|
تهران داغ داغ داغ- على مستعلى زاده- تهران
همه زحمات تاريخى شاه در اروند رود هدر رفت
جمهورى اسلامى حتى حاصل خون شهداى جنگ را نتوانست نگاه دارد
رمزهاى مردم براى انتقاد از دزد و احمق و سه پا
اعلاميه اى كه اطلاعات مشهد گفته از هوا آمد
گازى كه هشت سال ديگر لازم است به يك سوم قيمت به فروش ميرود
فاجعه اى كه دولت در مناطق نفتى و خرمشهر درست كرده
تنها امامزاده ملى، امامزاده ابولولو به دستور جنتى خراب شد
مردم كاشان: به زودى نوبت بارگاه هاى ديگر است
مجلسى ها: ايران رتبه اول در وعده و دروغ
تهران از شادى آنكه دزدى دارد در مقابل احمقى موفق ميشود در پوست خودش نميگنجد. و اين داستان دزد و احمق اينروزها سرزبان مردم تهران است و كم كم از طريق اس ام اس دارد در سراسر ايران باب ميشود بزودى مرتضوى كه اسم مستعارش شاگردجن است مديران روزخفن كه همان روزنامه ها باشند را احضار ميكند و به آنها ميگويد اگر در صفحات جوك و در بين حرفهاى جدى و شوخى حرفى از ماجراى دزد و احمق زديد بدانيد و آگاه باشيد كه به جرم تشويق [كه همان تشويش افكار عمومى باشد منتها مرتضوى سواد ندارد و فرقش را نمى داند] در جلو سفارت سنگام [مقصودش سنگال نيست بلكه ميخواهد بگويد سفارت هند و به همين جهت به فيلم سنگام ارجاع ميدهد] دارتان ميزنم و همان چيزى را بهتان ميخورانم كه وقتى به آن پسرعمو ها كه از دوبى آمده بودند خوراندم تا پاى دار قهقهه ميزدند و براى كارمندان سفارت ژاپن دست تكان مى دادند. بنابراين تهرانى كه از مزخرفات احمدى نژاد ديگر نمى خندد بلكه عقش مى گيرد و تهرانى كه ديگر گرانى دارد در آن به جاهاى باريك مى رسد دارد مثل زندان مى شود. هفته گذشته زن نيمه سالى ناگهان وسط اتوبوسى كه از امام حسين به سوى انقلاب مى آيد دچار يك حمله عصبى شده و روسرى خود را كنده و فرياد زده مسلمان ها چكاركنم دخترم دارد فاحشه مى شود. چكار كنم كه شوهرم را در جنوب بيكار كرده اند و گم شده از خجالت و من ندارم اجاره خانه بدهم و صاحبخانه آمده خواستگارى دختر بزرگم كه او را نمى خواهد و دختر كوچكم دارد مى رود فاحشه شود كه براى ما پول اجاره خانه بياورد. ديگر مرا نمى خواهند وگرنه خودم مى رفتم مسلمان ها يك فكرى بكنيد. همه تان سرتان را كرده ايد به كار خودتان، هى در تلويزيون ميگن مى خواهيم آمريكاى جهانخوار را شكست بدهيم بابا لامصب ها نمى خواهد امريكا را شكست بدين به درد مردم برسين چقدر دروغ دروغ دروغ. مردم ريخته بودند سر زن و همه زنهاى اتوبوس گريه كنان دور او را گرفته بودند كه ديگر حالت غش بهش دست داده بود و در آن لحظه بايد قيافه مردها را مى ديديد كه مثل جن زدگان و مثل برق گرفته ها بودند، به هم نگاه نمى كردند. لابد فكر ميكردند كه اگر اين اتفاق براى خودشان بيفتد چكار كنند. داشتند به خودشان فكر ميكردند.
تهران چنين وضعى دارد. يك هفته عق زدند مردم از بس دروغ شنيدند در هفته دولت. دارد كار به جاى باريك ميكشد. در اين وسط اصطلاحات اس ام اس باب شد هاشمى رفسنجانى را دزد لقب داده اند و احمدى نژاد را احمق و خامنه اى را سه پا [علت اين نامگذارى معلوم نيست] و مرتضوى را شاگرد جن. براى همين است كه ميتوانند براى هم پيام بفرستند كه دزد از احمق جلو افتاد. احمق ميخواهد بچه هاى دزد را بگيرد. احمق زد به خاكى. احمق با لبخنداش جاى موناليزا را گرفته. برو فيلم دست دادن احمق را با زنها ببين.
رتبه اول
به اين ترتيب جامعه كه از شدت درد بى حس شده بود زده است به بيعارى. نماينده حزب اللهى مجلس كه خودش با يك ميليون و چهارصد هزار تومان حقوق ميگويد دخلم به خرجم نميرسد و خودش بايد چندى ديگر از جنتى ورقه تأييد صلاحيت بگيرد ببينيد چه گفته است:
سخنگوى فراكسيون اصولگرايان مستقل مجلس با اشاره به دغدغه هاى مقام معظم رهبرى [معروف به سه پا] نسبت به مسائل فرهنگى كشور، يكى از دلايل اصلى مشكل فرهنگى كشور را «بحران هويت» جامعه دانست و در عين حال گفت در دروغ و شعار و وعده در دنيا رتبه اول را داريم.
«محمدهادى ربانى» در گفتگو با آفتاب با بيان اينكه «جامعه ايران دچار بحران هويت شده است»، افزود: مهم ترين دليلى كه اكنون فضاى فرهنگى كشور دچار بحران هويت شده، اين است كه مسئولين كلان كشور صرفا يا صحبت مى كنند و يا شعار و وعده فراوان مى دهند؛ اما مردم و به ويژه جوانان ما، تحقق اين وعده ها را ملاحظه نمى كنند.
نماينده شيراز گفت: ايران اولين و شايد تنها كشورى است كه بيشترين شعار و وعده را به مردم مى دهد و به آنها عمل نمى كند. وى با تأكيد بر اينكه «هيچ يك از شعارها در عمل تحقق پيدا نكرده»، افزود: مهم ترين آرمان و هدف نظام جمهورى اسلامى مبارزه با فساد و رشوه بود؛ اما متاسفانه امروز تنها درصد كمى از مردم جامعه به قانون احترام مى گذارند و درصد كثيرى از جامعه، خارج از روش هاى قانونى، كارهايشان را با استفاده از رابطه، رشوه و نفوذ انجام مى دهند كه با آرمان هاى نظام جمهورى اسلامى همخوانى ندارد.
ربانى با بيان اينكه «قانون مندى در كل كشور ضعيف شده»، گفت: هنگامى كه عدالت و قانون در جامعه حاكم نباشد هر كس مى تواند به گونه اى كه دلش خواست، رفتار كند و خواسته هاى خويش را به حق بداند.
وى گفت: در مديريت كشور تجربه، سلامت مالى، تخصص و موفقيت در سمت هاى گذشته بايد ملاك اصلى باشد و اين يك اصل بديهى محسوب مى شود. اما در كشور ما بديهى ترين مسأله هم رعايت نمى شود. جمعى از مديران مى آ يند و جمعى ديگر اخراج مى شوند، براى نمونه مديرى به دليل اينكه سگ داشته يا با ماشينش در كنار دريا بوده اخراج مى شود.
اينها حرفهاى آن زن از حال رفته دراتوبوس نيست از تلويزيون مجاهدين هم پخش نشده و اصولا متعلق به ضد انقلاب هم نيست بلكه نماينده حزب الهى شيراز گفته است به خبرگزارى هاى جمهورى اسلامى.
جمهورى احمق ها
در جمهورى احمقها دارند به اصرار گاز را به يك سوم قيمت به هند و پاكستان ميفروشند تازه خط لوله را هم خودشان ميكشند كه كار براى جوانان پاكستانى فراهم شده باشد. ميگوئى چرا. ميگويد ما خرج زياد داريم اقا فرموده اند هى بخريد و هى بخريد كه اگر آمريكا حمله كرد تا سالها داشته باشيم بخوريم تا شايد آقا امام زمان به دادمان برسند.
حالا براى اينكه هى بخريم و بگذاريد در زيرزمين بماند براى روزى كه نقشه راهش هم كشيده شده توسط يك عده شياد بايد همه دارائى هاى كشور را بفروشيم و بفروشيم، مال سالهاى آينده را هم بفروشيم. باور نميكنيد سخنان يك متخصص را بخوانيد:
در صورت [صادر نكردن گاز] و تزريق گاز به مخازن نفتى كشور در افق چشم انداز، حجم انرژى فسيلى ما بيش ازعربستان خواهد شد و به مقام اول جهان دست خواهيم يافت. و اگر اين كار را نكنيم، باعث دوميليون بشكه افت توليد نفت ايران در روز مى شود و ناگزيراز واردات خواهيم بود. براى نگهدارى توان توليد ۴ ميليون بشكه در روز (۳/۵ ميليون بشكه توليد واقعى در روز) شركت ملى نفت نياز به حفر حدود ۶ هزار حلقه چاه جديد در ۲۰ سال آينده خواهد داشت كه اينها گاز ميخواهد.
پروفسور سعيدى كارشناس برجسته بين المللى نفت و گاز به نوشته روزنامه احمقها كه همان روزنامه دولت باشد گفته مقدار نفتى كه ما بايد استخراج كنيم نيازمند سرمايه گذارى حدود ۳۳ ميليارد دلار است. در صورت تزريق گاز بر مبناى ۲۰ ميليارد پاى مكعب در روز، تعداد اين چاه ها به حدود سه هزار حلقه كاهش مى يابد. ميزان صرفه جويى در اين امر، نزديك به ميزان سرمايه گذارى جهت توليد، حمل و تزريق روزانه ۲۰ ميليارد پاى مكعب گاز در مخازن نفتى كشور است.
اين كارشناس پيش بينى كرده است كه از سال ۲۰۱۵ ميلادى [خيلى دور نيست هشت سال ديگر] به بعد به دليل عدم توانايى توليد كشور هاى صادر كننده نفت، قيمت نفت و گاز بسيار بالاتر از نرخ فعلى خواهد رسيد و كشور ما با سرمايه گذارى لازم در زمان حال مى تواند به سود بسيار بالايى در آينده نزديك دست يابد. اما احمق شانه هايش را بالا مياندازد و ميگويد در آن موقع كه ما نيستيم شايد آقا هم نباشند بنابراين براى فراهم كردن ظهور حضرت امام زمان همين الان را خوش است، بدو پسر ببين چند ميخرند.
باج باج باج
حكومت احمقها و دزدها شروع كرده است به دادن آوانس كه همان امتياز باشد به كشورهاى مختلف براى ماندن چون ديده است كه تهديد امريكا خيلى جدى شده است. امتيازدادن به آمريكا، به انگليس، به فرانسه، به غيرمتعهدها كه دويست تايشان در اين هفته در تهران ميچريدند و كسانى كه به بازار رفته اند ميديدند كه اين سياه و سفيدهاى كشورهاى فقير با خانواده هايشان به دعوت دولت براى شركت در كنفرانس غيرمتعهدها به ايران آمده اند با كوپن هائى كه به معناى اسكناس است در بازار چه فرش ها ميخريدند و چه لبخندها ميزدند به احمقها كه ميخواهند با اينكار ها به دنيا نشان بدهند كه منزوى نيستند چه نمايش پرخرجى. آيا بهتر نبود خرج آن زن ميشد كه در اتوبوس فرياد ميزد. حالا آوانس دادن يك دليل ديگر هم دارد، باج ميدهند كه كسى نگويد چرا در داخل كشور يك جور حرف ميزنى و در خارج يك جور. البته هر كس در اين سالها با مأموران جمهورى اسلامى ديدار كرده ميداند كه اينها متخصص همين هستند كه به شما برسانند كه شما به حرف هائى كه ما در داخل ميزنيم توجه نكنيد. آنها هم فهميده اند كه با رعايت اين خواست ميتوانند باج بگيرند، نفت بگيرند، بنجول بفروشند و اجناس داخلى را ارزان بخرند. به همين جهت موافقت ميكنند.
باج به انگليسى ها از طريق آزاد كردن ملوانانشان بعد از تهديد بلر، و تعطيل موقت سپاه مهدى، بعد از پيام فرمانده انگليسى بصره. باج به فرانسوى ها از طريق نگهداشتن جاى توتال در چاه هاى زخمى شده نفت. باج به امريكائى ها از طريق رها كردن هاله اسفنديارى بعد از تهديد هاى بوش. و باج به سعودى و بقيه كه فاش نكنند چه گفته اند به رئيس احمق ها از طريق خراب كردن امامزاده اى كه دكان روحانيت بود در نزديكى كاشان.
اين مقبره كه سالها توسط اخوندها به ملت گفته شد كه مرقد فيروز فارسى است كه عمر بن خطاب را كشت، مردم شيعه و عوام را هم خوش ميآمد و جشن هاى عيد عمر در آنجا برپا ميشد. تازگى ها هم باز به كمك آخوند امام جمعه احمق هاى كاشان بازسازى شده و داراى دفتر و دستك شده بود. همه اينها تا زمانى كه جنتى رفت حج. سعودى ها دمش را گرفتند كه هى بابا اگر قرار باشد كه به هر كس ترور كرده بارگاه بدهند و نام خيابان بدهند [كارى كه با خالد اسلامبولى كرده ايد و حالا هر چى رئيس احمق ها براى مصر پيام ميفرستد كه بيائيد روابط داشته باشيم آنها ميگويند كافى نيست تابلوها را كنده اى بايد جايش بگذارى خيابان انورسادات.] ما هم خيابان اصلى جده را ميكنيم مجاهدين خلق يا مسعود رجوى. ما هم يك مركز بزرگ براى مقبره شاه در وسط مكه درست ميكنيم كه از شما هم مسلمانتر بود.
ناچار جنتى از همانجا تماس گرفت با تهران كه برويد اين مقبره دروغين را ببنديد. طرف گفت چى. گفت اين امامزاده قلابى است ابولولو قلابى است. رئيس دفترش گفت حاجى آقا خواب نما شده ايد گفت بله.
در نتيجه خوابنما شدن آخوند جنتى كه تازه هفته گذشته ميخواست جلو دزد بايستد و رئيس مجلس خبرگان شود كه دزده تو دهانش زد و گفت من متخصص رهبرسازى هستم دو بار تا به حال اينكار را كرده ام. اين گزارش رسيده است:
به گزارش شاهدان عينى از مرقد مطهر حضرت ابولولو عده اى با تعرض به ضريح مطهر حضرت ابولولو آن را از جا كندند و توسط وانت به نقطه نامعلومى منتقل كردند. اين خبر كه در محافل مختلف در حال پخش شدن است موجى از نگرانى را ايجاد نموده است و مردم از خود مى پرسند تفاوت اعمال اين عده كه در داخل با سوءاستفاده از شعار وحدت اميال وهابيت را در جامعه شيعه به انجام مى رسانند با افراطيون متحجر وهابى چيست؟ گفتنى است امروز در عراق نيز توسط عده اى از وهابيون به مرقد يكى از امام زادگان حمله برده شده و آن بناى مقدس را منهدم نموده اند.
چند روز قبلش يك خبرنگار گزارش داده بود كه صبح امروز مأموران نيروى انتظامى با حضور در مرقد حضرت ابولولو ضمن خارج كردن خدام مرقد اقدام به پلمپ اين زيارتگاه كردند. قبلش خبر داده بودند كه آب، برق وگاز مرقد قطع گرديده و به گفته شاهدان عينى از ورود زائران جلوگيرى مى گردد.
خبرنگار محلى نوشته بود اين خبر بسرعت در بين اهالى كاشان در حال نشر است و مردم عصبانيت خود را از اين اقدام اعلام نموده اند و با توجه به نزديكى به ايام ۹ ربيع الاول و عيد الزهرا اينگونه اقدامات باعث تحريك احساسات مردم گشته است.
خبرنگار در گفتگو با برخى از اهالى از ابراز شگفتى آنان از اين اقدام در اين برهه حساس و با توجه به ايام پيش رو و عيد نوروز خبر مى دهد همچنين عده اى بشدت به اين اقدام معترض بودند و مى گفتند بهتر است براى خوشامد چند وهابى كه به كشتار شيعيان افتخار مى كنند وحدت داخلى شيعه را به هم نزنيم.
گفتنى است اين بارگاه قرنها كه توسط آخوندها دكان بزرگى بود و جاى زيارت نه فقط كاشانى ها كه از سراسر كشور و حتى سالى دو سه هزار نفر از پاكستان و اطراف مى آمدند به نشان تبرى نسبت به دشمنان اميرالمومنين در اين مكان حضور مى يابند و كلى اطرافش دكان بازار و كسب بود. اما همه اينها براى دادن باج به سعودى ها كنار گذاشته شد.
رنود در ام اس اس هائى كه فرستاده اند گفته اند اين شروعش بود با ابولولو، بعداً بارگاه هاى ديگر هم نوبتشان مى رسد.... كمى صبر كنيد.
باج به تركها
اما خوشمزه شده است داستان تركيه. اين اسلامگراها هم در گلوى جمهورى اسلامى مانده اند. در حالى كه رجب اردوغان و عبدلله گل از جمهورى اسلامى بدشان مى آيد و در چهار سالى كه بر سركارند همه جا رفته اند جز ايران. و انواع تضييقات هم براى سفارت ايران درست كرده اند و در مقابلش به اسرائيلى ها هزار امكان دفاعى و سنگر و مانور مشترك داده اند اما همين كه اسمشان اسلامگراست و زنهاشان يك لچك بر سر دارند از حبيب الله عسگراولادى مؤتلفه تا خاتمى و كروبى. همه شان دستمال يزدى به دست گرفته و مشغول شده اند. تركها هم گفته اند گرچه خاتمى از ما عذرخواهى كرد اما تا موقعى كه احمدى نژاد نيايد و برسر مزار اتاتورك گل نگذارد و همان جا نگويد كه به قانون اساسى ما احترام ميگذارد هيچ خبرى نخواهد بود.
در اين فاصله بابت هر كارى كه دولت احمقها كرده و ميكند ناگزير به دادن باجى از جيب مردم ميشود. آخرين طرح ابتكارى وزارت ارشاد براى ممنوع كردن آگهى سفر به جزيره لختى هاى تركيه در مطبوعات است كه آتشش را جنتى در نماز جمعه روشن كرد. اما با قطع آگهى ها ترك ها هم فورا واكنش نشان دادند. خلاصه اش اينكه تازگى ها به روزنامه ها گفته اند كمى شكلش را عوض كنيد عيبى ندارد آنتاليا هم جاى است. وزارت ارشاد هم كلاه جاكشى سرش گذاشته و گفته باشد عيبى ندارد بخصوص كه آقاى رئيس جهانگردى كه اسمش رحيم مشائى است و همه كاره رئيس احمق هاست هم عصبانى شده است. در نتيجه اين خبر را بخوانيد:
بنويسيم آنناليا بخوانيد آنتاليا. حسن دانه داران نوشته مدت ها است كه واژه هاى آناليا، آنتانيا و به ويژه اخيراً آنناليا در تبليغات روزنامه ها جا خوش كرده است اما معلوم نيست اين واژه ها از كجا آمده اند. تصميم دولت كه مايل نبود روزنامه ها تبليغ شهرهاى آنتاليا و دوبى را بكنند در ابتدا جاى خود را به واژه هاى «سواحل مديترانه» و «سواحل خليج فارس» داد. اما اين در مورد آنتاليا با گذشت زمان با توجه به وجود شهر ديگرى در سواحل جنوبى تركيه و در نزديكى آنتاليا به نام آلانيا و استفاده از واژه «آناليا» كه وجود خارجى ندارد و از نظر تلفظ نزديك به آنتاليا و آلانيا است جهت تبليغات تورهاى آنتاليا در رسانه ها باب شد.
اما اخيراً واژه هاى ديگرى نظير آنتانيا و به خصوص آنناليا در سطح وسيع در روزنامه ها يافت مى شود كه استفاده از اين نام ها براى تبليغ تورهاى آنتاليا است و اين نام ها وجود خارجى ندارند.
اما توجه دينى و مذهبى جور ديگرى است چرا كه نوشته اند:
تصور اين است كه ممنوعيت تبليغ شهر هاى خارجى در مورد آنتاليا مسير درستى را طى نمى كند و بايد به طور كلى استفاده از اين نام هاى مجعول را كه توسط آژانس هاى مسافرتى استفاده مى شود، ممنوع كرد يا نام اين شهر به صورت صحيح در رسانه هاى نوشتارى درج شود قبل از اينكه اعتراضى از سوى نهاد يا كشور خارجى در مورد اين تحريف نام صورت گيرد.
جالب ان است كه نوشته اند: زيرا دولت و ملت ايران معتقد به استفاده از نام ها به طور صحيح بوده و بر مسائلى از اين قبيل تأكيد دارند همان گونه كه از تحريف و جعل نام هاى مربوط به كشور خود، به سادگى نمى گذرند. شايان ذكر است براى تورهاى دوبى كه تبليغات اين شهر هم ممنوع است از واژه سواحل خليج فارس مصرف مى شود و آژانس هاى مسافرتى از اين عبارت به جاى نام دوبى در تبليغات خود استفاده مى كنند و هيچ مشكل خاصى هم وجود ندارد.
گفته است كه در جنگ دزدها و احمق ها خر در خر عجيبى بود و ما هم به تماشا مشغول.
فاجعه اروند رود
اما اگر كسانى تصور ميكنند كه دولت احمق ها هيچ كارى نميكند اشتباه محض است. گزارش يكى از منابع دولت را بخوانيد كه خواندنى است و گريه آور:
با گذشت ۱۸ سال از پايان جنگ و ۳ سال از سقوط رژيم صدام حسين، همچنان لايروبى اروند رود سرنوشتى نامعلوم پيش روى خود دارد.
كارشناسان امور بندرى و بازرگانى در خرمشهر مى گويند: با سرنگونى صدام و روى كار آمدن دولت مردمى در عراق، راه براى لايروبى اروند و خارج كردن كشتى هاى غرق شده زمان جنگ فراهم شده اما ايران اصلاً حضور ندارد و نيروهاى انگليسى و دانماركى مشغول شده اند و اين آغاز دست شستن ايران از اروند رودست و آغاز به هدر دادن زحماتى كه شاه فقيد كشيد و عراق را مجبوربه امضاى قرارداد ۱۹۷۵ كرد. اهالى منطقه كه مدام با وعده ها و دروغ هاى تهران روبرو هستند درباره قدرت كشور و سپاه ميبينند كه هيچ افدامى براى استيفاى حقوق ايران در اروندرود صورت نميگيرد. داستان مدال دادن به سردار دستگير كننده ملوانان انگليسى يادتان هست همان موقع مردم اينجا سرود سر داده بودند كه بابا اروند رود را بپا. ملوانان به چه كارمان مى آيند. كار اصلى ما يك ابهام بزرگ در برآورده شدن اين آرزوى ۳۰ ساله از زمان قراردادى است كه مرد بزرگ تاريخ ايران بست. آرزويى كه در صورت برآورده شدن مى تواند رونق چشمگيرى به اين منطقه حساس مرزى ببخشد كه زخم هاى عميقى از ۸ سال تجاوز دشمن در پيكر خود دارد...
خرمشهرى ها در نامه اى براى رئيس احمق ها نوشته اند با نگاهى به گذشته و اتفاقاتى كه در منطقه اروند به وجود آمده است، بيشتر به اهميت اين آبراه استراتژيك پى خواهيم برد تا جايى كه حتى تسلط بر اروند اصلى ترين بهانه صدام معدوم براى آغاز تهاجم به ايران اسلامى بود. چرا كه براساس يكى از مفاد اصلى قرارداد ۱۹۷۵ الجزاير بين شاه مخلوع ايران و صدام جنايتكار، خط القعر رودخانه اروندرود كه موسوم به خط تالوگ است، مرز رسمى بين دو كشور معرفى شد و با تعيين دفتر موسوم به سى بى سى لايروبى اين رودخانه مهم و استراتژيك مرزى به نوبت بين ايران و عراق تقسيم شد. اين رودخانه كه از اهميت زيادى براى دو كشور برخوردار است در دهه هاى گذشته منبع درآمد و ارتزاق بسيارى از شهروندان و دولت هاى ايران و عراق به شمار مى رفت. اين آبراه كشتى ها را به بندر خرمشهر كه تا قبل از آغاز جنگ تحميلى به عنوان بزرگ ترين بندر تجارى كشور به شمار مى رفت، متصل مى كرد. براى كشور عراق اروند رود كه آن ها، آن را شط العرب مى نامند، از اين جنبه اهميت دارد كه مسير ارتباطى كشتى ها به بنادر بصره، ابوفلوس و ابوالخصيب است و رونق كسب و كار در اين كشور نفت خيز خاورميانه را به ارمغان مى آورد.
اما در پاسخ به دروغ هاى بزرگ عنايت كنيد كه فقط قصد دارد پنهان كارى كند. نادر دريابان مسئول روابط عمومى ستاد بزرگداشت ارزش هاى دفاع مقدس [چه عنوان بزرگى] كه به عنوان يكى از كارشناسان مسائل اروند رود به تلويزيون ميرود گفته: دولت در سال هاى اخير با درك اين واقعيت كه اروند رود عامل اصلى رونق و توسعه شهرهاى خرمشهر و آبادان است، اقدام به ساخت و سازهاى اساسى و ايجاد زيرساخت ها در اين منطقه به ويژه در بندر خرمشهر كرده است و براى رسيدن به افق هاى بزرگ تر، شتاب رونق و گستردگى اين بندر را دو چندان كرده است.
به گفته وى: با تلاش هاى انجام شده، بندر خرمشهر رفته رفته براى ورود كشتى هاى بزرگ آماده مى شود. اما نگفته به ايران چه مربوط است.
خرمشهرى ها براى رئيس احمقها نوشته اند به نظر مى رسد عراقى ها حتى در شرايط جديد و با اين كه با ما روابط خوبى دارند، تمايل به شركت در طرح پرهزينه لايروبى اروند رود ندارند چرا كه طرح هاى بلند پروازانه اى در مورد ايجاد يك بندر بزرگ در شبه جزيره فاو در دهانه ورودى اروند آغاز كرده اند كه بى واسطه آنان را به آب هاى خليج فارس متصل مى كند.
يك كارشناس كه نخواست نامش فاش شود، از فرسايش اروند رود در ساحل ايران خبر مى دهد و مى گويد: آب رودخانه اكنون به سبب لايروبى نشدن به سمت عراق تا ۳ متر پيش روى كرده است و بالطبع باعث تغيير در خط مرزى بين دو كشور خواهد شد. وى تأكيد مى كند: وزارت امور خارجه ايران بايد براى اروند رود يك استراتژى با برنامه داشته باشد چرا كه اين رودخانه نه تنها يك منبع آبى بلكه يك شاهرگ اقتصادى براى خوزستان و ايران به شمار مى رود.
گزارش خبرنگار ما به نقل از يكى از مسئولان بنادر و كشتى رانى در خوزستان حاكى است به زودى در اين باره جلسه اى با طرف عراقى برگزار خواهد شد. وى تاريخ و محل اين ديدار را ذكر نمى كند اما بر اين نكته تأكيد مى كند كه اگر لايروبى اروند رود به سرانجام مناسبى نرسد، باعث معطل ماندن سرمايه گذارى ها در بندر استراتژيك خرمشهر خواهد شد. همچنين مسئولان آبادان و خرمشهر بر ضرورت تامين امنيت پايدار در اروند رود و به ويژه برخورد با راهزنان و صيادان عراقى تأكيد دارند. به علاوه اين كه هشدارها در مورد مسائل زيست محيطى اين رودخانه نيز بسيار جدى شده است كه لايروبى نكردن و ورود منابع آلاينده نفتى و فاضلاب هاى شهرى از جمله تهديدهاى اصلى براى اروند رود خواهد بود.
نبايد از ياد برد كه احياى اروند رود و شنيدن صداى بوق كشتى هاى بزرگ و برافراشتن پرچم پرافتخار ايران بر فراز آن، اداى دين هم به شاه فقيد ايران و سرداران نامدار ايرانى است كه سال ها اين منطقه مهم را براى ايران نگاه داشتند و هم به غواصان دليرى است كه در عمليات والفجر ۸ اين رودخانه را تسليم ايران كردند. اما دولتى كه قصد دارد آمريكا را از پا درآورد جرأت نزديك شده به لاروبى اروند رود را ندارد.
اما اگر كسى بگويد كه دولت احمقها ناتوان است اصلا اينطور نيست توانائى دولت به خصوص بعد از نصب سرداران سپاه در مقام هاى عمده دولتى و سپردن رياست دانشگاه به يك آخوند خيلى زياد شده به طورى كه جامعه بين المللى بهائيان اعلام كرد «دولت ايران ۱۲۸ دانشجوى بهايى را از دانشگاه اخراج كرده است.»
اما واكنش روزنامه كيهان خيلى جالب است كه نوشته «اين خبر از سوى مقامات رسمى ايران اعلام نشده و صحت و سقم آن معلوم نيست ولى اخراج كسانى كه آشكارا به عضويت خود در حزب صهيونيستى بهائيت اعتراف دارند، وظيفه قطعى و غيرقابل ترديد مسئولان آموزش عالى است و چنانچه تاكنون در انجام اين وظيفه ملى و دينى خود كوتاهى كرده باشند، قابل ملامت خواهند بود.» يك كسى به دروغگوها و احمقها بگويد وظيفه ملى شما از دست دادن اروند رود است و بيرون كردن بهائى ها كه دينى ايرانى دارند از دانشگاه. راستى كه بعضى حتى لايق فحش هم نيستند.
اطلاعيه هوائى
اين اعلاميه در مشهد و شهرهاى اطراف در تيراژ وسيع پخش شده كه هيچ نام و نشانى هم از يك گروه سياسى ندارد. و اصلا هم نميتوان فهميد كه نويسندگانش سلطنت طلب بوده اند و يا آخوندهاى ضد دموكراسى. اما اطلاعاتى هاى مشهد كه سعى كرده اند اين اطلاعيه را جمع آورى كنند فقط ميگويند اين از نوع تبليغات سيا است و هواپيماهاى تجسسى آنها لابد ريخته اند، مردم بايد فورا آن را بسوزانند.
بعضى مشهدى ها معتقدند كه اين كار اطلاعاتى هاى جمهورى اسلامى است و عده اى آنرا كار مجاهدين ميدانند و برخى هم سركارى. به هر حال خواندن اطلاعيه اى كه خيلى شبيه به حرفهاى حسن عباسى است شيرين هم هست.
در روز ۶ شهريور در راديو آمريكا آقاى جيمز مورن مى گويد كه آمريكا از روى ترس از كمونيست در ۲۸ مرداد در سرنگونى دكتر مصدق دست داشت.
سئوال اين است! دولت آمريكا كه چنين آينده نگر و سخاوتمند بوده درآينده سياسى سال ۱۳۳۲ ايران، پس چه شدكه در سال ۱۳۵۷ چشمان تيز و آينده نگر خويش را بست و به شاه ايران كه متحد او بود پشت كرد؟ آقاى جيمز مورن نيز در مصاحبه همان روز به آن تأكيد كرد كه شاه، متحد آمريكا بود
اگر مردم ساده دل ايران گول آخوندها را خوردند، جهان غرب و مسيحيت كه قرنها با اعراب جنگيده بودند و ميدانستند اسلام افراطى يعنى چه؟ پس چرا آمريكا ميگويد در سال ۵۷ هيچگونه دخالتى در آمدن آخوندها نداشته. حتى نميدانم چرا در سال ۱۹۷۶ دست به ساختن فيلم محمد رسول الله ميزنند؟ دو سال قبل از بروز اسلام تند رو در ايران و منطقه. آيا انسان چنين با متحد خويش رفتار مى كند؟
اما متاسفانه نه تنها آمريكا بلكه هيچ كس سخنى به ميان نمى آورد و همه مى گويند ما هيچ كاره بوديم در سال ۵۷. در مجلس آمريكا نمايندگان رأى مى گيرند كه آينده ايران دموكراسى باشد؛ آنوقت در سال ۵۷ هيچ دخالتى در ايران نداشتند، مگر مردم ايران حق انتخاب براى خويش ندارند؟
بايد بگويم ما مردم آگاه ايران، اعترافات دولت آمريكا براى سا لهاى ۳۲ و ۵۷ را قبول نمى كنيم تنها آنانى كه ميخواهند با آوردن دموكراسى كشور ايران را تجزيه و نابود كنند از اين مدارك بى ارزش استفاده مى كنند و ۷۰ سال است كه با دروغ، حيله و نيرنگ تخم نفاق را پخش مى كنندهربار دموكراسى در ايران قدم گذاشت مساوى بود با آشوب، ترور، كودتا
آرى، شاه ايران را در سال ۵۷ مجبور به خروج از كشور مى كنند و قبل از آن نيز توسط مايك والاس و مجلات، دست به تخريب شخصيت شاه ايران مى زنند كه چرا ماركسيستهائى را كشت كه ميخواستند زن و فرزند او را بكشند و از كار خود عذر خواهى نكردند. اما آنانيكه از كرده خود پشيمان بودند را عفو كرد؟
آرى، اما آيا شاه ايران بود كه چه گوارا و ديگر كمونيستها را كشت؟ پس چرا هى ميشنويم كه: شاه فقيد ايران فرمود هر كه حزب رستاخيز را نمى خواهد پاس بگيرد و برود. اما نمى گويند چارلى چاپلين از كدام كشور دموكراتيك اخراج شد و همفرى بوگارت در كدام دادگاه مجبور شد بگويد: من كمونيست نيستم! . . من از اين نوع روشنفكران مى پرسم، آيا مردم اين كشورها بخاطر اخراج اين افراد، انقلاب كردند؟ و يا كشور خويش را نابود كردند؟
اما واى اگر به نور چشميهاى آنها يعنى اپوزيسيون خارج از كشور چيزى گفته شود سريعا مارك جاسوسان جمهورى اسلامى را در رسانه ها به ما ميزنند. (البته هستند بسيار مبارزين بزرگ و دلير در خارج از كشور در ميان اپوزيسيون) واى اگر كسى از گفته هاى آقايون ذكر شده ايراد بگيرد!! واى واى واى
اى كسانيكه كمر بسته ايد براى ايران دموكراسى بياوريد، از تاريخ آمريكا و اروپا بياموزيد كه چه خونها در اين راه ريخته شد. در آمريكا بعد از جنگهاى داخلى ميان شمال و جنوب آمريكا كه ميليونها انسان كشته شدند گروه كوكلوس كان پديدار شد و سياهان را كشتند پس از آنكه سالهاى سال براى آزادى سياه پوستان جنگيدند به جنگ سرخ پوستان رفتند و آنان قتل عام شدند در اروپا نيز پس از انقلاب كبير فرانسه ناپلئون پيدا ميشود.
اگر پدران ما در انقلاب مشروطه از فساد شاهان قاجار با جهان غرب به تنگ آمده بودند چگونه ميتوانستند نظامى را در ايران پياده كنند كه چهره خويش را به جهان آن زمان نشان داده بود؟ چگونه آنان فساد موجود در اين سيستم را نمى ديدند؟ بر تاريخ پشت سر خويش پشت كردند؟ و از همان روز به بعد يگانگى و يكپارجگى كشور را با دستان خويش نابود كردند و فرياد دموكراسى، دموكراسى غربى سر دادند؟
در تاريخ ايران باستان، شاه، وزير و روحانيون هر يك جايگاه خاص خويش را در كشور داشتند و در كنار يكديگر با مردم و براى مردم كوشيدند و در جنگها در كنار هم با بيگانگان مبارزه كردند، اما از زمانيكه وسوسه دموكراسى به ميان آمد، اتحاد ميان اين گروهها را در كشور از بين برد و هر گروه در تلاش بود تا جايگاه پادشاه را در دست بگيرد. يكبار وزير به فكر افتاد كه مقام پادشاهى را در دست گيرد و يكبار روحانيت به فكر تاج كيانى افتاد و در هر بار مردم ساده انديش رابازيچه افكار پليد خويش قرار دادند و بر عليه پادشاه، كشور و ملت توطئه كردند. تنها كسانيكه در اين ميان بسيار سود بردند. همان كشورهائى بودند كه گفتند ما هيچگونه دخالتى در اين امر نداشتيم. به اميد آنكه دگر بار اتحاد واقعى ميان اين اعضاء بوجود آيد وهر كس جاى و مكان خود را در اين كشور بيابد و به فكر تاج كيانى نباشد. به اميد آنكه راهى را برويم كه رو به سعادت دارد نه اينكه قدم در راهى بسيار دشوار و پر از كشت و كشتار نهيم، راهيكه بسيار كشورها در آن قدم نهادندو قرنها با يكديگر جنگيدند و جان ميليونها انسان را نابود كردند.
|