در سناريويى خيالبافانه، فرض كنيم سازمان ملل و جامعه جهانى آستين بالا بزنند تا در ايران انتخاباتى بى نقص برگزار شود و دولتى روى كار بيايد كه دلخواه اكثريت و درخور اين مردم شريف باشد. و فرض كنيم پس از استقرار دولت يا در واقع حكومت جديد، اتفاقى ناگوار نيفتد، عايدات نفت جارى باشد، جنگى در نگيرد، تماميت ارضى كشور تهديد نشود، كسى به مقدسات اهانت نكند، با آرم نشريات ديگران كاريكاتور و مطالب اهانت آميز منتشر نكنند، كسى كفن نپوشند، بمبى نتركد، كسى ترور نشود و دموكراسى با صلح و ثبات و لبخند همراه باشد.
در سال چهارم، موعد برگزارى انتخابات، دولت با اين چشم انداز روبه روست كه بايد جايش را به نفراتى تازه بدهد. شمار بزرگى از مردم كه به خواستهايشان نرسيده اند با بدبينى احساس مى كنند كلاه سرشان رفت و فقط وسيله شدند تا رندان بارشان را ببندند. رئيس و رؤسا كه ناگهان منطقى شده اند، از جمله، مى گويند وعده صفركردن قيمت زمين و دوساله ساختن خانه از دم قسط براى همه، تبليغات دشمن بود.
اگر دولت دين گرا بوده، شمار متمايلان به زندگى عرفى بالا گرفته است؛ اگر مستقل از دين بوده، بسيارى خواهان ِ اجراى احكام الهى اند كه به نظر آنها تاكنون مغفول مانده و درمان تمام دردهاست. دولت مستقر دست به دفاع از خود و كشف توطئه ها و سركوبى رقيبان مى زند، رشته ها پنبه مى شود و به همان جايى بر مى گرديم كه پيشتر بوديم.
آنچه مردم، به بنا به قاعده رايج دموكراسى، مى خواهند اين است كه دولت كليدها را به زبان خوش تحويل بعدى بدهد و برود. ضرب المثلى چينى مى گويد ببرسوارى مشكل نيست، مشكل پياده شدن از ببر است. چنانچه پائين آمدن يك گروه نه تنها به معنى تغيير كابينه و دولت، بلكه تغيير فرهنگ معيار و به صُلابه كشيده شدن كل هيأت حاكمه قبلى و مصادره اموال آنها باشد، چنين تغييرى جز با خشونت امكان پذير نيست. و خشونت شديد و ممتد بعيد است زود و آسان به حكميّت ِ صندوق رأى بينجامد.
در ايران دهه ۱۳۲۰ قانونى براى رسيدگى به اموال مقامهاى دولت تصويب شد كه به ق€از كجا آورده اى؟ ق€œ شهرت يافت. دليرترين ببرسوار هم اگر نصيبى برده باشد كه بداند مشمول چنين قانونى خواهد بود به زبان خوش پائين بيا نيست. اساساً بازى رايج در ايران، كه مقامهاى دولت اموال بادآورده را به نام فرزندشان مى كنند و وقتى كودك به سن رشد رسيد از او وكالت بلاعزل مى گيرند، مضحكه اى است مشرق زمينى كه پايان دادن به آن، اگر اصلاً ممكن باشد، با ماجراها همراه خواهد بود.
در شرايطى فرضى و كاملاً دلخواه كه جهان به مردم ايران دموكراسى هديه بدهد، آيا بر پايه اعلاميه حقوق بشر همه حق شركت در انتخاب خواهند داشت؟ منظور اين نيست كه براى حاج آقا و مشهدى و كربلايى تنور گرم كنند؛ اين است كه درس خوانده هاى شهرى هم به وكالت و وزارت انتخاب شوند.
در چنان سناريويى، قابل پيش بينى است كه دينداران، متمايلان به ديندارى و پرورش يافتگان در خرده فرهنگ هاى مذهبى، اعم از سنتگرا و نو انديش و نيمدارانديش، و مدافعان حقوق بشر اسلامى ائتلاف كنند. اين ائتلاف نيرويى چشمگير خواهد بود اما به احتمال زياد نه به اكثريت آراء دست خواهد يافت و نه در صف اول خواهد بود. و باز قابل پيش بينى است كه چنين ائتلافى زير بار نرود همه يكسان در انتخابات شركت كنند. اگر كنترل را به دست داشته باشد فيلتر مى گذارد و نتايج را دستكارى مى كند؛ اگر نداشته باشد، انتخابات را تحريم مى كند و به طور ضمنى حكم جهاد مى دهد.
در آلبانى كه آسيايى ترين كشور اروپاست و سالها قلعه اى بسته بود، امروز انتخابات را به شيوه اى دنياپسند برگزار مى كنند. در آسياى ميانه، در افغانستان كه كشورى بيشتر آفريقايى است تا آسيايى، و كلاً در قاره آفريقا، قبيله و ايل و طايفه همچنان تعيين كننده است. در برخى از اين جوامع همچنان انگشت كسانى را كه رأى داده اند رنگ مى كنند اما در دنيا پذيرفته شده كه براى رأى دادن بايد ثبت نام كرد.
ايران، صرف نظر از آزاد و عادلانه بودن يا نبودن انتخابات، از نظر تكنيك هم راهى در پيش دارد تا به استاندارد جهانى برسد. اكنون سؤال اين است كه آيا تمام برگزاركنندگان انتخابات به استفاده از كامپيوتر رضايت خواهند داد يا نه. نگهبانان قانون اساسى، به عنوان مخالفان اين تغيير، در بنگاههاى تجارى ِ خودشان مى بينند كارها با رايانه انجام مى شود، همين طور در بانكها و فروشگاهها و شركت تلفن و بسيارى جاهاى ديگر. حتى در گورستانها مردگان را به كامپيوتر مى سپارند. در مدرسه هاى عمده دينى رايانه جزو ابزار آموزشى است و تقريباً تمام مراجع سايت دارند.
واهمه مخالفان كامپيوتر بى مقدمه نيست. زمانى پدران همين اشخاص در برابر مدرسه جديد سنگربندى مى كردند و آن را اسباب تزلزل در اركان شرع مى دانستند. ترسشان بيجا نبود. امروز به سبب همين مدرسه ها شماره دهريون صدها هزار برابر شده و اين نظر كه احكام شرع در قوانين موضوعه گنجانده شده است و ديگر به طور جداگانه لزومى ندارد، حتى از زبان و قلم برخى روحانيون جارى است و موضوعى كارشناسانه قلمداد مى شود كه مخالف و موافق دارد. صد سال پيش چنين حرفى خون شخص را مباح مى كرد.
اما تجربه نشان داد مدرسه جديد نه تنها به معنى پايان دين و ديندارى نبود بلكه نسلى جديد از درس خوانده هاى خداپرست پرورش داد كه صد سال پيش در خيال هم نمى گنجيد. به همين سان، رايانه انتخاباتى ممكن است ابتدا براى كسانى اسباب دردسر شود، اما اين توان را دارد كه آنها را نهايتاً قوى تر كند. به بيان اهل رياضيات، به توان دو رساندن ِ دو طرف يك معادله ماهيتى جديد به آن مى دهد كه از مصاديق تأثير كميّت بر كيفيت است.
مخالفان استفاده از رايانه در انتخابات به احتمال قريب به يقين هنوز از همه توانايى هاى چرتكه الكترونيك خبر ندارند وگرنه شديدتر از اين مخالفت مى كردند. مى توان از دستگاه درخواست انواع نمودار كرد، مثلاً اينكه به هر فرد دقيقاً در چه ساعت و دقيقه اى در چه حوزه اى چه تعداد رأى داده شده است. نتيجه گزارش: تا اواخر وقت اوليه رأى گيرى، كانديدا موقعيت درخشانى نداشته اما در انتهاى دوبار مهلت تمديدشده، يعنى نزديك نيمه شب، ناگهان دهها و بلكه صدها هزار نفر به منظور رأى دادن به ايشان به چند حوزه معين هجوم برده اند. براى خواندن داستان پشت چنين نمودارى نياز به ميس مارپل و هركول پوارو نيست. مى توان زير آن نوشت: بدون شرح. با اين كارنامه اعمال، ابطال فلّه صناديق آسان نخواهد بود، گرچه براى دستكارى در انتخابات كامپيوتريزه هم بالاخره راههايى پيدا مى شود.
در انتخابات مجلس اول در سال ۱۳۵۹ گويا تصميم گرفته شده بود برخى آراء خوانده نشود. در موارد بعدى، نيازى به اين كار نبود. تنها اتفاق قابل ذكر اين بود كه پس از پايان وقت رأى گيرى، برگه هاى سفيد باقيمانده را به نام كانديداى برتر پُر مى كردند و در صندوق مى ريختند. اين كار را شايد نتوان تقلب ناميد زيرا تأثيرى به زيان كسى نداشت. نوعى عمل مستحب ِ على السويه بود. وقتى كار براى خدا باشد همه چيز مجاز است. تنها در دو انتخابات سراسرى سالهاى ۱۳۷۶ و ۸۰ شايد بتوان ارقام را بالاى نود درصد مستند دانست. با حداقل سن رأِى دهنده هم چندين بار بازى كرده اند و در اين لحظه مطمئن نيستيم براى مجلس ۱۸ و براى رياست جمهورى همچنان ۱۵سال است يا رندان حق پرست ديشب مقررات را عوض كرده اند.
به بركت كامپيوتر، تقلب و خودى نوازى در انتخابات اگر نه ناممكن، بينهايت دشوار خواهد شد. در پرتو معرفت الكترونيك، همه بهتر ديده مى شوند و همديگر را بهتر مى بينند، و دانستن توانستن است. پليس ايران سوارشدن بر موتورسيكلت پرقدرت را ممنوع كرده است. يعنى مجرمان به سرعت در نروند تا بتوان آنها را گرفت. واردكردن راديوى داراى باند موج بلند هم ممنوع است تا كسى نتواند مكالمات امنيتى را بشنود. در طرز فكر اصيل آريايى اسلامى، براى حكومت كردن بايد عوام را پائين و عقب نگه داشت چون اگر به آنها رو بدهى خدا را هم بنده نيستند.
نتيجه گيرى از بخش اول اين يادداشت: دموكراسى معجزه اى است كه هر روز بايد تكرار شود و خاورميانه، با اين نوع فكر اجتماعى و اعتقادات موروثى، براى اعجاز دموكراسى زمين چندان بارورى نيست. اين از خبر بد براى دموكراسى.
در بخش دوم به اين نظر پرداختيم كه در ايران رسم است بنالند مى خواستيم ترقى كنيم، نگذاشتند. امروز مى توان به روحانيت مبارز ندا داد ق€گوى توفيق و كرامت در ميان افكنده اندق€œ: نه دستهاى پليد استعمار مانع است، نه طواغيت، و نه روشنفكران خودفروخته و وابسته. حتى بازاريان وجوهات بده و عوام الناسى كه مطهّرى از دست آنها مى ناليد در اين مورد مزاحم نيستند چون صبح تا شب سر و كارشان با رايانه است.
از لوازم انتخابات آزاد و عادلانه اين است كه ته برگ ثابت كند شخصى با اين هويت و نشانى رأى داده است. در انتخابات واقعى و دنياپسند، رأى دهنده ثبت نام مى كند و در حوزه اى كه انتخاب كرده است در فهرستى در برابر اسمش امضا مى گذارد. در ايران چنين برنامه اى مخالفان قدرتمند خواهد داشت چون به بازى با شناسنامه مردگان و غيره پايان مى دهد. با اكراه برخى رأى دهندگان هم روبه رو خواهد شد. در شرايطى كه گويا مى خواهند حتى ورود به دانشگاه را گزينشى كنند، كمتر كسى ميل دارد ردّى قابل پيگيرى به جا بگذارد.
زمانى كه با قاشق و چنگال، با آب لوله كشى، با مدرسه، با دانشگاه، با راديو، با تلويزيون، با سينما و با غيره مخالفت مى كردند حرف اين بود كه راه را بر خصم مى بندند. خصم نوظهور هم اكنون مظلومانه در انبارهاى وزارت كشور خاك مى خورد. مدتهاست معامله را جوش داده اند و براى برگزارى انتخابات، شصت هزار كامپيوتر خريده اند مانند پاركومترهاى تهران كه خريدند، كاشتند، رها كردند، كندند و دور انداختند.
چنانچه امسال بتوانند انتخابات را دست كم در تهران به نحوى كامپيوترى كنند كه اسباب خنده و طعنه نباشد شايسته مدال برنز، و اگر دو سال ديگر انتخابات را سراسر كامپيوترى كنند لايق مدال نقره خواهند بود. و اگر شيوه ثبت نام رأى دهندگان تا آن زمان به اجرا در ايد جا دارد مدال طلا بگيرند.
در چنان حالتى، باورپذير خواهد شد كه ترجيع بند آه وناله از دستهاى پليد استعمار خالى از حقيقت نيست و زمانى دستهايى مانع ترقى اين ملت بوده است. در غير اين صورت، اهل انصاف تصديق خواهند كرد كه مائيم و نواى بينوايى.
كسانى كه خيال دارند درباره عصر مشروطيت و هيأت پنج نفره علما چيزى بنويسند اگر خبرهاى مربوط به مخالفت با انتخابات رايانه اى را جلوشان بگذارند و نيم ساعت فكر كنند، بهتر از هفتاد سال عبادت است.
دى ماه ۱۳۸۶