ايرانيان از قرن هيجدهم تاكنون شنيده اند و خوانده اند كه پطر كبير تزار معروف روسيه كه بين سالهاى ۱۶۸۲ و ۱۷۲۵ بر روسيه حكومت مى كرد به آبهاى خليج فارس چشم طمع داشته و حتى در وصيتنامه خويش به فرمانروايان بعدى روسيه توصيه كرده است كه هيچگاه از اين انديشه غافل نشوند و از هر فرصتى براى دسترسى به آبهاى گرم بهره گيرى كنند.
با آنكه عده اى نظر بر ساختگى بودن چنين وصيتنامه اى دارند اما گروه زيادى نيز آنرا باور دارند و شواهد و قرائن تاريخى و گفتار و رفتار حاكمان بعدى روسيه و سپس اتحاد جماهير شوروى و اينك روسيه كنونى چنين باورى را تقويت مى كند.
برخى از صاحبنظران براين اعتقادند كه ساختگى ناميدن وصيتنامه پطر كبيربه سبب ترس از تكفير ملاها بوده است كه در دوران فتحعلى شاه باعث شدند در دو جنگ فتوائى و جهادى ايران و روسيه بخش مهمى از ناحيه شمال غربى ايران ضميمه خاك روسيه شود و مرحله اى از وصيتنامه پطر كبير جامه عمل بپوشد و مسجل شود.
وصيتنامه اى كه به پطر كبير منسوب شده گوشه اى از برنامه هاى جهانگيرى او را روشن ميسازد. اين وصيتنامه شامل ۱۲ ماده است كه قسمت عمده يازده ماده آن مربوط به هدفهايى است كه دولت روسيه بايد در خاك اروپا و در بين كشورهاى اروپايى دنبال كند تا به هدفهاى جاه طلبانه خود و تسلط بر اكثر اين كشورها و بر آبهاى گرم درياى سياه و درياى بالتيك دست يابد. تنها ماده نهم اين وصيتنامه است كه ميتواند و بايد از نظر ايرانيان جالب باشد بخصوص كه پس از مطالعه آن مشخص خواهد شد آنچه اكنون مسئولان جمهورى اسلامى در سياست خارجى كشور ايران انجام مى دهند تنها به منظور برجا نگاهداشتن رژيم ساختگى، التقاطى و التحادى ولايت فقيه است و همين سياستهاى ضد ملى است كه دست يابى دولت كنونى روسيه و دارو دسته ولاديمير پوتين را به اهداف قديمى پطر كبير بخصوص دست يابى به آبهاى گرم خليج فارس، بسيار تسهيل كرده و خطر آنرا در سطحى بسيار بالا افزايش داده است.
براى آنكه قضيه بيشتر روشن شود اجازه دهيد بخشى از ماده نهم وصيتنامه پطر كبير را با استفاده از تحقيق شادروان استاد سعيد نفيسى در جلد اول «تاريخ اجتماعى و سياسى ايران» نقل كنيم:
ماده ۹- دولت روسيه را وقتى مى توان دولت واقعى ناميد كه پايتخت خويش را به استانبول كه كليد گنج هاى اروپا و آسيا است منتقل سازد، زيرا هر كس كه استانبول و اطراف آن را در اختيار داشته باشد. همه جهان را در دست خواهد داشت. براى رسيدن به اين مقصود بايد بين دولتهاى ايران و عثمانى نفاق افكند تا هميشه بين آنها جنگ باشد. اختلاف مذهب و عقيده اى كه مردم شيعه با مردم سنى دارند از هر لشكر و سلاحى بيشتر كارگر است و براى تامين مقصود ما و تسلط روسيه بر آنها بهترين وسيله است. بر شما واجب است همواره و به هر وسيله اى كه مى توانيد دوگانگى را در بين آنان بيشتر و شديدتر كنيد:
آنچه بيش از هر چيز مرا خرسند مى سازد. دو چيز است «يكى اختلاف عقيده بين شيعه و سنى و استيلاى روحانيان بر ملل مسلمان، زيرا اين گروه مانع از آنند كه مسلمانان چشم و گوششان باز شود و در كار خود چاره جويى كنند. چنانكه استيلاى روحانيان ما بود كه در اين مدت روسيه را در پست ترين مرحله حيات خود نگاه داشت و از پيشرفت و برترى آن مما نعت به عمل آورد تا آنكه من با هزاران رنج و دشوارى اين مانع بزرگ را از پيش پاى ملت خود برداشتم و دست آنها را از كارهاى دولت كوتاه كردم تا به نماز و دعا اكتفا كنند.
دومين چيزى كه مرا خشنود مى سازد اين است كه بايد چاره جويى هاى فراوان كرد كه كشور ايران روز به روز تهى دست تر شود و بازرگانى آن تنزل كند.
كشور گرجستان و سرزمين قفقاز رگ حساس ايران است همين كه نوك نيشتر استيلاى روسيه به آن رگ برسد خون ضعف از دل ايران بيرون خواهد رفت و چنان ناتوان خواهد شد كه هيچ پزشك حاذقى نتواند آنرا بهبود بخشد.
قبل از زمامدار شدن پطر كه به زبان انگليسى او را Peter The Great) ) مى نامند وضع روسيه چه از لحاظ سياسى و چه از نظر اقتصادى و اجتماعى بسيار آشفته و اسفناك و از اروپاى غربى بسيار بسيار عقب تر بود. بين سالهاى ۱۴۵۰ تا ۱۶۵۰ يعنى بعد از دو قرن توسعه ارضى، روسها هنوز به درياى بالتيك و به درياى سياه نرسيده بودند. سوئدى ها راه روس ها را به طرف درياى بالتيك بسته بودند و تاتارها و ترك ها آنها را به درياى سياه و مديترانه راه نمى دادند. تنها بندر روسيه و دسترسى آن به غرب بندر آرخانگل (Arkhangelsk) در درياى سفيد، در شرق فنلاند بود كه آن هم نواقص بسيار داشت از جمله اينكه در قسمت مهمى از سال يخ بسته بود (علاقه شديد پطر كبير به آبهاى گرم مانند آبهاى بالتيك و درياى سياه و خليج فارس ناشى از همين وضع روسيه بوده است).
پطر كبيركه در تمام دوره طولانى زمامدارى خود (۴۳ سال) به جز ۲ سال دائما در جنگ بود شهر معروف سن پيترزبورگ را بنا نهاد و آنرا پايتخت قرار داد. روسيه در قرن هفدهم چنانكه قبلا اشاره رفت بسيار عقب افتاده بود. زنان طبقات عالى تر از مردم جدا بودند و اكثراً روى خود را مى پوشانيدند، مردها ريش داشتند و جامه هاى دامن دار به تن مى كردند كه در نظر اروپائيان بسيار عجيب بود. عادات و رفتار مردم زننده بود. خرافات در طبقات عاليه كليسا و حكومت رخنه كرده بود، زندگى ارزشى نداشت. قتل نفس، ربودن اشخاص، شكنجه و زجر بدنى دادن از امور عادى محسوب مى شد، كليسا به هيچ وجه از موسسات فرهنگى و خيريه حمايتى نمى كرد و عواطف انسانى حرمت چندانى نداشت. روحانيان از نفوذ ممالك غربى در كشور بسيار در هراس بودند، يكى از اسقفان روسيه اعلام كرده بود كه دوست داشتن علم هندسه معصيت است و هر كس هندسه را دوست بدارد منفور خداوند است! مبناى تقويم خلقت عالم بود و زبان روسى زبان نوشتن نبود و هيچگونه ادبياتى وجود نداشت. دسته هاى مخالف سرگرم جنگ با يكديگر بودند و تمام كشور از اين بابت در عذاب بود. به موجب قوانينى كه در سالهاى ۱۶۴۶ و ۱۶۷۵ وضع شده بود آزادى كشاورزان از دست رفته بود و اربابان حق داشتند زارعان خود را بفروشند وآنها در واقع حكم اموال منقول صاحبان خود را پيدا كرده بودند.
اما پطر كبيير براى پشرفت وترقى كشورش دست به يك انقلاب عظيم سياسى واجتماعى زد، اوتمامى اعيان روسيه راموظف ساخت كه فرزندانشان را به مدرسه بفرستند، الفباى زبان روسى را آسان ساخت ونخستين روزنامه رابه زبان روسى دركشورش انتشارداد. پطرفرمان دادكه اولين كتاب آداب معاشرت به زبان روسى نوشته شود وبه رعايايش تعليم-دادكه آب دهان برزمين نيندازند، بد ن خودرانخارانند، به بانوان احترام بگذارند وهنگام سخن گفتن، خوش صحبت-باشند وبه مخاطب خويش نگاه كنند. وى بسيارى ازجوانان روسى رابراى فراگرفتن علوم وفنون جديد به اروپاى غربى اعزام داشت ودر سفرى كه خود درسال۱۶۹۷به اروپاداشت يكهزار نفرازدانشمندان ومتخصصان رابراى خدمت در روسيه استخدام كردوتعداد بيشترى نيزبه همين منظوربعدأاستخدام شدند. پطركبير گذاشتن ريش راكه مظهرعقب ماندگى كشورش ميدانست ممنوع كردوخودش شخصاًدردربار ريش چند نفرراتراشيد. وى همچنين به اجبارمرد م رادرمجالس ضيافت حاضر ميكرد تا به آنها آداب معاشرت آموخته شود. با آنكه مردى متقى بودامااز-نخوت وخود خواهى وسود جوئئ روحانيون تنفرداشت. پطركبير همانند اكثرانقلابيون مصلح ملى وخوش نيت، به حد افراط، طرفدارجدائئ وتفكيك اموردين ازدنيا بود. پس ازدرگذشت پطركبير، د رقرن نوزدهم سرحد غربى روسيه ثابت ماند اماّ در اثردو جنگ ايران وروسيه كه دردوران زمامدارى امپراطوران روسيه، الكساند راول
(۱۸۲۵-1777) ونيكلاى اول (۱۸۵۵-1796) ودردوره سلطنت فتحعلى شاه قاجار (۱۸۳۴-1797) به تحريك وبا
فتواى ملايان وقت كه براو ودربارش نفوذ فوق العاده داشتند روى داد، قسمتهاى مهمى از اراضى قفقازوغرب
درياى خزر كه متعلق به ايران بود، به تصرف روسيه در آمد وبخشى از آرزوى ديرينه پطركبيردرموردايران
تحقق يافت.
هدف اصلى پطردرزمان حيات، ايستادگى دربرابر لهستانيهاوسوئديهابودوتا حدودى نيز قصد توسعه طلبى داشت،
بعبارت ديگربدنبال دست يابى به بنادرى درآبهاى گرم بخصوص دردرياى بالتيك ودرياى سياه وخليج فارس بود
كه نواقص بندر آرخانگل (arkhangelsk) رانداشته باشد.
هدف پطر كبير براى دسترسى به بنادر و آبهاى جنوبى ايران، بعد از مرگ وى نيز توسط فرمانروايان گوناگون روسيه تا به امروز دنبال شده است و هم اكنون نيز شاهد يم كه مسئولان بى كفايت و نالايق جمهورى اسلامى نه تنها حاضر شده اند حقوق حقه دريايى ايران را در د رياى خزر در معرض معاملات زيان بار و خودخواهانه خويش قرار دهند، بلكه بيم آن ميرودكه زيرفشار روسيه وساير كشورهاى ساحلى اين دريا سهم۵۰درصدى ايران رااز
منابع خزر، براساس طول سواحل هركشوربه زير۱۰% تقليل دهند (طول كل ساحل درياى خزر۳۱۰۰كيلومتراست وطول ساحل ايران كمى بيش از۳۰۰كيلومتر محاسبه شده است. )
اين سردمداران غيرمسئول وضد ملى به اينهم اكتفا نكرده بلكه حاضر شده اند پاى روسيه را به عنوان جعلى متحد استراتژيك جمهورى اسلامى به آبهاى بسيار گرم خليج فارس نيز باز كرده وخطرات چرنوبيل رابه بندربوشهر منتقل سازند ومقدمه چينى هاى لازم راحتى براى تغير نام خليج فارس آغازكرده اند. علاوه برآن آرزوى ديرينه رژيم كمونيستى چين را هم براى وارد شدن به خليج فارس كه دهها سال در تلاش رسيدن به آن بود به آسانى برايش فراهم ساخته اند. دهها ميليارد دلار پولى كه تاكنون مسئولان ضد ملى جمهورى اسلامى بابت خريد تسليحات كهنه و از رده خارج شده و ساير كالاهاى بنجل به رژيم هاى ماركسيستى و كمونيستى و روسيه و چين پرداخت كرده اند در واقع باجى است كه براى ابقاء خودشان در مسند غصبى حكومت بر مردم بينوا شده ايران مى پردازند ولى مطمئناً اين دوره بى صاحبى ايران و ايرانيان سرانجام به پايان خواهد رسيد و آقايان پوتين ها هم در خواهند يافت كه بايد به مرزهاى سابق خود باز گردند و از تعقيب خواب و خيال پطر براى دسترسى به آبهاى خليج فارس و تحت الحمايه ساختن ايران صرف نظر كنند.