Nimrooz
Vol. 18, No. 956, November 9, 2007
سال هيجدهم - شماره ۹۵۶ - جمعه ۱۸ آبان ۱۳۸۶
دكتر كاظم وديعى
آيا تحريك كردها هم گزينه اى است؟
003834.jpg
وديعى
اطلس جغرافيائى اقوام شرق چاپ La Decouverti كه با استفاده از منابع دانشگاه تكزاس به چاپ رسيده است، بدون رعايت حد و مرز كشورها، وقتى به كردها مى رسد آنها را در چهار كشور ايران و عراق و تركيه و سوريه در مرز و خطى نشان مى دهد كه مسلماً پيش طرح كشور كردستان است. اين كار را در داخل آمريكا و در داخل اروپا انجام نمى دهند و هدف غائى آنها عادت دادن ذهن خوانندگان و بينندگان به اين است كه روزى چنين كشورى مى تواند به وجود آيد. در اين اطلس حد و مرز كردستان عراق به خوبى مشخص و در مركز ثقل و مدّنظر بيننده است. اما كلمه كردستان بخش اعظمى از كردستان تركيه را هم پوشانده و به مدد رنگ كردستان سوريه و ايران را هم مزيد بر اين سرزمين سازى قومى كرده است. چنين نقشه ها غرضى را در پشت كار خود پنهان مى كنند كه بايد هوشيار آن بود. بزعم تهيه كنندگان اين اطلس، سرزمين هاى نشان داده شده و پراكنده در چهار كشور كردستان و كشور آينده دور و نزديك كردستان اند و نه قلمرو اقوام كرد در چهار كشور تركيه و عراق و ايران و سوريه. اگر در نظر بگيريد كه اين اطلس را در فرانسه مؤسسه لوموند كه رابطه اى وسيع با آمريكائيان و سابقه اى مديد در چپ زدن و راست رفتن دارد اين به چاپ رسانده است و اگر به ياد بياوريم تحريكات اين جريده شريفه را در چهل سال اخير در همدلى با گروه هاى چپ ماركسيست كرد، در مى يابيم كه دستى درازتر از دست مرحوم شوروى به بهانه هاى خاورميانه اى امروز «بمب ايران- جنايت بشار الاسد سورى- تركيه اى كه حاضر نشد به خاطر بوش به عراق لشكر بفرستد و عراق ناآرام» در كار است تا جبهه وسيعى براى جنگى درازمدت در خاورميانه بگشايد تا زير پرچم دفاع از اقوام ثبات تركيه و سوريه و حتى ايران را برهم زند و خاورميانه را به زيور مرزهاى جديد مزين بسازد و البته اين طرحى درازمدت و هدفش ايجاد كشورى است كه در دوستى اش با آمريكا خلل نباشد. كشورى با محاسن اسرائيل و دور از معايب آن.

وادنگ سياسى
آمريكا بارها سازمان P.K.K. را مثل سازمان مجاهدين خلق تروريست اعلام كرده و نام آن را در فهرست مربوط ضبط و ثبت كرده است. ولى بسيارى از اين سازمان هاى موصوف به صفت تروريست در رابطه اى وسيع با آمريكا به سر مى برند و آمريكا هرگز عليه آنها كمترين تعرضى نكرده است و كشور دوست آمريكا و تركيه كه عضويتى نظامى هم در ناتو دارد بارها از آمريكا خواسته تا در قبال حزب كار كردستان تركيه و اقدامات خرابكارانه آنها كمك كند ولى آمريكا كه به قول RUSEN CAKIR با افراد اين حزب در رابطه است كارى به سود همكار خود در ناتو (تركيه) انجام نداده است.
بديهى است حزب مربوط P.K.K. كه برداشتى ماركسيستى در سياست دارد بارها گفته است كه عليرغم شايعات درباره رابطه اش با محافل آمريكائى و عراقى و در نتيجه كردستان عراق و بارزانى ها آلت هيچيك از آن دو نيست و مستقل است و كيست كه اين ادعا را باور كند.

وابستگى در عين استقلال عمل
اثبات وابستگى هاى P.K.K. به عراق يا به ديگران حتى اگر آسان باشد هدف اين نوشته نيست. واقعيت اين است كه P.K.K. پايگاهى عظيم در كردستان عراق دارد و قلمرو آن بر نقشه ها و از جمله بر نقشه كردستان بزرگ چاپ آمريكا و ترجمه و كپى آن وسيله لوموند مشخص است. ديگر آن كه حضرت رئيس جمهورى عراق جلال طالبانى كه حسن نيت او شناخته شده است رسماً در تلويزيون عراق گفته است كه «ما هيچ فرد كُرد را به تركيه تحويل نمى دهيم حتى يك گربه كرد را». اين اظهارات كه در آن حس برادرى كردى و قدرى هم زيادى «به سبب تكيه بر گربه كُرد» به چشم مى خورد نشان مى دهد كه تركيه در انتظارات خود از ميانجى گرى آمريكائى ها بيهوده صرف نيرو مى كند زيرا آمريكائى ها در برابر كردها در تعهدات خود بسيار پيش رفته اند و اميد بسيار بر آينده كردها و نقش آنها در خاورميانه دارند.

جلال طالبانى ناصح P.K.K.
رئيس جمهور عراق كه علاقه اش به عراق و كردستان عراق مسلم است معهذا گاه بيشتر كرديگرائى مى كند تا رياست جمهورى و نمونه احساسات او را در بالا ديديم كه هم توجيهى انساندوستانه دارد و هم توجيهى كردگرايانه. نظر او در تضاد است با نظر سران حزب كار كردستان كه اوجلان هم مظهر مرئى و نامرئى آن است. جلال طالبانى مى گويد به عهد الكترونيك مبارزه مسلحانه معنى ندارد. او برادرانه به اعضاى P.K.K. اندرز مى دهد تا رو كنند به مبارزات سياسى و به مدد رسانه ها در حركات اجتماعى مؤثر افتند و هر جا شده انتخابات را ببرند و سعادت مردم خود را تضمين نمايند. (نك: با توجه به نطق ايشان در سليمانيه). وقتى مى بينيم كه در انتخابات نخست وزير ۶۰ درصد آراء كُرد را به خود تخضيص داده است به اين نتيجه مى رسيم كه جداسرى هاى افراطيون ماركسيست P.K.K. سودى ندارد و در نهايت مخالفت سخت آنها با دولت فعلى منتهى به برانگيختن افراطيون ترك خواهد شد.
جلال طالبانى با تكيه به قانون اساسى عراق مى گويد نيروهاى مسلح بيگانه ممنوع از آنند كه از خاك عراق به همسايگان حمله شود. او اين را براى آرام و آسوده خاطر ساختن ايران و تركيه و سوريه مى گويد و در اين بيان صميم است منتهى به رو نمى آورد كه اين نيروهاى مسلح بيگانه همان آمريكاست كه در سرزمين عراق لنگر انداخته تا كنگر نفت را داشته باشد. جلال طالبانى خوب مى داند كه مسافرت هاى او به سوريه و ايران و حتى تركيه و تأمين دادن ها وقتى باور همسايگان خواهد شد كه ننگ اشغال زدوده گردد و عراق مستقل بازشناخته شود.
آنجا كه ايشان به اظهارات بشارالاسد رئيس جمهور سوريه داير بر همدردى با تركيه و زدودن P.K.K. تروريست حمله مى كند البته به جاست ولى مگر نه اين كه افراد P.K.K. به عمليات تروريستى دست زده و آمريكا هم مبارزه با تروريست ها را واجب شمارده است؟ پس سوريه از تز آمريكا عليه آمريكا استفاده مى كند؟!
در مصاحبه با شرق الاوسط (روزنامه اى وابسته به عربستان سعودى كه تيراژى به شمار ۲۰۰۰۰۰ دارد، زير نظر پرنس سلمان برادر ملك فعلى كه خود را زبان جامعه عرب مى داند)، آقاى طالبانى از جمله مى گويد در پايان سال آينده كشور عراق داراى ۱۵ تا ۱۷ لشكر خواهد شد و بسيار از افسران بعثى در نظام تازه به كار گرفته مى شوند و آن روز عراق مى تواند به آمريكائيان بگويد متشكريم و خداحافظ. مسلماً همه مردم خاورميانه و عراقيان منتظر آن روزند و اميد كه حضرت طالبانى به آن روز برسد. اما تا به آنجا برسد آيا نمى شود جلوى تندروى هاى سران P.K.K. را بگيرد به مدد بارزانى ها و اردوگاه هاى آنها را حراست و افراد را خلع سلاح كند؟ كار آسان نيست ولى اگر با ژنرال داويد پترائوس فرمانده آمريكائى همقدم باشند شدنى است. متأسفانه اين ژنرال داويد پترائوس بنا به نوشته لس آنجلس تايمز از حمله به مناطق كوهستانى كردنشين قلمرو P.K.K. و عدم توفيق بيم دارد. گوئى اين قهرمان در ديگر جبهه ها توفيق داشته است!

صورت مسئله و فوريت ها
حزب كار كرد P.K.K. قريب ۳۵۰۰ رزمنده در عراق دارد و به كرات با وجود آتش بس ها موضعى سخت تر گرفته است در قبال دولت تركيه و به مدد حس برادرى كردستان عراق. از ۲۰۰۴ به اين طرف بسيار كشته داده و بسيار هم كشته از ارتش تركيه گرفته است. حتى بگوئيم كه در ضايع ساختن روابط تركيه و آمريكا مؤثر افتاده است و نيز در ضايع ساختن سيماى تركيه نزد اروپاى متحده به مدد رسانه هاى چپ زن راست رو موفق بوده است. ولى با توجه به موضع عراق و رئيس جمهور آن با مشكلات بسيار در پائيز و زمستان امسال روبرو خواهد شد. مددرسانى به P.K.K. از سوى ياران كه دستى از دور بر آتش دارند و دل به تظاهرات و جشن ها در سالن هاى گرم و امن اروپا و آمريكا بسته اند مشكل است ولو آن كه مشكل مالى نداشته باشند.
روحيات قهرمانى، كوهستانى كردها كه تنور وجودشان پيوسته داغ و آكنده از حماسه هاى خودى است گرچه در تضاد با مبانى ماركسيستى است ولى به سبب حدت روش هاى حزبى ممكن آنها را لبريز از خشمى غير لازم كند و موجب بروز فجايعى شود كه سرخوردگى بسيار به بار آرد. آنها در مبارزات خود كمتر از اسلحه دين استفاده مى كنند و همين آنها را به لائيسيته نوع آمريكائى مورد قبول استراتژهاى خاورميانه در آمريكا نزديك مى كند. اتكاء به حمايت ديگرى در عرف اين مبارزان نيست ولى در عمل از آن استقبال مى كنند.
از كردها اصطلاحى شنيده ام كه «ما دوستى جز كوهستان نداريم» اين تكيه كلام برآمده از نوع معيشت كوچ نشينان با همه زيبائى هايش در يك كار سياسى واقعى مى لنگد. چرا كردها با همسايه بغل دست در نفاق و با قدرت هائى كه در چندين هزار كيلومترى آنهايند بايد در وفاق باشند؟ آيا قهرمانان تاريخ آنها از جمله صلاح الدين ايوبى از خود و سرزمين مجاور خود شروع نكرد تا به قدرت رسد و آيا نمى شود افراطيون با توجه به دو عامل زمان و مكان مورد علاقه ماركسيست ها به شيوه هاى تازه اى دست زنند تا زندگى در سرزمين آنها بجوشد و دايم از خود و ديگران كشته و پشته از كشته ها نسازند؟ كردها در همه دستاوردهاى فرهنگى و پيروزى هاى سياسى تاريخى امپراطورى هاى ايرانى و اسلامى و عثمانى سهيم اند چه دليل دارد كه آنها خود را از مادر وطن خود دور سازند؟ وقتى در كردستان ايران شعرى شنيدم از كرد بزرگوارى در اين معنا كه «من و دماوند پيمان بسته ايم كه تا روز واپسين او دود از سرش برآيد و من غم» شعر قدرى منفى القا مى كند ولى نگاه كرد مرزنشين به درون وطن و دماوند است. همين روحيه را در ديار بكر و سليمانيه نسبت به عراق و تركيه مى شود ديد. چگونه ممكن است كردها در عراق به خودمختارى رسند و اين خودمختارى خرج تزلزل در سوريه و تركيه و ديگر همسايگان شود. اين است كه كردهاى تركيه با سرزمين وسيع و جمعيت قابل ملاحظه اى كه دارند بايد به وطنى كه دارند ببالند و آن را با مبارزات سياسى خود اصلاح و بارور كنند. به خصوص كه ماجراجوئى ها توفيقات به دست آمده را مى كشد.

مشكل تركيه
در مورد تركيه مسلماً ملاحظاتى جايز است. تركيه بازمانده وسيعى را در خود نگه مى داشت و وقتى از هم پاشيد به دلايلى كه مى دانيد ملاط تازه ناسيوناليسم نوع كمال آتاتورك بود كه اگر نبود همين هم نبود. اما در قانون اساسى تركيه ماده اى نهادند (ماده ۳۰۱) كه هر نوع بحث درباره تاريخ ارامنه را غدغن كرد. اين ماده زائد است و ارامنه وجود تاريخى و عينى و فرهنگى دارند. آن ستم ها كه بر ارامنه رفته است ربطى به نظام فعلى ندارد. «نك: بازمانده اثر بانورزمارى ها را طونيان- يك نمونه در مورد ارامنه شهر خوى» پس دير يا زود نسل جوان تركيه با نرمش و نبوغ و بلوغ فكرى و آگاهى هاى سياسى علمى خود از آن درخواهد گذشت «درباره ستم عثمانيان به ارامنه رجوع كنيد به ژاك دومرگان- مأموريت علمى در ايران ترجمه نگارنده نشر چهر تبريز».
همچنين است در مورد كردها، منتهى اين بار افراطيون P.K.K. بايد مجهز به ديدگاه تازه شوند تا قربانى طرح هاى دور و درازى كه آمريكا در خاورميانه دارد نشوند كه اين مردم پر توان و ترقيخواه كُرد پر ارزش تر از آنند كه هيزم زير ديگ رقابت هاى قدرت هاى بزرگ خودخواه و طمعكار شوند. امكان ندارد آمريكا هزينه توفيق ديگران را بپردازد. برعكس....
گاهى مى شنويم كه سران P.K.K. دل به نفت احتمالى بسته اند در اينجا يا آنجاى سرزمين هاى خود. اين احتمال از لحاظ زمين شناس كم است ولى نگاه كنيد به نفت موجود در شمال عراق كه اگر خوب فكر شود بهترين مشترى اش همان تركيه است و به فرض محال اگر در سرزمين هاى كردنشين هم ذخايرى باشد باز هم بهترين مشترى آن ذخاير همين كشور تركيه است.
يك دانشجوى كرد روزى به من گفت وقتى در اسم كشور تنها ترك ها منظورند ما جرى مى شويم و مى خواهيم اسم مان را اسم قوم خود را بر كشور خود نهيم. گفتمش بايد نخست در نظام خودتان را به صورت دموكراتيك جا دهيد پس از آن همه چيز ممكن مى شود. حتى يك فدراسيون احتمالى.
حساسيت ها از هر دو طرف عظيم اند اين است كه فوريت هائى مطرح مى شوند كه پاى آمريكا و اروپا را پيش مى كشد به اين شرح:

آيا آمريكا- اروپا دستى دارند
-رئيس جمهور فعلى فرانسه مخالف عضويت كشور تركيه در اتحاديه اروپاست. او در اين نظر قاطعاً ظرف شش ماه اخير حرف زده است. ضمناً معتقد است كه تركيه بايد در اتحاديه كشورهاى مديترانه اى نقش مهم بازى كند. منتهى اين اتحاديه هنوز وجود نيافته است! ولى ناتو تركيه را سال هاست در عضويت دارد و از اين بابت تركيه در دوره جنگ كره و در دوره جنگ سرد با شوروى و اقمار حقوقى دارد. تركيه عليه كمونيسم جهانى جنگيده است در همه جبهه ها.
آيا رئيس جمهور فرانسه خود به اين فكر رسيده كه جاى تركيه در اتحاديه اروپا نيست، يا در همكارى فكرى است با آمريكا. در سال ۲۰۰۵ كه فرانسه و اروپا قانون اساسى اروپاى متحد را به رفراندوم نهادند. پرزيدنت بوش بارها گفت كه تركيه بايد به عضويت اتحاديه اروپا درآيد. پس ظاهراً تبانى در كار نيست جز اين كه فكر كنيم و بيشتر حدس زنيم به اين كه مخالفت دولت تركيه با آمريكا در اعزام قوا به عراق موجب تغيير عقيده پرزيدنت بوش شده است به خصوص كه در اين چند ماهه حرفى درباره نظريه رئيس جمهور فرانسه در باب عضويت تركيه در اروپا نزده است.
از سوى ديگر مى دانيم كه گرچه تركيه به عراق قشون نفرستاد ولى فضاى هوائى كشور را در اختيار آمريكا نهاد و امروز روز مى دانيم كه ۶۰ درصد پروازهاى هواپيماهاى آمريكائى كه به عراق مى روند از آسمان تركيه مى گذرند. پس همكارى نظامى بجاست و اين همكارى درازمدت تركيه و آمريكا حتى موجب همكارى مخالفان دولت تركيه يعنى كردهاى P.K.K. شده و البته موجبات نگرانى دولت هاى تركيه هم شده است.

خطر
آمريكائى ها فعلاً در افكار عمومى (ولو به صورت شايعه) متهم به اين هستند كه مايل اند يك كشور كرد در برابر تركيه و اعراب و ايرانيان از مجموع كردهاى سوريه و تركيه و عراق و ايران تأسيس كنند. چنين كشور دولتى و نظامى لائيك با ضوابط آمريكائى و دنيا پسند نقش مهمى در مهار كردن سوريه و ايران و تركيه بازى خواهد كرد. با توجه به جاى جغرافيائى چنين دولت آمريكا به آسانى و ارزانى پايگاه هاى نظامى پر اهميتى در مرتفعات به قصد زير نظر گرفتن روسيه و ايران خواهد داشت.
طبعاً در حال حاضر هيچيك از دولت هاى ذى نفع از جمله ايران و تركيه و سوريه تحمل تصور چنين طرحى را ندارند و به نظر مى رسد كه آزاد گذاردن دست P.K.K. در استقرار در شمال عراق و حمله به ارتشيان تركيه آزمايشى است از سوى پنتاگون.
خواهيم ديد در ماه دسامبر كه رئيس جمهور فرانسه به دعوت دولت آمريكا به آن كشور مى رود و در كنگره هم سخن خواهد گفت. حرفى از اين قضا يا به ميان مى آيد يا نه. به نظر بعيد مى رسد علناً درباره سازمانى كه در فهرست تروريست هاست مطلبى به رسانه ها برسد.

عيارشد تظاهرات
تظاهرات ضد آمريكائى در اسلامبول و ديگر شهرهاى تركيه بعد حملات لفظى نخست وزير تركيه به غرب حاكى از آن است كه حزب عدالت A.K.P كه تا چندى پيش رو در روى نظاميان خود را قرار مى داد، اينك در جوار نظاميان تنبيه تروريست ها را طالب است. اين حزب طى هفت سال اخير فكر مى كرد با عيارى از استراتژى هاى اسلامى و دادن آزادى در پوشش هاى اسلامى و مشاركت ها مسئله كردها را در سايه قرار خواهد داد. حالا آشكارا مى بيند كه قضيه به اين سادگى هم نيست. پس به قول على بهرام اوغلو بايد به يك بحث آزاد درباره ارامنه و كردها روى كرد (ينى سقك- اسلامبول). اين كار زمان مى طلبد ولى نتايج آن نجات تركيه از چند مسئله بحران ساز است. (جاى نظاميان در هرم قدرت- ماده ۳۵۱- كردها- ارامنه- لائيسيته و غيره).
باقى مسائل روزاند از جمله اين كه دولت تركيه فهرستى از سران شورشى تروريست كرد عضو P.K.K. به فرستاده دولت آمريكا داده است. در فهرست مربوط نام مسرور بارزانى فرزند رئيس كردستان خودمختار عراق و نيز نام محمود عثمان نماينده كرد عراقى ديده شده است.
عبدالرحمان راشد در شرق الاوسط لندن مى نويسد اعراب عراق سئوالات بسيار از كردستان خودمختار عراق دارند. از جمله اين كه اين ها رفته رفته خود را از دولت مركزى جدا ساخته اند. -ادعاى استقلال را زمزمه مى كنند. براى خود پرچمى دارند و در امر نفت مستقل از بغداد عمل مى كنند. ما بايد تركيه را حمايت كنيم تا عراق از هم نپاشد. اما اين بدان معنى نيست كه قشون تركيه وارد عراق شود زيرا اگر چنين اتفاقى روى دهد ايرانيان از جنوب وارد خاك عراق مى شوند و اين بديهى است.
روزنامه حريت «اسلامبول» مى نويسد ما نمى دانيم پيام خود را به دست چه كسى بسپاريم «بى اعتمادى به آمريكا!؟». چه كسى تروريست ها را جا و مكان و تأمين مى دهد؟ اما پيام ما اين است اگر همسايه ما نيستى هدف ما خواهى بود «خطاب به كردستان عراق». يا مخاطب و همسايه مائيد يا دشمن ما «ايضاً». انتخاب با شماست....
اين لحن نشان مى دهد كه ترك ها از نظريه هاى افراطى ماركسيست هاى P.K.K. به جان آمده اند از جمله آن تئورى موسوم به MEGALITDIA كه تركيه اى وجود ندارد بايد به فكر يونان بزرگ بود كه تركيه جزئى از آن است.
ارتوگرول اوزكوك در همين روزنامه آمريكا را «متفق سابق» مى نامد و صريحاً كردهاى عراق را بچه هاى لوس و ننر پرورده آمريكا مى داند.
اينها همه نخستين دلايلى است كه آمريكا به زودى با نخست وزير تركيه مذاكرات وسيع و حساسى در واشينگتن خواهند داشت. خواهيم ديد آمريكائيان تا چه حد در اين مذاكرات پرده از تدابير تروريست نوازى برخواهند داشت.
پرزيدنت بوش بارها گفته است كه در مورد ايران اسلامى هيچ گزينه اى را كنار نمى نهد، يعنى كه هر گزينه مى تواند مفيد افتد بسيارى بر اين نظرند كه تحريك كردها هم گزينه اى است.

ايران
تحقيق
صفحه اول
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
ورزش
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
علمى
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   • 
•   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   •   ورزش   •   شعر   • 
•   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   •   علمى   •   فال هفته   • 
•   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •