Nimrooz
Vol. 18, No. 956, November 9, 2007
سال هيجدهم - شماره ۹۵۶ - جمعه ۱۸ آبان ۱۳۸۶
دختر كر و لال در اسارت مسافركش شيطان صفت
جريمه اى ۱۲۳ ميليون دلارى براى دو قاچاقچى ارز در ايران
قاتل فرارى پاى سفره عقد دستگير شد
اين گنجينه شامل ۱۴۰ شىء باستانى مربوط به دوران اشكانيان، هخامنشيان و ساسانيان است
تاجر اروپايى، خريدار گنجينه تاريخى چهار قاچاقچى
سميه را از چوبه دار نجات دهيد

دختر كر و لال در اسارت مسافركش شيطان صفت
دو مرد كه پس از ربودن دختر كر و لال و زندانى كردن او در خانه اى در قيطريه وى را مورد تجاوز قرار داده بودند پس از يك ماه تحقيقات فشرده كارآگاهان دستگير شدند.
به گزارش رسيده شامگاه پنجشنبه ۱۲ مهرماه سال جارى زنى سراسيمه به مأموران گشت پليس در بلوار كاوه اطلاع داد كه دختر ۱۸ ساله كر و لالش به طرز مرموزى ناپديد شده است.
زن ۴۸ ساله در اظهاراتش به مأموران گفت: من به همراه دخترم كه كر و لال است نزد دكتر تغذيه رفته بوديم. هنگام بازگشت دخترم به من گفت كه دلش مى خواهد اندكى پياده روى كند و من هم مطابق معمول قبول كردم و خود تنها به خانه بازگشتم. اما اينك بيش از سه ساعت از جدا شدن ما از هم مى گذرد و او هنوز به خانه بازنگشته است.
با شكايت اين زن تحقيقات پليس براى يافتن سمانه- دختر كر و لال- آغاز شد و يك روز بعد يكى از واحدهاى گشتى پليس دختر را كه سراسيمه در حال دويدن بود شناسايى كرد و وى را به خانواده اش تحويل داد.
سمانه پس از بازگشت به آغوش خانواده به مادرش فهماند كه در اين مدت توسط دو نفر در خانه اى زندانى شده بود و اين افراد ضمن تجاوز به وى از او عكس گرفته و در حالى كه قصد داشته اند او را براى مدت زيادى نگهدارند با كمك يك كارگر افغان موفق شده از طريق پنجره ساختمان از محل فرار كند.
با پيگيرى شكايت خانواده دختر جوان و افزوده شدن اظهارات سمانه به پرونده كارآگاهان اداره ۱۶ پليس آگاهى تهران تحقيقات ويژه اى را در اين خصوص آغاز كردند.
با تحقيق مجدد كارآگاهان از سمانه مشخص شد كه وى پس از خسته شدن از پياده روى سوار يك خودروى پيكان شده كه پيش از آن نيز راننده ميانسال آن را بارها در بلوار كاوه مشاهده كرده بود.
دختر جوان گفت: من از راننده خواستم كه مرا به خانه برساند اما او كه متوجه ناتوانى من شده بود من را به خانه فرد ديگرى برد و در آنجا زندانى شدم.
ماموران در ادامه براى شناسايى خانه اى كه سمانه توسط راننده پيكان به آنجا منتقل شده بود دختر جوان را سوار ماشين گشت به نزديكى منطقه مورد نظر بردند و از وى خواستند خانه اى را كه در آن زندانى بوده شناسايى كند. سرانجام پس از دو روز گشتن در كوچه هاى منطقه سمانه موفق شد خانه اى را كه يك شب در آن به اسارت گذرانده بوده پيدا كند.
پس از شناسايى خانه مورد نظر تيمى از مأموران به طور نامحسوس به مراقبت از اين منزل مسكونى پرداختند و پس از ۲۴ ساعت كنترل رفت و آمد ها به خانه سرانجام على صاحبخانه ۵۰ ساله و يك كارگر افغان كه در آنجا زندگى مى كرد دستگير شدند.
على در اظهاراتش گفت: من فقط با قصد خير دختر جوان را كه همراه دوستش بود در خانه ام پناه دادم چرا كه گمان مى كردم سمانه گم شده و با توجه به ناتوانى اش نتوانسته نشانى منزلش را بيابد.
على با رد اتهام تجاوز دختر جوان مدعى شد شب حادثه در خانه نبوده و اطلاعى از آنچه در منزل وى اتفاق افتاده ندارد.
با وجود اظهارات على تحقيقات محلى مأموران نشان مى دهد كه اين خانه خالى از سكنه و در اختيار اين مرد ۵۰ ساله است و هر از چندگاهى افراد مشكوكى به اين خانه رفت و آمد دارند.
در ادامه بازجوئى ها جوان افغان با تائيد ادعاهاى دختر كر و لال ماجرا را چنين شرح داد: من از مدتى پيش در اين خانه خالى از سكنه زندگى مى كنم. آن شب على و دوستش اين دختر را به خانه آوردند و او را مورد تجاوز قرار دادند و من كه دلم براى سمانه سوخته بود به بهانه اى موفق شدم دختر جوان را به اتاق بكشانم و او را فرارى دهم.
با تكميل تحقيقات اوليه على با قرار وثيقه روانه بازداشتگاه پليس آگاهى شد تا تحقيقات از اين مرد توسط كارآگاهان ادامه يابد.

كشف جسد سه معتاد در ساختمان پاكسازى شده
كشف جسد سه مرد معتاد در ساختمان نيمه كاره اى كه دو روز پيش از سوى پليس تهران پاكسازى شده بود بازپرس ويژه قتل را در برابر فرضيه توزيع مواد مخدر مسموم قرار داد.
به گزارش رسيده ساعت ۱۳ ظهر روز سه شنبه مأموران كلانترى ۱۱۹ مهرآباد جنوبى در جريان كشف جسد مردى جوان در ساختمان نيمه كاره اى در خيابان ۴۵ مترى زرند در حوالى شهرك توحيد قرار گرفتند و پس از حضور در محل متوجه شدند متوفى كه جوانى ۲۵ساله است معتاد بوده و در پى تزريق مواد مخدر جان باخته است.
پس از كشف جسد دستور انتقال جسد قربانى به پزشكى قانونى صادر شد. از سويى از آنجا كه هويت مرد معتاد كه شلوار لى آبى رنگ و پليور بر تن داشت معلوم نبود تحقيقات درخصوص افشاى هويت وى نيز در دستور كار پليس قرار گرفت.
ساعت ۱۷ همان روز در حالى كه مأموران كلانترى همچنان در انتظار رسيدن متخصصان پزشكى قانونى و تشخيص هويت به ساختمان نيمه كاره بودند يكى از مأموران متوجه گودالى شد كه در اطراف آن تعداد زيادى سرنگ پخش شده بود، وى پس از نزديك شدن به گودال ناگهان با جسد مردى ديگر مواجه شد.
دومين متوفى مردى ۴۰ساله به نام «غلامرضا ر.» بود و آثار اعتياد در او به چشم مى خورد. به اين ترتيب براى دومين بار زنگ تلفن همراه بازپرس ويژه قتل تهران به صدا درآمد، وى بعد از آن كه از كشف دومين جسد مطلع شد دستور انتقال آن را به پزشكى قانونى صادر كرد.
در شرايطى كه ساختمان نيمه كاره تحت محافظت پليس قرار گرفته بود تا بازرسى از محل و تحقيق هاى لازم درباره مرگ دو مرد معتاد صورت بپذيرد مأموران ساعت ۲۴ هنگامى كه وارد طبقه دوم اين ساختمان شدند مردى جوان را مشاهده كردند كه در حال احتضار بود. مأموران بلافاصله پس از مشاهده اين جوان و كنترل علائم حياتى او موضوع را به اورژانس تهران اطلاع دادند و درخواست كمك كردند اما پيش از حضور امدادگران وى نيز جان خود را از دست داد و كشف سومين جسد در ساختمان نيمه كاره به بازپرس روشن اطلاع داده شد و وى اين بار ضمن دستور انتقال جسد اين جوان ۲۰ساله كه «محمد» نام داشت به پزشكى قانونى تحقيقات ويژه اى را درخصوص علت مرگ همزمان سه مرد در يك ساختمان آغاز كرد.
بررسى هاى مقدماتى نشان داد هر سه معتاد در همان روز كشف اجساد جان باخته و همگى از طريق تزريق نياز خود به مواد مخدر را برطرف مى كردند. به همين خاطر بازپرس جنايى تهران با اين فرضيه مواجه شد كه مخدرهايى كه مواد فروش ناشناس در آن روز به معتادان فروخته آلوده و مسموم بوده است.
از سويى ديگر در جريان تحقيقات مشخص شد ساختمان محل كشف اجساد دو روز قبل در جريان عملياتى ويژه از سوى پليس تهران پاكسازى شده و ۱۷ معتاد و فروشنده مواد مخدر در آنجا بازداشت شده بودند.

دو متهم در جلسه محاكمه قتل را گردن يكديگر انداختند
معماى پيچيده جنايت در كارگاه مبل سازى
متهمان سرقت خونين از كارگاه مبل سازى در جلسه محاكمه انگشت اتهام را به سوى يكديگر نشانه رفتند و قضات دادگاه را با معمايى پيچيده روبه رو كردند.
به گزارش رسيده هفته گذشته نماينده دادستان در جايگاه ويژه شعبه ۷۴ دادگاه كيفرى استان قرار گرفت به تشريح جنايتى پرداخت كه در جريان آن جوانى به نام حسين در يك كارگاه مبل سازى از پاى درآمد. وى در توضيح ماجرا گفت: «در اين پرونده سعيد ۲۱ ساله متهم به مباشرت در قتل عمدى و بابك متهم به معاونت در قتل عمدى جوانى به نام حسين هستند. روز ۲۹ تيرماه سال ۸۴ مأموران با حضور در محل مشاهده كردند مقتول دست و پايش بسته و پارچه اى دور گردنش پيچيده شده است. در جريان تحقيقات با اطلاعاتى كه از صاحب كارگاه به دست آمد و همچنين با بررسى اموالى كه از متهمان در صحنه باقى مانده بود در فاصله كوتاهى از زمان وقوع قتل متهمان بازداشت شدند و ضمن اعتراف به قتل انگيزه شان را سرقت از كارگاه اعلام و تأكيد كردند فقط ۱۴۰ هزار تومان از مقتول دزديده اند. پزشكى قانونى علت اصلى فوت حسين را خفگى ناشى از انسداد مجارى فوقانى تنفسى اعلام كرد و در نهايت سعيد قتل را پذيرفت و بابك به همدستى با وى اقرار كرد. به همين خاطر درخواست صدور حكم قانونى را دارم.»
در ادامه جلسه محاكمه اولياى دم مقتول براى سعيد به عنوان متهم رديف اول درخواست قصاص كردند و خواستار اشد مجازات براى بابك شدند. سپس قاضى نوبت را به سعيد داد تا به دفاع از خود بپردازد. اين جوان با انكار اتهام قتل، همدستش را به عنوان عامل اصلى جنايت معرفى كرد و گفت: من و بابك هر دو از شهرستان به تهران آمده بوديم و دنبال كار مى گشتيم تا اينكه روز حادثه به دهكده المپيك رفتيم و پس از صحبت با صاحب كارگاه مبل سازى توانستيم در آنجا مشغول به كار شويم و قرار شد شب ها را نيز نزد حسين- يكى از كاركنان كارگاه- بمانيم.
وى افزود: هنگامى كه براى خريد شام بيرون رفتيم بابك به من گفت در دست حسين ۳۰ هزار تومان پول ديده است. از من خواست به او كمك كنم تا پول را از حسين بدزديم اما من وى را از اين كار منصرف كردم و در نهايت به كارگاه بازگشتيم. براى خواب آماده شده بوديم كه ناگهان حسين از كارگاه به طرف مغازه رفت و بابك به وى حمله كرد و از پشت گردن او را گرفت و به من اشاره كرد تا كمكش كنم ولى من اين كار را انجام ندادم. آن دو با هم درگير شدند و حسين در حالى كه دست و پا مى زد يك پيچ گوشتى را كه روى زمين افتاده بود برداشت اما نتوانست با آن از خودش دفاع كند و ناگهان خون از بينى و دهانش بيرون زد. هرچه به بابك اصرار كردم كه حسين را رها كند به حرفم توجهى نكرد و بعد از آنكه مرد جوان روى زمين افتاد بابك از من خواست برايش سيم و پارچه ببرم تا دست و پا و گردن وى را ببندد. من نيز از ترس اين كار را كردم.
متهم به قتل در ادامه اظهاراتش گفت: در اين هنگام همسايه ها با شنيدن داد و فريادهاى ما به مقابل كارگاه آمدند و بابك به آنها گفت اتفاق خاصى نيفتاده و ما در حال شوخى با يكديگر بوديم و آنها نيز رفتند. همه ماجرا به اين شكل اتفاق افتاد و من در قتل هيچ نقشى نداشتم و اگر سابقه زندگى ام را بررسى كنيد متوجه مى شويد اصلاً نيازى به دزدى و آدم كشى ندارم.
در اين هنگام قاضى دادگاه به بخشى از اعترافات قبلى سعيد اشاره كرد و گفت: تو گفته اى براى اينكه مقتول داد و فرياد نكند با چاقو او را تهديد كرده و سپس دست و پا و گردنش را بسته يى. در اين باره چه مى گويى؟
متهم پاسخ داد: آن زمان من ۱۸ سال بيشتر نداشتم و هرچه قبلاً گفتم تحت فشار بوده و به هيچ وجه با حسين درگير نشدم.
در ادامه جلسه محاكمه بابك در جايگاه متهم قرار گرفت و با پذيرفتن اتهام همدستى در قتل ايفاى نقش اصلى در اين جنايت را انكار كرد و گفت: اين سعيد بود كه در دست مقتول پول را ديد و به من پيشنهاد سرقت داد و خود وى نيز آن مرد را كشت و من فقط با وى همدستى كردم.
متهم رديف دوم ادامه داد: پس از فرار از كارگاه به ترمينال رفتيم در حالى كه هنوز نمى دانستم حسين فوت شده است. از سعيد در اين باره سوال كردم او مرگ مرد جوان را تأييد كرد و گفت خودش در پايان كار بينى و دهان حسين را گرفته و از مرگ وى مطمئن شده است. بعد از آن هر كدام به شهر خودمان رفتيم.
بعد از پايان دفاعيات دو متهم، وكيل سعيد در جايگاه قرار گرفت و گفت: در بازجوئى هاى اوليه بعد از آنكه موكلم قتل را گردن گرفت بابك از زندان برايم نامه اى نوشت و طى آن از پذيرش اتهام قتل از سوى سعيد تشكر كرد و اين نشان مى دهد در اين قتل هر دو متهم نقش داشته اند و نمى توان سعيد را به تنهايى عامل اين جنايت دانست.
در ادامه وكيل مدافع متهم رديف دوم نيز بر بيگناهى موكلش اصرار كرد و سپس قاضى دادگاه ادامه رسيدگى به پرونده را براى مشخص شدن قاتل اصلى و تحقيق درخصوص نامه بابك به آينده موكول كرد.

جريمه اى ۱۲۳ ميليون دلارى براى دو قاچاقچى ارز در ايران
در ايران دو متهم به خارج كردن غيرقانونى ارز از كشور، به پرداخت ۱۱۵ ميليارد تومان جريمه (تقريباً معادل ۱۲۳ ميليون و ششصدهزار دلار) محكوم شدند.
به گزارش ايرنا، تعدادى از كاركنان شعبه ارزى بانك ملى در فرودگاه، دو كارمند بانك تجارت شعبه بازار و يكى از كارمندان اداره گذرنامه نيروى انتظامى با اين باند همكارى داشته اند.
برپايه همين گزارش، حجم قاچاق ارز به حدى بوده كه موجب اخلال در سيستم ارزى و بانكى كشور شده است.
خبرگزارى دولتى جمهورى اسلامى نام متهمان را ذكر نكرده است.
ارزهاى به دست آمده از متهمان اين پرونده ضبط شده، دو نفر از آنها به پرداخت ۱۱۵ ميليارد تومان جريمه و دو ماه زندان و سه نفر ديگر به سه ماه زندان محكوم شده اند.

قاتل فرارى پاى سفره عقد دستگير شد
كارآگاهان پليس با پيگيرى پرونده نزاع در خيابان ارج تهران كه هفته گذشته به وقوع پيوست نوجوان جنايتكار را پاى سفره عقد به دام انداختند.
به گزارش رسيده ساعت ۱۸ بعدازظهر چهارشنبه دوم آبان ماه مسوولان درمانگاه سوم شعبان پس از تماس با مركز فوريت هاى پليسى ۱۱۰ از مرگ جوانى ۲۰ ساله به نام محسن در اين مركز درمانى به علت اصابت ضربات چاقو خبر دادند.
با حضور مأموران كلانترى در محل مشخص شد اين مرد جوان در يك نزاع خيابانى در خيابان ارج با وارد شدن يك ضربه چاقو به ناحيه گردن به قتل رسيده است.
بررسى اوليه اظهارات همراهان محسن در درمانگاه نشان دهنده آن بود كه مرد جوان طى درگيرى با يكى از دوستانش به قتل رسيده است. با هدايت شاهدان بررسى چگونگى واقعه به مقابل خانه عامل جنايت در خيابان ارج كشيده شد و جمع آورى اظهارات شاهدان انگشت اتهام را به سوى پسر نوجوانى به نام وحيد نشانه رفت كه چند ساعت پيش از وقوع قتل با قرار وثيقه از بازداشتگاه پليس آگاهى رهايى يافته بود.
ادامه تحقيقات مشخص كرد گوشى تلفن همراه محسن نزد وحيد امانت بوده و اقدام مقتول براى بازپس گيرى گوشى وقوع اين جنايت را رقم زده است.
با تكميل تحقيقات و جمع آورى شواهد و مدارك موجود در صحنه و اطمينان از نقش وحيد در قتل جوان ۲۰ ساله بازپرس خانواده وى را براى تحقيقات فرا خواند و زمانى كه متوجه شد عامل جنايت با كمك آنها از محل گريخته است دستور بازداشت پدر، مادر و نيز برادر بزرگ تر و خواهر وى را براى روشن شدن محل اختفاى جانى فرارى صادر كرد.
ساعاتى پس از بازداشت اين چهار تن خاله متهم مدعى شد تماس هائى از وحيد داشته كه قصد دارد براى رهايى خانواده اش خود را تسليم مأموران كند اما در حالى اين تماس ها همچنان ادامه داشت كه اثرى از متهم نبود و او همچنان خود را از پليس مخفى مى كرد.
در اين زمان در ادامه بازجوئى ها از خانواده وحيد مشخص شد بعد از ظهر روز وقوع جنايت خانواده وحيد پذيراى خانواده دختر مورد علاقه وى بوده اند تا درخصوص آينده دختر و پسر نوجوان و ازدواج آنها به توافق برسند.
سعيد برادر بزرگ تر وحيد نيز مدعى شد پس از وقوع جنايت با برادرش ديدارى داشته و مبلغى پول و يك خط تلفن همراه اعتبارى در اختيار وى قرار داده است. بررسى شواهد و قرائن موجود بازپرس پرونده را به اين نتيجه رساند كه مى تواند ردپاى عامل جنايت را از طريق دختر مورد علاقه اش بيابد.
به همين دليل به كارآگاهان اداره دهم مأموريت داد با يافتن نشانى دختر جوان به تعقيب نامحسوس وى بپردازند. زمانى كه مأموران موفق به يافتن خانه زهره در شهررى شدند، دريافتند كه او به همراه خانواده اش براى برگزارى مراسم عقد به محضرخانه اى در نزديكى محله شان رفته است. مأموران با مراجعه به اين دفتر اسناد رسمى درحالى كه نوجوان جانى و دختر جوان پاى سفره عقد نشسته و در انتظار جارى شدن صيغه نكاح از سوى عاقد بودند، وحيد را بازداشت و به مقر پليس آگاهى تهران منتقل كردند.

بازجوئى از متهم
با انتقال متهم از بازداشتگاه پليس آگاهى تهران به شعبه اول بازپرسى دادسراى امور جنايى تهران تحقيق از متهم آغاز شد.
پس از تفهيم اتهام قتل عمد به اين نوجوان ۱۷ ساله وى گفت؛ ۱۰ روز قبل از اين اتفاق به خاطر رابطه نامشروع با دختر مورد علاقه ام بازداشت شدم و پرونده من در مجتمع قضائى بعثت به جريان افتاد تا اينكه سرانجام با تعهد به اينكه ظرف مدت يك هفته زهره را به عقد خود درآورم و رضايت خانواده اش را نيز جلب كنم با قرار وثيقه از بازداشتگاه پليس آگاهى آزاد شدم. ساعت ۱۵ بعدازظهر چهارشنبه پس از آزادى در محل سوار موتورسيكلت محسن مقتول بوديم و با هم در محل پرسه مى زديم. در آن زمان او هيچ حرفى از گوشى موبايلش كه در دست من بود به ميان نياورد و ما با خوشى از هم جدا شديم. عصر قرار بود خانواده زهره به خانه ما بيايند تا در خصوص سرنوشت ما تصميم گيرى و قرار عقد گذاشته شود. زمانى كه آنها تازه رسيده بودند و ما سرگرم پذيرايى از مهمانان بوديم زنگ خانه به صدا درآمد و من متوجه شدم كه محسن در كوچه در حال داد و فرياد است. به سرعت خود را به جلوى در رساندم و ديدم او اختيارش را از دست داده و مست به نظر مى رسد. از وى خواستم وقت ديگرى بيايد اما گوش نكرد و فهميدم كه چند نفر محسن را تحريك كرده اند كه به سراغ من بيايد. هرچه التماس كردم كه جلوى خانواده زهره آبروريزى نكند گوشش بدهكار نبود. به خانه بازگشتم و چاقوى دسته چوبى آشپزخانه را كه مادر براى خرد كردن گوشت از آن استفاده مى كرد، برداشتم و به كوچه بازگشتم تا او را با تهديد از آنجا دور كنم اما وى به سمت من آمد و درگير شد. من هم يك لحظه اختيارم را از دست دادم و يك ضربه چاقو به او زدم. ناگهان خون از گردن محسن فواره زد. من پريشان و وامانده به خانه بازگشتم و پس از اينكه لباس هايم را عوض كردم، گريختم.
با اين اعتراف متهم بمنظور بازسازى صحنه جنايت و تكميل تحقيقات در اختيار كارآگاهان اداره دهم پليس قرار گرفت.

سرنخ جديد براى افشاى قتل مرموز يك زن جوان
بازخوانى پرونده راكد يك جنايت مرموز كه در جريان آن زنى در منزل مسكونى اش از پاى درآمده بود، سرنخ هاى تازه اى از قاتل در اختيار بازپرس جنايى تهران قرار داد.
به گزارش رسيده اين پرونده از بعدازظهر ۱۷ ارديبهشت ماه سال ۸۳ تشكيل شد و زمانى كه مأموران از قتل يك زن ۲۸ ساله به نام رقيه در خانه اش مطلع شد تحقيقات پيرامون اين جنايت كليد خورد.
آثار ضربات متعدد چاقو روى پيكر زن جوان كاملاً مشهود بود و هيچ نشانه اى از اينكه رقيه پيش از مرگ با قاتل خود جدال كرده باشد وجود نداشت. از سويى سالم بودن قفل در ورودى خانه و نبود علامتى دال بر توسل به زور براى ورود به قتلگاه مويد اين نكته بود كه جانى يا جانيان از پيش قربانى خود را مى شناخته اند.
كارآگاهان در ادامه با بازرسى از خانه پى بردند چندين فقره چك مسافرتى از گاو صندوق شوهر مقتول به يغما رفته است. در شرايطى كه تنها سر نخ پليس از اين قتل مرموز تراول چك هاى مسروقه بود، چندى بعد كاركنان بانكى حوالى ميدان فردوسى پليس جنايى تهران را از نقد شدن چك ها مطلع كردند و مشخصات آورنده تراول هاى مسروقه را در اختيار كارآگاهان قرار دادند. اين مرد كه يك دلار فروش بود و در همان حوالى كار مى كرد به سرعت شناسايى و بازداشت شد.
مرد دلار فروش با انكار اتهام قتل گفت؛ تراول چك ها را يك خريدار دلار به من داد و من هيچ مشخصاتى از وى ندارم.
به اين ترتيب تنها روزنه اميد پليس براى رازگشايى از قتل رقيه نيز از بين رفت و پرونده به حالت بلاتكليف درآمد تا اينكه شوهر مقتول بار ديگر نزد كارآگاهان مراجعه و يك مظنون را به آنها معرفى كرد. همسر رقيه در اظهاراتش گفت؛ چندى قبل كارگرى به نام «ح» داشتم كه بسيار مورد اعتماد من بود اما پس از آنكه با كليدى كه از گاو صندوق شركت در اختيار داشت به آن دستبرد زد وى را اخراج و سپس گاو صندوق را از محل كارم به خانه منتقل كردم.
وى افزود؛ مدت ها از اين ماجرا گذشت تا اينكه يك روز به صورت اتفاقى «ح» را ملاقات كردم و چون «ح» برقكار ماهرى است از وى خواستم براى انجام برخى تعميرات به منزلم بيايد. او آن روز در خانه تمام كارها را انجام داد و بدون هيچ مشكلى از من خداحافظى كرد اما از آنجا كه تمام منزل را مشاهده كرده بود احتمال مى دهم از وجود گاوصندوق مطلع شده و تصميم گرفته بار ديگر با كليدى كه همچنان در اختيار داشت به آن دستبرد بزند و در جريان اين سرقت زنم را قربانى كرده است.
پس از اظهارات اين مرد «ح» بلافاصله دستگير اما منكر كشتن زن ۲۸ساله شد و به رغم اينكه مدتى را در بازداشت به سر برد در نهايت به خاطر نبود مدارك كافى، بازپرس دستور آزادى وى را صادر كرد.
به اين ترتيب تحقيقات براى دومين بار به بن بست رسيد و پرونده قتل رقيه به پرونده اى راكد تبديل شد تا اينكه چندى قبل رئيس جديد شعبه هفتم دادسراى جنايى به بازخوانى اين پرونده پرداخت و به سرنخ هائى دست يافت كه نشان مى دهد مردى آشنا در اين جنايت دست داشته است.
اين مرد به سبب آشنايى با رقيه مى توانست به راحتى وارد خانه او شود و زن جوان را بكشد و سپس با انگيزه منحرف كردن مسير تحقيقات و پنهان ماندن علت اصلى اين جنايت دست به سرقت زده باشد. بنا بر اين گزارش هم اكنون تحقيقات از اين مظنون جديد آغاز شده است.

شباهت با هنرپيشه معروف، سارق حرفه اى را به تله انداخت
شباهت سارق حرفه اى به يك هنرپيشه سرشناس باعث شد او به سرعت شناسايى و دستگير شود. اين متهم ۳۸ ساله كه كاظم نام دارد طى چهار روز از سه راننده مسافركش به طور مسلحانه زورگيرى كرد اما شباهت وى به بازيگر يكى از سريال هاى پربيننده ماه رمضان باعث شد به سرعت از سوى مالباختگان چهره نگارى و در نهايت دستگير شود.
چهارم آبان ماه امسال، زمانى كه راننده يك خودروى پرايد در خيابان ريحانى بزرگراه امام على با مسافر دربستى مواجه شد به سرعت پاى خود را روى پدال ترمز فشرد و متوقف شد و مرد مسافر را سوار كرد. ثانيه هائى نگذشته بود كه راننده ميانسال، سردى شيئى لوله مانندى را روى گردنش احساس كرد و به اين ترتيب متوجه شد در دام افتاده است. او به ناچار ۶۵ هزار تومان وجه نقدى را كه همراه داشت به سارق مسلح تحويل داد.
با اعلام شكايت اين مالباخته تحقيقات پليس براى دستگيرى متهم با اجراى طرح مهار آغاز شد، اما مأموران نتوانستند وى را به دام بيندازند. دو روز پس از اولين شكايت، ششم آبان ماه، مردى به كلانترى ۱۲۷ «نارمك» رفت و مأموران را از زورگيرى مردى مسافرنما باخبر كرد.
او گفت: ساعت ۱۷ و ۴۵ دقيقه در حالى كه يك مسافر زن داشتم مردى را نيز در خيابان ريحانى سوار پژو آردى خودم كردم. دقايقى از ادامه مسير نگذشته بود كه آن مرد با بيرون آوردن اسلحه يى، ۹ هزار تومان پول نقد و گوشى تلفن همراهم را به سرقت برد و پس از متوقف كردن خودرو، از محل فرار كرد.
يك ساعت پس از شكايت مالك پژو آردى راننده يك خودروى پرايد در همان مسير از سوى مسافرنماى حرفه اى مورد دستبرد قرار گرفت و اين مرد نيز مبلغ وجه نقد و گوشى تلفن همراهش را از دست داد.
بدين ترتيب با اعلام اين سه شكايت موضوع به اطلاع پايگاه چهارم پليس آگاهى تهران رسيد تا تحقيقات تكميلى براى شناسايى متهم كه طى مدت چهار روز از سه راننده اخاذى كرده بود، در دستور كار قرار گيرد.
در اين ميان بررسى اظهارات مالباختگان نشان داد كه اين متهم، شباهت زيادى به هنرپيشه معروف يكى از سريال هاى پربيننده ماه رمضان دارد، از اين رو چهره نگارى او به سرعت انجام شد. مأموران به صورت نامحسوس منطقه ارتكاب جرم را تحت محاصره قرار دادند و با شناسايى متهم موفق به دستگيرى وى شدند.

اين گنجينه شامل ۱۴۰ شىء باستانى مربوط به دوران اشكانيان، هخامنشيان و ساسانيان است
تاجر اروپايى، خريدار گنجينه تاريخى چهار قاچاقچى
چهار قاچاقچى اشياى عتيقه در جريان فروش گنجينه اى از آثار باستانى به يك تاجر اروپايى دستگير شدند.
به گزارش رسيده در حالى كه هفته گذشته يگان محافظت از ميراث فرهنگى دو مرد را در حين فروش ۲۶ شيئى عتيقه مربوط به سه هزار سال پيش از ميلاد مسيح به يك تاجر اروپايى دستگير كرده بود، بار ديگر چهار قاچاقچى ميراث فرهنگى در جريان معامله اى مشابه به دام افتادند.
چندى پيش مأموران يگان محافظت از ميراث فرهنگى كشور از طريق منابع اطلاعاتى خود باخبر شدند يك تاجر اروپايى كه در زمينه خريد و فروش اشياى عتيقه فعاليت دارد وارد ايران شده است.
سوابق اين تاجر نشان مى داد وى تاكنون بارها به ايران آمده و هرازگاهى با معامله اى مخفيانه و غيرقانونى توانسته چند شيئى باستانى را از كشور خارج كند، به همين خاطر زير نظر گرفتن اين مرد و اطلاع از علت سفر دوباره وى به ايران در دستور كار پليس قرار گرفت.
ماموران كه تاجر اروپايى را زير نظر داشتند، در جريان تحقيقات خود متوجه شدند اين مرد قصد دارد به زودى گنجينه اى تاريخى را از دو ايرانى خريدارى كند.
بررسى هاى تخصصى پليس فاش كرد كه ارزش اين معامله ۱‎/۵ ميليارد تومان است اما زمان، مكان و چگونگى انجام معامله و همچنين نوع اشياى عتيقه همچنان براى كارآگاهان پوشيده بود. به همين خاطر در شرايطى كه پليس اطمينان داشت براى رسيدن به هسته مركزى شبكه قاچاق آثار باستانى فقط چند روز زمان دارد و در صورت غفلت معامله انجام و اشياى عتيقه از كشور خارج خواهد شد، دامنه تحقيقات خود را گسترش بخشيد و سرانجام فاش شد قرار است اين معامله بعدازظهر پنجشنبه در آپارتمانى در شهرك اكباتان انجام شود.
به دست آمدن اين اطلاعات گره كور پرونده را گشود و كارآگاهان محل ملاقات را به صورت نامحسوس زير نظر گرفتند و هنگامى كه دو مرد ايرانى در ساعت مقرر وارد آپارتمان مورد نظر شدند آنان را غافلگير و دستگير كردند.
از اين دو مرد كه بهنام و موسى نام دارند ۱۴۰ قطعه اشياى عتيقه كه بيشتر شامل وسايل تزئينى زنانه از قبيل گوشواره، زنگوله كوچك، آويز، سگك كمربند و... بود، كشف شد و همزمان با آغاز بازجوئى ها از متهمان، اين محموله در اختيار متخصصان سازمان ميراث فرهنگى قرار گرفت تا اصالت و ارزش آن تعيين شود.
كارشناسان ميراث فرهنگى پس از بررسى ۱۴۰ شيئى به دست آمده اعلام كردند اين اموال متعلق به دوران اشكانى، هخامنشى و ساسانى است و از آنجا كه در دوران ساسانى اجساد زنان را همراه با زينت آلات دفن مى كردند به احتمال زياد قاچاقچيان گورستانى قديمى را كشف و اين اموال تاريخى را از آنجا استخراج كرده اند.
در اين ميان هنگامى كه بهنام و موسى تحت بازجوئى قرار گرفتند از نحوه كشف اين گنجينه باارزش اظهار بى اطلاعى كردند و گفتند ما در اين ماجرا فقط نقش واسطه را داشتيم. پس از آنكه متوجه شديم دو مرد به نام هاى حامد و جواد تعداد زيادى اشياى عتيقه در اختيار دارند و مى خواهند آنها را بفروشند با اين تاجر مقيم اروپا كه از قبل وى را مى شناختيم تماس گرفتيم و از او دعوت كرديم براى خريد اين اموال به تهران بيايد.
پس از اظهارات دو متهم تحقيقات براى دستگيرى قاچاقچيان اصلى ادامه يافت و جواد و حامد نيز دستگير شدند و در جريان بازجوئى از آنها مشخص شد اين اموال در تملك غيرقانونى جواد بوده است.
اين متهم در بازجوئى ها گفت: چندى پيش زمينى را در شمال كشور به مردى فروختم اما او از پرداخت پول من طفره مى رفت و اصرارهايم نيز بى حاصل بود تا اينكه سرانجام ۱۴۰ شيئى عتيقه را به جاى پول زمين به من تحويل داد و من نيز تصميم گرفتم آنها را بفروشم.
بنابر اين گزارش هر چهار متهم اين پرونده هم اكنون در بازداشت به سر مى برند و تحقيقات براى دستگيرى حفاران غيرمجازى كه اين اموال تاريخى را استخراج كرده اند ادامه دارد.

متهم به قتل: دفاعى ندارم، براى مجازات آماده ام
سكوت گروگانگير جنايتكار در برابر هيأت قضات
مرد متهم به قتلى كه در جريان يك گروگانگيرى ۵۰ ميليون تومانى دوستش را از پاى درآورد هفته گذشته با سكوت در برابر قضات دادگاه حكم مرگ خود را دريافت كرد.
به گزارش رسيده اين متهم ۳۰ ساله كه اميرحسين نام دارد، روز ۷ مردادماه سال گذشته يكى از آشنايانش را كه مردى ۵۳ ساله به نام على بود به خانه اى اجاره اى در خيابان ملاصدرا كشاند و سپس با تهديد و بستن دست و پاى وى گروگانش را وادار كرد با خانواده اش تماس بگيرد و از آنها درخواست ۵۰ ميليون تومان پول نقد كند. اين مرد همان شب در جريان درگيرى با على وى را به قتل رساند و سپس روز بعد زمانى كه براى تحويل گرفتن پول درخواستى اش در محل قرار حاضر شد، به دام افتاد. در ابتداى جلسه محاكمه اميرحسين نماينده دادستان براى متهم تقاضاى قصاص كرد و در تشريح اين جنايت گفت: روز حادثه فرزند مقتول با مراجعه به دادسرا به پازپرس كشيك گفت پدرم امروز صبح به قصد رفتن به سر كار از منزل خارج شد و ساعت ۱۱ در تماس تلفنى اطلاع داد كه دير به منزل بازمى گردد. او سپس حدود ساعت ۱۴ دوباره به من تلفن زد و گفت براى معامله اى در اراك به ۵۰ ميليون تومان پول نياز دارد اما من احتمال مى دهم آدم ربايان پدرم را گروگان گرفته اند. پس از اظهارات اين جوان و انجام تحقيقات در نهايت در كمتر از ۲۴ ساعت فرد آدم ربا هنگامى كه براى دريافت پول درخواستى اش در ميدان تجريش حضور يافت دستگير شد. اميرحسين كه فروشنده لوازم برقى است در همان زمان دستگيرى به ارتكاب قتل اعتراف كرد و گفت قصد كشتن على را نداشته است. در نهايت مأموران به خانه اين مرد در خيابان ملاصدرا رفتند و جسد مرد ۵۳ ساله را پيدا كردند.
در ادامه جلسه دادگاه اولياى دم على براى اميرحسين حكم مرگ درخواست كردند و سپس قاضى از مردى به نام حسين كه از دوستان متهم به قتل است خواست در جايگاه قرار بگيرد و اطلاعاتى را كه از اين پرونده در اختيار دارد ارائه دهد.
حسين كه به خاطر ۸ فقره سابقه كيفرى بدون انجام مراسم سوگند سخنان خود را آغاز كرد، گفت: چندى پيش از قتل اميرحسين نزد من آمد و گفت چون ورشكسته شده قصد دارد دست به سرقت بزند و به من پيشنهاد همكارى داد ولى من قبول نكردم و او را نصيحت كردم اما وى چند روز بعد مرا به خانه اى در شمال تهران كشاند و گفت مى خواهد فرد پولدارى را بربايد و در آنجا پنهان كند و از خانواده اش پول بگيرد.
روز حادثه من در خانه اميرحسين بودم كه وى به همراه على وارد آپارتمان شد. على از آشنايان اميرحسين بود و با پاى خودش به آنجا آمده و از نقشه مرد گروگانگير بى اطلاع بود. من نيز ابتدا تصور مى كردم اين مرد ميانسال صاحبخانه اميرحسين است و باورم نمى شد وى قربانى نقشه گروگانگيرى شده است. زمانى كه اين موضوع را فهميدم ناراحت شدم و به سرعت خانه را ترك كردم و دو روز بعد در روزنامه ها خواندم اميرحسين آن مرد را كشته است.
در اين هنگام قاضى از حسين پرسيد چرا با وجود اطلاع از ماجراى گروگانگيرى همان ابتدا على را مطلع نكرده و سپس پليس را در جريان قرار نداده است.
اين شاهد توضيح داد: همان شب دوقلوهاى اميرحسين به دنيا آمده بودند و من باور نمى كردم وى دست به اين جنايت بزند.
حسين در ادامه درباره اينكه چرا متهم به او پيشنهاد همدستى داده بود گفت: سوابق كيفرى من در رابطه با شغلم است اما اميرحسين فكر مى كرد من چون زندان رفته ام حاضرم با او همكارى كنم ولى من كه به شدت ترسيده بودم همان ابتداى كار خانه را ترك كردم.
وى ادامه داد: اميرحسين قصد داشت افراد زيادى را بربايد. او اسامى افراد مشهورى در لاله زار را به من داده بود اما من فكر نمى كردم وى واقعاً دست به گروگانگيرى بزند و حرف هايش را جدى نگرفتم.
در ادامه جلسه محاكمه اميرحسين به عنوان متهم به قتل در جايگاه قرار گرفت تا به دفاع از خود بپردازد. او در همان ابتدا اتهام خود را پذيرفت و از اداى توضيحات بيشتر درباره اين جنايت خوددارى كرد.
قاضى سپس از اميرحسين پرسيد چه ساعتى مقتول را به خانه ات بردى و چطور وى را به قتل رساندى كه كسى متوجه ماجرا نشد.
متهم در پاسخ گفت: من هيچ حرفى براى گفتن ندارم. خطاى بزرگى از من سر زده و آمادگى تاوان آن را دارم.
رئيس دادگاه در ادامه خطاب به متهم گفت: چرا با وجود اينكه مقتول حاضر شده بود به تو پول بدهد او را به قتل رساندى؟
اميرحسين بار ديگر پاسخ داد: هيچ صحبتى ندارم. من اكنون به هم ريخته هستم و با مشكلى بزرگ مواجه شده ام.
اميرحسين در جواب سوالات بعدى قضات دادگاه نيز همان جمله تكرارى خود را بيان كرد و گفت هيچ حرفى براى گفتن ندارد.
وى سپس در مقام آخرين دفاع بار ديگر اتهام قتل را گردن گرفت و گفت: از كرده خود پشيمان هستم. از زمان قتل تاكنون دچار عذاب وجدان شده ام.
پس از پايان محاكمه ۵ قاضى دادگاه وارد شور شدند و اميرحسين را به قصاص محكوم كردند.

پليس فعاليت همزمان تبهكاران در تهران و اصفهان را متوقف كرد
كلاهبردارى گسترده از بازاريان با ارائه مدارك جعلى
اعضاى يك باند حرفه اى تبهكارى كه با تاسيس شركت قلابى در تهران و اصفهان دست به كلاهبردارى ميليونى از بازارى ها زده بودند دستگير شدند.
به گزارش دادستانى اصفهان پليس آگاهى اين شهر از چندى پيش به شركتى كه تحت عنوان «ايثارگران» فعاليت مى كرد مشكوك شد و كارآگاهان به صورت نامحسوس به تحقيق درباره رفتار كاركنان اين شركت و فعاليت هاى آنان پرداختند.
در حالى كه تحقيقات پليس در اين خصوص در جريان بود اداره كل بنياد شهيد و ايثارگران استان اصفهان نيز طى لايحه اى استفاده از عنوان «ايثارگران» از سوى اين شركت را غيرمعتبر دانست و خواستار تعقيب قضائى مسوولان اين شركت به اتهام جعل شد.
پس از طرح اين شكايت تحقيقات پليسى سرعت بيشترى گرفت و كارآگاهان دايره مبارزه با جرائم خاص و رايانه اى با اخذ دستور قضائى وارد دفتر شركت شدند و با بازرسى از آنجا تعداد زيادى سربرگ، مهر و كارت هاى شناسايى جعلى كشف كردند و مشخص شد مدير اين موسسه به نام خليل از ۱۵ شهريورماه سال جارى با استخدام چند تن و صدور كارت هاى شناسايى با مهر ايثارگران و تحت عناوين معاون اجرايى، مشاور اقتصادى و... فعاليت هاى خود را آغاز كرده است.
با بازجوئى از متهمان و انجام بررسى هاى ويژه فاش شد كاركنان و مدير اين شركت با در اختيار داشتن كارت هاى شناسايى و نامه هاى جعلى به سراغ بازاريان و افراد حقوقى مختلف مى رفتند و به بهانه كمك به ايثارگران از آنها اجناس مختلف دريافت مى كردند و چك هاى جعلى ارائه مى دادند.
آنان در اولين اقدام كلاهبردارانه خود موفق شده بودند چند دستگاه رايانه و لپ تاپ و چهار گوشى موبايل خريدارى كنند.
متهمان در ادامه با خريد بيش از صدها دست لباس ورزشى و درخواست خريد مقادير بسيار زيادى لوازم خانگى شامل يخچال، تلويزيون، كالاهاى چوبى و لوازم مربوط به صنايع چوب، پا را فراتر گذاشته و سفارش خريد ۷۰۰ حلب روغن را نيز در دستور كار خود قرار داده بودند.
اعضاى اين باند در بازجوئى ها گفتند: از آنجا كه دفتر شركت بسيار آراسته و نام مناسبى نيز براى آن انتخاب شده بود و از سويى همگى ما كارت شناسايى به ظاهر معتبر داشتيم به سادگى توانستيم طعمه هاى خود را فريب دهيم و اموال شان را به چنگ آوريم.
پليس با كشف اقدامات اين افراد متوجه شد كه بخش ديگرى از فعاليت اين باند در تهران متمركز شده است، از اين رو با صدور نيابت قضائى، از ثبت شركت هاى تهران و بنياد شهيد و ايثارگران استعلام شد و هر دو سازمان با اظهار بى اطلاعى از وجود چنين تشكيلاتى، فعاليت آنها را خلاف قانون اعلام كردند.
در جريان اين پيگيرى ها، مأموران پى بردند كه طى روزهاى گذشته، افراد فعال در اين موسسه كه تحت عنوان موسسه فرهنگى و ورزشى ايثارگران به امور تجارى اشتغال داشتند، با پايين آوردن تابلوى شركت، محل را تعطيل كرده و متوارى شده اند. همچنين برابر اسنادى كه پليس در جست و جوهاى خود به دست آورد، مشخص شد اين باند ۵۰ دستگاه رايانه و ده ها قلم كالاى ديگر نيز خريدارى كرده است اما در حالى كه متهمان قصد كلاهبردارى هاى كلان تر داشتند دستگير شدند.
بنابر اين گزارش هم اكنون تحقيقات از متهمان ادامه دارد.

اعترافات جديد مرد ورشكسته اى كه همسرش را كشت
اعترافات جديد تاجر ورشكسته كه دو هفته پيش همسرش را در يك مهمانخانه به قتل رسانده بود بازپرس ويژه قتل را در برابر ابعاد جديدى از اين جنايت قرار داد. به گزارش رسيده مسوولان مهمانخانه اى در خيابان رازى تهران شامگاه شنبه ۲۸ مهرماه سال جارى در حين سركشى به اتاق هاى مجموعه با جسد زنى ۵۵ ساله به نام راحله مواجه شدند كه تعدادى قرص در اطرافش پراكنده بود.
بلافاصله پس از كشف جسد اين زن صاحب مسافرخانه مأموران را در جريان مرگ مشكوك وى قرار داد. با انجام تحقيقات اوليه مشخص شد اين زن همراه شوهرش اتاقى را در مسافرخانه اجاره كرده اما از ساعاتى پيش از كشف جسد همسر وى مهمانخانه را ترك كرده است و خبرى از او نيست.
سرانجام بعد از ظهر دوشنبه ۳۰ مهرماه مالك مهمانخانه پس از تماس با مركز فوريت هاى پليسى از مراجعه همسر متوفى براى تسويه حساب و بردن اثاثيه خبر داد. بلافاصله پس از دريافت پيام مأموران به محل مراجعه و اصغر شوهر ۶۵ ساله متوفى را دستگير كردند.
صبح روز بعد با انتقال اصغر به دادسراى امور جنايى تهران مرد ۶۵ ساله تحت بازجوئى قرار گرفت و گفت: چند ماه پيش به دليل ورشكستگى قسمت زيادى از اموال و دارايى ام را از دست دادم و به ناچار همراه همسرم در خانه مادر وى زندگى مى كرديم تا اينكه ابتدا با همسرم و سپس با مادرش دچار اختلاف شديد شدم و سرانجام براى رهايى از آن فضاى بد آنجا را ترك كرديم و به تهران آمديم. مدتى در خانه پسرم زندگى كرديم كه به علت اينكه او خود متاهل است آنجا نيز معذب بوديم و سرانجام تصميم گرفتيم به طور موقت در مسافرخانه اى زندگى كنيم تا من كارى پيدا كنم و زندگى مان از اين وضعيت خارج شود. با گذشت چند روز از اين وضعيت نابسامان خسته شده بوديم، به همين دليل به همسرم گفتم كه بهتر است از اين دنيا برويم. به دنبال همين حرف در روز جنايت زمانى كه او قلبش درد گرفته بود و بايد قرص هايش را مى خورد ۵۰ عدد قرص خواب آور را در آب حل كردم و ليوان را به دستش دادم و او تمام محتويات ليوان را سركشيد. بعد از به خواب رفتن همسرم خودم هم كه خوابم گرفته بود كنار او به خواب رفتم. زمانى كه بيدار شدم راحله را تكان دادم اما متوجه شدم كه او تكان نمى خورد و جان سپرده است. تصميم گرفتم به گونه اى خود را بكشم به همين دليل به كنار سد كرج رفتم اما زمانى كه ارتفاع سد را ديدم ترسيدم و پشيمان شدم. وقتى به مهمانخانه بازگشتم توسط مأموران دستگير شدم.
در حالى كه اين مرد در اظهارات اوليه خود قصد داشت نقش خود در مرگ همسرش را كمرنگ جلوه دهد بازپرس پرونده دستور رسيدگى دقيق تر كارآگاهان و بازداشت وى تا زمان روشن شدن نتايج آزمايش هاى پزشكى قانونى را صادر كرد.
هفته گذشته با ارائه نتيجه تحقيقات پزشكى قانونى مشخص شد كه آثار پرز پارچه داخل ريه مقتول كشف شده است كه احتمال خفه شدن راحله را تقويت مى كند.
با توجه به مدارك جديد در مرحله تازه اى از بازپرسى با انتقال متهم به دادسرا، اصغر به بيان جزئياتى تازه از مرگ همسرش پرداخت و گفت: پس از آنكه همسرم با اصرار من محتويات ليوان را سركشيد احساس كردم كه هنوز كار تمام نشده و به همين دليل پس از اينكه او بى حال دراز كشيد بالشى را كه روى تخت بود، برداشتم و روى صورت او گذاشتم و فشار دادم تا زمانى كه وى كامل از حركت ايستاد. پس از آن از اتاق خارج شدم و براى خودكشى به كنار سد رفتم كه به خاطر ترس موفق به انجام اين كار نشدم و در دام مأموران گرفتار شدم.
با اعترافات جديد متهم بازپرس ويژه قتل وى را براى انجام تحقيقات بيشتر و بازسازى صحنه جنايت در اختيار مأموران اداره دهم پليس آگاهى تهران قرار داد.

سميه را از چوبه دار نجات دهيد
دو سال است كه دستان سميه جز ميله هاى سرد زندان چيزى را لمس نكرده، دو سال است كه چشمان سياه سميه جز ديوارهاى بى روح زندان چيزى را نديده است. دو سال است كه سميه هر شب خود را در ميان پتوى نم گرفته زندان مى پيچد تا شايد، گرمى آغوش مادر برايش تداعى شود. مادر پير سميه مدت هاست كه به ديدنش نيامده، كمرش خميده شده، ديگر لبخند بر صورت چروكيده اش نمى نشيند و تنها دستان پينه بسته اش را به سوى خدا مى گيرد و براى دخترش دعا مى كند. پدر پير سميه دو سال است كه از هر كسى كه مى بيند سراغ دخترش را مى گيرد؛ «خبرى از سميه من نداريد، قرار بود در تهران كار كند و كمك خرجم باشد، قرار بود داروهايم را بخرد و از اين پادرد لعنتى خلاصم كند، قرار بود هيچ وقت مرا تنها نگذارد. چرا خواهرانش با شنيدن نام سميه اشك مى ريزند و در برابر سوالاتم سكوت مى كنند، چرا سميه سياه بخت شد و هرگز نتوانست خوشبختى را در زندگى لمس كند. بگذاريد اين روزهاى پايان عمر را در آغوش دخترم پاى دهم، اين تنها خواسته من است.»
به گزارش رسيده، سميه دختر ۲۶ ساله اى كه متهم است جوانى به نام اميرحسين را با وارد آوردن ضربه چاقو به قتل رسانده، در ليست زنانى قرار دارد كه در صورت نپرداختن ديه به اولياى دم، به پاى چوبه دار خواهد رفت.
وى كه در ۲۴ سالگى مرتكب قتل شده است، در جلسه محاكمه اش در دادگاه كيفرى استان تهران وقتى در برابر هيأت پنج نفرى قضات قرار گرفت، گفت؛ مدتى بود كه با اميرحسين دوست بودم، او اوايل به من ابراز علاقه مى كرد و مى گفت قصد دارد با من ازدواج كند من هم به همين خاطر به او دل بسته بودم، اميرحسين مى دانست كه من از خانواده بسيار فقيرى هستم و خودم كار و هزينه زندگى ام را تامين مى كنم. آنقدر در تهران احساس بى پناهى مى كردم كه كاملاً به او وابسته شده بودم، مدتى كه از اين ارتباط گذشت اميرحسين به من گفت ديگر حاضر نيست به اين رابطه ادامه دهد و قصد دارد با دخترى ديگر ازدواج كند.
سميه ادامه داد؛ رابطه ما به حدى پيش رفته بود كه من راه برگشت نداشتم، اميرحسين هم اين مسأله را مى دانست اما به من مى گفت بايد اين مشكل را خودت حل كنى و به من ربطى ندارد. خيلى به او التماس كردم، اما خواهش و تمنا فايده اى نداشت، نمى دانم اميرحسين راست مى گفت يا دروغ اما به من گفته بود خانواده اش براى او از دخترى ديگر خواستگارى كرده اند و حاضر هم نيستند من را به عنوان عروس بپذيرند.
اين دختر جوان در مورد روز حادثه گفت؛ روز حادثه قرار بود من و اميرحسين براى آخرين بار حرف هاى مان را بزنيم. تصميم داشتم باز هم با خواهش و التماس او را راضى كنم از تصميمش برگردد. بعدازظهر بود كه شوهرخواهرم مرا سوار ماشين كرد و سر قرار حاضر شديم، قبل از حركت خواهرم مقدارى ميوه و يك كارد ميوه خورى برايمان گذاشت، سر قرار كه رسيديم اميرحسين هم سوار ماشين شوهر خواهرم شد، ما هر دو در صندلى عقب نشسته بوديم و داشتيم صحبت مى كرديم، مطابق دفعات قبل من سر صحبت را با اميرحسين باز كردم و به او گفتم كه نبايد چنين ظلم بزرگى در حق من بكند، اما اصلاً به حرفم توجهى نداشت، سيبى را كه داخل كيسه بود بيرون آوردم و داشتم آن را پوست مى كندم تابه اميرحسين بدهم و او را آرام كنم شايد از اين طريق به من توجه كند، نمى دانم چه شد كه او يكدفعه شروع به پرخاشگرى كرد، رفتار اميرحسين با من آنقدر بد بود كه ديگر نتوانستم تحمل كنم و در يك لحظه كارد ميوه خورى را به پهلويش زدم. من قصد كشتن اميرحسين را نداشتم، فقط مى خواستم به او گوشزد كنم آرام تر صحبت كند، وقتى خون از بدنش جارى شد، فهميدم كه چه كرده ام. به اتفاق شوهرخواهرم او را بيمارستان رسانديم، اما وى جان باخت.
هرچند سميه در جلسه دادگاه مدعى شد به عمد اميرحسين را نزده است اما هيأت قضات با تقاضاى اولياى دم اين دختر جوان را به قصاص محكوم كردند و ديوان عالى كشور نيز رأى صادره را مورد تأييد قرار داد. در حالى كه پرونده هم اكنون مراحل پايانى خود را طى مى كند، عبدالصمد خرمشاهى وكيل مدافع سميه روز گذشته در اين باره گفت؛ خوشبختانه اولياى دم اميرحسين حاضر شده اند در قبال دريافت ديه از قصاص سميه چشم پوشى كنند. اين گذشت جان دوباره اى به سميه جوان كه در زمان وقوع حادثه به دليل شرايط سخت زندگى و بى پناهى كنترل خود را از دست داده بخشيده است و من از طرف خودم و سميه از آنها تشكر مى كنم.
خرمشاهى در خصوص نحوه پرداخت ديه گفت؛ متاسفانه تمام دارايى خانواده سميه فقط يك خانه كاهگلى در يكى از روستاهاى اطراف لاهيجان است كه پدر و مادر پير و بيمارش آن را براى فروش گذاشته اند و اگر مردم به يارى اين دختر فقير و بى پناه نشتابند، وى در اوج جوانى قصاص خواهد شد. سميه كارمند يكى از بيمارستان هاى تهران بوده كه بيشتر حقوقش را صرف تامين داروهاى پدر و مادرش مى كرده است و از وقتى او زندانى شده والدين او هم در شرايط سختى قرار گرفته اند. سميه هنگام قتل دخترى ناپخته و جوان بوده كه در حالت عصبانيت و فقط به خاطر ترساندن پسر مورد علاقه اش ضربه اى به او زده است و حالا به شدت پشيمان شده و اميدوار است با كمك مردم دوباره به زندگى بازگردد و من اميدوارم ايرانيان داخل و خارج كشور به اين دختر زندگى دوباره اهدا كنند.









مرد زندانى پس از فرار تغيير چهره داد
تبهكار حرفه اى كه پس از گذراندن ۸ سال از دوران ۲۱ ساله محكوميتش توانسته بود از زندان بگريزد بار ديگر به دام افتاد. به گزارش رسيده اين متهم كه بهروز نام دارد ۸ سال پيش به اتهام هدايت يك شبكه سرقت خودرو از سوى مأموران پليس كرج دستگير و رسيدگى به پرونده وى آغاز شد.
در جريان تحقيقات مشخص شد بهروز يك مجرم سابقه دار است كه از سال ها پيش در زمينه دزديدن اتومبيل فعاليت دارد و تاكنون چند باند در اين رابطه راه اندازى كرده و چندين فقره سابقه كيفرى در پرونده اش به ثبت رسيده است.
بهروز در جلسه محاكمه خود اتهاماتش را پذيرفت و با توجه به تكرار جرم از سوى وى قاضى دادگاه او را به ۲۱ سال زندان محكوم كرد. به اين ترتيب دوران محكوميت جديد بهروز آغاز شد. وى ۸ سال نخست را پشت ميله هاى زندان سپرى كرد اما سرانجام تصميم گرفت از زندان بگريزد.
اين تبهكار حرفه اى براى فرار خود نقشه اى زيركانه طرح ريزى كرد و پس از آن توانست موافقت مسوولان زندان و قاضى پرونده را براى رفتن به مرخصى كوتاه مدت جلب كند و از طريق رابطانى كه در خارج از زندان داشت وثيقه اى جعلى تهيه كرد و توانست با سپردن آن فرار كند. چند روز بعد با پايان مهلت مرخصى بهروز زمانى كه خودش را به زندان معرفى نكرد مسوولان نام او را به عنوان مجرم فرارى در اختيار پليس قرار دادند و از سويى با بررسى مدارك اين مرد دريافتند سندى كه او به عنوان وثيقه به امانت گذاشته، جعلى و فاقد اعتبار است.
به اين ترتيب تلاش ها براى يافتن دزد حرفه اى خودرو گسترده تر شد اما هيچ ردى از بهروز به دست نيامد تا اينكه پس از گذشت چهار ماه از اين ماجرا مأموران از طريق منابع اطلاعاتى خود متوجه شدند زندانى فرارى در خانه اى در منطقه حصارك كرج پنهان شده است.
زمانى كه مأموران عملياتى خانه مورد نظر را به محاصره درآوردند و مرد ميانسال را بازداشت كردند متوجه شدند هرچند وى شبيه به بهروز است اما چهره اش با عكسى كه از او موجود است، مطابقت كامل ندارد. از سويى اين مرد در بازجوئى هاى اوليه مدعى شد وى را اشتباه دستگير كرده اند و نامش بهروز نيست. او براى اثبات حرف هاى خود شناسنامه اى را نيز به پليس ارائه داد ولى بررسى اين شناسنامه جعلى بودن آن را به اثبات رساند و به اين ترتيب مرد بازداشت شده در بن بست قرار گرفت.
بهروز اين بار به ناچار هويت اصلى اش را فاش كرد و گفت؛ ۲۱ سال زندان محكوميت طولانى بود كه تحمل آن را نداشتم به همين خاطر تصميم گرفتم از زندان فرار كنم و بعد از اينكه مرحله اول نقشه ام را با موفقيت به انجام رساندم، چهره ام را در يك عمل جراحى، تغيير دادم تا شناخته نشوم. پس از آن هويت جديدى براى خودم انتخاب و شناسنامه اى با نام قلابى جعل كردم. بنابراين گزارش بهروز هم اكنون به زندان بازگشته و پرونده جديد وى به اتهام جعل در دست بررسى است.





دو برادر، عاملان سرقت خونين از جواهرفروشى
دو برادر كه در جريان چند فقره سرقت مسلحانه مرد طلافروشى را به قتل رسانده و سه تن را زخمى كرده بودند سرانجام به دام افتادند.
تحقيقات براى دستگيرى اعضاى باند سرقت مسلحانه از ساعت ۲۰ شامگاه يكشنبه ۱۵ مهرماه سال جارى و زمانى آغاز شد كه دو مرد اقدام به سرقت مسلحانه يك دستگاه پژو ۴۰۵ نقره اى رنگ كردند. دو مرد كه صورت خود را با نقاب پوشانده بودند پس از آنكه براى ربودن پژو ۴۰۵ كه در خيابان خمينى در اصفهان توقف كرده بود به سمت راننده ۵۸ ساله آن رفتند با مقاومت مرد ميانسال مواجه شدند و با استفاده از كلت كمرى به سوى وى آتش گشودند و با دو گلوله او را مجروح كردند. دو مرد نقاب پوش سپس هنگامى كه قصد داشتند سوار بر اتومبيل مسروقه از محل دور شوند جوان ۳۰ساله اى را مشاهده كردند كه شاهد صحنه دزدى مسلحانه بود. به همين خاطر او را نيز هدف گلوله قرار دادند و مجروح كردند.
به گزارش پايگاه خبررسانى عبرت دقايقى بعد دو مجروح به بيمارستان انتقال يافتند و تلاش ها براى شناسايى عاملان سرقت پژو نقره اى رنگ آغاز شد.
دو روز پس از اين ماجرا در ساعت ۳۰‎/۱۸ سه شنبه ۱۷مهرماه سه مرد مسلح كه آنها نيز نقاب به صورت داشتند وارد يك جواهرفروشى در خيابان شهيد مطهرى ملك شهر اصفهان شدند و بدون هيچ صحبتى دو جواهرفروش را به گلوله بستند و با ارتكاب سرقت سوار بر اتومبيل خود فرارى شدند. پس از فرار دزدان يكى از دو مرد در حالى كه به سختى راه مى رفت به سوى طلافروش ديگر كه برادرش بود رفت و متوجه شد ابراهيم جان خود را از دست داده است.
كارآگاهان هنگامى كه تحقيقات خود را پيرامون اين دزدى مرگبار آغاز كردند متوجه شدند اتومبيل سارقان همان خودرويى است كه دو روز پيش در خيابان خمينى به سرقت رفته است، به همين خاطر دامنه تحقيقات براى رديابى اين اتومبيل گسترش يافت.
در شرايطى كه پليس احتمال مى داد دزدان تا مدتى خود را پنهان و خودرويشان را نيز مخفى يا معدوم خواهند كرد ساعت ۸ صبح روز بعد پژو ۴۰۵ نقره اى رنگ مقابل بانك ملت شعبه صفه واقع در خيابان هزارجريب اصفهان توقف كرد و اين بار يك مرد مسلح از آن پياده شد و دقايقى بعد بدون تيراندازى در حالى كه چهار ميليون تومان به چنگ آورده بود نزد همدستانش برگشت و آنان به سرعت محل را ترك كردند. در پى سرقت ديگر توسط اين شبكه حرفه اى دزدى مسلحانه، مأموران توانستند لاشه سوخته پژوى مسروقه را در شمال اصفهان پيدا كنند.
به آتش كشيدن اتومبيل استفاده شده در دستبردهاى مسلحانه حكايت از آن داشت كه سارقان مسلح قصد دارند تمامى ردپاهاى به جا مانده از خود را از بين ببرند. در اين ميان پليس و بازپرس پرونده به شواهدى دست يافتند كه نشان مى داد سارقان فقط براى اجراى نقشه هاى خونين خود وارد اصفهان شده و پس از دزدى هاى مسلحانه اين شهر را ترك كرده اند.
از سويى كارآگاهان با آزمايش روى پوكه فشنگ هاى شليك شده از سوى سارقان متوجه شدند اين پوكه ها با پوكه هاى برجاى مانده در جريان سرقتى مسلحانه در شيراز تطابق دارد به همين خاطر احتمال حضور دزدان ناشناس در شيراز قوت گرفت و به دستور دادستان اصفهان جست وجوها براى يافتن متهمان شدت يافت.
چندى بعد محل پنهان شدن چهار مرد مسلح در شيراز از سوى پليس شناسايى شد اما هنگامى كه مأموران به محل مورد نظر رفتند متوجه شدند متهمان خانه مورد نظر را تخليه كرده و گريخته اند.
در ادامه تحقيقات پليس ۱۸ مظنون را بازداشت كرد و سرانجام توانست دو برادر ۳۰ و ۲۲ ساله به نام هاى «ع» و «ش» را كه عاملان اصلى دزدى هاى خونين بودند دستگير كنند. اين دو برادر در بازجوئى ها به جرم قتل اقرار كردند و هم اكنون تحقيقات از آنها ادامه دارد.

ايران
تحقيق
صفحه اول
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
ورزش
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
علمى
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   • 
•   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   •   ورزش   •   شعر   • 
•   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   •   علمى   •   فال هفته   • 
•   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •