Nimrooz
Vol. 18, No. 950, September 28, 2007
سال هيجدهم - شماره ۹۵۰ - جمعه ۶ مهر ۱۳۸۶
محمد ضرغامى
نه زيستن، نه مرگ
ناگفته هائى از بند ۲۰۹ زندان اوين
• «من جوانى را ديدم كه شايد بيست سال داشت و در سالگرد ۱۸ تير بازداشت شده بود و وقتى كه بازداشت شده بود، او را قبل از اينكه به زندان اوين منتقل كنند به طور موقت به زيرزمين يك پايگاه بسيج برده بودند و در آنجا شماره ۱۸ را بر پشتش حكاكى كرده بودند.»
فاطمه حقيقت جو
بازداشت گروهى از چهره هاى سرشناس آكادميك و فعالان اجتماعى و سياسى در بند امنيتى ۲۰۹ زندان اوين به همراه اخبارى كه درباره وضعيت و ديگر زندانيان اين بند منتشر شده است به اين بند امنيتى كه درشمال پايتخت ايران بنا شده و به دور از نظارت سازمان زندان ها توسط وزارت اطلاعات جمهورى اسلامى اداره مى شود چهره ويژه اى بخشيده است.
رامين جهانبگو، هاله اسفنديارى و كيان تاجبخش به همراه احمد قصابان، مجيد توكلى و احسان منصورى، از دانشجويان دانشگاه امير كبير تنها گروه كوچكى از روشنفكران و دانشجويان هستند كه در ماههاى اخير، در بند ۲۰۹ نگهدارى شده اند.
آوازه اين بند و برخى گزارش هاى تأييد نشده درباره اين بند در ماه هاى اخير تا آنجا خبر ساز شد كه حتى برخى مسئولان قضائى جمهورى اسلامى را نيز به واكنش واداشت.
قاضى حسن حداد معاون امنيتى دادستان در گفت و گويى با خبرگزارى رسمى جمهورى اسلامى، ايرنا گفت: «بند ۲۰۹ زندان اوين يكى از بهترين بازداشتگاه هاى دنيا است. برخى زندانيان به ما مى گويند تا آن ها را به اين بند زندان منتقل كنيم. بند ۲۰۹ به هيچ عنوان با زندان هاى ديگر قابل مقايسه نيست. اين بند به صورت كاملاً مجهز نگهدارى مى شود.»
دژ امنيتى
تا پيش از وقوع انقلاب اسلامى در ايران مشهورترين بازداشتگاه امنيتى «كميته مشترك ضد خرابكارى» بود كه در اوايل بهمن ماه ۱۳۵۰ با همكارى ساواك، شهربانى و اداره ضد اطلاعات ارتش براى جلوگيرى از پراكندگى فعاليت هاى اطلاعاتى و امنيتى ايجاد شد.
اين بازداشتگاه در سال هاى پس از انقلاب اسلامى نيز با عنوان بازداشتگاه توحيد به كار خود ادامه داد و سر انجام با پيگيرى نمايندگان ششمين دوره مجلس شوراى اسلامى تعطيل و به «موزه عبرت» تبديل شد.
اما بنا به گفته زندانيان امنيتى در همان دوران، بازداشتگاه ۲۰۹ نيز به عنوان زندان امنيتى در دل زندان اوين ساخته شد؛ بازداشتگاهى كه در سال هاى پس از انقلاب اسلامى مورد بهره بردارى بيشترى قرار گرفت.
ايرج مصداقى نويسنده مجموعه كتاب چهار جلدى «نه زيستن، نه مرگ» كه مدت ده سال را در زندان اوين سپرى كرده است، در گفت وگو با راديو فردا مى گويد: «اراضى زندان اوين متعلق به سيد ضياءالدين طباطبايى، نخست وزير كودتاى ۱۲۹۹خورشيدى بود و در آن ساختمانى ويلايى متعلق به تيمسار تيمور بختيار وجود داشت كه براى اولين بار همزمان با موج دستگيرى مخالفان حكومت پهلوى آن ساختمان ويلايى مورد بهره بردارى قرار گرفت كه در آن زمان از آن با عنوان اوين قديم نام برده مى شد.»
آقاى مصداقى احداث ساختمان بند امنيتى ۲۰۹ زندان اوين را به دهه ۵۰ خورشيدى نسبت مى دهد و مى گويد: «در همان دهه ۵۰ چهار بند در جوار هم ساختند كه به آن بند هاى چهارگانه مى گفتند و همچنين ساختمان ۲۰۹ را در همان ايام درست كردند كه اين در دل تپه هاى اوين است و حالت دژ دارد و فرار از آن غير ممكن است.»
ايرج مصداقى درباره ويژگى هاى معمارى ساختمان بند امنيتى ۲۰۹ زندان اوين مى افزايد: «سلول هاى ۲۰۹ به اين شكل است كه ده تا سالن كنار همديگر هستند در هر كدام از اين سالن ها ده تا سلول است هشت سلول از اين ده سلول به عنوان سلول انفرادى مورد استفاده قرار مى گيرد. يك سلول براى استحمام است و يك سلول كمى بزرگتر هم با سقف مشبك وجود دارد كه به عنوان هواخورى مورد استفاده قرار مى گيرد.»
سپس او در ادامه از شرايط اين سلول ها در آن سال ها مى گويد: «در اين سلول ها يك دستشويى وجود دارد و يك توالت. پنجره كوچكى بالاى اتاق زير سقف قرار دارد و بالاى در هم محفظه كوچكى هست كه چراغ سلول در آن قرار دارد و يك راهروى سرتا سرى دور تا دور سلول هاى ۲۰۹ قرار گرفته است و همه راهروها از طريق اين راهرو به همديگر راه دارند.
وى مى افزايد:» ۲۰۹ تقريبا از يك پيچيدگى برخوردار است، به خاطر اينكه از يك طرف در دل تپه قرار دارد، فرار از آن محال است، چون در يك گودى است و وقتى كسى بخواهد از آن فرار كند، به تپه مى رسد كه در آن بالا پاسداران نگهبانى مى دهند. اتفاقا وقتى آدم با چشم بند وارد ۲۰۹ مى شود خيلى گيج مى شود چون از يك طرف راه پيدا مى كند به بهدارى، بعد مى بينيد از يك در ديگرى وارد بند مى شود.
زيرزمين مخوف
در سال ۱۳۶۰ و در هنگام دستگيرى هاى گسترده مخالفان جمهورى اسلامى، بسيارى از دستگير شدگان به زندان ۲۰۹ منتقل شدند.
زندانيانى كه در دهه اول انقلاب اسلامى به اين بازداشتگاه وارد شده اند از وجود اتاق هائى سه در چهار در زيرزمين بند امنيتى ۲۰۹ زندان اوين خبر داده اند.
سودابه اردوان از دستگير شدگان آن دوران و نويسنده كتاب «يادنگاره هاى زندان» درباره شيوه اداره اين بازداشتگاه در اوايل دهه ۶۰ خورشيدى به راديو فردا مى گويد: «۲۰۹ ساختمانى بود جدا از ساختمان دادستانى. سال شصت ۲۰۹ توسط سپاه پاسداران اداره مى شد و بند هاى ديگر توسط دادستانى و جناح هاى ديگر اداره مى شدند، البته دو سال بعد اداره اين بازداشتگاه از دست سپاه پاسداران خارج شد و تمام كسانى كه در آن دوره توسط سپاه پاسداران بازجوئى شده بودند مجددا مورد بازجوئى قرار گرفتند.»
به گفته سودابه اردوان زيرزمين ۲۰۹ محل تشكيل دادگاه ها، شكنجه ها و اعدام ها در آن سال ها بوده است.
او مى گويد: «تقريبا ساعت پنج به بعد چراغ سلول را خاموش مى كردند. نوركمى از پنجره كوچك نزديك سقف اتاق را روشن نگه مى داشت. آن نور هم كم كم قطع مى شد و ما تقريبا در تاريكى مى مانديم. در اين شرايط ما مجبور بوديم زودتر بخوابيم. نفرى يك پتوى سياه به ما داده بودند. سرمان را كه مى گذاشتيم زمين تا بخوابيم صداهايى كه از زيرزمين ۲۰۹ مى آمد به گوشمان مى خورد. زيرزمين ۲۰۹ محل شكنجه زندانى ها بود. شب هم كه دير وقت مى شد و مقدارى اوضاع و احوال آرام مى شد مى آمدند اعدامى ها را مى بردند.»
خانم اردوان مى گويد هيچ گاه زيرزمين ۲۰۹ را تجربه نكرده است، اما در اين باره به روايت يكى از هم بندانش اشاره مى كند: «دخترى پانزده ساله هم سلولى من بود. او را هر روز براى بازجوئى به زيرزمين ۲۰۹ مى بردند. او وقتى به سلول بر مى گشت يك شربت سينه داشت از آن چند قاشق مى خورد و مى خوابيد. همين دختر برايم تعريف كرد كه او را به جايى برده اند كه حالت حمام داشت، يعنى مثل حمام عمومى كه ديوارها از بخار آب لزج مى شوند، آن جا پر از خونابه بود.»
،۲۰۹ نسل بعدى
از اواخر دهه ۷۰ خورشيدى و به دنبال دستگيرى دانشجويان در جريان واقعه كوى دانشگاه تهران، نسل تازه اى از زندانيان وارد بند امنيتى ۲۰۹ زندان اوين شدند.
در اين دوران اين بازداشتگاه تغييرات اندكى را به خود ديده بود.
شيوا نظر آهارى، عضو كميته دانشجويى دفاع از حقوق بشركه در اوايل دهه ۸۰ خورشيدى، يك ماه را در سلول هاى انفرادى ۲۰۹ گذرانده است، درباره اين تجربه به راديو فردا مى گويد: «در مقابل ورودى بند پيش از اينكه وارد شويم چشم بندهايى به ما دادند، چشم بندها را زديم. سپس از ما فيلمبردارى كردند. حتا وقتى من منتظر يكى از دوستانم بودم كه با هم پله ها را بالا برويم، آنجا با من برخورد كردند كه اصلا اين جا حق ندارى از اين كارها بكنى و دست من را گرفتند و كشيدند.»
خانم نظر آهارى در ادامه تصويرى از فضاى سلول ها مى دهد كه نشان از تغيير اين سلول ها به نسبت سال هاى دهه ۶۰ دارد.
او مى گويد: «اتاقك سلول آن سال مثل اينكه به تازگى رنگ آميزى شده بود. مقدارى تميز بود. فضاى آن تقريبا دو متر در سه متر بود. كف برخى سلول ها را سنگ سفيد كرده بودند و برخى ديگر موزاييك بود. در بعضى از سلول ها توالت فرنگى گوشه سلول را برداشته بودند، اما در سلول من آن توالت و بوى آن در فضاى سلول هنوز وجود داشت. آن لامپ مهتابى معروف كه بيست و چهار ساعته بر روى چشم زندانى روشن است هم وجود داشت. با يك در آهنى كه دريچه بالاى آن بسته بود و در روزهاى بعد يك مقدار زندانبان ها مهربانى مى كردند و اجازه مى دادند هوايى به داخل سلول بيايد.»
به گفته اين دختربيست و دو ساله، از چهارمين روز انفرادى، بازجوئى ها به طور ناگهانى به پايان رسيد و او براى مدتى طولانى در بى خبرى محض، بدون ارتباطى با جهان بيرون به سر مى برد.
او مى گويد كه از هفته سوم مسئولان زندان به او اجازه دادند تا با خانواده اش تماس بگيرد.
در سال ۱۳۸۴ خورشيدى عباسعلى عليزاده رئيس دادگسترى استان تهران در گزارشى وجود بازداشتگاه هاى مخفى در جمهورى اسلامى و نقض حقوق شهروندى در اين بازداشتگاه ها را تأييد كرد.
نمايندگان ششمين دوره مجلس شوراى اسلامى به كوشش على اكبر موسوى خويينى در دوران رياست جمهورى محمد خاتمى، كميته اى حقيقت ياب براى ارتقاءبخشيدن و بهبود شرايط زندانيان تشكيل دادند.
فاطمه حقيقت جو از اعضاى اين كميته كه هم اكنون به عنوان استاديار در دانشگاه كنتيكت، به فعاليت هاى آكادميك مشغول است به راديو فردا مى گويد كه اين كميته هيچ گاه موفق نشد تعداد واقعى زندان هاى امنيتى را در جمهورى اسلامى شناسايى كند.
او مى گويد: «ما آن موقع نمى توانستيم دستگاه هاى امنيتى را كاملاً كنترل كنيم، به دليل اينكه حتا اگر زندانى مثل زندان ،۵۹ ۲۰۹ و غيره مورد شناسايى و نظارت قرار مى گرفت، باز اين امكان براى نيرو هاى امنيتى بود كه حتا يك خانه را تبديل به زندان بكنند.»
خانم حقيقت جو سپس به يكى از موارد نقض حقوق شهروندى در بازداشتگاه هاى مخفى مى پردازد و مى گويد: «من جوانى را ديدم كه شايد بيست سال داشت و در سالگرد ۱۸ تير بازداشت شده بود و وقتى كه بازداشت شده بود، او را قبل از اينكه به زندان اوين منتقل كنند به طور موقت به زيرزمين يك پايگاه بسيج برده بودند و در آنجا شماره ۱۸ را بر پشتش حكاكى كرده بودند.»
سوييت هاى معروف
آيا بند امنيتى ۲۰۹ زندان اوين همان سوييت هاى مجهزى است كه آقاى حداد معاون امنيتى قاضى سعيد مرتضوى دادستان تهران در گفت و گوى اخير خود به ان اشاره كرده است؟
و آيا زندانيان براى مدت محدودى در اين بازداشتگاه نگهدارى مى شوند؟
كسانى كه مدت هاى مديدى را در سلول هاى اين زندان به عنوان زندانى سياسى سپرى كرده اند، روايت هاى متفاوتى را بيان مى كنند.
كيانوش سنجرى دراين باره از سرنوشت دو هم بندش به راديو فردا مى گويد: «من زندانيانى را مى شناسم كه به دليل فشارهاى موجود در اين بازداشتگاه دست به خودكشى زدند، از جمله آقاى حميد رضا محمدى كه با يك تلويزيون برون مرزى فارسى زبان مخالف جمهورى اسلامى ارتباط داشت، اما اين فرد پنج ماه در سلول انفرادى بود و نتوانست اين شرايط را تحمل بكند و با قاشقى كه در اختيارش بود، رگ دستش را زد. زندانى ديگرى به نام بابك دادبخش كه او هم در سلول، خودش را دار زد كه حتا به بيمارستان منتقلش كردند.»
با اين حال برخورد با همه زندانيان امنيتى در اين بازداشتگاه يكسان نيست.
بهاره هدايت دبير كميسيون زنان دفتر تحكيم وحدت كه به تازگى از زندان امنيتى ۲۰۹ آزاد شده در گفت و گو با راديو فردا با تأييد برخى از گفته هاى معاون امنيتى دادستان تهران مى گويد كه او و دوستانش در آنجا شكنجه هاى قرون وسطايى را نديده اند.
خانم هدايت مى گويد: «اين را نبايد فراموش كرد كه صرف انفرادى، فشار روحى و روانى ايجاد مى كند و آن تخليه روانى كه صورت مى گيرد به تنهايى فرد را از حالت طبيعى و پاسخگويى به اعمالش خارج مى كند. تجربه من با آن چه كه آقاى حداد گفته چندان مغايرت ندارد. آن صحبتى كه آقاى حداد كردند كه ما آنقدر امكانات و ابزار براى كسب اطلاعات داريم كه فرد را تحت شكنجه هاى جسمى قرار ندهيم در مورد من، چنين موردى مصداق داشت. من احساس مى كردم اين ها اصلا نيازى ندارند من را تحت چنين فشارهايى قرار دهند.»
اما فاطمه حقيقت جو عضو كميته حقيقت ياب بهبود و ارتقاى وضعيت زندانيان كه از بند امنيتى ۲۰۹ زندان اوين بازديد كرده است، با انتقاد از سخنان قاضى حسن حداد با اشاره به سابقه فعاليت معاون امنيتى قاضى سعيد مرتضوى مى گويد: «آقاى حداد مدتى رئيس شعبه بوده است و عموماً زندانيان خودش را به زندان ۵۹ مى فرستاده است. بنده زندان ۵۹ را بازديد نكرده ام كه مخوف تر از زندان ۲۰۹ است. اگر كه او مى گويد بهترين زندان زندان ۲۰۹ است واقعاً بايد گريه كنيم. نكته مهم صرفا فضاى زندان نيست، رفتارى است كه با زندانى در آن زندان صورت مى گيرد.»
پراكندگى بازداشتگاه هاى مخفى
فروردين ماه امسال آيت الله محمود هاشمى شاهرودى رئيس قوه قضائيه با صدور بخشنامه اى به وزارت اطلاعات، اطلاعات سپاه پاسداران، اطلاعات نيروى انتظامى و سازمان حفاظت اطلاعات نيروهاى مسلح اجازه داد تا با رعايت «شروطى» بازداشتگاه داير كنند.
با همه تلاش هاى نمايندگان ششمين دوره مجلس شوراى اسلامى، تنها يازده بازداشتگاه زير نظر سازمان زندان ها اداره مى شوند.
اين تصميم اخير در حالى گرفته شده است كه هنوز تكليف تعريف جرم سياسى به رغم تأكيد قانون اساسى جمهورى اسلامى بر رعايت حقوق متهمان مشخص نيست.
شيوا نظر آهارى معتقد است كه نهادهاى گوناگون مانند نيروى انتظامى، دستگاه قضائى، وزارت اطلاعات و سپاه با هم در تعارض هستند.
او سپس ادامه مى دهد: «سال گذشته وقتى كه از وزارت اطلاعات من را احضار كردند، به من گفتند اگر بخواهى اين گونه فعاليت كنى، نهادهاى مختلفى هستند كه دور وبر شما هستند و فقط وزارت اطلاعات نيست. تا الان اگر تو را بازداشت نكرده اند وزارت مانع شده، ولى خب مثلا سپاه هست، ازاين به بعد ما نمى توانيم جلوى آن ها را بگيريم. اين ها خودشان هم با هم مشكل دارند و اين يكى از دلايل پراكندگى بازداشتگاه ها است.»
درشرايطى كه نهادهاى امنيتى مى توانند دور از چشم ناظران قانونى خانه امن و بازداشتگاه امنيتى داير كنند به اعتقاد فاطمه حقيقت جو زندان امنيتى و زندانى امنيتى محصول شرايطى است كه در آن معمولا بازجو يا تيم بازجوئى در يك نهاد امنيتى سناريوى مشخصى را براى يك يا گروهى از زندانيان در نظر مى گيرد.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
طنز
از آنچه گفته اند
انگليس
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
ورزش
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   طنز   •   از آنچه گفته اند   • 
•   انگليس   •   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   •   ورزش   • 
•   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   از رسانه ها   • 
•   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •