Nimrooz
Vol. 18, No. 969, February 15, 2008
سال هيجدهم - شماره ۹۶۹ - جمعه ۲۶ بهمن ۱۳۸۶
دكتر كاظم وديعى
انجماد فرهنگ سياسى
در
اپوزيسيون درون و برون مرز
003834.jpg
وديعى
محافل ناظر بر نابسامانى هاى اجتماعى و اقتصادى در انگلستان دريافته اند كه شكاف طبقاتى و اجتماعى بيداد مى كند و سرمايه دارى ناب و جدا كردن هاى سطحى دين از سياست و نازيدن به حقوق بشر هم هنوز راهى به حل مشكل تبعيضات نگشوده است. پس كليساى آنگليكن به صدا درآمده كه بعضى اختلافات مالى و ازدواجى مسلمانان تبعه انگلستان را بايد به مدد قواعد شرع اسلام قانونى حل و فصل كرد. شبكه BBC4 به اين «حل و فصل سازنده» «بخوانيد خداپسندانه» ميدان داده است. كه فى المثل قانون طلاق و اختلافات مالى اسلامى مى تواند به ترميم شكاف هاى اجتماعى و منازعات درون ملتى كمك كند.
قهرمان اين بحث عاليجاه روآن ويليامز بالاترين مقام روحانى در مذهب مسيحيان انگليسى است كه بر ۷۷ميليون نفر از پيروان خود در اين كشور رياست و نظارت دارد.
نخست وزير انگليس آقاى كوردون براون به نرمى برنتابيد و گفت: «قوانين بريتانيائى بر مبناى ارزش هاى بريتانيائى نهاده مى شوند» و خوب كه بنگريم سر سخن اين عاليمقام لائيك به دم سخن آن عاليجاه كليسائى وصل مى شود. زيرا مذهب انگليكن انگليسى از جمله ارزش هاى جامعه بريتانيا است و اين كه حزب محافظه كار اين كشور هم اظهارات آن عاليجاه ويليامز را «كم سازنده» مى نامد نيز دليل تصديق بر همين ارزش است ولى نه به تمامى.
به سادگى مى توان دريافت كه هر سه مقام كه نماينده چهار ركن سياسى و مذهبى جامعه بريتانيا هستند (دو حزب سياسى، نخست وزير، رئيس كليساى آنگليكن انگلستان كه منتهى مى شوند به مقام بى قدرت قانونى اما مؤثر ملكه انگليس). همگى در بحث را بازگذارده اند و اين كه بعض متعصبان بنيادگرا كه در همه جا هستند رئيس كليساى كانتربرى را تهديد به مرگ كنند هيچ درى را بر اين بحث نمى بندد. زيرا انگلستان با ۸/۱ ميليون نفر مسلمان تبعه خود مسئله دارد و بايد چاره انديشيد تا وقايعى ناگوارتر از فاجعه ماه جولاى ۲۰۰۵ رخ ندهد. وانگهى عاليمقام ويليامز رئيس كليساى كانتربرى به صراحت شيوه هاى بنيادگرايانه مسلمان هاى عربستان سعودى را رد مى كند و مى گويد شريعت اسلامى نمى تواند در انگلستان جر براساس حقوق تضمين شده براى كل تبعه اين كشور پايدار شود.
اين قضيه كه جز در آغاز آن نيستيم نشان از فرهنگى دارد كه بيمى از دموكراسى ندارد ولى پيوسته نگران صحت و سقم يا استقرار بيشتر است تا جامعه رو به تندخوئى ها نكند و تندخوئى منجر به جوّ خشونت نشوند.

تحطئه قانون مشروطه:
و اين ما را به ياد آن روشنفكران پر هاله و نورى در ايران مى اندازد كه به بهانه دموكراسى قانون اساسى مشروطيت ايران را به باد انتقاد مى گرفتند و مى گيرند چرا كه آن قانون اصل دومى داشت در متمم خود كه به نحوى حرمتگذار مذهب شيعه بود و لزوم حضور نمايندگان مجتهدين را در بررسى هاى لوايح قانونى در پارلمان ضرور مى دانست و اين واقعه به سال ۱۳۲۵ قمرى و به امضاى محمدعليشاه قاجار بود و اين ماده تقريباً در عمل مورد اعتناء قرار نگرفت و درست به دليل خود محمدعليشاه قاجار. پس آنها كه قانون اساسى مشروطيت ايران را نوشتند واقف بر ارزش هاى فرهنگى ما بودند و از لائيسيته كوركورانه تبعيت نكردند و آنها كه رو به تجدد كردند تا به روشنگرى در افكار كمك كنند خوب مى دانستند كه براى تحقق آرمان هاى مشروطه و رفتن به مردمسالارى راه درازى در پيش است و آنها كه تن به نگارش سهمناك ترين قانون اساسى به بهانه انقلاب اسلامى در دادند دانسته تا ندانسته راه براى مخوف ترين نظام هاى سياسى در جامعه اسلامى گشودند.

ناشناختگى همه جانبه نظام:
-نظام ولائى ايران هنوز هم شناخته جهانيان نيست اين نظام نه از آن بابت كه «هسته اى» دارد با «موشكى» با بُرد دراز و كوتاه تا مرز اسرائيل دارد خطرناك است بلكه به دليل ستمى كه بنام اسلام آن هم از نوع تشيعى كه عَلَم مبارزه عليه خلفاى جزيه بگير و اسلام فروش بلند كرد و امروز منتهى به بدترين شيوه مديريت سياسى ايران شده است خطرناك است. اين نظام را نه از ديد آمريكاى محافظه كار نو بلكه از ديد منافع و مصالح مردمى كه همه چيز خود را فداى روى كار آمدن و مواعيد آن كردند بايد نگاه كرد تا بيگانه به خانه راه نيابد و خانه از حشرات الارض و خسران آنها به دست اهل خانه پاك گردد.

رسانه هاى دست بسته:
-صورت و سيماى نظام سياسى امروز ايران جرايد و محتويات رسانه اى اين كشور است. در اين جرايد آنها را كه مستقيماً وابسته به بيت رهبرى اند كنار نهيم زيرا مأمورند و معذور. ولى توجه كنيم به آنها كه وابسته اند به اصول و فطرياتى نسبتاً معتدل و آرزومند تحقق مواعيد اسلام مورد نظر خود با پشت كاردى از دموكراسى و قدرى هم انساندوستى هاى پيچيده در نسخه هاى عارفان بنام ايرانى. يعنى رسانه هاى دست بسته نظام.

مثال تورم مخترع:
در رسانه هاى رسمى وابسته به بيت رهبر يا پيوسته به رئيس جمهورى متخصص در كجروى از جمله خواندم كه در هشت ماهه اول سال جارى ايرانى ثبت اختراعات در كشور ۶۲درصد نسبت به مدت مشابه در سال قبل رشد داشته ايم. يعنى كه ما مردم ايران ظرف هشت ماه اول سال ۱۳۸۶ حدود ۴۶۹۰ فقره اختراع به ثبت رسانده داريم. كه اگر سرانگشتى براى چهارماه بعدى هم حساب كنيم. مى رسيم به ۵۲۲۰ اختراع براى سال جارى ۱۳۸۶ شمسى. پس دولت كجرو و پر مدعا مثل آن روباه در خم رنگى افتاده حضرت مولانا خود را طاووس عليين فرض مى كند كه «در محافل بين المللى و نمايشگاه اختراعات با مقامات برترى يافته اند.» ولى خوب كه بكاويد مى بينيد كه در ايران امروز به قول خودشان تنها «سامانه» ثبت اختراع خلاصه مى شود در اين كه «هر كس به صرف يك ادعا مشروط بر تكرارى نبودن ادعا» به جرگه مخترعان درمى آيد يعنى در اين كار نه مميزى علمى وجود دارد و نه ضوابطى كه در جهان صنعتى رواج است.

رنج آمارگران و محققان:
-آمار در ايران اعتبار ندارد. اگر شك داريد بگرديد و آمارهاى مملكت ايران را در مقايسه با ديگر ممالك بنهيد و روش هاى آمارى را. من دقيقاً و صحيحاً خبر دارم كه آمارگران و محققان ما در ايران خون دل دارند از موانع و اشكال تراشى بالا سرى ها.

دروغ آميخته به غرور خام:
-وقتى رسانه هاى ايرانى از برترى و تعالى ايران در نمايشگاه ها حرف مى زنند چنان آبى در دوغ بى رمق خود مى ريزند كه جز دروغ نتيجه اى از آنها برنمى خيزد و وقتى مثلاً فلان رئيس اتاق بازرگانى مى گويد «غربى ها فرصت بزرگى را از دست مى دهند» زيرا مثلاً روزنامه فايننشنال تايمز نوشته كه در ايران به سبب عدم وجود امنيت راهى براى سرمايه گذارى هاى خارجى نيست. بايد گفت: بر غرب تأسف نخوريد كه اگر ايران فرصتى به دست مى دهد براى سرمايه گزارى پس اين فرار سرمايه ها را علت كدام است؟ وقتى به بهانه «راكت كاوشى» مى نويسند «اين پيشرفت مى تواند براى غرب به اندازه مسئله هسته اى، ايران را مورد توجه قرار دهد و بايد باز هم نگران بود» بايد پرسيد اگر ايران پر جمعيت و ثروتمند امروز آن همه مخترع دارد كه ديديم و آن همه دستش باز است در فناورى ها كه مى گوئيد پس چرا به قول خودتانى ها عاجز از حل مسئله كمبود نفت و بنزين هستيد؟ و عجز دولت به حدى است كه كار را به مجلس سپرده است تا تصميمى در باب «يارانه سوخت» بگيرد و چرا وزير نفت مى گويد: «موضع من موضع دولت است»؟ و البته اين دور باطل ادامه دارد.

مثالى از جامعه هنرى:
-اين دروغ هاى درهم آميخته روانشناسى اجتماعى خاصى را در جامعه سرايندگان و هنرمندان پديد آورده است كه از جمله اظهارنظرهائى است در باب سينما و تئاتر كه هر چه قدر هنرمندان برونمرزى به آن انتقاد خود ببالند جاى زير و بم گوئى هاى درونمرزى ها را نمى گيرد. محمدعلى كشاورز به بهانه بازسازى سينما آزادى (اين سينما در ۱۳۴۸ ساخته شد. بعد سوزانده شد و سپس آقاى قاليباف بعد از ۲۸ سال قصد بازسازى كرد با تغيير نام از شهرفرنگ به آزادى و چيزى در اين حدود تا آنجا كه يادم است) مى گويد: اى كاش ساير مسئولان به اين اندازه به محتواى سينما دقت كنند. يعنى كه سينماى ما محتوا ندارد كه درى هست و ديوارى و هنرمند ايرج راد مى گويد: كلنگ تئاتر را سال هاست زده اند و خبرى نيست.

و رجال صدر انقلاب اسلامى:
و چون پيچيدگى هاى سياسى بسيارند آقاى رفسنجانى رجل صدرانقلاب اسلامى كه به دست رهبر منزوى شده كم دود مى كشد به بهانه انتخابات مى گويد: «خودى بايد رفتار كرد كه مردم پر شور در انتخابات شركت كنند» يعنى كه سار از درخت پريد و آش سرد شد.
ايشان تنها نيستند آقاى خاتمى كه نام ياران اصلاح گرايش از فهرست نامزدان طبق قانونى كه خود ايشان و امثال ايشان مسبب آنند حذف شده است مى گويد وضع فاجعه آميز است و انقلاب اسلامى در خطر.

و بانك مركزى:
-و بيچاره روابط عمومى بانك مركزى كه مجبور است پيوسته خبر از تورم دهد و مثلاً بگويد كه در ماه دى ۱۳۸۶ نسبت به ماه مشابه سال قبل مصرف ۲/۱۹ بالا رفته ولى از توليد هيچ نگويد كه جز توليد نفت از توليد چه دارد كه بگويد؟

و نسلى و لالائى:
-به هر روزنامه كه بنگريد بخش مهمى به گفتارهاى مذهبى تسلا بخش و نصايح سبكسرانه در خط «زندگى را سخت نگيريد» و غيره وجود دارد كه از جمله نابغه اى خودمانى را به كشف شكلات زندگى ايرانى امروز رسانده است كه در اين نسخه جدولى پيچيده شده است:
مواد لازم براى تهيه شكلات زندگى را مرور مى كنيم:
رديف: مواد لازم مقدار لازم
۱- توكل به خدا به وسعت عالم
۲- تفكر مثبت به تعداد هر فكر
۳- تدبير مناسب به تعداد هر اقدام
۴- صبر و تحمل در كل مسير زندگى
۵- استفاده از تجربه هر چه بيشتر باشد، بهتر است
همشهرى- شماره ۲۵ دى ماه ۱۳۸۶.
مبادا فكر كنيد برگرفته از يك مقاله فكاهى است. نوشته اى است بسيار جدى به هر يك از مواد كه بنگريد بارى منفى از فرهنگ مذهبى دارد و مقدار آنها را كه توجه كنيد خواهيد ديد همگى روى در بى مقدارى و ابهام دارند.
اين بود كه اشاره كردم به پيچاپيچى كار رسانه هاى نوشتارى مخالفان درون مرز كه هر چه بيشتر بايد به خود بپيچند تا هيچى تقديم خواننده كنند.
به يقين مى دانم كه خالقانى در هنر نقاشى كه با سرهمبندى كردن يك دست بريده و خطى كه از دو الف كلمه عاشورا دو قبضه شمشير ساخته است نيز در اين نظام باخبر خود نمى رسند زيرا با چسبانيدن دو مربع رنگى به تقليد از سبك هنر معاصر اصرار دارند خود را نو نوار جلوه  دهند.
***
آقاى خاتمى مى داند كه انقلاب اسلامى در خطر است. او اخيراً در مجمع DEVOS بود و حشر و نشرش با اروپا مى رسد به عهدى كه در آلمان خدمت دولت بنام اسلام و خدمت اسلام به مدد بودجه نانوشته دولت مى گيرد. ايشان متوجه بحران جهانى اند و نيز متوجه بيدار شدن مردم سرزمين هاى اسلامى و سبك شدن بازار بنيادگرايان. ايشان مى دانند كه بر در و ديوار جده آگهى هائى تجارتى آويخته شده كه چشم بنيادگرايان را بر عقده هاى نامرئى آنها مى گشايد. ايشان مى دانند كه قبله بنيادگرايان وهابى كه از ۱۹۴۵ نفت عربستان را به امنيت سعوديان در گرو آمريكا نهاد ديگر نمى تواند مدارس قرآنى را تغذيه مالى كند تا انتحارى ها را در روغن داغ دلار به دست آمده از نفت به سراسر جهان بسيج كند و اين نيرو الهام بخش انقلاب اسلامى در سراسر كشورهاى مسلمان شود.
و از سوى ديگر نه تنها ملل مسلمان بلكه دولت هاى آنها در برابر تقاضاهاى جديد قرار گرفته نه تنها در برابر آمريكا يا غرب ايستادگى هاى معقول مى كنند بلكه كل حوزه هاى دينى را برابر اين تقاضاها قرار داده اند.
آنها كه ديروز نقطه ضعف بزرگ ايران را خريد اسلحه از آمريكا و غرب مى دانستند چگونه امروز بيشترين سرمايه را وقف قواى انتظامى و ساز و برگ و مهمات و موشك مى كنند چيزى كه ابداً امكان مصرف بروز مبادا ندارد، چرا كه باروت نم كشيده اى در چاشنى فرهنگ مذهبى خود دارند و نظاميان هم هشيارند.
تكيه بر اشتباهات آمريكا و غرب. در مورد خاورميانه هرگز به معناى حقانيت نظام ولائى از باب ستمى كه بر مردم كرده و حقوقى كه از آنها سلب كرده است نيست. دفاع از استقلال ايران به معناى صحّه نهادن بر روند سياسى و اجتماعى نظامى كه سى سال است نيروگاه بوشهر را نساخته دارد ولى هر روز نمايش قدرت فناورى نظامى مى دهد نيست.
غربى ها سيخونك سياسى مى زنند تا هر چه بيشتر در مرداب ولخرجى هاى نظامى به بهانه دفاع از اسلام دست وبال آنان بسته شود و عاجز باشند از مبارزه با تورم و بيكارى و درغلتند در خرافاتى كه جامعه را از تحرك بازداشته و اسير تعصب مى كند.
بنابر اين اپوزيسيون درونمرزى كه حضرات حجت الاسلام ها مدعى اصلاح گرائى اند به سبب تعهدى كه بمبانى اصول گرائى مبهم ولى مندرج در قانون اساسى اسلامى دارد دست بسته تسليم بيت رهبرى است و چون وحشتى كاذب از باب قدرت بسيجى ها و پاسداران دارد از معنى تهى است و متأسفانه در سطحى برابر يا كمى بيشتر در سطح ورشكستگان به تقصير اپوزيسيون برونمرزى قرار گرفته است. اما اين به معناى نفى هسته هاى اصيل مبارزان درون ايران نيست.
اگر اشتباهات غرب و كورى آن در نيمقرن اخير بر حركات اجتماعى ايران و خاورميانه نبود ايرانيان به روز اين شوونيسم اسلامى نوع خامنه اى دچار نمى شدند. ولى روسيه و چين در داد و ستد هاى بزرگ ممكن نيست غرب را فداى نظامى كنند كه بنام دين يك دست راست و يك پاى چپ مجرمى را مى زند تا عدالت اسلامى را اجرا كرده باشد.

فرق ما با ديگران؟
اما فرق اساسى در رفتار اجتماعى و سياسى با جوامع غربى در اين است كه آنها دائماً اشتباهات خود را تصحيح مى كنند و ما دائماً بر كرده هاى خود و بر تشخيصات بى بازده خود پا مى فشاريم.
ديديم كه چگونه رئيس كليساى كانتربرى و نخست وزير و احزاب مهم انگلستان در بحث و مبادله افكار را با مسلمان هاى تبعه انگليس مى گشايند و چگونه رهبران ايران باب هر نوع مذاكره را با ياران درون و رقباى برون مى بندند و مى نازند به چند قطعه آهنى كه هر كودك هوشمندى امروز روز مى تواند از آنها موشكى بسازد و تير و ترقه اى رها كند.
تونى بلر كه به سبب قشونكشى به عراق و دنباله روى از بوش و با تجربه اى كه از نبرد با بنيادگرايان ايرلندى داشت دريافت كه مى تواند در امر منازعان بنيادگراى فلسطينى و اسرائيلى مفيد افتد و اينك باور دارد كه اراده همه سويه اى بين اسرائيلى ها و اعراب و فلسطينى ها ظاهر شده است. چگونه است كه نظام ايران بعد سى سال و آن همه كشتار و قتل و غارت انقلابى و بعد جنگ تحميلى و تجربه با حماس و چچن و غيره دلبرى سياسى براى چاوز ونزوئلائى مى كند و سر مذاكره با مردم خود ندارد و چگونه باور مى كند كه روز سختى اين چاوز و مشعل (خالد)اند كه به فرياد او مى رسند.
در دنيائى كه دول كشورهاى عقب مانده به سبب نفت ثروتمندند و مردم آنها در فقر و بيكارى و فشار ناشى از تورم اقتصادى و غرب هم خريدار نفت است چگونه مى توان فناورى غرب را صاحب شد و اداى مبارزه با غرب درآورد. مى توان فولاد بود و رجز خواند ولى نمى توان گفت كه فولاد شكننده نيست. نرمش آگاهانه غرب، غرب را هميشه از بحران ها رهانيده و انجماد فرهنگ سياسى ما ايرانى ها ما را پيوسته در متن بحران نگاهداشته است. قدرى از اين انجماد نهفته در فرهنگ مذهبى و «اين است و جز اين نيست» آن مذهب است نزد ديگر ملل مسلمان هم هست. بيمارى فعلى عراق به جز آن بلاها كه زاده اشغال است ناشى از همين انجماد فرهنگ سياسى عراقيان است كه موجد جدال اعراب و كردها و سنيان و شيعيان شده وگرنه اگر بلوغ سياسى بود بعد رفتن صدام به راحتى مى شد با يك حكومت ائتلاف ملى عذر اشغالگر را خواست. ريان كروكر سفير آمريكا در عراق اخيراً گفت ما عراقيان را سُقُلمه مى زنيم، هُل مى دهيم، عقب و جلو مى بريم تشويق و نوازش مى كنيم ولى آنها هيچ تصميم نمى گيرند. دو ميليون عراقى به صور مختلف ترك وطن كرده اند و بدبختى از در و ديوار اين كشور غنى و پر امكان مى بارد ولى مدعيان ديروز صدام امروز جداسرى مى كنند و اين جدا سرى اشغالگر را تبرئه مى كند. همين حساب منهاى اشغال خاك در پرونده نظام ولائى است كه به بهانه تهديد آمريكا شش ميليون نفر را فرار داده و باقى را در خاك وطن محبوس داشته است. نتيجه آن كه ايران منفور و منزوى و اسلام در معرض هر نوع رويگردانى قرار گرفته است و اينها همه ناشى از بار منفى رفتار سياسى ما از صغير تا كبير است و امكان ندارد كه ايران ولائى بتواند كمترين تلنگر به غرب زند ولى عكس آن محال نيست.

چاره:
-نرمشى نه فرمايشى و نه دستورى از سوى اين و آن قدرت به بهانه دموكراسى و حقوق بشر در رفتار و فرهنگ سياسى اپوزيسيون هاى درون و برون مرز لازم است تا بهم برسند و تبديل شوند به قدرتى در خور مبارزه با آن فرهنگ منجمد سياسى حاكم بر ايران. وقتى آن نرمش در كليساى كانتربرى هست و نيز نزد احزاب بزرگ انگلستان كه وطن خود را مهد دموكراسى مى دانند چرا نزد ما نباشد كه آن همه از انجماد سياسى در قالب مذهبى و غيره به ستوه آمده هستيم؟
نمى شود به افراط هاى سال هاى سرورى شوروى و مبارزه با بود دين اشاره نكرد. عكس العمل آن مبارزه هاى بيجا كه منتهى شد به ظهور صدها دكترين ضد دينى كه شوروى را برنيانداخت بلكه بنيادگرايان را فرصت انتقام داد و به قول رشيد بن زين محقق اسلام گراى سال هاى ۲۰۰۴ به بعد اسلام بنيادگرا را قدرت نداد «چاق و چله» كرد و نيز نمى شود به صِرف اتكاء به ترقيات دول غرب و لائيسيته غربى همه راه حل ها را در تجربيات آنها جستجو كنيم. قبل از توسل به اين يا به آن راه بايد باور داشته باشيم به بود اجتماعى خودمان مردممان، وطنمان و دورى كنيم از هرگونه رجز سياسى و گفتن اين است و جز اين نيست ها و يا همين است كه هست ها كه اين در فروتنى ناشى از تأملات سياسى است كه راه حل ها يافته مى شوند.
در شرايط امروزى جهان توسل به قهرمان هاى افسانه آفرين تاريخ هيچ كشور ديگر بسيج كننده نيستند. كار اداره امور جوامع بشرى از چنگ قدر قدرتان رويا ساز به دست مديران حساب گر و سياستمداران كم حرف و پر كار افتاده است و چه بهتر از اين. بنابر اين درافتادن با يك قدرت سياسى جابر بيش از آن كه نياز به جار و جنجال و هاى و هو داشته باشد محتاج بررسى هاى امروزى معتبر و بى سر و صدا است. اين بنيادگران يك پارچه نيستند هر حجت الله و آيت الله جامعه را از صافى خود مى گذراند به همين دليل است كه هرمومن مجتجدى دارد. حتى تروريسم موجود كه بنام دين عمل مى كند يكپارچه نيست. ما ناگزيريم و چه بهتر كه شيوه مناسب خود را براى مديريت هاى سياسى و اشتراك مساعى هر چه بيشتر مردممان بيافرينيم. كپى ديگران را بارها و بارها در اين يك قرن آزموديم. از سوى ديگر ضمن احترام به همه قهرمانان تاريخ مان يك بار براى هميشه بايد باور كنيم كه كار فرداى ما از دست قهرمانان ديروز برنمى آيد در اين سخن نه قصد تحقير و فراموش كردن ارزش هاست نه ناسپاسى به آنها كه ايران را ايران كردند. امر ما در رابطه است با ضرورت هاى امروزى كه روح همه آنها از اين ضرورت ها بى خبر است. ما براى جا انداختن و تضمين حقوق اوليه انسان ايرانى بايد كار كنيم. نه وعده بهشت نه وعده دموكراسى ناب و حقوق بشر ناپيدا بلكه حق كشيدن نفس و حق حيات و معاش و زيست با همديگر. پشت اين مواعيد ساده ارزش هاى بى نظير و والائى كه ضامن رفتن و رسيدن به آرمان هاى عميق دموكراسى هاى واقعى است وجود دارد و بايد آنها را شكافت. آن دسته از متفكران و روشنفكران كه مبارزات اجتماعى خود را از مبارزه با خدا شروع كردند در سراسر آمريكا و اروپا كارشان با شكست كامل روبرو شد و اين گروه ها كه امروز براى مبارزه با حكومت هاى اسلامى بنيادگرا تقليد آنها را پيشه كرده اند كارشان بى بازده است. كسى مانع كار آنها نيست. بازار فروش هم دارند ولى موجب تأخير در شكل گيرى مبارزه اند.
مفسران رسانه هاى بزرگ جهان طى سى سال اخير از آن تك تازى عليه دين به سود لائيسيته سودى نبردند. دنبال كنيد ستايشگران اتاتورك را در خارج و در داخل تركيه كه فكر مى كردند محال است دين ورزان در تركيه به قدرت رسند و امروز مى بينيم كه مى شود آنها را در قدرت ديد و حتى نظاميان حامى لائيسيته تركيه را هم در حمايت از آنها بازشناخت. پس اگر سياست موقوف به آن است شرايط آن را بايد شناخت و ما در ايران با ايرانيان مسئله داريم. يعنى خودمان با خودمان در كشاكش هستيم يعنى حتى رفسنجانى با رهبر مسئله دارد و رهبر هم با همه مخالفان و همه مخالفان با همه مخالفان كه اگر جز اين بود ما امروز از بركت يك حركت صميم و سازنده در قلب مبارزان درون و برون برخوردار بوديم در حالى كه به سبب انجماد فرهنگ سياسى به دست بستگى سياسى دچار شده ايم.

ايران
تحقيق
صفحه اول
آگهى
داستان
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
يك زندگى
انگليس
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
افغانستان
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
حوادث
علمى
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   آگهى   •   داستان   •   طنز   • 
•   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   يك زندگى   •   انگليس   •   مقاله ها   •   گزارش   • 
•   بازتاب   •   جهان   •   افغانستان   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   • 
•   حوادث   •   علمى   •   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •