|
(تهيه و تنظيم: پژواك)
از لابلاى متون
به ياد سيدعلى خان نصر، پدر تئاتر نوين ايران
دولتمردى كه ضمن اشتغال به مقامات عالى ادارى پيوسته دل در گروى تئاتر داشت.
(به انگيزه چهل و ششمين سالگرد خاموشى او- ۲۵ بهمن ۱۳۴۰)
ديباچه: ميرزاسيدعلى خان نصر پدر هنر تئاتر ايران پس از ۷۵ سال زندگى پر بار و عمرى خدمت ادارى و سياسى و تلاش در راستاى احياى هنر تئاتر در ايران به تاريخ ۲۵ بهمن ماه ۱۳۴۰ خورشيدى بر اثر سكته قلبى درگذشت و جامعه هنرى ايران را به سوگ نشاند. مرحوم نصر خدمات اوليه خود را از وزارت كشور و وزارت پست و تلگراف آغاز كرد و سپس مدتى نيز در وزارت امورخارجه شاغل بود و چندى با سمت وزيرمختار ايران در چين خدمت كرد. به اين صورت كه وى مأمور تأسيس سفارت در چين شد و نمايندگى سياسى ايران را در ۲۷ شهريور ۱۳۲۳ در چونگ كينگ تأسيس نمود. سفارت مزبور در ۲۴ بهمن ماه همان سال به مرتبت سفارت كبرى ارتقاء يافت و مرحوم نصر به مدتى در حدود سه سال تا خرداد سال ۱۳۲۶ به عنوان وزيرمختار در چين خدمت كرد.
زنده ياد نصر سپس به معاونت وزارت پيشه و هنر (كه بعدها به وزارت اقتصاد تبديل شد) منصوب گرديد. آنچه در زير مى خوانيد از كتاب «پژوهشى در تاريخ تئاتر ايران» تأليف مرحوم دكتر مصطفى اسكوئى درباره سيدعلى خان نصر نقل شده است:
«استاد سيدعلى نصر دولتمرد وقت، دوستدار صميم تئاتر و مؤسس «كمدى ايران»، به مسئوليت و سرپرستى كميته «سازمان پرورش افكار» سازمانى تبليغاتى كه دولت وقت خود را نيازمند بدان مى دانست، برگزيده شد و با استفاده از اين فرصت، در حالى كه سمت معاونت وزارت پيشه و هنر را داشت در سال ۱۳۱۷ به تأسيس «هنرستان هنرپيشگى تهران» اهتمام ورزيد. نصر آماتورى بود علاقمند به تئاتر كه ضمن كوشش هاى آماتورى از سال ۱۲۸۸ كار تئاترى را به عنوان بازيگر در «گروه علميه فرهنگ» آغاز كرد و سپس در تئاتر ملى «ادامه اش داد و سرانجام به سال ۱۲۹۸ به تأسيس «كمدى ايران» توفيق يافت.
«كمدى ايران» طى ۹سال كار مصدر خدماتى در زمينه اجراى نمايش و جلب جوانانى شد كه به هنر تئاتر وفادار ماندند. وى به علت دلبستگى به هنر تئاتر با بهره گيرى از مأموريت هاى دولتى با تئاترهاى اروپا نيز آشنا شد و نمايشنامه هاى بسيارى از آثار آنان را اقتياس يا «آداپته» (۱) كرد و نيز خود نوشت، كه بنا به گفته خودش شمار آنها به پنجاه بالغ مى شود.
نصر از آنجا كه خود را مانند ساير فعالان اروپا رفته، حرفه اى و مسلط به كار آموزش نمى دانست با دعوتى صادقانه از همه معاريف آن روز و تدوين برنامه درسى به تقليد از برنامه درسى «كنسرواتوار هنر دراماتيك پاريس» كار را در بخشى از پارك علاءالدوله آغاز كرد.
بايد يادآور شد كه هنرستان كار خود را در سال ۱۳۱۷ آغاز كرد، زيرا نويسنده خود از سال ۱۳۱۹ كه دوره مدرسه به سه سال افزايش يافت به عنوان شاگرد دوره سوم وارد آن شد، برنامه ياد شده خود گوياى كيفيت و سطح آموزش هنرستان است كه تأسيس آن بى ترديد گامى بزرگ در راه رشد آتى هنر تئاتر ايران بود. برداشتن اين گام در زمان خود تا آن حد داراى اهميت است كه استاد على نصر را به سطح يك «رفورماتور» (۲) و كسى كه به تئاتر جامه فرهنگى پوشانده و هنرمند و مطرب را از هم تفكيك نموده است ارتقاء داد. بر اثر همين اقدام مهم فرهنگى بود كه از مخالفت خانواده ها با تحصيل فرزندانشان در رشته هنرهاى نمايشى كاسته شد و جوانان آينده سازى با ورود به هنرستان در سال هاى نخستين راه تئاتر را هموار كردند كه از آن جمله اند: سارنگ، زاهد، وثوق، زاهدى، امينى، شيبانى، محسنى، جعفرى، جنتى، قنبرى، رهگذر، صفوى، قادرى، شاهميرى، بهشتى، رياحى، نقشينه و اسكوئى.» (۳).
هنرستان هنرپيشگى تهران تا تأسيس «هنركنده آناهيتا» كار خود را ادامه داد. استاد نصر سريعاً تالار كوچكى كه گنجايش آن به هشتاد صندلى لهستانى نمى رسيد در مكان هنرستان احداث كرد و پس از چندى با نمايش هاى كمدى تك پرده اى، موزيكال و تصنيف ها و ترانه هاى ميان پرده (پيش پرده) هفته اى يكشب و سپس دو شب، آغازگر نمايش مداوم در ايران شد. هنوز سالى از آن نگذشته بود كه به پشتيبانى دولتيان به سال ۱۳۱۹ موفق به تخليه «گراند هتل» و تبديل سينماى تالار آن به تئاترى به نام «تماشاخانه تهران» شد.
نويسنده با استاد نصر، نخست براى كسب موافقت ايشان به منظور نام نويسى (به علت آن كه واجد شرط سنى هيجده سال براى ورود نبودم) و سپس براى استماع درس «تاريخ تئاتر ايران»، كه وى براساس جزوه خصوصى خود تدريس مى كرد، آشنا شدم. سال ۱۳۲۱ نيز براى بازى نقش يك سياه «گانگستر» آمريكائى (جوئه)، در نمايشنامه «كلوپ جانيان»، انتخاب شدم. اين نمايش به كارگردانى نصر بود و بيش از دو- سه شب بازى نشد و بر اثر يك حركت سياسى عليه دولت قوام السلطنه، به شكل چپاول مغازه هاى خيابان لاله زار متوقف شد.
سمت كارگردانى در آن هنگام به هنرپيشگان پيش كسوت، يعنى كسانى محول مى شد كه نمايشنامه اى در دست داشتند و احياناً با اجراى يكى- دو نقش گل كرده بودند. مانند نصر در نمايشنامه قوزى و نامدار در نقش «جعفرخان» در نمايشنامه «جعفرخان از فرنگ برگشته»، حالتى در «اصفهانى چلمن»، فكرى در نمايش «هردمبيل»، نوشين در نمايش «مردم» و دريابيگى در «سالومه».
وظيفه كارگردان پيشنهاد نمايشنامه معين، انتخاب هنرپيشه، استقرار ارتباط با آنان و سرپرستى تمرين ها تا روى صحنه رفتن نمايش بود. كمك آنان در كار بازيگر، گذشته از انتقال آگاهى هائى كه از اجراهاى پيشين در ذهن داشتند، تنظيم ورود و خروج و تعيين نقاط ايستادن و نشستن بازيگران مى بود. بنابراين استاد نصر يكى از باتجربه ترين ها در زمينه آشنائى هاى عملى، ادبى، تجربى با تئاتر و كسى بود كه گذشت ها و فداكارى هاى خود را در دوره هاى مختلف، با پذيرش مسئوليت هاى خطير مديريت و سازماندهى، در كسوت مؤسس «كمدى ايران»، «هنرستان هنرپيشگى» و «تماشاخانه تهران» به ثبوت رسانده بود.
استاد نصر تحصيلكرده رشته «علوم سياسى» و داراى مقام هاى عالى در وزارتخانه هاى دارائى، پيشه و هنر و وزارت خارجه تا مقام سفير و وزير بود. مشاغل دولتى هيچگاه از علاقه وى نسبت به هنر تئاتر نكاست. نصر با استفاده از مقام و نزديكى با دربار، در فرصت هاى ممكن به سود تئاتر بهره بردارى مى كرد. وى با تهيه نمايش براى دربار رضاشاه و محمدرضاشاه وسيله آشنائى دستيارش احمد دهقان با محافل دربارى شد.
سزاى محبت ها و بزرگوارى هاى نصر نسبت به دو دستيارش احمد دهقان، در تماشاخانه و مهدى نامدار، در «هنرستان هنرپيشگى تهران»، گرفتن تماشاخانه و هنرستان از دست او و دور كردن نصر از تهران، به عنوان سفير ايران به دهلى بود. (۴).
نصر پس از بازگشت از مأموريت و بازنشستگى، بر اثر دل آزردگى از اعمال ناشايست دوستان قديم، تا آخر عمر، سال ،۱۳۴۰ در خانه عزلت گزيد.
به يقين «آرشيو» شخصى نصر حاوى يادداشت ها و اسناد ذيقيمتى است كه مى تواند روشنگر كوره راه هاى تاريك تاريخچه پنجاه سال نخست «تئاتر نوع اروپائى» در ميهن ما باشد.»
(پژوهشى در تاريخ تئاتر ايران، تأليف مرحوم دكتر مصطفى اسكوئى، چاپ مسكو- سال ۱۳۷۰).
پانويس ها:
۱-ADAPTER واژه فرانسوى به معناى تطبيق دادن و اقتباس كردن.
۲-REFORMATEUR (اصلاح طلب، بدعت گذار).
۳-تا آنجا كه اطلاع دارم تمامى يا بيشتر هنرمندان مذكور روى در نقاب خاك كشيده اند. دوست گرامى ما دكتر محمد عاصمى قطعاً در اين مورد آگاهى بيشترى دارند.
۴-مرحوم نصر هيچگاه در هند سفير نبود. همانطور كه در ديباچه آمده است مدتى نزديك سه سال وزير مختار در چين بود. (پژواك)
|