|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
نژادپرستى در دنياى مد
مجله ها، تبليغات، مد... . زنان دنياى مد هرگز تا اين حد از دنياى واقعى دور نبوده اند. دليل عدم تحول معيارهاى زيبايى چيست؟
اروپا چهره عوض مى كند. زنان عرب، سياهپوست، آسيايى، دو رگه از سايه بيرون مى آيند. «غير سفيدها» به مدارج بالاتر دست مى يابند. اما مجلات، تبليغات تلويزيونى اين تنوع را باز نمى تابانند. اين جا موها طلاييند، چشمها آبى و رنگها پريده.
مانكن هاى رنگين پوست به ندرت عكس روى جلد مجلاتند. به عنوان مثال مجله مرى كلر كه همزمان در چندين كشور اروپايى انتشار مى يابد، در ده ساله گذشته تنها يك بار عكسى از يك مانكن سياهپوست را بر روى جلد خود منتشر كرده است: نائومى كمپبل.
فابين شابايى مدير رزرو مجله مى گويد كه با وجود معروفيت و محبوبيت نائومى كمپبل، فروش آن شماره مجله نا اميد كننده بوده است. واقعيت اين است كه وقتى خريداران يك كالا عموماً سفيدپوستند، استفاده از يك مانكن غير سفيدپوست با ريسك بسيار بالا مواجه است.
دليل آن روشن است: خريدار بايد با مانكن تبليغ كننده همذات پندارى كند. اما چرا به عنوان نمونه حتى در مجله وگ چاپ ژاپن همه چهره ها اروپايى اند و حتى يك مانكن ژاپنى يا آسيايى ديده نمى شود؟
در دنياى مد تعداد مانكن هاى سياهپوست بسيار كمتر از مانكن هاى سفيدپوست است.
مديران آژانس هاى مد براى آن دليل مى تراشند: «يافتن مانكن هاى سياهپوست با پوستى صاف كم است. پوست اغلب آنها به خاطر گزش حشرات يا بيمارى هاى پوستى گوناگون لكدار است... آرايش موهايشان مشكل است. فرم بدنى خاص آنها به خصوص در ناحيه باسن با برش هاى معمول تطابق ندارد. در نهايت بينى آنها در عكس هميشه زيبا نيست.»
ويكتوريا دا سيلوا مسوول كشف مدلهاى جديد مى گويد: «من به تبعيض مثبت اعتقاد ندارم. چه در تبليغات تلويزيونى چه در مجلات تقاضا براى مانكن هاى رنگين پوست كم است. به همين دليل در مورد انتخاب اين دسته از مانكن ها وسواس بيشترى وجود دارد. بورها با پوست سفيد جهانى ترند و تقاضا براى آنها بسيار بيشتر است.
تعداد مانكن هاى عرب نسبت به سياهپوستان از اين هم كمتر است. حتى وقتى به دليل خاصى نياز به مانكنى با چهره و هيكل عربى داريم، يك برزيلى را مى گيريم! حتى بار ها از من درخواست شده است كه چهره آنها را با فتوشاپ روشنتر كنم.» مانكن هاى رنگين پوست از درآمد كمترى نسبت به همكاران سفيد موطلايى خود برخوردارند و معيار انتخاب آنها بسيار سختگيرانه تر است.
اليز كه آرزوى تاپ مدل شدن دارد، اينطور توضيح مى دهد: «وقتى به يكى از آژانس هاى استخدام مانكن رجوع كردم، از من پرسيدند قدم چقدر است؟ ۱۷۶ سانتى متر. به من گفتند كه براى اقليت هاى نژادى معيار ها سختگيرانه ترند. بايد حداقل ۱۸۰ سانتى متر بود و نسبت به مانكن هاى سفيد پوست لاغرتر. اينطور بود كه فهميدم داراى بخت برابر با ديگران نيستم.»
مرى اندائو مانكن سنگالى مارك متروپوليتن مى گويد: «ما قبل از هرچيز سياه هستيم سپس مانكن.
در پاريس كه يكى از پايتخت هاى مد دنياست، فقط پنج يا شش مانكن سياه واقعاً كار مى كنند. با اين حال در مقايسه با وضعيت چند سال قبل كه هيچ مانكن سياهپوستى وجود نداشت، تغيير حس مى شود.»
اين تغيير به ويژه در مورد مارك هاى كالاهاى ورزشى مانند نايك و آديداس بيشتر مشاهده مى شود. علت آن بدون ترديد اين است كه رنگين پوستان در اين زمينه به موفقيت هاى فراوانى رسيده اند.
مارك هاى بسيار معروفى مانند ايو سن لوران، ژيوانشى و لانون كه از بودجه زيادى برخوردارند، بيشتر مى توانند در اين زمينه خطرپذير باشند. به عنوان مثال در رژه مد مارس ،۲۰۰۷ آلبر الباز طراح لانون فقط از شش مانكن استفاده كرد، همه سياهپوست. [[photow03]] پاسخ كارشناسى ساموئل لوپاستيه (Samuel lepastier) روانپزشك به سوال هاى زير را بخوانيم: چرا يك نفر را زيبا مى يابيم؟ معيارهاى زيبايى متنوعند.
در قرون گذشته زن زيبا زنى چاق بود. چاقى علامت مكنت مالى بود، نشان مى داد كه اين زن داراى موقغت مالى خوبى است. حالا كه دسترسى به غذا در اغلب جوامع ممكن است، همه چيز برعكس شده است. لاغرى ارزشى مثبت به حساب مى آيد.
اما تصور مى كنم كه معيار هاى زيبايى نزد هر كس بستگى به اولين ابژه مورد علاقه اش داشته باشد. اولين صورتى كه ديده ايم: صورت مادر.
در عين حال نبايد از شمايى كه جامعه به فرد ارائه مى دهد، غافل شد. چرا بورى يا سفيدى ارزشى تغيير ناپذير است؟ در همه حكايت هاى كودكى كه برايمان تعريف كرده اند، شاهزاده خانم داراى موهاى طلايى يا حداقل به رنگ ماه بوده است.
در قرن هجدهم سفيدى پوست نشان از آن داشت كه فرد متعلق به طبقه خانوادگى برترى است و كار در مزرعه صورتش را نسوزانده است.
از طرف ديگر بورى در جامعه اروپايى نشانه اى است از كودكى و پاكى. [[photow04]]
چگونه مى توان با مانكن هاى امروزى همذات پندارى كرد؟ مسأله پيچيده است. مانكن امروزى سمبل زنهايى نيست كه كه واقعاً در جامعه موجودند بلكه سمبل ايده آل مردانه اند: زن سفيد پوست اروپايى. با اين حال تغيير در جامعه اى كه زنان رنگين پوست به موفقيت دست مى يابند، غير قابل اجتناب است.
|
|
|
|
|
كراتى نظير ماه در كيهان كمياب است
مطالعه اى توسط منجمان آمريكايى نتيجه گيرى كرده است كه اقمارى همچون كره ماه كه در اثر برخوردهاى شديد شكل مى گيرند در كيهان نادرند.
ماه چند ميليارد سال قبل در اثر برخورد شىء بزرگى شايد به بزرگى مريخ به زمين شكل گرفت.
آن برخورد باعث پراكنده شدن موادى در فضا شد كه بعداً برخى از آنها توده شده و ماه را تشكيل دادند.
نشريه «اخترفيزيك» گزارش مى دهد كه فقط پنج تا ده درصد منظومه ها در كيهان داراى اقمارى هستند كه اين گونه پديد آمده اند.
ناديا گورلووا نويسنده اصلى مقاله از دانشگاه فلوريدا در گِينزويل گفت: «وقتى يك قمر از برخوردى شديد شكل مى گيرد، غبار خاك بايد به هر طرف پراكنده شود.»
«اگر تعداد زيادى ماه (به اين ترتيب) شكل مى گرفت، بايد در اطراف خيلى از ستاره ها غبار مى ديديم، اما نمى بينيم.»
دكتر گورلووا و همكارانش با استفاده از تلسكوپ فضايى اسپيتزر ناسا در جستجوى نشانه هاى برخوردهاى مشابه در اطراف ۴۰۰ ستاره كه همه آنها حدود ۳۰ ميليون ساله بودند برآمدند.
وقتى ماه در مدار زمين شكل مى گرفت خورشيد حدودا ۳۰ ميليون سال داشت.
سيارات خاكى در اثر انباشت و توده شدن سنگ و غبار موجود در مدار ستاره هاى جوان شكل مى گيرند.
ستاره شناسان فكر مى كنند كه اين فرآيند ۱۰ تا ۵۰ ميليون سال پس از تشكيل ستاره روى مى دهد. يافتن گرد و غبار در اطراف ستاره ها در محدوده پايينى اين دوره معمول است.
اما زمانى كه كره ماه شكل گرفت، يعنى خورشيد حدود ۳۰ ميليون سال داشت، فرآيند تشكيل سيارات در منظومه شمسى درحال نزديك شدن به پايان خود بود.
در مطالعه تازه، تيم دكتر گورلووا با استفاده از تلسكوپ فروسرخ اسپيتزر نشانه هاى حرارتى ستاره ها را بررسى كرد.
اين اجازه مى دهد منجمان بفهمند چه مقدار از اين حرارت از خود ستاره مى آيد و چه مقدار آن در اثر مواد غبارآلود اطراف ستاره بازتابيده مى شود.
وى به بى بى سى گفت: «ما حدود دو تا چهار شىء يافتيم، اما تنها يكى از آنها با تمام مشخصه هاى تصادم قمرى همخوان بود.»
اين تيم پس از احتساب اين مسأله كه غبار تا چه مدتى پراكنده مى ماند و همچنين محدوده زمانى وقوع چنين برخوردهايى، نتيجه گيرى كرد كه اقمارى مانند ماه احتمالا تنها در ۵ تا ۱۰ درصد منظومه هاى سياره اى شكل مى گيرند.
البته برخى دانشمندان مى گويند بايد نسبت به اين نتيجه گيرى محتاط بود.
|
|
|
|
|
دانشمندان موفق به تبديل پوست به سلول پايه شدند
دو گروه از دانشمندان موفق شده اند سلول پوست انسان را طورى بازبرنامه ريزى كنند كه همچون سلول هاى پايه جنينى رفتار كند. اين سلول ها قابليت بدل شدن به انواع سلول هاى بدن را دارند.
اين پيشرفت نويدبخش دسترسى به منبع سرشار تازه اى از سلول هاى پايه جهت تحقيق در معالجات تازه براى بسيارى از بيمارى ها است.
اهميت اصلى اين دستاورد اين است كه تحقيقات سلول پايه ديگر به استفاده از جنين انسان وابسته نخواهد بود، مسأله اى كه به شدت جنجال آفرين بوده است.
نتيجه كار تيم هاى آمريكايى و ژاپنى در نشريات «ساينس» و «سلول» منعكس شده است.
تا به امروز تصور مى شد كه تنها سلول هاى استخراج شده از جنين داراى قابليت نامحدود براى بدل شدن به ۲۲۰ نوع سلول بدن انسان از جمله سلول هاى مغز، قلب و نخاع است.
اما برخى فعالان به استفاده از جنين انسان براى توليد اين سلول ها اعتراض دارند، با اين استدلال كه نابود كردن جنين به نام علم كارى غيراخلاقى است.
در آمريكا دانشمندانى كه از بودجه دولت استفاده مى كنند فقط به طور محدود حق استفاده از سلول پايه جنينى را دارند.
تيم ژاپنى از يك تركيب شيميايى حاوى تنها چهار پروتئين كنترل كننده ژن براى تبديل فيبروبلست بزرگسالان- سلول پوست كه استخراج و كشت آن آسان است- به وضعيتى همچون سلول جنينى استفاده كرد.
سلول هاى خلق شده شبيه به سلول هاى پايه جنين بودند- اما نه دقيقا عين آنها- و دانشمندان از آن براى توليد بافت مغز و قلب استفاده كردند.
توده هاى سلولى پرورش داده شده براى تقليد رفتار عضلات قلب، پس از ۱۲ روز در آزمايشگاه، شروع به تپيدن كردند.
تيم محققان آمريكايى از دانشگاه ويسكانسين-مديسن، با استفاده از تركيب كمى متفاوتى از مواد شيميايى به همين نتيجه دست يافت.
آنها هشت مجموعه تازه سلول پايه را براى استفاده بالقوه در تحقيقات ايجاد كرده اند.
جايگزينى
استفاده از سلول پوست به اين معنى است كه بايد بتوان معالجه را براى هر بيمار شخصى كرد و شانس پس زدن عضو پيوندى را به حداقل رساند.
تكنيك تازه نه فقط نياز به ايجاد جنين در آزمايشگاه را رفع مى كند، بلكه با دقت بيشترى در مقايسه با تكنيك هاى كنونى كلونينگ (همتاسازى) قابل كنترل است.
پروفسور ايان ويلموت، از دانشگاه ادينبورو، كه تيم خالق گوسفند دالى (به شيوه كلونينگ) را در سال ۱۹۹۶ هدايت كرد دستاورد تازه را به معنى يك پيشرفت مهم دانسته است.
با اين حال محققان هشدار داده اند كه كار بيشترى براى بهبود اين فرآيند و اطمينان از ايمنى آن لازم است.
در حال حاضر هر دو تكنيك با معرفى مواد تازه به داخل سلول همراه است، كه خطرات بالقوه اى دارد.
پروفسور جيمز تامسون، پژوهشگر، گفت: «سلول هاى به وجود آمده همه كارهايى كه سلول پايه جنينى مى كند را انجام مى دهد. اين (دستاورد) به كلى اين رشته علمى را متحول خواهد كرد.»
دكتر شينيا ياماناكا، از دانشگاه توكيو، از اعضاى تيم تحقيق ژاپنى گفت: «اين سلول ها بايد در درك مكانيسم بيمارى ها و آزمايش داروهاى موثر و ايمن خيلى خيلى مفيد باشند.»
|
|
|
|
|
تقاضا از ايرانيان براى پهن كردن فرش قرمز
نايجل چپمن، مدير سرويس جهانى بى بى سى، در روزنامه ايندپيندنت دوشنبه ۲۶ نوامبر در مطلبى از سفرش به ايران نوشته است و به توصيف مشاهداتش پرداخته است.
او همراه با هيأتى از بى بى سى، براى شركت در كنفرانس سالانه اتحاديه بنگاه هاى خبرى آسيا به تهران رفت و موقعيت داشت با برخى از مشاوران دولت ايران ديدار كند و با آنها درباره آغاز به كار تلويزيون بخش فارسى بى بى سى در سال ۲۰۰۸ به گفتگو بنشيند.
آقاى چپمن مقاله خود را اينطور آغاز مى كند كه «در دفترى كوچك در مركز تهران بر روى ميز يكى از اعضاء تيم كمكى مشاوران رسانه اى و مطبوعاتى محمود احمدى نژاد، برگه كاغذ جالبى توجه ما را به خود جلب كرد؛ خبرى چاپ شده از سايت اينترنتى بخش فارسى بى بى سى درباره وضعيت اضطرارى در پاكستان.»
مدير سرويس جهانى بى بى سى از يكى از مسئولان اين دفتر نقل مى كند كه اعضاء اين تيم هر روز اين سايت را مرور مى كند و بر حسب نياز نسخه چاپ شده خبر به دفتر رئيس جمهورى ارسال مى شود.
با اين حال آقاى چپمن يادآور مى شود كه تنها چند خانه آن طرف تر، سايت اينترنتى بخش فارسى بى بى سى مسدود شده است و دسترسى به ان ممكن نيست.
اينترنت، مشابه ماهواره
نايجل چپمن به شباهت وضعيت اينترنت و تلويزيونهاى ماهواره اى اشاره مى كند و از قول يكى از كارمندان ارشد صدا وسيماى ايران مى نويسد: «هر هفته حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد زمان كلى تماشاى تلويزيون در ايران، صرف ديدن برنامه كانالهاى توليد شده در خارج از ايران، از جمله برنامه هاى صداى آمريكا مى شود.»
مدير سرويس جهانى بى بى سى ايران را كشورى توصيف مى كند كه در آن اهرم هاى قدرت پيدا و آشكار نيستند و اين كشور «با زندگى در ابهام كنار آمده است.»
او مى نويسد: «تمام لايه هاى ميانى دولت غيرمنتخب هستند و وجودشان حامى بخش خدا-محور حكومت است كه نه بايد در برابر پرسشهاى مردم پاسخگو باشد و نه در اين بخش، احتمال از دست دادن منصب وجود دارد.»
«بى بى سى جمهورى اسلامى را ايجاد كرد»
براى آقاى چپمن موضوعاتى كه درباره نقش بى بى سى در كودتاى ۲۸ مرداد و همينطور كمك به فراهم كردن شرايط بازگشت آيت الله خمينى به ايران در آستانه انقلاب مطرح مى شود جالب بوده است.
او مى نويسد: «اگر اين داستانها درست باشد، ما بجاى يك بنگاه مهم خبر رسانى در جهان، در حكم ارباب جهان خواهيم بود» ، با اين وجود آقاى چپمن چنين اعتقاداتى را مهم مى داند.
نايجل چپمن يادآور مى شود كه بسيارى از ايرانى ها معتقدند هدفى پنهان در پس تصميم بى بى سى براى راه اندازى تلويزيون فارسى وجود دارد و از اين رو «متقاعد كردن آنها كه كانال جديد از همان اصول روزنامه نگارى ديگر بخشهاى بى بى سى پيروى خواهد كرد و به تريبون ايرانيان ناراضى در خارج از ايران تبديل نخواهد شد، كارى ساده نيست.»
او كه بخشى از اهداف سفرش به ايران، جلب حمايت براى اسكان و فعاليت يك خبرنگار تلويزيون بخش فارسى در ايران بوده است، تلويزيون بى بى سى فارسى را با عنوان «معضل براى مقامات ايران» توصيف مى كند و مى نويسد «ترديدى نيست كه اين تلويزيون در ايران بيننده خواهد داشت.»
در تشريح اين معما، با توجه به محدوديتهايى كه به گفته او حتى براى جان لين، خبرنگار انگليسى زبان بخش جهانى بى بى سى در تهران وجود دارد، اين سوال مطرح مى شود كه تا چه ميزان دولت ايران مايل به همكارى با اين تلويزيون خواهد بود؟
«نياز ايران به ارائه وجهه مثبت»
نايجل چپمن مى نويسد از سوى ديگر، اجتناب ناپذير است كه مقامات ايرانى هم از پوشش خبرى اندك اين كشور در رسانه هاى غربى ناراحت باشند.
او به «وجود يك حس قوى غرور ملى» در ايران اشاره مى كند و تمايل به مطرح شدن تاريخ، فرهنگ و سهم تاريخى ايران در علوم و پزشكى را بارز مى بيند.
اما آقاى چپمن مى نويسد «ما استدلال كرديم كه [براى پوشش دقيق تر اوضاع ايران] به ويزا و دخالت كمتر در خبر رسانى نياز داريم، و مى خواهيم كسى تبعيض ميان توليد كنندگان گزارش به زبان فارسى و انگليسى قائل نشود.»
درخواست مصاحبه با محمود احمدى نژاد
مدير سرويس جهانى بى بى سى از درخواست براى مصاحبه با محمود احمدى نژاد مى نويسد و عنوان مى كند كه به او گفته شد «در زمان مطرح شدن درخواست بى بى سى، ۸۰ درخواست مصاحبه ديگر هم از سوى موسسات رسانه اى بين المللى وجود دارد،... اما مقام هاى ايرانى چارچوبى تعيين شده براى انجام گفتگو دارند: بايد يكى از شخصيتهاى شناخته شده بى بى سى مصاحبه را انجام دهد و ترجيحا بايد مصاحبه زنده و ويرايش نشده باشد.»
نايجل چپمن به حضور محمود احمدى نژاد در كنفرانس سالانه اتحاديه بنگاه هاى خبرى آسيا و ازدحام حضار براى گرفتن عكس يادگارى با رئيس جمهور ايران اشاره مى كند و مى نويسد: «اين نشانى واضح از قدرت ايران در مقاومت مقابل تلاش جهت منزوى كردن ايران است.»
آقاى چپمن در نهايت با اشاره به مشاهداتش از فرودگاه امام خمينى و رواج دلار در هنگام مراودات داخل فرودگاهى را نشانه آن مى داند كه «ايران يك قدرت جهانى است و نشانه هاى مبهم موجود در اين كشور هم مشكلى براى آن ايجاد نمى كند.»
او مى نويسد: «رساندن تحولات داخل ايران به گوش و چشم مخاطبان در سراسر جهان كار خوبى است و همينطور گشودن درى از جهان بزرگ به ايران از طريق پخش برنامه به زبان فارسى.»
«اما براى رسيدن به اين هدف به اندكى اعتماد و اعتقاد از دو طرف نياز است و همچنين مقام هاى ايران بايد كمتر از اشتباهات و از قلم افتادگى هاى گذشته بى بى سى ايراد بگيرند.»
|
|
|
|
|
راه اندازى نخستين شبكه تلويزيونى مردگان
بزودى نخستين شبكه تلويزيونى درباره مرگ در آلمان پخش برنامه هايش را آغاز مى كند.
تلويزيون «اتوس» كه قرار است با چهار- پنج ساعت برنامه در روز كارش را از اوايل سال ۲۰۰۸ ميلادى آغاز كند، از طريق ماهواره و اينترنت در دسترس بينندگان قرار خواهد گرفت.
از جمله برنامه هاى اين شبكه، پخش آگهى هاى ترحيمى است كه با سر هم كردن تصاويرى از زندگى متوفى و متنى در ارتباط با او تهيه مى شوند.
بستگان فرد درگذشته براى پخش آگهى هائى از اين دست بايد بيش از ۲۰۰۰ يورو بپردازند.
اين آگهى ها ۹۰ ثانيه زمان دارند و بعد از ده بار پخش، روى اينترنت قرار خواهند گرفت.
برنامه هاى اين شبكه آلمانى، علاوه بر اين زندگينامه هاى كوتاه ويديويى، شامل گزارش هائى از قبرستان ها و بحث در باره بهترين راه هاى كفن و دفن است.
اطلاع رسانى در مورد جنبه هاى قانونى و حقوقى مرگ از جمله قوانين ارث و بيمه نيز در فهرست برنامه هاى اين شبكه تلويزيونى جاى دارند.
آلمان كشورى است با جمعيتى پير كه همه ساله حدود ۸۳۰ هزار نفر در آن مى ميرند، با اين حال شركت هاى كفن و دفن اوضاع چندان مناسبى ندارند چرا كه بسيارى از مردم ترجيح مى دهند مراسم خاكسپارى را به صورت سنتى و از طريق كليساها و كشيش هاى محلى انجام دهند.
جاى خالى مرگ
جامعه شناسان معتقدند مرگ از جمله آخرين تابوها در غرب است. در حال حاضر بسيارى از مردم در بيمارستان ها، خانه هاى سالمندان و جايى دور از خانه خود مى ميرند و عملا مرگ از صحنه زندگى اجتماعى خارج شده است.
انتظار مى رود راه اندازى چنين شبكه هائى بتواند اين جاى خالى را تا حدودى پر كند.
اتحاديه اى شامل ۳۰۰۰ شركت كفن و دفن و خانه هاى سالمندان از اين شبكه حمايت مى كنند.
مسئولين تلويزيون «اتوس» مى گويند برنامه هايشان غم انگيز و خسته كننده نخواهد بود و داستان هاى سرگرم كننده اى نيز از آن پخش مى شود، «خصوصا كه به هر حال اين شبكه اى براى آدم هاى زنده است.»
آنها مى گويند هدف اين شبكه صرفا پخش آگهى نيست بلكه اداى احترام به انسان هائى است كه در اين دنيا زندگى كرده و از خود اثرى به جا گذاشته اند.
با راه افتادن اين شبكه، از اين پس تنها شخصيت هاى مشهور نيستند كه پس از مرگ، زندگيشان در تلويزيون به نمايش در مى آيد.
|
|
|
|