|
تهران داغ داغ داغ- على مستعلى زاده
سه صفر از پول كم شود براى حفظ بيضه اسلام
هزار تومان زمان شاه ۱۲۸ هزار تومان امروز
تهران پايتخت گدايان خاورميانه
پليس با مخارج ميلياردى گداها را ميگيرد يا نميگذارد ازشان عكس بگيرند
ميزان خودكشى در كشورى كه پاكترين منطقه بود
مهرداد جان محبوب منزل رئيس جمهور همه كاره شده است.
مهردادجان در نقش زن افتخارى
كارگزاران اخراج بچه هايشان با نصف قيمت سركار
پليس: به محتاجان بنزين رحم نكنيد
اين هفته تهران داغ داغ بود و باز هم حرفهاى صدتا يك قاز براى فريب مردم و تقسيم اسكناس بين مردم فقير و خريدن رأى و نظر آنها. كسى به فكر فردا نيست. صداى آنها كه خبر دادند بيست سال بعد بى نفت و گاز ميخواهيد چكار كنيد دست كم امروز گاز را به نرخ حلواجزئى نفروشيد به جائى نرسيد. تنها راه چاره را كردهاى ترك ايجاد كردند كه با به آتش كشيدن خط لوله تركيه. مردم نواحى آذربايجان را از قطع گاز نجات دادند. بگو چرا گازى كه در ماكو به لوله ها نميرود راهى تركيه ميشود جوابش آسان است اولى كه اسلامگرايان در تركيه به حكومت رسيدند اقايان هول شدند كه حتما با آنها رفيق ميشوند و اين خط لوله و قرارداد را دادند و حالا كه معلوم شده حكومت اردوغان بهترين دوست اسرائيلى ها در منطقه است ديگر جاى پس گرفتن ندارد. مردم ميگويند بگذار بدهند مگر اينها كه به نيكاراگوئه داده اند بازگرفتنى بود. بالاخره روزى حساب و كتاب به ميان ميايد و معلوم خواهد شد كه اينها با ثروت مملكت چه كرده اند.
به همين جهت است كه خبر رسيده است كه رئيس جمهور دستور داده سه صفر براى حفط ابرو از پول كشور برداشته شود يعنى يك فريبكارى بزرگ سه هزار تومان را بكن سه تومن و بعد هم دعا كن كه در دوران جمهورى اسلامى نرخ خانه ثابت ماند در حالى كه در عالم واقع هزار برابر شده است. بيهوده نيست كه همه كسانى كه به شهرك نهم آبان سابق در نازى آباد ميروند اين حرف را از پيرها ميشوند كه خدا از تقصير ما نگذرد كه همه چيز از شاه گرفتيم و بعد مرگش را خواستيم و خودمان را گرفتار كرديم حق ماست.
سه صفر رئيس
عضو ناظر شوراى سابق پول و اعتبار گفت: «رئيس جمهورى دستور بررسى حذف سه صفر از پول ملى را در بخش هاى تخصصى بانك مركزى صادر كرد.» و تا چنين خبرى نيايد خودشان زبان باز نميكنند و حقايق را نميگويند. نميگويند كه هم اكنون درشت ترين اسكناس در كشور پنج هزار تومانى است و تا چندى قبل درشت ترين پول دو هزار تومانى بود. اما مهمتر از همه اعترافاتشان به اينست كه «اسكناس هزار تومانى سال ۱۳۵۱ منتشر شده است و قدرت خريد اين پول معادل ۱۲۸ هزار تومان امروز است.» يعنى آن زمان هزار تومان واقعاً پول درشت تلقى مى شد و اگر كسى حقوق خود را به مبلغ هزار يا دو هزار تومان مى گرفت، پرداخت تنها دو برگ اسكناس براى دادن حقوق او كافى بود. اما امروز پول هاى درشت ما معادل پول خرد بسيارى از كشورهاى جهان است تا يك پوند انگليس حدود دو هزار تومان ايران و يك دلار آمريكا معادل هزار تومان ماست. نماينده شوراى نگهبان در مجلس شوراى اخوندى گفته هزار تومان ما معادل چهار ريال عربستان سعودى است كه تقريبا پول خرد تلقى مى شود. و بعد هم اين وضعيت را ناشى از كاهش ارزش پول طى دهه هاى اخير ذكر كرد و توضيح داده اين افت مشكلاتى را به لحاظ عينى و ذهنى پديد آورده است.
حالا شما بايد به رمل و اسطرلاب ميزان زيانى را كه آخوندها وارد اقتصاد كشور كرده اند و ميزان سرمايه اى كه هدر داده اند و پنج ميليون نفرى را كه آواره كرده اند حساب كنيد. و يكى از آنها بپرسد كه چرا هزار تومان آن موقع به اندازه ۱۲۸ هزار تومان امروزست. چرا مابه التفاوت اين دو رقم كجا رفته و از كجا اين همه صفر به دنبال رقم اسكناس اضافه شده است.
در همين موقع دزدى هاى وحشتناك سر اسكناس هم فاش ميشود. معلوم ميشود اين بسته هاى اسكناس كه هر وقت احمدى نژاد به سفر ميرود همراهش ميبرند و همراه با كاغذى به مردم ميدهند كه در آن نوشته اين را رئيس جمهور از حساب خودش به شما داده برايش دعا كنيد [كه معنايش همانست كه به او رأى بدهيد] از كجا مى آيد و به كدام حساب گذاشته ميشود. در صورت حسابها مى نويسند هزينه چاپ اسكناس در كشور۶۰ ميليارد تومان است، يعنى براى هر ايرانى سالى ۱۱۰ برگ اسكناس دوباره چاپ ميشود. يادتان باشد كه اين رقم در همه دنيا ده تا دوازده است. دستگاه اينرا بايد براى مردم ايران روشن كند. در ضمن روشن كند كه آيا اين از زمان احمدى نژاد درست شده يا هميشه بوده. اگر هميشه بوده آنها كجا رفته به جيب رئيس جمهورهاى سابق رفته يا آن زمان هم به حساب يكى ديگر ميرفته كه يواشكى پول مملكت را ميخورد و به اسم خودش به پاكستان و سومالى و جاهاى ديگر ميفرستد و دفترهاى مقام معظم رهبرى را داير نگاه ميدارد. اگر نيست بگوئيد كه اين دفاتر رهبر جمهورى اسلامى در كشورهاى مختلف از كجا اداره ميشود كه به اندازه سفارت دفتر و دستك دارد تازه نماينده خامنه اى رئيس سفرا هم هست يعنى اگر به آنها بگويد اين خرج را بكن و يا اين آدم را بياور و ببرد كسى نيست بگويد نه.
آقايان متوجه باشند كه روزى حساب خواهد رسيد و آن وقت داغ اين مهرها كه بر پيشانى تان چسبانده ايد تا خودتان را مقدس نشان دهيد بر نامتان و بر خانواده تان خواهد افتاد. اگر اينكار را براى مردان دوره شاه كرديد و ثابت شد دروغ بود و آنان در فقر در غربت درگذشتند، اينك ديگر ماجرا به آن سادگى نيست.
گوش كنيد كه نماينده خودشان در مجلس خودشان چى ميگويد «اين وضعيت به لحاظ روانى براى مردم ما احساس بدى به وجود آورده است يعنى وقتى مردم ۱۰۰ هزار تومان مى دهند و يك اسكناس صددلارى مى گيرند، برايشان مطلوب نيست يا حجاجى كه به مكه مشرف مى شدند و زمانى در برابر ۱۰۰۰ تومان ۵۰۰ ريال عربستان مى گرفتند و الان چهار ريال عربستان را دريافت مى كنند. معتقدم لازم است يك اصلاح پولى صورت پذيرد. نكته ديگر انتشار چك پول هاست. چك پول هاى ۵۰ تا ۵۰۰ هزار تومانى دست به دست در جامعه مى گردد و وجود اين چك پول ها نياز به پول درشت را نشان مى دهد در حالى كه اعتبار پول را ندارد.
در حقيقت ذوب شده هاى در ولايت كار ياد دولت ميدهند كه با برداشتن سه تا صفر از قبح بى ارزش شدن پول ملى كم كنيد و باز هر غلطى خواستيد بكنيد.
اين دفعه چك پول درست كرديد بنويسد پانصد تومان و بعد از ده سال بشود پنج هزار و پنج هزار و اين ها سرمايه هاى مملكت است كه صرف كسانى ميشود كه كارى بلد نيستند.
به استدلال حضرات نگاه كنيم كه نوشته اند اگر بخواهم به لحاظ ذهنى نيز اثر مثبتى داشته باشد، پيشنهاد حذف سه صفر را از پول ملى داريم به طورى كه هزار تومان فعلى ما به لحاظ عدد معادل ۱۰ريال تلقى شود. اگر چنين كارى انجام شود اسكناس در ديدگاه مردم اعتبار بيش ترى پيدا خواهد كرد، ارزش قائل نبودن براى اسكناس در حال حاضر سبب شده آن را مچاله كرده، روى آن بنويسند و سبب استهلاك زودهنگام آن شوند.»
عكس مهرداد جان
اگر توانستيد حدس بزنيد كه اين عكس كه پارسال روى جلد مجله زنان چاپ شد و ادعا شده بود كه اينها زنهاى استشهادى هستند كه ميخواهند بروند و در راه ولايت كشته شوند چه كسى است. تعجب نكنيد و به اين اس ام اس كه در سراسر كشور پخش شده توجه كنيد.
اين عكس مهرداد بذرپاش مشاور رئيس جمهورست كه بعد از گلپاشى به روى خودش و رئيسش در انتخابات شوراهاى اخير كه آبرو باقى نگذاشت براى رئيس و در حالى كه قول داده بود رئيس را براى چهارسال بعدى هم در كاخ نگاه دارد و خودش كانديداى بعدش شود نتوانست در تهران به اندازه يكى از كارمندان شهردارى رأى بياورد. اين بچه جاه طلب كه حالا به توصيه آشپرخانه رياست جمهور در نارمك شده است مدير عامل شركت دولتى خودروسازى كه ميلياردها تومان زير دستش باشد و صرف رئيس كند شايد از اين راه مجلس آينده و انتخابات رياست جمهورى آينده را در اختيار احمدى نژاد قرار دهد.
به ادعاى اس ام اسى كه براى همه فرستاده شده مهرداد بذرپاش اين عكس را در فرودين سال ۸۴ گرفته وقتى كه ميخواسته است خودش را در دل احمدى نژاد و خانم فاطمه رجبى جا كند. و به عنوان يك ترفند تبليغاتى به همه نشان داده است.
دكتر مهردادجون
حالا كه حرف آقا مهرداد شد توجه كنيد كه ايشان از اولين اقدامات پرشورى كه انجام داد دادن اين طرح به دائى بود كه همه خودروسازى ها را سرهم كنيد و همه را به من بسپاريد كه ميخواهم فيل هوا كنم و بزرگ ترين ماشين سازى جهان را بسازم و تا تو هستى سوارش شوى. اين طرح رفت در هيأت دولت و دو تن از وزيران از سمت هاى خود گذشته، يكى شان عليرضا طهماسبى احمق بود كه همه نوع دستمال يزدى هم دستش ميگرفت اما با تهديد كارشناسان وزارت خانه روبرو شد كه اگر مخالفت نكند در هيأت دولت همگى دسته جمعى استعفا ميدهند. از جمله دلايلى كه وزير صنايع شغلش را از دست داد اظهار اين نكته بود كه آقاى بذرپاش كه جوان است در جمع كارخانه اش سمت تقسيم ميكند و گول آدمها را ميخورد. از همين الان گفته سه كارخانه خودروسازى ديگر هم در دست خودمان است. كه گفته اند رئيس جمهور عصبانى شد و گفت مزخرف ميگوييد مهرداد از اين حرفها نميزند. دشمنانش اين را ساخته اند.
دسته گل بعدى مهرداد جان كه از قضا تفاوتى با شهرام جان ندارد اين بود كه رفت در دوره دكترا نام نويسى كند و تا دكتر محمود خان رئيس جمهورست او هم بشود دكتر و براى دوره بعدى نامزد شود. اما خبرنامه دانشگاه اميركبير پرده برداشت. بعد از آن سايت بازتاب هم كه خودش بدتر از همه است و صاحبش محسن رضائى كه از همين راه ها دكتر شده و كرسى استادى دانشگاه گرفته است موضوع را فاش كرد و جنجال شد. در همين جا بود كه ناگهان مردم متوجه شدند كه عجب خبرگزارى فارس كه ظاهرا خصوصى است اما خبرهاى دولتى و به نفع دولت دارد با آگهى هاى مهرداد جان اداره ميشود يعنى يكى از سوراخ هاى بودجه شركت خودروسازى. كارگران بيچاره آن وقت دائم تهديد ميشوند كه اگر اعتصاب كنند چه و چه خواهد شد. چنين بود كه دم مهرداد جان گير افتاد و به خبرگزارى خودش كه همان فارس باشد تلفنى زد كه با من مصاحبه كنيد و در آنجا مزخرفاتى گفت سايت بازتاب را به بد اخلاقى ها و بى انصافى هائى متهم كرد و افاضه كرد ورود به دوره دكترا در كشور از ۳ مسير انجام مى شود، يكى آزمونى است كه هر دانشگاه به طور اختصاصى برگزار مى كند كه در اين بخش بورسيه دستگاه ها و نهادهاى اجرايى نيز حضور دارند، روش دوم دوره هاى فراگير و دوره هاى شبانه است و روش سوم بورسيه وزارت علوم براى اعزام به خارج كشور يا داخلى است.
وى بدون توضيح شرايط علمى لازم براى گذراندن دوره دكترا بيان داشت: همه ساله تعداد زيادى از دانشجويان از طريق وزارت علوم جهت ادامه تحصيل در مقطع دكترا به خارج از كشور اعزام مى شوند و از اول انقلاب تاكنون بيش از ۱۵ هزار نفر براى تحصيل در اين مقطع توسط وزارتخانه اعزام شده اند.
بذرپاش افزود: در سال تحصيلى جارى از طريق دانشگاه هاى مختلف كشور بيش از هزار نفر به وزارت علوم جهت بورس معرفى شده اند كه پس از معرفى بايد از ۵ فيلتر در وزارت علوم جهت انتخاب عبور مى كردند.
اما با مزه آنست كه بذرپاش گفته هر چند مراحل آزمون وزارت علوم را گذرانده ام اما به علت مشغله كارى از ۶ ماه قبل تصميم به عدم شركت در اين دوره گرفته بودم، لذا اين قضيه از قبل براى من منتفى شده است.
وى در پاسخ به برخى مسائل مطروحه اين سايت در مورد كيفيت دوران تحصيل خود گفت: پايان نامه دوره كارشناسى ارشد را با نمره ۵/۱۹ و درجه عالى به اتمام رسانده ام كه اسناد و سوابق آن نيز موجود است.
در ضمن يك لگد هم به محسن رضائى زده كه البته اين حرف ها را فردى زده كه دوره فوق ليسانش را پولى و با هزينه ترمى ۲ الى ۳ ميليون تومان گذرانده و انشاءالله كه اين پول ها كه صرف تحصيل ايشان مى شود از منابع حلال باشد.
شارلاتانى را از همين جا ملاحظه كنيد كه لامصب مهرداد جان كه از اشپرخانه پارتى دارد تا كى معلوم شود كه عقد و ازدواج با كجا بسته است گفته ما به تاسى از پدرانمان كه در مقطع ۸ سال دفاع مقدس، چيزى جز اداى تكليف براى ايشان مهم نبوده است و جانشان را دراين راه فداى انقلاب كردند، در برابر تخريب هائى كه اين روزها مخالفين دولت انجام مى دهند، تكليف خود را انشاء الله فراموش نخواهيم كرد. ما بيمى از اين نداريم كه فدايى راه دولت اصولگرايى باشيم كه مقام معظم رهبرى بارها بر حمايت از آن تأكيد كرده اند و در اين راه از گذاشتن آبرو و جان خود نيز دريغ نداريم.
خبرنامه اميركبير هم كه اول بار اين ماجرا را افشا كرد و نگذاشت كه صورت پذيرد و مهرداد جان دكتر شود نوشته «اين خبرنامه اميدوار است با توجه به ادعاهاى بذرپاش مبنى بر كيفيت دوران تحصيل خود، نسخه اى از آنرا منتشر نمايد تا ميزان ادعاهاى وى در رابطه با تاسى وى از خصوصيات اخلاقى رزمندگان جبهه هاى جنگ و همچنين ادعاى اصولگرايى وى در اذهان عمومى مشخص گردد.»
كودكان كارگر
اما اگر تصور ميكنيد كه دولت مهرورز همه فكر و ذكرش فقط مهرداد جان است اشتباه كرده ايد چون خبرگزارى خود اين مهرداد جان كه نامش فارس است از قول خانه كارگر آذربايجان غربى نوشته بيش از ۳ هزار نفر از كودكان در كارگاه هاى كوچك مشغول به كار هستند، اين درحاليست كه قانون ممنوعيت كار كودكان زير ۱۶ سال به تصويب رسيده است.
على صحرانورد امروز در گفت وگو با خبرنگار فارس در اروميه افزود: قوانين تدوين شده در اركان اجرايى و تضمينى كشور درباره بهبود شرايط كار براى كارگران اين مرز و بوم، بخشنامه ها و آئين نامه هاى اجرائى براى صاحبان مشاغل و الزام آنها به رعايت حقوق كارگران اگر چه در سال هاى اخير شدت بيشترى گرفته است همه براى گول زدن مردم و خارجى هاست. كارگران بخش هاى مختلف نارضايتى هائى از تضييع حقوق خود دارند كه از آن جمله است كه ميبينيد شركت هاى دولتى براى آمارسازى كار آنها را به كودكان ميدهند كودكانى كه بعضى ها متعلق به همان پدرانى هستند كه از كار بركنار شده اند. اين درحاليست كه كودكان در شرايط سخت از سوى والدين يا كارفرمايان با كمترين حقوق و دستمزد به كار گرفته مى شوند. وى تصريح كرد: اين كودكان در كارخانجات و شركت هاى بزرگ و كارگاه هاى كوچك زيرزمينى همچون كارگاه هاى كفاشى، كوره هاى آجرپزى و شيشه گرى به كار گمارده مى شوند.
همين آقا كه نامش صحرانوردست گفته وضعيت زنان و مردان كارگر نيز در چنين كارگاه هاى زيرزمينى و در مشاغل سخت مساعد نيست. متأسفانه در اين ميان كارشناسان وزارت كار بدليل كمبود نيرو، ابزار و وسائل از نظارت فعال بر اين كارگاه ها عاجز مى مانند. كارفرمايان اين كارگاه ها بدليل عدم دسترسى بازرسان وزارت كار براحتى مى توانند حقوق كارگر را ناديده بگيرند، او را بدون هيچ مانعى اخراج كنند يا حق بيمه كارگر را نپردازند در اين ميان گاهى بازرسان ادارات كار و تأمين اجتماعى نيز بدليل حضور مقطعى در محيط كار كارگران و بى اطلاع از وضعيت كارگر يا بسيارى از مسائل ديگر براحتى از سوى كارفرمايان فريب مى خورند در اين گير و دار حقوقى براى كودكان كار نمى ماند كه احيا شود قائم مقام خانه كارگر آذربايجان غربى ادامه داد: زمانيكه حقوق كارگران در صنايع مختلف تضييع مى شود و كمتر كسى حساسيت از خود نشان مى دهد، آن وقت است كه اين مسأله خيلى عادى به نظر مى رسد.
اتوبوس نو براى دوست
هفته گذشته مديرعاملى كه از زمان احمدى نژاد بر سر شركت واحد اتوبوسرانى است اما وجود او هم باعث نشده كه دولت توجهى به اين دستگاه و هم دستگاه مترو بيندازد. به دو دليل اول آن كه قاليباف را رقيب خود مى پندارد و ديگر آنكه اين را گرو گرفته كه مدارك شهردارى دوره خودش فاش نشود. بله همين رئيس مژده داد كه ۶۰۰ دستگاه اتوبوس فرسوده در مهر ماه به صورت موقت وارد ناوگان اتوبوسرانى مى شود.
حسين بيژنى در سومين نشست ستاد مهر رمضان[شارلاتانى بازى هائى كه براى جلب رضايت و فريب مردم اتفاق ميافتد] در جمع خبرنگاران افزود: اين اتوبوسهاى فرسوده تاكنون غيرفعال بودند كه با دستور معاون شهردار در حوزه ترافيك بازسازى و به طور موقتى تا پايان مهر ماه وارد ناوگان خواهند شد.
اما درست در همين زمان كه معلوم شد اتوبوس هاى فرسوده و داغان و از دور خارج شده و دودزا بايد در تهران بچه ها را به مدرسه ببرند، در خبرها آمده است كه پانصد دستگاه اتوبوس ايران خودرو [كه البته مونتاژهائى است كه به اسم ساخت ايران معرفى ميشود در شهر كاراكاس به كار افتاد. چند جوان خوش ذوق اين خبر را از روزنامه ها بريده و به ديوار اتوبوس هاى كهنه چسباندند. يعنى مردم شريف ببينيد كه با شما چه ميكنند. حالا مردم كاراكاس به ما چه ربطى دارند معلوم است. دوست آقاى رئيس هستند كه دفعه قبل به آنها قول داد كه سه ماه ديگر ميآيد و اتوبوس هاى نو ايرانى به آنها ميدهد كه سوار شوند. امثال مهردادجان هم براى همين هستند كه فورى دستور رئيس را انجام دهند. در همين زمان قراردادى كه ايران خودرو با تاجيكستان براى ساخت و مونتاژ دويست اتوبوس بسته بود به خنس افتاد و علاوه بر غرامتى كه برداشته شد خبر داده اند كه از خيرش گذشته اند. چه عيب دارد از جيب بابام كه نيست دولت هم پول زياد دارد برويم نماز مهرداد جان.
گدايان بنزين
يكى از روزنامه هاى تهران خبر داده كه هر روز هزار نفر به طور ميانگين در هر يك از جايگاه هاى سوخت كشور به گدايى بنزين مشغولند كه از اين تعداد صد نفرى توسط نيروهاى عملياتى پليس دستگير مى شوند.
در ادامه خبر آمده در ماه هاى اخير و به دنبال سهميه بندى بنزين آمار جرايم و تخلفاتى كه در زمينه فروش غير قانونى كارت هاى سوخت و سهميه خودروهاى عمومى گزارش شده بالا بوده است اما پليس ادعا كرده كه در سومين ماه سهميه بندى مسوولان از رواج پديده نوظهور تكدى گرى سوخت در شرايطى خبر مى دهند كه آمار تكان دهنده تكدى گرى سوخت در كشور نشان دهنده وسعت پيامدهاى اجتماعى سوخت رسانى به روش سهميه بندى و ضرورت توجه به اين جوانب است.
آمارها نشان مى دهد روزانه بيش از هزار نفر در هريك ازجايگاه هاى كشور به روش تكدى گرى اقدام به دريافت و فروش سوخت مى كنند به اين ترتيب با در نظر گرفتن تعداد جايگاه هاى رسمى كشور با آمار ۲۴۰۰ جايگاه مى توان تخمين زد كه در هر روز بيش از يك ميليون نفر به تكدى گرى سوخت در جايگاه ها مى پردازند و اين آمار غير از آمار افرادى است كه در جاده ها با نگه داشتن خودروهاى عبورى از آنها سوخت درخواست مى كنند.
با نمك اظهار نظر رئيس اتحاديه جايگاه داران كشورست كه در تلويزيون با تأييد فعاليت گسترده متكديان سوخت در جايگاه هاى كشور گفت: در ميان متقاضيانى كه روزانه براى دريافت سوخت به جايگاه ها مراجعه مى كنند تعداد زيادى را متكديان و به طور كلى افرادى تشكيل مى دهند كه با حضور در جايگاه ها به نوعى در صدد انجام فعاليت هاى سودجويانه هستند و نيازى به بنزين ندارند. به گونه اى كه بررسى ها نشان مى دهد از هر ۶۰ نفر مراجعه كننده تنها ۵ نفر حقيقتاً به سوخت نياز دارند.
عجب دستگاه نظرسنجى و امارگيرى مرتبى دارد رئيس اتحاديه كه همه حرفهايش هم با حرفه دولت يكى است. به گفته رئيسى فر، بخش عمده اى از ازدحام موجود در جايگاه هاى سوخت ناشى از حضور گروه هائى است كه با جلب ترحم شهروندان به گدايى سوخت يا سرقت كارت هاى بنزين مى پردازند. اين افراد با دبه يا باك هاى دستى كوچك در جايگاه ها به كمين مى نشينند و با شناسايى افراد مورد نظر از آنها درخواست ۳ تا ۴ ليتر بنزين مى كنند.
اغلب متكديان به بهانه اينكه سهميه بنزين شان تمام شده و خودرو يا موتور آنها بدون بنزين مانده موفق به متقاعد كردن شهروندان براى اختصاص بخشى از سهميه آنها به خود مى شوند. اين در حالى است كه اغلب افراد براى اين مقدار محدود سوخت از متكديان هزينه اى دريافت نمى كنند و علاوه بر اختصاص بخشى از سهميه بنزين خود به آنها، هزينه نهايى را مى پردازند. به گفته رئيس اتحاديه جايگاه داران كشور، سقف بنزين درخواستى متكديان سوخت بين ۳ تا ۴ ليتر است و آنها بيش از اين مقدار درخواست نمى كنند.
رئيسى فر آنقدر در اينكار مطالعه دارد كه گفت متكديان بنزين به تجربه دريافته اند مردم درخواست بيش از ۳تا ۴ ليتر بنزين را رد مى كنند بنابراين از هر نفر بيش از ۴ ليتر درخواست نمى كنند. افزايش و گسترش گدايى سوخت در جايگاه ها و تبديل شدن اين روش به شيوه اى مرسوم براى قاچاق سوخت و سودجويى موجب افزايش درگيرى هاى لفظى و فيزيكى در جايگاه هاى سوخت كشور شده است. به گفته رئيسى فر اين نزاع ها اغلب با حضور روساى جايگاه ها يا مأموران جايگاه حل و فصل شده و به مراجع قضائى ارجاع نمى شود.
بررسى ها نشان مى دهد بخش عمده اى از متكديان سوخت موتورسواران يا مالكان خودروهاى ارزان قيمتى هستند كه به بهانه اتمام سهميه خود شهروندان را فريب مى دهند. همچنين گروه ديگرى از متقاضيان سوخت را افرادى تشكيل مى دهند كه مدعى داشتن خودروهاى فرسوده فاقد كارت سوخت هستند.
تلويزيون با حرف هاى رئيس اتحاديه قانع نشد و رفت پليس آورد. معاون عملياتى پليس تهران ابروئى بالا انداخت و گفت ين گروه از سودجويان از همان نخستين هفته هاى اجراى طرح سهميه بندى بنزين در جايگاه ها حضور داشتند اما شيوه فعاليت آنها در يك ماه گذشته به نحو ملموسى افزايش يافته و رو به گسترش است. محسن خانچرلى با جدى خواندن پديده تكدى گرى سوخت در كشور نسبت به پيامدهاى آن هشدار داد و گفت: فعاليت متكديان سوخت به مراتب خطرناك تر و مهم تر از فعاليت ساير متكديان در شهرهاست و در صورت بى توجهى به اين پديده سوءاستفاده هائى كه از اين ناحيه وجود دارد، افزايش خواهد يافت و عدم رعايت نكات ايمنى از سوى متكديان جايگاه هاى سوخت و به طور كلى ايمنى شهرها را با خطر مواجه مى كند. به اعتقاد گروهى از كارشناسان ظهور گدايان سوخت در جايگاه هاى بنزين شهر تهران و ساير شهرهاى كشور بيش از همه ناشى از محدوديت هاى سختگيرانه اى است كه يك باره و بدون در نظر گرفتن پيامدهاى اجتماعى در زمينه ارائه سوخت به شهروندان اعمال شده است.
كسى نيست به اينها بگويد ميخواهيد چه بر سر مردم و مملكت بياوريد تا قانع شويد كه بلد نيستيد و خيانتكاريد. مردم كشور ثروتمندى مانند ايران را به روزى رسانده ايد كه از هم بنزين گدائى بكنند و آن وقت دستور ميدهيد كه اينها گدا هستند و دروغگويند و دستگير شوند. نميترسيد از اين كه يك روز بالاخره مردم به ستوه آمده شورش كنند.
گدايان تهران
اما چون سخن از گدايان بنزين رفت حالا گزارشى درباره گدايان تهران بخوانيد كه اينبار نام فيلمى نيست بكله واقعيتى است كه دانشجويان رشته علوم اجتماعى دانشگاه علامه طباطبائى درست كرده اند. كه در ابتدايش آمده از دلايل رشد تكدى گرى در جامعه و موفق نبودن طرح هائى همچون ساماندهى متكديان، تبليغاتى بودن كار هاى دولت و بى اعتمادى مردم به حرفهائى است كه مدام از رسانه ها پخش ميشود. دولتى ها هى جلسه ميكنند و در آن نميگويند كه چرا گدائى هست و چرا خيابانها پر از گداست بلكه ميگويند اين گداها آبروى ام القراى اسلام را برده اند بايد آنها را بازداشت كرد. و نميبيند كه گداها از بازداشت استقبال ميكنند چونكه نان و آبشان به عهده دولت ميافتد. خودشان در تلويزيون نشان دادند كه گداها جلو راه مأموران سبز ميشدند. آنوقت اينها دروغى هستند. كه تازه اگر باشند هم باز به عهده دولت و حكومت جمهورى اسلامى است كه فكر ميكرد اگر افغانها را با ان افتضاح بيرون كند همه چيز درست ميشود كه نشد.
گدايان بر سر چهار راه ها، خيابان ها، ايستگاه هاى مترو و پايانه هاى مسافربرى هستند و گاهى مأموران فقط وظيفه دارند كه نگذارند كسى از آن ها عكس بگيرد چنانكه دانشجويان رشته جامعه شناسى در گزارش خود نوشته اند كه سه بار توسط پليس دستگير شده اند. در گزارش آمده در اين سال ها شيوه تكدى گرى از حالت سنتى خود فاصله گرفته و به حالت نوين درآمده است؛ افرادى با پوشيدن لباس هاى مرتب و منظم گونه اى جديد از تكدى گرى را در سطح شهر نشان ميدهند كسانى كه آشكارا معلوم است كه واقعاً گدا نيستند. مردمان آبرومندى هستند كه گاهى هم ميروند و سرمايه اى جور ميكنند و مثلا ليف حمام و يا روشور و يا كيسه زباله در دست ميگيرند و از مردم ميخواهند كه براى كمك به آنها ازشان خريد كنند. اما پليس ميرسد و فرياد ميكشد كه برويد دروغگو ها.
در گزارش نوشته شده اگر قديم بمبئى يا دهلى نو و حتى جاهائى مانند دوبى و كويت محل گدا ها بود حالا آنجا ها همه به نيويورك شبيه شده اند و اين افتخار به تهران رسيده كه از سروگولش گدا بالا ميرود. معلوم نيست مسوولان اقتصادى كه زمانى از زبان آيت الله خمينى شنيدند كه به نظام سابق ايراد ميگرفت كه چرا با اين همه ثروت مردم در خيابان گدا ميبيند، حالا هيچ كار نميكنند. نميگويند كى ايران اينهمه گدا داشت. كى پايتخت گدايان خاورميانه بود.
معاون اجتماعى شهردارى تهران درباره گونه هاى جديد تكدى گرى در شهر و علت آن به گزار شگران گفته بسيارى از متكديان جمع آورى شده مهاجرند. اين افراد در كلانشهرهايى مانند تهران ديگر نگران شناخته شدن از سوى آشنايان و فاميل نيستند. به عبارتى گسسته شدن از جامعه، خانواده و شهر به اين افراد اجازه مى دهد بدون نگرانى از شناسايى چهره دست به تكدى گرى بزنند. بسيارى ازاين افراد هم براى كار به شهر مى آيند و اگر كارى پيدا نكنند اقدام به تكدى گرى مى كنند. اين گروه انواع تكدى گرى را در شهر رواج داده اند.
احمد نوريان با اشاره به اين كه از نيمه دوم شهريور ماه تاكنون ساماندهى متكديان آغاز شده است و نيروى انتظامى با متكديانى كه به شيوه نوين هم تكدى گرى مى كنند بر خورد خواهد كرد، مى گويد در سال گذشته بيش از ۳ ميليارد تومان براى جمع آ ورى متكديان از سطح شهر هزينه شد و امسال بودجه آسيب ها در شهردارى ۵۰ درصد افزايش داشته است خدا بدهد بركت
در اين باره كه چرا طرح ساماندهى متكديان با موفقيت اجرا نمى شود، «رفعت بيات» نماينده مجلس شوراى اسلامى گفته مسئولان اجرايى بايد به صورت كلان به بحث ساماندهى متكديان نگاه كنند، ما با طرح هاى مقطعى و زودگذر نمى توانيم اين موضوع را كنترل كنيم. متأسفانه مسئولان دخيل در امر ساماندهى متكديان درباره اشتغال آنان تصميم جدى نگرفته اند. اشتغال تنها موضوعى است كه با آن مى توانيم مشكل تكدى گرى در جامعه را كاهش دهيم. به ويژه در شهرستان ها و روستاهاى كشور بايد در بخش كشاورزى سرمايه گذارى كنيم كه اين روند به كندى پيش مى رود.
خودكشى در ايران
اما جالبتر از آمار گدايان. آمار مربوط به خودكشى در ايران است كه سازمان هاى دولتى خودشان انتشار داده اند و وخامت اوضاع كشور را ميرساند.
به نوشته روزنامه هاى دولت خودكشى در ايران نيز به مثابه يك آسيب اجتماعى جدى خود را مى نماياند. اما تا چندى پيش مسوولان حاضر به پذيرش صورت مسأله نبودند و اكنون كه تا حدى آن را پذيرفته اند، حاضر به انتشاراطلاعاتى در مورد آن نيستند و اطلاعات موجود يا غيررسمى بوده يا از طرف محققان و پژوهشگران اعلام شده. در گزارش ايسنا ميزان خودكشى در كشور، سالانه بيش از ۳ هزار نفر اعلام شده است.
سن پرخطر خودكشى در ايران بين ۱۵ تا ۲۵ سال است. اين در حالى است كه در كشورهاى ديگر اين سن براى مردان ۴۵ و براى زنان ۵۵ سال است. در جاى ديگر، آمارى در ارتباط با نسبت جنسى مردان به زنان در خودكشى آمده است، به اين معنى كه در مقابل هر ۱۰۰ زن چند مرد خودكشى كرده اند، عنوان شده «نگاهى به آمارهاى سال ۸۳ نشان مى دهد كه بالاترين نسبت جنسى خودكشى (حدود ۶۶۰ نفر) مربوط به استان قم است. يعنى در اين استان مردان در مقايسه خيلى بيشتر از زنان خودكشى كرده اند. بلافاصله بعد از قم استان اصفهان (حدود ۵۵۰ نفر) قرار دارد و پس از آن استان هاى همدان و هرمزگان (۴۸۰ نفر). اما ميانگين نسبت جنسى در سراسر كشور اندكى بيش از ۱۵۰ بوده است يعنى در مجموع از تمام خودكشى هائى كه در سال ۸۳ به انجام رسيده است در مقابل هر ۱۰۰ زن ۱۵۰ مرد خودكشى كرده اند.» در مجموع زنان بيشتر از مردان اقدام به خودكشى مى كنند، اما اقدام به منظور خودكشى در ميان زنان به دلايل مختلف (از جمله شيوه و وسيله به كار رفته)، هميشه با موفقيت همراه نمى شود. بنابراين هر چند گفته مى شود همواره آمار زنانى كه به اين عمل دست مى زنند، بيشتر از مردان است، اما مردان در مجموع نسبت به زنان در ارتكاب به اين عمل موفق ترند و در دو استان ايلام و مازندران هم به دليل اينكه اقدام به خودكشى بيشتر يا به صورت خودسوزى و يا خوردن قرص برنج است و اين دو روش، از كليه روش ها مرگ آورتر هستند، آمار خودكشى منجر به مرگ در زنان آنجا بيشتر است.
خودكشى در مدارس و دانشگاه ها
در مورد آمار خودكشى كودكان و نوجوانان در سال هاى اخير آمار دقيقى ارائه نشده، غير از چند سال پيش كه حميد زنديه معاون وقت آموزش و پرورش شهر تهران از وقوع ۲۸۳ مورد خودكشى در سال در بين دانش آموزان شهر تهران خبر داده بود و غير از اين ديگر آمارى اعلام نشد.
البته همان موقع اعلام شد كه طرح جامع پيشگيرى از خودكشى در محيط هاى دانش آموزى توسط آموزش و پرورش تهيه شده است اما تبليغاتى و دروغين بود
در مورد دانشجويان هم، براساس بررسى دفتر مشاوره وزارت علوم، خودكشى دومين علت مرگ دانشجويان شناخته شده است. در همين گزارش آمده است، نرخ جهانى خودكشى دانشجويى ۵/۷ در صدهزار نفر است كه تقريباً نصف ميزان خودكشى همتايان غيردانشجوى آنها است.
دكتر گلزارى استاد دانشگاه علامه طباطبايى هم در ارائه نتايج يك تحقيق كه در سال ۸۳ انجام شده، مى گويد؛ ۴۵۰ هزار دانشجو در تحقيق به عنوان نمونه بوده اند كه در آن ۱۰ درصد از پسران و ۷ درصد از دختران انگيزه خودكشى داشته اند. گلزارى در ادامه تأكيد مى كند كه آمار خودكشى در ميان دانشجويان و دانش آموزان رو به افزايش است.
شايد بالا بودن اين آمارها، وزارت علوم را به فكر تدوين طرح جامع پيشگيرى از خودكشى در ميان دانشجويان انداخت. برهمين اساس به منظور پيشگيرى از خودكشى در دانشگاه ها، برنامه جامع پيشگيرى از خودكشى براى دانشجويان دانشگاه هاى سراسر كشور، مشتمل بر ۷ راهبرد اساسى تدوين شده است و طى آن غربالگرى، آموزش، تقويت و گسترش شبكه حمايت اجتماعى و مداخله، درمان و حمايت، از راهبردهايى است كه دستيابى به هدف آن را به صورت عملياتى مشخص مى كند.
|