ژازه تباتبايى، نقاش و مجسمه ساز سرشناس ايرانى در ساعات اوليه بامداد امروز (۲۰ بهمن ماه) به دليل عوارض ناشى از عفونت ريه، مشكلات قلب، كليه و دستگاه تنفسى چشم از جهان فروبست.
اين نقاش و مجسمه ساز ۷۷ ساله كه از نيمه آذرماه به دليل آسيب ديدگى از ناحيه لگن در بيمارستان بسترى و مورد عمل جراحى قرار گرفت، پس از پايان دوره نقاهت از يك ماه پيش به آسايشگاه سالمندان فرزانگان منتقل شد، اما در پى مشكلات ناشى از بلعيدن غذا به خونريزى معده دچار و از حدود ۱۰ روز پيش به بيمارستان عيوض زاده و در پى آن، به بيمارستان آتيه انتقال داده شد.
آقاى تباتبايى بيش از ۴۰ جلد كتاب شامل داستان هاى فولكلور، رمان، شعر، نقدهاى هنرى و نمايشنامه منتشر كرد.
پايه گذارى و مديريت گالرى هنر مدرن ايران يا گالرى «هنر جديد» از جمله اقدامات موثر ژازه تباتبايى در عرصه هنرهاى تجسمى ايران محسوب مى شود.
نقاشى ها و مجسمه هاى اين مجسمه ساز فقيد ايرانى در موزه ها و مجموعه هاى شخصى مانند موزه لوور پاريس، موزه مترو پوليتن نيويورك، موزه هنرهاى معاصر تهران، پريوات كلكسيون آلمان، گالرى سيحون تهران، مجموعه شخصى فرح ديبا، ملكه سابق ايران، امير عباس هويدا، نخست وزير پيشين اين كشور و برخى ديگر از دوستان وى موجودند.
خسرو سينايى، كارگردان ايرانى تا كنون دو فيلم با نام هاى «شرح حال» (۱۳۴۷) و «كوچه پاييز» (۱۳۷۵) از زندگى ژازه تباتبايى ساخته و نمايش داده است.
آقاى سينايى، كه به گفته خودش حدود ۵۰ سال از نزديك شاهد فعاليت هاى هنرى ژازه تباتبايى بوده است وى را هنرمندى خاص و پيشرو خوانده و درباره او به بى بى سى فارسى گفت: «ژازه تباتبايى فقط با هنرش زندگى كرد و اگر در جاى ديگرى از دنيا به غير از ايران زندگى مى كرد شايد شهرت جهانى پيدا مى كرد و به ثروت فراوانى هم مى رسيد اما وى در نهايت ترجيح داد بين مجسمه هاى آهنى خود زندگى كند و تا لحظه آخر هم كه بيمارستان منتقل شد در ميان آنها بود.»
به گفته آقاى سينايى در منزل آقاى تباتبايى كه همان گالرى هنر جديد است از همان روزى كه وى به بيمارستان منتقل شد، جوش داده شده كه آثار وى به سرقت نرود.
آقاى سينايى ابرازاميدوارى كرد كه دست اندركاران فكرى براى مجموعه آثار او و گالرى هنر جديد كه يكى از نخستين گالرى هاى غير دولتى هنرى در ايران بود بكنند كه نابود نشود.
جواد مجابى، شاعر، نويسنده، محقق، و منتقد كه از دوستان نزديك آقاى تباتبايى بوده و مقالات و نقدهايى از او درباره آثار ژازه در كتابها و نشريات مختلف منتشر شده به بخش فارسى بى بى سى گفت: «در اين كه ژازه يكى از مهم ترين نقاشان و مجسمه سازان مدرن ايران است شكى نيست.»
وى با اشاره به حجم بالاى آثار آقاى تباتبايى، گفت وى بيشتر به فرهنگ تجسمى كشور ايران توجه داشت و موضوع اصلى آثار وى فولكلور شهرى است.
وى ژازه تباتبايى را «هنرمندى كه شاهد زوال سنت هاى تصويرى عصر خود بود» ناميد و گفت او تلاش كرد در نقاشى هايش با الهام از نقاشى هاى عصر قاجار بقاياى ارزش هاى تصويرى يك دوره را ثبت كند و در مجسمه هايش به زندگى مردم توجه كرده است.
به گفته جواد مجابى، ژازه تباتبايى تيپ هائى از درون جامعه ايرانى مانند ميراب و فانوس كش و قزاق و لوطى عنترى و رقاص و... كه كه اندك اندك بر اثر هجوم فرهنگ جديد از دست مى رفتند را مضمون مجسمه هايش قرار مى داد و در واقع فولكلور هنرهاى تجسمى ايران بيشتر در كارهاى او تجلى داشت.
آقاى مجابى، ژازه را هنرمندى مى داند كه تا پايان عمر كودكى پرطراوت خلاق و پر تخيل خود را حفظ كرده بود.
اين نويسنده و منتقد ادبى وهنرى معتقد است، ارزش آقاى تباتبايى به دليل كوتاهى هائى كه در تحليل، مرور و ارائه آثارش شده، آن طور كه بايد، شناخته نشده است.
سيف الله صمديان، فيلمساز و عكاس با سابقه ايرانى نيز آقاى تباتبايى را پيكاسوى ايران ناميد و به بخش فارسى بى بى سى گفت: «معجزه كارهاى ژازه در تبديل اتفاق مى افتد، يعنى او مانند عكاس ها تنها به قاب كردن آنچه مى ديد بسنده نمى كرد، بلكه از اين فرم ها، معنى مى ساخت.»
آقاى صمديان تصوير شناسى ژازه تباتبايى را بسيار قوى و غير قابل تدريس عنوان كرد.
محمد خدايى، فرزند مرحوم مصطفى خدايى كه در زمان حيات ژازه تباتبايى در ساختن مجسمه ها و خريد آهن آلات اسقاطى و مواد اوليه آثارش به وى كمك مى كرد، در دو ماه اخير به جاى پدر در زمان اوج بيمارى ژازه با وى همراه بود و در بيمارستان، امور جارى و روزمره را بر عهده گرفت.
آقاى خدايى به بخش فارس بى بى سى گفت كه پدرش اجراكار خوبى بوده كه كارهايش همواره مورد تأييد ژازه قرار مى گرفته است. به گفته محمد خدايى، مصطفى خدايى در منزل خود نيز به مجسمه سازى مى پرداخته و طبعا آثارى نيز از خود به جاى گذاشته است.