Nimrooz
Vol. 18, No. 948, September 14, 2007
سال هيجدهم - شماره ۹۴۸ - جمعه ۲۳ شهريور ۱۳۸۶
مايكل داگلاس؛ سينما، عينك دودى به چشم زدن نيست
زنى قلب خود را در نمايشگاه ديد
جنيفر مى گويد احساس او هنگام ديدن قلب سابقش، تجربه اى بى نهايت عجيب بود
پاواروتى درگذشت
بزرگداشت هشتصدمين سالگرد مولوى در يونسكو
نمايش پيكر موميايى بى نقص دختر اينكا
دختر موميايى اينكا در يك محفظه سرد شده نمايش داده مى شود
بلنچت برنده جايزه بهترين هنرپيشه زن در ونيز
كشف ۲۶ سوزن در بدن يك زن چينى
جايزه ويژه جشنواره سن سباستيان براى ليو اولمان و ريچارد گير
اهداى شير طلايى جشنواره ونيز به برتولوچى

مايكل داگلاس؛ سينما، عينك دودى به چشم زدن نيست
همزمان با شصت و چهارمين دوره جشنواره سينمايى ونيز در ايتاليا كه هفتاد و پنجمين سالگرد تاسيس اش را جشن مى گيرد، جشنواره فيلم هاى آمريكايى دوويل فرانسه نيز در حال برگزارى است.
جشنواره فيلم هاى آمريكايى دوويل در بخش نورماندى فرانسه از سال ۱۹۷۵ ميلادى بنيان گذاشته شد و همه ساله از اول سپتامبر برگزار مى شود.
اين جشنواره كه در سال هاى آغازين غيرمسابقه اى بود از سال ۱۹۹۵ به شكل مسابقه اى درآمده است و هنرمندان مشهورى چون رابرت دونيرو، ال پاچينو، كلينت ايستوود، جرج كلونى، هريسون فورد، تام كروز، جوليا رابرتز، شارون استون و... در آن حضور داشته اند.
رئيس هيأت داوران امسال را اندره تشينه، فيلمساز مؤلف فرانسوى به عهده دارد.
مايكل داگلاس، بازيگر و تهيه كننده هاليوود با فيلم جديدش به نام «سلطان كاليفرنيا» جشنواره امسال را افتتاح كرد.
«سلطان كاليفرنيا» نخستين فيلم مايك كاهيل است و مايكل داگلاس در آن با چهره اى جديد نقش پدرى را ايفا مى كند كه به تازگى از يك مركز روان درمانى خارج شده و با دختر خود به سفرى ماجراجويانه مى رود.
او پدرى سخت گير است و دختر، دوران جوانى اش را در سايه باورهاى پدر مبنى بر وجود يك گنج در دره سن فرناندو سپرى مى كند.
به مناسبت نمايش اين فيلم و همچنين برنامه بزرگداشت او در اين جشنواره، روزنامه فيگارو با اين ستاره هاليوود كه همواره تلاش كرده است در حرفه خود دست به مخاطره بزند؛ گفت و گويى انجام داده است.
مايكل داگلاس تاكنون دو جايزه اسكار دريافت كرده است. يك بار در سال ۱۹۷۵ به خاطر تهيه فيلم «پرواز بر فراز آشيانه فاخته» (در ايران: ديوانه از قفس پريد)، به كارگردانى ميلوش فورمن و بازى جك نيكلسون؛ و ديگرى در سال ۱۹۸۷ براى بازى در فيلم «وال استريت» به كارگردانى اليور استون.
مايكل داگلاس بيش از هشت سال است كه با كاترين زيتا جونز، ستاره زيباروى بريتانيايى و هاليوود، كه ۲۵ سال از وى كوچك تر است؛ ازدواج كرده و از او دو فرزند دارد.
فيگارو: از برنامه بزرگداشت اين دوره جشنواره دوويل خوشحال هستيد؟
مايكل داگلاس: هم خوشحالم و هم نگران. جشنواره دوويل در سال ۱۹۷۸ براى پدرم كه آن زمان ۶۰ سال سن داشت بزرگداشتى برگزار كرد. آن زمان او از من جوان تر بود چون من اكنون ۶۲ سال سن دارم. جشنواره دوويل در نوع خود بى نظير است. حكايت عاشقانه و زيبايى است ميان سينماى آمريكا و فرانسه.
همين جا بود كه شما در سال ۱۹۹۸ با كاترين زيتا جونز آشنا شديد. آيا اين عشق، عشق در يك نگاه بود؟
دقيقا. من او را در فيلم «نقاب زرو» ديدم و ستودم. او فقط يك شب و براى معرفى فيلم به دوويل آمده بود. با هم در بار گيلاسى نوشيديم. هنگام گپ و گفت وگو فهميديم كه هر دوى ما در ۲۵ سپتامبر متولد شده ايم! به او گفتم كه مادر فرزندانم خواهد شد و او با نگاهى به آسمان و با خنده اى بر لب، شب خوبى را برايم آرزو كرد!
از كارنامه حرفه اى خود در زمينه بازيگرى و تهيه كنندگى راضى هستيد؟
بله؛ بدون ادعا اين را مى گويم! به مناسبت اين بزرگداشت مرورى بر گذشته حرفه اى خود داشتم و متوجه شدم كه فقط در فيلم هاى درام و كمدى هاى امروزى بازى كرده و اين گونه فيلم ها را تهيه كرده ام. پيش از اين هرگز به اين موضوع واقف نبودم.
و راز موفقيتتان؟
بايد خواهش درونى را دنبال كرد. سريال تلويزيونى «خيابان هاى سانفرانسيسكو» (پيش از انقلاب از تلويزيون ملى ايران به نمايش درآمد) بهترين مدرسه بود.
هفت روز در هفته كار سريع با كارگردانان و بازيگران مختلف، عالى ترين آموزش براى من بود تا ساختار يك فيلم را بفهمم.
در ادامه، با فيلم هاى «پرواز بر فراز آشيانه فاخته» و The China Syndrome (۱۹۷۹)، به نداى خواهش درونى خود اعتماد كردم كه برايم اقبال و موفقيت به همراه آورد. با انباشت تجربه به جايى مى رسيد كه مى توانيد فيلمى را با چشمان بسته به راحتى تحليل كنيد.
چه چيزى را از پدر خود كرك داگلاس آموختيد؟
مزيت بزرگ براى بازيگرى از نسل دوم، شناخت پيچ و خم ها و اصول كار است. سينما، امضاء دادن و عينك دودى بر چشم زدن نيست؛ يك تجارت واقعى است.
پدر من اولين تهيه كننده مستقل بود. من هم مثل او با دشمنى استوديوها مواجه شدم. اين بهايى است كه استقلال مى پردازد. در عوض من وقت بيشترى را صرف كردم كه بفهمم چه كسى هستم. بدون شك به اين خاطر كه در سايه پدر معروفى قرار داشتم.
چگونه آن هيجان روزهاى اول آغاز كارتان را همچنان حفظ مى كنيد؟
بر خلاف تصورى كه مى توانيد داشته باشيد، من از اين هيجان و شورى كه مى گوييد، از همان آغاز فعاليتم به دور بودم! من در برابر دوربين از ترس فلج مى شدم! و تازه با كار سخت توانستم آرام آرام بر اين حالت خود غلبه كنم.
دو نقطه عطف در كارنامه فعاليت سينمايى من وجود دارد: يكى تهيه فيلم «پرواز بر فراز آشيانه فاخته» كه پنج اسكار را درو كرد؛ و هم طراز با آن فيلم «وال استريت» كه به خاطر آن اسكار گرفتم بود؛ و ديگرى بازى در فيلم «جذابيت مرگبار» (۱۹۸۷) به كارگردانى آدريان لين، كه يك موفقيت بزرگ تجارى محسوب شد.
امروز اولويت هاى من فرق كرده اند. مدت ها فعاليت حرفه اى خود را بر زندگى شخصى ام مقدم مى شمردم. از زمانى كه با كاترين خانواده جديدى را شكل دادم، اين اوست كه بر هر چيز تقدم دارد. عجيب اين كه لذت بيشترى نيز از بازيگرى مى برم چون ديگر احساس فشار نمى كنم و خودم را بيشتر آزاد حس مى كنم!
در فيلم «سلطان كاليفرنيا» شما پدر بى مسئوليتى هستيد كه پس از خروج از مركز روان درمانى، تحت سرپرستى دختر ۱۷ ساله اش قرار مى گيرد. چه چيز اين فيلم شما را جذب كرد؟
جنبه حكايت گونه داستان براى كودكان و جلوه دن كيشوت وار شخصيت فيلم كه قدرت درك ندارد اما به اين آگاهى مى رسد كه پدر خوبى نبوده و در جريان جستجوى گنج با دخترش آشتى مى كند. براى ساخت اين فيلم خيلى سريع كار كرديم تا زياد غيبتم از خانه طولانى نباشد!
چه نوع پدرى براى فرزندانتان، ديلن هفت ساله و كريس چهار ساله هستيد؟
نمى دانم پدر خوبى هستم يا نه اما تمام توان و عشقم را مى گذارم كه چنين باشم. مطمئن هستم كه ديلن بازيگر خواهد شد. او از هم اكنون نشانه هايش را دارد. قدرت تصور عميقى دارد؛ از حساسيت بالايى برخوردار است و...
شما، هم در فيلم هاى سياسى بازى كرده و هم اين گونه فيلم ها را توليد كرده ايد. آيا نمى خواهيد سياستمدار بشويد؟
من ديپلماسى را خيلى بيشتر ترجيح مى دهم. فعاليتم به عنوان پيام آور صلح در سازمان ملل از سال ۱۹۸۸ به اين سو، من را خيلى بيشتر راضى مى كند. موقعيتى است كه مى توانم خود را وقف مسئله خلع سلاح هسته اى كنم؛ مسئله اى كه مى توانيم به حل آن برسيم. من همچنين مدافع كنترل برنامه ريزى شده و توقف فعاليت هاى نظامى هستم.
شما هم مثل تام كروز به ديدار نيكلا سركوزى، رئيس جمهورى خواهيد رفت؟
چنين برنامه اى پيش بينى نشده است اما خيلى دوست دارم با وى ملاقاتى داشته باشم. توان و انرژى او و روش بيان مستقيم افكار و احساساتش مرا تحت تأثير قرار مى دهد. خون تازه اى است در رگان سياست فرانسه. نقطه نظر مشتركى هم در مورد ايران و عراق با او دارم.
طرح هاى جديد سينمايى تان چيست؟
فيلمى در مايه فيلم «به دنبال الماس سبز» (۱۹۸۴) به همراه كاترين. اما ما نقش دو عاشق پيشه را بازى نمى كنيم. براى اين كه ثابت شده زوج ها چنين نقشى را بر پرده سينما خوب نمى توانند ايفا كنند! كاترين در اين فيلم معشوق جوان و زيبايى خواهد داشت.
و نقش شما در فيلم؟
من نقش شخصيت بدجنس داستان را بازى مى كنم. (با خنده)

زنى قلب خود را در نمايشگاه ديد
جنيفر مى گويد احساس او هنگام ديدن قلب سابقش، تجربه اى بى نهايت عجيب بود
يك زن توانسته است قلبش را كه در يك نمايشگاه پزشكى در مركز لندن، به نمايش گذارده شده تماشا كند.
جنيفر ساتون، كه ۲۳ سال دارد، در سال جارى تحت عمل پيوند قلب قرار گرفت.
جنيفر از دوران كودكى به يك بيمارى قلبى خطرناك restrictive cardiomyopathy مبتلا شده بود كه امكان داشت جان او را به خطر بيندازد.
اكنون قلب ناسالم جنيفر، كه سبب شده بود او با مرگ فاصله چندانى نداشته باشد، در نمايشگاهى در مركز لندن در معرض ديد عموم قرار گرفته است.
پس از آن كه جنيفر در ماه ژوئن گذشته، در بيمارستانى در كمبريج تحت عمل موفقيت آميز پيوند قلب قرار گرفت، به اين فكر افتاد كه قلب خود را به طور موقت در اختيار مقامات نمايشگاه پزشكى مورد بحث قرار دهد.
او اميدوار است كه با اين كار، مردم آگاهى بيشترى درباره اهداى ارگان ها و نيز بيمارى قلبى كه موجب به خطر افتادن جان او شده بود، پيدا كنند.

تجربه عاطفى
جنيفر ساتون مى گويد: «ديدن قلبم براى اولين بار، يك تجربه عاطفى و عجيب بود. هنگامى كه اين قلب در بدن من بود، موجب درد و نا آرامى من شده بود. مشاهده قلبم در اينجا، برايم بسيارغيرعادى و عجيب بود.»
در بيمارى restrictive cardiomyppathy عضلات قلب سخت و انعطاف ناپذير مى شوند و در نتيجه قلب نمى تواند پس از هر حركت انقباضى دوباره منبسط شود.
با پيشرفت بيمارى، ماهيچه هاى قلب رفته رفته نرمى خود را بيشتر از دست مى دهند و نهايتا در انقباض و انبساط قلب تأثير مى گذارند.
اين عارضه سرانجام سبب مرگ بيمار مى شود و تنها مداوا، تعويض قلب بيمار است.
بنياد قلب بريتانيا مى گويد از هر ده مورد مرگ در بريتانيا، ۴ مورد در اثر بيمارى هاى مرتبط با قلب و جريان خون است.
بيمارانى كه به قلب جديد نياز دارند براى يافتن يك قلب مناسب، به طور متوسط بايد ۱۰۳ روز منتظر بمانند.
سال گذشته در بريتانيا ۲۸ بيمار در حالى كه در انتظار عمل تعويض قلب بودند، جان خود را از دست دادند.

پاواروتى درگذشت
لوچانو پاواروتى، يكى از مشهورترين خوانندگان اپرا در جهان، در سن ۷۱ سالگى در شهر مودنا، واقع در ايتاليا، درگذشت.
اطلاعيه درگذشت پاوراتى پس از آن انتشار يافت كه روز گذشته رسانه هاى ايتاليايى گزارش كردند كه وضع سلامت اين خواننده مشهور اپرا، كه چند هفته پيش از بيمارستان مرخص شده و در خانه خود در مودنا بسترى بود، رو به وخامت گذاشته است.
در اين اطلاعيه آمده است كه لوچانو پاواروتى در ساعت ۵ بامداد روز پنجشنبه، ۶ سپتامبر، در خانه خود در شهر مودنا، درگذشته است.
پاواروتى سال گذشته به خاطر ابتلاى به بيمارى سرطان لوزالمعده تحت درمان قرار گرفت و در ماه اوت سال جارى نيز دوباره براى مدتى در بيمارستان بسترى بود.
لوچانو پاواروتى؛ افسانه اپرا
طرفداران اپرا از پاوارتى به خاطر صداى شفاف و شورانگيز او به عنوان مناسبترين اجراكننده اپراى تغزلى ايتاليايى نام برده اند.
درعين حال، لوچانو پاواروتى فعاليت خود را به ايفاى نقش در برنامه هاى كامل اپرا محدود نكرد بلكه با اجراى آثارى از جمله تك خوانى براى همگان، به شهرتى در ميان مردم عادى دست يافت كه معمولا خوانندگان پاپ از آن برخوردار مى شوند.
تك آواز نسون دورما (نگذاريد كسى به خواب رود) از اپراى توراندو (توراندخت) اثر پوچينى با صداى پاواروتى به عنوان آرم مسابقات فوتبال جام جهانى سال ۱۹۹۰ در ايتاليا انتخاب شد و او را به هنرمندى شناخته شده در سرتاسر جهان تبديل كرد.
وى براى آخرين بار در ابتداى سال ۲۰۰۶ در مراسم افتتاحيه المپيك زمستانى تورين برنامه اى عمومى اجرا كرد.
پاواروتى در سال ۱۹۶۱ با نخستين همسر خود، آدوا ورونى ازدواج كرد و از اين ازدواج سه دختر و يك نوه باقى مانده است.
در سال ،۲۰۰۳ پاواروتى پس از جدايى از همسر اول خود با نيكولتا مانتووانى، كه سالها جوانتر از خود او بود، ازدواج كرد و اين زوج صاحب يك دختر شدند.
خواننده مشهور قرن
از پاواروتى به عنوان يكى از مشهورترين خوانندگان آثار اپرا در قرن بيستم نام برده مى شود.
چانو پاواروتى روز ۱۲ اكتبر سال ۱۹۳۵ در شهر مودنا، واقع در شمال غرب ايتاليا، متولد شد، و والدين او از شغل نانوايى امرار معاش مى كردند.
تحصيلات ابتدايى و متوسطه لوچانو در زادگاهش خاتمه يافت و گرچه او شخصاً به فوتبال به شدت علاقه داشت و مايل بود به عنوان فوتباليست حرفه اى به كار بپردازد، اما به اصرار مادرش شغل معلمى را برگزيد.
كار معلمى تنها دو سال ادامه يافت و پاوراتى، با وجود نگرانى پدرش از غير قابل اعتماد بودن امرار معاش از طريق خوانندگى، شغل معلمى را رها كرد و نزد يكى از استادان محلى آواز به آموزش اين هنر پرداخت.
دستاورد پاواروتى در خلال شش سال بعد از چند تك خوانى در كنسرت هاى محلى و كسب درآمدى ناچيز از اين طريق فراتر نرفت.
اما در سال ،۱۹۶۱ اين خواننده جوان با اجراى نقش در اپراى لابوهم به عنوان يك خواننده توانا شناخته شد و در خلال سال هاى بعد، با شركت در اپراهاى ديگر، در ميان دوستداران اپرا در ايتاليا به شهرت دست يافت.
دهه ۱۹۷۰ زمان حضور پاواروتى بر صحنه اپرا در ساير كشورهاى جهان، از جمله آمريكا بود كه نام او را به عنوان خواننده اى برخوردار از صدايى استثنايى و مهارتى كم نظير بر سر زبان ها انداخت.
پاواروتى در اوايل دهه ۱۹۸۰ «مسابقه بين المللى آواز پاواروتى» را براى جوانان مشتاق پيشرفت در اين هنر به راه انداخت تا نقشى را در پرورش نسل آينده هنرمندان اپرا ايفا كرده باشد.
در دهه ،۱۹۹۰ پاواروتى همراه با پلاسيدو دومينگو و خوزه كارراس، دو خواننده ديگر اپرا، گروهى را با نام «سه خواننده تنور» (The Three Tenors) براى ترويج آثار اپرايى در ميان قشر وسيعترى از مردم تشكيل داد.
در دهه ،۱۹۹۰ اين گروه به اجرا و ضبط برخى از آثار سبكتر اپرا دست زد كه با استقبال گسترده مواجه شد و به گفته منتقدان، عامل مهمى در جلب توجه مردم به اين هنر بوده است.
با وجود ستايش منتقدان از كيفيت صدا و مهارت لوچانو پاواروتى، برخى از طرفداران سنتگراى اپرا از فعاليت او در اجراى برنامه هاى «سبكتر» آواز خرسند نبودند و پاوراتى را به «بازارى كردن» اپرا متهم مى كردند، هرچند او اين اتهام را نادرست مى دانست.
پاواروتى از هنر خود در خدمات بشردوستانه نيز مايه مى گذاشت و كنسرت هائى كه به نفع سازمان هاى خيريه برگزار مى كرد طرفداران فراوانى داشت.

بزرگداشت هشتصدمين سالگرد مولوى در يونسكو
به مناسبت هشتصدمين سالگرد تولد مولانا جلال الدين بلخى، شاعر و فيلسوف بزرگ ايرانى، روز ششم سپتامبر همايش يك روزه اى با مشاركت سه كشور ايران، تركيه و افغانستان در محل سازمان آموزشى، علمى و فرهنگى ملل متحد، يونسكو، در پاريس برگزار شد.
در اين همايش مولوى پژوهان سه كشور ضمن شركت در جلسه اى به تبادل آراء و بازخوانى انديشه مولانا و تأثير آن بر ملل مختلف پرداختند.
در اين مراسم وزير علوم، تحقيقات و فناورى ايران و سفيران ايران در فرانسه و يونسكو حضور داشتند. همچنين محمد على موحدى، مولانا شناس ايرانى در اين نشست حاضر بود. اين مراسم با سخنان كوشيرو ماتسورا مدير كل يونسكو گشايش يافت و در ادامه پيام هاى رئيس جمهورهاى ايران، افغانستان و تركيه خوانده شد.
در جنب اين همايش، نمايشگاهى از آثار هنرى مرتبط با مولانا نيز به نمايش گذاشته شد: تابلوهاى نقاشى، كتاب و آثار خوشنويسان.
احسان الله حجتى، مديرعامل و رئيس هيأت مديره نمايشگاه هاى فرهنگى ايران در مورد اين نمايشگاه مى گويد: به دنبال درخواست نماينده ايران در يونسكو، موسسه نمايشگاه هاى فرهنگى ايران با همكارى معاونت فرهنگى وزارت ارشاد از سال پيش آثار مرتبط با مولانا را براى شركت در اين نمايشگاه جمع آورى كرد.
به گفته وى ۵۰ اثر خوشنويسى اصل، چندين نسخه خطى و تعدادى تابلوى نقاشى از هنرمندانى كه سال هاست در زمينه عرفان ايرانى كار مى كنند به نمايشگاه آورده شده است.
تاها بهبهانى، نقاش ايرانى كه ۳۶ سال است روى آثار مولانا كار مى كند با هشت تابلو در اين نمايشگاه شركت كرده است. او مى گويد: شخصيت اصلى تابلوهاى من پرنده است كه سالك است و رهبر و راهبر و مريد و مراد. من از پرنده براى تجزيه و تحليل آثار مولانا بهره گرفته ام. حسين محجوبى، ديگر نقاش شركت كننده در اين همايش با ۱۰اثر خطى و چهار تابلو در نمايشگاه شركت كرده و مضامين اصلى آثار او اسب و درخت است.
على جمشيدى، نقاش و مديرگالرى شمس دو تابلو را از مجموعه آثار خويش تحت عنوان آرزوهاى مولانا برگزيده و به نمايشگاه آورده بود.
در كنار نمايشگاه ايران، دو كشور افغانستان و تركيه نيز با آثار هنرى مرتبط با مولانا و همچنين نمونه هاى خطى ديوان مولانا در نمايشگاه حضور داشتند. در بخش افغانستان چند تابلوى رنگ و روغن و نيز تعدادى كتاب در ارتباط با مولانا به نمايش گذاشته شده بود.
در نمايشگاه تركيه، علاوه بر تمثال هاى مولانا، تصاويرى از مجموعه سازهايى كه در مراسم سماع به كار گرفته مى شود، در معرض ديد قرار گرفته بود. مسئول اين نمايشگاه مى گويد: مهم نيست كه مولانا به چه زبانى سخن گفته، مهم اين است كه از انسان گفته؛ اين ويژگى مولاناست كه او را در دل مردمانى از كشورهايى مختلف و بافرهنگ هائى متفاوت زنده نگاهداشته.
بخش ديگر اين همايش، موسيقى بود كه به ترتيب نمايندگان هنرى تركيه، افغانستان و ايران آن را اجرا كردند. هنرمندان ترك، كه از استانبول آمده بودند مراسم سماع را به حاضرين معرفى كردند و گروه هاى هنرى افغانستان و ايران [گروه خورشيد] غزل هاى مولانا را خواندند.
خانم اسين چلبى، كه به بيست و ششمين نواده مولانا مشهور است نيز از حاضرين در جلسه بود. او كه در تركيه زندگى مى كند، مى گويد: مولانا زبان عشق است و مدارا. زبانى كه جهان بدان نياز دارد.

نمايش پيكر موميايى بى نقص دختر اينكا
دختر موميايى اينكا در يك محفظه سرد شده نمايش داده مى شود
جسد موميايى يك دختر اينكا كه باستان شناسان آن را «بى نقص» توصيف مى كنند و در سال ۱۹۹۹ پيدا شد براى نخستين بار در آرژانتين به نمايش گذاشته شده است.
صدها نفر براى ديدن موميايى «دوشيزه» به موزه اى در شهر سالتا در شمال غربى آرژانتين هجوم بردند.
بقاياى اين دختر، كه در زمان مرگ ۱۵ سال داشته است، در يك گودال يخى بر فراز آتشفشانى در كوه هاى اند در كنار يك دختر و پسر جوانتر پيدا شد.
محققان بر اين باورند كه آنها ۵۰۰ سال قبل توسط قوم اينكا قربانى شده اند.
اين سه پيكر در ارتفاع ۶۷۰۰ مترى بر كوه لولايلاكو، آتشفشانى در شمال غربى آرژانتين، در نزديكى مرز شيلى كشف شدند.
در آن زمان دكتر يوهان رينهارد، باستان شناس سرپرست تيم، گفت تاكنون موميايى هائى كه به اين خوبى حفظ شده باشد نديده است.
تصور مى شود كه اين سه نفر، كه كودكان لولايلاكو لقب گرفته اند، در جريان مراسمى براى شكرگزارى از خدايان اينكا براى برداشت سالانه ذرت قربانى شده باشند.
اشتباه بزرگ
موميايى «دوشيزه» در محفظه اى پر از هواى سرد مشابه شرايطى كه پيكر در آن پيدا شده نمايش داده مى شود.
بازديدكنندگان در گفتگو با رسانه هاى آرژانتينى نسبت به كيفيت موميايى ابراز حيرت كرده اند.
يك زن گفت: «من متحير شده ام. وقتى نگاهش مى كنيد هر لحظه انتظار داريد از جا بلند شود و زبان باز كند.»
اما نمايش آن خشم چندين گروه بومى كه براى جلوگيرى از نمايش آن تلاش مى كردند را برانگيخته است.
ميگل سوارز از قبايل دره كالچاكيز در ناحيه سالتا به آسوشيتدپرس گفت كه نمايش موميايى «اشتباهى بزرگ» است و اظهار اميدوارى كرد كه بازديدكنندگان به مرده احترام بگذارند.
امپراتورى اينكاها زمانى بخش اعظم آمريكاى جنوبى از جمله پرو و بوليوى امروزى تا مركز شيلى و بخش هائى از آرژانتين را در بر مى گرفت.
آن امپراتورى در سال ۱۵۳۲ با تهاجم اسپانيايى ها فروپاشيد.

بلنچت برنده جايزه بهترين هنرپيشه زن در ونيز
كيت بلنچت به خاطر ايفاى نقش در فيلم زندگينامه باب ديلان خواننده آمريكايى به نام «آنجا نيستم» برنده جايزه بهترين هنرپيشه زن جشنواره فيلم ونيز شده است.
برد پيت به خاطر بازى در فيلم ترور جسى جيمز به دست رابرت فورد بزدل برنده جايزه بهترين هنرپيشه مرد در ونيز شد.
فيلم انگ لى به نام شهوت، احتياط جايزه شير طلايى كه به بهترين فيلم تعلق مى گيرد را ربود. او دو سال قبل همين جايزه را براى فيلم «كوه بروكبك» گرفته بود.
فيلم انگ لى كه در سبك مهيج با صحنه هاى سكسى ساخته شده در جريان جنگ جهانى دوم در شانگهاى مى گذرد.
فيلم داستان يك گروه از بازيگران جوان آرمانگرا را بازگو مى كند كه براى ترور يك مقام چينى كه با ژاپنى ها تبانى كرده دسيسه مى چينند.
لى گفت كه اين جايزه را به اينگمار برگمن، كارگردان برجسته سوئدى، كه در ماه ژوئيه در سن ۸۹ سالگى درگذشت هديه مى كند.
كيت بلنچت و برد پيت هيچ كدام هنگام اعطاى جوايز حضور نداشتند اما بلنچت در پيامى مراتب قدردانى خود را ارسال كرد.
بلنچت در فيلم آنجا نيستم يكى از چندين هنرپيشه اى است كه نقش باب ديلان، خواننده، را در مراحل مختلف زندگى به تصوير مى كشد.
تاد هينز، كارگردان اين فيلم، نيز جايزه ويژه هيأت داوران جشنواره ونيز را دريافت كرد.

بازسازى خشن
پيشتر در هفته جارى هنگام ورود برد پيت و دوست دخترش انجلينا جولى به جشنواره ونيز تمام توجهات معطوف آنها بود.
انتظار مى رفت كيسى افلِك كه نقش قاتل جيمز را به عنوان يك شخصيت ناهنجار ترسناك بازى مى كند برنده اين جايزه شود.
برايان دى پالما از آمريكا جايزه بهترين كارگردانى را براى فيلم «قاب گرفته» درباره عراق دريافت كرد.
اين فيلم با بازسازى خشن داستان واقعى تجاوز و قتل يك دختر ۱۴ ساله عراقى به دست سربازان آمريكايى، مخاطبان جشنواره را تكان داد.
يكى ديگر از برندگان جشنواره كارگردان بريتانيايى، كن لوش، بود كه جايزه بهترين فيلمنامه براى فيلم اين جهانى آزاد است را درباره سوءاستفاده از مهاجران در بريتانيا گرفت.
كارگردان ايتاليايى برناردو برتولوچى به خاطر مجموعه كارهايش از جمله «آخرين تانگو در پاريس»، «مويد» و «آخرين امپراتور» كه برنده ۹ اسكار شده است يك جايزه ويژه در ونيز گرفت.]

كشف ۲۶ سوزن در بدن يك زن چينى
پزشكان در چين در داخل بدن يك زن سى و يك ساله ۲۶ عدد سوزن پيدا كرده اند.





پزشكان به اين نتيجه رسيده اند كه افكار سنتى در ميان برخى روستائيان چين كه فرزند پسر را به فرزند دختر ارجح مى داند، باعث شده است كه اقوام اين زن، احتمالا پدر و مادربزرگش، وقتى او نوزادى بيش نبوده از شدت خشم اين سوزنها را به بدن او وارد كرده باشند.
اما هيچ راهى براى اثبات اين نظريه وجود ندارد چون آنها درگذشته اند.
تعدادى از اين سوزن ها وارد اعضاى مهم بدن «لو كويفن» شده است. معاينات پزشكى نشان داده كه اين سوزن ها از جمله به ششها، كبد و كليه هاى خانم كويفن راه يافته است؛ يكى از سوزن ها حتى در مغز اين زن جوان سه تكه شده است.
ظاهرا خانم لو به خاطر مشاهده خون در ادرارش به بيمارستان مراجعه كرده است كه در جريان عكسبردارى راديوگرافى پزشكان متوجه اين سوزن ها در بدنش مى شوند.
تا پيش از مراجعه به بيمارستان خانم لو زنى سالم بوده است.
نياز به جراحى
يك گروه پزشكى ۲۳ نفره، شامل پنج جراح آمريكايى و كانادايى، سرگرم بررسى اين پرونده پزشكى عجيب هستند. آنها در پى آن هستند كه بهترين راه براى خارج كردن اين سوزنها را پيدا كنند.
لو كويفن قرار است در بيمارستان بين المللى «ريچلند» در كنمينگ، مركز استان يونان چين، جراحى شود.
ژو مى، رئيس پزشكان اين بيمارستان به بى بى سى گفت كه خارج كردن اين سوزن ها طولانى و پيچيده خواهد بود و براى اين كار به چند جراحى نياز است.
اين بيمارستان، اولين جراحى را كه هزينه آن ۲۲ هزار و پانصد دلار است، به طور مجانى انجام مى دهد. اما خانم لو، كه از اهالى روستاى سونگمينگ است، بايد هزينه ساير جراحى ها را تامين كند.
در برخى روستاهاى چين هنوز هم فرزند پسر را مهمتر از فرزند دختر مى دانند كه يكى از دلايل آن ادامه نام فاميل خانواده است.

جايزه ويژه جشنواره سن سباستيان براى ليو اولمان و ريچارد گير
ليو اولمان، بازيگر ۶۸ ساله نروژى و ريچارد گير ستاره ۵۸ ساله هاليوود امسال در جشنواره فيلم سن سباستيان جايزه ويژه اى به خاطر كارنامه هنرى خود دريافت خواهند كرد. اين خبر را ميكل اولاسيرگى، مدير اين جشنواره ساحلى واقع در شمال اسپانيا اعلام كرد.
ليو اولمان كه در واقع در توكيو، پايتخت ژاپن به دنيا آمده است در لندن بازيگرى را آموزش ديده و بعدها در تئاتر ملى اسلو به روى صحنه مى رفت. اولمان در ميانه دهه ۶۰ ميلادى با فيلمساز بزرگ، اينگمار برگمن آشنا شد و اولين فيلم خود را با نام «پرسونا» با وى كار كرد.
از آن پس او در فيلم هاى بسيارى از آثار برگمن ايفاى نقش كرد و در جهان مطرح گرديد. اولمان و برگمن چندين سال زندگى مشتركى نيز با هم داشتند كه دختر نويسنده شان، لين اولمان، حاصل اين زندگى است.
آخرين فعاليت مشترك هنرى برگمن و اولمان، آخرين فيلم برگمن با نام «ساراباند» (۲۰۰۳) بود. ليو اولمان تا كنون سه فيلم با نام هاى «سوفى» (۱۹۹۲)، «دختر كريستين لاورانس» (۱۹۹۵) و «بى وفاها» (۲۰۰۰) نيز ساخته كه مورد توجه منتقدين قرار گرفته است. فيلمنامه فيلم «بى وفاها» را اينگمار برگمن نوشته بود.
ريچارد گير، بازيگر سينماى آمريكا زندگى خود را در نيويورك و دارمشالاى هندوستان مى گذراند. او كه زاده پنسيلوانيا است و در دوران جوانى نوازنده سازهاى پيانو، گيتار و ترومپت بود و آهنگ نيز مى ساخت؛ در دانشگاه ماساچوست به تحصيل فلسفه پرداخته است. ريچارد گير در سفرى به نپال در سال ۱۹۷۸ شيفته فلسفه شرق شد و در آغاز دهه ۹۰ ميلادى به بوديسم گرويد.
او يكى از دوستان صميمى دلاى لاما است. ريچارد گير تا كنون در ۳۸ فيلم بازى كرده و جوايزى نظير گلدن كلوب و جايزه جشنواره بين المللى فيلم شيكاگو را به دست آورده است. از فيلم هاى مطرح وى مى توان به «زن زيبا» (۱۹۹۰)، «شيكاگو» (۲۰۰۲)، «خيانتكار» (۲۰۰۲) و آخرين آن «مهمانى شكار» ، كه در شصت و چهارمين جشنواره سينمايى ونيز به نمايش درآمد؛ اشاره كرد.
رياست پنجاه و پنجمين دوره جشنواره سن سباستيان را كه قرار است از ۲۰ تا ۲۹ سپتامبر برگزار شود؛ پل آستر، نويسنده، فيلمساز و فيلمنامه نويس معروف آمريكايى بر عهده دارد.
در اين دوره ۱۹ فيلم در بخش مسابقه جشنواره براى دستيابى به جايزه صدف طلايى به رقابت خواهند پرداخت. از ميان، ۱۰ فيلم از اروپا خواهد بود.
از ستاره هاى معروف سينما كه در اين جشنواره حضور خواهند داشت مى توان به دمى مور، ويگو مورتنسن (بازيگر، عكاس، شاعر و نقاش آمريكايى) و يا ساموئل لى. جكسون نام برد.

اهداى شير طلايى جشنواره ونيز به برتولوچى
جشنواره سينمايى ونيز در هفتاد و پنجمين سالگرد تاسيس خود، با شير طلايى ويژه اى ازبرناردو برتولوچى، كارگردان نامدار ايتاليايى تقديركرد.
شيرطلايى جشنواره ونيز، پس از اكران فيلم مستند «جاده نفت» كه برتولوچى در سال ۱۹۶۵ ميلادى تهيه كرده و بخش هاى مهمى ازآن در ايران تصويربردارى شده، به وى اهدا شده است.
برناردو برتولوچى كه از او به عنوان يكى از استادان بزرگ سينماى معاصر ياد مى شود؛ آثارى چون «آخرين امپراطور» ، «بوداى كوچك» ، «آخرين تانگو در پاريس» و يا «۱۹۰۰» به نمايش درآمده است.
جشنواره سينمايى ونيز، به عنوان اولين جشنواره سينمايى جهان و به مناسبت هفتاد و پنجمين سالگرد آغاز فعاليت خود، تصميم گرفت با شير طلايى ويژه اى از اين استاد سينما تقديركند.
برناردو برتولوچى، فرزند يكى از بزرگترين شعراى معاصر ايتاليا، آتيليو برتولوچى است و برادر كوچك تر وى، جوزپه نيز كارگردان سينماست.
وى به عنوان دستيار پيرپائولو پازولينى، به جهان سينما گام گذاشت و براى اولين بار با فيلم «انگل» همين كارگردان در سال ۱۹۶۱ ميلادى به جشنواره ونيز راه يافت.
فيلم «پارتنر» يا شريك اولين فيلمى بود كه با كارگردانى برناردو برتولوچى در جشنواره ونيز اكران شد و آخرين اثر نمايش يافته او در اين جشنواره «رويايى ها» بود كه در سال ۲۰۰۳ به نمايش در آمد و به نوعى ادامه «آخرين تانگو در پاريس» محسوب مى شود.
فيلم «آخرين تانگو در پاريس» با هنرنمايى مارلون براندو و رومى اشنايدر، يكى از پرفروشترين فيلم هاى تاريخ سينما در اروپا بوده است.
گفته مى شود، على رغم اينكه نمايش اين فيلم سال ها در بسيارى از كشورها از جملهايتاليا ممنوع بود، بيش از ۱۴ ميليون نفردر سينما به تماشاى اين فيلم نشستند.
برناردوبرتولوچى تنها كارگردان اروپايى است كه يكى از فيلم هاى اوبه نام «آخرين امپراطور» توانست در سال ۱۹۸۷ ميلادى نه جايزه اسكار را به دست آورد.
در اين دوره جشنواره دو اثرقديمى ازبرتولوچى؛ فيلم داستانى «استراتژى عنكبوت» و مستند «جاده نفت» اكران شد.
مستند جاده نفت كه در سال ۱۹۶۵ ميلادى به درخواست شركت ملى نفت ايتاليا تهيه شده، داستان طلاى سياه، از كشف و استخراج تا ورود به بازار مصرفى است.
بخش اول اين فيلم كه «منشا» نام دارد در حوزه هاى نفتى جنوب ايران فيلم بردارى شده است.
بخش دوم به جريان انتقال نفت خام از خليج فارس تا بندر جنوا در شمال ايتاليا، اختصاص دارد وبخش سوم روند تصفيه نفت و استفاده از آن براى چرخاندن صنايع اروپاى غربى را به تصوير مى كشد.
امسال فيلم «سانسور» به كارگردانى رايان دى پالما، كه به موضوع جنگ عراق مى پردازد، جايزه ويژه صندوق حمايت از كودكان سازمان ملل متحد، يونيسف، را از آن خود كرد.
برخى از تحليلگران سينمايى مى گويند ساخت فيلم هائى با محور جنگ عراق در هاليوود، به نشانه مخالفت بدنه سينماى آمريكا با جنگ عراق است، نظرى كه همه تحليلگران با آن موافق نيستند.
جاناتان دام، كارگردان فيلم هاى چون «فيلادلفيا» و «سكوت بيگناهان» ، آخرين اثرخود با نام «مردى از مزرعه» كه مستندى در رابطه با جيمى كارتر، سى ونهمين رئيس جمهورى آمريكاست، را در بخش «افق» ارائه داد.
اين مستند بر مبناى كتابى از جيمى كارتر با عنوان «فلسطين: صلح آرى، آپارتايد نه» ساخته شده و آنچنانكه از نامش پيداست، از حق فلسطينى ها براى تشكيل كشورى مستقل حمايت مى كند.
دو فيلم آخرى كه در بخش رقابتى حضور دارند، «۱۲» به كارگردانى نيكيتا ميخائيلكف روس، و «آشوب» به كارگردانى يوسف شاهين مصرى، دو فيلم نهايى بخش رقابتى هستند.
فيلم «دوازده» به برخورد ميان روس ها با چچن ها و ديگر اهالى منطقه قفقاز مى پردازد و به گفته ناظران مى تواند در اين جشنواره جايزه اى دريافت كند.
درحاليكه فيلم «آشوب» به كارگردانى يوسف شاهين كه احتمالا يكى از پرفروشترين فيلم هاى جهان عرب خواهد بود، قادر نيست فيلم تونسى «راز بذر» را كه هنوز تنها كانديداى دريافت شيرطلايى است، به چالش بكشد.
جشنواره فيلم ونيز تا روز شنبه هشتم سپتامبر ادامه خواهد داشت.
در بخش مسابقه ۲۰ فيلم به رقابت پرداختند و ۱۳ فيلم نيز در بخش غير رقابتى به نمايش درآمد.
در بخش رقابتى جشنواره امسال، شش فيلم از آمريكا و چهار فيلم از بريتانيا حضور دارند.
امسال هفتاد و پنجمين سالگرد جشنواره فيلم ونيز است، در حالى كه تنها شصت و چهار دوره برگزار شده وعلت برگزار نشدن آن در بعضى از سال ها، وقوع جنگ و برخى مشكلات ديگر بوده است.
چاپ كنيد براى دوستان خود بفرستيد درهمين زمينه[۱۳۸۶/۰۶/۰۶] جشنواره سينماى ونيز، بدون حضور ايران

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
يك زندگى
انگليس
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
افغانستان
ورزش
تاريخ
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
علمى
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   طنز   •   از شما چه پنهان   • 
•   از آنچه گفته اند   •   يك زندگى   •   انگليس   •   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   • 
•   جهان   •   افغانستان   •   ورزش   •   تاريخ   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   • 
•   آخر هفته   •   حوادث   •   علمى   •   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •