در هفته اى كه گذشت ايران شاهد دو تغيير مهم در پست هاى رده بالاى نظام جمهورى اسلامى بود.
پس از اعلام ناگهانى بركنارى يحيى رحيم صفوى از فرماندهى سپاه پاسداران و گماردن محمد على جعفرى به جاى وى، سه شنبه هفته گذشته و در اولين ساعات اجلاس مجلس خبرگان رهبرى، اكبر هاشمى رفسنجانى به سمت رئيس اين مجلس انتخاب شد.
انتخاب رفسنجانى از آن جهت قابل توجه است كه پيش از برگزارى اجلاس مجلس خبرگان، اصولگرايان هوادار محمود احمدى نژاد، رئيس جمهورى ايران، با حمله هاى آشكار و پنهان به وى تلاش داشتند تا نامزد مورد نظر خود يعنى محمد تقى مصباح يزدى و يا احمد جنتى را در مسند رياست مجلس خبرگان ببينند.
به رغم همه تلاش ها و اعلام نام احمد جنتى، دبير شوراى نگهبان به عنوان رقيب اكبر هاشمى رفسنجانى اصولگرايان نتوانستند به هدف خود دست يابند.
انتخاب هاشمى رفسنجانى به سمت رئيس مجلس خبرگان به عنوان تنها نهادى كه براساس قانون اساسى بالاتر از رهبرى قرار دارد و از سوى ديگر، رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام را نيز بر عهده دارد پرسش هائى را مطرح مى كند.
در واقع اين پرسش ها به نقش و فعاليت مجلس خبرگان در آينده باز مى گردد كه در يك هفته اخير مورد بحثبسيارى از رسانه ها و صاحبنظران سياسى بوده است. در همين زمينه، راديو فردا در ميزگرد هفتگى خود در گفت وگو با دكتر مرتضى انصارى، قاضى و استاد دانشگاه در پاريس، دكتر صادق زيباكلام، استاد دانشگاه تهران و حسين باستانى، روزنامه نگار اين موضوع را به بحث گذاشته است.
«نظارت بر رهبرى ناديده گرفته شده است»
مرتضى انصارى، قاضى و استاد دانشگاه در پاريسمعتقد است: مسئوليت دوگانه هاشمى رفسنجانى به عنوان رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام و رئيس مجلس خبرگان رهبرى از نظر قانون اساسى و صرفا حقوقى بلا مانع است اما از آنجا كه وى رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام و مشاور رهبر است از نظر سياسى نمى تواند در مقام رياست مجلس خبرگان بر كارهايى نظارت كند كه خود به عنوان مشاور انجام داده است.
انصارى مى گويد: گرچه از نظر صورى انتخاب اكبر هاشمى رفسنجانى به رياست مجلس خبرگان رويدادى مهم است اما بايد ديد آيا اين انتخاب تاثيرى اساسى در عملكرد مجلس خبرگان خواهد داشت يا نه. تا زمانى كه اين تغييرات نمودى خارجى نداشته باشد نمى توان از تغيير سخن گفت.
به گفته وى، «مثلا نمايندگان مجلس خبرگان تنها سوگند ياد مى كنند كه رهبرى اصلح را انتخاب كنند اما هيچ اشاره اى به مهمترين وظيفه خبرگان يعنى نظارت بر عملكرد رهبرى نيست. مجلس خبرگان هرچند كه بر اساس قانون اساسى رهبر را انتخاب مى كند، اما همين نهاد پس از انتخاب رهبر عملا و تا به حال تبديل به زير مجموعه اى از رهبر عمل كرده است. بنابراين نا هماهنگى هاى زيادى هم در قانون و هم در عملكرد نهادهاى حكومتى به چشم مى خورد.»
نكته ديگرى كه انصارى به آن اشاره مى كند اين است كه «به رغم انتخاب نمايندگان مجلس خبرگان از سوى رأى دهندگان، اعضاى مجلس خبرگان خود را موظف به دادن گزارش به موكلين خود نمى بيند بدين معنى كه مجلس خبرگان هيچ گزارشى از كار خود و بحث هائى كه در درون اين مجلس پيش برده مى شود، در اختيار افكار عمومى نمى گذارد بلكه پشت درهاى بسته بحث مى كند و تصميم مى گيرد.»
«انتخاب رفسنجانى، نقطه عطفى در تاريخ جمهورى اسلامى»
صادق زيبا كلام، استاد دانشگاه تهران، انتخاب رفسنجانى را رويدادى تاريخى ارزيابى مى كند و مى گويد: با توجه به وجود دو ديدگاه اصولگرا، راديكال و بنيادگرا از يك طرف و ديدگاه معتدل و ميانه رو از سوى ديگر، پيروزى رفسنجانى به عنوان نماينده اى از جناح معتدل روحانيت در مقطع فعلى معنى دار است چرا كه پس از نزديك به سه دهه براى نخستين بار نگاه اصولگرا توانسته است تمام اهرم هاى قدرت را بدست بگيرد.
به گفته زيبا كلام، نبايد تغييرات در مجلس خبرگان را در كوتاه مدت ديد و مهم هم شخص هاشمى رفسنجانى نيست بلكه نظرى است كه وى مطرح مى كند.
وى مى افزايد: قبل از پرداختن به ساز و كارهاى تغيير و تحولات بايد ديد كه آيا مجلس خبرگان قائل به اين است كه مى تواند بر تصميمات و سياست هاى رهبرى نظارت كند يا نه؟ اصولگرايان با اين امر مخالفند چون رهبر را معصوم مى دانند بنابراين لزومى بر نظارت نمى بينند.
به گفته زيباكلام، «در مقابل اين ديدگاه، نظرگاه معتدل، نظارت بر عملكرد رهبر را جزء وظايف مجلس خبرگان مى داند. بنابراين اين انتخاب نقطه عطفى است در تاريخ سه دهه جمهورى اسلامى.»
اين استاد دانشگاه، درباره جابجايى فرمانده سپاه مى گويد: اين تغيير را نمى توان ناگهانى دانست بلكه با توجه به همكارى نزديكى كه سردار جعفرى با على لاريجانى در دو سال گذشته در شوراى عالى امنيت ملى داشته است مى توان چنين تحليل كرد كه در طى اين مدت همكارى و پى بردن به توانايى هاى سردار جعفرى دليلى بوده است كه وى به اين مقام انتخاب شود.
«تكليف دعواى روحانيون روشن شد»
به باور حسين باستانى روزنامه نگار، «در مجلس خبرگان برخلاف ديگر نهادهاى حكومتى در ايران كه جناح هاى سياسى در برابر يكديگر قرار گرفته اند، تنها روحانيون هستند كه با يكديگر در رقابت اند.»
وى مى افزايد: انتخابات مجلس خبرگان به نحوى تكليف يك دعوا بر سر اينكه چه كسى روحانيت را نمايندگى مى كند روشن كرد.
باستانى در باره پيامدهاى احتمالى اين انتخاب مى گويد: با توجه به تركيب مجلس خبرگان بعيد به نظر مى آيد كه مثلا بسيارى از ائمه جمعه شهرستان ها كه كهولت سن هم دارند، بيايند و در مجلس خبرگان عليه رهبرى رأى بدهند.
وى معتقد است: اعضاى مجلس خبرگان به مانند سربازانى هستند كه يك عمر حقوق مى گيرند تا در صورت بروز جنگ بجنگند، بنابراين اهميت رأى آنان زمانى مهم مى شود كه انتخاب رهبر در دستور كار قرار گيرد. بنابر اين در چنين لحظه اى رفسنجانى مى تواند نقش بازى كند.
در باره تغيير فرمانده سپاه پاسداران، باستانى مى گويد: تحليل خبرگزارى ها و روزنامه نگاران كه اين جابجايى را به معنى تغيير استراتژى دفاعى ايران ارزيابى مى كنند بسيار «شتابزده» است.
وى در پاسخ به اين پرسش كه «آيا اين جابجايى در سطح فرماندهى سپاه پاسداران را مى توان در اين رابطه ديد كه آمريكا قصد دارد نام سپاه را در فهرست سازمان هاى تروريستى گذاشت» ، مى گويد: اين جابجايى ربطى به اين مسأله ندارد اما مى تواند در ارتباط با فشارهايى ارزيابى شود كه در يكى دو سال گذشته جمهورى اسلامى با آن روبرو بوده است.