران انقلاب به فكر ايجاد يك نظام حكومتى مدرن افتادند كه پيش از اين امتحان نشده بود، نظامى كه تركيبى از اصول حكومت دموكراتيك و اصول ارزش هاى پايه اسلامى بود. اين تركيب بى نظير عقايد به شكل يك قانون اساسى درآمد كه در يك همه پرسى ملى به طرز چشمگيرى به تأييد ملت ايران رسيد. افسوس كه اين نظام حكومتى ابداعى، اكنون از درون با يك تهديد جدى روبروست.
حزب حاكم در دولت ايران يك بار ديگر مى رود تا اشتباهات شاه را تكرار كند- اشتباهات سنگينى كه منجر به قيام يك ملت جسور بر عليه او شد. درست همانگونه كه شاه تلاش كرد مخالفت ها را سركوب كند و يك قدرت بى رقيب را به شكل حزب رستاخيز به مردم تحميل كند، تندروهاى امروز ايران نيز در تلاشند يك حزب منحصر به فرد سياسى از خودشان ايجاد كنند. ماه گذشته متحدان محافظه كار محمود احمدى نژاد در وزارت كشور اعلام كردند كه بيش از ۲۰۰۰ نفر از كانديداهاى انتخابات مجلس به قدر كافى به انقلاب اسلامى وفادار نيستند و بنابراين براى شركت در انتخابات فاقد صلاحيت هستند. بسيارى از آنهايى كه در پروسه بررسى صلاحيت در وزارت كشور غربال شدند، پايبندى بى چون و چراى خود را به كشورشان و به نظام حكومت اسلامى آن به اثبات رسانده اند. اما استدلال آنها، كه البته غيرمنطقى هم نيست، اين است كه براى اينكه اين نظام همچنان يك نيروى الهام بخش و مطرح در جهان امروز باقى بماند، بايد همزمان با گذشت زمان به برخى از اصلاحات اجازه ظهور دهد.
قوى ترين دليل توانايى ماندگار جمهورى اسلامى در همه پرسى آوريل ۱۹۷۹ به معرض ظهور رسيد، زمانى كه اكثريت ايرانيان- زن و مرد، پير و جوان، فارس، كرد، آذرى، عرب، شيعه و سنى، مسيحى، يهودى، بهايى و زرتشتى- اعتقاد خود را مبنى بر اينكه نظام حكومت اسلامى نه جامعه آنها را سركوب و نه نفى خواهد كرد، بلكه از حقوق آنها حمايت و شأن و منزلت آنها را حفظ خواهد نمود، به اثبات رساندند. پس از گذشت ۲۹ سال، توانايى اين حكومت براى اينكه همچنان چترى براى اين ملت باشد، به بوته آزمايش گذاشته شده است.
شوراى نگهبان، مجمعى كه وظيفه نظارت بر انتخابات را به عهده دارد، حرف آخر را درباره بازگشت كانديداهاى غربال شده به انتخابات ۱۴ مارس خواهد زد. آنها قدرت تصميم گيرى براى خفه كردن صداى اصلاح طلبان و خيل عظيمى از مردم را دارند، به گونه اى كه صداى آنها حتى در دولت خودشان هم شنيده نشود. آنها عاقل خواهند بود كه به يك درس مهم از تاريخ انقلاب ايران توجه كنند: ايرانيان ملتى مغرور و شجاعند كه براى مدت طولانى در برابر حكومت ظلم و ستم تسليم نخواهند شد.
منبع: ديلى استار، ۱۶ فوريه
|
|
|
|
|
رانستورپ در مصاحبه با فيگارو:
بين ترور مغينه و فرار عسگرى رابطه وجود دارد
دكتر ماگنس رانستورپ، استاد كالج دفاع ملى سوئد و كارشناس مبارزه عليه تروريسم، دليل ترور عماد مغنيه را به فرار اخير يك مسؤول عالى رتبه ايرانى به ايالات متحده مرتبط مى داند.
دليل اهميت عماد مغنيه براى حزب الله چه بود؟
او يك پايش در حزب الله لبنان و پاى ديگرش در ايران بود. مغنيه در برخى از عمليات حزب الله، مسؤوليت برقرارى ارتباطات لجستيكى بين تهران و حزب الله را برعهده داشت. او همچنين يكى از مخفى ترين رهبران حزب الله بود. او با توجه به همكارى ها و خدمات ارزنده اش، به ويژه در حمايت از گروه مقاومت فلسطين در لبنان و عهده دارى محافظت از شيخ حسن فضل الله [يكى از اولين رهبران حزب الله]، به طور مستقيم به شيخ حسن نصرالله، گزارش مى داد. برخى او را بسيار شبيه به جواد نورالدين، عضو مرموز شوراى اصلى تصميم گيرى حزب الله، مى ديدند. به هر حال او هر كه بوده باشد، فقدانش براى حزب الله بسيار سخت است، زيرا رهبرى گروه امنيت ويژه را برعهده داشته.
نقش او در سال هاى اخير چه بود؟
مغنيه قبل از جنگ تابستان ۲۰۰۶ كه بين اسراييل و حزب الله درگرفت و همچنين در خلال آن، در تدارك و رهبرى برخى عمليات نظامى عليه نيروهاى مسلح اسراييل نقش مؤثر داشت. ولى از اواخر سال هاى ۱۹۹۰ مسؤوليت برقرارى ارتباط ميان ايران، حزب الله و حماس را داشت. اين در حالى بود كه در آن زمان حماس درگير انتفاضه دوم شده بود. مى توان گفت كه مغنيه به گونه اى بين حزب الله و حماس ارتباط و همكارى لجستيكى برقرار مى كرد. معاون او در سال ۲۰۰۱ در اردن دستگير شد. مغنيه همچنين مسؤول ثبت نام و به كارگيرى خارجيان در مأموريت هاى شناسايى در اسراييل و كشورهاى ديگر بود.
آيا ممكن است حزب الله به زودى دست به اقدامات تلافى جويانه بزند؟
در اين رابطه، نيروهاى ايرانى و حزب الله بهترين زمان را انتخاب خواهند كرد و بى شك به طور نسنجيده و بدون تفكر دست به چنين اقداماتى نخواهند زد. ايران و متحدان شيعه لبنانى اش پس از فرار عليرضا عسگرى، شخصيتى ايرانى كه در تأسيس حزب الله در سال هاى ۱۹۷۰ نقش داشت، مهره بسيار مهمى را از دست دادند. فرار او يك موفقيت بسيار بزرگ براى سرويس هاى امنيتى امريكا محسوب مى شود. او مسايل زيادى را مى دانست و من معتقدم كه بين فرار او به ايالات متحده و ترور مغنيه رابطه تنگاتنگى وجود دارد.
در مورد شيخ نصرالله كه اكنون مدت ۲ سال است مخفى شده بايد بگويم او بى شك پس از ترور مغنيه نسبت به امنيت شخصى اش نگران تر شده است.
منبع: فيگارو، ۱۳ فوريه ۲۰۰۸
|
|
|
|
|
نگاه گاردين به رشد احساسات ضد اسلامى در غرب
مساجدى كه از سوى عربستان يا ايران حمايت مى شوند؟
گريت وايلدرز عضو محبوب پارلمان هلند است و فيلم او موجب برانگيختن مباحثات فراوانى در اين كشور شده است. او خواهان پايان بخشيدن به ساخت مساجد و مهاجرت مسلمان است. مصاحبه يان ترينور با او در شهر لاهه هلند را در زير مى خوانيد.
گرت وايلدر، مردى با موهاى سفيد است كه به تماشاى تلويزيون معتاد است. او عاشق مارگارت تاچر است و كباب را به همبرگر ترجيح مى دهد. وايلدر مشكلى با مسلمانها ندارد. او فقط از اسلام بدش مى ايد يا حداقل خودش اينجورى مى گويد. وايلدر، يك عضو حزب دست راستى رومن كاتوليك، مى گويد: «اسلام يك دين نيست، يك ايدئولوژى است. ايدئولوژى متعلق به يك فرهنگ عقب افتاده.»
اين سياستمدار هلندى كه خود را دنباله رو افراد مستقلى مى داند كه ترور يا توقيفشان اخيراً، وضعيت هلند را آشفته كرده است، مطالعه پر سر و صدايى را راجع به قرآن انجام داده است. او با شبيه دانستن قرآن به كتاب «نبرد من» هيتلر، خواستار زدودن «قرآن فاشيستى» از هلند، بازنويسى قانون اساسى براى ممنوعيت مهاجرت از تمام كشورهاى مسلمان و تشويق مسلمانان به خروج از كشور و نيز بازپس گيرى شهروندى هلندى از مجرمان مسلمان وعودت دادن آنها به كشورهايشان شده است. با اينحال او مشكلى با مسلمانان ندارد. او مى گويد: «من با سنت، فرهنگ و ايدئولوژى اسلام مشكل دارم- نه با مردم مسلمان.»
او وقت خود را صرف بررسى سوره هاى قرآن و اشعار اعراب قرن هفتم كرده است. نتيجه تحقيقات او به صورت فيلم كوتاهى درآمده كه هلند را در وحشت فرو برده است. او مى گويد مشغول كارهاى نهايى بر روى فيلم ۱۰ دقيقه اى اش است و براى نمايش آن، وارد گفتگو با چهار شبكه تلويزيونى شده است.
او در كنفرانس خشك و بيروحى در پارلمان هلند در شهر لاهه و درحاليكه مأموران امنيتى براى محافظت او در بيرون ساختمان جمع شده اند، توضيح مى دهد: «اين فيلم تفرجى در قرآن است. قصد من نشان دادن چهره واقعى اسلام است. من آن را به چشم يك تهديد نگاه مى كنم. من سعى مى كنم به كمك تصاوير نشان دهم چه چيزهايى در قرآن نوشته شده است و به عنوان انگيزه به خورد مردم دنيا داده مى شود. جوانان مراكشى، هر روز مشغول كتك زدن همجنسگراها در خيابان هاى آمستردام هستند.»
وايلدر باهوش و سرزنده است و با صدايى هيجان آور سخن مى گويد. اخيراً او به عنوان موثرترين سياستمدار هلند انتخاب شده است. ۱۸ ماه پيش او به تنهايى در جلسات حاضرمى شد اما حالا حزب او ۹ كرسى از ۱۵۰ كرسى پارلمان هلند را به خود اختصاص داده و صاحب ۱۵ درصد آراء است. به نظر مى رسد ناسازگارى او با اسلام در حال ثمر دادن است. نسل تازه دست راستى ها نه تنها در هلند، بلكه در سراسر اروپا با تكيه بر عقايد ضد- اسلامى در حال سربرآوردن هستند.
چند ماه پيش، حزب مردم سويس به رهبرى يك ميلياردر تند مزاج به نام كريستف بلوچر، در انتخابات عمومى به پيروزى رسيد. اين در حالى بود كه او همايشى را براى تغيير قوانين سويس براى ممانعت از ساخت مناره بر بام مساجد به راه انداخته بود. ماه گذشته نيز رهبران افراطى دست راستى از احزاب سياسى ۱۵ شهر اروپايى از جمله آلمان، بلژيك و اتريش در آنتورپ بلژيك گرد هم آمدند و بر عليه «اسلامى شدن» شهرهاى اروپايى با يكديگر پيمان بستند. آنها براى چندمين بار خواستار منع ساخت مساجد شدند.
فيليپ دوينتر، رهبر حزب جدايى خواه ولماس بلانگ بلژيك كه گردهمايى آنتورپ را ترتيب داده بود، گفت «ما در حال حاضر ۶۰۰۰ مسجد در اروپا داريم. اينها محل عبادت نيستند بلكه مظهر بنيادگرايى هستند. بعضى از اينها از سوى گروه هاى تندرو در عربستان يا ايران حمايت مى شوند. چنين مظاهرى را بايد متوقف كرد.»
جناح راست افراطى از چندين سال پيش در اروپا برضد مهاجرت موضع گرفته بودند ولى امروزه اسلام را به عنوان هدف اقداماتشان انتخاب كرده اند. اين گردهمايى نتايج متنوعى داشت. حزب بلوچر در سويس به پيروزى چشمگيرى رسيد. وايلدرز هم در هلند سعى در تحريك مداوم براى اصلاح ساختار كشورى دارد.
خارجى ستيزى نزد طرفداران جناح راست ميانه هم بازتاب داشته است. رونالد كخ، از حزب دموكرات مسيحى آلمان كه يكبار تا آستانه صدراعظمى هم پيش رفت، دو هفته پيش شانس خود را به اندازه ۱۲ امتياز در انتخابات كشورى از دست داد. اين رويداد پس از آنكه او در همايشى ازذبح اسلامى ايراد گرفت و براى فراخوانى براى بازگرداندن مهاجران جوان به كشورشان پس از ارتكاب جرم تشكيل داد، اتفاق افتاده است.
وايلدرز از برخى مباحث عليه تكثر فرهنگى كه چند سال گذشته آلمان را فراگرفته است استفاده كرده است. مانند خيلى از افراد دست راست سنتى در آلمان، او سعى دارد سنت مسيحى-رومن اروپايى به طور رسمى به عنوان فرهنگ غالب به رسميت شناخته شود. او مى گويد: «بين فرهنگ ما و فرهنگ اسلامى هيچ تساوى وجود ندارد. به ديدگاه هاى آنها در مورد همجنسگرايان يا زنان نگاه كنيد.»
ليكن وايلدر در جايگاه و اهدافش با بقيه درجناح راست افراطى اروپا اشتراك نظر دارد، و اساساً يك پديده خاص هلندى است. او خود را به چشم يك محرك آزاد سازى مى نگرد كه در برابر «اسلام گرايى» به عنوان تهديدى در برابر تسامح و انعطاف پذيرى هلندى است، موضع گرفته است.
او تأكيد مى كند همفكران من لوپن يا هايدر نيستند. او مى گويد: «ما هرگز به فاشيست ها و موسولينيست هاى ايتاليا ملحق نمى شويم. من خيلى نگران مرتبط شدن با گروه هاى راست فاشيست هستم. ايكونوكلاسم هلندى و اسكانديناويايى بر آزادى بيان اصرار دارند و اين چيزى است كه در واقع انگيزه من ست.»
او نگران اين نيست كه فيلمش دور تازه اى از خشونت ها را به وجود آورد؛ نظير آنچه باعث قتل ونگوگ در خيابان هاى آمستردام شد يا باعث مخفى شدن همكارش آيان هيرسى على يا هياهوى مربوط به كاريكاتوريست دانماركى اتفاق افتاد.
دولت هلند قصد دارد در صورت به نمايش درآمدن فيلم وايلدرز، اتباع و ديپلمات هاى خود را به طور اضطرارى از خاورميانه خارج كند. اين يك زنگ خطر براى تجارت هلند است. وايلدرز مى گويد: «نخست وزير ما يك ترسوى بزرگ است. دولت ضعيف است. آنها از احساسات من متنفرند و من هم از آنها خوشم نمى آيد.»
اما اگر مردم در نتيجه نمايش فيلم او كشته شوند چه؟ «آنها مى گويند اگر حمام خونى به راه بيفتد، نتيجه اين سياست است. آنها دارند يك فضاى ويژه به راه مى اندازند. من به خاطر استفاده از ابزار دموكراتيك و عمل كردن بر اساس قانون نبايد مورد سوال قرار گيرم. من نمى خواهم به مردم يا منافع هلند لطمه بخورد.»
اما او قصد به راه انداختن يك جنبش را دارد. «اسلام چيزى است كه ما ديگر تحمل آنرا در هلند نداريم. من مى خواهم قرآن ممنوع شود. ما بايد اسلامى شدن هلند را متوقف كنيم. معنى اش اين است كه مسجد ديگرى، مدرسه اسلامى ديگرى و امام ديگرى نمى خواهيم... نه اينكه همه مسلمانان تروريست هستند، اما تقريباً همه تروريست ها مسلمان هستند.»
آزادى بيان يا تنفر از بيان؟ «من تنفر را نمى سازم. من مى خواهم روراست باشم. از مردم متنفر نيستم. من از مسلمانان متنفر نيستم. من از كتاب آنها و ايدئولوژى آنها متنفر هستم.»
سالهاست كه وايلدرز به خاطر همين «روراستى» و در سايه تهديد جان خود در اينترنت، تحت حمايت و نگهبانى پليس زندگى مى كند. او در سربازخانه ها، زندان ها و در خانه تحت نظر نگهبان ها زندگى كرده است. او مى گويد: «نه آزادى و نه حريم خصوصى وجود دارد. اگر بگويم نمى ترسم، دروغ گفته ام.»
اين شك وجود دارد كه اگر فيلم وايلدرز به نمايش درآيد، در اكثر نقاط دنيا توهين به مقدسات تلقى شده و جرقه به راه افتادن يك كشمكش خونين ميان غرب و مسلمانان جهان زده شود.
به نظر نمى رسد او نگران اين موضوع باشد. «مردم مى پرسند چرا لحن خودت را ملايم تر نمى كنى و بعد اين فيلم را بسازى؟ اگر من اينكار را بكنم و چيزى را كه فكر مى كنم بر زبان نياورم، آنوقت تندروهايى كه مرا تهديد مى كنند برنده خواهند بود.»
منبع: گاردين، ۱۷ فوريه ۲۰۰۸
|
|
|
|
|
عاملان ترور مغنيه پاسپورت ايرانى داشتند
منابع اسراييلى در جديدترين اظهارات خود درباره ترور «عماد مغنيه» اعلام كردند، عاملان ترور مغنيه كه اعضاى ايرانى سرويس موساد بوده اند گذرنامه ايرانى داشته اند.
به گزارش وب سايت روزنامه «القبس» چاپ كويت، منابع اطلاعاتى اسراييل مى گويند كه اداره عمليات خارجى موساد در ترور «مغنيه» دست داشته است.
اين منابع افزودند: «۳ تن از عوامل موساد در پوشش گردش گر يونانى و ايتاليايى با گذرنامه ايرانى وارد سوريه شده بودند و ترور عماد مغنيه را اجرا كردند. اين سه تن بلافاصله پس از اجراى مأموريت خود عازم فرودگاه دمشق شدند و به سرعت سوريه را به مقصد تل آويو ترك كردند.»
راديو اسراييل به نقل از يك منابع اعلام كرد: «ماموران موساد تكيه گاه سر در صندلى خودروى مغنيه را عوض كرده و جاى آن تكيه گاهى مشابه و حاوى مواد منفجره قوى قرار دادند و آن را از راه دور منفجر كردند كه منجر به كشته شدن مغنيه شد.
اين منابع درباره آخرين لحظات عمر» مغنيه «پيش از ترور گفته اند:» وى در مراسمى به مناسبت سال روز انقلاب اسلامى ايران در سفارت ايران به همراه تمامى رهبران سازمان هاى موجود در سوريه حضور يافته بود و در ساعت ۱۰ و ۳۳ دقيقه پس از خداحافظى با «احمد موسوى» سفير جديد ايران در دمشق اين مراسم را ترك كرد و به محض نشستن در خودروى ميتسوبيشى انفجار بزرگى رخ داد. «
|
|
|
|