Nimrooz
Vol. 18, No. 957, November 16, 2007
سال هيجدهم - شماره ۹۵۷ - جمعه ۲۵ آبان ۱۳۸۶
دكتر كاظم وديعى
رؤياى كشور كردستان!

غرب و شرق پيوسته در جستجوى تعادل خويش اند و هرگز به آن نرسيده اند زيرا جهانگشائى به غرايز بشرى نزديكتر است تا جهاندارى. غافل از آن كه نفى ديگرى نفى خويشتن است.
*
003834.jpg
وديعى
پنج واقعه +۱
۱-در سال ۱۹۷۳ سول كوهن تقسيم بندى تازه اى به خيال خود براى مناطق و منطقه بندى جهان به دست داد تا توجيهى بر جهانگشائى جديد باشد و طى آن خاورميانه را منطقه اى درهم لقب داد. هندوستان را مستقل- اروپاى غربى و آمريكا و استراليا را دنياى وابسته به تجارت دريائى نام داد و چين و روسيه را قدرت قاره اى يورو آسيا يعنى HEART LAND (قلب زمين) ناميد. ملاحظه مى كنيد اين تقسيم بندى همگون و همگن نيست. پس منطق ندارد ولى با منطق ژئوپوليتيك غربيان سازگار است (۱).
۲-در سال ۱۹۹۷- جفرى كمپ براى تعادل غرب تقسيم بندى نفتى خاصى را ارائه داد كه طى آن از شمال به جنوب از روسيه شمالى آرالى به كازاخستان و خزر و ايران و عراق و خليج فارس و عربستان را در يك بيضى نهاد و اسم آن را هم نهاد HEART LAND- البته نوع نفتى آن (۲).
*
۳-در همان سال ها آقاى ساموئل هانتينگتون كتابى مستطاب نوشت كه همه رسانه ها آن را به گوش ها رسانيدند بنام برخورد تمدن ها و در برابر آن هزاران مقاله و كتاب پديد آمد كه به نظريه گفتگوى تمدن ها منتهى شد ولى برخورد تمدن ها جارى شد و تحقق يافت و گفتگوى تمدن ها در توقف ماند (۳) كه برخورد را آمريكا و گفتگو را سازمان ملل خواسته بود.
*
۴-در سال ۲۰۰۰ پنتاگون گزارشى انتشار داد در بررسى تعادلات جهانى و در آن اثبات خطر قدرت گيرى چين را برنمود و سال ۲۰۲۰ را نقطه عطفى در روابط و تعادل جهان اعلام كرد (۴).
*
۵-در سال ۲۰۰۶ رئيس جمهورى فعلى فرانسه نيكلا سركوزى اعلام كرد كه تركيه نبايد وارد اتحاديه اروپا شود و بهتر است در اتحاديه اى از كشورهاى مديترانه اى عضو باشد و در ماه اكتبر ۲۰۰۷ در مراكش به اين مهم بازآمد كه در كش و واكش آن هستيم.
*
۶-در سال ۲۰۰۳ پرزيدنت بوش از دولت تركيه خواست به عراق لشكر فرستد. تركيه نپذيرفت. ولى ۶۰ درصد پروازهاى هواپيماهاى آمريكائى از آسمان تركيه مى گذرند. پرزيدنت بوش كمك مالى به تركيه را قطع كرد ولى از اروپا در سال هاى ۲۰۰۵ و قبل آن خواست تا عضويت تركيه را بپذيرد. ژاك شيراك رئيس جمهور وقت كه موافق اصولى اين امر بود ولى گفت تركيه به اصلاحاتى نياز دارد كه ۱۵ تا ۲۰ سال وقت مى گيرد.
*
جهانى شدن، طالب حركت آزاد سرمايه ها و كالاها و اطلاعات است و اين هدف نهائى دسترسى به تعادل جهانى است. بزعم غرب.

فوريت يكم- اما در حال حاضر فوريت بر سر تعادل در دستيابى به ذخاير نفتى است. بديهى است تعادل ذخيره نفتى هر كشور مساوى است با تعداد قراردادهاى نفتى با كشورهاى دارنده نفت و اين ميسر نمى شود مگر آن كه آن كشورها هم در جرگه و خانواده سياسى آنها باشند.
اينك عامل قدرت بازار در كار قيمت گذارى بر عامل اتحاديه هائى مثل اوپك مى چربد. ولى اين هست كه فوريتى است در غرب بر كار نفت و بر مهار داشتن چين و روسيه كه عربستان و عراق و ايران را در خانواده غرب جستجو مى كند در اين صورت اين سئوال هم مى تواند مطرح شود كه آيا تحريك كردها هم گزينه اى است؟! يا نه؟ (۵)
*
با توجه به عوامل فوق است كه به نظر من بايد مسئله تركيه و كردها را بررسى كرد و صلح را نه تنها براى آنها بلكه براى خاورميانه خواست و در اين راه موسعاً سازماندهى كرد و به دفاع برخاست.
*
آن نكات كه در بالا اشاره كرديم نقطه نظر طالبان و طامعان غربى بر منابع و بازار شرق است. اما شرقى ها هم حرفى دارند. غير از آن رسم نفى يكجاى غرب يا اطاعت از آن. به همانگونه كه دخالت غرب مسلم و حتمى و طبيعى است در بعضى تجزيه و تحليل ها اختلافات با شرق هم طبيعى است. آيا بايد در بررسى ها پيوسته از بود خود كاهيد و بر بودن آنها افزود؟
چه كسى منكر كُرد و حقوق كُردهاست؟ چه كسى از كُرد و بومى گرائى مسئله ساخته؟ دوست كُرد يا ترك كيست؟ به غير از خودشان كه در يك سرزمين با هم مقابله ها كرده و مفاخره ها هم آفريده اند در امپراطورى هاى مختلف ايرانى، اسلامى، عثمانى، پس شريك هم اند در ضرر و نفع.

حق اين بود كه:
عثمانيان كه از اسلام و ويژگى هاى قومى خود نظامى ساختند مزاحم شرق و غرب و مانع ارتباطات طبيعى سه قاره آفريقا و آسيا و اروپا، اسلام بنيادگرا ملاط آن امپراطورى بود. تركيه امروزى و تمام سرزمين هاى سابق عثمانى به تقليد از اروپا نظام دولت ملت را ملاط هويت كرد. انگلستان از انواع ناسيوناليزم (عربى و تركى و غيره) دفاع كرد. غافل از اين كه اين در همه جا شدنى نيست و نمى شود قومى را بركشاند به دليل قدرت سياسى موجودش و قوم ديگر را در بوته فراموشى و عزلت قرار داد. مصفى كمال فكر مى كرد جمهورى لائيك تركيه: ارامنه و آسورى ها و كردها را در خود ذوب مى كند پس هر چه توانست خود را اروپائى نشان داد و چنان تند راند كه به دام آلمان هيتلرى هم افتاد. اعراب سعودى و عراقى و غير سعودى هم با ناسيوناليسم وهابى گراى خود به همين دام نزديك شدند.
حق اين بود كه آن مرد بريده از خلافت اسلامى از نظامى فدراتيو براى كشور خود دفاع مى كرد. ولى شايد مى ترسيد حمايت نشود. يا نديد. آيا تاريخ سرزمين هاى مفتوحه عثمانى يا پيش از آن سلاجقه را در ياد نداشت؟ بعيد است. آيا ملل و نحل را فراموش كرده بود؟ ملك فيصل در ۱۵ ماه مه ۱۹۱۹ در نطقى گفت: «مردم آسيا همه عرب زبان اند» (۶). در همين نوع بى خبرى ها بود كه يكسال بعد سناى آمريكا قيمومت ارامنه بلاديده از عثمانيان را رد كرد و ۱۰ سال بعد (۱۹۲۹ پانزدهم ماه مه) نفت كركوك كشف شده اعلام گرديد ولى اين كشف مربوط به تحقيقات ژاك دو مُرگان است كه زمين شناسى قصرشيرين را به ثمر رساند و شرح آن در اثر معروف او بنام مأموريت علمى در ايران (۷) آمده است. البته انگلستان امتياز را برد و مورگان مدت ها به دلايل واهى خانه نشين شد. (سال هاى ۹۳- ۱۸۸۵) و دهسال بعد راه آهن توروس به موصل رسيد و كشورهاى دارنده نفت از جنوب خليج فارس تا كردستان خودمختار امروز عراق گنجينه  طلاى سياه غرب شد (۸).
فشار به كردهاى عراق و تركيه رهبران آنها را متوجه اتحادجماهير شوروى كرد (۹). اگر امروز P.K.K. گرايش هاى تند مبارزه مسلحانه دارد و ماركس را الهام دهنده مبارزات مى داند (۱۰) اين پديده ريشه در فشارهائى دارد كه تركيه جديد بنام ناسيوناليزم بر آنها وارد كرد. اگر امروز P.K.K. قدرى از باب همين مسلح بودن مورد تعقيب تركيه و مورد ملامت و نصيحت هاى برادرانه جلال طالبانى رئيس جمهور عراق اشغالى است از آن بابت است كه اين متعصبان راه جداسرى، نخواستند بعد سقوط شوروى استراتژى مبارزه تقليدى را عوض كنند و با نفوذ به حق در افكار عمومى احقاق حق كنند به شيوه اى قانونى و مردمى. اگر امروز ۶۰ درصد آراء كردهاى تركيه را حزب عدالت A.K.P. تركيه در انتخابات نصيب خود مى كند اين امر ريشه در جدا افتادن حزب P.K.K. از افكار عمومى كردها دارد. اين از انجماد سياسى است كه ترك تركيه با كرد تركيه درافتد و سپس كرد تركيه پايگاهى در كردستان عراق دست و پا كند. چه مى توانند عراقى ها براى آنها بكنند؟ چرا اقوام همسايه همديگر را درك نكنند و ميانجيگرى از قدرتى كه در پانزده هزار كيلومترى است و منطقه را آسيب رسانده بجويند.
اطلس جغرافياى تاريخى ايران (نقشه شماره ۶- چاپ دانشگاه تهران در سال ۱۹۷۱ جاى تاريخى امروز كردستان تركيه را زير نام كردوخ مشخص داشته است. بنابر اين ترك ميهن و سرزمين اصلى و به بهانه برادرى كردى رفتن به عراق انتخاب درستى از لحاظ سياسى نيست و P.K.K. مسئول اين انتخاب است زيرا خود را تحت تأثير نبردهاى ذهنى چگوارائى حبس كرده است.
دو عامل نظام قبيله اى و تعليمات ماركسيستى P.K.K. را به سمت همان ديكتاتورى مى برد كه از آن به ستوه است. براى كردها بهترين اسلوب مبارزه ماندن در سرزمين آباء و اجدادى و قبول شيوه هاى امروزى مبارزه است. اين سلحشوران در هر كشور كه هستند مى توانند منادى آزادى همان كشور باشند. در غير اين صورت خطرات بسيار نصيب مردم خود كرده فرصت بسيار مناسب به دست طامعان نظريه باز نفتى مى دهند.

تحريكات:
غرب تحريك كرده و مى كند زيرا بايد نفوذ كند. ديروز شوروى ها هم همين كار را مى كردند. اگر امروز P.K.K. در ليست سازمان هاى تروريستى آمريكا و ناگزير از تماس هم هست اين پديده ريشه در تحريكاتى دارد كه آنها را چپ گرا و افراطى كرد.
در اين تحريكات بسيارى از نظريه پردازان غربى دست دارند زيرا به جاى روشن كردن اذهان، تند و تند در باب كشور كردستان بزرگ نوشتند و حتى نقشه آن را هم سرسرى چاپ كردند (۱۱). اينها همان ها هستند كه خاورميانه را صفحه و صحنه بازى DAMIER قدرت هاى بزرگ مى نامند در آثارشان و نه سرزمين هاى خاورميانه.
رهبر قديمى P.K.K. تحت شرايطى امروز مى گويد مخالف مبارزه مسلحانه و چپ گرائى هاى P.K.K. است. او را بايد آزاد داشت تا ضمير سياسى خود و اقدامات تازه را به ثمر رساند. وگرنه سخن او را تعبدى تلقى مى كند. دولت تركيه سودى از تحت نظر يا زندانى داشتن او نمى برد. برعكس موجب محبوبيتى مى شود كه متعصبان را تغذيه مى كند.
در اين تحريكات عوامل قدرت هاى ذينفع در خاورميانه دست و نقش دارند. اين عوامل آنهايند كه تروريسم را رسماً نفى و به آن اعلام جنگ مى دهند و وقتى تروريست را به آنها طبق ليست خود آنها نشان مى دهند مماشات مى كنند.
در اين تحريكات آنها كه اطلاعات اشتها تيز كن به مبارزان مسلح مى دهند و مثلاً مى گويند نفت همه جا هست پس بجنبيد و كشور كرد را تشكيل دهيد دست دارند در حالى كه مى دانند كه نفت شمال عراق در اراضى ۴۸۰ مترى از سطح دريا شايد باشد و نفت موجود در سرزمين هائى با ارتفاع بالاى ۲۴۰۰ مترى اگر هم باشد شدنى نيست.
در اين تحريكات آنها كه مى خواهند از مبارزى بنام اوجلان ميرنوروزى يا امير دروغين بسازند دست دارند.
در اين تحريكات آنها كه رفتار و تدبير صلاح الدين ايوبى و لوئى يازدهم را بد تفسير با يكسويه تعبير مى كنند دست دارند. لوئى يازدهم از صلاح الدين ايوبى شكست خورد ولى تسليم نشد. صلاح الدين ايوبى مردانه ترين رفتار را با او كرد و روابط فرانسه با قلمرو ايوبى بهبود كامل يافت و اين پيروزى شرق بود به شيوه اى انسانى.
مبادا تصور شود كه هدف ما در اين سخنان اندرز است. هدف اصلى محو و شكستن نعره جنگاوران در گلوى آنهاست زيرا خاورميانه به مردانى بزرگ و سياسيونى متأمل و دورانديش نياز دارد و چنين مردانى در ميدان هاى جنگ در اشغال ها در حقد و حسدها نمى رويند. اين است كه بايد براى صلح، فكر صلح، عمل به صلح ذهن ها را تربيت كرد كه از آن همه جنگ و انقلاب و كودتا سودى عايد نشد. آنها كه تاريخ خاورميانه را تاريخ جنگ ۷۲ ملت خواندند و هفتاد و سومين را هم آفريدند كه بنيادگرائى وهابى و سلفى است و مقلدان آن و بعد دو جنگ جهانى استعمار دو جبهه جنگ گشودند و در فكر جبهه سوم اند.
وقتى ترك ها به خاورميانه آمدند كردها اينجا مسكن و سرزمين و فرهنگ خود را داشتند امروز خاورميانه حاصل ازدواج هاى مكرر است  (۱۲). مبادا ما را به برادركشى كشانند (۱۳). هر چه منابع را به زمان خود و به زمان حال بيشتر مى نگريد داورى ها نفتى تر مى شوند. بايد بهوش بود و اين هدف محتاج يك سازماندهى است كه اميدوارم مقدمات آن فراهم شود.
در شرايطى كه تحريك كردها و حتى تحريك ترك ها رفته رفته تبديل به گزينه اى براى گشودن جبهه اى جديد مى شود يك حركت مردمى در سراسر خاورميانه و جهان براى دفع جنگ ضرور مى نمايد.

حركت براى صلح
اين حركت محتاج نفوذ دادن فكر صلح در مردم عادى است. مراد از سازماندهى نه آن نوع سازمان است كه دستى در جيب عقب آتشبياران دارند. نه آن سازمانى است كه به جمع آورى امضاء در كوچه و بازار و خيابان ها و يا بر صفحه اينترنتى آن امضاها را بنماياند. همچنين نه آن سازمانى كه تأثير بخشى خود را به مدد سيماى خوش چند هنرپيشه سينما تأمين كند. ما به سازمانى نياز داريم كه هر جا باشد با مردم همانجا به صلح نشيند و از آن گفتگو كند. نفوذ دادن فكر مهمتر از پز دادن به اسم و عنوان مشاهير است. ما مى توانيم بى اعتناء به عنوان ولى با اعتماد به خود مشت مدافعان دروغين حقوق انسانى كه اينك زير پوشش ميليتاريسم انساندوستانه اند را واكنيم و به مردم با حوصله و صميميت برسانيم كه قدرت حركت را در جائى جز در باور خود نپندارند. در چنين سازمان شيوه كار محلى است نه دستورى. هر جا هر كس مخالف جنگ است بهتر است شعار خود را بسازد. نه تهديد نه تحقير. گفتگو براى رفاه و صلح نه اشغال و زير و رو كردن سرزمين ها. بيگانه برون خانه و هر كس به خانه خود. اين سات باور به صلح.
ممكن است حمل بر ساده نگرى شود ولى عقل و خرد و هوش و شعورى كه در خدمت جنگ باشد همان تروريسم تاريخى است.
***
در حالى كه اين سخنان نوشته و گفته مى شود در چند پايتخت مهم مذاكره هائى براى فروش اسلحه در جريان است. هيچ كس در رقابت با ديگرى نيست بازارها قبلاً تقسيم شده است. آن كه مى فروشد خوب مى داند براى چه مى فروشد و آن كه مى خرد نمى داند چرا مى خرد ولى مى داند كه بايد بخرد. هدف اين معاملات دو چيز است تأمين كسرى عظيم بودجه؛ و رفع بدهى ها و تدارك جنگ هاى محلى- اما اولى براى كسب رأى است در كشور مربوط و دومى نياز به تحريكات دارد تا به جنگ و مصرف سلاح برسند. خاورميانه موضوع اين تحريكات است. تنها باور مردم به ضرورت مقاومت براى صلح است كه صلح را تحقق مى بخشد.

توضيح و سابقه
پيشمرگان بعد از تجربه P.K.K. در ۱۹۸۴ به كوه زدند و به تمرينات رزمى پرداختند يعنى كه اين افراطى ترين ها و رؤياگرايان بودند. بسيارى از آنها براى ديدن دوره ها به اردوگاه هاى فلسطين رفتند. طى سال هاى ۹۰-۱۹۸۰ كادر رزمندگان روبه راه شد در سال ۱۹۹۳ رئيس جمهور تركيه تورگوت اوزال با مجاز ساختن فعاليت هاى حزبى و سياسى اعضاى مسلح P.K.K. موافقت كرد و يك سال بعد حزب هوادار كردها H.E.P داراى نماينده در پارلمان شد. ولى در ۱۹۹۹ عبدالله اوجلان دستگير شد و در جزيره ايمرالى زندانى شد. او پايان مبارزات مسلحانه را اعلام كرد. حزب P.K.K. تغيير نام داد (۲۰۰۲) و تبديل شد به كنگره آزادى و دموكراسى كردستان K.A.D.E.N. ايدئولوژى سخت افراطى ( ماركسيسم- لنينيسم و ناسيوناليزم آميخته با مبارزه طبقاتى) رها شد. سپس حزب D.T.P در ۲۰۰۵ متولد شد اين حزب اطلاق صفت تروريست را بر P.K.K. رد كرد. با اين همه در ژوئيه ۲۰۰۷ در مجلس آنكارا داراى ۲۰ كرسى شد. ولى سه هزار پيشمرگ در عراق نگهدارى شدند و دو هزار هم در خاك تركيه ماندند. مبارزان مسلح كوه هاى زاگرس به رياست مراد كارايلان در تعليمات چگوارائى او به سر بردند.
در اين حال دولت تركيه با بغداد مذاكره كرد و هر دو اين گروه ها را در ليست تروريست مى ديدند. باقى را مى دانيم. پارلمان آنكارا به دولت اجازه قلع و قمع آنها را داد. قشون تركيه در طول مرز با عراق مستقر شد.
حزب P.K.K. به رؤياى قديمى خود «كشور كردستان» شامل همه كردهاى تركيه، ايران، سوريه، عراق معتقد بود اما رفته رفته به نوعى خودمختارى رضايت مى داد.
در كردستان عراق P.D.K. و U.P.K.، (اولى حزب دموكرات كردستان- دومين اتحاد ميهنى كردها) P.K.K. را اداره مى كند و هر دو حزب متفق آمريكايند.
زن و مرد در جمع پيشمرگان اند (۴۰ درصد زن عضو ارتش آزاديبخش اند). اين مبارزان در ارتفاعات دو هزار مترى و بيشتر چادرنشين و در پناه بوته زارها و درخت هاى پراكنده  مى زيند و مشرف به مرزند. بسيارى از جوانان در كردهاى تركيه و جمعى هم از كردهاى سوريه اند و يا از كردهاى ايران و عراق. از سال هاى دبيرستان جذب اين روياى كشور كردستان اند. گاه با اين رويا پير مى شوند ولى تازه ترها جانشين آنها مى شوند. اينها چريك واقعى اند و سر به فرمان و باور دارند كه اگر تركيه جنگ آغازد همه كردها قيام مى كنند. (۱۵ و ۱۶).
هفته اى پيش نخست وزير تركيه براى مذاكره به واشينگتن رفت، از اين مذاكرات نتايجى به دست نيامد. مگر آن كه سكوت فعلى را حمل بر توافقى موقت كنيم. به هر حال زمستان در پيش است و فصل جبهه آرائى نيست.


پانويس:
۱- -S.COHEN GEOGRAPHY AND POLITICS IN A, DIVIDED.N.Y. OXFORD UNIVERSITY.1988.
۲- G.KEMP ENERGY SUPER BOWL- STRATEGIC POLITIC- AND PERSIAN GULF AND CASPIAN BANIS-WASHINGTON.D.C. NIXON CENTER FOR PEACE AND FREEDOM-1997.
۳- S.HUNTINGTON THE CLASH OF CIVILIZATION- FOREIGN AFFAIR-1993- OXFORD.
-توضيح لازم آن كه همكار و دوستم آقاى دكتر پيروز مجتهدزاده در كتاب جغرافياى سياسى چاپ ۱۳۸۱ نشر سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انسانى دانشگاه ها موسعاً اين نظرات را با توجه به شرايط ايران امروز پرورده اند.
۴-اين گزارش را در بسيارى از مقالاتم در جرايد نيمروز- ايرانيان و در كتاب مجموعه مقالات باز و شرح داده ام.
۵-پرزيدنت بوش بارها گفته است در مورد ايران هيچ گزينه اى را كنار نمى نهد. (كليه جرايد مهم جهان). ايشان همچنين گفته اند نبرد آمريكا براى خاورميانه بزرگ جبهه ايدئولوژيك دارد (به تاريخ ۱۱/۱/۲۰۰۷).
۶-PIERRE RONDOT- نشر CENTURION- ۱۹۵۹ كه در منطقه خدمات و مأموريت ها داشته است.
۷- نك: جغرافياى شمال- جغرافياى غرب، زمين شناسى ايران- اثر ژاك دومورگان كه به وسيله نگارنده به فارسى برگردانده شده است- نشر چهر- تبريز و دانشگاه تبريز ۱۳۲۹.
۸-ملامصطفى بارزانى پناهنده شوروى ها تنها در ۱۹۵۸ به عراق بازگشت.
۹-اصطلاح از نويسندگان فرانسوى است. TORSON D'OR.
۱۰-نك: مقاله و گزارش تحليلى O.PIOT- در بوته زارهاى كردستان- لوموند ديپلماتيك نوامبر ۲۰۰۷.
۱۱-از جمله نقشه هاى سردستى كردستان در ضميمه ۱ كتاب آقاى پير روندو P.RONDOT بنام سرنوشت خاور نزديك است سرنوشتى كه ديگران و نه خاورميانه و نزديك رقم مى زنند.
۱۲-نك: P. RONDOT- اسلام و مسلمان امروز نشر ORANGE ۱۹۵۱ تنها برترى آن در اين است كه نويسنده شارح وقايع نيست و غرب مداخله گر را در برابر شرق عصبى و تحقير شده مى نهد.
۱۳-نك تمدن ايرانى- نشر PAYOT- پاريس ۱۹۵۲.
۱۴- هر جا مسئله يا مسائل ترك ها و كردها مطرح است. ما در جوار آن و بلافاصله بايد مسائل و مصائب ارامنه و آن قتل عام هاى تاريخى و ستمى كه بر آسورى ها رفت را عنوان كنيم. اگر نمونه اى از اين ستم ها را مى جوئيد به كتاب «بازمانده- اثر دكتر رزمارى هاراتونيان، ترجمه زهره باوندى» رجوع كنيد.
۱۵-P.K.K. از سال ۱۹۹۷ در فهرست سازمان هاى تروريستى آمريكا قرار دارند و اتحاديه اروپا هم از ۲۰۰۲ اين ليست را پذيرفته است.
۱۶-در پايان جنگ جهانى اول متفقين طى قرارداد SEVRES (۱۹۲۰) ايجاد يك دولت كرد را پيش بينى كردند. اما سه سال بعد در ۱۹۲۳ دريافتند كه شدنى نيست پس به شكل تاريخى آن بركشتند يعنى وابستگى آنها در چهار كشور تركيه و سوريه و عراق و ايران.

ايران
تحقيق
صفحه اول
آگهى
داستان
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
ورزش
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
علمى
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   آگهى   •   داستان   •   طنز   • 
•   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   • 
•   ورزش   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   • 
•   علمى   •   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •