Nimrooz
Vol. 18, No. 949, September 21, 2007
سال هيجدهم - شماره ۹۴۹ - جمعه ۳۰ شهريور ۱۳۸۶
دكتر كاظم وديعى
استراتژى نظامى همه سونگر آمريكا
003834.jpg
وديعى
الكساندر دوم تزار روسيه در هزار سال ۱۸۵۷ ايالت امروزى آلاسكا را به چند ميليون دلار به آمريكا فروخت. بعدها آلاسكا الدورادوى طلا جويان شد ولى امروز ولاديمير پوتين در حسرت بازخريد آن است. زيرا اين ايالت كه ديگر در آن از طلا خبرى نيست و تنها نفت نه چندان كلانى دارد، تبديل شده است به بزرگترين پايگاه موشك پرانى آمريكا عليه محور شرّ و شرارت كه غير از ايران ولائى معلوم نيست شامل كدام كشور با كشورهاى ديگر شود.

آلاسكاى موشكى
پايگاه مزبور در مساحت سيصد هكتارى و در شعاع عملياتى ۱۵۰ كيلومترى در حال حاضر ۲۰۰ نظامى عراق ديده و ۵۰۰۰ كارمند در خدمت دارد. اكنون اين پايگاه چهل موشك دور زن در اختيار دارد كه بهاى هر موشك بين ۱۵ تا ۲۰ ميليون دلار برآورد مى شود كه اگر هزينه هاى جنبى را برسيد درمى يابيد كه آمريكا قريب يك ميليارد در اين منطقه هزينه كرده است و اين هنوز آغاز كار است. در اين ميان بندر Fort Greely از گمنامى درآمده و رو به توسعه است.
در حال حاضر قدرت هاى بزرگ نظامى جهان در سرمايه نهى براى صنايع جنگى مضايقه ندارند. روسيه نيز با تحديد حدودى كه در مناطق قطبى شمال نمود، بسيارى را تشويق به اينكار كرد و ديديم كه سوئدى ها و نروژى ها و كانادائى ها و آمريكا بيكار ننشسته و هشيار درگيرى هاى تازه اند.

روس ها مى كوشند تا...
روس ها در دو سه زمينه مشغول بكارند: نخست همكارى مشترك (اگر بشود) با آمريكا به جهت منصرف داشتن آمريكا از تعبيه پايگاه هاى موشك پرانى در اروپا (چك- لهستان) و حتى كشاندن آمريكا به ايجاد پايگاه هاى مشترك در آذربايجان تا باور كنند كه روسيه هدف آمريكا نيست. بعض حوادث در اين زمينه به روسيه كمك مى كند از جمله اعتراضات سازمان يافته مردم پراگ به دولت كه موافقت اصولى خود را به آمريكا اعلام كرده است. ولى مردم پراك كه حافظه تر و تازه اى از پايگاه هاى شوروى دارند سخت با سياست دولت كشورشان مخالف اند و روس ها از اين بابت شادمان اند.
زمينه دوم افكار عمومى اروپاست كه فعلاً طرفدار مذاكرات ديپلماتيك است ولى فرانسه مايل است به بهانه منافعى كه در آفريقا دارد جاى پاى قرصى براى اعمال نقشى در ناتو براى خود باز كند و همكارى با آمريكا را به عنوان يك استراتژى دور مدت با آمريكا در مسائل نظامى و دفاعى و حتى تروريسم به مردم خود بقبولاند.
در اروپا طبقه متوسط پر زور و زرى كه نسل فروشندگان و موزعان كالا را دارند و بازاريابى جهانى را به سود خود مى دانند و نه تنها بازار محدود داخلى و حتى اروپائى را. اين طبقه روبه رشد است و عطش بسيار براى ثروت و قدرت دارد. بنابراين ممكن است در سال هاى آينده اهرم جنباننده اى شود در آفرينش تعادلات جديد اجتماعى و سياسى اين قاره. ظهور حركات جديد مذهبى در ايتاليا و هلند و فعاليت هاى تند و تيز مردى مذهبى بنام Beppe Grillo كه عليه همه جنبش هاى يساسى است و حملات سخت او سر زبان هاست، يادآور فعاليت فعالان كليساهاى آمريكا در به روى كار آوردن بوش مى باشد. گوئى جريانى در اروپاست كه در صدد كپى كردن استراتژى هاى محافظه كاران جديد آمريكاست، بى آن كه انتقادهاى مربوط به اشتباهات آنها را در آمريكا و عراق و غيره آشكارا اعتناء كند. اين است كه روس ها مترصدند تا ضرورت سياست اقتدار ملى را در هر جا كه دموكراسى جا نمى افتد به آمريكائيان حالى كنند. روس ها در باطن از عدم توفيق آمريكائيان در يكسره كردن كار عراق ناراضى اند زيرا اين وضع موجب نارضايتى هاى بسيار در سرزمين هاى اسلامى شده و مسلمانان رفته رفته به روسيه كه در هر حال منافع مشتركى با آمريكا دارد بدبين يا حداقل مظنون گرديده اند.

مثال:
اخيراً كتابى وسيله الكساندر هوپ دوشفر- از سوى مركز ملى تحقيقات علمى فرانسه منتشر شده كه لب و لباب آن اين است پرزيدنت بوش مصمم است تا كار پدر را در عراق تمام كند ولى... نمى گذارندش!! چه كسى دست پرزيدنت آمريكا را بسته كه نه توفيقى در عراق به دست مى آورد و نه در افغانستان كامياب است هيچ، كه پاكستان هم به آشوب مى رود؟ نويسنده سرانجام به بهانه درج اشتباهات آمريكا در امر انحلال ارتش عراق صدامى و حتى حزب بعث به اين نتيجه مى رسد كه وقتى مردمى استعداد پذيرفتن دموكراسى ندارند و عرف و سنن و فرهنگ دينى و قومى آنها ثبات آفرين است چاره اى جز راه دادن به برقرارى نظام هاى ملى گرا و دولت- ملت نيست. بايد پرسيد اگر اين راه حل امروزى است پس چرا در همه جا اين همه نظام هاى اين چنينى را ظرف چهل پنجاه سال گذشته در خاورميانه به بهانه هاى مختلف چنان دخالت را خلال كرديد و آنها را بر سر بهاى نفت چلانديد كه راه نه تنها بر همه نظام هاى معتدل بسته شد بلكه ميدان وسيعى را براى بنيادگرايان دينى و مذهبى و حتى قومى باز كرديد. پس قضيه بُعد ديگرى هم دارد. اما قبل از آن كه به آن بُعد بپردازيم اشاره اى كنيم به اظهارات حضرت جيمى كارتر كه اخيراً گفت سازمان جهانى نيروى اتمى نبايد جلو توسعه اتمى هند را بگيرد. همه مى دانند كه پرزيدنت بوش در سفر به هند بر سر كمك هاى فن آورى هسته اى تعهداتى كرده كه معتبرند. پس فرمايش جناب كارتر روى در دفاع از نظام ملت- دولتى پوشيده در لفافه دموكراسى نوع هندى دارد. ملاحظه مى كنيد كه از هر سرى صدائى در اين راستا دارد بلند مى شود تا زمينه كار فراهم شود و نيز وقتى حجت الاسلام رفسنجانى به مقام رياست خبرگان انتخاب شد شاهد نوعى خوشبينى در محافل آمريكائيان شديم و اين طبيعى بود زيرا شهرت جناب رفسنجانى به استقرار نظامى برگرفته از الگوهاى چينى و روسى و حتى بيشتر چينى تا روسى غيرقابل ترديد است و اگر روزى اين شماره سوم نظام ولائى موفق به اشغال مقام بالاترى شود كه حذف آقاى احمدى نژاد و ضعف خامنه اى را تضمين كند شرق و غرب شادمان مى شود و آمريكائيان قبل از همه و اسرائيل قطعاً. رفسنجانى مرد هشيار نظام ولائى در دو زمينه حرف دارد: نخست آن كه ما ملت مسلمان ايرانى پيرو اهداف امام خمينى نياز به توسعه صنايع هسته اى (كه ربطى به اهداف امام ندارد) داريم و نه به بمب اتمى. دوم آن كه تحبيب خارجى كارسازتر از نفرت از خارجى است.
اما اين خارجى كيست؟ اگر آمريكاست مى توان با آنها مذاكره و معامله كرد ولى به مداخله آنها راه نداد. همان كارى كه چينى ها كردند و بر اثر آن فرصت يافتند تا به توسعه اقتصادى رسند. رفسنجانى مى داند كه ايران با چين از هيچ نظر قابل مقايسه نيست به همين دليل تكرار مى كند كه خطر ما را تهديد مى كند يعنى اگر ما نكنيم ديگرانى مى كنند بنام دولت. ملت زيرا در حال حاضر دولت نافذ نيست و مردم در سكوت اند يا در حال خودكشى سياسى اند. در پاسخ آقاى احمدى نژاد حرف بامزه اى دارد كه: من مهندس هستم با عدد و اندازه گيرى و تجزيه و تحليل مى بينم و يقين دارم كه در خطر نيستيم و آمريكا هم قادر به حمله به ايران نيست! جز اين كه سياست... عين مهندسى نيست. جز اين كه از آنجائى كه ايشان نشسته اند ديدن خطر محال است. به هر حال اين دو شخصيت سياسى داد و ستد لفظى بسيار دارند ولى وقتى آقاى احمدى نژاد مى گويد: سرانجام مردم آمريكا مسلمان خواهند شد، شنونده ياد حرف هاى امام خمينى مى افتد بعد پيروزى انقلاب كه: «انشاءالله روزى بقيه جهان هم مسلمان شوند تا نقارى نباشد.»
اينجاست كه دول بزرگ، پراگماتيسم رفسنجانى را بر رويا بازى هاى احمدى نژاد ترجيح مى دهند. ولى رفسنجانى مشكلى دارد از باب ملت، دولت، يعنى آيا حاضر است امت را بهل كند و امر ملى و ملتى را بپذيريد. ديگر آن كه فاصله دولت و دولت اسلامى را كم كند؟ اينها ديگر بسته به شعور سياسى اوست نه ايمان اسلامى ايشان. مسلماً آقاى رفسنجانى بر سن و سال خود آگاهى دارد پس قدرى بايد سريع تر عمل كند. اتفاقاً پرزيدنت بوش هم به تاريخ پايان دوره رياست جمهورى خود آگاهى دارد و بسيار مايل است سريع تر عمل كند و ديديم چه چابك و فرز و ورزشكارانه و حتى با لباسى نه نظامى بلكه مد روز چابكسران جوان مآب به عراق رفت و كنگره را هم كمى آرام ساخت.
ولى در سالروز آن فاجعه مراسمى به پا شد كه باز مردم از خود پرسيدند آخر چرا كارى از پيش نمى رود؟ زيرا اين نشد كار كه آمريكا در هر گوشه جهان پايگاهى نظامى داشته باشد به خرج مصرف كننده و ماليات دهنده اما از پس تورابورا و وزيرستان و باجور و خيبر برنيايد و رسانه هاى جهان ويدئوى اسامه بن لادن را مرتباً انتشار دهند به رايگان و گاهى جرايد بزرگ در نشر آن و صحت آن علناً ترديد كنند. در حالى كه اسامه بنابه آنچه جرايد بزرگ مى نويسند نه پولى در حساب دارد، نه تلفنى، نه پاسپورتى، نه مليتى ولى زنده و مرده اش حداقل ۵۰ ميليون دلار مى ارزد. بعضى از بدگمان ها برآنند كه اسامه بايد عمرش دراز شود تا آمريكا بتواند در راستاى گزارش ۲۰۰۰ پنتاگون به حداقل اهداف مورد نظر محافظه كاران برسد و اين خود حرفى است يا حرفكى؟!

نگرانى در نگرانى:
نگرانى آمريكاى محافظه كار نو به حدى است كه دوستداران بوش از رفتن بوش هراسناكند مبادا برنامه ها آنها براى سال ۲۰۲۰ (در رابطه با گزارش سال دو هزار پنتاگون» تحقق شان به خطر يا به تأخير افتد.
نگرانى روسيه پوتين طرفدار نظام و شيوه اقتدار ملى آنجاست كه مبادا چين و آمريكا و يا آمريكا و اروپا يك جا يا جدا جدا روال حركت روسيه كنونى را برهم زند. تنها نه اين دو بلكه هم افقى احتمالى اعراب مسلمان با اهداف دور دست آمريكا (محاصره چين و متوقف كردن رشد آن كشور) نيز در ميدان محاسبه هاست.

پديده به نهايت نو نظامى:
فرق آمريكا در استراتژى نظامى خود با ديگران آنجاست كه آمريكا ديدى صددرصد جهانى و كره اى دارد و از آن عوامل سنتى يمين و يسار و يا جنوب و شمال و يا شرق و غرب درگذشته است.
كافى است پايگاه هاى نظامى موجود (در رابطه با اطلاعات به ما رسيده) را روى كره زمين علامت نهيد خواهيد ديد كه آمريكا به طرح هاى محلى نظامى تنها دل نبسته بلكه به يك استراتژى همه سونگر توجه دارد و آنچه امروز در آلاسكا مى گذرد گوشه اى است از طرحى كه به تمام و كمال مردم و رسانه ها از آن خبر ندارند ولى دير نيست.
بنابراين در پشت پرده شايعاتى مانند «آمريكا نمى خواهد اسامه بن لادن را بگيرد»، «آمريكا به ايران حمله مى كند يا نمى كند» و يا «بمباران مناطق مرزى افغانستان و پاكستان تمرينى نظامى بيش نيست» امر ديگرى نهان است زيرا عوارض توسعه يابى هاى يأجوج و مأجوج و آمريكا قابل مقايسه نيستند.

تنها اميد
اخلاق سياسى در جهان امروز وجود ندارد. رفاه نسبى غالب مردم جهان را كور مسائل روزمره كرده است. مردم از مسجد و كليسا و كنشت و معابد ريز و درشت ديگر دست خالى برمى گردند. گزارش هاى علمى حاكى از آن است كه «هر سى ثانيه يك نفر در جهان ما خودكشى مى كند و در همان حال بيست نفر ديگر به خودكشى دست مى زنند و نيز ظرف پنجاه سال اخير كه كره زمين بيش از هميشه مردمش مرفه بوده اند ۶۰درصد بر ميزان خودكشى ها افزوده شده است.
در جوّى چنين بى ترديد به انتظار يكسره كردن كارها بايد بود و يكسره شدن ها هميشه روى در خودسرى ها دارد.
تنها اميد برهم زدن طرح هاى خودسرانه آگاهى ناگهانى و بيدارى تصادفى مردم است. چنين باد و اين اتفاق در جوامع دموكرات در گرو انتخابات است. انتخاباتى تأثيرگذار بر سراسر جهان. خواهيم ديد.

ايران
تحقيق
صفحه اول
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
انگليس
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
ورزش
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
علمى
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   • 
•   انگليس   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   •   جهان   • 
•   ورزش   •   تاريخ   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   آخر هفته   • 
•   حوادث   •   علمى   •   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •