|
پيرايه يغمايى- بشنو اين نى....
تا زنجيرها باقى است...
شعرى از مينه ديوك شاعر مبارز دوران جنگ هاى ويتنام و خلق ويتنام با نظاميان آمريكا.
|
|
پيرايه يغمائى
|
امروز صبح رفتى
با محافظين و ماشين منتظر
و تفنگ هاى سياه
با چشم بند
و بازوان از پشت بسته
و پيراهن پاره اى
كه روز پيش وصله كرده بودم
در زندان
شوق به آغوش كشيدن يك دوست
هق هق ساكتى است
هزار جفت چشم، در سكوت
راهت را دنبال مى كردند.
آرى به درون كارخانه «فوك لانگ»
رفتى
سردترين مكان زندگى
زمهرير زمين
با گاز انبرها
ميخ ها
سيخ ها
و شلاق ها
و شوك هاى الكتريكى.
در اين دقيقه وحشى كابوس
و ديوانگى
مى توانم دفعات بيهوشى ات را
بشمارم
كلمات ثابت و ماندگارت
هنوز در گوشم
زنگ مى زنند:
«كسى را جز خودم نمى شناسم.»
«اطرافيانم مردمانى نجيب اند.»
«تنها در زنجيرها و تداوم مشقات شريك اند.»
در پاى ديوار درازت كردند.
استخوان هايت را به
اِسكِنه كشيدند.
مغز استخوانت را تكه تكه كردند.
دندان هايت را درهم فشردى.
نگاه خود را
به استخوان ها دوختى
به مغزهاى مخلوط با خون.
باد زوزه كشيد.
باران فرياد شد.
و زمين در خود لرزيد
آه... تاريخ انسان،
چگونه ساكت خواهى ماند؟
بعد از ظهر رنگ باخت.
به سلول بازت گرداندند.
در آغوشت كشيدم.
قلبم تكه تكه شد
به هوش آمدى.
تمامى دوستانت گواه اند
پاهايت سند جنايت دشمن اند
تو پاى بر فرق دشمن گذاشتى
و پيروز بازگشتى!
تا زنجيرها باقى است
به تعرض خودبى وقفه
ادامه خواهيم داد!
برگردان: على اصغر راشدان
قديمى ترين فرش
قديمى ترين فرش جهان، فرش دست بافى از ايران است كه در سال ۱۹۴۹ به طور اتفاقى در منطقه پازيريك سيبرى روسيه (در ۸۰ كيلومترى مرز مغولستان) در ميان يخ ها به صورت نسبتاً ً سالم كشف و به نام فرش پازيريك ناميده شد.
پروفسور رودنكو prof. rodenko در كتابى كه به مناسبت اين كشف در سال ۱۹۵۳ در روسيه منتشر كرد، درباره فرش يافته شده شرح مفصلى نوشت و آن را به صراحت هنر ايران و قديمى ترين فرش ايرانى در جهان معرفى نمود.
پروفسور رودنكو در اين كتاب بيان نمود: «بى آن كه بتوانيم بطور حتم بگوييم كه اين فرش كار كدام يك از سرزمين هاى ماد- پارت (خراسان قديم) يا پارس است، قدمت فرش مذكور و پارچه هائى كه در پازيريك كشف شده، متعلق به قرن پنجم و يا اوايل قرن چهارم پيش از ميلاد مسيح تشخيص داده مى شود.»
رودنكو همچنين اضافه مى كند: «تاريخ اين فرش از روى شكل اسب سواران در نقش آن معلوم مى شود.
او نوشت:» بدون اينكه بتوانيم به طور حتم بگوييم اين فرش كار كداميك از سرزمين هاى ماد-پارت (خراسان قديم) يا پارس است، قدمت فرش مذكور و پارچه هائى كه در پازيريك كشف شد متعلق به قرن پنجم و يا اوايل قرن چهارم پيش از ميلاد حضرت مسيح تشخيص داده مى شود. «سپس اضافه مى كند:» تاريخ اين قالى از روى شكل اسب سواران در نقش آن معلوم مى شود. در اين نقش اسب هاى جنگى كه به جاى زين، قالى بر پشت دارند، با ريزه كارى هاى مختلف و طرز گره زدن دم آنها، عينا ً در نقوش برجسته تخت جمشيد نيز ديده شده است.امروزه اين قديمى ترين فرش، زينت بخش يكى از سالن هاى موزه «هرميتاژ» در شهر سن پيترزبورگ روسيه است.
اسب هاى جنگى كه به جاى زين، قالى بر پشت دارند، ريزه كاريهاى مختلف و طرز گره زدن دم اسبها، عينا در نقوش برجسته تخت جمشيد نيز ديده شده است. «
امروزه اين قديمى ترين فرش ايران، زينت بخش يكى از سالنهاى موزه» هرميتاژ «در شهر سن پيترزبورگ روسيه است.
رقص اسطوره اى زنان ايران باستان
و سرنوشت دردناك آن
رقص شرقى، كه در عربى به ان بيشتر» رقص بلدى «مى گويند و در غرب به» رقص شكم «شهرت يافته، مانند رقص شيوا در ميان هندوها، از كهن ترين رقص هاى تاريخى است. اين رقص جايگاه مذهبى و مقدس داشته است كه قدمت آن را در شرق به ۱۵۰۰۰سال و در نزد مصريان به ۴۰۰۰ سال قبل از ميلاد مسيح تخمين مى زنند.
اين رقص مخصوص جشن بارورى وباردارى زن بوده و گفته شده است كه انجام مراسم آن ساليان سال در ايران و هند و حتى چين رايج بوده است.
البته تا به حال كسى به درستى در نيافته كه اين رقص از كدام كشور ياد شده به كشورهاى ديگر راه يافته است ولى گفته شده كه خاستگاه آن ايران باستان بوده و سپس به منطقه مديترانه و به تركيه و به افريقاى شمالى (مصر) رفته و سپس براى اولين بار در سال ۱۸۹۳ توسط يك رقصنده مصرى در شيكاگو به امريكايى ها معرفى شد.
در اين رقص گردى شكمى كه عريان است، به كمك حركت ماهرانه عضلات آن، همراه با حركات زيباى چرخش نيمه بدن نشان روشنى از بارورى و باردارى زن است. رقص با پاى برهنه انجام مى شده تا زن با» زمين «كه مادر هستى هاست، پيوند مستقيم داشته باشد. حتى امروزه نيز رقص عربى اصيل با پاى برهنه انجام مى دهند. نكته جالب اينكه برخلاف تصور امروزيان اين رقص براى ايجاد فضاى هوس انگيز براى مردان انجام نمى شده، بلكه رقصى آموزشى بوده، تازنان براى باردارى تشويق و آماده شوند و به همين دليل نيز بيشتر در حضور زنان جوان انجام مى شده است تا مردان.
حركات مجذوب كننده رقص شرقى آنچنان است كه مهم نيست زن چه شكل و اندازه ايست، چرا كه بيشتر حركات موزون نيمه هاى بالا و پائين بدن و توانايى و ورزيدگى زن براى به حركت در آوردن همه عضلات مورد توجه است. اگر چه زيبائى صورت و تراشيدگى اندام بر جلوه و جذابيت حركات مى افزايد.
جا دارد كه گفته شود با ظهور اسلام در ايران و رواج خريد وفروش زنان توسط اعراب، انگيزه هاى اسطوره اى و دينى و پيوندهاى اين رقص با طبيعت و زمين، به فراموشى سپرده شد و زنان ايرانى به اسارت درآمده ناگزير شدند براى به شور آوردن و گرم كردن محافل و حرامسراهاى صاحبان خود برقصند. بى آنكه اربابان آنها به اعتبار اسطوره اى آن در ميان ايرانيان و نيزبه ريشه هاى مذهبى و اجتماعى آن توجهى داشته باشند.
تحولات بعدى رقص شرقى تا ابتداى قرن نوزدهم نشان مى دهد كه اين رقص در طول زمان از خاستگاه اسطوره اى و صرفا مادرانه خود جدا شد و با زندگى مردم اين سرزمين ها در پيوند تنگاتنگ قرار گرفت. آشنايى غرب از ميانه سده نوزدهم با رقص شرقى بر سرنوشت آن تأثير جدى گذاشت. نخستين بار گوستاو فلوبر نويسنده فرانسوى در سفرى كه در سال ۱۸۵۰ به ساحل رود نيل كرد، مجذوب حركات رقاصى به نام» كوچوك هانم «شد و او را موجودى تصوير كرد كه نگاه كردن به او انسان را به وجد مى آورد. بعدها سل بلوم براثر اشتباه يا شباهت لفظى، اصطلاح عربى» رقص بلدى «يعنى رقص سرزمين و مردم را به» رقص بلى «(bellydance) يعنى» رقص شكم «برگرداند و از آن زمان بود كه اصطلاح رقص شكم به زبانهاى شرقى راه يافت، درحاليكه تا قبل از ان نه در فارسى و نه در عربى اصطلاح يا مفهومى به نام رقص شكم وجود نداشت.
آشنايى غرب با رقص شرقى بر سرنوشت آن تأثير گذاشت زيرا آنان با نامى كه خود به آن داده بودند (يعنى رقص شكم)، فقط از ان تنها توقع گرداندن شكم داشتند. در دههى نخست قرن بيستم انبوهى از كاباره ها و رقاص خانه هاى شبانه در خاور ميانه بوجود آمد كه به منظور جلب رضايت اربابان استعمارگر و توريست ها تبليغات رقص شكم كه عناصر شوهاى غربى نيز به ان ضميمه شده بود، زينت بخش سردر آنها گرديد.
بر اثر تبديل رقص شرقى به رقص شكم، گرايش ديگرى هم در جهت حفظ اصالت ها و پيوندهاى ملى و فرهنگى اين رقص با زندگى مردم خاورميانه شكل مى گرفت. چنانكه هنرپيشه و رقاص سورى» باديا مصبنى «نخستين نايت كلاب جدى خاورميانه را بنام» كازينو اپرا «در قاهره گشود. شاگردان باديا از جمله» طاهيه كاريوكا «،» نعيمه عاكف «و» ساميه جمال «در اين كاباره مى رقصيدند كه بى گمان ساميه و كاريوكا بزرگترين عامل گسترش آن شدند و نام و استعداد آنان الهام بخش بسيارى از رقصندگان ديگر در خاورميانه و حتى غرب شد كه از آن جمله مى توان به» جليله «اشاره كرد.
از ويژگى هاى اين رقص- آنگونه كه امروز تكامل يافته- مى توان ارتباط تنگاتنگ آن را با موسيقى يادآور شد، چنانكه ميان حركات رقص و آلات نواختن موسيقى بويژه طبلك پيوندى استوار و مستقيم وجود دارد
و بدينگونه بود كه رقص مقدس بارورى، در حرم ها و محافل عيش و بزم تجار و دارندگان كنيز ايرانى، به رقصى عربى تبديل گرديد و ريشه هاى كهن و هزاران ساله آن از خاك ايران بيرون كشيده شد و ديگر باره هم استعمارگران آن را از منظرى ديگر به رقص شكم تبديل كردند
اكنون همه ساله در تركيه و لبنان و بويژه مصر، همايش هاى بين المللى رقص شرقى با شركت رقصندگان ازسراسر جهان برپا مى شود. در بسيارى از كشورهاى جهان، كلاس هائى ويژه تعليم اين رقص، بعنوان ورزشى ريتميك و هنرى گشايش يافته و زنان و دختران چشم آبى و مو طلايى، جانشين زنان سياه چشم و سياه گيسوى شرقى شده اند و پا در جاى پاى» ساميه جمال «و» جليله «مى گذارند.
با استفاده از نوشتارفرزانه منفرد (با اندكى ويرايش و تلخيص) /سايت پيك هفته
ريشه يابى ضرب المثل ها
نه از تو، نه از ما
به معنى اينكه نه طلبكاريم و نه بدهكار (= بى حسابيم):
در كنار دجله، سلطان بايزيد،
ماند تنها شيخ از جمع مريد
ناگه آوازى ز بام كبريا
خورد بر گوشش كه:» اى شيخ كيا!
آنچه دارى در ميان كهنه دلق
ميل آن دارى كه بنمايم به خلق؟
تا خلايق قصد آزارت كنند
پاى كوبان بر سر دارت كنند؟ «
بعد سه تعظيم و تكريم و جلال
شيخ گفتا در جواب ذوالجلال:
» بارالها، ميل آن دارى تو هم
شمه اى از لطفت آرم بر قلم؟
تا خلايق از عبادت رم كنند
از نماز و روزه و حج كم كنند؟ «
چون كه گفت اين راز با حق، بايزيد
ديد حرفى بس متين است و سديد،
پس خدايش گفت:» اى شيخ كهن،
نى ز ما و نى ز تو، رو دم مزن! «
|