Nimrooz
Vol. 18, No. 948, September 14, 2007
سال هيجدهم - شماره ۹۴۸ - جمعه ۲۳ شهريور ۱۳۸۶
منصور پويان
فراز و فرود فرهنگ و تمدن در ايرانزمين-۳۱
در معانى سنتى، روشنفكر كسى مى بود كه بحرالعلوم و يا كعب الاخبار و همه چيزدان باشد.
در اين نوشتار، منظور نويسنده از روشنفكر كسى است كه با شناخت از مسائل تاريخى و جامعه شناسانه، مى كوشد تا واقعيت هاى جارى را با گفتمان سازى دگرگون ساخته؛ شرايط را براى فرا روى جامعه مهيا كند. البته بايد متذكر شوم كه شناخت روشنفكران از جامعه و شرايط اش، خود حاصلى برآمده از كنش و واكنش متقابل ميان ذهنيت و عينيت است. بدين معنى، شناسائى آينه وار از واقعيت محلى از اعراب در عملكرد روشنفكران ندارد.
گفتم كه يكى از ويژگى هاى برجسته مقوله روشنفكرى جديد از مشروطيت به بعد همانا سياست زدگى آن است. روشنفكران ايرانى در طول صد ساله اخير عموماً از خط مشى درگيرى با قدرت و حكومت تبعيت كرده اند. حضور روشنفكران در حاكميت و مشاركت آنها با حكومت، به منظور اثرگذارى، اصلاح و توسعه آرام، راهبردى است كه عمدتاً از جانب روشنفكران در عصر پهلوى مردود شمرده شد.
آن روشنفكران قليلى كه به منظور اصلاح امور به همكارى با رژيم شاه مبادرت مى ورزيدند، از جانب بخش عمده به خيانت و سازش منسوب گشته و در اردوگاه «ضد خلق» رده بندى مى شدند از جمله روشنفكران مشاركت جو مى توان از محمدعلى فروغى، محمد درخشش، شجاع الدين شفا، فريدون هويدا، احسان يارشاطر، احسان نراقى، داريوش همايون، هوشنگ وزيرى و بسيارانى ديگر ياد كرد. روشنفكران مشاركت جو، به دور از منويات شخصى، نتوانستند اصلاح امور را سر لوحه همت خويش سازند. به عنوان نمونه، اينك به بررسى يكى از حلقه هاى روشنفكرى مشاركت جو در خارج از كشور مى پردازم.
در دهه ۱۳۳۰ شمسى، سه نفر از روشنفكران تحصيل كرده ايرانى در پاريس محفلى بنا نهادند كه به «شب هاى ۱۱۲» موسوم شد. اين نامگذارى از اين بابت بود كه آنها عمدتاً با دوستانِ روشنفكر خارجى خود، در خانه فريدون هويدا به شماره ۱۱۲ در پاريس گردهم مى آمدند.
محفل سه نفره اين گروه به نحوى از انحا، جريان روشنفكرى ايران را در دهه ۳۰ و اوائل دهه ۴۰ شمسى در فرانسه نمايندگى مى كرد. گروه آنها با نويسندگان و فيلمسازان فرانسوى و ايتاليائى (مقيم پاريس) ارتباط نزديك داشت. اعضاى اين گروه سه نفره موسوم به گروه «سه تفنگدار» عبارت بودند از:
۱-مصطفى فرزانه نويسنده مقيم فرانسه كه هنوز در قيد حيات است. او قبلاً خاطرات خود را از صادق هدايت و از مرتضى كيوان و اينك خاطرات خود را از محفل «۱۱۲» و از شب- چرانى هايشان به چاپ رسانيده است.
۲-فريدون هويدا برادر اميرعباس هويدا و سفير ايران در سازمان ملل تا سال ۱۹۷۸ ميلادى.
۳-فرخ غفارى كارگردان سينما كه چند فيلم فارسى از جمله «شب قوزى» و «زنبورك» در كارنامه هنرى او موجود است.
از نشست هاى پر طمطراق اين گروه در پاريس، هيچگونه توليد و مابه ازاى بيرونى درخشانى بر جاى نمانده است. پى آمد فعاليت هاى بعدى اين سه تن نيز، جز خاطره نويسى و تعقيب منويات شخصى، چيزى حاصل در كار نيامد. اگر چه اين گروه سه نفره از زمره روشنفكرانى بودند كه به همكارى با رژيم شاه مبادرت ورزيدند، اما، مقام پرستى و ناآشنائى با مسائل جامعه موجب شد كه عملكرد آنها هيچگونه تأثير گِره گشايانه اى براى جامعه ايرانى در بَر نداشته باشد.
در مقابل، چنانچه جامعه روشنفكرى ايران از نقش راهبردى گروه «رتبعه» تبعيت كرده بود؛ شايد كشور ما مى توانست خود را به قافله تمدن جديد برساند و به كشورى نوبنياد تبديل شود. شوربختانه پس از كودتاى ،۱۳۳۲ بخش عمده جريان روشنفكرى ايران به تدريج سياست زدگى پيشه كرد و با وابستگى فكرى به ماركسيسم- لنينيسم، از راهبرد مدرنيته دور افتاد.
گروه «ربعه» در دهه ۱۳۲۰ شمسى به ابتكار صادق هدايت در تهران بنا نهاده شد. به قول مسعود فرزاد، نام «ربعه» خود يك شوخى وَغ وَغ ساهابى از نوع «قضيه» پردازى بود تا نام گروه با نام «سبعه»، كه اديبان سنت گرا راه انداخته بودند، به طعنه همقافيه شود.
گروه «ربعه» بر آن بود تا با نوآورى هاى ادبياتى از يك طرف و نوآمد كردن زبان فارسى از طرف ديگر، شرايط فرهنگى و ارزشى لازم را براى انفكاك از كلاسيسيم فراهم آورد. در گروه ربعه، چهار تن از نوگرايان ادبى عضويت داشتند. اين چهار تن عبارت بودند از: صادق هدايت، مسعود فرزاد، بزرگ علوى و مجتبى مينوى. آنها دغدغه نوآمدگرى داشتند و بر آن بودند تا زبان فارسى را از دايره تكرار برهانند و آن را چه از لحاظ صرف و نحو دستورى و چه از لحاظ استيك ادبياتى به سوى آفاق مدرنيسم بكشانند. آنها در مقابله با سنت و كهن الگوها متحمل خطر شدند تا بتوانند بخشى از الزامات مدرنيته ايرانى را جامه عمل بپوشانند.
حالا كه نه از تاك نشان مانده و نه از تاك نشان، جاى آن دارد كه با نگاهى انتقادى به كارنامه بخش هاى مختلف جنبش روشنفكرى ايران، از سترونى آنها آموخت تا توشه كار آزموده اى براى پيشروى به سوى آينده فراگِرد آورد. اهمال كارى در امر نوآورى و غلبه جنبه تخالف جوئى با حاكميت، سرانجام به سقوط رژيم شاه منجر شد. اما جابه جائى قدرت نتيجه اى جز بازگشت به سنت و فراگيرى همه جانبه فقاهت، حاصلى ديگر به بار نياورد. چرا كه مبانى فرهنگى و نگرشى جديدى در مطابقت با دوران جديد هنوز شكل نگرفته بود. آنجا كه عرصه فرهنگى و هنرى نو نگشته باشد و گفتمان هاى انديشگى دست نخورده باشد و فقط بينش و نگرش ايدئولوژيكى؛ يعنى سياسى نگرى و سياسى گرى هاى سطحى، دامن زده شده باشد، نتيجه همان مى شود كه انقلاب ايران آبستن آن شد.
گفتمان هاى انديشگى، هنرى و ادبى به مثابه تجليات فكرى، ارزشى و عاطفى هماره در زندگى اجتماعى اثر گذارند. اشكال مختلف گفتمان ابزارهائى مؤثرند كه در تحكيم وضعيت موجود و يا براى تغيير وضع موجود مى توانند مورد استفاده قرار گيرند. براى بازسازى جوامع بايد به شكل گيرى و اقتدارمند شدن گفتمان هاى نوبنياد مدد رسانيد. مثلاً آن معشوق اثيرى كه در آثار غنائى شاعران كلاسيك پيوسته ظاهر مى شود، از نقش اش، به مراتب در هنر و ادبيات مدرن بايد كاسته شود.
گفتمان ها را تنها به حيطه نوشتار، كتاب و گفتار نمى توان منحصر كرد. آنها حتى در الگوهاى رفتارى و كردارى نيز متبارزند. همانطور كه گفته شده گفتمان ها در چالش با يكديگر و در ارتباط با مسأله قدرتمدارى تعريف مى شوند. جدال گفتمان ها در عرصه زندگى اجتماعى و در تنش ها و كنش هاى ميان- گروهى نيز به چشم مى خورد.
(ادامه دارد)

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
يك زندگى
انگليس
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
افغانستان
ورزش
تاريخ
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
علمى
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   طنز   •   از شما چه پنهان   • 
•   از آنچه گفته اند   •   يك زندگى   •   انگليس   •   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   • 
•   جهان   •   افغانستان   •   ورزش   •   تاريخ   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   • 
•   آخر هفته   •   حوادث   •   علمى   •   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •