|
تهران داغ داغ داغ- على مستعلى زاده- تهران
دروغ هاى روزنامه ولى فقيه درباره كشتى بيمارستانى
نمونه كارهاى شبانه روزى احمدى نژاد تخريب آثار هزار ساله
درباره شكر تنها راه دروغ گفتن به مردم است
سنگاپور كجا و ما كجا، حسرت دوبى براى ايرانيان!
معاون رئيس جمهور صدها سند را در لاهه فروخت
معاونى كه عبا و عمامه را برداشت و سفير شد
مملكت قبل از آمدن احمدى نژاد نه راه داشت نه برق و نه سد
تهران داغ داغ كه با كنار گذاشتن لاريجانى داغ تر هم شده با آمدن پوتين سرد شد و با اجلاسى كه معلوم نيست احمدى نژاد چى را امضا كرد كه مجبور به لاپوشانى شد. تهرانى كه در آن ايدز در كنار خيابان است و فقر هر روزه در چهره مردم پيداست. در تهرانى كه دروغگوئى دارد تبديل به يك شيوه مردمدارى ميشود. تهران سردسرد پائيزى محل غمگين دانشجويان در زندان و همكارانشان در محوطه دانشگاه و اسانلو نماينده كارگرانش كه زندانى است يك چشم از دست داده. در اين دنيا وقتى جورج بوش و معاونش ديك چينى درباره جنگ و جنگ جهانى مى گويند با هدف ساقط كردن حكومت تهران بايد كسى بترسد يا نه.
ما كمى تا قسمتى ترسيده ايم.
دروغ نشريه ولايت
روزنامه اى كه از طرف دفتر خامنه اى براى استفاده از وزيران و مقامات درست ميشود و يكبار اكبر گنجى را به گناه آن كه اين روزنامه را در خانه اش داشته به عنوان نگهدارى اموال دولتى محرمانه به دو سال زندان محكوم كردند، در حالى كه مدير روزنامه اش نامه نوشت كه اين ها مال من بوده، به هر حال ظاهر سند محرمانه است در سال هاى اخير سرمشق دروغگوئى هائى است كه كيهان و ديگر روزنامه هاى زير نظر ولى فقيه درباره اين و آن و مسائل مختلف ميگويند. تازه ترين دروغ اين نشريه كه ولايت نام دارد اين گزارش است «در سال هاى پايانى حكومت شاهنشاهى چون بيمارى هاى چشمى به خصوص تراخم در جزاير و بنادر جنوبى كشور غوغا مى كرد و ميزان كورى نسبتا بالا بود، دولت وقت يك كشتى بيمارستانى بسيار مجهز و شيك به نام فارو به آلمان سفارش داد و شاه و فرح زمانى كه خوشگذرانى هاى فراوان در جزيره كيش دلشان را مى زد، سوار بر اين كشتى سرى به جزاير و بنادر جنوبى مى زدند تا هم انتقادات فراوان استقرار در كيش را از بين ببرند و هم ابزارى تبليغاتى بود.»
جالب است و گفتنى است كه پادشاه سابق ايران تنها پادشاه و رئيس كشور در منطقه بود كه كشتى نداشت و مطابق سندهاى منتشر شده زمانى كه كيش به صورت يك پايگاه تفريحى منطقه، جائى كه الان دوبى گرفته برنامه ريزى شد، شاه براى ترغيب سرمايه داران ايرانى و خارجى هم خود ويلائى در آن جا ساخت و هم دستور داد كه ديگران هم بخرند و داشته باشند چرا كه در فكرش جلب شيوخ و ثروتمندان بود. براى مردم ايران خواب و خيالى است دانستن اين كه كيش اولين جائى در خليج فارس بود كه كنكورد بدان جا از پاريس پرواز گذاشت كه دو و نيم ساعت به طول مى انجاميد و همان موقع بسيارى از سران شيخ نشين هاى جنوبى خليج فارس از اروپا با اين وسيله خود را به دوبى و قطر و كويت مى رساندند. تصورش را بكنيد كه الان دوبى در خاك ايران بود. اما به هر حال به همت خارجى ها و آخوندها همه آن پيشرفت از ايران گرفته شد و از جمله كشتى بيمارستانى كه در همان زمان براى رسيدگى به مسائل درمانى منطقه جنوب كشور خريدارى شد، و اولين بار در آن عمل چشم توسط يك استاد برجسته فرانسوى صورت گرفت، در حقيقت براى رقابت با روس ها صورت گرفت كه يك كشتى بيمارستانى براى چشم پزشگى راه انداخته بودند و در منطقه تبليغات ميكردند. حالا كسانى كه منافع ملى ايران را به خال ابروى پوتين كه قول داده از جمهورى اسلامى در برابر فشار هاى آمريكا محافظت كند فروخته اند، براى گذشته ما هم نقشه كشيده اند و اين مزخرفات را به عنوان تاريخچه كشتى بيمارستانى به خورد مردم ميدهند. غافل از اينكه گرچه مردم ايران در سال ۵۷ فريب خوردند اما اينك چشم هايشان به اندازه كافى باز شده است.
اما حالا كه سخن از كشتى بيمارستانى ايران رفت كه در تمام خليج فارس يكتا بود سرگذشت اين كشتى را در زمان جمهورى اسلامى هم دنبال كنيد كه در سال ۱۳۶۳ جمعيت هلال احمر كه صاحب كشتى است آن را براى تعميرات اساسى به سنگاپور فرستاد ولى چون هلال احمر [نه شيروخورشيد كه نام اختصاصى ايران در نهادهاى بين المللى بود] به كمپانى سازنده كشتى بابت تعميرات قبلى ۳۰۰هزار مارك بدهى داشت، با شكايت آن ها كشتى را در بندر سنگاپور توقيف كردند. در زمان رياست وحيد دستگردى، قائم مقام هلال احمر مأموريت يافت اين كشتى را كه پنج ماه بود در توقيف بود و خدمه ايرانى اش از گرسنگى و بلاتكليفى به مرز جنون و دست زدن به انفجار رسيده بودند آزاد كند. عمليات ازاد سازى سه ماه طول كشيد و يكى از خدمه ايرانى خودش را كشت. بالاخره دادگاه عالى سنگاپور وقتى رضايت طرف آلمانى با پرداخت پانصدهزار مارك به عنوان خسارت و باج به دست آمد كار را ازاد كرد و كشتى به هامبورگ برده شد.
اما از احوال آن كشتى و سرنوشتش كه اينك مانند چوب پاره اى افتاده در بندرلنگه و مردم هم از تراخم و بيمارى هاى متعدد مى ميرند بگذريم. آن معاون هلال احمر كه رفت و باج داد و در سنگاپور كشتى و خدمه را ازاد كرد. هفته گذشته مقاله اى نوشته بود و در اول آن تأكيد كرده بود كه در زمان اقامت در سنگاپور فرصت مغتنمى بود تا در اوضاع و احوال اين كشور كوچك، زيبا و به راستى جالب تفكر كنم، آن موقع تقريبا يكى دو سالى بود كه ماهاتير محمد در مالزى قدرت را به دست گرفته بود در آن زمان مالزى خيلى عقب مانده بود مردم مالزى براى خريد مى آمدند سنگاپور، درست مثل وضعيت امروز دبى و ما! بد نيست نگاهى كنيم به اقتصاد كلان اين كشور تا از مقدمه اى كه مى خواهم بنويسم عبور كنيم.
اين جزيره مالاريا خيز سال هاى دهه (۶۰-1950) ميلادى و فقير ومحروم كه مردمان آن را هندى ها، چينى ها و مسلمانان مالايايى تشكيل مى دهند به رهبرى مردى به نام لى كه حدود ۳۰ سال بر آن حكمروايى كرد و اينك پسرش حكومت را در دست دارد (البته كاملاً دموكراتيك و آزاد) كارى كرده اند كه واقعاً به معجزه شبيه تر است. از لى در اواخر عمرش سوال كردند شما چگونه اين كشور كوچك را در عداد دولت هاى پيشرفته دنيا قرار داديد؟ پاسخ او آموزنده است، لى گفته بود من اين كشور را دقيقا مثل يك شركت تجارى اداره كردم. هر جا منافع و سود سنگاپور و مردم آن در ميان بود اقدام كردم و هر جا كه منافع سنگاپور ومردم آن دچار آسيب مى شد از آن اجتناب كردم. سفر اخير پرزيدنت احمدى نژاد به افغانستان، تركمنستان، قرقيزستان و سفرهاى قبلى به نيكاراگوئه، ونزوئلا، كوبا و... انسان را به اين فكر وا مى دارد كه اين همه هزينه براى كشورهايى كه واقعاً عددى نيستند چرا بايد صورت گيرد. اين كه مى گوييم اينها عددى نيستند از روى صادرات شان مى گوييم. نگاه كنيد به آمار صادرات اين ۳۰ كشور كه از دوستان جمهورى اسلامى ايران بعد از پيروزى انقلاب اسلامى هستند. جمع بزنيد به ۲۰۰ ميليارد دلار نمى رسد اگر وسعت و جمعيت آن ها را هم بررسى كنيد به اعداد بسيار بزرگى مى رسيد، ولى اينها و مهمتر از اينها از قبيل هند، اندونزى و مصر و... وقتى كه پاى منافع مليشان پيش مى آيد در ان پى تى و شوراى امنيت سازمان ملل با بى چشم و رويى تمام عليه ما رأى مى دهند. آيا به عنوان مثال سنگاپور جايى در سياست خارجى ما دارد؟ آيا شنيده ايد وزير امور خارجه و يا مقامات بالاتر از همه به اين كشور سفر كرده باشند، در حالى كه كشور نسبتا مستقلى است اگر واقعاً ما استراتژى واقعى داشتيم مى توانستيم با استفاده از تجربيات ارزشمند اين كشور به ظاهر كوچك، صدها كشتى تجارى و جنگى را كه در خليج فارس تردد دارند در حوضچه هاى خشك تعميراتى، شبيه آنچه در سنگاپور جريان دارد، تعمير كنيم و ميلياردها دلار درآمد داشته باشيم، كارى كه چند سالى است دبى در بندر جبل على شروع كرده و منافع بسيار سرشار آن را هم خواهد برد.
سنگاپور كار ديگرش سوخت رسانى به كشتى هاى تجارى عازم از شرق آسيا به اروپا هستند را برعهده دارد، كارى كه اينك اميرنشين فجيره و عمان در آن متخصص شده اند و تقريبا كليه كشتى ها در منطقه خليج فارس سوختشان را از اين دو كشور تامين مى كنند. سنگاپور با اينكه يك قطره نفت ندارد مركز معاملات بورس نفت در شرق آسيا است. ما شش انگشتى هستيم كه نتوانيم در كيش يا قشم چنين سازمان هائى را سامان دهيم، در بانكدارى و به خصوص در بانكدارى اسلامى!؟ سنگاپور صاحب حرف هاى فراوانى است در دنياى الكترونيك و توليد ماشين هاى محاسبات الكترونيكى و كامپيوتر و... متخصص است فكر مى كنيد ۶/۲۸۳ ميليارد دلار صادرات از كجا تحصيل مى شود و درآمد سرانه بالاى ۳۲ هزار دلارى هر سنگاپورى از چه راهى به دست آمده است؟ حالا ببينيد چه در دولت نهم چه در دولت هاى قبلى، وقتى را كه ما صرف كره شمالى كرده ايم چقدر است؟ و وقتى را كه براى كشورهاى ديگر منطقه مصروف داشته ايم چقدر است؟ و چرا؟ جواب آن ساده است! ما در سياست خارجى كشور متاسفانه حرف هاى گنده گنده مى زنيم ولى فاقد استراتژى بلندمدت كه منافع مليمان را تامين كند هستيم. آمريكا در استراتژى خارجى اش بعد از فروپاشى اتحاد جماهير شوروى، ايران را به عنوان رقيب اصلى خود قلمداد كرده و بر اساس آن برنامه ريزى كرده و برنامه ريزى مى كند و آخرين مورد آن را در روز ۱۷ ارديبهشت سال ۱۳۸۶ و براى پنج سال آينده تدوين كرده است. شايد تعجب كنيد، ولى به دوستان عزيز و بزرگوارى كه در وزارت خارجه از سفراى سابق و لاحق مبحث استراتژى خارجى كشور را حضورشان مباحثه كرده ايم عرض مى كنم نگاه كنيد به آمار آيا واقعاً ما هم قد آمريكا هستيم؟ شايد به لحاظ معنوى و تئوريك، در منطقه يك قدرت هستيم و واقعاً هستيم ولى متاسفانه به لحاظ اقتصادى تفاوت بسيار داريم. آن ها كارى ندارند كه قورمه سبزى باغ است يا به ق آن ها به دنبال گوشت لخم فروش ۵۰ ميليارد دلارى اسلحه به طور همزمان به اسرائيلى ها و اعراب هستند. آنها مى خواهند كشتى هايشان خليج فارس و اقيانوس هند را غرق كند، آن ها خواهان تضمين حدود انرژى هستند والا فروش قريب به يك هزار ميليارد دلار نفت و مشتقات آن فقط از طريق هفت خواهران (شركت هاى بزرگ نفتى دنيا به اين نام مشهورند) غيرممكن است. خوب است نگاهى بكنيم به مشخصات اقتصادى آمريكا و آن را با مشخصات خودمان در سال هاى ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷ مقايسه كنيم. خوب است مطبوعات به عنوان ركن چهارم مردم سالارى از مديران مسؤول در دستگاه سياست خارجى بخواهند اقدامات انجام شده را در سايت هاى شفاف گزارش كنند و بگويند براى سال هاى بعد چه برنامه اى دارند؟ مردم حق دارند بدانند، حق ندارند!؟ گرفتارى هاى فعلى مان همه در فكر نمايندگان دوره هشتم مجلس هستند و بعد از استقرار مجلس، همه مى روند دنبال اين كه رئيس جمهور بعدى و وزراى دولت دهم چه كسانى هستند، اين متاسفانه ضعفى است كه از سال هاى انقلاب در كشور وجود دارد.
اگر يادتان باشد در سال آخر دوره دوم رياست جمهورى خاتمى، ايشان سفر دوره اى نسبتا طولانى به آفريقا داشت و در مراجعت در مصاحبه با خبرنگاران داخلى گفت: اى كاش اين سفر را در سال اول دوره دوم رياست جمهورى انجام مى دادم. آنچه امروز تعيين كننده ارتباطات كشورها با يكديگر است منافع ملى است كه مهمترين آن منافع اقتصادى است و بنابراين وقتى از كره اى ها سؤال مى كنند سفارت شما در فلان كشور چه كار مى كند، مى گويند ما در آنجا دفتر اقتصادى داريم!؟ پس صرف وقت عالى ترين مقام اجرايى و پرواز چهل ساعته رفت و برگشت به كشورى كه رئيس جمهورى مثلا مردمى اش در ملاقات با عاليترين مقام كشورها كت نمى پوشد و با پيراهن ظاهر مى شود و در معادلات بين الملل جايگاهى ندارد كه چيزى به ما اضافه كند جز اتلاف وقت و انرژى و سرمايه مردم محروم پيامدى نخواهد داشت. به هر حال حرف در اين باره فراوان است بهتر به برنامه بپردازيم.
در يك برنامه واقعى و اصيل اولين كار برنامه نويسان خبره نگاه عميق به مبانى تئوريك و قانونى و وجودى سازمانى است كه مى خواهند براى آن برنامه بنويسند.
در كشور ما قوانين بسيار زيبا و جالب توجه داريم، ليكن پنج نقص اساسى در اين قوانين هست. 1- متولى آن معمولا معلوم نيست (به طور مشخص و دقيق دولت مكلف است يعنى هيچكس مسئول نيست) ۲- زمان شروع و پايان آن مشخص نيست. (چارچوب زمانى مشخص ندارد) ۳- هدايت كننده آن مشخص نيست هدايت قبل از اجرا) ۴- ارزيابى كننده آن مشخص نيست (معلوم نيست چه كسى به چه كسى يا چه سازمانى به چه سازمانى بايد گزارش كار بدهد به هر حال سياست خارجى شفاف، ديپلماسى تحول نگرش بايد يك افق بلندمدت ثبات در سياست خارجى و گسترش همكارى هاى دو جانبه منطقه اى و بين المللى كه متضمن منافع ملى و در رأس آن منافع اقتصادى و صدور كالاهاى ايرانى باشد و البته پرهيز از هرگونه تشنج و آفريدن فضاى مسموم عليه ايران توسط هر مقامى حرف هاى نسنجيده توسط مقامات بالاى كشور، هزينه هاى فراوانى از قبيل بالا بردن ريسك سرمايه گذارى، تحريم هاى نانوشته عدم صدور مجوز براى حركت گردشگران و همچنين كندى و بعضا اخلال در صدور ويزا براى بازرگانان ايرانى به دنبال دارد.
آيا اين خواب و خيال ها مقدورست.
براى سال بعد
حكايت دروغگويان كم حافظه را همه شنيده اند. دروغى كسى ميگويد و فراموشش ميشود و دروغ ديگرى و بعد دروغ ديگرى و در آن غرق ميشود. مثل داستان شكر است در ايران و دولت احمدى نژاد.
ماجرا هم براى همه مردم ايران روشن است. احمدى نژاد براى دادن باج به روحانيون كه بتواند مردم ايران را بچاپد و هر غلطى كه خواست بكند از جمله علاوه بر همه آنهائى كه دوران خاتمى داده شد و خودش گفت كه هشت برابر دوره هاشمى است كه تازه دوره هاشمى اش خيلى بود و تمام كارخانه هاى مصادره اى را به بيوت محترم مراجع داده بودند، اين يكى هم آمده و مبلغى بر آن افزوده است. از جمله سه كارخانه شكر را كه دوتايش دست مكارم شيرازى است و يكى به دست مصباح يزدى. همان طور كه جوراب استارلايت ممنوع توليدش دست هادى غفارى است و همان طور كه محمد يزدى كه شيخ ممد گدا اسمش بوده حالا لاستيك دنا را دارد كافى نيست سهام دو كارخانه ديگر لاستيك را هم خريده است. همان طور كه حسن صانعى رئيس بنياد ۱۵ خرداد برويد و بپرسيد كه ده ميليون دلارى را كه هر بار گرفت تا براى سر سلمان رشدى جايزه بگذارد الان كجاست و آقازاده شان به چه خرجى زده اند. بارى چنين است كه كارخانه هاى شكر دست مصباح و مكارم شيرازى است كه اولى هم اداره اش را به دست پسر مكارم سپرده كه در عوض چكى سالى دو سه ميليارد بدهد. او هم اطلاعات كرده تا به حال هم بر سر امور بى خاصيت دنيا خوشبختانه بين علما اختلافى رخ نداده است. فقط اتفاقى كه افتاد اسفندماه بود كه پسر نامبرده به وساطت اخوندى كه نطق هاى شيوا در دفاع از دولت ميكند رفت و از احمدى نژاد خواست كه چون بازار شكر شيرين است. البته براى ايشان و ابوى هميشه شيرين بوده و ملت بدبخت ايران كه بايد از آن ها كيلوئى پنج هزار تومان بدهد و شكر بخرد مثل زهرست.
آقازاده مكارم شيرازى به احمدى نژاد گفت اگر تعرفه ها را براى دو ماه هم پائين بياورد او ميتواند براى سه سال كشور شكر بخرد كه خيالش راخت باشد براى مقابله با تحريم ها و همه كار ميخواهد بكند. احمدى نژاد خر هم بدون مشورت با وزيرانش دستور داد و تعرفه ها كاهش يافت و فورا خواله خريد شكر هم صادر شد. ظرف دوماه هم اعلام شد كه به بندرهاى ايران رسيد. در اين جا بود كه اول وزير بازرگانى و بعد وزير كشاورزى با خبر شدند. پس پنج تا وزير كابينه نامه نوشتند به رئيس كه چه نشسته اى علما كلاه سرمان گذاشته اند با اين ميزان شكر انبار و خن هاى كشتى همه پرست و براى مصرف سه سال با استفاده از اعتبار دولت چهارصد ميليون دلار [پورسانتاژ آن نزديك شصت ميليون] شكر خريده ايم اما اشكال عمده اين است كه به اين ترتيب كارخانه هاى موجود تعطيل شده اند چون جا براى توليدشان ندارند. از آن بدتر خريد كارخانه ها از چغندركاران هم متوقف ميشود چون چغندرها كجا انبار شود و باز بدتر اين كه صدها كارگر كارخانه هاى سازنده قند هم بيكار ميشوند و معترض. همه وزيران عقل روى هم ريختند و به اين جا رسيدند كه شكر ها را بفروشند. آقا مكارم اعلام كرده كه چون نرخ آمده پائين تا يك سوم مى توانم بفروشم و خودم هم تضمينش كنم.
حالا همه اينها با گزارش يك روزنامه نگار و جنجال كارگران و چغندركاران به روزنامه ها كشيد و ديگر نميشد پنهان بماند. پس دست به كار شدند.
وزير بازرگانى. همان كه نامه اعتراض را امضا كرده بود حالا اعلام داشته در حال حاضر يك كارگروهى در دولت براى تصميم گيرى و بررسى مسأله شكر تشكيل شده تا به نحوى تصميم گيرى شود كه مردم و حتى كارخانه ها در اين زمينه با مشكلى روبرو نشوند.
مسعود ميركاظمى- وزير بازرگانى- ما به طور معمول حدود يك ميليون و ۳۰۰ هزار تن توليد شكر داريم كه حدود ۵۵ درصد آن از محل كشت نيشكر تهيه مى شود. در دو سال اخير دولت براى كالاهاى اساسى و مقابله با مشكلات احتمالى كه ممكن است براى مردم در راستاى تامين اين كالاها پيش بيايد اين سياست را در پيش گرفته كه به جاى خريد شش ماهه براى كالاهاى اساسى، خريد يك ساله را در نظر گرفته است. ميركاظمى با تأكيد بر اينكه به همين منظور براى دو سال ۸۵ و ۸۶ كالاهاى اساسى را از يك سال قبل خريدارى كرديم.
وزير دروغگو اعتراض خودش را از ياد برد و از ترس از دست ندادن شغل تصريح كرد: اينكه گفته مى شود شكر زياد وارد ايران شده به اين علت است كه اين خريد شكر مربوط به يك سال بعد بوده، يعنى اينكه ما در سال ۸۵ براى سال ۸۶ نيز خريدمان را انجام داده ايم. دولت امسال عوضش براى سال ۸۷ قطعا خريد خارجى نخواهد داشت. خريد داخلى خود را دولت انجام داده و پول آن را نيز پرداخت كرده است. وى براى حل مشكلات پيش آمده دو راه حل را قابل اجرا دانست و گفت: راه حل اول اين است كه تعرفه شكر را بالا ببريم و راه حل دوم اين است كه دولت شكر را از كارخانجات به قيمت بالاتر از قيمت جهانى بخرد كه براى مردم قيمت شكر ارائه شده، بالا نرود و دولت از بين اين دو راه حل، راه حل دوم را انتخاب كرد. ملاحظه كرديد اين به معناى پرداخت از بودجه دولت به بيوت روحانيون به مبلغ شصت هفتاد ميليون دلارست. دروغگو هى فرومى رود در داستان خود ساخته.
ميركاظمى گفت: ما در دو سال گذشته حتى يك كيلو شكر سفيد وارد كشور نكرده ايم بلكه شكر خام وارد كشور شده است كه اين خود زمينه ساز اشتغال و افزايش سود دهى كارخانجات در سال ۸۵ نسبت به سال ۸۴ شد.
وزير بازرگانى تأكيد كرد: البته اين به اين معنا نيست كه بگوييم اكنون اين كارخانه ها دچار مشكل نقدينگى نيستند ولى بر اساس تبصره در نظر گرفته شده حدود ۲۰۰ ميليارد تومان تسهيلات بانكى به اين كارخانه ها اختصاص داده شده است. اين دويست ميليارد از كجاست مسلمانان. جوابش روشن است از ارثيه پدر احمدى نژاد و يا بودجه نفت كشور.
گزارشى محرمانه در لا هه
ماجراى انتقال گزارش محرمانه هيأت تحقيق و تفحص مجلس از عملكرد دستگا ه هاى ايرانى در داورى ميان ايران و آمريكا در دادگاه لا هه در صحن علنى مسأله ساز شد. ماجرا از افشاى خبرى در يك وب لاگ شروع شد كه در آن گفته شده بود كه هجده صندوق اسناد رسمى مربوط به امور مالى ايران و آمريكا توسط يك عضو آن در دادگاه لاهه با دريافت ميالغ كلانى توزيع شده است. حضرات پرسيدند يعنى چه. جواب آمد كه همه داستان به گزارش محرمانه اى برميگردد كه احمدى نژاد دستور داده بود از پرونده هاى دادگاه لاهه تهيه كنند و كارش اين بود كه ميخواست دزدى هاى هاشمى و دارودسته اش را افشا كند غافل از اينكه آنها نيازى به دزدى از اين راه نداشتند دستشان به فروش نفت و بانك مركزى بود چه نياز به اين پول خردها داشتند. اما دستور داده شده بود و قرار شد همه اسناد نخست وزيرى درباره لاهه و پرونده ايران و آمريكا برود نزد هيأت تحقيق و تفحص. از جمله اين پرونده ها بسيارى از اسنادى بود كه مدعيان با داشتن آن ها خواهند توانست ميليون ها بلكه ميلياردها ادعاى غرامت كنند. فلان شخص ادعا دارد اما سند ندارد اما در اين پرونده ها سند بود. از جمله سندهاى پرداخت ماهانه تمام شركت هاى ايرانى و آمريكائى كه مصادره شد و صاحبانشان پول ميخواستند برخى گرفتند و بعضى نتوانستند. حالا خبر شدند كه چه نشسته ايد كه سندها با پاى خودشان به لاهه مى آيند. چنين بود كه ناگهان يك هواپيما سند به لاهه رفت. بپرسيد رفت چكار. اصلا چرا سندها از ايران بيرون رفت. جوابش اين است كه معاون حقوقى رئيس جمهور برد آقاى موسوى و حالا هم گفته حالش خوب نيست و بايد بيرون از كشور كنار دريا باشد. يعنى پزشك گفته خداى ناكرده تصور نكنيد كه ايشان قصد دارد براى هزينه كردن پولها به خارج برود و به ويژه كه ايشان روحانى هم بوده كه البته از موقعى كه بيمارى را بهانه كرده و مقام سفارت را طلب كرده و راهى سوريه شده عمامه را برداشته و كلاهى هم شده است. حالا سندها كجاست اعلام شده كه پيش اعضاى ديوان لا هه است.
حالا خبرش را بخوانيد كه در آن آمده آنگونه كه يكى از نمايندگان مجلس گفته بود معاون حقوقى و پارلمانى رئيس جمهور شخصاً گزارش را تكثير و در اختيار كسانى در لا هه قرار داده است.
على احمدى عضو كميسيون امنيت ملى و سياست خارجى مجلس كه رياست اين هيأت را بر عهده داشته در نطق پيش از دستور خود خواست كه گزارش نهايى تحقيق بايد در صحن علنى مجلس قرائت شود تا به عنوان گزارش مرجع و مستند مورد استفاده قرار بگيرد و از سوءاستفاده برخى اسناد و برگه هاى منتشر شده جلوگيرى شود. احمدى با اشاره به اينكه گزارش اوليه اين هيأت كه به مهر خيلى محرمانه منضم شده بود، توسط معاون حقوقى رئيس جمهور به خارج از كشور منتقل شده، اظهار داشت: اين گزارش حداقل در سه نسخه تكثير شده كه اين نوعى بى حرمتى به اعضاى هيأت است.
على احمدى تأكيد كرد: بنده به عنوان رئيس هيأت براى دفاع از حيثيت اعضا و منافع و مصالح ملى در ۲۷ شهريورماه امسال نامه اى خطاب به رئيس مجلس با رونوشتى براى وزارت اطلا عات نوشته ام. وى در خصوص سابقه و نحوه تشكيل اين هيأت گفت: نمايندگان در اول آبان ماه سال ۱۳۸۵ درخواستى مبنى بر تحقيق و تفحص از روند داورى ايران و آمريكا ارائه كردند كه در تاريخ ۲۸ آبان همان سال به تصويب كميسيون امنيت ملى و سياست خارجى مجلس رسيد. با تصويب مجلس، اعضا و هيأت رئيسه تعيين شدند كه كار خود را با ۳ گروه اسناد و سوابق، مالى و ادارى و فنى و حقوقى آغاز كردند. احمدى ادامه داد: با اقدامات هيأت، گزارشى جامع و مستند تهيه و به تصويب كميسيون امنيت ملى و سياست خارجى رسيد.
اما حجت الاسلام سابق احمد موسوى با تكذيب اظهارات آن نماينده مجلس گفت تاكنون هيچ گزارش رسمى طبقه بندى شده اى از روند داورى به دست ما نرسيده است كه بخواهد تكثير شود و علا ءالدين بروجردى رئيس كميسيون امنيت ملى و سياست خارجى مجلس هم در مقام تكذيب برآمد و گفت: روح حاكم بر اين گزارش مطالبى است كه در ديوان لا هه منتشر شده و هيچ اشكالى بر آن وارد نيست. در بندهاى متعددى نسبت به خروج اسناد طبقه بندى شده و تكثير آنها مطالبى عنوان شد كه بنده اين شهادت را در محضر دوستان و همكاران و ملت بزرگ ايران مى دهم كه مجموعه اسناد در سفرى كه دكتر احمدى به لا هه داشتند باتوجه به اينكه تحصيل در داخل كشور و مراجع ذيربط ميسر نبود از همان جا آورده شد[اين حرف يعنى چى. آقاى خامنه اى و دستيارش مرتضوى گنجى و شمس الواعظين را به خاطر داشتن و نه فروختن بولتن وزارت ارشاد در خانه شان به سه سال حبس محكوم كرده اند. موسويان سفير سابق جمهورى اسلامى و معاون هيأت هسته اى به زندان افتاد كه چرا سه تا سند در خانه اش بوده است حالا آقاى بروجردى توضيح داده كه زحمت انتقال مجموعه اسناد مرتبط با جمهورى اسلا مى ايران كه در طول سال هاى طولا نى گذشته در ديوان وجود داشت را معاون محترم كشيدند و كار مطالعاتى گسترده اى را انجام دادند، چون مجموع اين گزارش ها به لحاظ محتوايى همان مطالبى است كه در ديوان لا هه وجود داشته، بنابراين توزيع آنها جهت استفسار جهت داورى در حقيقت همان مطالبى است كه از خود ديوان منتقل شد، عجب! چرا كسى توضيح نميدهد كه اين سندها چرا اصلا به لاهه برده شده است. اگر داشتند چرا دوباره بهشان داده شد.
فقر در دست انداز دولت
دولت احمدى نژاد شاهكارست. از صبح تا شب به فكر ساختن آمارهائى است كه پنهان كند كه چقدر به فقر اضافه شده و چقدر فقير داريم. رفته اند معيارها را عوض كرده اند به طورى كه شناسائى ها دشوار شود و وقتى كسى ميگويد پارسال شش ميليون بود چرا امسال شده چهار. استدلال مشاوران رئيس جمهور اين است كه با اين همه پولى كه به طرح هاى زودبازده داده شده اگر در هر روستا دويست دلار هزينه شده باشد اين مقدار با فقر مبارزه شده است. روش نوين محاسباتى كه همه نمايندگان مجلس را هم به سروصدا واداشته تا بالاخره ناگزير شدند سركيسه آمار را كمى شل كنند و حاصلش اين كه ناگهان اعلام شد بر اساس آمارهاى رسمى بانك مركزى و اظهارات وزير رفاه و تامين اجتماعى، شاخص هاى خط فقر روز به روز افزايش يافته است. افزايش رقم دربرگيرندگان خط فقر در كنار افزايش لجام گسيخته نقدينگى كشور كه تورم سنگينى را به آحاد جامعه منتقل مى كند با نزديك شدن به اواخر سال جارى سيرى شتابنده تر و خردكننده تر مى يابد.
وزير رفاه ضمن اعلا م صريح اين مطلب كه خط فقر در كشور افزايش يافته، وضعيت مسكن را از عوامل اصلى اين وضعيت مى داند. اين اعلا م صريح گوياى وضعيت نابهنجارى است كه اميدواريم با فشار مقامات سياسى، وزير محترم مجبور به تكذيب آن نشود. نگاهى به وضعيت مسكن در سال هاى اخير نشان مى دهد كه سياستگذارى هاى نادرست دولت نهم در امر اين پديده اقتصادى مهم ترين عامل افزايش قيمت در بخش مسكن بوده است. سياست هاى نادرست دولت در حوزه پولى و اظهارات غيركارشناسى در خصوص افزايش سطح وام هاى مسكن، در كنار سياسى كردن موضوع مسكن سبب ايجاد التهاب مضاعف و تحميل هزينه بر دهك هاى آسيب پذير شده است.
سياست هاى دولت نهم در بخش مسكن نه تنها گرهى از مشكلا ت تاريخى اين حوزه را باز نكرده، بلكه به آن وضعيت افسارگسيخته اى داده است. همين چند روز پيش بود كه وزير مسكن و شهرسازى با صراحت اعلا م كرد، تهرانى هاى فاقد مسكن اميدوار به حل اين معضل مهم در آينده اى نزديك نباشند! اگر اين يك واقعيت است، چرا دولت با سياستگذارى هاى نادرست خود تنها باعث افزايش سرسام آور قيمت مسكن و بلعيدن بخش عمده درآمد از سبد خانواده هاى ايرانى شده است؟ اين سياستگذارى ها باعث شده تنها مستاجران مجبور به پرداخت هزينه هاى مضاعفى باشند. البته اظهارات وزير رفاه را مى توان از زاويه ديگر، نوعى گريز از مسووليت و واقعيت هاى موجود اقتصاد كشور دانست. اينكه عامل افزايش خط فقر سهم مسكن است، كمكى به حل مسأله نمى كند، هيچكس نمى خواهد بداند كه چه بخشى اين حوزه آسيب را تقويت كرده است. همه مى خواهند بدانند دولتى كه مشتاقانش آن را «معجزه هزاره سوم» مى دانند، چگونه نتوانسته است آلا م و دردهاى جامعه آسيب پذير كشور را حل نموده و شعار عدالت و مهرورزى را درباره آنان اجرا كند. به راستى اگر اين وضعيت اقتصادى نامش عدالت و مهرورزى است، واژه هاى متضاد اين مفاهيم را چه بايد ناميد؟ بهتر است جناب احمدى نژاد حال كه از امور خاورميانه و جهان فارغ شده اند، كمى نيز اوقات فراوان كارى خويش را به مشكلا ت عينى جامعه ايران معطوف نمايند؛ اين به عدالت نزديك تر است.
شوخى يا جدى
با اين توصيف آيا به نظر شما عجيب است كه يك نويسنده خيلى جدى يعنى كسرى نورى مطلبى پرداخته كه بتواند چاپش كند. بعد از آخرين سخنان رئيس جمهور او بر اساس اغراق ها و دروغ پردازى هاى احمدى نژاد نوشته:
تا دو سال پيش اين سرزمين در فلا كت مطلق بود، دولت و مجالس گذشته هيچ اقدامى براى رفاه و آسايش ملت انجام نداده بودند، زمام امور در اختيار عناصر مرعوبى بود كه جز تسليم و سرسپردگى در برابر دشمنان راهى نمى شناختند. اين مملكت نه سد داشت، نه بهداشت. نه صنعت داشت و نه تجارت، نه آرامش داشت و نه دانش و نه... !
از دو سال پيش اما، از پس آن همه غبار و سياهى به ناگاه فرشته اقبال بر شانه هاى رنجور اين ملت فرود آمد و اين سرزمين به لطف درايت اعجازگونه دولت نهم به يكباره مسير رشد و توسعه را با جهشى حيرت آور پيمود و اينك پول نفت به جاى آنكه به جيب مافيا سرازير شود به سفره هاى ملت سرازير شده، تورم لجام گسيخته مهار شده و خلا صه نيمى از مشكلا ت جامعه حل شده و نيم ديگر نيز با توجه به وقت و انرژى اى كه دولت محترم سه شيفته صرف امور جاريه مى نمايد به احتمال قريب به يقين مرتفع مى شود!
واقعا وقتى به سخنان مقام هاى دولت نهم گوش مى دهيد چنين باورى به شما دست نمى دهد؟!
نفى ديگران براى اثبات خود، ارائه تصويرى اغراق آميز از دستاوردها در كنار سرپوش گذاردن بر نابسامانى ها، اضلا ع مثلثى اند كه استراتژى تبليغاتى دولت نهم را شكل داده اند.
آقاى رئيس جمهور در نشست مشترك دولت و مجلس در چارچوب استراتژى نفى ديگران براى اثبات خود بار ديگر به تخطئه دولت و مجلس گذشته پرداخته و با كنايه به آقاى خاتمى و مجلس ششم گفته اند: ما هم مى توانستيم فقط روزى ۴ يا ۵ ساعت كار كنيم، مجلس هم بخوابد اما اين كار را نكرديم. .
آقاى رئيس جمهور! پروژه هاى عظيمى در دولت ها و مجالس قبل به سرانجام رسيد كه اكنون شما از ثمره آن بهره مند مى شويد. براى مثال پروژه عظيم عسلويه بدون هياهو و تبليغ در دولت قبل به سرانجام رسيد، نفت با بشكه اى ۹ دلا ر فروخته شد و اوضاع اقتصادى كشور به مراتب بهتر از اوضاع كنونى بود. صندوق انباشته ذخيره ارزى كه شما ميراث دار آن شديد حاصل همان ،۴ ۵ ساعت كار دولت و مجلس قبل بود. ثبات و آرامش و احترامى كه ايران در عرصه مناسبات جهانى از آن برخوردار شده بود نيز همچنين. آقاى رئيس جمهور! خسته نباشيد اما با شيوه و مسلكى كه جنابعالى در نفى و تخطئه گذشتگان در پيش گرفته ايد و با سياست هائى كه به اجرا در مى آوريد دير نيست كه حاصل كارتان با اسلا فتان مقايسه شود و چه تلخ است اگر در آن روز به شما بگويند كاش جنابعالى هم اين قدر خودتان را خسته نمى ساختيد و روزى ۴ يا ۵ ساعت بيشتر كار نمى كرديد! چنين مباد كه بگويند اى كاش روزى ۳۰ دقيقه كار مى كرديد و بقيه امور را به حال خود وا مى گذاشتيد!
نمونه كارهاى شبانه روزى
در همان ساعات شبانه روزى كه احمدى نژاد و ثمره هاشمى و صادق محصولى دارند براى ديگران نقشه ميكشند و مردم در خوابند و نميدانند چه زحمتى براى آن ها كشيده ميشود نه كه سرباز هحامنشى دارد در لندن به فروش ميرود يكى از بزرگ ترين محوطه هاى باستانى استان چهارمحال و بختيارى توسط وزارت راه و ترابرى تخريب شد.
يك باستان شناس با بيان اين مطلب توضيح داد؛ حدود ۶۰ درصد از بقاياى ارزشمند معمارى محوطه باستانى «پل بريده» در استان چهارمحال و بختيارى كه در فهرست آثار ملى نيز به ثبت رسيده است، در مدت يك شب و به چشم بر هم زدنى تخريب شد.
على اصغر نوروزى بيان كرد؛ در حقيقت وزارت راه و ترابرى به طور غيرمسوولانه و بدون توجه به هشدارهاى ميراث فرهنگى و برخلاف توقيف قضائى پروژه جاده خوزستان در شهرستان لردگان استان چهارمحال و بختيارى و نيز پيش از آغاز پروژه، بدون استعلام آثار و محوطه هاى باستانى واقع در مسير جاده، اقدام به تخريب بخشى از اين محوطه كرده است. اين محوطه در مسير يكى از جاده هاى مهم باستانى منطقه به نام جاده ارجان- لردگان- اصفهان قرار دارد و در طول دوره هاى مختلف از آن به عنوان يك محوطه كاروانسرايى مهم استفاده مى شده است. علاوه بر اين آثار، بقايايى از هزاره هاى پيش از ميلاد مسيح (ع) و دوره پيش از تاريخ در اين محوطه شناسايى شده بودند.
وى تصريح كرد؛ عوامل وزارت راه و ترابرى برخلاف مكاتبه هاى انجام شده، جلسه هاى برگزارشده و اخطارهاى مكرر ميراث فرهنگى و نيز توقيف قضائى پروژه، در يك اقدام عجيب در يك شب تمام آثار تاريخى واقع در محدوده مسير جاده را خاك بردارى و حمل كردند.
اين باستان شناس همچنين افزود؛ با وجود اينكه شهر لردگان يكى از شهرهاى باستانى منطقه محسوب مى شود و در منابع و متون اسلامى به كرات از آن ياد شده است، ولى متاسفانه امروز آثارى از اين شهر باقى نيست. بقاياى معمارى محوطه پل بريده يكى از ارزشمند ترين آثارى بود كه اطلاعات مهمى را از معمارى منطقه لردگان در اختيار باستان شناسان مى توانست قرار دهد.
|