Nimrooz
Vol. 18, No. 948, September 14, 2007
سال هيجدهم - شماره ۹۴۸ - جمعه ۲۳ شهريور ۱۳۸۶
«سياوش اوستا»
مذهبى بودن سران رژيم دليل ديگرى بر تقويت على شريعتى در برابر ماركسيست ها و ارتجاع بود
003906.jpg
عباسى
در روزگار قحطى هر فرياد، هر جنبش هر كوشش فرياد روزگار ماست...
بى تو من از خمين گذشتم
افسرده بود و سرد
نام ترا زمزمه مى گرد، روح خدا!... (على شريعتى)
اين چند خط از شعر بلندى است كه على شريعتى براى روح الله خمينى و در تقدير و بزرگداشت او سروده است.
على شريعتى كه با زبان سحرآميز و افسونگرانه اش توانسته است جوانان را به خواب و رؤياهاى جادوئى بكشاند، پيش از آن كه در سخنرانى نمودن و كويريات نوشتن گل كند يك شاعر بود كه حتى براى خدمتكار خانه و مهندس معين فر و فلان بازارى نيز شعر مى سرود و در هنگامه جمع آورى مجموعه آثار على شريعتى، خانواده وى انتشار دهها سروده وى را سانسور نموده و براى حفظ قداست او اشعارش را منتشر نكردند.
چنانچه گفته شد، سازمان امنيت كشور پادشاهى دلايل ويژه خود را داشت تا در جهت بهره ورى از زبان و قلم افسونگر شريعتى بهره ببرد و در هنگامه اى كه تمامى مراجع تقليد فتاوى تحريم آثار شريعتى را صادر كرده بودند و نقد ماركسيست هاى اسلامى (مجاهدين و چريك هاى فدائى خلق) با انتشار كتاب اسلام و مكتب هاى مشرق زمين، بهترين بهانه را به ساواك مى داد تا از على شريعتى به عنوان يك عامل در جهت مبارزه با چپ و ارتجاع بهره ببرند و همزمان اگر كسانى از طيف جوانان سرزمين، روحيه و شور و حال انقلابى داشته و با مطالعه برخى آثار تحريك آميز على شريعتى به سوى مخالفت با رژيم و همراهى با نيروهاى چريكى كشانده مى شدند، سازمان امنيت با شناسائى عوامل و عناصرى كه پتانسيل ضديت با نظام را داشتند مى توانست با بازداشت آنها، هم عناصرى كه زمينه درگير شدن را داشتند شناسائى كرده و هم با بازداشت برخى و نشان دادن زهر چشم هائى آنها را اصلاح كنند. يعنى على شريعتى همزمان به عنوان يك عامل شناسائى مخالفان و از سوى ديگر متفكرى كه با ارتجاع سرخ و سياه برخورد مى كرد مورد بهره ورى سازمان امنيت كشور بود. همان شيوه اى كه توسط سازمان امنيت ملاها نيز از بدو انقلاب تا به امروز دنبال شده است.
از سوئى مسئله بسيار مهم ديگرى كه عامل اصلى تقويت سازمان امنيتى كشور از على شريعتى بود، مذهبى بودن رؤساى ساواك در مشهد بود. تيمسار بهرامى و شيخان بسان تمامى طيف امنيتى و نظامى يا غيرنظامى كشور يك زمينه قوى مذهبى و باور به اسلام محمدى داشته اند و اين باور و ايمان محكم عامل اصلى بهره ورى على شريعتى بود كه با طرح نوعى اسلام نه ماركسيستى و نه آخوندى بتواند توجه آنان را جلب نمايد. به ويژه اين كه تيمسار بهرامى و... اطلاعات كافى از جلسات كانون نشر حقايق اسلامى داشت و سابقه چندين ساله اين سازمان دينى كه همواره نوعى ديگر از اسلام را كه مخالف روضه خوانى و زنجيرزنى مى بود تبليغ مى كردند، را در دسترس داشت.
آنچه در تفكرات على شريعتى در رابطه با فرهنگ و تمدن ايران مورد هجوم و حمله قرار گرفته است و به گفته بخشى از انديشمندان، نابخشودنى مى باشد تحقير شخصيت ها و انديشه هاى بزرگ تاريخى ايران است:
-على شريعتى آئين ميترا را آئين جادوگرى مى داند و پيداست كه در اين مورد حتى ده صفحه هم مطالعه نكرده است.
-ابوعلى سينا را به خاطر بى باوريش به اسلام مورد حمله قرار داده و مى گويد: بوعلى يك متخصص بى ايمان، بى هدف و بدتر از عامى است وى يك مرد پر فيس و افاده است كه صدتا بوعلى يك اباذر (راهزنى حرفه اصلى ابوذر بوده است) نمى شود.
-على شريعتى حكيم ابوالقاسم فردوسى را كه پاسدار فرهنگ زبان تاريخى ماست نيز مدافع و ايدئولوژيك فتوداليته دانسته و وى را رد مى كند.
-على شريعتى صادق هدايت را كسى معرفى مى كند كه دردبى دردى يك طبقه اشرافى و مرفه و تنبل و بى كار را داشته و از دسترنج تهيدستان مى خورده است. (پيداست كه اين افسونگر فريبكار حتى يك صفحه هم از هدايت را نخوانده است.)
چنانچه تا به امروز پس از سال ها از مرگ على شريعتى اكثر ياران ديروزش و فاميل و خانواده و دوستان و دشمنانش گفته و نوشته اند على شريعتى و آثارش جمع اضداد است كه در هر موردى هم مثبت آن را مى يابى و هم منفى آن را، دليل اصلى اين مسئله، آخوند صفت بودن على شريعتى است وى نسبت به جايگاهى كه به منبر مى رفت به گونه اى حرف مى زد تا پامنبرى هاى همان محل را مجذوب خود كند. مثلاً وقتى هنوز با بازاريان تهران و هداياى ماشين سوارى تجار محترم آشنا نشده بود، اسلام را نوعى معرفى كرد كه شبيه و نزديك به اهل تسنن بود (اسلام شناسى مشهد) اما وقتى به تهران آمد و با آخوندهائى چون مطهرى، باهنر، خامنه اى و صدربلاغى و مجتهد شبسترى و بهشتى آشنا شد، نوعى ديگر اسلام را معرفى كرد تا خوشايند اين روحانيون تشيع باشد زيرا آنها ميزبانش در تهران بودند لذا وقتى تاريخ اديان و اسلام شناسى تهران را با اسلام شناسى مشهد مقايسه مى كنيم تضادها و تناقض ها فراوانى را كه نسبت به باور شيعه و سنى كه از زمين تا آسمان متفاوت مى باشد را در آن دو تحليل مى يابيم.
بسيارى على شريعتى را التقاطى دانسته اند كه در اين مورد نيز در آثار او دلائل بسيارى به چشم مى خورد.
-او تكامل ديالكتيكى ماركسيسم را رنگ و لعاب باطل اسلامى داده.
-و توحيد اسلامى را بسان وحدت جهانى ماركسيسم معرفى كرده است.
-جهاد و شهادت اسلامى را بسان انقلاب ماركسيسم معرفى كرده است.
-زكات و تعديل ثروت در اسلام و جنگ هاى اوليه پيامبر اسلام كه خود وى آنها را غزوات (تهاجم براى كسب غنيمت) خوانده است را بسان سوسياليسم و اقتصاد ماركسيستى معرفى كرده است.
خلافت و امامت را در اسلام و تشيع بسان رهبرى انقلابى حزب در ماركسيسم معرفى كرده و رسماً از تئورى دموكراسى آنگاژه و متعهد دفاع كرده است.
-تحولات در خلقت و قرآن و اسلام را همان تكامل ديالكتيكى ماركسيسم دانسته است.
-خدا و شيطان و اسلام را همان تز، آنتى تز و سنتز ماركسيستى دانسته است.
-روحيه تلاش و كار و حركت در اسلام را بسان روحيه انقلاب مداوم در ماركسيسم معرفى كرده است.
-دين و دولت و سرمايه ماركسيسم را با عنوان تيغ و طلا و تسبيح و يا زور و زر و تزوير و يا استعمار، استثمار و استبداد معرفى كرده است.
-شعار انقلاب فرانسه را كه آزادى، برابرى و برادرى بوده است به عنوان شعارهائى كه به او وحى شده معرفى كرده است.
آرى اين چنين است كه امروز در دورانى كه دهها انديشمند و محقق به نقد اصولى و جدى اين فريبكار بزرگ تاريخ ما كه خواب رهبر و رئيس و پيامبر شدن را ديده بود پرداخته اند، من در همين جا نقطه پايانى بر على شريعتى مى گذارم با آرزوى اين كه نسل نو و جوان كنونى ما در دام آثار فريبكارانه وى كه در تيراژهاى بالا توسط نظام اسلامى منتشر مى شود نيفتند و از فرزند او خليفه نسازند اين بحث را مى بندم.
www.awesta.net

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
يك زندگى
انگليس
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
افغانستان
ورزش
تاريخ
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
علمى
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   طنز   •   از شما چه پنهان   • 
•   از آنچه گفته اند   •   يك زندگى   •   انگليس   •   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   • 
•   جهان   •   افغانستان   •   ورزش   •   تاريخ   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   • 
•   آخر هفته   •   حوادث   •   علمى   •   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •