|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
نيويورك تايمز: توقيف زنان و وحشت احمدى نژاد
روزنامه نيويورك تايمز، سرمقاله روز پنج شنبه خود را به توقيف مجله زنان پس از ۱۶ سال فعاليت اختصاص داده است.
نويسنده اين روزنامه آمريكايى معتقد است كه چنين اقداماتى نشان مى دهند كه «احمدى نژاد واقعاً از كى مى ترسد؟»
سرمفاله نويس نيويورك تايمز مى نويسد: «پرزيدنت محمود احمدى نژاد و متحدان تندرو وى، مدام ايالات متحده و ديگر دشمنان خارجى را سرزنش مى كنند، اما آنچه كه آنها به راستى از آن وحشت دارند، شهروندان خودشان است.»
به اعتقاد نويسنده اين مقاله، آقاى احمدى نژاد و نزديكانش، از اينكه در انتخابات مجلس كه ماه آينده برگزار خواهد شد، يا انتخابات رياست جمهورى سال آينده، رقابت را ببازند، بسيار نگران هستند و براى همين در تلاشند تا با يافتن راه حل هائى جلو اين واقعه را بگيرند.
وى مى نويسد: «راه حل بزدلانه آنها؟ دور كردن رقبا از رأى مردم و ساكت كردن هر كس كه مى تواند صدايى از مردم ايران باشد- مانند زنان، مجله برجسته اى براى زن هاى ايرانى و شهلا شركت، مدير مسئول پرشهامت اين مجله.»
نويسنده اين روزنامه سپس به سابقه قدرت گرفتن محمود احمدى نژاد اشاره مى كند؛ اينكه توسط روحانيون محافظه كار حمايت مى شد، در انتخابات رياست جمهورى وعده داد كه وضعيت اقتصادى مردم ايران را بهبود بخشد و در شعارهايش گفت كه به فساد سياسى پايان خواهد داد.
در ادامه اين مقاله افزوده شده كه آقاى احمدى نژاد، در عمل به وعده هايش شكست خورده است و در دوره كم سابقه نفت به قيمت بشكه اى ۱۰۰ دلار، «مردم ايران با كمبود مواد غذايى، آمار بالاى بيكارى و تورم» دست و پنجه نرم مى كنند.
سرمقاله نويس نيويورك تايمز معتقد است كه محمود احمدى نژاد با اظهارنظرهاى خبرسازى مانند «تهديد اسراييل، انكار هالوكاست و رويارويى با شوراى امنيت سازمان ملل بر سر پرونده هسته اى» تلاش كرده تا نظرات را از سوى شكست هايش منحرف كند، اما «ايرانى ها، به راحتى فريب نمى خورند.»
به نوشته اين مقاله، آقاى احمدى نژاد و متحدانش، هيأت هاى نظارت را تحت فشار گذاشته تا تعداد غيرمعمولى از نامزدهاى اصلاح طلب و ميانه رو، دور از صندوق هاى رأى نگاه داشته شوند: «چنين است كه به گروه بزرگى از اصلاح طلبان مى گويند كه شما اجازه نداريد تا براى انتخابات نامزد شويد.»
در ادامه مقاله، آمارهاى رسمى رد صلاحيت ها نقل شده اند و يادآورى شده كه در جريان همين رد صلاحيت ها، زنان بسيارى از رقابت كنار گذاشته شده اند و بر اساس آمارهاى رسمى، تعداد زنانى كه در اين دوره اجازه يافته اند تا براى ورود به مجلس نامزد شوند، از دوره پيش كمتر است.
نيويورك تايمز مى نويسد: «دستور بسته شدن [مجله زنان]، آخرين دور سركوب است و نشانه اى از اينكه آقاى احمدى نژاد و روحانيون از هرگونه اظهار نظرى وحشت دارند.»
به نوشته اين روزنامه، شهلا شركت كه «انقلابى مذهبى سابق و فمينيست عملگراى امروز» توصيف شده، به رغم تمامى فشارهاى مالى و سياسى، مجله زنان را به مدت ۱۶ سال و ۱۵۲ شماره منتشر كرد: «او به خوانندگانش آگاهى مى داد، بدون اينكه خشم ملاها برانگيزد، تا امروز.»
مجله زنان با اتهام «به خظر انداختن امنيت اخلافى جامعه» رو به رو شد و متهم شده بود كه در باره وضعيت زنان ايرانى «سياه نمايى» مى كند.
اما سرمقاله نويس نيويورك تايمز معتقد است كه حقيفت چيز ديگرى است: «حقيقت اين است كه اين مجله با مقالاتش در باره سلامتى، نگهدارى از فرزندان، مسايل حقوقى، ادبيات و دستاوردهاى زنان، به زنان ايرانى احترام مى گذاشت و آنها را ستايش مى كرد.»
نيويورك تايمز نوشته است كه مجله زنان در يكى از آخرين مقالات خود به قوانين تبعيض آميز برخى كشورهاى اسلامى عليه زنان پرداخته و نوشته بود كه بر اساس احكام اسلامى مى توان اين قوانين را تغيير داد.
اين سرمقاله چنين به پايان مى رسد: «آقاى احمدى نژاد شايد بتواند براى مدت بيشترى اظهار نظرها را خفه كند و اگر ملاهاى ايران فكر مى كنند كه محمود احمدى نژاد در حال تقويت كشور است، بايد گفت كه آنها مردم ايران را خوب درك نكرده اند.»
|
|
|
|
|
تحليل ايل جورناله از پيشنهاد رئيس اطلاعات فرانسه به شاه
اگر آيت الله به ايتاليا تبعيد و كشته مى شد
تصورش را بكنيد كه فقط كافى بود آيت الله خمينى به كشور ما مى آمد و تاريخ ناگهان تغيير مى كرد. از بين بردن آيت الله خمينى آسان بود، گمان مى كنيد چه كسى آن را غير ممكن كرد؟ اگر چنين مى شد ديگر نه انقلاب اسلامى در كار بود و نه حكومت آيت الله ها و نه احمدى نژاد. اما برعكس، چنين اتفاقى نيافتاد. رسيدن به اين نتيجه كار سختى نيست. فقط كافى است كه مركز مطالعات ايران، اسناد ساواك، پليس مخفى شاه را منتشر كند.
همه چيز در سال ۱۹۷۸ آغاز و در همان سال به پايان رسيد: شاه، آيت الله خمينى را تبعيد كرد و او را به نوفل لوشاتو در حومه پاريس فرستاد و دولت فرانسه مسئول مراقبت از او شد. آيت الله خمينى به نظر يك پيرمرد از كار افتاده مى آمد، اما چنين نبود؛ او به لطف ده ها هزار نوار كاست كه از تبعيدگاهش به ايران حمل مى شد، جنگ مقدس را بين متعصبينى چون احمدى نژاد تبليغ كرد.
به چشم فرانسويان، او مردى خطرناك بود و فرانسه تغيير عقيده داد. سرويس هاى اطلاعاتى فرانسه براى جلوگيرى از سقوط محمدرضا پهلوى و سرايت بنيادگرايى به نقاط ديگر جهان، تصميم به از بين بردن آيت الله خمينى گرفتند. درست است، اما در كجا بايد نقشه شان را اجرا مى كردند؟ در فرانسه حتى نمى شد از اين موضوع صحبت كرد، واكنش به اين اقدام وحشتناك بود. در همين زمان بود كه رئيس پليس مخفى فرانسه، كنت الكساندر دومارانش، نقشه جديدى طرح كرد؛ او به تيمسار ناصر مقدم، رئيس ساواك وقت، نوشت: «خمينى را به ايتاليا مى فرستيم. فقط كافى است كه او را متقاعد بكنيم كه به رم، جايى كه از بين بردنش خيلى آسان تر است برود، چون موقعيت در ايتاليا آنقدر آشفته است كه هيچ كس قضيه را تفتيش نخواهد كرد».
موضوع اين نيست كه در ايتاليا، همه گناهكار بودند. در آن سال ها دست هيچ كس به بريگاد سرخ نمى رسيد، مافيا كاملاً مخفى بود و قاتلين به سزاى اعمالشان نمى رسيدند. ايتاليا مكانى ايده آل براى كشتن و متوارى شدن، بود. اما در ميانه راه سرو كله دشمنى ناگهانى پيدا شد: حزب كمونيست ايتاليا.
تيمسار ايرانى به دومارانش مى نويسد: «درست است كه ايتاليا دستخوش هرج و مرج است، اما كمونيست ها در آن كشور حكومت مى كنند و با توجه به حمايت آنها از آيت الله خمينى و طرفدارانش، از بين بردن وى ممكن است نتيجه عكس بدهد و از او يك شهيد بسازد». در نتيجه اين پيشنهاد ملغى شد و تيمسار مقدم به شاه گفت كه بهتر است آيت الله خمينى را به آمريكا بفرستد. او به شاه گفت: «اگر آيت الله خمينى به آمريكا برود، ما بهتر مى توانيم كنترلش كنيم، او بدون طرفداران اروپايى اش مثل ماهى است كه از تنگ بيرون افتاده باشد».
چند ماه بعد، آيت الله خمينى به ايران بازگشت، انقلاب اسلامى آغاز شد، جهان به راهى ديگر رفت كه هنوز هم نمى تواند از آن راه خارج شود. درست است، به كمونيست ها اعتماد كنيد.
منبع: ايل جورناله ۶ فوريه
|
|
|
|
|
چين هم پاتوق شده است
دختران ايرانى بر سفره شريك سياسى- پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۶ [2008. ۰۲. ۰۷]
شهرام رفيع زاده
يك سايت و يك روزنامه وابسته به راستگرايان از حضور روسپيان ايرانى در چين خبر داد. اين خبر در حالى منتشر مى شود كه پيش از اين گزارش هائى در مورد حضور روسپيان ايرانى در كشورهاى عربى، بخصوص امارات متحده عربى، و پاكستان و همچنين خريد و فروش دختران ايرانى در اين مناطق منتشر شده بود.
خبر ورود روسپيان ايرانى و ازدياد آن ها در برخى از مناطق چين به طور رسمى سه شنبه گذشته در روزنامه جمهورى اسلامى منتشر شد اما منبع اصلى آن «خبرگزارى آريا» از جمله خبرگزارى هاى راستگرايان و نزديك به مؤتلفه اسلامى اعلام شد.
اين خبرگزارى گزارش داده كه: «اخيراً حضور زنان معلوم الحال ايرانى در كاباره ها و اماكن معروف شهرهاى مختلف كشور چين به نحو چشمگيرى افزايش يافته و هر روز به تعداد آن ها افزوده مى شود».
در ادامه اين گزارش آمده: «برخى از تجار و بازرگانان ايرانى كه به كشور چين مسافرت مى كنند در اين خصوص اظهار نارضايتى مى نمايند».
خبرگزارى آريا هم چنين نوشته: «به نظر مى رسد پس از شيخ نشين دبى كه يكى از مقاصد اصلى زنان روسپى به منظور كسب درآمد نامشروع است هم اكنون كشور چين كه در سالهاى اخير رشد اقتصادى مناسبى را تجربه كرده و باعث جذب سرمايه گذاران شده است پاتوق افراد مذكور شده است كه در شان نظام مقدس جمهورى اسلامى ايران و خصوصا شيعيان نيست».
معاملات پر سود
چين طى سال هاى اخير به شريك بزرگ تجارى جمهورى اسلامى تبديل شده و حجم مبادلات تجارى اين كشور باايران، به گفته رئيس اتاق بازرگانى ايران و چين در ۲۰ سال اخير از ۲۰۰ ميليون دلار به ۱۹ ميليارد دلار رسيده است.
بعلاوه نقش چين در شوراى عالى امنيت سازمان ملل و گشوده بودن پرونده هسته اى جمهورى اسلامى در اين شورا سبب شده كه طى دو سال اخير و با شدت گرفتن فشارهاى بين المللى، مقامات جمهورى اسلامى برنامه شراكت همه جانبه با چين را در دستور كار خود قرار دهند.
ارگان غير رسمى مؤتلفه اسلامى در حالى خبر ورود و افزايش روسپيان ايرانى در چين را منتشر كرده كه اين حزب و وابستگان آن بيشترين روابط اقتصادى با چين را بر عهده دارند. اسداله عسگراولادى، برادر حبيب اله عسگر اولادى هر دو از سران مؤتلفه اسلامى رياست اتاق بازرگانى ايران و چين را بر عهده دارد.
اسداله عسگراولادى ۶ بهمن به خبرگزارى ايسنا گفت كه در سند راهبردى اتاق مشترك ايران و چين ايجاد بانك اطلاعات اقتصادى، برگزارى جلسه ها و نمايشگاههاى اقتصادى و تجارى، ارتباط و هماهنگى مقامات تصميم گير و تصميم ساز دو كشور، شناسايى به موقع موانع و مشكلات ميان دو كشور، فراهم كردن امكانات مناسب براى سرمايه گذارى مشترك دو كشور و ارتقاء آگاهى اعضا از طريق آموزش مورد توجه قرار گرفته است.
خبرگزارى فارس وابسته به راستگرايان حاكم برايران نيز در ۲۳ مرداد سالجارى به نقل از جيانگ گو معاون وزير تجارت چين در ديدار با محمد نهاونديان خبر داد كه: «در سال گذشته حجم مبادلات اقتصادى ايران و چين به ۱۴ ميليارد دلار رسيد.» او پيش بينى كرد كرد كه «تا پايان سال اين مبادلات به ۲۰ ميليارد دلار افزايش پيدا كند».
اسدالله عسگراولادى رئيس اتاق بازرگانى ايران و چين نيز در همان تاريخ و با اشاره به طيف وسيع واحدهاى توليدى و صنعتى ايران كه با چين تبادلات تجارى دارند گفت: «اكنون بيش از ۲هزار و ۵۰۰ واحد صنعتى و توليدى در ايران وجود دارد كه با چين در تبادل اطلاعات هستند و با اين توانمندى رسيدن به مرز ۲۰ميليارد دلار كارى شدنى است به شرط آنكه ابزار و امكانات مورد نياز فراهم شود». وى همچنين به چينى ها وعده داد كه اگر مشكل ارتباطات بانكى را حل كنند «مى توانيم روابط خود را به ۳۰ ميليارد دلار برسانيم».
از هنگامى كه دوبى و كشورهاى عربى جنوب خليج فارس بر اثر گسترش تحريم ها از سوى مقام هاى جمهورى اسلامى به مركز اصلى واردات كشور تبديل شد، حضور روسپيان ايرانى در اين كشورها ابعاد گسترده اى يافت. در حاشيه گزارش هائى كه در اين خصوص انتشار يافته مقامات نيروى انتظامى از وجود باندهاى سازماندهى شده براى قاچاق دختران ايرانى به اين كشورها خبر داده اند.
در آبان سال ۸۴ نيز يك سايت خبرى نزديك به راستگرايان به نام عارف نيوز گزارشى از تن فروشى برخى دختران ايرانى در امارات متحده عربى منتشر و اعلام كرد كه «دختران ايرانى بالاترين قيمت و خواهان را در بازار قاچاق دختران و زنان در كشور امارات متحده عربى دارند».
در آن گزارش براين نكته تأكيد شده بود كه: «هم اكنون شيوخ عرب بيشترين پول را براى دختران ايرانى پرداخت مى كنند و علاقه مند هستند اين دختران بين ۱۴ تا ۲۰ سال سن داشته باشند و بعد از دختران ايرانى، دختران لبنانى و برخى كشورهاى عربى شمال آفريقا قرار دارند و از زنان كشورهاى آسيايى ميانه و اروپاى شرقى بيشتر در ديسكوها و مراكز فحشاى مخفى درهتل ها و كاباره هاى دبى استفاده مى شود».
همان گونه كه در گزارش اخير روزنامه جمهورى اسلامى و خبرگزارى آريا از نارضايى تجار ايرانى نسبت به حضور روسپيان ايرانى در چين ياد شده در گزارش دو سال پيش آن سايت راستگرا نيز از نارضايى ايرانيان مقيم امارات ياد شده و به نقل از ايرانيان مقيم امارات آمده بود: «شناسايى و دستگيرى زنان رابط قاچاقچيان زياد مشكل نيست و مى توان به راحتى آنها را در تهران شكار كرد اما نمى دانيم چرا اجازه مى دهند آنها با رفت و آمد آزاد به كشور، دختران جوان را شكار كرده و به منجلاب فساد بكشانند».
انتشار چنين اخبارى البته در انحصار رسانه هاى وابسته به راستگرايان حاكم است، چرا كه در سال هاى ۸۳ و ۸۴ وقتى برخى از روزنامه ها و رسانه هاى مستقل جزئيات بيشترى از نقش سازماندهندگان قاچاق دختران را انتشار دادند مقامات قضائى و انتظامى كشور آن را تكذيب و حتى منبع انتشار اين خبر را مدتى به خاطر نشر اخبار كذب و تشويش اذهان عمومى، بازداشت كردند.
مشهور ترين گزارش دراين خصوص گزارشى بود با عنوان «فرشتگان سياه بخت» در مورد «حراج دختران ايرانى در فجيره» كه از سوى خبرگزارى سينا، خبرگزارى وقت سازمان ملى جوانان انتشار يافت. همان گزارش كافى بود تا خبرگزارى سينا تحت فشارهاى شديد تعطيل و منحل شود. مقامات قضائى و فرماندهان نيروى انتظامى در همان زمان اعلام كردند كه: «انتشار اين خبر از سوى برخى مطبوعات و رسانه هاى خارجى به باورهاى مردم لطمه زده است».
|
|
|
|
|
مصاحبه- لوموند با احمدى نژاد
جواب هاى تكرارى در پاسخ خبرنگاران
آلن فراشون- مارى كلود دكام
پرده هاى كشيده و رديف تالارهاى خالى ميان دو ستون مرمرى: در اين جمعه اوّل فوريه ويلاى زيبائى كه دفتركار رئيس جمهور اسلامى ايران را در مركز تهران محصور كرده است حال وهواى پشت صحنه ساكت قبل از شروع نمايش را دارد. برنامه ريزى براى مصاحبه با محمود احمدى نژاد اصلاً كار آسانى نيست چون رئيس جمهور ايران دائماً در حركت است.
دو روز پيشتر او در جنوب كشور در بوشهر بود، كه مركز هسته ايش كه روسيه به آن سوخت مى رساند، باز او را به ياد كشمكش دائمى كشورش با غربى ها انداخت، غربى هائى كه در حال آماده كردن تحريم هاى تازه (دور سوّم) براى وادار ساختن تهران به تعليق برنامه غنى سازى اورانيوم هستند. احمدى نژاد در سفر بوشهر فرصت را براى دعوت اروپائى ها به سرمايه گذارى در ايران غنيمت شمرد ضمن آنكه بار ديگر به اسرائيل شديداً حمله كرد «جرٍٍثومه كثيف صهيونيسم كه دير يا زود نابود خواهد شد».
در اين بعد از ظهر جمعه كه روز تعطيل ايران است، براى انجام مصاحبه با احمدى نژاد كه از سوى لوموند درخواست شده است، بايد باز هم چند ساعتى صبر كنيم. اعضاى دفترش مى گويند «آقاى رئيس جمهور كارش زياد است». قابل درك است زيرا به رغم بهاى بالاى نفت، ايران درگير مشكلات جدى اقتصادى است
كه تورم فزاينده و آمار بيكارى جوانان (بيش از سى درصد) آن را تشديد كرده اند. حتى مجلس هم به نحوه مديريت اين مشكلات انتقاد كرده است. بعضى از دانشگاه ها نا آرامند و ارقام بالاى اعدام هاى عمومى در ماه هاى اخير فضاى پيش از انتخابات مجلس را سنگين تر ساخته است.
اواخر بعد از ظهر ناگهان جنب و جوش در سالن ها زياد مى شود: بالاخره وقتش رسيده است. انبوهى از تكنيسين ها مبل هاى بزرگى را زير نور تند نورافكن ها قرار مى دهند.
اين بار، وسائل صحنه چيده شده است. امّا چرادوتا مبل گذاشته اند در حاليكه مصاحبه قرار است با دو فرستاده ويژه لوموند انجام شود؟ اين دوربين ها اين جا چكار مى كنند؟ وجود اين مترجم ها در اتاق بغلى كه آماده اند سخنان رئيس جمهور را درگوش حاضرينى كه حتى در مناظره شركت ندارند ترجمه كنند وبا اينكار به خود انگيختگى مصاحبه لطمه مى زنند براى چيست؟ پاسخ چند لحظه قبل از مصاحبه يا شايد بهتر است بگوئيم شو روشن مى شود: در واقع همه چيز از قبل براى تلويزيون ايران پيش بينى شده است. و رئيس جمهور با نگاه كردن به دوربين ها، درواقع پاسخ سئوالات را نمى دهد بلكه ايرانيان را خطاب قرار مى دهد: يك به خود باد كردن رسانه اى كاملاً حساب شده.
احمدى نژاد خيلى گرم ومتوازن، هيچ سئوالى را رد نمى كند امّا به شيوه خودش، يعنى بيشتر وقت ها باطرح سئوالات ديگر، پاسخ مى دهد. و كم كم، از وراى جواب هاى تكرارى از نگرشش به جهان آرمانى پرده برمى دارد. از نظر او مسئله هسته اى با جمله ايران از تحريم هاى جديد نمى ترسد و به برنامه غنى سارى اورانيوم خود ادامه مى دهد، و نقش اروپا با پاسخ اروپا بايد استقلالش را نشان دهد و نقش فرانسه با جمله فرانسه بايد روابطش را با ايران نزديكتر مى كرد تمام مى شود. جهان به اعتقاد او در جستجوى خلوص، با يقين هاى ساده، كه مقصراصلى اش درخاورميانه اسرائيل است يا به گفته وى مردمى كه از جاى ديگر آمده اند و بالاخره خواهند رفت. چنان كه به نظرش جهانى كه در آن قطعنامه هاى سازمان ملل صادر مى شود، از جمله قطعنامه اى كه به تأسيس اسرائيل منجر شد، ارزش خاصى ندارند.
احمدى نژاد كه فردى است معتقد و ناسيوناليست، از ايرانى حرف مى زند كه قطعاً خواهان «دموكراسى بيشتر» است. مى پرسد امّا «آيا اين مهم است» و با اين سئوال مسئله حقوق بشر را پس مى زند همانطور كه مسئله بحران اقتصادى را دورمى ريزد: «مگر اقتصاد آمريكا درحال پسروى نيست». آخر مصاحبه با اعتراض هاى مكرّر به او مى فهمانيم كه يك روزنامه اروپائى ملاك هاى ديگرى براى مصاحبه هائى از اين دست دارد به خصوص كه به توافق اوليه عمل نشده است. او با لحنى كه خالى از ظرافت نيست مى گويد كه جبران مى كند و مى پذيرد كه مصاحبه كوتاه ديگرى با ما داشته باشد. يكى از مشاوران نزديكش تأكيد مى كند كه رئيس جمهور هميشه به قولش وفا مى كند.
لوموند: رئيس جمهور نيكولا ساركوزى بارها نگرانى اش را از سرانجام برنامه هسته اى ايران ابراز كرده است.
- شما به عنوان فرانسوى چه فكر مى كنيد؟ شما هم مثل من فكر نمى كنيد كه نبايد در دنيا سلاح هاى هسته اى وجود داشته باشد... آيا نبايد سلاح هاى هسته اى كه هيچ فايده اى براى دنياى امروزندارند نابود شوند؟ مردم ما و شما روابط خوبى با هم دارند ميان آن ها مسئله جدى وجود ندارد. در مورد بسيارى از مسائل جهانى نقطه نظرهاى مشتركى دارند. به نظر ما اين حرف ها [گفته هاى آقاى ساركوزى] امروز موردى ندارند. ما زياد آن ها را جدى نمى گيريم و فكر مى كنيم كه اين تازه اوّل دولت جديد فرانسه است. منتظر مواضع واقعى فرانسه ايم كه در عمل مؤثر باشند. در اين مورد نگران نيستيم.
لوموند: آيا آقاى ساركوزى را به مناسبت رياست فرانسه بر اتحاديه اروپا در بهار به تهران دعوت خواهيد كرد؟
- به نظر ما رياست فرانسه فرصت خوبى براى فرانسه واروپاست. چون به عقيده ما وقت آن رسيده است كه اروپا دوباره به مسئله حضورش درجهان فكر كند. امروزدرصحنه بين المللى اروپا حضور ندارد، منظورم اروپائى است كه جوهر مستقل داشته باشد. در هيچ يك از معادلات سياسى بين المللى آغاز قرن موضع گيرى هائى را كه موضع گيرى هاى يك اروپاى مستقل باشد نمى بينيم. به نظر ما حضور فرانسه در رأس اتحاديه مى تواند فرصتى باشد براى اروپا براى توسعه سياستى مستقل به خصوص درمنطقه خاورميانه، در اطراف مديترانه. رياست فرانسه مى تواند موقعيتى باشد براى آغاز يك سياست اروپائى مستقل. در مورد آقاى ساركوزى، ايشان مى تواند هروقت خواست به ايران بيايد. ما از او استقبال خواهيم كرد واين ربطى به رياستش بر اتحاديه ندارد.
لوموند: شوراى امنيت سازمان ملل در حال آماده كردن قطعنامه جديدى است كه به ايران اخطار مى دهد اگر غنى سازى اورانيوم را متوقف نسازد تحريم هاى اقتصادى شديدترى علاوه بر آنچه تا كنون در باره كشور شما اتخاذ شده است، اعمال خواهد كرد.
- مسئله هسته اى براى مردم ما اهميت زيادى دارد. ما خواستار آنيم كه تمام كشورها، از جمله پنج عضو دائمى شوراى امنيت اجازه دهند سازمانى كه قانوناً رسيدگى به اين مسئله را برعهده دارد يعنى آژانس بين المللى انرژى اتمى مأموريتش را انجام دهد (... ) ايران با آژانس همكارى مى كند و به تعهدات و وظايفش در
قبال آژانس غمل مى كند (... )
لوموند: اما آمريكائى ها، چينى ها، انگليسى ها، فرانسوى ها و روس ها قصد دارند به دور سوّم تحريم ها عليه ايران رأى دهند.
ببينيد اين فطعنامه ها مشكل ما نيست، مشكل آنهاست. وقتى يك دسته از كشورها بر اساس داده هاى غلط، با سماجت اقدامات غلط انجام مى دهند، اين كشورها هستند كه مشكل دارند. ما نگران نيستيم. ملت ما ملت بزرگى است و وقتى پاى دفاع ازحقوق مان در ميان باشد، جدى هستيم (... )
لوموند: سه سال پيش شما اعلام كرديد رئيس جمهورى خواهيد بود كه به حلّ مشكلات اقتصادى و اجتماعى ايران اولويت خواهيد داد؟
- مشكل اقتصادى كجا وجود ندارد. فرانسه مشكل ندارد؟ پيشرفت هاى اقتصادى ايران معلوم است. ايران در زمينه هاى گوناگون پيشرفت داشته است. طبيعى است كه با مشكل هم برخورد مى كنيم. در آمريكا مشكل وجود ندارد؟ مشكلات آمريكا خيلى بيشتر از ايران است. اقتصاد آمريكا در حال پسرفت است (... )
لوموند: چه چيزبه شما انگيزه مى دهد؟ احساسات ملّى ايرانى؟ اعتقادات مذهبى شما؟
- به نظر شما، ملّت ايران چه مى خواهد؟
لوموند: دموكراسى بيشتر.
اشتباه نمى گوئيد. اما خواست مردم ايران در دموكراسى خلاصه نمى شود (... ) خواست آن ها چيزى بالاتر از اين هاست: كرامت انسانى (... )، عدالت، خلوص، نفى سلطه (... )، و همه اين ها بالاتر از دموكراسى است (... )
منبع: لوموند ۵ فوريه
«پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۲۱: ۱۷
آيا از... رپيس جمهور تاريخ ايران شنيدن چنين پاسخ هائى بعيد است؟؟ ؟!!!
» پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۳: ۳۸
... هم اندازه اى دارد!
«پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۲: ۵۸
بابا بخدا اين اقاى احمدينژاد هم... ايست ايشان ميتواند راست و مستقيم توى چشمان ادم نگاه بكند و به او بگويد كه تو خودت نيستى، تو فرد ديگرى هستى، اسم تو محمد نيست، اسم تو رابرت است، تو ايرانى نيستى، تو امريكائى هستى، اين رويدادهاى عجيب و غريب در ايران اتفاق نميافتند، اين اتفاقات همه در امريكاست كه روى ميدهند، رد صلاحيت و ترور شخصيتى كانديدهاى انتخاباتى يك پديده امريكائيست، ولى برگزارى انتخابات ازاد و انتخاب افراد مورد اعتماد و شايسته در جهت خدمت به كشور انهم تنها توسط مردم، برخواسته از بطن گهر افرين...... است! باز هم بگويم؟!؟!.
داويد.
» پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۱: ۵۹
اگر راست ميگويند در ايران انتخابات آزاد بگذارند و ببينند مردم به كى رأى ميدهند.
«چهارشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۹: ۰۳
ايشون نمى خواد نگران برگزارى انتخابات آزاد در امريكا باشند.
اونجا مهد دمكراسى هستش.
انتخابات اونجا از همه جا سالم تر و آزاد تره.
فعلا تكليف انتخابات خودمون رو روشن كنيد.
خيلى جالبه كه هر كى كه تفكر انتقادى داره رد صلاحيت شده.
يعنى هر كس كه نهى از منكر كرده رد صلاحيت شده.
يعنى كسى كه به توصيه امامان گوش كنه و از حاكمانش نقد كنه رد صلاحيت ميشه؟
يكى مسلمون جواب منو بده.
|
|
|
|
|
رياضت بات، خبرنگار مسائل مذهبى
گزارش گاردين از اجراى قوانين شرعى در انگليس
نه فقط در تهران و رياض، كه در لندن هم!
وقتى صحبت از قوانين شرعى مى شود، تصاوير گردن زدن، شلاق زدن، سنگسار و قطع كردن دست و پا كه در كشورهايى مثل عربستان سعودى و ايران اجرا مى شود، در ذهن زنده مى شود. اما واقعيت آن است كه رجوع به قوانين شرعى، در انگستان هم رايج است.
مسلمانان در موراد طلاق، ارث، تجارت و ازدواج به اين قوانين رجوع مى كنند. اين قوانين در تصميم گيرى هاى مالى هم تأثير گذار است، مثلا گرفتن رهن بصورت رايج، در اسلام ممنوع است.
در دفتر يك مشاور قوانين شرعى در شرق لندن، پرونده نزاع هاى زناشويى از سال ۱۹۸۲ كه او دفترخانه اش را باز كرده است، ۹۵ درصد موارد را بخود اختصاص داده است. دادگاه هايى، كه هيچ شباهتى به دادگاه هاى انگليسى ندارد، غالبا در مساجد يا دفاترى در شهر هائى كه جمعيت مسلمانان در آن زياد است، تشكيل مى شود. هيچ مدركى در اين مورد كه چند ارگان اجرا كننده قوانين شرعى بكار مشغول است، وجود ندارد و هيچ مركزى براى ثبت جزئيات مسائلى كه در اين دفاتر مى گذرد، وجود ندارد.
گفته مى شود كه اولين دادگاه در سال ۱۹۸۲ در شهر بيرمنگهام آغاز بكار كرد. دستكم ده ها دفتر ديگر در خدمت مسلمانان با تبارهاى مختلف مشغول به كار اند كه اغلب شان از شبه جزيره هند هستند، اما در سال هاى اخير تعداد افراد مراجعه كننده از جامعه آفريقايى هاى مسلمان هم افزايش پيدا كرده است.
هر مسجد، كه تعداد كل شان به دوهزار تا مى رسد، امام خودش را دارد كه بعضى از آنها دروس مذهبى خوانده اند و بعضى ها فقط مسلمان با ايمانى هستند كه با ارائه دادن راهنمايى هاى مذهبى به جامعه شان، احساس رضايت مى كنند.
از آنجايى كه قوانين شرعى در قانون اساسى انگليس، جايگاهى ندارد، مسلمانان داوطلبانه به تصميم هاى اين دادگاه ها عمل مى كنند و نزاع هاى خانوادگى خود را به مراجع قانونى انگلستان نمى كشانند.
شوراى شريعت اسلامى شهر ليتونستون به سخنان روان ويليامز، اسقف اعظم كانتربورى، كه در سخنرانى پنجشنبه شب اش دراتاقى كه پر بود از جعبه هاى كتاب درباره موضوع قضاوت اسلامى صحبت كرد و خواستار فعالت دادگاه هاى اسلامى در انگلستان شد، رجوع مى كند. سخنان او شامل همه چيز از قانون ارث گرفته تا زمان دقيق شروع ماه رمضان، بود. اين مركز يكى از قديمى ترين مراكز اجراى قوانين شرع و با وجود روحانيونى كه از مساجد جامع برادفورد، بيرمينگهام و گلاسكو بر مسند مى نشينند، يكى از پرطرفدارترين شان است. گفته مى شود كه در اين مركز بر طلاق اسلامى تكيه زياد مى شود.
نمايندگان اين شورا، دائما مى گويند كه قوانين انگلستان بايد خودش را با سرمايه هائى كه در قوانين اسلامى نهفته است، تطبيق بدهد.
شوراى مسلمانان انگلستان مى گويد: «ما بايد با دقت سخنرانى اسقف روان ويليامز را در نظر بگيريم». در عين حال روابط عمومى كميته مسلمانان، مى گويد: «چند كشور مسلمان بطور دقيق اين قوانين را رعايت مى كنند؟ چطور ما بايد انتظار داشته باشيم كه كشورى غيرمسلمان، كارى را بكند كه در كشورهاى مسلمان اين اقدام صورت نمى گيرد؟ اسقف ويليامز و سردبيران روزنامه ها اين را در نظر داشته باشند كه مسلمانان انگليس با مشكلات بزرگ ترى مواجه هستند.»
تنها گروهى كه كاملاً از صحبت هاى اسقف ويليمز در مورد قوانين اسلامى، استقبال كرد، «حزب التحرير» بود. آنها معتقدند: «اجرا كردن عقد ازدواج و طلاق، قوانين مربوط به غذا و مسائل مالى شخصى، كارى است كه درميان جامعه مسلمانان بايد به آن رسيدگى بشود نه اينكه وسيله اى باشد براى تبليغ قوانين شرعى. موضوع اين است كه ما بايد طبق قوانين اسلام در محيط خصوصى خود رفتار كنيم».
منبع: گاردين ۹ فوريه
|
|
|
|