Nimrooz
Vol. 18, No. 950, September 28, 2007
سال هيجدهم - شماره ۹۵۰ - جمعه ۶ مهر ۱۳۸۶
دكتر كاظم وديعى
بيلان يك چند دروغ
003834.jpg
وديعى
مقدمه بر واقعات:
پرزيدنت بوش همه چيز را مدعى است از جمله «پيروزى در جنگ عراق» و «دموكراسى براى عراق» اما نه اين را دارد و نه آن را.
-پرزيدنت سركوزى همه چيز را وعده مى دهد از جمله «رشد سه درصدى براى سال بعد و شايد هم بعدتر» و «تغييرات بزرگ» ولى مردم فرانسه از او جز تصاويرى كه پوشش همه جرايد است نديده و نمى بيند.
-پرزيدنت محمود احمدى نژاد تاكنون بارها اسرائيل را «محو» كرده و نفت را «سر سفره ايرانيان» نهاده، آمريكا را به مدد رهبر «شكست» داده، ثروتمندان را از «قله ثروت» فرو كشيده ولى قادر به راه انداختن نيروگاه اتمى بوشهر كه سى و چند سال است مردم منتظر برق موعود آنند نيست.
در مقابل:
-پرزيدنت ولاديمير پوتين بزرگترين بمب غير اتمى خود را كه دست كمى از آن بمب اتمى هم ندارد به طور «آزمايشى» منفجر مى كند.
-پرزيدنت چين چين تائو رشد كشورش را ۳/۱۱ درصد اعلام مى كند.
-پرزيدنت چاوز در امر تماس با ياغيان كلمبيا مورد تائيد آمريكا واقع مى شود.
-و پرزيدنت عراق دموكرات انگار وجود خارجى ندارد و پرزيدنت تركيه نمونه يك مسلمان دموكرات است.
***
بازتاب ها
عهدشكنى هاى پرزيدنت بوش سر مقاله نويس نيويورك تايمز ۱۵/۹/۲۰۰۷ را به ستوه آورده است كه چه شد آن برون كشيدن قشون از عراق؟ و چرا ژنرال پر ستاره و پر شأن PETRAEUS معتقد است كه توفيق در كار عراق نه سريعاً ميسر است و نه كارى است آسان؟ و پنجهزار كيلومتر آن طرف تر در شهرهائى دورافتاده از مركز ثقل اخبار در فرانسه خواندم و به كرات خواندم «بوش رئيس جمهورى است كه بايد از او پرهيز كرد» و بسيارى ديگر از اين قبيل. همين جا بگويم كه روى سخن جرايد اينگونه نويس فرانسه به حضرت سركوزى رئيس جمهور خودشان است كه در قضاياى ايران و عراق از پاپ كاتوليك تر شده و تقرب به پرزيدنت بوش را فرضيه سياسى خود و ملت خود كرده است. معهذا وسعت اثرات منفى بوش حيرت انگيز است.
ناتالى نوگارد در روزنامه لوموند مورخ ۱۴/۹/۲۰۰۷ با ايمانى كه مسئوليت قلم مبناى آن است مى نويسد:
هيچكس نمى تواند مدعى شود كه براى پرونده ايران راه حلى دارد و پرچم يافتم يافتم ارشميدسى را بلند كند در يك امر ديپلماتيك. ولى هر كس مى تواند به بوش كمك كند چون مدد داخلى ندارد. ولى ايشان هرگز راه حل خود عراقى ها را كه «ترك اشغال» براى عراق و سپردن كار ايران به سازمان البرادعى است در نظر نمى آورند، زيرا هدف نويسنده اخطارى است به رئيس جمهور فرانسه كه براى همه رسانه ها موضوع دست و پاگيرى شده است.
جيمز كارول مردى مهذب از محافل روحانى كاتوليك آمريكائى در مجله هفتگى Boston Globe شهر بوستون مى نويسد: «چرا ما از آنها نفرت داريم؟» نكند بر معصوميت خودمان اصرار و تأكيد داريم. اگر آمريكا راهى براى خروج از عراق پيدا كند بى آن كه دنيا آمريكا را مقصر بداند هميشه كسى هست كه جز آن بگويد. زيرا شش سال پيش ما رنج برديم ولى خود را قربانى و مظلوم دانستيم و همين باور ما را خطرناك ساخته است.
-منتهى اشكال سخن به جا و به حق جيمز كارول در آنجاست كه كاتوليك ها در آمريكا در اقليت اند ولى اميد را گم نكنيم كه افكار عمومى آمريكائيان مخالف سياست عراقى بوش در گمانه زنى ها در اكثريت اند.
-به بهانه يادآورى هاى تاريخى بعض رسانه ها آورده اند كه: ژنرال ملك آرتور در ۱۵/۹/۱۹۵۰ وارد كره جنوبى شد ولى با همه پيروزى هاى فاجعه آميز ژنرال آيزنهاور بعد تقسيم كره به شمالى و جنوبى ۲۸۰۰۰ نفر نظامى در آنجا كاشت كه به لطف سازمان ملل هنوز بعد از ۵۷ سال همانجا هستند و بوش هم در عراق به همين راه مى رود.
-و گروگان سابق عراقيان بنيادگرا ژرژ مالبرونو در تحليلى از وضع عراق آن هم بعد آخرين شگرد پرزيدنت بوش خبر مى دهد كه در عراق آشتى «از بالا» ميسر نشد پس به فكر «آشتى از پائين» افتاده اند يعنى كه آمريكا دموكراسى را نهاده دربدر به دنبال يك «ديكتاتور محبوب» و يك «پدر ملت عراق» يك صدام دموكرات نشان ملى قدرتمند محبوب اند و مشكل اينجاست كه چنين قهرمانى بايد قبل از «ترك اشغال» پيدا شود يا بعد و حتماً مى رسيم به اين جواب كه يك مملكت اشغال شده قهرمان نمى پروراند و در عراق ديديم كه چلبى بانكدار و منتقد و مورد اعتماد آمريكا و ايران چگونه از سكه افتاد. يا چگونه پرنس البندر او را دفن كرد به بهانه وابستگى به اشغالگر. در اينحال مضحك نيست كه هوشيار زيبارى وزيرخارجه عراق بگويد: ما دموكراسى را مى سازيم (صد رحمت به اپوزيسيون ايرانيان برونمرزى).

بيلان يك دموكراسى وارداتى:
-برابر گزارش بانك جهانى هفتاد درصد كارمندان دولت عراق از ترس سر كار خود به بهانه هاى مختلف حاضر نمى شوند. بقيه هم چندان دل به كار نمى دهند. اين دولت بى سپاه چگونه مملكت را مى تواند اداره كند.
و افكار عمومى در عراق دموكرات رو به ديكتاتورى بنا به گمانه زنى هاى آمريكائى حاكى از آن است كه ۲۱ درصد مردم فكر مى كنند مسئول ترورها القاعده است و ۱۹ درصد مردم فكر مى كنند مسئوليت اين ترورها وجود آمريكائيها است و ۱۱ درصد مردم، ايران را مسئول ترورها مى دانند. تفسير با شما.
-اخيراً شيخ عبدالستار رئيس قبيله اى در يكصد و ده كيلومترى غرب بغداد با وجود مراقبان مسلحى كه داشت به قتل رسيد. ده روز قبل اين مرد دست بوش را فشرد و قرار شد ايادى او با حقوقى برابر ۳۵۰ دلار در ماه به مدد آمريكائيان آيند و عليه شورشيان. مسئله «اشغال خاك ميهن» و «همكارى با اجانب» در خاورميانه امرى ناموسى است. اين مهم را بعضى از سياسيون باور ندارند زيرا خود و كشور خود را تافته جدا بافته مى دانند. اين است كه تنها ۵ درصد آمريكائيان باور دارند كه كليد حل مسئله دست بوش است. (C.B.S.).
سناتور ويرجينيا جون وارنر در كميسيون كنگره از ژنرال پتروس پرسيد: «آيا اين جنگ به آمريكا امنيت خواهد داد» ژنرال به كفش هاى خود نگاه كرد و زبان در دهان گرداند و گفت «نمى دانم». (به نقل از سيلون سيپل گزارشگر لوموند در نيويورك). هنوز هم گوئى قرار نيست راست بگويند، كه مأمورند و معذور. هر چه بشود اين خواهد شد كه آمريكا ديگر هيچ مخالف را دست كم نخواهد گرفت كه ديگر كسى نه از نشست بر سطح كره ماه بيم دارد و نه از جنگ ستاره ها. وقتى اساس بر گرفتن جان همنوع باشد هر جنبنده اى قادر به قتل ديگرى است.
***

در چه حال هستيم؟
مى رسيم به اين كه در چه حاليم؟ از لحاظ روانى با فروريزى اعتمادهاى متقابل روبروئيم. از لحاظ سياسى با تهى و پوك شدن ارزش هاى ناشى از ابداعات و ابتكاراتى مثل حقوق بشر و يا دموكراسى روبرو هستيم. از لحاظ اقتصادى دول بزرگى مثل آمريكا و فرانسه با كسر بودجه هائى عظيم روبرو شده و مى شوند و در برابر آنها آلمان و چين و روسيه رو به رشدند. وقتى در اروپا كشورى مثل فرانسه ۳۰ ميليارد كسر تجارت خارجى و چندين ميليارد كسر بودجه در بيمه اجتماعى دارد و رشد آن ۳% است و همسايه رقيب هميشگى آن آلمان ۱۷۰ ميليارد اضافى دارد در تجارت خارجى تكليف روشن است، فرانسه بايد اسلحه بفروشد و آمريكا كه كسربودجه بالا و بالاتر است نيز اگر خوب به وضع تجارت اسلحه در جهان امروز بنگريم تصديق مى كنيم كه اين بزرگان سازنده سلاح مدتى است فرمان دوش فنگ را داده اند. فرانسه به زودى بايد بيش از ۷ ميليارد اورو سلاح بفروشد و آمريكا قراردادهاى دهساله را فعلاً به مبلغ ۴۶ ميليارد رسانيده است و سازمان محترم ملل مدت ها است راه را براى تجارت اسلحه ها به اصطلاح «متعارف» - كه تروريست ها با حداقل آن به حداكثر نتيجه مى رسند- بازگشوده است. (نك: موريس لومون- لوموند ديپلماتيك- ماه سپتامبر- ۲۰۰۷).
رئيس جمهور فرانسه در باب فروش اسلحه به ليبى و ديگران مى گويد: «چه سرزنشى به من خواهند كرد: اين كه كارخانه ها را به حركت درمى آورم؟ اين كه براى كارگران ايجاد كار مى كنم؟» و ديگران مى گويند اين كه باد ميكاريد و توفان مى درويد». اين كه سى هزار كيلومتر مربع از خاك نيجريه را با فروش اسلحه به ليبى به قذافى هديه مى كنيد. اما اسرائيل ظاهراً اسلحه از آمريكا مى خرد تا به كشورهائى مثل كلمبيا بفروشد كه دلالى مشروعى است. مگر آن كه سلاح ها به دست ياغيان كلمبيا افتد.
در اين زمينه ها حرف از اخلاق سياسى و كلاً حرف از اخلاقيات نبايد به ميان آورد زيرا بر شما رنگ ساده لوحى مى زنند. اتفاقاً اسامه بن لادن ها هم زير پوشش دين ورزى چنين مى گويند كه اخلاق نه، اسلام.
بارى در چه حاليم؟ در حال ولع قدرت. در حال نفى ساخته هاى حقوق بشرى و بر كشانيدن روحيات تازه اى از استعمار نفى تمدن، حتى نفى تجدد.
ميكائيل لوئيس: در كتاب LIAR'S POKER شرح مى دهد وقتى بانكدارى مى كرده و از او مى پرسيدند چرا دلار سقوط كرده است به دروغ مى گفتيم: اعراب مبالغ هنگفتى طلا فروخته تبديل به دلار كرده اند و سپس دلار را تبديل به مارك نموده اند...
او مى گويد در دنيائى كه هيچكس سر از اين مسائل درنمى آورد همه ما را باور مى كردند. دو دروغ به مناسبت فاجعه يازده سپتامبر ۲۰۰۱.
«۱-عراق داراى سلاح هاى موسعاً مخرب است- ۲- عراق با تروريسم در رابطه است.» گفته شد و سپس افسانه ها در باب اسامه بن لادن و بانك تروريسم و ثروت بيكران جهان عرب به مدد هوليود كه از اعراب كاريكاتور مردمى بسيار ثروتمند عاشق زنان مو طلائى غربى و متخصص خريد و قاچاق اسلحه و مدد كننده تروريسم ساختند و بعد معلوم شد كه منابع در اشتباه اند در توسل به يك كار تروريستى به پول زياد احتياج نيست (در اين باره تحقيقات آقاى ابراهيم وَرد استاد دانشگاه TUFTS- ماساچوست. بسيار جالب است و به زبان هاى مهم ترجمه شده است.) زيرا مبناى كار سازمان هائى مثل القاعده و همه مكاتب بنيادگرا آموزش- تكرار و تلقين و حداقل پول است. يعنى كه نظام هاى دول بزرگ غربى كه همه چيز را در پول مى بينند قادر به فهم وقايع اجتماعى شرق نيستند. بى جهت نيست كه پرزيدنت بوش قول داده است كه بعد از انجام خدمت در نظر دارد مدرسه اى عالى براى تربيت رهبران تأسيس كند. گويا دريافته است كه در اين هفت سال چه اندازه آب در دوغ گزارش هاى اطلاعاتى بوده است. شكر كه در دنياى فعلى هر چه نيست ولى به دليل انفجارهاى خبرى اطلاعات درست هم هست كه ممكن است سياسيون عجول آنها را نبينند ولى مردم و رسانه ها كنجكاوند.
وقتى مى شنويم پسر كارا دزيك ژنرال تحت تعقيب سربى را به جاى پدر گرفته اند تا بفرستند به لاهه محاكمه شود و بارها رادوان كارادزيك را گرفته و آزاد كرده اند پى مى بريم به كارائى نظام اطلاعاتى غرب. بعيد نيست كه در اين قبيل موارد شبيه هائى بسازند تا متهم اصلى پيدا نشود ولى از عوامل سازمان عظيم الشان ناتو كه مأموريت تعقيب دارند و از دادگاه لاهه اين رودست خوردن ها بعيد مى نمايد.
بارى بنيادگرايان نبوغ خاصى ندارند جز اين كه خوب شناخته نشده اند و اين همان ضعف اطلاعاتى بود كه بسيارى از گروه هاى سياسى ايران را قربانى انقلاب اسلامى ايران كرد.
و نيز قدرت غرب مشكل شرق و شرقيان را حل نمى كند. يعنى كه غرب به قصد خاص به شرق مى رود نه براى گل جمال اين يا آن مدعى اپوزيسيون. نشان به آن نشان كه مدعيان دموكراسى براى خاورميانه و على الخصوص ايران روزبروز خاموش ترند و ميز ايران از قرار بدون صندلى پذيرائى است و همه اينها به صلاح بازانديشى ماست.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
طنز
از آنچه گفته اند
انگليس
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
ورزش
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   طنز   •   از آنچه گفته اند   • 
•   انگليس   •   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   •   ورزش   • 
•   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   از رسانه ها   • 
•   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •