Nimrooz
Vol. 18, No. 952, October 12, 2007
سال هيجدهم - شماره ۹۵۲ - جمعه ۲۰ مهر ۱۳۸۶
پافشارى سيمور هرش: مى خواهند به ايران حمله كنند
سيمور هرش اگر چه از دهه ۷۰ ميلادى و با گزارش هاى تكان دهنده اش از جنگ ويتنام، در آمريكا به شهرت رسيد، اما در سال هاى اخير، تمركز وى بر تحولات خاورميانه موجب شده تا وى در كشورهاى اين منطقه نيز به چهره اى شناخته شده بدل شود.
شايد يكى از اصلى ترين دلايل شهرت وى در ميان گروهى از ايرانيان نيز گزارش هاى تحقيقى وى از «برنامه حمله نظامى به ايران» باشد كه در يكى- دو سال اخير در هفته نامه معتبر «نيويوركر» منتشر شده اند.
و چه بسا همين شهرت روزافزون اين برنده جايز پوليتزر موحب شد كه روز سخنرانى وى در تالار «رويس» در دانشگاه UCLA در شهر لس آنجلس، نزديك به هزار و ۲۰۰ نفر، تمامى صندلى هاى تالار را اشغال كنند تا او يافته ها و تحليل هايش را از اوضاع خاورميانه بشنوند.
هرش در يكى از خبرسازترين گزارش هاى خود درباره ايران، مدعى شد كه كاح سفيد براى جلوگيرى از ساخت سلاح هسته اى در ايران، طرحى براى حمله تاسيسات هسته اى ايران، آماده كرده است. به رغم تمامى تكذيب هائى كه درباره گزارش هائى از اين دست از سوى كاخ سفيد منتشر شده اند، سيمور هرش هنوز معتقد است كه عده اى در كاخ سفيد، «به دنبال حمله نظامى به ايران» هستند.
اين روزنامه نگار آمريكايى نيز در اين سخنرانى كه با عنوان «جاده يازده سپتامبر به ابوقريب و فراتر» برگزار شد، پيشنهادش براى حل مشكل عراق، نظرش درباره جرج بوش و اطرافيانش و تحليلش از قدرت گرفتن «نئوكان» ها در ساختار قدرت آمريكا را تشريح كرد.
ايران و حمله نظامى
سيمورهرش در UCLA، براى تشريح مناسبات كاخ سفيد و ايران، ابتدا به جرج بوش، رئيس جمهورى آمريكا اشاره مى كند پرزيدنت بوش را، مردى مى خواند كه «با كسانى كه دوست ندارد وارد مذاكره نمى شود.»
او درباره آينده خاورميانه و ايران مى گويد: «پرزيدنت بوش مى خواهد كه به ايران حمله كند. ايرانى ها دارند بمب اتم را به دست مى آورند و همه در اينجا يك صدا مى گويند بايد ايران را بمباران كرد.»
«در صورت هرگونه حمله نظامى به ايران، ۶۰ ميليون نفر در اين كشور دست به كار خواهند شد.»
سيمور هرش
هرش كه دو روز پيش از تكذيب جرج بوش، رئيس جمهورى آمريكا مبنى بر وجود هرگونه طرح حمله اى به ايران سخنرانى مى كرد، درباره فتواى رهبران شيعه، عليه قواى آمريكا هشدار مى دهد مى گويد: «در صورت هرگونه حمله نظامى به ايران، ۶۰ ميليون نفر در اين كشور دست به كار خواهند شد.»
وى همچنين با اشاره به تحليل هاى تازه مبنى بر استفاده از «مدل كره شمالى» براى برخورد با ايران مى گويد: «كره شمالى مدل مناسبى براى مقابله با ايران به شمار نمى رود.»
نقش «نئو كان» ها در حمله آمريكا به عراق
سيمور هرش در اين سخنرانى همچنين به روايت مجموعه عواملى مى پردازد كه به جنگ عراق منجر شده اند.
هرش با استناد به يكى از مقالات ريچارد كلارك «مى گويد كه يك گروه هشت يا نه نفره از نئوكان ها،» در همان شب حمله يازده سپتامبر، در حقيقت جرج بوش را به مسير تازه اى به نام جنگ عراق «كشاندند.
هرش مى گويد:» درحالى كه من فكر مى كنم پرزيدنت بوش در آغاز در اين مسئله دخالتى نداشته، اما مى توانم نقش ديك چينى را از اواخر دهه ۹۰ در اين ماجرا ببينم. وقتى كه او با چلبى مذاكره مى كند و آنها از همان اول تصميم داشتند كه بگذارند چلبى عراق را اداره كند. «
وى يادآورى مى كند كه سابقه كنكاش هاى او درباره فعاليت هاى» نئو كان «ها، به بيش از يك دهه قبل باز مى گردد و مى افزايد:» آنها (نئو كان ها) در آن زمان فكر مى كردند اين كار آسان خواهد بود. فكر مى كردند عراق بلافاصله سقوط خواهد كرد و با كمك يك قواى نظامى مخصوص، پنج هزار سرباز، چند بمب و چند صد پرچم آمريكا بعد از بركنارى صدام، دموكراسى مثل آب بر پهنه منطقه روان خواهد شد و به لبنان و ايران خواهد رسيد و خاورميانه عوض مى شود و ۷۵ درصد از نفت جهان در شرايط امنيتى بهترى در دست آنها خواهد بود. «
هرش به اسناد و مداركى كه در اين مورد در اينترنت منتشر شد، اما امروز ديگر در دسترس نيست اشاره مى كند؛ اسنادى كه نشان مى دادند، برنامه هاى نئوكان ها نه براى حمايت از اسراييل، بلكه با هدف از بين بردن تندورهاى منطقه و جلب حمايت مردم ايران و عراق تنظيم شده بودند.
او مى گويد:» پرزيدنت بوش- شايد با فكر آسان بودن اين عمليات- اين طرح را قبول و اين مسئله را باور كرد و فكر مى كنم كه او هنوز هم بر اين باور است كه اين طرح مى تواند كارساز و كارآمد باشد. «
هرش، جرج بوش را يكى از انقلابى ترين روساى جمهورى آمريكا مى خواند و ضمن مقايسه او با لئون تروتسكى، از عوامل برجسته انقلاب روسيه، از جرج بوش، به عنوان» يك انقلابى در حالت انقلاب دائمى «نام مى برد.
» من برخلاف بسيارى از اشخاص اعتقاد دارم كه جرج بوش واقعاً به آنچه انجام مى دهد، معتقد است و از صميم قلب به اين باور دارد كه مى تواند مشكلات را حل كند ونهايتا دموكراسى و آزادى را به خاورميانه بياورد. «
سيمور هرش
سيمور هرش به هفته هاى قبل از آغاز حمله نظامى آمريكا به عراق اشاره مى كند و اينكه او هر روز با خود فكر مى كرد كه آيا اين جنگ آغاز خواهد شد؟ و پس از آن با اين پرسش رو به رو بود كه آيا اين جنگ به ايران هم نفوذ خواهد كرد؟
» نقص ساختار «
اين روزنامه نگار آمريكايى مى گويد:» من برخلاف بسيارى از اشخاص اعتقاد دارم كه جرج بوش واقعاً به آنچه انجام مى دهد، معتقد است و از صميم قلب به اين باور دارد كه مى تواند مشكلات را حل كند ونهايتا دموكراسى و آزادى را به خاورميانه بياورد. چيزى كه من درك نمى كنم آن قوه محركه اى است كه در پشت افكار او وجود دارد. آيا او واقعاً در حال به پايان رساندن همان كارى است كه پدرش نتوانست به انجام بر ساند؟ «
هرش با اشاره به كتاب خود به نام» چين آو كامندز «مى گويد:» من اين را مى دانم كه ما امروز در جايى قرار گرفته ايم كه خيلى از مقامات كليدى اين مملكت در يك نقطه گير كرده اند. مثلا يك ژنرال سه ستاره مى خواهد چهار ستاره شود و احساس مى كند تغييرات اساسى در سياست هاى كنونى آمريكا، شرايط شغلى او را به خطر مى اندازد. «
او مى افزايد:» اعضا و مشاوران عالى سازمان هاى امنيتى هم كه زن و بچه و خانه و زندگى دارند، نمى خواهند موقعيتشان متزلزل شود. اما از طرفى هم بايد آگاه باشيم كه بسيارى اشخاص نجيب و سخت كوش هم در همين دستگاه هستند كه مثل روزنامه نگاران، خنثى شده اند؛ آنها هم نمى توانند به كاخ سفيد بگويند كه چه عملكردى را در پيش بگيرد. «
وى در تشريح مشكلاتى كه برخى براى بيان نظرات خود دارند مى گيود:» مثلا يك گروه كوچك در CIA از بيست سال پيش تا كنون، مشغول پژوهش و تحقيق درباره نقش رهبرى حزب الله در لبنان بوده اند و از اين قبيل مسائل. در دهه ۸۰ حزب الله يك گروه تروريستى خطرناك محسوب مى شد، اما امروز در يك جامعه تحول يافته، نصرالله با شكل ديگرى در صدر جريان هاى اصلى سياسى لبنان قرار گرفته است. اگر كسى به دقت مقالات و سخنرانى هاى نصرالله را بخواند، مى بيند كه با وجود ضديت آشكار با اسرائيل، اين سخنان شكلى درونى، منطقى و معقول دارند. امروز در داخل CIA نيز گروه هائى هستند كه معتقدند آمريكا بايد با نصرالله وارد مذاكره شود، اما زحمت ابراز اين عقيده را بخود نمى دهند. «
وى همچنين با اشاره به آنچه» شكنندگى دموكراسى «مى خواند، به تشريح» جايگاه عجيب و غريبى كه آمريكا با رهبريت جرج بوش در آن قرارگرفته «مى پردازد.
» به عنوان مثال به نفوذ افرادى چون ريچارد پرل، بيل لوتى و ديك چينى از آغاز دهه ۹۰ به اين طرف نگاه كنيد و از پس از وقايع يازدهم سپتامبر، به غلبه كامل نومحافظه كاران (نئو كان ها) بر ارتش و كنگره وحتى روزنامه نگارى اين مملكت دقت كنيد. «
سيمور هرش
او مى گويد:» به عنوان مثال به نفوذ افرادى چون ريچارد پرل، بيل لوتى و ديك چينى از آغاز دهه ۹۰ به اين طرف نگاه كنيد و از پس از وقايع يازدهم سپتامبر، به غلبه كامل نومحافظه كاران (نئو كان ها) بر ارتش و كنگره وحتى روزنامه نگارى اين مملكت دقت كنيد. «
سيمور هرش نظرش درباره علل قدرت گرفتن نئو كان ها را چنين تشريح مى كند:» پس از سقوط اتحاد جماهير شوروى، اين ايده قوت گرفت كه آمريكا تحت نظر اين افراد (نئو كان ها) به قدرت غالب در جهان تبديل خواهد شد و هيچ كس اجازه نخواهد داشت در اين قدرت نمايى به پاى آمريكا برسد و مشخص است كه مثلا صدام حسين و بمب اتم احتمالى اش، تهديد اساسى در برابر اين ايدئولوژى محسوب مى شدند. «
خروج از عراق
سيمور هرش ضمن مقايسه عراق با ويتنام درباره خطراتى كه سربازان آمريكايى را در اين جنگ تهديد مى كند، هشدار مى دهد و مى گويد:» من راه چاره اى براى عراق جز خروج قواى آمريكا از اين كشور نمى بينم. ما در عراق با به كار بردن خشونت، دشمنان زيادى ساخته ايم و امروز ميزان فساد و دزدى در اين مملكت غيرقابل باور است. «
او بر خلاف انتظار، چندان از عملكرد دموكرات هاى آمريكايى نيز راضى نيست و سياستمداران حزب دموكرات آمريكا را در زمينه مسائل مربوط به جنگ عراق» كم كار «مى خواند و مى گويد:» آنها درحال حاضر گرفتار شمارش آراى خود هستند. «
به گفته او در حال حاضر،» مشكل اصلى جنگ عراق «اين است كه پيش بينى كرد وضعيت عراق در سه ماه، شش ماه يا ۲ سال ديگر» غيرممكن «است؟
او مى گويد كه در حال حاضر،» پيوند و مصالحه سنى ها و شيعه ها به قدرى خارج از تصور است كه ديگر حتى پرزيدنت بوش هم در باره آن صحبت نمى كند. «و مى افزايد:» اگر از عراق بيرون نياييم، شاهد شورش هاى بيشترى خواهيم بود. اما با خروج ارتش آمريكا اين مسائل ممكن است به شكل ديگرى حل شوند. «
هرش درباره رابطه ويژه اى كه بين ايران و عراق شيعه وجود دارد نيز مى گويد:» در زمانى كه صدام حسين، عراقى هاى شيعه را قتل عام مى كرد، اين ايران بود كه به كمك آنها آمد. «
مشكلى براى آينده
هرش همچنين با اشاره به اوضاع افغانستان، اين كشور را» از بين رفته از درون «مى خواند و مى گويد كه به نظر او،» تنها حامى دولت حامد كرزاى تا امروز ايرانيان بوده اند. «
وى معتقد است كه بعد از بررسى همه جوانب نبرد هاى چند سال اخير در افغانستان، به اين تنيجه رسيده است كه» طالبان «پيروز واقعى ميدان بوده است، هر چند كه به گفته او، در حال حاضر،» منابع براى تحقيقاتى از اين دست، بسيار ناقص هستند. «
وى مى گويد:» تاريخ نويسانى كه در سى يا چهل سال آينده دست به تحقيق درباره عملكرد اين دوران از كاخ سفيد بزنند، به خاطرعدم وجود اسناد و مدارك، با چالش هاى زيادى رو به رو خواهند شد. «
سيمور هرش در تشريح دشوارى هاى تحقيق درباره موضوعاتى كه به آنها اشاره كرده، مى گويد:» من دوست ژنرالى دارم كه به مدت سه هفته با لباس شخصى و به شكل ناشناس به افغانستان سفر كرد و گزارش هاى تكان دهنده اى از آنجا به همراه آورد. من در نوشتن مقالاتم همواره كوشيده ام از افراد و مواخذ خبرى خودم حراست كنم. وقتى از اين ژنرال درباره نوشتارهاى مربوط به اين گزارش پرسيدم، به من گفت كه هرگز جرئت نكرده است كلمه اى از ديده هاى خود را بر روى كاغذ بياورد. اين شرايطى است كه تاريخ نويسان در آينده با آن رو به رو هستند. «

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
ورزش
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
حوادث
فال هفته
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   طنز   •   از شما چه پنهان   • 
•   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   •   ورزش   • 
•   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   حوادث   •   فال هفته   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •