Nimrooz
Vol. 18, No. 947, September 7, 2007
سال هيجدهم - شماره ۹۴۷ - جمعه ۱۶ شهريور ۱۳۸۶
دكتر كاظم وديعى
تركيه در وفاق ملى
اگر بگذارند، اگر بگذاريم، به دموكراسى مى رويم
003834.jpg
وديعى
تركيه به انتخاب رئيس جمهورى اسلام گرائى تن درداد و اين گرچه مطابق نيست با گرايش سنتى كمال اتاتوركى ولى در راستاى حرمت دموكراسى است.
اين واقعه نشانگر قبول واقعيات متن جامعه است و حامل پيامى است به غرب و به جوامع مسلمان. اين پيام عبارت از اين است كه اگر بگذارند و اگر بگذاريم مردم با هم كنار مى آيند در جهت صلاح ملى.
اگر بگذارند: يعنى اگر دخالت اجنبى بگذارد و اگر بگذاريم يعنى دنباله روهاى اجنبى گرا كه معمولاً كاسه گرمتر از آش اند.
به ياد آوريم چند سال پيش را كه پرزيدنت بوش در كاخ سفيد از نخست وزير تركيه مى خواست برود و طرح مشاركت نظامى تركيه را در عراق از مجلس آن كشور بگذراند و نخست وزير تركيه با ادب سياسى توضيح مى داد كه كشور او نظامى دموكراتيك دارد و امر به اين سادگى نيست و البته پرزيدنت متأمل شد.
به ياد آوريم رئيس جمهور فعلى فرانسه را كه گز نكرده پاره كرد در اثناى مبارزات انتخاباتى اش كه تركيه نبايد عضو اتحاديه اروپا شود، در حالى كه اروپا هنوز در مطالعه پرونده امر بود و همه جا بحث از اين بود كه ورود يك كشور مسلمان به اتحاديه اروپا حلال بسيارى از مشكلات است.
باز هم به ياد آوريم كه روزى پرزيدنت بوش گفت: تركيه بايد عضو اتحاديه اروپا شود كه حرف درستى بود ولى نياز به دخالت آمريكا نداشت و اين را ژاك شيراك رئيس جمهور سابق فرانسه نپسنديد كه كار اروپاى متحد با اروپائيان است وگرنه اختلاف نظر نيست.
اينك بنگريم كه با وجود نارضايتى هاى سران ارتش تركيه كه خود را ميراث دار خط كمال آتاتورك مى دانند و قانون اساسى هم حق دخالت براى آنها شناخته است؛ به اين دليل و تنها به اين دليل كه اكثريت مردم به عبدالله گل رأى داده است نظاميان آگاهانه پس مى كشند زيرا مى دانند حق قانونى دخالت آنها برتر از حق اكثريت مردم نيست. اين بود و اين شد كه رسانه ها نارضائى بعضى سران ارتش تركيه را چندان منعكس نكردند.
ارتش تركيه قانوناً صاحب نظرى است بر حرمت جدائى دين از دولت. شوراى رياست جمهورى مركب از چهار عضو از شوراى امنيت ملى است (فرمانده نيروهاى مسلح سه گانه و ژاندارمرى) و در گذشته قبل از سال هاى ۲۰۰۰ بارها در بحران ها كودتائى قانونى مى كرد. اما از بعد گسترش جنبش هاى سرزمين هاى اسلامى، تركيه نمى توانست از اثرات آن دور بماند پس احزاب سياسى با گرايش هاى دينى و با عيارهاى متفاوت از تعصبات فعال شدند و ابتدا با هم درگير و سپس به ضوابط دموكراسى سر نهادند و عقلانيت آنها به سران ارتش هم اطمينان داد كه در مملكتى كه ۸/۹۹ درصد آن مسلمان است مى توان اسلام و دموكراسى را با هم داشت و چنين شد. امروز اگر همه احزاب سياسى با گرايش هاى اسلامى حق دارند در تحقق دموكراسى جديد تركيه به خود ببالند بى ترديد حق تاريخى ارتش تركيه كه حافظ زحمات و راه بازكن بود هم محفوظ ذهن آنهاست. تركيه يك كشور جمهورى است و در مدارك معتبر، آن كشور را صاحب نظام جمهورى اقتدارطلب پارلمانى هم وصف كرده اند.
آقاى رجب اردوغان نخست وزير تركيه (از ماه مارس ۲۰۰۳) به دليل باج ندادن به آمريكا از بابت نفرستادن قشوق به عراق بهاى گزافى پرداخت. يعنى از يك كمك سى ميليارد دلارى محروم شد. ولى ملت استقلال طلب تركيه و دولت برگزيده آن عواقب اين محروميت را به جان خريدند و با كار بيشتر و ماليات بهتر ايستادگى كردند و اين به سود دموكراسى تركيه تمام شد. بى ترديد تركيه هنوز مسائلى و بحران هائى را با اقليت ها دارد (كردها و ارامنه) كه بايد به حل آن برسد ولى وقتى اعتماد ملى و روحيه نپذيرفتن دستورات بيگانه و خودى وابسته به اجنبى طامع به جا باشد حل مسائلى داخلى به بهترين صورت ممكن پذير است.
وقتى بود در سال هاى جنگ كره (۱۹۵۳- ۱۹۵۰) كه منتهى به تقسيم كشور كره شد؛ تركيه به دليل حرف شنوى بسيار از آمريكا دست به اعزام چهارهزار نفر قشون به كره زد تا آمريكا را در جنگ عليه كره يارى دهد و اين كار عليرغم مهارت ارتش تركيه منتهى شد به قربانى كردن و فدا ساختن تمامى آن چهارهزارتن رزمنده ارتش تركيه. اگر در سال ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳ تركيه زير بار اراده آمريكا بر جنگ و اشغال عراق مى رفت چه مى شد؟ نخست آن كه اين ملت مسلمان همسايه سوريه و عراق و ايران منفور تمامى سرزمين هاى اسلامى مى شد. دوم آن كه چون ديگر مؤتلفان تلفاتى سنگين مى داد. سوم آن كه سرباز ترك مسلمان سنى در بغداد و ديگر شهرها، در روياروئى با مردم سنى يا شيعه عراق دچار عذاب وجدان مى شد. چهارم آن كه دوستى با ايران كه تجارت مهمى با آن كشور دارد ضايع مى شد و پنجم آن كه قيام هاى اسلامى در تركيه و حركات تروريستى بس بالا مى گرفت. تركيه با امتناع خود از گسيل قشون به عراق نشان داد كه كمك آمريكا شرط بقاى آن كشور نيست و اين رأى مردم است كه تركيه را تركيه مى سازد و ديديم كه آمريكا هم از آن همه قشون مؤتلفان سود نبرد و عراق اشغال شده نه به دموكراسى رسيد و نه به استقلال. زيرا اگر عراق دموكرات و مستقل بود مؤتلفان آنجا نبودند و به خصوص اگر عراق مستقل بود وزيرخارجه فرانسه برنارد كوشز اخيراً اظهاراتى در زمينه رفتن نورى الملكى نخست وزير عراق و برآمدن فرد ديگر به جاى او نمى كرد (كه البته عذر خواست- جرايد) جالب است كه وزيرخارجه فرانسه عذر خواست ولى رئيس جمهور سركوزى گفت او مأموريت خود را خوب انجام داده است. (از نطق او در مجمع ديپلمات هاى فرانسه ۲۸/۸/۲۰۰۷).
در اينجا بايد به چند عامل در توفيق مردم و دولت تركيه به حفظ و حرمت دموكراسى و در حفظ و حرمت دين تكيه كرد و نقش مثبت ارتش و كف نفس سران آن را بازشناخت و سرانجام قبول كنيم كه بدون تكيه بر حرمت استقلال سياسى هيچ ملت و مملكتى روى پا نمى ايستد. دولت تركيه با كمك ارتش تركيه و با مدد از درك سياسى صحيح اكثريت احزاب اسلام گراى با مهارت دست رد بر دخالت خارجى و متعصبان داخلى نهاد. اين است كه در آغاز نوشته گفتيم اگر بگذارند دخالت گران و اگر بگذاريم ما متعصبان راه به حل آبرومندانه همه مسائل ايرانى داريم.
و چون سخن از ارتش تركيه پيش آمد خود به خود با ياد ارتش ايران كه در دوره رضاشاه قرار بود در همان خط حرمت دين و استقلال وطن پيش رود لازم مى آيد از خود بپرسيم كه چرا ارتشيان ايران در آن دوره قبل از انقلاب رأى نمى دادند ولى سران برجسته حق اشتغال به مقامات مهم سياسى از نخست وزيرى و وزارت گرفته تا استاندارى و سفارت و مانند آن را داشتند؟ (۱)
و چرا در انقلاب اسلامى ايران گزارش يا اعلاميه فرماندهان عمده ارتش ايران در بيطرفى و صحيح تر بگوئيم در پيوستگى به حركت مردم موجب اعجاب در بعض محافل شد و چگونه شد كه همسايه ما تركيه توانست از اسلام ابزارى براى رفتن به دموكراسى بسازد و ما از ارتش و از اسلام در جهت عكس بهره برديم. كه اگر مى گذاشتند كه اگر مى گذاشتيم چنين نمى شد.
البته تصور اين كه ايران و تركيه را مى شود به دليل اشتراكات اسلامى با هم مقايسه كرد باطل است. ترك ها مردمى اند كه امپراتورى اسلام را ساقط كردند ولى اسلام را پذيرفتند و از اين طريق بود كه به امپراتورى عثمانى رسيدند ولى اين عثمانيان با زمانه متحول نشدند و تعصبات دينى مزيد تعصبات قومى آنها شد. ولى ترك ها مردمى اند كه كاركن و تاجرند و استقلال طبع بسيار دارند و در اين سال هاى ۲۰۰۳ به بعد نشان دادند كه اصرارى عميق دارند و تا دموكراسى را نه به زور ميليتاريسم بلكه به مدد ارزش هاى مثبت فرهنگ دينى- ملى و به هر حال در پناه و به وسيله يك حكومت برآمده از اراده مردم در راستاى قانون اساسى ترميم و اصلاح شده مستقر كنند.
ما در ايران به چنين مهارت سياسى دست نيافتيم. شايد به آن دليل است كه ما در ريشه ها ملتى جهانگشائيم (۲) و نيز هرگز بعد قبول اسلام از قدرت سياسى امپراطورى اسلام مستقل نشديم هر چند با تشيع استقلال طلبى كرديم ولى عليرغم انقلاب مشروطه نقاربين اصحاب دين و قدرت سياسى مركزى به جا بماند و اين دو با هم به قصد رفتن به آرمان هاى مشروطه ازدواج نكردند. خشم و فاصله ميان فرهنگ دينى ما و فرهنگ تجددمان (و اين كه گروهى تجدد را با آزادى يكى دانستند) جامعه را دو شقه كرد به طورى كه نه حرمت مشروطه به جاى ماند و نه مشروعيت حلال مشكلات مى شد.
خوب كه بنگريم اين نقار درون ما را از هم جدا كرد و به ديگران هم نزديك نشديم. به همين دليل است كه امروز جاى خود را در خانواده ملل گم كرده ايم. وقتى نفت نبود و درآمد نفتى نداشتيم اگر به جهانگشائى دست نمى زديم (از آن جمله جهانگشائى هاى ناپايدار و سودآور موقت عهد نادرشاه) وامى مانديم و وقتى قدرت جهانگشائى نداشتيم عرصه تاخت و تاز ديگران مى شديم. اما همين كه به ظاهر تجدد و مشروطه و عوايد روزافزون نفت رسيديم چنان غرورى به ما دست داد كه خود را در عداد دارندگان تمدن بزرگ يافتيم و از سر تنبلى مرتباً پول آسان درآمد نفت را حاصل كار خود دانستيم و اين تازه يك گوشه از كار ما بود و امروز كه جمعيت كشورمان از هر زمان بيشتر است و نيز درآمدمان از نفت؛ به بهانه هاى واهى باز غرور منتهى به دروغ دست از ما برنمى دارد. اين است كه بيزار از غرب و شرق سركوفته و ملول از تجدد و دموكراسى بيزاريم و خيال مى كنيم به صرف ادعاى صنعتى شدن واقعاً صنعتى داريم و نمى خواهيم بدانيم چرا با آن همه ثروت چهارده درصد هموطنان در زير خط فقر زندگى دارند و چگونه بيداد جاى داد را گرفته است و چرا ما را وانمى گذارند به خودمان و ما خود نمى گذاريم (۳) كارمان منتهى به وفاق ملى رسد.
***
برگرديم به اصل مطلب؛ تركيه به شيوه اى از وفاق ملى دست يافته كه قابل تحسين است آنها كه از غرغر و نارضايتى نظاميان در تركيه دم مى زنند كه دير يا زود كودتا مى كنند از تاروپود اين وفاق ملى منتهى به دموكراسى بى خبرند. سال هاى دراز اين رهبران ترك مسلمان براى رسيدن به فضاى سياسى امروز كار كردند. نشانه اعتماد به آنها همان بالا رفتن ارزش پول تركيه است. اگر اتفاقى غير عادى پيش نيايد، تركيه نمونه اى خواهد شد براى سراسر سرزمين هاى اسلامى و اين اول بار نيست زيرا در عهد گسترش نظام هاى دولت- ملتى اين تركيه نه تنها توانست نمونه ترقى باشد بلكه قادر شد در ميان ملل مبارز عليه كمونيسم شوروى مقامى پر اعتبار كسب كند. آن بلاها كه در زندان ها به سر امثال ناظم حكمت ها (۴) آمد مانع وفاق ملى نشد زيرا مردم تركيه قدر امنيت و كار و كسب را مى دانند و به بهانه آسان طلبى هاى نفتى يا تعصبات، وفاق ملى را نابود نكردند.
لور مارشان گزارشگر فيگارو (۳۱/۸/۲۰۰۷) از اين كه همسر رئيس جمهور جديد كه عادت به روسرى دارد و نه عادت به توسرى و در فلان مراسمى رسمى شركت نكرده است ناراحت است بايد پرسيد آن همسران رؤساى ممالك كه جز اين كردند و تا حد يك ستاره سينما پيش رفتند كدام گره از كار مملكت گشودند و بگذاريم مردم تركيه به مشكل برسند. كه بس است اين دخالت هاى بى حد و مرز.
سولى اوزل مى نويسد عبدالله گل رئيس جمهور تركيه با تركيب و معجونى از اسلام و اقتصاد آزاد سرمايه دارى و دموكراسى تركيه را به ترقى و توسعه سوق مى دهد. چنين باد. كه قيمت خانه به همسايه هم هست.

پانويس:
۱-يك بررسى مقدماتى وسيله نگارنده در باب «بازشناسى ارتش ايران» انجام شده كه به اقتضا و مصلحت سردبير محترم روزنامه احتمالاً چاپ خواهد شد.
۲-نك: قدرت سياسى در ايران و تلاش هاى دموكراتيك. مجله كاوه پائيز ۲۰۰۵- نگارنده و نيز در مجله فرانسوى زبان- شرق و اروپا.
۳-رجوع كنيد به كتاب نامه ها: حاوى جو دولتى آغاز جمهورى اسلامى. از آقاى ابوالحسن بنى صدر.
۴-شاعر بزرگ چپ گرا و ميهن دوست تركيه كه سال هاى دراز در زندان بود.
۵-استاد دانشگاه BILGI تركيه- نك روزنامه صباح.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
ورزش
خاطرات
از لابلاى متون
با نيمروز
آخر هفته
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   طنز   •   از شما چه پنهان   • 
•   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   •   ورزش   • 
•   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   با نيمروز   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   • 
•   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •